قطعنامـه‌ « حقـوقـی » اما فـاقـد تـوان «اجرایـی »


اردشیر زارعی‌ قنواتی


جمعه گذشته با تصویب طرح پیشنهادی « توقف شهرک ‌سازی در مناطق اشغالی فلسطینی» برای سازمان ملل متحد و همچنین جایگاه « حقوق بین‌الملل » روزی تاریخی به حساب خواهد آمد. چالش ‌های حول این قطع‌ نامه که ابتدا در روز پنجشنبه از سوی جمهوری مصر به شورای امنیت ارایه شده بود و تنها چند ساعت قبل از رای‌ گیری با فشار رژیم اسراییلی و رایزنی‌ های سه‌ جانبه  بنیامین نتانیاهو نخست ‌وزیر راست ‌گرای تل‌آویو، عبدالفتاح السیسی رییس‌ جمهوری مصر و دونالد ترامپ رییس‌ جمهوری منتخب امریکا، که از روز ٢٠ جنوری ساکن کاخ سفید می ‌شود، پس گرفته شد، به‌ نوعی یک پیروزی برای بی‌ بی و ترامپ تلقی شد.
اما بقیه کشورهای عضو شورای امنیت که این ‌بار عزم دولت روبه ‌پایان  باراک اوباما را برای استفاده‌ نکردن از «حق وتو» درباره قطع‌ نامه می‌ دانستند، بعد از مهلت ٢٤ساعته مصر، این‌بار از طریق چهار کشور ونزویلا، مالزیا، زلاندنو و سنیگال که در تدوین پیش ‌نویس قطع‌ نامه مشارکت داشتند، طرح را به صحن شورا آوردند. رای مثبت ١٤ کشور عضو شورا و یک رای ممتنع امریکا به ‌نوعی یکی از مصوبات شورای امنیت را رقم زد که با اکثریت قاطع و اجماع عمومی همراه بود و این اجماع جهانی حاوی یک پیام قاطع به طرف اسراییلی است.  هر چند این قطع‌ نامه تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد به تصویب رسیده و اجرای آن یا تعهد طرف اسراییلی به رعایت آن « الزام‌آور » است، اما به دلیل نبود اراده واقعی در عرصه جهانی به نظر نمی ‌رسد چندان قابلیت اجرایی داشته باشد. اسراییل در طول چند دهه اخیر نشان داده است به همه قطع‌ نامه ‌های تصویبی شورای امنیت بعد از جنگ شش ‌روزه ١٩٦٧ ترسایی با اعراب، هیچ اعتنایی نداشته و همیشه با نادیده ‌گرفتن این قطع‌ نامه ‌ها بر خلاف آن عمل کرده و هرگز هم با مجازات و تنبیه بین‌المللی روبه‌ رو نشده است.
از طرف دیگر، تصویب قطع‌ نامه در شورای امنیت تنها گام اول برای تعیین یک چارچوب حقوقی الزام‌آور تلقی می‌شود و به لحاظ حقوقی و طبق منشور همین سازمان در صورت رعایت‌نکردن آن هرگونه مجازات و تنبیه علیه کشور یا فرد خاطی مستلزم تصویب دوباره قطع‌ نامه‌های جدید در همین شورا خواهد بود. از آنجا که بلافاصله بعد از تصویب این قطع‌ نامه در شورای امنیت دونالد ترامپ به عنوان رئیس‌جمهوری بعدی امریکا در یک واکنش خشم‌آلود ضمن محکوم‌کردن آن و تهدید سازمان ملل متحد، در توییتی نوشت «پس از ۲۰ ژانویه، امور در سازمان ملل به گونه دیگری خواهد گذشت»، به نظر نمی‌رسد روند و مکانیسم حقوقی شورای امنیت برای ضمانت اجرائی قطع‌ نامه به فعل درآید.
از طرف دیگر، برخورد بسیار خشم ‌آلود نتانیاهو و دیگر مقامات اسراییلی هم نشان می ‌دهد آنان تحت هیچ شرایطی نه ‌فقط خود را ملتزم به رعایت این قطع‌ نامه نمی ‌دانند که به احتمال زیاد در روزهای آینده در اقداماتی تلافی‌ جویانه مجوزهای بیشتری برای ادامه شهرک ‌سازی‌ های تازه در مناطق اشغالی فلسطینی صادر خواهند کرد. واکنش بسیار منفی رهبران کنگره امریکا، از جمله پل رایان رییس‌ جمهوری‌ خواه مجلس نماینده گان امریکا، در محکومیت این قطع‌ نامه و حتا لجن‌ مال‌ کردن دولت اوباما به‌ دلیل استفاده‌ نکردن از حق وتوی خود، گویای عزم دولت ترامپ در تقابل با این قطع‌ نامه و همراهی کامل با سیاست ‌های دولت دست ‌راستی نتانیاهو خواهد بود.  
با اینکه تصویب قطع‌ نامه محکومیت شهرک ‌سازی در مناطق اشغالی (کرانه‌ باختری و شرق بیت ‌المقدس) هیچ ‌گونه ضمانت اجرایی در وضعیت موجود ندارد، اما به لحاظ حقوق بین‌الملل یک سند معتبر بین‌المللی تلقی می ‌شود که حتا از سوی دولت فلسطینی و نهادهای حقوق ‌بشری می ‌تواند در ارایه دادخواست برای اقامه دعوی علیه اسراییل در دادگاه‌های بین‌ المللی و حتا دادگاه‌های ملی در بعضی کشورها مورد استناد قرار گیرد.
از آنجا که مکانیسم‌ های حقوقی در دادگاه‌ های بین‌المللی و ملی در دیگر کشورهای تابع حق وتوی هیچ قدرتی نخواهد بود و به ‌نوعی مكانیسم‌ های حقوقی دموکراتیک ‌تری را نماینده گی می ‌کند، در واقع زنگ خطر اصلی است که در آینده می ‌تواند رژیم اسراییلی را تهدید کند. نتانیاهو و دولت او از همان ابتدای بحث طرح این قطع‌ نامه و سپس بعد از تصویب آن به ‌صراحت ضمن محکوم ‌کردن آن، موضع شفاف خود را در بیانیه دفتر نخست ‌وزیری مبنی بر اینکه «اسراییل این قطع‌ نامه ضد اسراییلی سازمان ملل متحد را رد می‌ کند و خود را ملزم به رعایت مفاد آن نمی ‌داند»، اعلان کرده‌اند. بنابراین به نظر نمی ‌رسد تصویب قطع‌ نامه جدید شورای امنیت تغییری در سیاست غیرقانونی گسترش شهرک‌ سازی اسراییل در مناطق اشغالی فلسطینی به وجود بیاورد و این مصوبه برای طرف فلسطینی فقط یک دستاورد حقوقی و سمبولیک خواهد بود که در آینده در صورت تغییر در مناسبات قدرت جهانی بتوانند با استناد به آن به بخشی از حقوق پایمال ‌شده خود دست یابند.
در روزهای آینده باید در انتظار یک جنگ دیپلوماتیک گسترده بین رژیم اسراییلی با دولت روبه‌ پایان اوباما بود که در آخرین روزهای کاری خود گویا تصمیم گرفته بعضی از اقدامات و توهین‌ های « بی ‌بی » را تلافی کند. به‌ همین ‌دلیل هم ‌اکنون بهترین فرصت برای حامیان فلسطینی ‌ها در مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل متحد است که تا قبل از ٢٠ جنوری طرح یک قطع‌ نامه برای به‌ رسمیت ‌شناختن دولت مستقل فلسطینی را به صحن شورای امنیت ببرند.
موضوع به‌رسمیت ‌شناختن دولت مستقل فلسطینی در سال ٢٠١٦ترسایی در پارلمان بعضی از کشورهای اروپایی به تصویب رسیده است و این مجموعه در شورای امنیت نمی ‌تواند مخالفتی با این موضوع داشته باشد. چین و روسیه نیز به عنوان دو عضو دایمی دارای حق وتو نه‌ فقط مخالف طرح به ‌رسمیت ‌شناختن دولت مستقل فلسطینی نیستند که معمولا همیشه به عنوان دوستان تاریخی فلسطینیان شناخته شده‌اند. از طرف دیگر، هم‌اکنون ترکیب اعضای غیردایمی که حداقل پنج کشور آن در تدوین قطع‌ نامه جدید شورای امنیت مشارکت عملی داشته ‌اند، به نفع فلسطینی‌ها خواهد بود.
نقطه ابهام بازهم به موضع تعیین ‌کننده امریکا برمی ‌گردد که تا حدودی به نظر می ‌رسد باراک اوباما در آخرین روزهای کاری خود تصمیم گرفته است با چالش ‌گری علیه  بی‌بی، توهین‌ های چند سال اخیر او را تلافی کند. چنانچه شورای امنیت به سطح این بازی بزرگ برای طرح و تصویب قطع‌ نامه برای به‌ رسمیت ‌شناختن دولت مستقل فلسطینی برسد، قادر خواهد بود التزامات حقوقی همین قطع‌ نامه را نیز برای آینده تضمین کند.

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۳/ ۱۶ـ ۲۴۱۲

صدای زن ، صدای آزادیخواهی وعدالت است

 

نادیه کوچی  

زن مادراست، برای اینکه زن شهکارخلقت است و به حیث یک قشر متحرک جامعه که آینده اجتماعی  در دستان آنها شکل می گیرد و درایجاد ارزش های مدنی و اجتماعی نقش اساسی دارد. زن نخستین مسوول ایجاد گری درخلقت پیدایش انسان و تشکیل جامعه به مثابه معمار آفرینش های انسانی و اولین معلم فرزندانش ، نقش فزاینده ای را در سرنوشت خانواده وجامعه ایفا می کند که موجودیت ،هویت و اهمیت این موجود مهم هستی به صورت مستقیم وغیرمستقیم در جامعه متبارز است .

همین مادراست که با دستان توانای خود تهداب فامیل ، از فرد گرفته تا خانواده و شیرازه حیات اجتماعی را با شیره جان خود ، گوشت و پوست و استخوان خود اساس می گذارد . این مادر است که نموی جسمی ، بنای رشد فکری و اساسات شخصیت فرزندان برای ساختار خانواده وجامعه به آفرینش های خلاقانه او مربوط می شود بنابر آن مادر زمینه ساز رشد فکری ، و پایه گذارهستی مادی ومعنوی جامعه بوده که با استعداد نهادینه خود می تواند ازدنیای کهن جهانی نو بسازد ولی بدبختانه در کشور ما ، از دیر زمانیست که مردان اولتر از همه مادران خود را بدست خود تیر باران می کنند،  خواهران خود را سنگ سار و همسران خود را به آتش جهالت می سوزانند. از همینجاست که پای تجاوز دشمنان افغانستان وخارجیان بر نوامیس ملی کشور دراز می شود.

 زن خواهر است

این که برای تامین حقوق مدنی و اجتماعی در صحنه سیاسی ، اجتماعی وساختار جامعه درکنارمردان حضور فعال و اساسی داشته و آزادی یکی ازمهم ترین خواست های اساسی قشر زن را تشکیل می دهد .نقش مبارزات زنان در جنبش های نجات بخش ملی  ، حماسه آفرینی و قهرمانی زنان در هرکجای جهان و به خصوص درافغانستان پررنگ و جاودانی است .

تاریخ جنبش زنان جهان گواه آنست که زنان آگاه ، خردمند و متفکر برای اعاده حقوق مساوی با مردان در هرکجای جهان و در هرزمانی راه روشنگری و مبارزه برای آزادی صلح و دموکراسی را شجاعانه در پیش گرفته و در طول تاریخ برغم قربانی های فراوان توانسته اند که همراه با مردان در سنگرهای مبارزه آزادی خواهی وجنبش های آزادی بخش پرچم رزم و آزاده گی را بر افراشته نگهدارند .همچنان در عرصه اقتصادی وساختارهای زیر بنایی ،دربخش های زراعت و صنعت در مزرعه و کارگاه  چرخ تولید و تدارک با دستان پرتوان خواهران ما در چرخش بوده که خلاقیت وشایسته گی ، آفرینش ها وارزش های والا ی زن در سیمای جهان مشهود است . زنان قهرمان در عرصه اجتماعی بر علاوه نیروی تولیدی و رفاهیت در سنگر تعلیم و تربیت علی الرغم مشکلات ومصایب به سوی پیشرفت و ترقی ره گشوده  اند تا جنبش های فکری را بوجود آورده و آنرا رهبری کرده اند . بآنکه کوردلان سیه اندیش در کشور ما صدای آزادی وعدالت را کشتند ولی خروش همبسته گی زنان رنجدیده کشور قلب صدها هزار زن چیزفم را در پرتو مبارزات عادلانه و داد خواهانه روشن و پر تپش می سازد تا جنبش زن این رسالت عظیم را به پیروزی نهایی برساند .

زن همسر است

یعنی که زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق پاک  و عطوفت وچشمه عنایت است . زن به مثابه شریک زنده گی ، همکار نزدیک و آیینه دار مردان بوده که هویت وارزش زن در همیاری با مردان متبارز است . زن همراز ، و تکیه گاه مطمین همسردر دشوارترین شرایط زنده گی می باشد .این موجود بی همتا و مصیبت زده  مهمترین وعالی ترین خادم خانواده وخوب ترین خدمتگار فرزندان ودلسوز ترین عنصر پاکیزه برای همه افراد جامعه است . زن بهترین پرستار برای همسرش در صعب العلاج ترین بیماری ها ی جسمی و روانی و طبیب خاطر همیشه گی آن می باشد . زیرا توجه وسازماندهنده گی زن است که شیرازه فامیل بنا گردیده و به رشد می رسد . با اینهمه خوبی ها وبرازنده گی زن و دیگر آفرینش ها و ارزشهایی که دارد ، در کشور ما فرا راه زن مشکلات شدید وجود دارد که نگران کننده هست و به جرم زن بودنش ، تعین جنسیتی ، خشونت ، محروم ساختن از حق تحصیل و تعلیم ، بالاخره خشونت و چرخش های عقب گرایی شیرازه ارزش های حقوقی و شخصیتی زنان را به سوی نابودی می کشاند . ما به کشوری تعلق داریم که جامعه درگیر ناهنجاری های اجتماعی بیش ترین قربانی خود را از قشر زن می گیرد در کشور عقب نگهداشته افغانستان از قرن ها بدینسو بدبختانه سنگ های آسمانی و زمینی بر سر زن می بارد. درین کشور زنان در اثر ناهنجاری های اجتماعی ، روش های سنتی دیرینه ، بهانه های مذهبی و مزخرفات کهن مرد سالاری در اسارت گاه جهل ، مرض ، فقر توام با ظلم و نا امنی نگهداری شده و همواره آماج تجاوز، ترور ،تعرض ، توهین ، تهدید ، تحقیر خشونت و برخوردهای زن ستیزانه قرار داده می شود .

در کشورما آتش جنگ چهاردهه پیکر شریف این قشر بی دفاع وطن را همواره می سوزاند که در اثر آن صدها هزار زن بی خانمان در هجرت و آواره گی ومیلیون ها زن دیگر در داخل کشور گویا در زندان عموم ملت بسر می برند .صدها هزار زن و دختر معصوم و پاکنهاد از حق کار تحصیل و تعلیم محروم ساخته شده و هزاران زن دیگر به حالت بی سرنوشتی به اتهام جرم در زندان ها نگهداشته می شوند .

در اکثر نقاط دور افتاده کشور که مردم از سواد بهره ی نداشته  زنان در زیر پاشنه های خونین مرد سالاران زن ستیز و شرایط هولناک و انگیزه های سنتی بدوی درمیان مرگ و زنده گی نفس می کشند . مظالم ارباب رعیتی وعنعنات قبیله ای ، کمبود فهم عمومی و نبود تحصیلات عالی ملاها در قرا و قصبات ، سرنوشت زنان را به چالش می گیرد. در محیط تسلط عقب گرایان مذهبی که اخیراً وهابیت و روش های دیوبندی وغیره در آن نفوذ کرده است جزیی ترین حرکت و انگیزه آزادی خواهی برای زنان بنام الحاد و بی دینی سرکوب میشود ودر اینگونه شرایط زنان فاقد صلاحیت واختیار خود بوده سرنوشت آنان بدست زورمندان عقب گرا و محافظه کار رقم زده می شود . مساله بیکاری جوانان ، فقر شدید و شرایط کمر شکن طویانه وحق مهر در نظام فرتوت فیودالی و پدرسالاری زمینه ازدواج را برای دختران و پسران همچون معاملات بازار که برخلاف تمام حقوق و کرامت انسانی هست مشکل آفرین و طاقت فرسا ساخته است . گذشته از آن تاسف انگیز است که در محیط عقب مانده هرگونه خشونت بر زنان روا و هرگونه حق خواهی نا روا وکفرآلود خوانده می شود . بآنکه اخیراً درچشم انداز اوضاع  ظاهراً تصویری از تغیرات در زنده گی زنان دیده می شود ولی دولت موجود با پایه های لرزان که در نفس آن عنصر بی عدالتی، قانون شکنی ، رشوت، اختلاص ، زورگویی، خود محوری، خود خواهی، حق تلفی ، ظلم با پدیده عقب گرایی و تعصبات جنسیتی وجود دارد و هم از طرفی دوام جنگ چار دهه در کشور شرایط زنده گی را برای زنان بدتر از گذشته دشوار ساخته است و برطبق آمار نهادهای بین المللی وحقوق بشر جهانی سالانه صدها زن در اثر خشونت مردان به کام مرگ فرو می روند. در حال حاضرفضای خانواده در جامعه عقب گرا در واقع جولانگاه زور آزمایی زن ستیزان با زنان است . ای کاش مردان زورمند تمام نیرو و امکانات شان را به جای زور آزمایی با زنان در راه دفع و طرد دشمنان وطن وخنثی کردن دسایس متجاوزین و مداخله گران بکار برده و برای نجات وطن از حالت جانکاه کنونی می شتافتند .تا زنان ومردان کشور در زیر سایه صلح و آرامش و در فضای تفاهم و همفکری چرخ زنده گی خانواده و اجتماع را با مشارکت همدیگر به پیش می بردند .

درحال حاضر زنان افغانستان یگانه راهی را که در پیش دارند همانا کسب سواد تعلیم و تربیه و تشخیص دوستان و دشمنان داخلی وخارجی کشور است که برپایه درک از واقعیت های تلخ جامعه به جست و جوی راه حل ها در امر بسیج زنان درجنبش سرتاسری که تکیه گاه اصلی زنان را تشکیل می دهد مبارزات داد خواهانه زنان شکل بگیرد.

زنان رنجدیده کشور همان طوری که آزاد بدنیا آمده اید برای آزادی خود متحدانه ، جسورانه و آگاهانه برزمید.

زن هموطن ! تو متاع بی جان نیستی هیچ چیزی در جهان برابر با ارزش های انسانی تو شده نمی تواند، مقام و موقف والای تو مادر ، خواهر وهمسر بالا تر از همه ارزش های انسانی است . تو به مثابه فرزند آدم دارای وصف عالی انسانی هستی . مگذار که انسان های کوردل و عقب گرا بنام پاک وعواطف پاکدامنی تو معامله کرده و با حیثیت تو بازی کنند . نگذار که نقش و موقف عالی ملکوتی تو زن هموطن را با آرمانت وسازمانت در جامعه کمرنگ سازند . تو همراه با متحدین ات در وجود سازمان دادخواهانه خود می توانی ازحق مشروع و قانونی خود دفاع کنی صدای آزادی وعدالت را درگوش جهانیان برسانی در آن صورت پیروزی از آن تو خواهد بود.

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۱۶ـ ۲۴۱۲

خطر داعش برای روسیه و چین

داعش همچنان در مناطق مختلف جهان عرب به پیش می ‌رود تا جایگزینی برای همه گروه‌های افراطی باشد. این تشکیلات سال گذشته در افغانستان ظاهر شد و به قصد تسلط بر طالبان با این جریان وارد جنگ شد. کما اینکه این تشکل در تاجیکستان در همسایه گی افغانستان نیز خودی نشان داد و دولت‌های عضو سازمان شانگهای را بر آن داشت تا با برگزاری دیدارهایی شتابزده، خطر داعش را در منطقه بررسی کنند. سال گذشته روسای این سازمان در روسیه گردهم آمدند و بر این نکته تاکید کردند که باید امنیت اعضای شانگهای و به ‌خصوص مرزهای شش دولت (روسیه، چین، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان) را تامین کرد. به نظر آنها  وخامت اوضاع درافغانستان بسیار نگران ‌کننده شده است.
در‌همین ‌رابطه روسای سازمان پیمان امنیت جمعی شامل ارمنستان، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، روسیه و تاجیکستان هم نشست دیگری برگزار و در مقابل چالش‌ ها و مخاطرات آینده با تمرکز بر تحولات آسیای‌میانه، به ‌خصوص دو کشور تاجیکستان  و افغانستان تدابیری را اتخاذ کردند. آنها همچنین ١٠ سند همکاری امضا کردند که هدف اش کارآمد کردن همکاری‌ های نظامی و امنیتی بین دولت‌ های عضو این سازمان و نیز توسعه کمک‌ های مسکو برای تربیت و آموزش کادرهایی در زمینه‌ های امنیتی، دفاعی و نیز توسعه پایگاه‌های نظامی روسیه در این کشورها بود.
تاجیکستان در فضای مشترک سازمان پیمان امنیت جمعی، کمربند امنی به حساب می ‌آید که برخی اطلاعات دریافت ‌شده از این کشور موجب نگرانی شده است چراکه نشان می‌ دهد گروه‌های افراطی و در راس آنها داعش در مرزهای تاجیکستان  و افغانستان به ‌شدت در حال رشد هستند  و از حمایت طالبان در افغانستان و پاکستان نیز بهره می‌ برند تا بتوانند با نظام‌ های سکولار باقی‌ مانده از دوران شوروی سابق به چالش برخیزند. همان ‌طور که روزگاری از شبه‌ نظامیان افراطی برای مقابله با شوروی در افغانستان استفاده می ‌شد، اکنون دولت‌های غربی نیز می‌کوشند از همین وسیله برای مقابله با روسیه و چین ( دو کشوری که رهبری تمامی مخالفان نظام تک‌ قطبی را برعهده دارند) استفاده کنند. در چین و روسیه اقلیت‌های مسلمانی هستند که از آنها برای هدف قراردادن ثبات داخلی این کشورها استفاده می‌شود. از همین‌ جاست که گروه‌های داوطلب به‌جای عراق و سوریه به کشورهای آسیای‌ میانه یا روسیه فرستاده می ‌شوند.
چندی پیش روزنامه « گاردین » در گزارشی نوشت: گروه داعش بر حجم کارهای تبلیغاتی خود افزوده و یک کانال جدید به نام « فرات میدیا » به زبان روسی دایر کرده است. این تشکیلات همچنین اعلام کرد، قصد دارد امارتی را در شمال قفقاز در داخل روسیه تاسیس کند. بخش تبلیغاتی این گروه هم فیلمی را منتشر کرد که به ‌صورت حرفه ‌ای تهیه شده بود و از « واحد مجاهدان قفقاز» سخن می ‌گفت و شامل گفت‌ وگوهایی با افراد مسلحی بود که در عراق و سوریه بودند. آنها به زبان روسی صحبت کرده و می‌ گفتند، قصد دارند دوباره به کشورشان برگشته و آن را از لوث شرک و سیکولاریسم پاک ‌سازی کنند.
همین امر موجب شد تا نگرانی از احتمال شروع کار داعش در روسیه افزایش پیدا کند. در ماه اگست گذشته چچنی‌ها به یک مرکز بازرسی پولیس در نزدیکی مسکو حمله کردند که به زخمی‌شدن چند نیروی پولیس منجر شد. چندی بعد خبرگزاری روسیه از بازداشت ١٠ نفر از اعضای یک هسته تروریستی مرتبط با داعش در این کشور خبر داد و گفت، آنها برای انجام یک سلسله‌ حملات در مسکو و سنت ‌پیترزبورگ برنامه ‌ریزی کرده بودند. به گفته منابع  روسی، این هسته تروریستی دارای عناصری از برخی کشورهای آسیای‌میانه بوده است.
مشکل اصلی برای دولت‌های عضو سازمان پیمان امنیت جمعی آن است که افغانستان همچنان سرزمینی حاصل خیز برای رشد و گسترش افراط‌ گرایی و تروریسم بوده و به دلیل داشتن مرزهای مشترک بین این کشور و تاجیکستان و برخی دولت‌های آسیای‌ میانه  و چین، انتقال افراطی‌ها از افغانستان به این کشورها امری آسان است زیرا مناطق مرزی این کشور بیش تر کوهستانی بوده و به‌ سختی می‌ توان آنها را کنترول کرد. تاجیکستان از کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی برای کنترول مرزهایش کمک خواسته است.
اما به نظر می ‌رسد الان مقابله با تروریسم تنها منحصر به سوریه شده است . بعد از ورود رسمی روسیه به نبرد در سوریه و ارسال نیروی هوایی به این کشور، چین نیز هواپیماهای« مدل  ١٥ ـ J »  خود را برای مشارکت در عملیات نظامی علیه داعش و بقیه گروه‌های افراطی به این کشور فرستاد. این نخستین‌ بار در تاریخ بود که ارتش چین در یک عملیات نظامی در خاورمیانه مشارکت می ‌کرد. این مشارکت بیان گر عزم جدی پکن برای مقابله با تروریسم است و دولت چین آن را استراتیژی اصلی خود می‌ داند. درواقع هر دو کشور چین و روسیه درک می ‌کنند که هدف تروریسم بوده و پیمان « ناتو» وقتی از گسترش هرج‌ ومرج در مناطق خاورمیانه آسوده‌ خاطر شود، گروه‌های افراطی نظیر داعش را به سمت آنها سوق خواهد داد. شاید به همین دلیل است که چین  و روسیه با دخالت خود در سوریه قصد دارند این طرح را در نطفه خفه کنند./ ش

بامداد ـ سیاسی ـ ۳/ ۱۶ـ ۱۸۱۲

مشاور اسد: نشست مسکو آغاز مرحله‌ ای تازه بدون حضور امریکاست

مشاور سیاسی و رسانه ای رییس جمهور سوریه با تاکید  بر رضایت این کشوراز نتایج نشست سه ‌جانبه مسکو درباره تغییر گفتمان ترکیه در قبال سوریه نیز تصریح کرد که این مساله معلول اوضاع داخلی  و سیاست نادرستی است که انقره را به بن بست کشانده است.

 

بثینه شعبان مشاور سیاسی و رسانه ‌ای بشاراسد  رییس جمهور سوریه تاکید کرد که هماهنگی میان دمشق و هم پیمانانش همیشه گی و روزانه است.

شعبان درباره نشست سه جانبه مسکو میان ایران، روسیه و ترکیه تاکید کرد که جانفشانی‌های ارتش و ملت سوریه و هم پیمانان این کشور سبب شد که این نشست به چنین نتایجی دست یابد و « سوریه نیز با این نتایج موافق است؛ نتایجی که خبر از پایان یک مرحله و آغاز یک مرحله جدید دیگر می ‌دهد»؛ خاصه اینکه امریکا در مرحله حضور ندارد؛ طرفی « که پنداشته می ‌شد همه راه حل ها در دست اوست».

وی در گفت ‌وگو با شبکه خبری « المیادین» در پاسخ به این پرسش که آیا سوریه پس از نشست مسکو و برگزای مذاکرات آستانه به سوی راهکار سیاسی خواهد رفت گفت: « با وجود اختلافات میدانی در نشست مسکو ولی دعوت استفان دی میستورا فرستاده ویژه سازمان ملل چند ساعت پس از این نشست برای مذاکره و اعلام هماهنگی با تیم دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا نشان می ‌دهد طرف هایی که ابتکار عمل را پیش از این نشست در دست داشتند احساس کردند که اگر اقدامی انجام ندهند زمان را از دست خواهند داد».

مشاور اسد با تاکید بر این که پس از نشست مسکو مرحله جدیدی آغاز خواهد شد، درباره پیروزی حلب نیز خاطر نشان کرد که این پیروزی میزان ناراحتی و نگرانی حامیان تروریست ها را نشان داد.

وی درباره قطعنامه ۲۳۲۸ شورای امنیت نیز اظهار داشت که « این قطعنامه درباره اعزام ناظران به شهر حلب صحبت نمی‌ کند و کارکنان سازمان ملل در آنجا حضور دارند و کمک های بشردوستانه را توزیع می ‌کنند، ولی این قطعنامه روند را نظم بخشید و هیچ چیزی جز با موافقت دولت سوریه وجود ندارد».

شعبان با اشاره به آماده گی دولت سوریه برای مذاکره با طرف های مهمی که خواستار دستیابی به راهکار سیاسی هستند که حکومت سوریه آن را وضع کرده، اعلام کرد که دمشق قصد دارد با همه کشورهای دنیا دوست باشد و با هیچ ملتی جز رژیم صهیونیستی دشمنی ندارد؛ زیرا این رژیم خاک سوریه را اشغال کرده است.

مشاور رییس جمهور سوریه ضمن تکذیب هر گونه خطوط تماس مستقیم میان دمشق و واشنگتن، انقره و ریاض، درباره تغییر گفتمان ترکیه در قبال سوریه نیز تاکید کرد که این مساله معلول اوضاع ترکیه و سیاست نادرستی است که انقره را به بن بست کشانده است.

وی درباره آماده گی سوریه برای دیدار با مسوولان ترک گفت: « این مساله مبتنی بر شیوه و در ضمن رفتارهای عملی آنان است... لذا کرامت سوریه در درجه نخست قرار دارد. ما حامی هر چیزی هستیم که کرامت، ملت، وحدت و ارزش خون شهدای آن (سوریه) را حفظ کند».

مشاور اسد ضمن درخواست از مصر برای بازگشت قدرتمندانه به صفوف کشورهای عربی، درباره لبنان نیز اعلام کرد که آنچه برای سوریه اهمیت دارد اصل وجود رابطه با لبنان است.

شعبان درباره احتمال همکاری میان دولت های سوریه و لبنان نیز تاکید کرد: « در سیاست هرچیزی ممکن است ولی بر حسب اصول و دیدگاهی که برای آن در نظر گرفته می‌شود ». / فارس

بامداد ـ سیاسی ـ ۳/ ۱۶ـ ۲۲۱۲

وقتی دولت بریتانیا « بزرگ ‌ترین جنایت ‌کارحقوق بشری » را آزاد می‌ کند از دولت افغانستان چه باید انتظار داشت؟

ملک ‌ستیز

به ‌یاد دارم در اوایل سال ۲۰۰۵  ژورنالیست سرشناس امور بین‌المللی «بی بی سی»  جان سیمپسن (John Simpson) مستندی ساخت از زرداد فریادی و اسمش را گذاشت « بزرگ ‌ترین جنایت‌کار حقوق بشردر افغانستان». این فلم که در سرویس جهانی بی بی سی (BBC World) به ‌زبان انگلیسی به ‌نشر رفت، به‌ سایر ‌رسانه‌های معروف دنیا رخنه کرد و زیادی از رسانه‌های جهانی آن ‌را به‌ نشر رسانیدند. این مستند به‌ گونه کمره مخفی تهیه شده بود که خانه و زنده گی زرداد را در بریتانیا به ‌نمایش می‌ گذاشت. جان سیمپسن که افغانستان‌ شناس خوبی است تلاش کرد نشان دهد که بزرگ‌ ترین جنایت‌ کار افغانستان در جاده‌های لندن آزاد گشت و گذار می‌ کند، درحالی‌ که قربانیان جنایات وی در افغانستان به ‌یاد رفته ‌گان این جنایت اشک می ‌ریزند. این فلم بحث‌های جدی را در دهلیز‌های سیاسی جهان خلق کرد. این فلم دامی شد برای زرداد و این جنایت کار به جنگ قانون درآمد. سپس نهاد های حقوق بشر سازمان عفو بین ‌الملل (Amnesty International)،  دیده‌ بان حقوق بشر (Human Rights Watch) جامعه مردمان زیر تهدید (Society for Threatened Peoples) فدراسیون بین‌المللی حمایت از حقوق بشر (International Federation for Human Rights)  و نهاد بین‌المللی حمایت از قربانیان شکنجه و خشونت (International Rehabilitation Council for Torture Victims) در گزارشات سالانه و اعلامیه‌ های رسمی خود از دست ‌گیری این جنایت‌کار توسط دولت بریتانیا استقبال کرده و تقاضای حکم عدالت بر جنایت کردند.
دادگاه بریتانیا  زرداد را به تخطی آشکار از ابتدایی‌ ترین و اساسی ‌ترین حقوق انسانی یعنی سلب حق حیات انسان‌های بی‌ گناه و بنا بر اسناد و شواهد موجه به بیست سال محکوم به زندان کرد.

مهم ‌ترین اصل در رعایت حقوق بشر عدالت است. وقتی عدالت قربانی معاملات سیاسی می ‌شود، هیچ جایگاهی برای حقوق بشر باقی نمی‌ ماند و حقوق بشر بازیچه‌ یی می ‌شود برای سیاست. میثاق‌ های بین ‌المللی حقوق بشری از دولت‌های می‌ طلبند  تا کرامت انسانی و عدالت را به منابع حقوقی خود به ‌ویژه حقوق شهروندی مبدل گردانند. کنوانسیون منع شکنجه، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون‌های چهارگانه  ژینوا در مورد حقوق بشر‌خواهانه و کنوانسیون بین‌المللی حمایت از مردمان زیر تهدید که دولت بریتانیا به آن‌ها الحاق کرده است، حکم می ‌کند که رعایت و احترام به کرامت انسانی و تامین عدالت قربانیان جنایات حقوق بشری باید هدف اصلی فیصله‌های دادگاه‌ های عضو این کنوانسیون‌ها را شکل دهد.

حالا دولت بریتانیا یک جنایت‌کار جنگی و جنایت‌کار حقوق بشری را در نتیجه  یک معامله سیاسی در دولت دوم آزاد می‌ سازد. این روی‌ کرد دولت بریتانیا برخلاف تمام ارزش‌ های اعلامیه جهانی حقوق بشر، قوانین بین‌المللی، قوانین بین‌المللی حقوق بشری و قوانین بشرخواهانه بین‌المللی تفسیر می‌شود.

این روش دولت بریتانیا صدمه  شدیدی به ارزش‌های حقوق بشر در افغانستان می ‌زند. این کار دولت بریتانیا در حالتی صورت گرفته که هیچ تفسیر حقوقی از این عمل‌ کرد خود بر حکم حاکمیت قانون از دید حقوق بین‌الدول و قانون ملی بریتانیا برای مردم افغانستان به ‌ویژه قربانیان جنایاتی‌که از طرف زرداد صورت گرفته ارایه نکرده است.

این روش محاکم بریتانیا می‌ تواند تخطی آشکار دولت بریتانیا از منشور سازمان ملل متحد نیز تفسیر گردد. منشور سازمان ملل متحد حقوق بشر و تامین عدالت را در مفاد خود به‌ مثابه منابع اصلی به ‌رسمیت پذیرفته است. بریتانیا که عضو دایمی شورای امنیت سازمان ملل متحد است نباید به ارزش‌ها و منابع سازمان ملل و حقوق بین‌الملل آسیب رساند.

بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۱۶ـ ۱۸۱۲