توافقنامه همکاری نظامی روسیه و افغانستان ضرورت دوجانبه و برمبنای منافع طرفین

نویسنده :محمد ولی
منافع روسیه
افغانستان با موقعیت جغرافیایی اش از نظر استراتژیست های روسیه و جمهوری های آسیای میانه ارزش تاریخی از زمان بازی بزرگ و جنگ سرد تا وضعیت جاری جهانی و منطقوی را دارد .
این کشورها به صلح و آرامی افغانستان از دید منافع شان می نگرند زیرا بحران ، نبود حاکمیت مقتدر ، وجود گروه های مخرب نفوذ داده شده از جانب رقبای جهانی روسیه بخصوص امریکا در کوهستانات همسرحد با آسیای میانه زمینه های مناسب برای ایجاد تشنج و بحران در آسیای میانه با مصروف سازی استخباراتی و جنگی برای روسیه ایجاد می کند، چیزی که در سیاست امریکا برای هرکشور رقیب یا دارای داشته های طبیعی مقام برجسته دارد . ازاینرو همکاری های دوجانبه برای حفظ ثبات و آرامش در افغانستان چه اقتصادی باشد یا نظامی ممثل منافع و رفع نیازهای این کشورها بوده می تواند.
منافع و ضرورت های افغانستان
پس از خروج ناتو و امریکا از کشور ، تخریب سلاح ها و فقدان قوای هوایی و دافع هوا توام با فشارهای سیاسی و دپلوماتیک ، انجماد پولهای افغانستان ، تبلیغات متداوم منفی ، سکوت یا حمایت از حملات پاکستان علیه افغانستان ، افغانها را جبرآ به سوی جهتی که بتواند برای رفع این نیازهای همکاری نماید میراند، چنانچه در زمان صدارت شاه محمود خان و سردار محمد داود همین موضعگیری امریکا ( حمایت از پاکستان و بی پرداختی به افغانستان ) حکومت سردار محمد داود را جبرآ به سوی اتحاد شوروی لرزاند و افغانستان توانست از قوای نظامی ( هوایی و زمینی ) قوی در منطقه برخوردار گردد .
وقتی پایتخت کشور تحت ضربات هوایی پاکستان قرارگیرد ، ولایات مرزی پیوسته مورد بمباردمان باشد و شفاخانه و پوهنتون بی رحمانه به خاک و خون کشانیده شود افغانستان حق دارد برای دفاع از مردم و سرزمین به هرکشوری که حاضر به بلند بردن سطح توان نظامی و دفاعی کشور باشد روی بیاورد و این یک امر معمول در جهان میباشد .
انعقاد این موافقتنامه خلای ناتوانی دولت افغانستان را از حفاظت حریم فضایی مرفوع می سازد و کشور از لحاظ، ساحه توان حفظ،حاکمیت را پیدا کرده صلاحیت حفظ حاکمیت آن تکمیل میگردد ، این حق کشور است .
تبصره ها در مورد دلهره پاکستان در چه است ؟
چرا پاکستان از توان نظامی ایران و هند در همسرحدی باخود اینقدر ابراز دخالت و تشویش نمی کند که از افغانستان دارد ، تقویت قدرت دفاعی افغانستان صبغه تعرضی نداشته صلاحیت حق دفاع از سرزمین و مردم را در می یابد . در پنجاه سال اخیر چه جفاها و جنایاتی که پاکستان به اعتراف رهبران ان کشورعلیه افغانستان انجام ندادند ، دوام چنین حالت برای هیچ افغانی قابل قبول نیست. هرکی و هرجریانی که قدرت دولتی را بدست داشته باشد مردم مطالبه حمایت از جان و مال و خاک را از آن مینماید ، این یک اصل مسلم دولت داری است و پاکستان خود بخش بزرگ بودجه اش را صرف همین امر مینماید، پس چرا در مورد افغانستان دلهره ونگرانی داشته باشد ؟
می گویند این موافقتنامه بر وضعیت سیاسی - نظامی و تشدید رقابت های قدرت های بزرگ روی افغانستان اثرات منفی می گذارد و افغانستان بار دیگر میدان چنین رقابت ها میگردد ! مگر همین حالا میدان چنین رقابت ها نیست ؟ و طی دوران جنگ سرد و سال های بعدی ازین رقابتها در امان بوده است ؟ اگر بوده است چرا لشکر کشی شوروی و ناتو و امریکا در این سرزمین صورت گرفت ؟
حال که افغانستان به سینه افتاده ، می خواهد با توان دفاعی خود را از کشمکش های بعدی مصوون سازد صداهای نامانوس از هرگوشه و کنار برمی خیزد که وضعیت جیوپولیتیک و حالت رقابتی رنگ دیگر می گیرد ، بگذار بگیرد ! آیا قدرتی یا کشوری حاضر میگردد بار دیگر بر این سرزمین لشکر کشی کند یا حال افغانستان خوب است که با امضای این توافقنامه بدتر میگردد ؟ امریکا و غرب از خصومت سیاسی دست برنداشته و پاکستان از حملات و جنایت جنگی عقب نه نشسته است ، چه چیز خوب است که بعدآ خراب و بدتر میگردد ؟ مگر از ادعاهای مراجع بلند رتبه پاکستان در مورد واخان چشم باید پوشید یا از عمق استراتیژی آنرا نظر اندازی کرد ؟
موقف چین وهند
دو قدرت جهانی و منطقوی بدون شک با تقویت توان دفاعی افغانستان مخالفت نمی کنند بلکه منافع شانرا در افغانستان باثبات و دارای توان دفاعی بهتر میدانند ، دلهره سازی های مراجع غیردوست چهره های بدبین یا جانبدار تداوم فشار بر افغانستان قطعآ فاقد اهمیت و بی بنیاد است ، کشور باید توان به پا ایستادن و خودکفا بودن را با توان نظامی دفاعی برای رفع توطیه را داشته باشد . خود کفایی دفاعی افغانستان دلهره های کشورهای دوست را کمتر می سازد و آنها در می یابند که این سرزمین بدون دخالت دیگران خود قادر به دفاع از خود بوده مهار تحرکات خلاف آنها را دارا میباشد که یکی از مناطق متشنج ناشی از سیاست امریکا و توطیه های پاکستان به ارامش میرسد.
بامـداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۲۶ـ ۰۳۰۶
Copyright ©bamdaad 2026
دیدگاه های فعالان سیاسی و کارگری ایالات متحده امریکا :
ما به یک نامزد چپِ کارگری برای ریاست جمهوری نیاز داریم

اشیک صدیق و مگان رومر *
رهبران مشترک سوسیالیستهای دموکرات امریکا بر این باورند که شکست دادن دونالد ترامپ کافی نیست. یک کارزار متحدِ چپ - کارگری در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۸ترسایی میلیون ها نفر شهروند امریکا را می تواند بسیج کند، و یک برنامه طبقه کارگر را در سطح ملی مطرح سازد. بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، هرج و مرج و خسارتهایی واقعی را برای زندگی میلیون ها نفر بههمراه اورده است. جای تعجب نیست که شماری عمده از مخالفان دولت او حالتی تدافعی داشته و تلاش کردهاند از بدترین اتهام زنیها از سوی او جلوگیری کرده و تا جایی که ممکن است در برابر او مقاومت کنند. با اینهمه، این تنها راهبرد (استراتیژی) انان نمیتواند باشد.
اگر چپ درصدد است ترامپیزم را نه تنها مهار، بلکه شکست دهد، باید به گونهای تهاجمی عمل کند. این امر به معنای اغاز کردنِ بی درنگ به ساختنِ مسیری به سوی انتخابات سال ۲۰۲۸ است با یک نامزد و یک برنامه که به روشنی با مردم زحمتکش سخن بگوید. انتخاب زهران ممدانی، بمقام شاروال نیویورک و دیگر نامزدهای چپ در سراسر کشور نشان داده است وقتی چشم اندازی مثبت ارایه می کنیم و هزاران تن را به منظور اقدامی جمعی به حرکت درمیاوریم، چپ می تواند پیروز شود. پیروزی زهران، پیش بینی درباره رویدادهای سیاسی را دگرگون کرده، به رشد سوسیالیستهای دموکرات امریکا به بیش از یکصد هزار عضو کمک کرده، و نامزدهایی جدید با پیوندهایی قوی با جنبشهای اجتماعی را در سراسر کشور به ورود کردن به رقابت های انتخاباتی الهام بخشیده است. درعین حال، میزان محبوبیت رهبری حزب دموکرات ، به پایین ترین سطح تاریخی خود سقوط کرده و بسیاری از رای دهندگان مشتاق یک جایگزین سیاسی ای واقعی هستند. نیروهای چپ، یک فرصت (و همچنین یک مسوولیت) تاریخی دارند تا از این فرصت استفاده کنند. به همین دلیل است که ما، رهبران مشترک ملی سوسیالیستهای «دموکرات » امریکا، ایتلاف مردمیای جدید از جنبشهای اجتماعی، کارگری، و چپ برای جذب و معرفی یک نامزد برای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا را خواستار هستیم. کارزارهای برنی سندرز ، در سال های ۲۰۱۶ و ۲۰۲۰ سیاست امریکا را دگرگون کرد، دگرگونیایکه به رشد گسترده جنبشهای چپ گرا و بالا بردن اگاهی طبقاتی انجامید. مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری جزو نیرومند ترین ابزارها به منظور سازمان دهی و بسیج میلیون ها تن است. با توجه به خیزش مجدد نیروهای چپ که با انباشتن سال ها تجربه تقویت شده و فزونی تعداد مقام های منتخب در هر سطحی از دولت، مبارزات انتخاباتی ۲۰۲۸ می تواند علاوه بر تصاحب یکی از قدرتمند ترین منصبها در جهان، قدرتی بی سابقه برای چپ های سیاسی و طبقه کارگر به وجود اوَرَد.
هر اقدامی، نیرو بخش است
این لحظه نیازمند اقدام است. دولت ترامپ حرکتی نگران کننده بسوی اقتدارگرایی و تمایل به استفاده اشکار از خشونت برای دست یافتن به هدفهای سیاسی را نشان داده است. در عرصه بینالمللی، این دولت همچنان به تامین مالی نسل کُشی در فلسطین ادامه داده، نیکلاس مادورو، رییس جمهور ونزویلا، را بطورغیرقانونی ربوده، و جنگی با ایران را که بنظر طولانی میاید اغاز کرده است. همچنین از طریق جنگ اقتصادی، تهدیدهایی صریح و قاطع به الحاق سرزمین ها به امریکا، و سیاست خارجیای تهاجمی و ملی گرایانه را دنبال کرده است.
در داخل کشور نیز ترامپ «اداره مهاجرت و گمرک ـ ICE » را برای اشغال شهرها و ایجاد رعب و وحشت در محلهها بکار گرفته که به کشته شدن معترضانی چون الکس پرتی و رنه نیکول گود ، انجامیده است. ترامپ در عرصه قانونگذاری نیز طرح هایی مانند « لایحه بزرگ زیبای ترامپ »، با کاهش مستمریهای عمومی و انتقال ثروت به میلیاردرهایی مانند ایلان ماسک ( میلیاردرهایی که ثروت و قدرت شان همچنان در حال افزایش است ) به میلیون ها تن از کارگران اسیب رسانده است.
با وجود این تهاجمات میلیون ها نفر در سراسر کشور در برابر ترامپ ایستادهاند. در هر پنجاه ایالت در اعتراضهایی زیر عنوان: « نه به پادشاهی »، سلسله اعتراضهایی که توسط ایتلافی گسترده شامل اتحادیه های کارگری، رهبران مذهبی، گروههای نظامیان بازنشسته، فعالان محیط زیست، و دیگران، سازمان دهی شده بود بیش از هفت میلیون نفر شرکت کردند. هنگامی که «اداره مهاجرت و گمرک ـ ICE » به شهر مینه سوتا حمله و ان را اشغال کرد هزاران نفر جان خود را به خطر انداختند تا روند اقدام به اخراج مهاجرها از سوی این اداره را مختل کنند و خروج عوامل این اداره از شهر شان را خواستار شدند. پس از این مقابله و اعتراض بی وقفه شهروندان مینه سوتا، فرمانده « اداره مهاجرت »، گرگ بووینو، از سمت خود برکنار شد و ترامپ اعلام کرد که بیشتر ماموران « اداره مهاجرت » مستقر در مینیاپولیس خارج خواهند شد، اخراجی که بدون تردید نتیجه تداوم بسیج مردمی بوده است.
جنبش «نه به پادشاهی» و اعتراضها علیه اداره مهاجرت و گمرک تجدیدِ حیات، انرژی، و شوروشوقِ سیاسی در جناح چپ را نشان داد. ولی افق سیاسی ما از مخالفت با ترامپ به منزله تک چهرهای فردی باید بازتر باشد. ما با برپایی جنبش هایی تودهای که در نبرد برای دموکراسی می توانند پیروز شوند و جامعه ای صلحامیز، عادلانه، و برابر بسازند، باید سیاست های کشورمان را به منظور شکست دادن جنبش « عظمت را به امریکا بازگردانیمِ » ترامپ را برای همیشه تغییر دهیم. این امر مستلزم ارایه چشم انداز سیاسیای جایگزین به میلیون ها تن امریکایی از طریق کارزاری انتخاباتی در انتخابات اینده ریاست جمهوری است.
تردیدی نیست که تشکیلات حزب دموکرات ، در سال ۲۰۲۸ ترسایی از کاندیدای خود حمایت خواهد کرد. ما همین حالا هم می توانیم این امر را در تورهای سخنرانی ملی گاوین نیوسام ، ببینیم، در این سفرهای سخنرانیای که این کاندیدای انتخابات اینده ریاست جمهوری از هم اکنون نشان داده است تا چه اندازه از جنبش های طبقه کارگر که در حال مقاومت واقعی علیه دولت ترامپ هستند فاصله دارد. رهبری حزب دموکرات ، نتنها در مقاومت جدی در برابر دولت ترامپ شکست خورده، بلکه نشان داده است اساسا مایل نیست برنامه سیاسیای ارایه دهد که پاسخ گوی نیازهای طبقه کارگر باشد. این برنامه سیاسی رهبری حزب دموکرات ، شامل خودداری کردن از قطعِ بودجه و انحلالِ «اداره مهاجرت و گمرک ـ ICE » ، ادامه تامینِ مالیِ نسل کُشی در غزه، خودداری کردن از اعمال مالیات های جدی بر طبقه میلیاردر، و کاستن از سطح انتظارات از انچه دولت می تواند ارایه دهد. این رویکرد شکست خورده است. پایگاه مردمیِ دموکراتها به طورفزایندهای با تشکیلات رهبری حزب دموکرات در تضاد است. محبوبیت حزب دموکرات به پایین ترین حد خود رسیده و این وضعیت فرصت هایی تازه را برای سازمانهای سیاسی مستقل به وجود اورده است. برهه سیاسی کنونی ایجاب می کند ما جنبش اپوزیسیونیای سیاسی جدیدِ ریشه دار در طبقه کارگر علیه « ترامپیزم » و تشکیلات حزب دموکرات، ایجاد کنیم.
بهره گیری از حضور ممدانی
نامزدهای مورد حمایت « سوسیالیستهای دموکرات امریکا ـ DSA» در سراسر کشور پیش از این در رهبری مخالفت با ترامپ نقش داشته اند. ممدانی با تمرکز ویژه بر مساله مخارج زندگی ( از جمله بس های سریع و رایگان، تثبیت اجارهبها، و مراقبت عمومی از کودکان ) به مقام شهردار بزرگ ترین شهر کشور انتخاب شد. برنامه اقتصادی او حمایت رای دهندگان پیشین ترامپ، به ویژه در جامعه های مهاجر را به خود جلب کرد. او به جای تعطیل کردن تشکیلات انتخاباتی خود پس از روز انتخابات، مجموعهای از سازمان های محلی و اتحادیه های کارگری را گرد هم اورد تا «ایتلاف اکثریت مردمی » را تشکیل دهد تا برای مالیات گرفتن از ثروتمندان برای تامین مالی دستور کار مقرون به صرفه بودن شهردار جدید مبارزه کنند.
سوسیالیستهای دموکرات امریکا (DSA) ثابت کرد ما می توانیم در انتخابات سراسری کشور پیروز شویم. اعضای ما در حال رقابت و پیروزی در مبارزات انتخاباتی در ایالت هایی مانند جورجیا، کنتاکی، تینسی، یوتا، تگزاس، و اریزونا هستند. با صد هزار عضو، جنبش سوسیالیستی ما از هر زمانی دیگر در سال های دهه های اخیر قوی تر شده است. ما درعین حال احیای مبارزه جویی تودهای در جنبش کارگری را شاهد بودهایم. اعضای اتحادیه ها (از پرستاران تا کارکنان «استارباکس » و کارگران « گدامهای امازون») نه تنها برای شرایط کاری بهتر، بلکه برای منافع اجتماعی گسترده تر، از جمله افزایش میزان مالیات بر ثروتمندان و تامین حمایت در برابر «اداره مهاجرت و گمرک ـ ICE » ، اعتصاب کردهاند.
شون فین، رییس اتحادیه کارگران موترسازی «یونایتد »، تنظیم تاریخ انقضای قرارداد ها برای اول ماه می ۲۰۲۸ را خواستار شده است تا این انقضای تاریخ قراردادها احتمال اقدام کارگریای گسترده در جریان کارزار انتخاباتی ۲۰۲۸ ترسایی را افزایش دهد. این موج اعتصابی، فرصتی مهم برای پیوند دادن جنبش کارگری با چپِ سیاسی، پیوند دادنِ مبارزات محلِ کار با مبارزه گسترده تر برای دموکراسی و پایه گذاریِ حزب چپِ کارگریای جدید خواهد بود. کارزارهای سندرز در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۲۰ با ارایه برنامه های بیمه درمانی همگانی، دانشگاه رایگان، و حداقل دستمزد فدرال بالاتر، به چپ ها جانی تازه بخشید. تلاش او نه تنها ایدههای سوسیالیستی را رواج داد، بلکه راه را برای افرادی مانند نمایندگان کنگره ازجمله الکساندریا اوکازیو-کورتز، “رشیده طلیب، و ممدانی، هموار کرد. انتخابات ۲۰۲۸ ترسایی فرصتی برای گسترش این استراتیژی در مقیاسی بزرگ تر است: گسترش چشم اندازی برای جامعهای دموکراتیک نوین، رشد سازمان های سیاسی مبتنی بر عضویت، تقویت مبارزه طبقه کارگر، و تعمیق طیف منتخبان ما که از طریق رای گیری مستقیم انتخاب شدهاند.
کار اکنون آغاز می شود
ولی هیچ سازمانی نمی تواند این کار را به تنهایی انجام دهد. اگر نیروهای اجتماعی علیه جنبش « نه به پادشاهی »، جنبش روز کارگر، تورِ « مقابله با الیگارشی» ، و اعتصاب عمومی مینه سوتا علیه «اداره مهاجرت و گمرک ـ ICE » میتوانستند گردهم ایند و جایگزین انتخاباتیی واحد ارایه دهند، می توانستیم چشم انداز سیاسی را متحول کنیم. ما به ایتلاف چپ - کارگریای گسترده متشکل از اتحادیه های کارگری و سایر سازمان های تودهای نیاز داریم، ایتلافی که بتواند برنامه کاریای تدوین کند، کاندیدا هایی را برای پست های فدرال، ایالتی، و محلی در سراسر کشور جذب کند و نامزد سوسیالیستی مناسب برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۸ ترسایی معرفی کند. کار شناساییِ ان نامزد (در حالت ایدهال یک مقام منتخب ملی یا رهبر کارگری شناخته شده) باید اکنون اغاز شود. سوسیالیست های دموکرات امریکا (DSA) از هم اکنون برای انتخابات ۲۰۲۸ آماده سازی را اغاز کردهاند. در کنوانسیون ملی سال گذشته ما قطعنامهای را تصویب کردیم که قصد مان برای معرفی یک نامزد ریاست جمهوری در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات را تایید میکرد. اکنون نیز یک کمیته از رهبران ملی انتخاب کردهایم که وظیفه دارند زمینه سازی این پروژه را انجام دهند، با سازمان های متحد تماس برقرار کنند، و نامزدهای احتمالی ای را پیشکش نمایند. ما در برابرمان فرصتی بزرگ داریم. اینکه آیا از ان استفاده کنیم یا نه، به خود ما بستگی دارد./ نشریه ژاکوبین
* اشیک صدیق ( عاشق صدیق) ، رییس مشترک ملی « سوسیالیستهای دموکرات امریکا » است و در این سازمان برای حمایت از برنی سندرز، در انتخابات ریاست جمهوری و همچنین برای کارزارهایی محلی جهت انتخاب سوسیالیست ها به پست های مختلف در سراسر کشور سازماندهی کرده است.
مگان رومر، رییس مشترک ملی « سوسیالیستهای دموکرات امریکا » است و پیش تر، رییس مشترک شاخه جنوبغربی لوییزیانا و همچنین گروه کاری ملی کمکهای متقابل این سازمان بوده است.
بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ۰۳۰۶
Copyright ©bamdaad 2026
تجمع گسترده کارگران کوبا در روز جهانی کارگر در واکنش به تهدیدهای ترامپ به جنگ با کوبا

هم زمان با تشدید محاصره انرژی کوبا از طرف دولت ترامپ و تهدید ترامپ به جنگ با کوبا و « تغییر رژیم » آن کشور، جنبش کارگری کوبا (همراه با کل جامعه کوبا) برای بسیج عمومی در اول ماه می آماده شد. شورای مرکزی کارگران کوبا (CTC) و نهادهای وابسته به آن فراخوانی برای برگزاری روز جهانی کارگر با عنوان « دفاع از میهن » صادر کردند. این فراخوان جنبش کارگری در برهه ای مطرح شد که فشار حداکثری بر آن کشور اعمال می شود. کاخ سفید روز ۲۹ جنوری محاصره کامل نفتی علیه کوبا اعمال کرد و تقریباً کل امکان تأمین سوخت برای این جزیره ۱۱میلیون نفری را قطع کرد. کشورهایی که جراات ارسال نفت به کوبا را داشته باشند با تحریمهای گسترده مواجه خواهند شد. این اقدام جدید دولت امریکا، همراه با محاصره تنگ اقتصادی، تجاری، و مالی که بیش از ۶۵ سال است کوبا را در تنگنا قرار داده است، با هدف به زانو درآوردن انقلاب کوبا و تسلیم شدن مردم کوبا از طریق گرسنگی دادن به آنها انجام می شود. اکنون جنگ اقتصادی امریکا نیز احتمالاً در آستانه تبدیل شدن به جنگ نظامی با کوباست. روزنامهٔ یواِساِی تودِی روز ۱۵ اپریل گزارش داد که پنتاگون در حال سرعت بخشیدن به برنامه هایش برای عملیات نظامی احتمالی علیه کوباست و منتظر دستور دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا، در مورد زمان اجرای این حمله احتمالی است. این تهدید در حالی مطرح می شود که ترامپ اخیراً گفته است که پس از ایران « کوبا هدف بعدی» است و او این جزیره را « خواهد گرفت ».
کارگران کوبایی عقب نشینی نمی کنند
شورای مرکزی کارگران کوبا (CTC) در فراخوان روز کارگر اعلام کرد: « در برابر تهدیدهای فزاینده دولت امریکا که با دستور اجرایی ۲۹ جنوری تقویت شده و محاصره انرژی را نیز به تحریم تشدید شدهای افزوده است که بیش از ۶۵ سال فقط به دلیل تلاش ما برای ساختن کشوری شرافتمند، مستقل، و دارای حاکمیت مستقل بر ما تحمیل شده است، امروز هیچ چیز مهم تر و تعیین کننده تر از همکاری و رشد کشور نیست». فدراسیون کارگران کوبا از آنها خواسته بود که روز جهانی کارگر را با راه پیماییها و برنامههای مبارزاتی در محل های کار، شهرها، بخشها، و ولایات کشور گرامی بدارند. « این فراخوانی است برای دفاع از کشور، از مزارع، کارخانهها، کلاسهای درس، مراکز علمی، نیروگاه های حرارتی، شفاخانه ها، عرصهه ای فرهنگ و ورزش، از هر سنگر مبارزه. »
« ما شکست نخوردهایم »
کوبا این روزها با بحران انرژی در دهه های اخیر روبروست. پیش از محاصره انرژی، آن کشور روزانه حدود ۱۱۰هزار بشکه نفت مصرف می کرد که ۴۰هزار بشکه آن در داخل کشور تولید و بقیه از کشورهایی مانند ونزویلا ، مکسیکو و روسیه وارد می شد. از جنوری ۲۰۲۶ این عرضه عملاً متوقف شده است. فقط یک کشتی نفت کش روسی در سه ماه گذشته به بندرهای کوبا رسیده است که تقریباً یک سوم تقاضای سوخت ماهانه را تأمین می کند. نتیجه فاجعه بار است: شهرهای بزرگ در خاموشی و سکون، صنایع فلج، مواد غذایی کمیاب،و بیمارستانها مواجه با دشواری. خاموشی برق اکنون به امری عادی تبدیل شده است. با این حال، مردم کوبا و دولت آنها و حزب کمونیست تسلیم نمی شوند.
میگل دیاز- کانل، رییس جمهور کوبا، در مصاحبه ای مفصل با کریستن ولکر از شبکه امریکایی ان بی سی روایت فروپاشی کوبا را رد کرد: « کدام کشور در جهان می تواند مانند کوبا ۶۷ سال تجاوز مداوم از سوی قدرتمندترین کشور جهان را تحمل کند، و پس از بیش از ۶۰ سال محاصره، و شش یا هفت سال محاصره تشدیدشدهٔ اخیر، و اکنون محاصره انرژی، سقوط نکند؟ ما سقوط نکردهایم. »
دیاز- کانل به نظام درمان همگانی کوبا، آموزش رایگان از دبستان تا دانشگاه، پیشرفت در زیست فناوری (بیوتکنالوژی)، و ایجاد جامعه ای امن و عاری از قاچاق مواد مخدر و جرایم سازمان یافته اشاره کرد و گفت: « آنها در تلاشاند که روایتی از فروپاشی را به ما تحمیل کنند، در حالی که از طریق اعمال سیاست محاصره تهاجمی و نسلکشانه ما را به سمت زندگی در وضعی پیچیده سوق میدهند. »
آماده برای دفاع از انقلاب
وقتی از دیاز- کانل پرسیده شد که آیا کوبا برای حمله احتمالی امریکا فعالانه آماده میشود، او صریح پاسخ داد: « بله، ما برای دفاع آماده میشویم.» او به سخنان آنتونیو ماسیو، قهرمان استقلال قرن نوزدهم، اشاره کرد و گفت: « او اگر در مبارزه کشته نشود، فقط خاک خونآلودش را جمع خواهد کرد.» دیاز- کانل افزود: « اگر اکنون به خیابان بروید و قسمت اول آن عبارت را به یک کودک، یا به یک فرد سالمند، یا به یک جوان کوبایی بگویید، آنها بی درنگ آن جمله را کامل خواهند کرد. ما این گونه تربیت شدهایم. »
او همچنین این تصور را رد کرد که برکناری او، که دولت ترامپ و به ویژه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه امریکا، خواستار آن اند، انقلاب را در هم خواهد شکست: « ما رهبری جمعی داریم که با وحدت، انسجام، وحدت ایدیولوژیک، و انضباط انقلابی مشخص می شود. برکناری یک نفر چیزی را حل نمی کند. صدها نفر قادر به پذیرش این مسوولیتاند.» او افزود: « ایالات متحد امریکا نمی تواند تغییر را به ما تحمیل کند و نمی تواند آن را مطالبه کند. دولت امریکا هیچ صلاحیت اخلاقی برای درخواست چیزی از کوبا ندارد. »
هدف های دولت ترامپ در قبال کوبا همچنان مبهم باقی مانده است. در حالی که روبیو( که خود فرزند مهاجران کوبایی است ) تمایلش را به « تغییر رژیم» کوبا نشان داده است، کاخ سفید ممکن است در پی هدفی «عمل گرایانهتر» باشد: آزاد سازی اقتصادی اجباری به نفع انحصارات و میلیاردرهای امریکایی. بر اساس گزارشها، دولت امریکا خواهان دسترسی به بخشهای انرژی، بندرها، گردشگری، و مخابرات کوبا، همراه با فعالیت شرکتهای خصوصی بزرگ، گشایش بانکی، و برچیدن شرکت های دولتی کوباست.
«دستها از کوبا کوتاه!»
همبستگی بینالمللی با کوبا، که از اصول انترناسیونالیزم طبقه کارگر است، همچنان در حال گسترش و تعمیق است. هفتهٔ اقدام فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری (WFTU) در همبستگی با کوبا به تازگی به پایان رسید. اما این فدراسیون بینالمللی کارگری به سازمان دهی و بسیج اعضا و اتحادیه های وابسته برای اعلام همبستگی با کارگران کوبا ادامه خواهد داد.
کشورهایی مانند مکسیکو، روسیه، چین، ویتنام، و اسپانیا نیز حمایتشان را از کوبا اعلام کردهاند. بیش از ۱۰۰ فعال اجتماعی، عضو اتحادیه های کارگری، و حتا شماری از اعضای پارلمان اروپا اخیراً با نیم میلیون یورو کمکهای انسان دوستانه وارد هاوانا شدند. حزب کمونیست امریکا نیز وارد عمل شده و خواستار پایان یافتن فوری محاصره جنایت کارانه امریکا و حذف کوبا از فهرست « کشورهای حامی تروریزم » شده است. در فراخوان روز کارگر این حزب آمده است: « دستها از کوبا کوتاه!
نه به جنگ با ایران!
بودجه نظامی را کاهش دهید!
به جنگهای بی پایان خاتمه دهید!
امپریالیزم امریکا باید شکست داده شود! »
این حزب گفت: «همان انحصارهایی که حقوق و مزده ای ما را پایین نگه می دارند و اتحادیه های ما را سرکوب می کنند در سطح جهان نیز فعالیت دارند. آنها آگاهانه کارگران کشورهای دیگر را، از جمله در جنگ ها، در مقابل یکدیگر قرار می دهند تا سود خودشان را به حداکثر برسانند. مقاومت ما باید بازتاب همبستگی بینالمللی باشد.»
روز کارگر به مثابه تجلی مقاومت
شورای مرکزی کارگران کوبا (CTC) برای روز جهانی کارگر امسال به میراث خوزه مارتی، قهرمان استقلال کوبا، رهبر انقلابی فیدل کاسترو در صدمین سالروز تولدش، و جنرال ارتش راوول کاسترو اشاره کرد. شورای مرکزی کارگران کوبا اعلام کرد: « ما از دوستان کوبا در سراسر جهان دعوت می کنیم که مانند هر سال در بزرگداشت روز جهانی کارگر با ما همراه باشند. ما پیشاپیش از آنها به خاطر همبستگی شان و شجاعت شان برای هم پیمان شدن با ما در سرنوشت مان در بحبوحه تهدید نظامی واقعی سپاسگزاریم، تهدیدی که نه تنها ما را نمی ترساند، بلکه موجب می شود که با خوشبینی و اطمینان به پیروزی دوباره این بیت باشکوه سرود ملی مان را تکرار کنیم:
مردن برای میهن زندگی کردن است ».
دیاز- کانل نیز این جمله را تکرار کرد: « اگر زمانش فرا برسد، جنگی در خواهد گرفت، نبردی در خواهد گرفت. ما از خودمان دفاع خواهیم کرد، و اگر قرار باشد بمیریم، خواهیم مرد. » ولی او به گفت وگو نیز امیدوار بود. « آنچه مردم امریکا و مردم کوبا شایسته اش هستند صلح است، صلحی که به ما امکان دهد فضایی از اعتماد، همکاری، تشریک مساعی، همبستگی، و تفاهم داشته باشیم. تحریم ها را بردارید و ببینید چه کاری از دستمان برمی آید.»
در آستانه روز جهانی کارگر، کارگران کوبایی برای راه پیمایی آماده شدند، نه از روی ناچاری، بلکه با عزم راسخ. آنها تأکید می کنند که از میهن دفاع خواهد شد.
منبع : نشریه پیپلز وُرلد (دنیای مردم)
بامـداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۲۶ـ ۰۴۷۰۵
Copyright ©bamdaad 2026
سرنوشت دمـوکـراسی در کولمبیا
دبلیو تی ویتنی جونیور
گوستاوو پترو، نخستن و تنها ریس جمهورِ چپ گرا کولمبیا، به زود از قدرت کنار میرود. دورِ نخست رأگر برا جانشن او در ۳۱ می برگزار میشود و اوان سپدا، نامزد اصل حزب « پمان تارخ » پترو، در نظرسنج ها پشتاز است. سپدا و نامزد معاونت او کارزار انتخاباتا پُرجنب وجوش را پیش میبرند. نامزد معاونت او، آدا کلکویه، از تبار «ناسا » و از رهبران شورا منطقه ا بومان کایوکا (CRIC) است که کهن ترن سازمان بومان در امریکای لاتین به شمار میرود. ک نظرسنج در روزها اخر حمل ۱۴۰۵ نشان میدهد « سپدا » حتا ممکن است در همان دورِ نخست پیروز شود. او برا ۵/ ۳۷ درصد از شرکت کنندگان در آن نظرسنج گزینه نخست بوده است. نامزدها راستگرا، آبلاردو دِلا اسپرلا و پالوما والنسا، نزدیک ترن رقبان سپدا هستند و به ترتب ۲/ ۲۰ درصد و ۹/ ۱۹ درصد آرا را به خود اختصاص دادهاند. با آن حال، دو نظرسنج دگر نشان میدهد که رأگر به دور دوم کشده خواهد شد و در آن صورت، به ویژه اگر رأها جناح راست بر ک نامزد واحد متمرکز شودد امکان شکست سپدا وجود دارد.
کارزار سپدا از محبوبیت ۵۰ درصدی پترو و پیروزی نامزد های حزب « پیمان تاریخی » در انتخابات قانون گذاری ۱۷ حوت سال گذشته نیرو می گیرد. در این انتخابات دهها حزب شرکت داشتند. حزب « پیمان تاریخی » ۲۵ کرسی از ۱۰۲ کرسی مجلس سنا را به دست آورد. حزب « مرکز دموکراتیک » که در جایگاه دوم قرار گرفت، صاحب ۱۷ کرسی شد. در رای گیری برای نمایندگی در مجلس نمایندگان (با ۱۸۳ کرسی)، حزب پترو ۳۶ کرسی به دست آورد و حزب « مرکز دموکراتیک » با ۲۵ کرسی در جایگاه دوم ایستاد. توجه به کارزار سپدا که از اهمیتی بسیار بالا برخوردار است، تا تاریک ترین گوشهها نیز کشیده می شود. طرح هایی برای ترور او آشکار شده و گمانه هایی درباره دست داشتن سازمان سیا مطرح می شود. پترو می گوید یک چیز مسلم است: نشانه هایی از تقلب انتخاباتی در راه است.
نامزد انتخاباتی چپ
سپدا، متولد ۱۹۶۲ ترسایی از سال ۲۰۱۰ برای نمایندگی در مجلس نمایندگان و سپس در مقام سناتور در مجلس سنای کولمبیا فعالیت کرده است. او در سال ۲۰۰۳ همراه با دیگران « جنبش ملی قربانیان جنایتهای دولتی » را بنیان نهاد که ایتلافی از گروهها برای دادخواهی قربانیان درگیری های مسلحانه است. سپدا در مقام نماینده، از رییس جمهور پیشین، آلوارو اوریبه، به دلیل پیوندهایش با شبه نظامیان بازجویی کرد و او را به دادگاه کشاند.
مانویل سپدا، پدر ایوان سپدا، رهبر حزب کمونیست، سردبیر روزنامه آن حزب، و سناتور بود که به دست شبه نظامیان در سال ۱۹۹۴ کشته شد. خشونت و تهدیدها سبب شد ایوان سپدا گاه تنها و گاه همراه خانواده، میان سالهای ۱۹۶۴ تا ۲۰۰۳ به طور مقطعی ناگزیر به ترک کشور و پناه گرفتن در بیرون ( بیشتر در کشورهای سوسیالیستی در شرق اروپا) شد.
آموختههای سپدا در امور کشورداری و رویارویی با چرخه خشونت در کولمبیا او را به گزینهای توانمند برای پیگیری مطالبات مردمی در بالاترین سطح اجرایی کشور بدل کرده است.
حزب پیمان تاریخی
« پیمان تاریخی » پیشینه ای پرپیچ وخم دارد. حزب «کولمبیای انسانی » که پترو بنیان نهاد و رهبری میکند، در سال ۲۰۱۸ ترسایی ایتلافی از چند حزب تشکیل داد که سکوی نامزدی پترو در انتخابات همین سال شد هرچند به پیروزی نرسید. حزب « کولمبیای انسانی» در سال ۲۰۲۱ با گردهم آوردن حزبها و جنبش های اجتماعی ایتلافی تازه تشکیل داد که با نام « پیمان تاریخی برای کولمبیا » شناخته شد. در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۲ ترسایی با اتکا به همین ایتلاف به پیروزی رسید. در سپتامبر ۲۰۲۵، شورای ملی انتخابات این ایتلاف را به یک حزب سیاسی تبدیل کرد. حزب هایی مانند اتحادیه میهنی، قطب دموکراتیک جایگزین، و حزب کمونیست که پیش تر از اعضای رسمی ایتلاف بودند دیگر در انتخابات نمی توانستند شرکت کنند. در رأی گیری مقدماتی اکتوبر ۲۰۲۵، حزب نوپای « پیمان تاریخی» سپدا را به عنوان نامزد خود برای ریاست جمهوری برگزید.
کارنامه
کارنامه دولت پیمان تاریخی یکدست نیست، اما دستاوردهایی روشن نیز داشته است. مجلس، برنامه پترو برای دگرگونی نظام بهداشت را رد کرد، ولی طرح گسترده اصلاح بازنشستگی با تأکید بر برابری جنسیتی تصویب شد. هرچند اجرای این برنامه در انتظار تصمیم دادگاه قانون اساسی است.بخش عمدهای از برنامه اصلاح کار به اجرا درآمد. پترو به تازگی افزایش ۲۳ درصدی حداقل دستمزد را برای حدود ۱۰ درصد نیروی کار اعلام کرده است. دولت او همچنین سرمایه گذاری مستقیم در زیرساخت های شهری و روستاها به ویژه در مکاتب و پوهنتون ها را افزایش داد.
شاخص های اقتصادی نیز بهبودهایی را نشان می دهند. تولید ناخالص داخلی کولمبیا ۳/۶ درصد افزایش یافته است. نرخ تورم از ۱۳/۳ درصد در سال ۲۰۲۳ به ۵/۵ درصد در پایان سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. در دولت پترو نرخ فقر چند بعدی کولمبیا که دسترسی به آموزش و زیرساختهای موجود را دربر می گیرد، به روند بلند مدت کاهشی خود ادامه داد: از ۳۰ درصد در سال ۲۰۱۰ به ۱۲/۹ درصد در سال ۲۰۲۲ ، و به ۹/۹ درصد در سال ۲۰۲۵ رسید. فقر در منطقههای روستایی ۲۲/۴ درصد و شهرها ۶/۳ درصد است. بر پایه آمار دولتی ۲ میلیون و ۳۸ هزار و ۶۱۹ جریب [نزدیک به ۸۲۵ هزار هکتار] زمین به « کدهقانان خُرده پا، گروههای قومی، و قربانیان درگیری های پیشین» واگذار شده است، اما دولت پترو برنامه فراگیر برای اصلاح مالکیت زمین را به اجرا درنیاورد. تا سال ۲۰۲۱ تنها یک درصد از مردم کولمبیا، یعنی دارندگان توان مالی، مالک ۸۱ درصد از زمین های کشور بودهاند. همچنین، فراخوان پترو برای تشکیل مجلس موسسان به سرانجامی نرسید.
چشماندازِ پیشِ رو
پترو هنگام به دست گرفتن قدرت، هدف « صلح فراگیر » را اعلام کرد. او به خشونتی پاسخ میداد که سالها پس از امضای توافق صلح دولت با شورشیان « فارک »در سال ۲۰۱۶ همچنان ادامه داشت. این خشونت همچنان هنگام کنار رفتن او از قدرت برجاست و دامنه آن بیشتر نواحی روستایی را دربر می گیرد. بار این خشونت بر دوش گروههای شبه نظامیِ درخدمتِ سوداگران و فروشندگان مواد مخدر، همچنین بر دوش شورشیان جدا شده از گروه فارک، و نیز بر دوش « ارتش آزادی بخش ملی » است. آن گروه شورشی نیز وارد گفت وگوی صلح شده، اما هنوز به سرانجامی نرسیده است. اگر سپدا در انتخابات پیشِ رو شکست بخورد هر یک از دو رقیبِ اصلیِ او دولتی بسیار راست گرا تشکیل خواهند داد که به زنده کردن دوباره همپیمانی سنتیِ کولمبیا با ایالات متحده امریکا گرایش خواهند داشت. دولت کولمبیا در دوره ریاست جمهوری پترو، پیوندی ناپایدار اما صمیمی با بلوک کوچک دولتهای چپ گرای امریکای لاتین و حوزه کارابین داشت که با سلطه امریکا بر منطقه مخالفند. با روی کار آمدن دولتی راست گرا در کولمبیا، تنها برازیل، کوبا، نیکاراگوا و مکسیکو در برابر زیاده خواهی ایالات متحده باقی خواهند ماند. راهبردِ تازه اعلام شده امنیت ملی ایالات متحده که در دوره دولت ترامپ اعلام شده، دکترین مونرو را بیش از هر زمانی دیگر به ابزاری تهاجمی بدل کرده است.
سنتها اهمیت دارند
دولت تازه راست گرا، بی گمان، نظمِ دیرینه و آزموده سلطه طبقه حاکم کولمبیا بر مالکیتِ زمین و منابع طبیعی و نیز بنگاه های بهره کش مالی، بازرگانی، و داد وستد مواد مخدر را نیرومندتر خواهد کرد.
این وضعیت دیرینه تاریخی به رخدادهای تلخ بسیاری انجامیده است: کشتار کارگران اعتصابی مزارع کیله در ۱۹۲۷، سرکوب و وحشت در نواحی روستایی در سالهای دهه ۱۳۴۰ که در زمان لوریانو گومز، رییس جمهور راست گرا (۱۹۵۳ – ۱۹۵۰) به اوج رسید، دیکتاتوری نظامی روخاس پینیییا (۱۹۵۷ – ۱۹۵۳)، آغاز تاخت وتازهای خشونت بار شبه نظامیان با پشتیبانی ارتش کولمبیا در سال های دهه ۱۹۶۰، کشتار هزاران کنشگر سیاسی « اتحادیه میهنی » پس از ۱۹۸۶، و ریاست جمهوری آلوارو اوریبه (۲۰۱۰ – ۲۰۰۲) که با کشتارهای شبه نظامیان و دخالت تولید کنندگان و فروشندگان مواد مخدر در زندگی سیاسی همراه بود. حزب پیمان تاریخی در راستای سنتی دیگر جای می گیرد: سنت مقاومت و ایستادگیِ سیاسی. از رویدادهای برجسته آن به این موردها می توان اشاره کرد: درخواست خورخه الیسر گایتان برای عدالت در ۱۹۲۸ برای کارگران فارمهای کیله، رهبری گایتان بر « راهپیمایی خاموشی» در ۱۹۴۸، ریاست جمهوریهای آلفونسو لوپس پومارخو (۱۹۳۸ – ۱۹۳۴ و ۱۹۴۵ – ۱۹۴۲)، شورش مسلحانه (۲۰۱۶ ــ ۱۹۶۵) به نمایندگی از نیروهای مسلح انقلابی کولمبیا (فارک)، و مسیر آغازین « اتحادیه میهنی » با رهبریِ فارک و حزب کمونیست. برای نیروهای واپس گرا در ایالات متحده امریکا بازگشتِ دولتی همسو در کولمبیا بی گمان سنت جنگ افروزی را تقویت خواهد کرد. پیشینه ها فراوانند. یک مشاور نیروهای ویژه امریکا در سال ۱۹۶۲ به کولمبیا آمد با این توصیه که برای فرو نشاندن ناآرامی و سرکشی در روستاها شبه نظامیان به کار گرفته شوند. دست اندرکاران تصمیم گیری از دیرباز به برپایی پایگاه های هوایی امریکا در کولمبیا، جابجایی نیروها، و قراردادی های نظامی روی آوردهاند. در چارچوب « طرح کولمبیا » (۲۰۱۰ – ۲۰۰۰)، دولت کولمبیا میلیاردها دلار کمک نظامی، دسترسی به اطلاعات نظامی، بودجه، و مشاوره برای زندانهای تازه، و کمک نظامی دریافت کرد. گفته می شد امریکا در حال مبارزه با داد وستد مواد مخدر است، اما بسیاری بر این باورند که هدف دیگر( و شاید هدف اصلی ) مقابله با شورشهای چپ گرا بوده است.
دو رقیب اصلی انتخاباتی سپدا، نماینده الگوهای پیشین و فرسوده سیاست مداری در کولمبیا هستند. پاولوما والنسیا، نامزد ریاستجمهوری از حزب «مرکز دموکراتیک » است، حزبی که اوریبه بنیان نهاده است. به گفته تفسیرگر سیاسی، هوراسیو دوکه، والنسیا نوه «گییرمو لیون والنسیا »، از سرسخت ترین رییس جمهورهای راست گرای سده بیستم است… برنامه او گونه ای محافظه کاریای سنتی است که با دیدگاه های فرانسیسکو فرانکو، دیکتاتور پیشین اسپانیا، همخوانی دارد: دفاع از خانواده سنتی و آیین کاتولیک. آبلاردو دِ لا اسپریِلا، نامزد دیگر، از « جنبش نجات ملی » که بنیان گذارش فرزند رییس جمهور پیش گفته و بدنام و منفور یعنی لوریانو گومز است. هوراسیو دوکه این نامزد را « یک ناسیونالیست افراطی » می خواند که از سوی حزب وُکس و سانتیاگو آباسکال، که جریانی با گرایشهای سخت گیرانه مذهبی است پشتیبانی می شود. او پیشنهاد می کند ارتش در خیابانها مستقر شود، پیمان نظامی با امریکا و اسراییل شکل گیرد، و آنچه خود آن را « کولمبیای مالکان » مینامد، ترویج کند. دولت ایالات متحده امریکا همچنان بر الگوی جنگ افروزانهاش پای می فشارد که نمونه آن درگیری اش با نیروهای فارک است. سیمون ترینیداد، یکی از رزمندگان این گروه است که پس از دستگیری همچنان در زندانی با سطح امنیتیای بالا در امریکا دوران محکومیت ۶۰ ساله اش را می گذراند. پیامی که کنشگران همبستگی با کولمبیا به مقام های واشنگتن می رسانند این است: « از این بن بست بیرون بیایید. آن جنگ به پایان رسیده است. به جای جنگ به صلح بیندیشید. بگذارید سیمون ترینیداد به کولمبیا بازگردد. » / نامه مردم
بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ۲۴۰۵
Copyright ©bamdaad 2026
در امریکای لاتین چـه می گـذرد؟

ال کاراکازو، نیکوالس مادورو، راننده اتوبوس و پسر یک فعال اتحادیه ، را به سازماندهی رانندگان اتوبوس کاراکاس برانگیخت. وظیفه سنگین رفت و برگشت همه کارگرانی که کیلومترها دور از محل کار خود در مرکز شهر در حلبی آبادهای حاشیه شهر زندگی می کردند، برعهده همین رانندگان اتوبوس ها بود. رانندگان اتوبوس، از جمله کارگرانی بودند که از داشنت تشکل صنفی، قراردادهای قانونی کار و هر گونه حقوق یا مزایای اتحادیه ای محروم بودند. در واقع این شرایط حاکم بر بیشتر نیروی کار ونزویلا در آن زمان بود. مادوروی جوان چند سال قبل از قیام، در سال ،۱۹۸۶ یک سال را در کوبا در مکتبی که توسط اتحادیه کمونیست های جوان اداره می شد، طی کرده بود. دلسی رودریگز هفت ساله بود که پدرش ( خورخه آنتونیو رودریگز ، مبارز شورشی و بنیانگذار حزب اتحادیه سوسیالیستی ) در سال ۱۹۷۶ ترسایی در بازداشت پولیس زیر شکنجه کشته شد. اتحادیه سوسیالیستی، یک حزب سیاسی کوچک مارکسیست - لنینیست در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مروج مبارزه مسلحانه بود. این حزب بعد از تاسیس حزب متحد سوسیالیست ونزویلا PSUV ) ) توسط هوگو چاوز در سال ،۲۰۰۶ به همراه چندین حزب سیاسی چپ دیگر به این حزب پیوستند. مادورو عضو اتحادیه سوسیالیست ها بود. کودتای نافرجامی که جنبشی را شعله ور ساخت در ۴ فبروری ،۱۹۹۲ چاوز به همراه گروه کوچکی از سربازان انقلابی، دست به کودتایی علیه رییس جمهور به شدت فاسد و مجری سیاست های ریاضتی صندوق بین املللی پول، کارلوس آندرس پیرز زد.
این کودتا موفقیت آمیز نبود، اما جنبشی ملی را شعله ور کرد. در این زمان بود که سلیا فلورس، به عنوان یک وکیل جوان، داوطلبانه وکالت چاوز را برعهده گرفت و در آزادی دو سال بعد او نقش مهمی ایفا کرد. او همچنین وکیل چند افسر زندانی بود. چاوز پس از آزادی از زندان، به سراسر کشور سفر کرد و جنبش میهن دوست دیگر سیاسی بولیواری جدیدی را بنا نهاد. اهداف این جنبش از جمله شامل برچیدن نظام سیاسی حزبی قدیمی، بازنویسی قانون اساسی و باز توزیع ثروت نفتی کشور میان فقرا می شد. فلورس بخشی از کمیته مبارزات انتخاباتی چاوز را سازمان داد و تا سال ۱۹۹۸ ترسایی که چاوز به عنوان رییس جمهور سوگند یاد کرد، یکی از چهره های اصلی انقلاب بولیواری بود. فلورس در گسترش حلقه های بولیواری به عنوان کمیته های مردمی محرومان و زحمتکشان، نقشی کلیدی داشت و به تبدیل این کمیته ها به شبه نظامیان مسلح مردمی برای دفاع از دولت پس از کودتای نافرجام ایاالت متحده امریکا علیه رییس جمهور هوگو چاوز در سال ۲۰۰۲ ترسایی کمک کرد. فلورس پس از انتخاب شدن به عضویت مجلس ملی در سال ۲۰۰۰ به سرعت به صدای اصلی برای اقدامات رادیکال در حوزه مراقبت های بهداشتی و آموزش و بسیج مردمی در کمون ها تبدیل شد. در نتیجه اقداماتی که شرایط متحول شدن ونزویلا را فراهم ساخت، میلیون ها کارگر حق حضور در جنبش هایی را به دست آوردند که همه کارخانه ها و مراکز صنعتی را در برگرفت. از جمله دستاوردهای این جنبش ها، تضمین قانونی حقوق بازنشستگی و مزایای از کارافتادگی برای کارگران و روستاییان بود. بدین ترتیب فرآیندی از تغییرات رادیکال سیاسی و اجتماعی پدیدار شد که مولود یک سیستم انتخاباتی در همه سطوح، از شوراهای کوچک در محالت تا نواحی شهری، ایالت ها و مجلس ملی گردید. ونزویلا متحول شد با درآمد نفت میلیون ها واحد مسکونی جدید ساخته شدند. بناهای جدید آموزشی از جمله مجموعه ای از دانشگاه های رایگان، بیمارستان ها و هزاران درمانگاه کوچک، با کادر طبی کوبایی، ساخته و فعال شدند. فلورس، به عنوان یک وکیل انقلابی آگاه، پس از آنکه در سال ،۲۰۱۱ چاوز او را به عنوان دادستان کل منصوب کرد، مجلس ملی را ترک کرد. این پستی مهم و حیاتی در اجرای قوانین جدید رادیکال و متحول ساخنت دستگاه قضایی کشور بود. درگذشت چاوز در سال ۲۰۱۳ بر اثر سرطان، ضربه یی به روند انقلابی مردمی بود. چاوز، معاون ریاست جمهوری و رهبر اتحادیه، نیکوالس مادورو را به عنوان جانشین خود معرفی کرد. مادورو از روزهای طوفانی دهه ۱۹۹۰ همراه دیرینه فلورس بود. او در سال ۲۰۱۳ ترسایی از سمت دادستان با مادورو ازدواج کرد. فلورس همواره در زندگی سیاسی کل استعفا داد و در جون همان سال رسمًا ونزویلا فعالانه مشارکت داشته است و به حق لقب « نخستین مبارز » را دریافت کرد. مجلس موسسان، که فلورس در آن خدمت کرد، یک نهاد موقت، مسوول تدوین قانون اساسی جدید برای مقابله با بحران اقتصادی و سیاسی ناشی از تحریم های ایالات متحده و بی ثباتی اقتصادی بود. این مجلس همچنین موظف بود برای تضمین حقوق به دست آمده زحمتکشان در مبارزات متشکل در سراسر کشور، موادی را به عنوان مفاد مصرح قانونی در قانون اساسی بگنجاند. فلورس بار دیگر به عنوان معاون مجلس ملی برای یک دوره پنج ساله ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ ترسایی معاون مجلس ملی و قانونًا انتخاب شد میباشد. در واقع فلورس نه «بانوی اول» بلکه هنوز رسمًا پس از آنکه ایالات متحده در ۳ جنوری ۲۰۲۶ به شکل تبهکارانه ای رییس جمهور مادورو و معاون مجلس ملی، فلورس را ربود، در همان روز، دیوان عالی قانون اساسی ونزویلا به دلسی رودریگز معاون رییس جمهور دستور داد تا به عنوان رییس جمهور موقت عهده دار این مسوولیت شود.
رییس دادگاه حکم داد که رودریگز « جهت تضمین تداوم اداری و دفاع جامع از ملت، ِِسمت جمهوری بولیواری ونزویلا را بر عهده خواهد گرفت». این اعلامیه بالافاصله مورد حمایت فرماندهی نظامی ونزویلا و شبه نظامیان مردمی قرار گرفت. ( این بدین معناست که روریگز تنها مسوولیت انـجام وظایف ریاست جمهوری را بر عهده دارد و مادورو همچنان به عنوان رییس جمهور منتخب ونزویلا شناخته می شود.( رودریگز از کودکی همواره در روند انقلابی ونزویلا حضور داشته و برای نـجات کشورش در برابر تحریم های فزاینده ایالات متحده، به عنوان یک وکیل و اقتصاددان مجرب در طراحی سیاست های پیچیده اقتصادی نقش موثری ایفا کرده است. هم فلورس و هم رودریگز، انقلابی های برجسته ای هستند!
مادورو و فلورس را همین حاال آزاد کنید!
در تظاهرات عظیم میلیونی، ونزویلایی ها برای حمایت و دفاع از دولت و انقلاب خود به خیابان ها آمدند و خواستار آزادی و بازگرداندن رییس جمهور مادورو و سلیا فلورس شدند. در شهر نیویورک، روز یکشنبه، ۸ مارچ « روز جهانی زن » زنان تظاهراتی را به سمت بازداشتگاه متروپولینت در بروکلین رهبری خواهند کرد تا خواهان آزادی سلیا فلورس شوند. ۸ مارچ یک روز جهانی برای درخواست آزادی خواهرمان، سلیا فلورس خواهد بود.
برگرفته از شماره ۳۵ ، سال ششم مجله دانش و امید
بامـداد ـ سیاسی ـ ۴/ ۲۶ـ ۰۴۰۵
Copyright ©bamdaad 2026