زایش نظم نوین جهانی و شدت عمل امریکا
بخش دوم: ایران دردهنه طوفان

اسد کشتمند
درمدت نه چندان درازی که آقای ترامپ به سریر امپراتوری امریکا تکیه زده است، خلاف ادعاهای وی مبنی برپایان دادن به جنگ ها، اتفاقات ناگوار و تجاوزات زیادی زیادی رخ داده و بیشتر ازهروقت دیگری جهان دچار تشنجات خطرناک شده و درلبه پرتگاه جنگ هسته ای جهانی قرارگرفته است. در حقیقت سیاست کنونی محافل حاکمه امریکا هرازگاهی انواع جدیدی از مقاومت را در برابرخود ایجاد می کند که هرروز جهان شاهد نمونه های آن است. با درنظرداشت ظرفیت های کنونی ، این وضع تاچه زمانی ادامه خواهد یافت؟ آیا موانع عبور ناپذیردربرابرش به زودی تراکم نخواهد کرد؟
یکی دیگر ازخصوصیات سیاست های آقای ترامپ گذشته از ایجاد ابهام و خدشه دارساختن روایت های سیاسی و ایدیولوژیک، پایین آوردن حیثیت واعتبار دیپلوماسی وحتا سیاست های استراتیژیک درسطح اخلاق قمارخانه ها و افراد دروغگو و نیرنگ بازاست. ما مصداق این برخوردرانه تنها درقبال ونزویلا و ایران وجنگ اوکرایین بلکه درباره سایر موضوعات مطروحه جهانی می بینیم.
بازی با ذهنیت عامه مردمان دنیا شیوه شناخته شده دیگری است که به کاربرده می شود. مثلاً طرح تهاجم به مکسیکو وکانادا در کناراهداف تجاوزگرانه امریکا در قبال کوبا ونیکاراگوا وکولمبیا یک جا مطرح می شود تا نوعی عادی سازی نیات امریکا درباره دونوع متفاوت برخورد درقبال این کشور ها یک سان انتقال یابد. درحالیکه بچه های مدرسه ای هم می دانند که ایجاد تشنج و احتمالا درگیری اضافی درمرزهای جنوبی و شمالی ایالات متحده امریکا به نفع هیچ حکومتی که درامریکا برسراقتدارباشد، نیست. امریکا می خواهد در درجه اول کوبا را مورد تجاوزقراربدهد ودردرجه بعدی کولمبیا ونیکاراگوا را تخویف کند؛ مساله مکسیکو و کانادا برای دکور مطرح می شود.
همزمان درجهت عادی سازی تجاوز و قلدری بالاترین حد تلاش درعرصه تبلیغاتی به کار برده می شود. درموارد مشخصی، تبلیغات چنان انبوه و متراکم است که مسایل واقعاً مهم دنیا عادی سازی شده و درحاشیه قرارمی گیرد. تبلیغات بلندگوهای امپریالیستی حساسیت های عمده انسان ها را تغییر داده است مثلاً وقتی امریکا می گوید که درفلان نقطه دنیا باید تغییر رژیم اعمال شود، مخاطبین که درطول سال ها به وسیله رسانه ها مغزشویی شده اند، بلافاصله به سناریوی چنین اقدامی فکر می کنند؛ چگونه، چه زمانی ، با چه امکاناتی ودرکدام مقیاسی این کارصورت خواهد گرفت نه اینکه به چرایی، قانونیت وماهیت چنین اقدامی فکر کنند زیرا زمینه پذیرش سیاست ها در ذهن مردم عادی ازقبل آماده شده است. درمورد ایران اظهارات آقای ترامپ درهفته ها و روزهای اخیر چنان آشفته و درهم برهم است که برای تماشاگران بیرون از صحنه یعنی کسانی که اوضاع جاری را دنبال نمی کنند، مایه تعجب می شود.
درچنین وضعی نشانه های پایان حکمروایی بی رقیب امپراتوری امریکا حرص بیشتر جهان گشایی را در وجود این مرکز تجاوز وزورگویی تقویت کرده و درمقاطع مختلف ودرمقیاس های گوناگون و متنوع ما شاهد این وضع هستیم. باتوجه به این علایم که چندان پوشیده هم نیست، این حرص پایان ناپذیرچنان شدید است که به طور اجتناب ناپذیری باعث عجله مراکز قدرت برای تغییرسرنوشت محتوم افولی را نشان می دهد و درنتیجه بار بزرگی از اقدامات وتلاش های غیرمترقبه برشانه هایش سنگینی می کند؛ ونزویلا، ایران، گرینلاند، کانادا، مکسیکو، کوبا، نیکاراگوا، کولمبیا، و مسایلی باقی مانده ازگذشته که می توان از معضلات جنک اوکرایین، مسایل چین، کوریای شمالی، نسل کشی درغزه، جنجال های سوریه، عراق، افغانستان، لبنان، یمن، بخشی ازکشورهای افریقایی وغیره نام برد. طبیعی است که درمیان این همه « معضلات » (برنامه های تجاوزی و خرابکارانه) تراکم تبعات و پیامد های آن دربرابرتصمیم گیرندگان قرارمی گیرد که امکان بسی اشتباه محاسباتی رابه میان می آورد. مثلاً حوادث اخیر نشان داد که عاملین ومسوولین این وضع که غره ازنیرومندی خویش هستند، درچنین مواقعی مقاومت و توانایی طرف مقابل در صحنه عمل را دست کم می گیرند و یا توان درک آن را ندارند که نمونه روشن آن را محتملاً درایران خواهیم دید.
برخورد کاملاً نامطمین، نمایشی- تعرضی ومتکی برگزافه گویی و گاهی هم دروغگویی دستگاه اداره آقای ترامپ باعث آن شده است که درمراکز عمده تصمیم گیری طرف مقابل (عمدتاً روسیه و چین) بیشتر ازهروقت دیگری درفکر مقابله با اقدامات بسیار دور از تخیل روزمره وغیرمترقبه آن باشند. به ویژه چین دراین زمینه، برخلاف شیوه سنتی ومتعارف خویش، شیوه ارایه جواب قاطع و فوری رادرپیش گرفته و هربارصدمات زیادی به این سیاست وشیوه برخورد ناسنجیده امریکا وارد می کند. استفاده ازمانور و ابهام درگفتار و کردارامریکا، دیگر نمی تواند طرف مقابل را اغفال کرده و از آمادگی برای مقابله با سناریوهای افراطی بازدارد؛ چنین وضعی نهایتاً ساحه مانورامریکا را محدود می سازد. بکاربست این سیاست را دقیقا درمورد ایران می توان دید.
امروزه ایران در برهوت انتظارهولناک یک تهاجم تمام عیار بزرگترین نیروی نظامی دنیا قراردارد. دیده شود که جابجایی نیروها و انتقالات عظیم نظامی امریکا پیرامون ایران، می تواند به تهاجم و رودررویی بیانجامد وعلیرغم خطر بزرگی که بیشتر به یک قمار شباهت دارد و ابهت و نام و نشان امریکا را تهدید می کند، بازهم به این حمله مبادرت خواهد شد، یا یک نمایش عظیم پرمصرف درجهت ارضای روانی محافل جنگ طلب و نمایش بازوهای خود برای ارعاب خلق های منطقه خواهد بود؟ چنانچه امروز(۲۵/ جنوری ۲۰۲۶) نیروی هوایی ایالات متحده امریکا اعلام کرد که در آستانه آغاز یک رزمایش آمادگی چند روزه در سراسر خاورمیانه است « تا توانایی استقرار، پراکندگی و حفظ نیروی هوایی رزمی» در منطقه را نشان دهد. در بیانیه ای که توسط مرکز نیروهای هوایی ایالات متحده (AFCENT) منتشر شد، آمده است: « این رزمایش با ایجاد حضوری معتبر، آماده برای نبرد و مسوولانه که برای جلوگیری از تجاوز، کاهش خطر اشتباه محاسباتی و اطمینان بخشی به شرکا طراحی شده است، صلح را از طریق قدرت تقویت می کند.» (منبع انترنتی)
امریکا می داند که یک مانع بزرگ درماجرای ایران در برابرش وجود دارد که اگر به این کشور حمله کند، بی هیچ تردیدی با تکنولوژی نظامی روسیه و چین واحتمالاً فنون جنگی آن ها روبرو خواهد شد. چنین وضعی برای روسیه این امکان را فراهم می سازد تا از یکسو با آن بخش ازتوان وامکانات عملی نظامی امریکا که تا اکنون برایش پوشیده باقی مانده است، آشنایی پیدا کند و از جانب دیگراز چهارسال مداخله صریح و رودررویی آشکارامریکا و ناتو دراوکرایین انتقام بگیرد. از جانب دیگر روسیه و چین منافع و پیمان های نوشته و نانوشته ای با ایران دارند که با احتمال بسیاربالا، درچنین وضعی به طور قاطعانه ای فعال خواهند شد. مثال این آمادگی را دیدیم که بعد ازآن که اعتراضات بکلی برحق مردم علیه سیاست های جاری تباه کن حاکمیت کنونی ایران به وسیله اغتشاش گران رهبری شده به وسیله اسراییل و امریکا درایران به گروگان گرفته شد، روس ها با استفاده ازتجارب نبرد دراوکرایین توانستند با بی اثرساختن استارلینک، رابطه گماشتگان «موساد » ، « سی آی ای» و «ام آی ۶ » را بام رکز های شان قطع کرده وغایله را به ناکامی بکشانند. امریکایی ها این را بسیارخوب می دانند.
اگرامریکایی ها با همان روحیه وطمطراقی که درونزویلاعمل کردند، به سوی ایران بیایند(ترامپ گفت که ایرانی ها ازکتک خوردن ازجانب امریکا خسته شده اند وخواهان مذاکره شده اند.ویا اینکه امریکایی ها ادعا دارند که بابخشی ازحاکمیت ایرانی مانند ونزویلا برخوردخواهد شد.)، با فضای بکلی متفاوتی روبروخواهند شد. امر مسلم این است که درهرجنگی کشوری که مورد تجاوزقرارمی گیرد، درآغاز، بدون هیچ تردیدی صدمات زیادی رامتحمل خواهد شد. به گفته متخصصین نظامی اما، سرنوشت برتری تکنیک و فن - هنر نظامی و توانایی ارتش ها زمانی برملا می شود که جنگ ازحالت تهاجمی برق آسا به روند درگیری متقابل گذرکند. در وضع موجود، آیا امریکا و اسراییل تنها به حمله برق آسای ویرانگر اولی اکتفا خواهند کرد ویا اینکه، به جنگ درازمدت، برای تغییر رژیم ودرجهت ویرانی وتجزیه ایران متوسل خواهند شد؟ درصورت حمله برق آسای ویرانگر، آیا این امکان راخوهند داشت که پس ازوارد نمودن ضربات مرگباراولی و ویرانی ایران به سادگی دربروند؟ و گذشته ازآن آیا دراین مرحله نیز از امتیاز غافلگیرانه قبلی برخوردارخواهند بودتا اهداف شان درحدی که انتظاردارند برآورده شود؟ آیا ایران توان بیشتری درجهت دفاع وهمچنان وارد نمودن ضربه متقابل نخواهد داشت؟ این سوالات جدی دربرابرمهاجمین قرارخواهد داشت. مقامات ایرانی گفته اند که درصورت حمله امریکا جنگ تمام عیار همه منطقه را دربرخواهد گرفت زیرا پایگاه های امریکا تمام منطقه خاورمیانه را پوشش داده است. با درنظر داشت توان موشکی ایران چه وضعی پیش خواهد آمد؟ زیراچنین فکر می شود که دراین جنگ، ایران دیگر راهی ندارد جز کشاندن پای تمام کشورهای میزبان پایگاه های نظامی امریکایی درمنطقه دراین غایله، تا آن ها از ترس ویرانی کشورهای خود، مانع حمله امریکا شوند. ایران اعلام کرده است که این بار بدون اطلاع قبلی تمام پایگاه های نظامی امریکا درمنطقه رامورد حمله قرارخواهد داد. مزید برهمه، نباید ازیاد برد که هفته گذشته ایران ازموشک هایپرسونیک با برد بیشترازده هزارکیلومتری خود، رونمایی کرد.
اگر شعله های یک جنگ بزرگ منطقه ای بلند شود، به احتمال قوی امریکا نخواهد توانست ایران را بکلی ازپا درآورد زیرا ازیکسوبا مشکلات لوژیستیکی عظیمی روبروخواهد شد وازجانب دیگر روسیه و چین درانتظارچنین روزی برای انتقام از سیاست ها وکردارتعرضی و خصمانه امریکا بوده اند. خلاصه ادامه جنگ به هیچ وجه به نفع امریکا نیست و اگر یک باردرگیر چنین جنگی شد، شاید که بیرون رفتن بدون تلفات بسیارجدی برایش ممکن نباشد. درچنین وضعی وبا درنظرداشت این امرکه امریکا به قوانین بین ا لمللی و سیاست های مهارکننده تشنج نهایی هیچ گونه تعهد وپابندی ندارد، محتملاً جنگ طلب ترین نیروهای سیاسی ونظامی امریکا برای حفظ آبرو وحیثیت وهمچنان نقش کنونی خود درنظم امنیتی نهایتاً متوسل به استفاده ازبمب هسته ای خواهند شد(چنانچه عده ای ازتحلیلگران امریکایی چنین امری را محتمل دانسته اند). این سناریوی وحشتناک بهرحالی می تواند دربرابربشریت امروزی مطرح باشد.
باآگاهی ازاین امرکه امریکا به ویژه دراین سراشیبی تاریخی هرچه خواست انجام می دهد، آیا ایران نمی تواند درفکر چاره جویی نهایی باشد؟ به ویژه اینکه زمزمه هایی اینجا وآنجا شنیده می شود که درصورت لازم اسراییل نیزاز سلاح هسته ای کارخواهد گرفت. درچنین شرایطی، آماده ساختن جواب هسته ای به عنوان آخرین شرط زنده ماندن دراستقلال وحفظ تمامیت ارضی برای ایران مطرح نخواهد شد؟ برای جواب به این سوال باید به توضیحات آقای Gerard Chevrier متخصص هسته ای و حفاظت از تشعشعات ذروی، کارشناس مبتکرصنعتی و تحلیلگر ژیوپولیتیک توجه کرد. او با توضیح مفصل علمی که ارایه می کند، معتقد است که درشرایط امروزی با داشتن اورانیوم غنی شده برای ساختن سلاح هسته ای حتماً نیازنیست که به آزمایشات انفجاری هسته ای روآورده شود و نتیجه می گیرد که ایران به طور قطع می تواند به سلاح هسته ای بدون انجام آزمایش میدانی دست یابی داشته باشد وشاید هم تا اکنون این کار را انجام داده باشد. اگر این حرف ها درست باشد مسلم است که اگر ایران یک کشور هسته ای شود، مسوولیت کامل آن به درجه اول متوجه اسراییل وامریکا خواهد بود.
حمله امریکا واسراییل بر ایران تکانه شدیدی را درخاورمیانه به ویژه درمیان کشورهای عربی به راه خواهد انداخت وبه یقین باعث ایجاد موج بلند بیداری اسلام-عرب خواهد شد.
درصورت شکست ایران، تمامیت ارضی آن دچارچه تحولی خواهد شد، وضع جهانی چه تغییراتی را تجربه خواهد کرد؟ کشورهای عربی وخاورمیانه درمجموع چه وضعی خواهند داشت؟ روسیه وچین با چه تبعاتی روبروخواهند شد؟ این ها همه سوالاتی است که فکر همه رابه خود مشغول ساخته است.
آرزو کنیم نیت تجاوزامریکا واسراییل برایران نتواند تحقق بیابد تا مردمان منطقه ما یک باردیگردرخاک وخون نطپند وصدها هزارانسان وشاید هم بیش ترازآن قربانی دیوانگی های امپریالیزم درسرشیب افول قرارگرفته امریکایی نشوند.
بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ۰۲۰۲
Copyright ©bamdaad 2026
زایش نظم نوین جهانی وشدت عمل امریکا
بخش نخست: سرنوشت ونزویلا وایران

اسد کشتمند
درموردتجاوز بی بند وبارانه امریکا برونزویلا وتبعات وپی آمد های آن تاکنون اخبارو گذارشات فراوانی ارایه شده که افزودن برآن ها، ملال آور خواهد بود. ببینیم منطق درونی برخورد تجاوزگرانه امریکا که همه قوانین بین المللی رانادیده می گیرد، نه تنهادرمورد ونزویلا بلکه درمقیاسی وسیع تر، درچیست.
دروضع بغرنج کنونی، حملات جنون آمیز، فاقد منطق ومغایرتمام نورم های روابط بین المللی که ازجانب امریکا به هرسوانجام می شود، مانند آخرین شعله های شمعی است که می میرد؛ پرجوش وخروش ولی باافول حتمی. دراینجا منظوراز افول این نیست که امریکا به مثابه قدرت بزرگ نظامی، اقتصادی وسیاسی- دیپلوماتیک به یک بارگی محو می شود؛ نه! چنین نمی تواند باشد ولی مرگ نقش مسلط کنونی آن درعرصه ژیوپولیتیک محتوم به نظر می رسد. این مرگ محتوم چیز دیگری نیست مگر ازدست دادن تدریجی قدرقدرتی تام وتمام درهمه عرصه های زندگی بین المللی وتغییر و اُفت نقش آن به مثابه فکتورتعیین کننده این عرصه؛ یعنی امریکای بزن بهادرمطلق می رود به طرف مبدل شدن به امریکای قدرتی درردیف قدرت های دیگر. درآن صورت، تناسب نوین نیروهای جهانی چهارچوب روابط آینده بین ملت ها وکشورهاراتعیین خواهد کرد نه قواعدی که اکنون امریکابه تنهایی برجهان تحمیل می کند. درآن صورت است که دیگر قادرنخواهد بود بدون کیفر وهزینه ای، هرآنی که دلش خواست به زورسرنیزه ونیرنگ وبه وسیله "انقلاب های رنگی" کشورهاراویران وحکومت هاراسرنگون سازد و رژیم هاراتغییر بدهد، دلارش بتواند تمام دنیارابچرخاند، روابط وقوانین درعرصه تجارت بین المللی را درعمل به تنهایی تعیین کند، قدرت تحریم یک جانبه خارج ازمحدوده کشورش را دارا باشد وغیره . درچنین موقعیتی امریکا دیگرقادرنخواهد بود فرماند هان وسیاسیون کشور های دیگر راترورکند ورییس جمهوری چون "مادورو" راازمرکز کشورش برباید، واین آن وضعی است که امریکا نمی خواهد درکادرآن قراربگیرد.
امروز که اوضاع کنونی به نظر اکثریت قاطع آگاهان سیاسی وژیوپولیتیک بااعتبارجهان، به مثابه نقطه عطف تغییر وجاگزینی نظم جهانی تلقی می شود، درعین زمان می تواند خطرناک ترین مرحله آن باشد. درهمین نقطه تاریخی است که نیروی مسلط مانند حیوان درنده تیرخورده، آگنده ازخشم ومسخر به احساس انتقام است؛ نمونه گویای این نوع برخوردرا درقبال ونزوییلا وایران می بینیم. درونزوییلا به علت وضع جغرافیایی وپیرامونی آن امریکا توانست ازلحاظ فنی عملیات ماهرانه ای راانجام بدهد که ازلحاظ اخلاقی وقانونی به مثابه یک خطا وجرم درتاریخ باقی خواهد ماند؛ با آن هم اقای ترامپ به آن می نازد. این شادی آقای ترامپ ازانجام چنین عملیاتی، ازحد اعلای درماندگی درعرصه سیاست های بزرگ ومشروع وبی برنامگی وعملکرد غیرقانونی وی منشاء برمی دارد. مگر مهارت درآدم ربایی در شرایط بسیاردشوارهم اگر صورت گیرد می تواند ازمنظر قانون وروابط برابر بین المللی مایه سربلندی باشد، آن طوریکه ترامپ به آن می نازد؟
آنچه برونزویلاگذشت درماهیت خود، بیشترازیک عملیات مافیایی ارزش ندارد.
امریکا یی ها همزمان با تجاوز برونزوییلا تمام قوانین وعرف بین المللی درعرصه امنیت رهبران و احترام به انتخاب مردمان دنیارا به طور اجتناب ناپذیری خدشه دارساختند.
ازجانب دیگراین تجاوز، روند انقطاب بیشتر جهانی را به طور بیسابقه ای تسریع می کند.
امریکا تنها به تجاوز به ونزوییلا بسنده نکرده و درموردایران ماهیتاً همان سیاست رادنبال می کند. درصحنه عمل اما، تفاوت دراین است که ایران ازدهه ها به این سوو به ویژه ازتجاوزصهیونیستی – امپریالیستی جنگ دوازده روزه به این سوبرای چنین روزهایی آمادگی دارد. درمقایسه با ونزوییلا، اهرم های اساسی متفاوتی درایران عمل می کنند که به طور قاطعی مانع دستیابی امریکا واسراییل به اهداف شان، می شوند. دراین روز های پرآشوب موقعیت جغرافیایی ایران، ایستادگی جناح چپ رهبری ایران وبه تداوم آن شرکت ملیونی مردم ایران درفردای اغتشاش رهبری شده به وسیله "موساد"و"سی آی ای"، نقش اساسی راایفاکردند. پشتیبانی قاطع سیاسی، عملی وعملیاتی ونظامی روسیه وچین باعث آن شد تاایران نیرومند ترمطرح شودوامریکا عقب نشینی کند. نیات تجاوزکارانه غول نظامی امپریالیستی عجالتاًعقب زده شد. دیده شود آیا بازهم جنون تجاوز غلبه خواهدکرد یانه؛ درنهایت همه چیز بستگی به تناسب نیروهادارد. به طور یقین هردوطرف برای تقویت مواضع خودمی پردازندوهیچ نشانه ای ازاین نیست که این غایله تجاوزگری به زودی پایان یابد. ایران که درنتیجه غلبه تدریجی سیاست های ضدملی طیف غرب گرا وحامی نیولیبرالیزم که بخش های قابل ملاحظه ای ازاهرم ها وارکان حاکمیت رادرقبضه دارند، درموقعیت ضعیفی قرارگرفته است، مردم زجرکشیده ایران انتظار دارند تا به سیاست های ضدملی، ضد انسانی وضدمردمی ناشی ازاین تسلط پایان بخشیده شده وشرایط لازم زندگی مطابق نورم های قبول شده بین المللی فراهم گردد. علیرغم همه این ناملایمات مردم ایران با درایتی کم نظیر ثابت کردند که با اکثریت مطلق خود، دربرابرتجاوزگران خارجی و وابستگان داخلی آن ها باقاطعیت مخالف اند ودرلحظات حساس برای دفاع ازموجودیت کشور خود سد واحدی راتشکیل خواهند داد.
همه تحرکات امریکا نه تنها درونزوییلا وایران بلکه دربسی نقاط دیگر دنیا نشان می دهد که این سیاست تعرضی وتجاوزگرانه، تبارزاحساس تلاش برای تلافی شکست درجنگ اوکراین ازیک سو و مظهرتقابل مذبوحانه با روند پایان بخشیدن به نظم تک قطبی جهان، ازجانب دیگراست.
در این گیر وداراوضاع متشنج کنونی، عملکرد ونیات تجاوزگرانه، غیرقانونی وغیرمنطقی جنگ طلبان امریکایی به روشنی نشان می دهد که دراین بزنگاه عظیم تاریخی که سرنوشت زندگی معیشتی، آزادی، صلح و آرامش همه مردمان دنیا؛ تمام بشریت مطرح است، نیروی مسلط یعنی امریکا می خواهدبا برتری تکنیکی– نظامی که به طور کلی هنوزهم ازآن برخورداراست، ضعف درحال صعود مواضع ژیوپولیتیک وسیاست های جهانی خودرابپوشاند ولی این برتری تکنیکی– نظامی به طور قطع درسایه ضعف های ژیوپولیتیک وتغییرتوقف ناپذیرتوازن قوابه طور اجتناب ناپذیری محدود ومسلماً نابودخواهد شد. خلاف توقع سردمداران نظم تک قطبی، بازی خطرناک اداره ترامپ نسبت به قوانین والزامات روابط بین المللی درحد نزدیک شدن به خط قرمز هسته ای، فرارسیدن زمان این اضمحلال راتسهیل خواهدکرد. ولی متاسفانه درعین حال دراین فاصله زمانی عده زیادی ازکشورها که راه استقلال واعلام هویت خودرادردفاع ازمنافع ملی خود درپیش گرفته اند به تدریج مورد تجاوز قرارخواهندگرفت که ونزویلا متبارزترین نمونه آن است. اگر مقاومت تاریخی مردم ایران و پشتیبانی بی دریغ روسیه وچین ازمردم ایران به این تجاوز لگام بزند، برقراری نظم نوین متکی برعدالت وقانون درروابط بین المللی تسهیل خواهد شد. علایم فراوانی موید این پیشبینی می تواند باشد که ماجرای ایران یک نقطه عطف درنبرد جهانی برای ایجاد نظم نوین خواهد بود.
با این همه، متاسفانه نتیجه مبارزه واقدامات بازدارنده نقش آفرینان جهانی این روند که باترم "جنوب جهانی" نشانی می شود، تاهنوز به آن نقطه ای نرسیده است تاامریکا رادراین اجبارقراربدهد که قبل ازهر عمل ماجراجویانه، تعرضی و خلاف قوانین بین المللی ، به عواقب آن هم عمیقاً فکر کند. چنانچه ترامپ بابی خیالی تمام می گوید:
"من به قوانین بینالمللی نیازی ندارم"
"چه کسی میتواند جلو من را بگیرد؟"
آقای ترامپ درمصاحبه بانیویورک تایمز اعتبار قوانین بینالمللی را رد کرد وباصراحت گفت که اختیارات او به عنوان فرمانده کل قوا فقط توسط "اخلاق خودش" محدود میشود.
زندگی نشان خواهدداد که برخلاف توقع امریکا، این برخوردخشن، قلدر مابانه، تعرضی، جنگ طلبانه وتجاوزکارانه ، امکان ورود جهان به مرحله زندگی درفضای کامل چند قطبی راتسریع می کند. زیرا ادامه این زورگویی های دورازمنطق زندگی متمدن، برای اکثریت مردمان دنیا دیگر قابل قبول نیست (حتی رهبران مطیع وگوش به فرمان اروپایی نیزاینجا ، آنجا اظهاراتی دارند که از ناخوشنودی شان نمایندگی می کند)؛ این وضع به تبلور اراده تدریجی متراکم ومتحدشده واقدامات قاطع وموثر"جنوب جهانی" منجر خواهدشد. درنتیجه بااطمینان می توان گفت که روزی که هیچ فردی ولو هرقدرنیرومندهم باشد، نتواند دربرابرقانون چنین یاغی گری کندآمدنی است؛ که امید می رودچندان دورهم نباشد. این مامول تنها بااقدامات متقابل دفاعی نه بلکه درنتیجه ایجاد تناسب نوینی از نیرومندی درتمام عرصه های زندگی اعم از اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، تکنولوژیک ونظامی برآورده خواهدشد.
هرعقل سلیمی می داند که همه این تحرکات بعضاً بسیارافراطی اقای ترامپ تراوش تنها ذهن عامی وسوداگرانه خوداونیست. درپشت همه این جنجال ها مانند همیشه حکومت پنهان موضع گرفته است. برخوردخشن تعرضی وبی اعتنایی کامل تحرکات آقای ترامپ دقیقاً با برنامه های حکومت پنهان می خواند چنانچه درسند تازه استراتیژی امنیت ملی امریکا ذکرشده است که: ""استراتژی امنیت ملی آمریکا بر این باور است که جهان وارد دورهای از رقابت راهبردی، بیثباتی و تهدیدات چندبعدی شده است. آمریکا خود را متعهد میداند که از نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین، دموکراسی، حقوق بشر و ثبات جهانی دفاع کند." آقای ترامپ دقیقاً دربرابراین " رقابت راهبردی، بیثباتی و تهدیدات چندبعدی"به شیوه خودش قرارداشته وعمل می کند که نتیجه آن برخلاف مواد ادعایی استراتیژی امنیتی چیزی جز ایجادتشنج وبی ثباتی جهانی وتجاوز برحقوق خلق های جهان، ایجادخطر دربرابرصلح جهانی، راه انداختن بی نظمی و گریز از برخورد قانونی، نیست.
تمام تلاش امریکا مترکز به این امر است که دراین "رقابت راهبردی"پیروز شود. اقدامات جنون آمیز تجاوزی برضد ونزوییلا وبه ویژه دروضع کنونی علیه ایران بخش هایی از این تلاش پیش گیرانه درکادراین رقابت است.
جالب است که دراین استراتیژی ازنظم بین المللی مبتنی برقوانین دادزده می شودولی دراولین قدم این اصل درونزوییلا با صریح ترین وجه ممکن مخالف باقوانین شناخته شده بین المللی پایمال می شود وبابی پرده ترین وجه ممکن رویکردی خلاف قوانین بین المللی رادربرابرایران درپیش می گیرد. به نویسندگان این استراتیژی یادآوری باید کرد که آزمون گاه حقوق بشردرغزه است؛ نقش شما درغزه چیست؟ شما که درحد استراتیژی امنیتی بزرگترین قدرت دنیا حقوق بشررامطرح ساخته اید، درکجای این دنیایی که توسط شما رهبری می شود درکنار مدافعین واقعی حقوق بشر قرارداشته اید؟ دربخش دیگری ازاین استراتیژی امنیت ملی امریکا آمده است:" هدف نهایی، حفظ رهبری آمریکا و شکلدهی آیندهای امنتر، باثباتتر و مبتنی بر قوانین بینالمللی است." دیده می شود که علیرغم تغییرات دراماتیکی که درجهان رخ داده است، سردمداران حکومت پنهان هنوز حاظرنیستند ازدوکتورین ویرانگر وتجاوزکارانه "پول وولتوویتس" درجهت آقایی برجهان به زور اسلحه فاصله بگیرند. نتیجه این سیاست همان وضعی است که درونزویلا رخ داد.
درسایه وضع متلاطم ومبتنی برتوازن دوآلیته تداوم نظم کهن وگرایش نیرومند برای تغییر، سردمداران امریکا دوکتورین "جیمز مونرو"رایک باردیگرخلاف روحیه ابتدایی آن که خصوصیت ضد استعماراروپایی داشت، به طور جنون آمیزی وسیله اعمال سیاست های کور نیواستعماری ازطریق اداره تحت قیادت ترامپ مورد استفاده قرارمی دهند. باید یادآوری کرد که امریکایی که برپایه "دوکتورین مونرو"امریکای لاتین وامریکای جنوبی راحیاط خلوت خودمی داند، خودش بابی خیالی تمام تاعمق مرزهای امنیتی دیگران پیش روی می کند. ودر اقصی نقاط جهان به دست درازی وتجاوز متوسل می شود. این سیاست دیگر هیچ ربطی با" شکلدهی آیندهای امنتر، باثباتتر و مبتنی بر قوانین بینالمللی "نمی تواند داشته باشد.
درشرایط کنونی دراین گیر وداری که آخرین میخ هابه تابوت نظم تک قطبی جهان نخورده است، استفاده امریکا ازبرتری های تسلیحاتی - تکنولوژیک ونظامی دست داشته خود به وسیله ماجراجویان حکومت پنهان تاآستانه جنگ ذروی، می تواند بااحتمال زیادی یک برخورد نیرومندغریزی باشد؛ این برخورد آخرین استفاده از موقعیتی را تداعی می کند که درجهت غارت دنیا، نمایش قدرت وزورگویی درقبال مردمان ضعیف جهان به کار می رود.
آری! تمام علایم وشاخص هادرعرصه روابط بین المللی، بحران های داخلی امریکا، تعاملات جاری سیاسی جهانی، سیاست های بزرگ اقتصادی امروزی قدرت های طرف مقابل ، تغییرتعادل استراتیژیک تسلیحاتی درجهان وتغییر ذهنیت های مردمان جهان علایم فروپاشی و افول بطی ولی اجتناب ناپذیرامپراتوری امریکا رانشان می دهد. تمام این عوامل برسیستم اداره عمومی امریکا تاثیرواردکرده وهمراه باعوامل داخلی عمل خواهدکرد. تاریخ نشان داده است که در سقوط امپراتوری ها انحطاط درونی نقش بزرگی داشته است. درموردامریکا؛ اگر برجامعه وبه ویژه هسته ناب تصمیم گیری آن یعنی حکومت پنهان فضای انحطاط مستولی نباشد آیا می توان تصور کردکه کشوری با چنین ظرفیت های اقتصادی، علمی، فرهنگی، فنی وتکنولوژیک، تاسطح سیاست های کنونی سقوط نموده وانزجار عمومی جهان رابرانگیزد؟ امریکا مریض است؛ مریض غرور ناشی از نیرومندی خویش وندانستن مرز واقعی این نیرومندی، الزامات این نیرومندی وعدم شناخت حدودعملکردنیرومندی اش دردنیای قرن بیست ویکم، مریض نادیده گرفتن تبعات این غرور درمقیاس های زمانی ومکانی، مریض حرص پایان ناپذیرخویش، ...ومریض دلبستگی به آقایی برجهان وندانستن این امر که هر آقایی راپایانی است. برای گریزازچنین وضعی است که امریکا متجاوزترین ومتعرض ترین چهره رابه خود گرفته است؛ هم درداخل وهم درپهنه جهانی. این امر موجب آن شده است که درمیان بخشی قابل ملاحظه ای ازنیروهای سیاسی منجمله نیروهای چپ روحیه ناامیدی وبعضاً تسلیم پذیری تسری پیداکند. اما اگر دلایل عمقی این وضع به طور جدی جستجو شود، چنین حدی ازناامیدی نخواهد توانست منطق وجودی پیداکند.
بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ۲۰۰۱
opyright ©bamdaad 2026
تجلیل از شصت ویکمین سالگرد تاسیس ح د خ ا
به مناسبت شصت ویکمین سالگرد بنیان گذاری حزب دموکراتیک خلق افغانستان، نشست مشترکی از سوی شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان و تشکل نوین حزب دموکراتیک خلق افغانستان (حزب زحمتکشان افغانستان) از طریق فضای مجازی ( پلاتفورم Zoom ) برگزار گردید. در این نشست، بیش از یک صد تن از اعضا، پیش کسوتان، کادرها و هواداران حزب دموکراتیک خلق افغانستان از کشورهای مختلف جهان حضور فعال داشتند. فضای نشست منظم، رفیقانه و سرشار از همبستگی تشکیلاتی بود و برنامه با پخش سرود حزب، رسماً آغاز گردید. حضور گسترده و مشارکت فعال اشتراک کنندگان، بیانگر پیوند پایدار اعضا با تاریخ، آرمانها و مسوولیتهای سیاسی حزب در شرایط حساس کنونی کشور بود. در آغاز برنامه، پیام رفیق سلطانعلی کشتمند، از بنیان گذاران حزب دموکراتیک خلق افغانستان، عضو بیروی سیاسی ح.د.خ.ا و صدراعظم جمهوری دموکراتیک افغانستان، توسط رفیق اسدالله کشتمند قرائت گردید. در بخشی از این پیام آمده است: « سپاسگزارم از شما رفقای همرزم که این عنعنه پسندیده را با چنین روحیه همبستگی، همگرایی و پیوستگی بخشهایی از پرچمداران راستین حزب، زنده نگه می دارید.» در جریان این نشست تاریخی، بیست وسه تن از رفقا با ارایه سخنرانیهای تحلیلی و رهنمودی، به بررسی تاریخچه حزب، نقش برجسته و انکارناپذیر آن در رشد آگاهی سیاسی مردم و روشنفکران افغانستان، دستاوردها، چالشها، نارساییها و تجربه های تاریخی آن پرداختند. سخنرانان با رویکردی انتقادی، مسوولانه و آینده نگر، عملکرد حزب را در دورههای مختلف، به ویژه در سه دهه اخیر، مورد ارزیابی قرار داده و بر ضرورت نقد صریح گذشته، درس گیری از تجربه تاریخی و بازسازی یک نیروی نو، مترقی، دموکراتیک و پاسخ گو به نیازهای امروز جامعه تأکید ورزیدند. در پایان نشست، فراخوان این اجلاس قرائت گردید که در آن بر پایان دادن به پراکندگیها و انشعابات، ضرورت وحدت تشکیلاتی، همگرایی ساختارهای برآمده از حزب دموکراتیک خلق افغانستان و تلاش مشترک برای ایجاد یک ساختار نو، کارآمد و متناسب با شرایط عینی جامعه و مطالبات مردم افغانستان تاکید شده بود. همچنین در بخش پایانی برنامه، جریان کار اجلاس توسط رفیق زیارمل، رییس شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان، مورد ارزیابی قرارگرفت. وی با ارایه سخنان رهنمودی، بر اهمیت مسوولیت تاریخی اعضای حزب در شرایط کنونی کشور تاکید نموده و از همه اعضا و اشتراک کنندگان خواست تا برای بسیج نیروهای پراگنده، تقویت همبستگی تشکیلاتی و فراهم سازی زمینههای وحدت عملی، تلاشهای هماهنگ، آگاهانه و پیگیرانه انجام دهند. برگزارکننده گان این محفل، برگزاری این نشست را گامی مهم در راستای تحکیم همبستگی تشکیلاتی، فراهم سازی زمینه های وحدت نیروهای مترقی و عدالت خواه و تقویت گفت وگوی انتقادی و مسوولانه در میان نیروهای سیاسی پیشرو کشور ارزیابی نمودند. نشست تجلیل از شصت و یکمین سالگرد تاسیس حزب دموکراتیک خلق افغانستان، نمادی از تداوم حیات فکری و سیاسی این حزب و بیانگر عزم راسخ اعضای آن برای ایفای نقشی فعال، مسوولانه و تاریخی در تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان به شمار می رود.
بامـداد ـ سیاسی ـ ۴/ ۲۶ـ ۱۰۰۱
Copyright ©bamdaad 2026
در حاشیه رخداد های جاری در جمهوری اسلامی ایران :
اعلامیه حزب توده ایران
پویا و فراگیر باد خیزش قهرمانانه مردم ایران علیه حکومت دیکتاتوری علی خامنهای

مردم مبارز و آگاه، کارگران و زحمتکشان، زنان قهرمان، جوانان و دانشجویان دلیر ایران!
خیزش اعتراضی مردمی، که با اعتراض و اعتصاب بازار تهران آغاز شد، در سیزده روز گذشته به سرعت دهها شهر و ولسوالی های کشور را فرا گرفته و دیکتاتوری حاکم را به چالشی بزرگ کشیده است. این خیزش اعتراضی مردمی، برخلاف ادعاهای دیکتاتور حاکم، نه جنبشی ساخته و پرداخته امپریالیزم امریکا و رژیم نسل کُش اسراییل، بلکه نتیجهٔ مستقیم سیاستهای فاجعه بار اقتصادی کلان سرمایه داری حاکم و فساد، ناامنی، و ظلم همهجانبه سران رژیم و اعوان و انصار آن به ملت است. در تاریخ معاصر ایران، در دوره حکومت بیشتر از نیمقرن پهلویها نیز شاهد نمونههای دیگری از چنین ظلم و فساد و غارت و سرنوشت آن حکومتها بودهایم.
مبارزه قهرمانانهٔ صدهاهزار تن از مردم کشور در دهها شهر کشور، به رغم تلاش حکومت برای سرکوب وحشیانه این مبارزه، نشانه روشنی از این واقعیت است که اکثریت قاطع ملت ایران خواهان ادامه حکومت فاسد و ضدمردمی کنونی نیستند. این حکومت با اجرای سیاستهای نولیبرالی و «جراحی اقتصادی» دهها میلیون ایرانی را به زیر خط فقر رانده و معیشت کارگران و دیگر زحمتکشان را به چنان وضع وخیمی رسانده است که مزد و درآمد آنها کفاف تأمین حداقل زندگی را هم نمیدهد. این حکومت اقتصاد تولیدی کشور را ویران کرده و با سیاستهای خارجی ماجراجویانهاش برای «صدور انقلاب اسلامی» به منطقه ایران را بیش از پیش در معرض خطر مداخلههای خارجی قرار داده است. ما نیز همچون نویسندگان بیانیهٔ «۱۷ فعال سیاسی و مدنی» معتقدیم که «راه رهایی ما از شرایط فعلی تأکید بر عاملیت و کنشگری مردم و احقاق ‘حق تعیین سرنوشت’ آنان است، راهی که نه سازش و همراهی با حاکمان و حکومت استبدادی است و نه از مسیر جنگ و اتکا به قدرت های خارجی می گذرد.» فقط با همکاری و همدلی فعال و مؤثر همهٔ نیروهای میهن دوست و آزادی خواه و نیروهای اجتماعی پیشرو است که رسیدن به این آینده و تحقق این آرمان، که خواست اکثریت وسیع ملت ایران است، ممکن می شود.
چالش جدی خیزش مردمی کنونی نبود رهبری ملی پیشرو منسجم از یک سو و تلاش گستردهٔ رسانههای امپریالیستی مانند « بی بی سی» و کارگزاران ارتجاعی آنها در رسانههایی مانند «ایران اینترنشنال»، «منو تو»، وغیره برای رهبرسازی مصنوعی از سوی دیگر است. در روزهای اخیر شاهد تلاش گستردهٔ این رسانهها برای اعتبار پوشالی دادن به سلطنتطلبان بودهایم که با دستکاری ویدیوهای تظاهرات اعتراضی مردم و صداگذاری روی شماری از آنها کوشیدند بازگشت نظام سلطنتی به ایران را خواست این خیزش مردمی نشان دهند و آن را تبلیغ و برجسته کنند.
حزب تودهٔ ایران معتقد است که با جابه جایی نظام سیاسی کنونی، یعنی دیکتاتوری مذهبی- سرمایهداری، با نظام سلطنتی- سرمایه داری، که هدفش استقرار همان رژیم سرکوبگر پیشین و تبدیل کردن دوباره ایران به پایگاه نظامی امپریالیزم در منطقه و غارت نفت و دیگر منابع طبیعی ایران است، نمی توان آیندهای آزاد و رها از قید استبداد داشت و به سوی تحقق عدالت اجتماعی حرکت کرد. نیروهایی که چشم امید شان به دولت شبه فاشیستی ترامپ و دولت نسل کُش اسراییل برای «آزاد کردن ایران» است نمی توانند نوید دهندگان ایرانی آزاد، مستقل، و آباد باشند. تجربه دردناک عراق و لیبیا پس از مداخله های مستقیم امپریالیزم جهانی در امور داخلی این کشورها باید هشدار و زنگ خطری جدی برای همه نیروهای مترقی و آزادی خواه کشور باشد.
امروز همه ما باید همه توان و تلاشمان را متوجه تداوم و گسترش این خیزش مردمی تا پیروزی نماییم. حضور مستقیم و مشارکت گسترده کارگران و دیگر زحمتکشان، بازنشستگان، کارمندان، روشنفکران، و قشرهای متوسط میهن دوست کشور در جنبش مردمی جاری به منظور ارتقای توان آن ضروری است. با ایجاد همبستگی و پیوند عملی میان همه نیروهای اجتماعی پیشرو در این کارزار باید برای مقابل هم زمان با دیکتاتوری حاکم و تهدیدهای امپریالیزم امریکا کوشید. حرکت به سوی سازمان دهی اعتصاب عمومی سراسری، برای محدود کردن و سرانجام گرفتن کامل توان جمهوری اسلامی برای ادامه دادن به حکومت، و حرکت در راه استقرار دولت موقت ملی- مردمی و برگزاری ریفرندوم آزاد و دموکراتیک برای تعیین مسیر آینده کشور، از جمله راهکارهای مهمی است که باید برای تحقق آنها کوشید.
زنده و گسترده باد مبارزات مردمی علیه حکومت جمهوری اسلامی، علیه فقر، بیکاری، تبعیض و سرکوب!
نیروهای نظامی و انتظامی، شما بخشی از مردم همین کشورید، به صف مبارزه مردم با حکومت استبدادی بپیوندید!
به سرکوب خونین و خشن مردم معترض پایان دهید!
حمله به مراکز درمانی و بیمارستانها جنایت علیه بشر است، این حمله ها را متوقف کنید!
همه بازداشت شدگان جنبش و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی و مدنی باید فوری و بی قید وشرط آزاد شوند!
پیش به سوی تدارک و سازمان دهی اعتصاب عمومی سراسری!
حزب توده ایران
۱۹جدی ۱۴۰۴
بامـداد ـ سیاسی ـ ۵/ ۲۶ـ ۱۰۰۱
Copyright ©bamdaad 2026
مارکو روبیو، وزیرخارجه ایالات متحده امریکا را بشناسید :

درمقام وزیر خارجه ایالات متحده، بحران اخلاقی نخبگان امپراتوری به خوبی در او متبلور می شود.
هدلبِرتو لوپِز بلانچ
مارکو روبیو، سیاستمدار امریکایی با تبار کوبایی و وزیر خارجه کنونی ایالات متحده، همواره در طول دوران کار سیاسیاش به واسطهٔ فقدان اخلاق، رسواییهای مالی، دروغ گوییهای بیمارگونه، مواضع افراطی راست گرایانه و وسواس بیمارگونه اش برای سرنگون کردن دولت های مستقل و مترقی امریکای لاتین ( به ویژه کوبا، ونزویلا و نیکاراگوا ) شناخته شده است. دشمنی او همچنین متوجه دولتهای کنونی برازیل، کولمبیا و مکسیکو است.
همان گونه که رنه گونسالس شوِرِرت، قهرمان جمهوری کوبا، در مقدمه کتاب « مارکو روبیو، دروغ پردازی مهارنشدنی » نوشته است، این اثر « می توانست عنوان مارکو روبیو، مردی از دوران خود، از بدترین دوران خود» را بگیرد.
روبیو در ۲۸ می ۱۹۷۱ ترسایی در شهر میامی از پدر و مادری کوبایی که به ایالات متحده مهاجرت کرده بودند به دنیا آمد، در زمانی که این شهر درگیر ناآرامی، گسترش مواد مخدر، انفجارها و بی تحملی نسبت به هر نظر موافق انقلاب کوبا بود. ایالات متحده در آن دوران موجی از مهاجرت کوبایی ها را پدید آورد و با دادن امتیازات فراوان به آنان، سعی داشت از آنان ابزاری علیه کوبا بسازد، در حالیکه هم زمان محاصره اقتصادی، تجاری و مالی خود علیه جزیره را شدت می بخشید.
برای درک آن فضا، مانویل گیبرگا، بالاترین مقام کوباییـ امریکایی در میان مهاجران جزیره در آن زمان و مشاور مدیر اداره فدرال مبارزه با مواد مخدر، در مصاحبه ای با مجله رِپلیکا گفت: « در میامی مافیایی در حال شکل گیری بود، به سبک آل کاپون.»
یکی از نخستین دروغهای روبیو در زنده گی نامه رسمی او در وب سایت سنای امریکا ثبت شد، جایی که نوشته بود والدینش پس از به قدرترسیدن فیدل کاسترو در سال ۱۹۵۹ ترسایی از کوبا گریختند. او در مصاحبه ای تلویزیونی تاکید کرده بود: « پدر و مادرم همه چیز را از دست دادند ( خانه، خانواده، دوستان و حتا کشورشان را ) اما چیز دیگری یافتند: ایالات متحده.»
اما در اکتوبر ۲۰۱۱ روزنامه ها، از جمله واشنگتن پست، با استناد به اسناد رسمی فاش کردند که این ادعا دروغ است، والدین روبیو پیش از انقلاب از کوبا مهاجرت کرده بودند. وی با تکرار مداوم این دروغ در کارزارهای انتخاباتی سنا توانست حمایت تندروهای راست گرای میامی را جلب کند و این مطلب تا مدتها در زندگی نامه رسمی او در وب سایت سنا باقی مانده بود.
سرگذشت او همچنین با جهان قاچاق مواد مخدر پیوند نزدیکی دارد. وقتی شانزده ساله بود، شوهرخواهرش اورلاندو سیسیلیا در سال ۱۹۸۷ به اتهام قاچاق محمولهای عظیم از مواد مخدر به ارزش ۱۵ میلیون دلار دستگیر شد. او با باربارا، خواهر روبیو، در نزدیکی خانه والدین روبیو زنده گی می کرد. در دادگاه سال ۱۹۸۹، روبیو که آن زمان هجده سال داشت، از پاسخ به این پرسش که آیا او یا خانوادهاش از سیسیلیا پولی دریافت کردهاند خودداری کرد.
سیسیلیا به ۲۵ سال زندان محکوم شد اما با توافقی با دادستانی پس از ۱۲ سال آزاد گردید و روبیو ( که آن هنگام در مجلس نمایندگان فلوریدا بود ) از موقعیت خود استفاده کرد تا مجوز معاملات املاک را برای او بگیرد. از این رو در میامی او را به لقب «نارکو روبیوـ روبیوی قاچاقچی» می شناسند.
برای تایید گرایش «نارکوـ فاسد» خود، روبیو بر ترامپ فشارآورد تا قاچاقچی مواد مخدر و رییس جمهور پیشین هندوراس، خوان اورلاندو ارناندس، را که در ایالات متحده به جرم واردات ۴۰۰ تن کوکایین به ۴۵ سال زندان محکوم شده بود، عفوه کند. پس از آزادی ارناندس و موج اعتراض جهانی، خود ترامپ مدعی شد نه او را می شناخته و نه از پروندهاش خبر داشته است. اما روبیو به خوبی او را می شناخت، زیرا طبق گزارش مجله کانادایی Vice، بیش از ۶۰۰ هزار دلار کمک مالی از طریق شرکت BGR Group برای کارزارهای انتخاباتیاش دریافت کرده بود. روبیو در سال ۲۰۱۸ ترسایی به هندوراس سفر کرد، با ارناندس دیدار و او را در برابر دوربین در آغوش گرفت و در کنفرانس مطبوعاتی در تگوسیگالپا از او به خاطر « مبارزه با قاچاق مواد مخدر» ستایش کرد. شرکت مذکور ماموریت داشت تصویر لطمه دیده ارناندس را در نیویورک بازسازی کند.
در زمانی که بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ ترسایی ریاست مجلس نمایندگان فلوریدا را برعهده داشت، علیه او تحقیقاتی به اتهام سواستفاده از بودجه عمومی برای مصارف شخصی انجام شد، اما مانند همیشه در میامی، روابط پرنفوذ و ثروت کلانش موجب شد اتهامات لغو شوند.
روابط روبیو با نماینده پیشین کنگره امریکا دیوید ریورا نیز سرشار از فساد و پول شویی است. آن دو خانه ای در تالاهاسی خریدند تا فعالیتهای غیرقانونی شان را هماهنگ کنند و در انتقال و تصرف دارایی های شرکت ونزویلایی سیتگو ( شرکت تابعه در امریکا ـ همکاری داشتند تا آن را به « رییس جمهور خیالی» خوان گوایدو واگذار کنند. ریورا در دسامبر ۲۰۲۲ بازداشت شد، اما روز بعد آزاد گردید، همان طور که همیشه با مجرمان ثروتمند در میامی رفتار می شود.
ارتباط وزیر خارجه کنونی امریکا با انجمن ملی سلاح (NRA) نیز بر کسی پوشیده نیست. او بیش از چهار میلیون دلار از این انجمن دریافت کرده و طبیعتاً متعهد است از آن در هر شرایطی دفاع کند.
برای نمونه، پس از تیراندازی خونین ۲ دسامبر ۲۰۱۵ در سن برناردینو، کالیفرنیا ( که ۱۴ کشته و ۲۱ زخمی برجا گذاشت ) روبیو بلافاصله به دفاع از NRA برخاست و در یکی از گردهمایی های انتخاباتی گفت: « در شب کریسمس ، من برای خرید یک اسلحه رفتم. من و همسرم هر دو از این نوع سلاح ها در خانه داریم.»
همو که ترامپ در مناظرههای انتخاباتی با تمسخر او را «مارکیتو» (مارکوی کوچک) می نامید، به عنوان یک صهیونیست سرسخت شناخته می شود. نفوذ مالی لابی یهودی در واشنگتن، به ویژه کمیته روابط عمومی امریکا ـ اسراییل (AIPAC)، حمایت بی قید و شرط و کمک های مالی هنگفتی برای کارزارهای او فراهم کرده است.
روبیو از حامیان جدی نسل کشی و نابودی مردم فلسطین در نوارغزه بوده و از نخستین سیاستمدارانی بود که در اپریل و نوامبر ۲۰۲۳ با بنیامین نتانیاهو تماس گرفت و برای ابراز پشتیبانی از او به اسراییل سفر کرد.
از سال ۲۰۰۰ ترسایی که وارد مجلس نماینده گان فلوریدا شد، تبلیغات بیمارگونه اش علیه کوبا را آغاز کرد و پس از آن طرح های بی شماری را علیه دولت جزیره پیشنهاد یا امضا کرد. او در دوران نخست ریاست جمهوری ترامپ، با همکاری باب منندز سناتور تیره نام دیگری، ۲۴۰ مورد تحریم ( یا دقیق تر بگوییم، باج خواهی ) علیه کوبا وضع کرد. پس از رسیدنش به مقام وزارت خارجه، کارزارهای دروغ پراکنی خود را علیه مأموریت های پزشکی کوبا و کشورهای پذیرنده آن تشدید کرد.
ابِل پریتو خیمنس، رییس خانه فرهنگ «امریکاها» در پایان همان کتاب نوشت:
« این اثر برای درک آنچه خوزه مارتی “زهرهای روح که طبیعت ایالات متحده را آلوده می سازد” نامید، سودمند است. مارتی به حرص، پرستش پول، بی اخلاقی، کاربرد بی شرمانه دروغ، فرصت طلبی و فساد سیاستمداران اشاره داشت. در شخصیت توصیف شده در این صفحات، بحران اخلاقی نخبگان امپراتوری و به ویژه جامعه میامی چکیدهای روشن یافته است.»
منبع: گرانما
بامـداد ـ سیاسی ـ ۴/ ۲۶ـ ۰۹۰۱
Copyright ©bamdaad 2026
More Articles...
- اعلامیه شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان در رابطه باتقبیح اقدامات نظامی تجاوز کارانه و مداخله ایالات متحده امریکا علیه مردم ونزویلا
- اعلامیه حزب توده ایران در باره تحولات جاری در ایران
- پیام شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان بمناسبت فرارسی سال نو میلادی ۲۰۲۶
- سال ۲۰۲۵ با اعتصابات و اعتراضات در غرب پایان می یابد