عراق و لبنان پیش از ایران

 


سرگیی کاژمیاکین

اعتراض های گسترده در لبنان و عراق سیستم‌ سیاسی این دو کشور را به لرزه در آورده است. علت اعتراضات و تظاهرات وسیع خیابانی مردم ناراضی مشکلات اقتصادی و اجتماعی است. دولت های غربی سعی بر آن دارند با استفاده از موقعیت به وجود آمده، نفوذ ایران را در این دو کشور تضعیف کنند.
از ابتدای تاسیس کشور لبنان، مبارزات درونی بین احزاب و گروه‌های مختلف قومی جریان داشته است. تقسیم قدرت بر اساس تعلقات حزبی و قومی و نه گرایش های سیاسی، مجال نفوذ قدرت‌های منطقه ای و فرامنطقه ای را درکشور لبنان فراهم کرده است. به همین مناسبت، این کشور کوچک و زیبای خاورمیانه تا اکنون جنگ ‌ها و تنش‌های زیادی را به خود دیده است.
سال ۲۰۱۶ مجلس لبنان پس از ۴۶ بار کوشش، موفق شد میشل عون را برای ریاست جمهوری معرفی کند. رییس جمهور جدید توانست آرامش نسبی برقرار کند و بین احزاب مختلف تفاهم ایجاد کند اما از همان ابتدای ایتلاف گروه‌ها و احزاب، ایالات متحده و اسراییل با فشار بر دولت این کشور خواستار آن شدند تا حزب الله شیعه هوادار ایران را خلع سلاح کرده از صحنه سیاسی این کشور خارج کنند. اسراییل از لبنان همسایه‌ ای خاموش و بی خطر را طلب می‌ کند در حالی که حزب الله ها، نقش جدی برای دفاع از لبنان دارد و درعین حال با حمایت نظامی از حکومت سوریه به رهبری بشار اسد، در مقابل تروریزم ساخته و پرداخته ایالات متحده و اسراییل ایفا کرده است.
آتش جنگی که توسط امریکا و همدستانش در سوریه به پا شد، عواقب بس ناگواری را برای لبنان به وجود آورد. جمعیت این کشور قبل از جنگ ۴.۵ میلیون نفر بود در حالی که با هجوم پناهنده گان سوری این تعداد به بیش از ۶ میلیون نفر رسید. با وارد شدن پناهنده گان به لبنان، کسری بودجه دولت به ۱۱ در صد رسید و با افت اقتصادی، بیکاری رقم ۴۰ در صد را نشان داد.
مشکلات اجتماعی و اقتصادی کشور که از دهه های قبل بر روی هم انباشته شده بود با بحران های جدید شرایط را دشوار تر کرد. ضعف سازماندهی حکومت، فساد ناشی از فاصله عمیق طبقاتی، قطع دایمی برق، عدم مدیریت در پاکسازی محیط در زمان های طولانی همه و همه دست به هم دادند تا شرایط دشوار اقتصادی- اجتماعی برای شهروندان رقم زده شود. باید توجه داشت که ۵۸ درصد ثروت کشور در اختیار یک در صد از اهالی لبنان است. سعد حریری نخست وزیر و چند سیاستمدار دیگر امپراتوری اقتصادی دارند و ثروت آن‌ها سر به میلیارد ها دلار میزند.
نیروهای خارجی با آگاهی از وضع نا بسامان در لبنان برای بی ثباتی بیشتر وارد معرکه شدند. از یک سو اسراییل با حملات هوایی و بمباران مناطق حساس و از سمت دیگر، امریکا با تشدید تحریم های برخی بانک ها، شرکت ها و شخصیت های ملی، خصوصا افراد با نفوذ حزب الله ها وارد میدان شدند. سر انجام وام دهنده گان خارجی به رهبری صندوق بین‌المللی پول با وعده‌های میلیاردی به بیروت، خواستار اصلاحات خاص برنامه‌های خود شدند. از ماه سپتامبر حریری با تاسی از رهنمودهای صندوق بین‌المللی پول اعلام وضعیت اضطراری کرد. بسته شامل خصوصی سازی، کاهش هزینه‌های اجتماعی اعم از پایین آوردن حقوق بازنشسته گان، کارمندان دولت و پرسنل ارتش و افزایش مالیات را به اجرا درآورد.
حزب الله  و متحدین این حزب، با طرح حریری مخالفت کردند. در این رابطه حسن نصراله اعلام کرد: « برنامه دولت منجر به انفجار اجتماعی خواهد شد. مشکلات اقتصادی با کاهش هزینه عموم مردم قابل حل نیست بلکه هزینه‌ها را طبقه حاکم باید بپردازد». پیشنهاد نصرالله از طرف دولت شنیده نشد و از ۱۷ اکتوبر صدها هزار نفر به عنوان اعتراض به شرایط موجود به خیابان‌ها آمدند.
حزب کمونیست لبنان در جریان اعتراضات خیابانی این کشور فعالانه شرکت کرد و طی اطلاعیه ای نوشت: « کابینه حریری، توسط صندوق بین‌المللی پول، بانک های بزرگ اروپا و پادشاهی های عرب هدایت می شود. تظاهرات و به میدان آمدن مردم، برای اولین بار، جدا از وابسته گی‌های قومی و حزبی است و ما آن را یک قیام ملی می دانیم. خیزش شهروندان علیه طبقه حاکم است که ثروت ملی کشور را غارت می کنند».
سناریوی مشابهی با تفاوت‌هایی در عراق شروع شد. ایتلاف به رهبری ایالات متحده امریکا با سرنگون کردن صدام حسین، حاکمیت ضعیفی را که هدف آن نه توسعه کشور بلکه تامین کننده منافع بیگانگان بود به مردم این کشور تحمیل کرد. عراق به عنوان یکی از بزرگ‌ ترین صادر کننده گان نفت، همچنان آلوده به فقر، فساد، بیکاری و نا برابری است. در مدت ۱۵ سال مقامات دولتی ۴۵۰ میلیارد دلار از بودجه های کشور را دزدیده و فرار کرده اند. زیرساخت های اساسی که بر اثر جنگ تخریب شده بود، به علت سو مدیریت هنوز ترمیم نشده اند. قطع برق دایمی است و در بصره هزاران نفر بر اثر آلوده گی آب مسموم شده اند.
عراق موج‌ های اعتراضی بسیاری را تا به حال از سر گذرانده است اما حوادث اخیر در این کشور بی سابقه می باشد. از ابتدای اکتوبر مردم با جمعیت های میلیونی با اعتصاب، تظاهرات و شورش عمومی به میدان آمده اند. واکنش خشونت بار مقامات، آتش خشم مردم را شعله‌ ور تر کرد. پولیس علاوه بر به کار بردن گلوله های پلاستیکی و گازهای اشگ آور، برای خاموش کردن فریاد مردم از گلوله جنگی استفاده کرد که تا به حال بیش از ۳۰۰ نفر کشته شده اند.
ح ک عراق با موضع گیری صریح در ارتباط با وضعیت این کشوراعلام کرد: « دولت در تمام سطوح با شکست مواجه شده است. مقامات کشور باید هر چه سریع‌ تر برای رفع نیاز های مبرم مردم اقدام کنند. مقدمات همه‌ پرسی و انتخابات زود هنگام را در دستور کار قرار دهند. مبارزه با فساد و مجازات افرادی که در سرکوب مردم شرکت داشته‌ اند باید در الویت قرار گیرد. اکنون زمان آن رسیده است تا دولتی بر اساس دموکراسی و عدالت اجتماعی زمام امور را به دست گیرد».
در مقایسه با وضعیت لبنان، حوادث عراق به سمت و سوی دیگری هدایت می شوند. در بغداد و تعداد دیگری از شهرها تیراندازان نا شناس به برخی از تظاهر کننده گان و ماموران پولیس شلیک کردند و عده زیادی کشته شدند. بزرگ‌ ترین بندر این کشور، بندر ام القصر که از آنجا نفت صادر و مواد غذایی وارد می ‌شود بسته شده است. آتش زدن ادارات دولتی و دفاتر احزاب، از جمله دفتر ح ک در شهر ناصریه نمونه های قابل تاملی می باشند.
در آشفته بازار حوادث عراق، از یک طرف تروریست های داعش فعال شده‌ اند و از طرف دیگرهواپیما های بمب افکن اسراییل، پایگاه های شبه نظامیان شیعه را بمباران کردند. شایعه انتقال نیروهای ویژه ایران برای سرکوب تظاهرات در این کشور به طور وسیع پخش می شود. درهمین حال روز ۴ نوامبر، نیروهایی سعی کردند کنسولگری ایران را در شهر کربلا به اشغال خود درآورند. رسانه های خارجی با تبلیغ حضور نیروهای ایرانی و پخش اخباری، مبنی بر این که : «ایران در حال به یغما بردن ثروت مردم عراق» است سعی در تخریب روابط دو کشور دارند.
در این میان مقامات وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا طی اطلاعیه ای با صراحت اعلام کردند: « واشنگتن باید برای مردم عراق روشن کند که جنگ علیه ایران موجب تقویت استقلال بغداد خواهد شد. مردم این کشور قربانی نزدیکی تهران و بغداد هستند».

انگیزه واشنگتن کاملاً واضح است. تعداد نیروهای نظامی امریکا در عراق به رقم ۵.۲ هزار نفر می رسد. بر این تعداد کارشناسان نظامی و افراد وابسته به شرکت های خصوصی نظامی را هم باید اضافه کرد. اخیراً نیز تعداد هزار سرباز امریکایی از سوریه به جمع نظامیان افزوده شده اند. پایگاه های نظامی در عراق در حال باز سازی هستند و تعداد دیگری نیز در حال ساختمان می باشند. شاهراه‌های استراتیژیک بغداد- دمشق و بغداد - عمان در حال ساخت هستند. بدین ترتیب امریکا خواهان بازگرداندن نیروهای نظامی خود از عراق نیست. در این ارتباط جان هود، شریک تجاری امریکا در عراق با صراحت اعلام کرد: « ارتش عراق بدون حمایت ما قادر به تامین امنیت کشور خود نیست»
از جانب دیگر روندی در حال اجرا است که با برنامه اشغالگرانه واشنگتن مطابقت ندارد. روز اول نوامبر روند همسان سازی انرژی برق ایران و عراق شروع شد. در سه سال آینده سوریه نیز به شبکه انرژی عراق و ایران وصل خواهد شد. ایجاد شبکه‌ های بزرگ حمل و نقل و راه آهن بین سه کشور مورد گفت و گو قرار گرفته است. شروع ساخت و اتصال راه بین شلمچه از طرف ایران و بصره پیش ‌بینی شده بود که در اثر حوادث داخلی عراق برای مدتی متوقف گردیده است. همکاری‌های نظامی بین دو کشور قرار است تقویت شوند. توافقنامه ای بین نیروهای دریایی دو کشور امضا شد و ایران در زمینه تقویت دفاع هوایی به عراق کمک کرده است.
در سال‌های اخیر، روابط عراق با جمهوری خلق چین در حال گسترش می باشد. پکن در سال گذشته جای اول را در تجارت با بغداد به دست آورد. با مسافرت عادل المهدی، نخست وزیرعراق در ماه می به چین این کشور به پروژه یک مدار یک گزینه ( نوسازی جاده ابریشم) پیوست. بر اساس توافق طرفین مبلغ ۱۰ میلیارد دلار به ساختن جاده، بنادر و نیروگاه ها اختصاص داده شده است. پکن همچنین توانست امتیاز توسعه میدان بزرگ نفتی مجنون را به دست آورد.
وقایع و حوادث در لبنان و عراق با تمایلات و استراتیژی ایالات متحده امریکا و متحدین این کشور در خاورمیانه مطابقت دارد. باید توجه داشت که آن‌ ها در گام اول از اشتباهات رژیم های حاکم در این کشورها سواستفاده می‌ کنند. بنا براین، نا بسامانی های پدید آمده باید درس و عبرتی برای کشورهایی باشد که خواهان استقلال می باشند.

 

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۱۹ـ ۱۱۲۲

 

 یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 

 Copyright ©bamdaad 2019

 

 

 

په اوسنۍ اوضاع کې د ملي مترقي دموکراتیکو قوتونو رسالت او مسوولیتونه

 

ولی منګل

 

د ملي دموکراتیکو ځواکونو د ویښتیا او د هغوی د وحدت اړتیااو مسوولیت په داسې حال او اوضاع کې رامنځ ته کیږي چې، هېواد او ټولنه لا نوره هم د اوږده ناورین او بحران پر لور درومي او په 

یوه خونړي ګرداب کې غرقیږي، جګړه، ظلم، ټولنیزه بې عدالتي او د بې وزلۍ غمیزه هره ورځ 

زموږه له ټولنې قرباني اخلي؛ نوې  سرمایداري مرحله لکه د انساني وینو ویالې ، زموږه له سترګو تېریږي؛د اخلاقي معنویاتو او ارزشونوځای مادیات نیسي؛ موړ لا مړیږي، او وږی لا پسې وږی او نهار کیږي. د هېواد معدنیات او زېرمېزموږ د سترګو پرمخ لوټ او تالا کیږي.د هېواد آزادي او 

استقلال له منځه تللی دي.

په دې خاطر ده چې ، د ملي دموکراتیکو، هغه قووتونه چې د یوه غوړیدلي افغانستان،د یوې هوساټولنې؛ چېرته چه ټولنیز عدالت، رېښتبني دموکراسي او رښتینې ولسي ولسواکي ، تامین وي ، دنده او

مسوولیت دی، چې  د یوه مشترک پلاتفورم ، کړنلارې او شعار لاندې  په یوه پراخه جبهه یا ایتلاف کېراټول شي ؛ په پرګنو کې پراخ سیاسي نفوذ وکړي، رابیدار یې کړي؛ د خپلو پرحقه غوښتنو او 

نیازونود لاسته راوړونو لپاره یې د مبارزې لپاره لارښوونه او لارښودنه وکړي ؛ او په دې لار کې یې مخکښاناو مشعل لګونکي شي.

ځکه تر څو چې په ټولنه کې پراخې  منځينۍ ، بې وزلې پرګنې،  د ستم لاندې بزګران او کارګران

 ځوان روڼ اندی قشر را ویښ نه شي؛ او هغوی نړلید، او سیاسي شعور تر لاسه نه کړي،چپ ملي دموکراتیک غورځنګونه نه شي کولای چې بري ته ورسیږي ، دغې تراژيدۍ ته خاتمه ورکړي او   خپل رسالت ترسره کړي.

يو څه چې د یادولو وړ دي ؛ هغه دادي چې«چپ » حتمي په دې مانا ده چې هغه دې کمونیستي غورځنک واوسي.دغلته چپ هر هغه ځواک دی چې د ټولنیزې بې عدالتۍ، نابرابرۍ، ظلم ، استبداد  اود ټولنې د شاته تګ او یا ټولنه په یوه متوقف حالت کې پرېښودل کیږي، پر ضد یې مبارزه ، هڅه   اوهاند دي.

نن په افغانستان کې د یوه ولسي اوښتون او بدلون لپار ذهني او عیني شرایط موجود دي ؛ځکه هغه څوک چې پاس د قدرت په ماته ګا‌‌‌‌‌‌ډۍ ناست دي، دچلولو توان يې له لاسه ورکړی دی او یا ورکوي  یې؛ او کوز یا کښته ولس د هغه بیعت نه کوي او د هغه واکمنۍ ته نور « نه » وایي.

څوک دي چې  « دا د خدای زور او قهر»  یعنې ولس ، د حاکمې کړۍ چې د ولس پر ګردو پراته 

ده ، منسجم کړي، رهبري یې کړي تر څو هغه له واکه وغورځوي؟

روښانه خبره ده هغه د حق او عدالت، ټولنیزې بې عدالت ضد ملي ترقي خوا او وطنپال ځواکونه دي اود هغوی د ګ‌‌‌‌‌‌ډ ائتلاف تاریخي رسالت او مسوولیت دی.

خو داسې مترقي ځواک  ، ګوند یا ایتلاف لا نه شته چې د دغو شرایطو نه په ګټه اخېستلو سره یوه ولسي، پرګنیز د مظلومو طبقو  د پاڅون لپاره د مخکښ دنده پرغاړه واخلي، مشري او لارښودنه یېوکړي.

 

داسې ځواک هغه وخت رامنځ ته کېدای شي چې د علمي انقلابي تیورې ؛ چپې مترقي فکر او شعور ،ذهني اند نه برخمن ، باورمند او عقیده من وي.زموږ هېوادوال په تېره بیا مظلومه طبقه د هغې 

مایوسۍ چې « نه کیږي »  په ذهني بحران کې راګیردي.څوک دي چې ورته ووایي چې « کیږي »،

هغه ملي دموکراتیک عدالت غوښتونکي، د یوې نېکمرغې  هوسا  ټولنې دیوې روښانه راتلونکې د  جوړونې ، د یوه ځواب ورکوونکي ، قانون نا ماتونکی حکومت متعهد ملتپال او وطن پال ځواکونه   دي. 

د افسوس ځای دی چې، د ملي مترقي چپ پلوو  په تېر حاکمیت کې هم داسې کسان کم نه وو ؛ او دنن ورځې په  ورته ګوندونو کې هم کم نه دي چې وایي « نه کیږي » په غمیزه کې ګیر دي.

ان ځينو خو د خپلو مرامونو او هدفونو نه هم تېر شول ؛ او د تورې ارتجاع سره یو ځای شول.

د چپ مترقي افکارو کلاسیکان او د دغې تیورۍ بنسټ ایښودونکي؛ موږ ته را زده کوي چې دا یوه قانونمندي ده ؛ چې د مبارزې په دغه اوږده بهیر کې نهایي بریا د هغوی ده.؛ خو په دې شرط چې د خپلې دغې پر حقه مبارزې څخه څوک ستړي او مایوسه نه شي ؛ او مایوسه او ستړي کیږي به هغه څوک چې ، د سیاسي شعور او سواد او انقلابي علمي تیورۍ نه بې خبره وي ؛ او ناخبري له د غېتیورۍ نه ، ناباورمندي رامنځ ته کوي؛ او ناباورمندي، دې دغه بهیر مزل نور هم اوږدوي.

 

نوې انقلابي  تیوري

په دغې تیورۍ کې انقلاب حتمي په دې مانا نه دی ، چې په ټولنه کې دې دیوه مترقياوښتون یا بدلون لپاره دې وینه تویه شي او یا د یوه عوام غولونکي   ناکارا ،‌ په سياسي او اقتصاد فساد ککړ  نظام     د تغیر لپاره د ه ‌‌‌‌‌‌ډوکي مات شي او یا د نظام اساسات اوبنسټونه دې ویجاړ شي.

که د « زړې انقلابي تیورۍ » تعریف په ټولنه کې د دیالیکتیکي قانون د کمي او کیفي تغیراتو او 

د رامنځ ته شویو ټکرونو او تضادونو پر سر بحث دی؛ د خودکامه اودیکتاتوري ، ټولواکي رژيمونو 

د هغوی دځان ته جوړ شویو آینو اوقوانینو له بېخه لهمنځه وړل دي؛ او پرځای یې د کارګري طبقې  دیکتاتوري ګوند قدرت ته رسول دي.

په نوې انقلابي تیورۍ کې، ټکر د نظام د اساساتو سره او د هغه د قانون سره نه دی،ټکر د یوې       واکمنې، درغلګرې، مفسدې حلقې سره دی، چې دبهر څخه د صادره شوېدموکراسۍ پر مټ په جعل 

او  تزویر د خلکو پر اوګو سپاره ده. 

دغلته موږ هرهغه مترقي بدلون ته چې ټولنه  له بېخه د پرمختګ او مترقي نوښتونو اوبدلونونو په    لور وخوځوي، چېرته چې انساني ارزښتونه ، ټولنیز عدالت، انساني حقوق، فردي مصوونیت او

عدالت ،  آزادي او برابري ، رفاه او ښه راتلونکې پکې تضمیناو خوندي وي، انقلاب ویلی شو.

په دغې تیورۍ کې د مترقي بدلون یا اوښتون لپاره، اړینه نه ده چې د هغه متحرکه قوه یا ځواک دې حتمآ پرولیتاري انقلابي ګوند وي.

د ملي مترقي قوتونو  ائتلاف په دې شرایطو کې د نظام اصلاح او د بې کفایفه واکمنانو د لیرې کولو

 اود مترقي بدلو ن په مانا ده.

هر هغه ملي مترقي بدلون چې د یوه استبداي، دیکتاتوري، نا مشروع ، عوام غولونکي، مفسد نظام   یا رژيم نه وروسته راځي او ځای ناستی یې کیږي، هغه یو اوښتون او انقلاب دی؛ځکه چې دې دغه 

بدلون سره  د هېواد اکثره دمظلومې او بې وزلې طبقې هیلې تړلې دي ؛ چې نور نه غواړي د یوې   ظالمې حاکمې کړۍ لاندې ژوند وکړي، ځکه چې نور راپاڅيدلي چې خپل حقه حقونه ترلاسه کړي ؛ 

او د هغوی حقونه تامین او خونديوي؛ځکه چې هغوی پراخ مترقي بدلونونه، يو ځواب ورکوونکي ، کارکوونکی او د ټولنیز عدالت پلي کوونکی، د هېواد د رفاه او غوړیدنې ، د یوې ښکلې نېکمرغه راتلونکې حکومت غواړي ؛ او سیاسي اواقتصادي فساد، ظلم او ناروا له منځه وړل غواړي.

په سیاسي او اقتصادي فساد ککړ نظام هغه دی چې، په فرېب او نیرنګ ، دغلکارۍ او د هغو پيسو  په زور چې له خلکو یې شکولې دي، د خلکو پر اوږو سپور وي او د ځان د مشروعیت لپاره د

درغلۍ او غلاشوېو رایو له لارې  ځان مشروع کوي.

د یادولو وړ بولم چې دې دغو انساني موخو او هدفونو  لپاره د هر دولتي قانون په چوکاټ کې چې   وي،ملي مترقي دموکراتیک ائتلاف ،‌ حق لري چې هغه ترلاسه کړي.

ځکه کله کله قانون له ‌‌‌‌‌‌ډېرو ښو انساني ارزښتونو ، معنویاتو ا ومدنیاتو ‌‌‌ډک وي، خو  قانون 

چلوونکيیې په سیاسي او اخلاقي فساد ککړ وي او دقانون په پلي کولو کې بې تفاوته،‌

ؤ ناکارا او بې پرواوي.د داسې واکمنو لپاره قانون د قدرت د اوږدولو لپاره تشه یوه وسیله وي؛ چې دواکمن واک په خطرکې وي؛ بیا د قانون مادې وړاندې کوي، چې د خلکو ګټې په خطر کې وي بیا 

د قانون فیصلې .

تاکید باید وشي؛ موږ دې دغه قانونون پر ضد مبارزه نه کوو، موږ د قانون د اصل پلي کولو په خاطرمبارزه کوو چې حاکمه کړۍ پکې پاتې راغلې ده.

د مبارزې په دې بهیر کې نه باید ملي مترقي او ټولنیز عدالت پلوه قوتونه د موقتي مفاداتو لپاره د

حاکمه بې کفایته د اکثریت ملت د کرکې او نفرت کړۍ سره سازشونه او جوړجاړی وکړي؛ ځکه چې دا‌‌‌‌‌‌ډول عمل، په جنبش او تحریک کې د انحراف رېښه تولیدوي او مترقي قوتونه له خپلو غایي 

ارمانونو اومرامونو نه کږلارې ته سوق کوي.

په اوسني وخت کې له هر څه مخکې د ملي دموکراتیکو مترقي ځواکونو  د ائتلاف یااتحاد

 اړتیا ده چې د یوه ګ‌‌‌‌‌‌ډې کړنلارې ، مراملارې او پلاتفورم لاندې سره راغون‌‌‌‌‌‌ډ او یو موټیشي. د ځان محورۍ ، ګروهي ، فرکسیوني ، شخصي ګټې او ځاني غوښتنو ، د رهبریت او مشرتوب رنځ او 

مرض پر ځای ، ملي هېوادنۍ سترې انسان دوستانه ګټې ارمانونه د خپل ضمیر سترګو ته ودروي.

هغوی یوازینی بدیل او الترنتیف دی چې، کولای شي هېواد او ټولنه دیوې اوږدې غمیزې او 

بحران نه خلاصه کړي.

 

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۲/ ۱۹ـ ۱۱۱۶

 

 یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 

  Copyright ©bamdaad 2019

 

نقش متناقض اصول رفتاری ملل متحد در تراژیدی افغانستان

عبدالاحمد فیض

با توجه به اصول ومفاد منشور، حفاظت ازصلح وامنیت جمعی ازوظایف تاخیزنا پذیری سازمان ملل متحد پنداشته میشود، مسوولیت که این نهاد بدلایل چون نقایص ساختاری واعمال نفوذ قدرت های معین درراستای تحقق آن ازبدوی ایجاد تا اکنون با مشکلات عدیده مواجه بوده است. اینک که درآستانه هفتاد وچهارمین سالروزایجاد این نهاد جهانی قرارداریم،اعتبارسازمان بعلت عدم توجه لازم به آلام بشریت که درنتیجه اشغال و تجاوز خارجی یا منازعات داخلی متحمل میگردند، بگونه فزاینده وروزافزون درحال کاهش بوده است.

روند تاریخی رسیده گی به منازعات بین المللی بويژه تصادمات ورویارویهای منطقه وی درتمام دوران فعالیت سازمان بوضوح گواه این واقعیت است که این نهاد بعلت اعمال نفوذ قدرت های معین درشورای امنیت درراستای تحقق عمده ترین وظایف جهانی خود یعنی مساعی جمیله درکاهش ویا ختم منازعات ناکام بوده وعملیه صلح سازمان دراکثریت  قضایای عمده درمقیاس منطقه وی درحاشیه قرارگرفته است، لذا مبرهن است که نه تنها سازمان با دنباله روی های پیهم ازهژمونی های قدرت وفیگورهای زورگودرشورای امنیت درتضاد با کرکترحرفه وی واصول رفتاری این نهاد قادربه  جلوگیری ازتجاوزات مسلحانه خارجی علیه حاکمیت های مستقل درموارد متعدد نگردیده است بلکه دربسا موارد ملل متحد خود بیک ناظر بی طرف برتراژیدی های غم انگیزمردمانی مبدل شده است که هرروزخون فرزندانش دردفاع از حق حاکمیت وآزادی ملی شان دربرابرعنصرتجاوزدرجنگ های تحمیلی نیابتی بزمین میریزد که عاملان بیرحم آن درجهت تحقق اهداف سیاست خارجی بیگانه می جنگند.هکذا بی مورد نخواهد بود تا اذعان کرد، که سازمان ملل متحد درزمینه اتخاذ تصامیم درامورات عاجل وضروری شدیدأ ازلابی گیری های که درقالب بکارگیری دیپلوماسی خدعه و تحکم درباصلاحیت ترین ارگانش یعنی شورای امنیت بسود دولت های مشخص صورت میگیرد متأثیراست که بوضوح به اصل بیطرفی واصول کاری سازمان لطمه وارد نموده است.

تداوم جنگ درافغانستان که بی تردید محصول انکارناپذیری مداخلات وتجاوزات بی رویه خارجی خوانده می شود، درچهاردهه گذشته درجنب خسارات مالی و ویرانی های گسترده، تلفات عظیم انسانی را برمردمانی بیدفاع افغان تحمیل نموده است که بخش قابل توجه تلفات انسانی ناشی ازجنگ درین کشورراغیرنظامیان بویژه اطفال و زنان تشکیل می دهدکه بوسیله طرف های منازعه با نقض فاجعانه معیارهای بین المللی حاکم درمنازعات مسلحانه و حقوق بشری حادث شده است، لذا وضع حاکم جنگی وبحران درین کشوردرگیرمخاصمات مسلحانه مستلزم اتخاذ یک رویکرد مسوولانه وعاجل سازمان ملل متحد بود که درپرتو مفاد منشوردر راستای کاهش خشونت، قطع مداخلات بیرونی و جلوگیری از تلفات انسانی درافغانستان بکارگرفته میشد، درحالیکه افغان های مظلوم که درزادگاه شان به اسرای جنگ مبدل گردیده ،هیچگاهی اقداماتی را که به تغیرات مطلوب دراوضاع منجرگردد، ازسوی ا ین نهاد مسوول شاهد نبوده است.

همچنان سازمان ملل متحد، درتمام دوران نبردهای خونین دهه هشتاد درافغانستان بیشترینه درنقش یک مرجع امداد رسان آنهم درعرصه همکاری های انساند وستانه ظاهر وبا تقبیح حضورقشون اتحاد شوروی سابق درین کشور‌بدون توجه به عمق فجایع ناشی ازجنگ که مداخلات طیف گسترده ازدولت ها را در سطوح منطقهوی وفرا منطقه با خود داشت، ازصدوریک طرح جامع وعادلانه در زمینه، که به ختم جنگ وخونریزی ها درافغانستان منتهی گردد تحت فشارمحافل غرب کوتاه آمد وتریبون سازمان ملل متحد بیک تریبون راه اندازی گفتمان مغایرحقایق نهفته درنبردگاه افغانستان مبدل گردید.

بعد ازخروج نیروهای نظامی شوروی در۱۵ فبروری۱۹۸۹ترسایی که بعد ازانعقاد معاهده ژنیودر۱۴ اپریل ۱۹۸۸ ترسایی عملی شد، سازمان موفق نبود تا با استفاده ازاعتبارش درخصوص اجرای مفاد معاهده که زمینه را برای قطع جنگ مساعد مینمود،استفاده نموده واین امرباعث شد تا عملیه صلح ملل متحد که با توظیف سیوان نماینده ذیصلاح این نهاد درسال (۱۳۷۰)هجری-خورشیدی آغازیافت ورهبری وقت کشوربه هدف ختم منازعه وموفقیت روند مصالحه میان طرف های منازعه به واگذاری قدرت رضایت داد، به موفقیت بیانجامد.

با ایجاد حاکمیت احزاب جهادی دراپریل(۱۹۹۲) که به تصادمات گسترده میان گروهی برسرتقسیم قدرت انجامیده و درنتیجه آن بخش های وسیع مرکزکشوروتأسیسات عامه منهدم،  به تلفات گسترده غیرنظامی ودورجدیدی مهاجرت های کتلوی منجرشد، اداره ملل متحد بیش ازپیش چون عنصرنظاره گری دردها، مصایب وسیاه روزی مردم بیدفاع این کشورچهره گشود ، درحالیکه سازمان میتوانست درنقش میانجی مؤثریت خود را با توجه به امکانات وریزفهای قدرتمند ازمنظرصلاحیتهای حقوقی که دراختیاردارد، درختم یا کاهش رویارویهای نظامی درجنگهای میان گروهی انجام داده وحتا با درنظرداشت تجاروب جهانی به اعزام نیروی حافظ صلح درافغانستان مبادرت میورزید درحالیکه سازمان صرف به صدوراعلامیه ها مبنی برابرازنگرانی ازوضعیت حقوق بشری مردم افغانستان اکتفاء ورزید.

مردم افغانستان روزهای سیاه دوران حکومت گروه طالبان را که با توحش، تعقیب وتضیع فجیع حقوق انسانی مردم این سرزمین همراه بود ازیاد نبرده ومطمین هستیم که همواره درخاطره فرد- فرد انسان این وطن باقی خواهد ماند، لذا سازمان درین برهه ازمصایب مردم افغانستان که عملأ شاهد وقوع حوادث هولناک ودوام منازعات خونین درین کشوربود، علی الرغم امکانات وابزارهای مؤجه سیاسی وحقوقی که درجهت مهاراوضاع ومساعدت دردست داشت با ریختن به اصطلاح اشک تماس درقبال حوادث مرگباروطن مان موقف گرفت. مزید برین اذعان میتوان کرد که اداره ملل متحد بعد ازفروپاشی نظام طالبان ازتعقیب یک عملیه جامع صلح میان طرف های افغان درکنفرانس بن کوتاه آمده ودرنتیجه طرحی ایجاد اداره ای درکابل با توجه به علایق سیاسی وتمایلات راهبردی قدرتهای دخیل در قضیه افغانستان به این کشورتحمیل شد که پیامد ناشی ازآن آغازصفحه جدیدی ازجنگ وخونریزی بی وقفه درین کشوربود.  

جنگجویان مسلح درجنگ کنونی که با تشکیلات متعدد تروریستی پیوند داشته وازحمایت های وسیع تسلیحاتی، مالی واطلاعاتی رژیم واداره جاسوسی پاکستان برخوردارمیگردد، هیچ روزی را نمیتوان سراغ داشت که مردم بیدفاع ما را درهرکجائی حتا درمعابد، مساجد، مدارس مذهبی وحتا منازل شان مورد حملات وحشیانه قرارندهند، عاملان این جنایات که درجهت تحقق اهداف سیاست خارجی حامیان بیرونی میجنگند ، فاقد آدرسهای پنهان نبوده لذا ملل متحد نه تنها شاهد بحران و فجایع ضد انسانی درکشورماست بلکه ازپهلوهای عریان وپنهان وماهیت جنگ کنونی مطلع است که لزومأ میبایست بدون تأخیروبا پیروی ازاصول منشوروقطعنامه های متعدد ضد تروریستی شورای امنیت درجهت تنبیه عاملان وحامیان معلوم الحال آدمکشان اقدامات لازم مرعی میداشت ، درحالیکه سازمان با صدوراعلامیه های میان تهی وابرازتأسف نسبت به قتل وکشتارگروهی مردم افغانستان رفع مسوولیت نموده است، چنانچه شورای امنیت حمله تروریستی ۱۸ اکتوبربریک مسجد درولایت ننگرهاررا که مصداق خشن جنایت جنگی وتوحش علیه انسان و انسانیت توصیف شده وبیش ازصد کشته ومجروح ازخود بجا گذاشت، با صدوراعلامیه تقبیح وبدون ذکرنام عاملان و حامیان این جنایت مشهود ، ازدول عضوخواست تا حامیان وعاملان این حمله را مجازات نمایند. لذا با درک وفهم ازاین موضوع که سازمان را نمیتوان یک (سوپرپاوریا دولت جهانی) پنداشت واما با درنظرداشت مسوولیت ها وصلا حیت های که این نهاد دراختیاردارد موقف منفعل سازمان در قبال حوادث خونباردرین کشورغیرعادلانه، تبعض آمیزو غیرمسوولانه بوده و مردم ما حق خود میداند تا این سازمان جهانی را به برخورد دوگانه وناقض اصول رفتاری اش متهم نماید.       

  

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۱۹ـ ۱۰۲۶

 یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 Copyright ©bamdaad 2019

                

سلبریتیزم ، پولداربودن چیست ؟ 

 

زرغونه ولی

سلبريتيزم ، آیين جديد قدرت نمايى بيمارى واگير در جهان امروز که به سرعت در حال توسعه و رشد است.

معنا سلبريتيزم  چيست ؟

 سلب به معناى رفتار ،سبک و شتاب ، واژه سلبريتى  (Celebrity) درانگلسی به معناى شهرت ، پولدار بودن بطور کلی واژه سلبریستی برای افراد مشهور به کار می رود و از بازیگران گرفته تا افراد که در بخش های سیاست ،ادبیات ، مذهب ، هنر ،ورزش ، موسیقی و ... فعالیت می کنند . که متاسفانه نسل مدرن در جهان فناوری امروز بيشتر به شهرت طلبى ، پولدار شدن و مشهور شدن رو آورده اند تا خدمتگذاری بشر دوستانه و اين وضعيت در حال توسعه و رشد است. این واژه برای افراد که طرفداران زیاد دارند و معروف استند هم ابلاغ شده که از جمله امراض ساری و واگیر شمرده می شود که هر فرد به زودی می تواند به این مرض مصاب شد زیرا وابسته به خواست های بشری ، احساس و فطرت انسانی است . 

سلبریست ها می توانند از حرکت کوچک اجتماعی گرفته تا بزرگ که مورد  قبول مردم جهان قرار بگیرد ، به شهرت و محبوبیت برسند و یا هم برعکس آن که با اعمال زشت و نابکار به مردم جامعه به قوت های مافیای برسند و به خاطر رسیدن به اهداف شان با استفاده از احساسات فردی تعدادی از افراد جامعه را افزار قرار بدهند و طرف دار خود بسازند و یا هم از استراتژی های سرمایه داری با نمایش ، تبلیغات پر درآمد رسانه ای ، خریداری تعداد از افراد جامعه و گماشتن نماینده گان شان بکار و پرداختن پول به این دسته از افراد و‌ بعضا هم این افراد را به خاطر رسیدن به شهرت شان سوء استفاده قرار بدهند که از این طریق به اهداف خود می رسند . 

افزارکارسلبريتيزم

۱- رسانه ها : 

اعم از رادیو ، تلویزیون ،سینما و‌سرمایه و پول ، فیسبوک ، تویتر ، تلگرام ،انستاگرام ،اسکایب ، پالتاک ویبسایت ها و غیره صفحات اجتماعی و انترنتی 

۲- استعداد ، لیاقت ،شجاعت ،جسارت 

۳- فیگور

اعم از چهره های  زیبا ، خشن ، دلچسپ، جالب اندام های موزون ،  زیبای طبیعی و یا اجرای شده 

نقش ارزنده گرداننده گان و گوینده گان که خود یکی از جمله سلبریست ها استند در معرفی چهره ها ، اماکن ، سرمایه داران ، سیاستمداران و مطالب مورد بحث ‌نقش بیشتر دارند. به هنرمندان ، بازیگران سینما ، بازیگران تیاتر ، سرمایه داران هم سلبریتی ها گفته می شود. 

قبلا که سینما و تیاتر در سلبریتی اشخاص و تبارز استعداد هنرمندان و ستاره های سینما ها بیشتر نقش داشت ولی  جهان مدرن امروز وسیعتر در پهناوری مدرنیت علم تخنیک برنامه ریزی های سلبریتی را دشوار تر ساخته است رویاهای که مردم در سر دارند وقتی به تماشا و خبررسانی آن از طریق رسانه ها مطلع شده و یا تماشا می نمایند از بازیگران و قهرمان چنین فیلم ها و یا 

ویدو ها حمایت می کنند که حمایت مردمی در مشهور شدن و معروف بودن  اشخاص سلبریستی 

نقش قابل ملاحظه دارد. 

قهرمان ها و ستاره ها هم در پیشکش استعدادهای شان منحیث بازار کلایی که در بازار تجارت با ارزش و مورد پسند مردم است با نوآوری و متفاوت تلاش می ورزند تا چشم تماشاگر و بیننده را با خود داشته و برنده احساس و عواطف تعدادی بیشتر مردم و افراد جامعه که در شهر ، مملکت و بالاخره در جهان به او علاقمند استند را با خود داشته باشند و به این شکل می توانند محبوبیت سلبریستی را کسب کند مانند بازیگران هالیوود، بالیود ، ستاره های مشهور جهان سینما ،هنر ، و یا هم تعداد افراد با کار های بشر دوستانه شان با مردم باشند که به معبوبیت و مشهور شدن شان می افزاید. 

سلبریست ها با معرفی شان در هر جامعه می تواند به فرهنگ توده ای و شکاف های اصلی آن جامعه دریک دوره مشخص پی برد و پیوند داشت زیرا که فرهنگ فراتر ازعلاقه به انسان های معروف و انعکاس ارزش های جمعی و رابطه پیچیده میان انتظارات اجتماعی اقتصادی حتا سیاسی است که در سیاست می توان چنین چهره ها با حضور پر رنگ شان در بازار سیاست جهانی باشند دریافت که موجودیت ستاره های سیاسی با عرضه کردن ارزش های کالای شان در بازار سیاست با  مبارزات ‌و حمایت  شان از مردم و خدمتگذاری به مردم به چهره های مطرحه و نامدار مبدل می شوند که نسل های بعدی آنان را با مرور تاریخ شان الگو قرار داده و برای چندین نسل ها و یا هم ابدی قلب ها را تسخیر می نمایند و چهره های شان تاریخی می شود و از سلبریست ها موفق شمرده می شوند . 

 امروز که سلبریتزم به مرض ساری مبدل شده است که با مشهور شدن شان در تعدادی از افراد روحیه زشت قدرت طلبی و جاه طلبی ، خود خواهی برتربودن از دیگر افراد جامعه را در تمام عرصه های سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی با خود دارد 

که حس خود خواهی و جاه طلبی سلبریست ها را در جهان ایشان را به رقابت می کشاند که پیامدهای خشن و زشت را بجا می گذارد و منجر به جنگ ها و کشتار بی رحمانه مردم می شود اگر توجه به زمام داران تعدادی از کشور های جهان شویم که بیشتر سلبریست استند می خواهند در رقابت فروش اسلحه  و سلاح جنگی مقام اول را داشته باشند که خود باعث جنگ و مناقشه بین کشور های ابر قدرت شده است که مردم کشور های سوم را به تباهی می کشاند مانند جنگ افغانستان ،عراق و ....چون موضوع بحث ما اینجا جنگ نیست کوتاه اشاره بود درمورد رشد سلبریتیزم  سیاسی . بیشتر روی سلبریست های مشهور سینما ،ورزش ، هفت شهرهنرکه در بخش ها مختلف می توان یاد آور شد اعم از شعر ،داستان ، موسیقی ، نقاشی،تیاتر ، بازیگران سینما ، مجری ها ، گوینده گان و گرداننده گان رادیو و تلویزیون که چنین چهره ها بخصوص ستاره گان تلویزیون ها که خود زنده گی نورمال شان دنبال می کنند ولی برای مردم روشنگری نموده و الگوی محبوب و قادربه تغیر افکار مردم شان استند و سلبریست ها مدیون رسانه ها  استند که روزانه رفتار شان را میلیون ها انسان از طریق آن تماشا می کنند و محبوبیت و ثروت را به دست می آورند .

تعدادی از افراد جامعه که حتا خود شان هم نمی دانند که چگونه معروف شده اند بعضا اتفاق های کوچک منجر به محبوبیت شان شده است که برای مردم دلچسپ بوده و روزانه میلیون ها انسان علاقمند دنبال کردن کارهای شان در روز می باشند و متجسس استند که امروز این ستاره فلم مصروف چه کار هاست و چه می کند و ماجرای زنده گی خصوصی آنان را دنبال می نمایند که این ستاره گان و سلبریست ها با تغییرات کوچک در رفتار شان بزرگ ترین حرکت را در جامعه بوجود می آورند و در بخش های مختلف زنده گی مردم و جامعه اثر گذارهستند .

تعدادی از سلبریست های معروف جهان در عرصه های مختلف مانند اوباما، استیون استپیلبرگ ، اپرا وینفری، پل مک کارتنی ، جی .کی. رولینگ، جی زی، شان کامز، مدونا، بیانسه، دریک، کریستانو رونالدو که این ستاره ها از جمله سلبریست ها و ثروتمندترین جهان هستند.

( با استفاده از معلومات اسم ها در نت )

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱۴/ ۱۹ـ ۱۱۰۸

 یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 Copyright ©bamdaad 2019

در حایشه رخداد های سوریه :

تصمیم ترامپ به نفع داعش تمام شد 

 

رییس ‌جمهور امریکا در جریان بازی گلف آخر هفته خود تصمیم گرفت که کارش را با سوریه به اتمام برساند. او دستور داد نیروهای نظامی ویژه امریکا که برای مقابله با داعش به سوریه اعزام شده بودند، این کشور را ترک کنند. این تصمیم در حالی اتخاذ شد که هنوز ده‌ها هزار نفر از اعضای داعش به جنگ زیرزمینی خود در سوریه و عراق ادامه می ‌دهند. در ۵ سال گذشته امریکایی‌ ها با استفاده از نیروی هوایی خود و ارایه اطلاعات و مشاوره استراتیژیک از نیروهای دموکراتیک سوریه ( شبه‌ نظامیان کرد) حمایت می ‌کردند. مبارزه واقعی علیه داعش را شبه ‌نظامیان کرد انجام می‌ دادند و در این راه ۱۱ هزار نفر از یاران خود را از دست دادند. آنها به یکی از مهم‌ ترین متحدان امریکا در خاورمیانه تبدیل شده بودند. بیش از ۷۰ کشور به ایتلاف حمایت از نیروهای کرد ملحق شده بودند، اما این امریکا بود که همه را با هم متحد کرده بود.

درست سر بزنگاه، صدها خانواده و حامی داعش روز یکشنبه از یک بازداشتگاه در ناحیه « عین عیسی» سوریه فرار کردند. کردها اعلام کرده‌اند که پرچم سیاه داعش به زودی در این منطقه برافراشته خواهد شد. یکی از مقامات رسمی دولت امریکا روز یکشنبه در گفت ‌وگو با رابین رایت، خبرنگار نشریه «نیویورکر» درباره این اتفاق با ناراحتی گفت: ۵ سال کار مداوم به فنا رفت!

به گزارش نشریه «تایمز»، دستور ترامپ برای خروج نظامیان امریکایی از خاک سوریه باعث شد این نیروها حتا نتوانند حدود ۶۰ تن از فرماندهان عالیرتبه داعش را از زندان به مناطق تحت کنترول نیروهای کرد منتقل کنند. از هفته گذشته که ترکیه به خاک سوریه حمله کرده است، نواحی تحت کنترول نیروهای امریکایی به آشوب کشیده شده است. ترامپ در جریان حمله به متحدان کرد خود هیچ تلاشی برای متوقف کردن لشکرکشی اردوغان نکرد. به گزارش سازمان ملل، عملیات هوایی و زمینی ترکیه باعث فرار حدود۱۳۰ هزار نفر از مردم سوریه شده است. در مناطق تحت کنترول کردها بیمارستان‌ها بسته شده‌اند. منابع آبی نیز رو به اتمام اند. ویدیوهایی که در فضای مجازی منتشر شده است اعضای یک گروه شبه‌ نظامی تجهیز شده از سوی ترکیه موسوم به « ارتش ملی سوریه » را نشان می ‌دهد که در کمال خونسردی اسرای کرد را اعدام می‌ کنند.

مارک اسپر، وزیر دفاع امریکا روز یکشنبه در مصاحبه ‌ای با شبکه « سی ‌بی ‌اس » گفت: به نظر می ‌رسد عملیات ترکیه، یک جنایت جنگی است. شرایط در سوریه وحشتناک است و ترکیه باعث ایجاد آن شده است. آنها (ترکیه) با وجود مخالفت ما این تهاجم را آغاز کردند. ترامپ شنبه شب در مورد این موضوع با ناراحتی اظهار کرد که در تصمیم‌ گیری برای‌ پایان دادن به ماموریت امریکا کاملا تنها بوده است. او گفت: وقتش رسیده، وقت این رسیده که قهرمانان بزرگ و سربازان بزرگ خود را به خانه برگردانیم. او خاورمیانه را به باتلاق تشبیه کرد، مردمش را در دستیابی به صلح عاجز خواند و گفت: خاورمیانه اکنون امن نیست، امنیت و ثبات خود را از دست داده و با هم در حال جنگند. این کاری است که آنها انجام می ‌دهند. آنها با یکدیگر می ‌جنگند.

روایت اسپر اندکی متفاوت بود؛ او گفت: « ما نیروهای امریکایی را بین دو ارتش که در تقابل با یکدیگر به میدان آمده‌اند، گرفتار کرده‌ایم و این وضعیتی بسیار غیر قابل تحمل است.» او افزود: « بنابراین من پس از مشورت با دیگر اعضای تیم امنیت ملی، شب گذشته با رییس ‌جمهور صحبت کردم و ایشان دستور دادند که خروج نیروهای امریکایی را از سوریه آغاز کنیم.»

به گزارش پنتاگون، روز جمعه نیروهای ویژه امریکا زیر آتش توپخانه نیروهای ترکیه قرار گرفتند. پنتاگون اطلاعات مربوط به نحوه قرارگیری نیروهای امریکا در سوریه را پیش ‌تر در اختیار نظامیان ترکیه قرار داده بود. اسپر در گفت ‌وگوی خود با شبکه «سی ‌بی ‌اس» افزود: ما مختصات محل قرارگیری نیروهای خودمان را به ترکیه داده بودیم، اما گویا در آنجا مه بوده؛ چنین اتفاقاتی می‌ افتد.

هدف ترکیه این است که در مرزکشورخود با سوریه یک منطقه حایل ایجاد کند. قرار است این منطقه در عمق ۳۰ کیلومتری سوریه و در ناحیه تحت کنترول کردها ایجاد شود. اردوغان از این می‌ ترسد که کردها ( که بزرگ ‌ترین اقلیت قومی و زبانی در ترکیه محسوب می ‌شوند) در اقدامی جدایی ‌طلبانه با یکدیگر متحد شده و دولت مستقل تشکیل دهند. واشنگتن برای از بین بردن نگرانی‌ های ترکیه با نیروهای کرد همکاری می ‌کرد، اما اردوغان در نهایت تصمیم به حمله گرفت. ۵ سال مبارزه ایتلاف امریکا برای نابودی تندروترین گروهک تروریستی جهان اکنون در آستانه شکست است. داعش هنوز در بخش‌ هایی از خاورمیانه فعال است و زیرشاخه ‌های آن هزاران نفر را به خاک و خون کشیده‌ است. یکی از مرگبارترین حملات آنها بمب ‌گذاری در یک هواپیمای روسی در سال ۲۰۱۵ ترسایی بود که از شهر ساحلی شرم ‌الشیخ مصر به مقصد سن ‌پترزبورگ حرکت می‌ کرد. داعش در طول خلافت ۵ ساله خود فجیع‌ ترین حملات تروریستی ممکن را در شهرهایی مانند منهتن، اورلاندو، سن‌برناردیو و ایالت اوهایوی امریکا طراحی و اجرا کرد.

جیمز ماتیس، وزیر دفاع پیشین امریکا در گفت ‌وگو با شبکه « ان بی‌ سی» گفت: می ‌توانیم خواستار جنگ باشیم یا آن را تمام کنیم. او افزود: می ‌توان مانند اوباما ( که نیروهای امریکایی را ازعراق خارج کرد) نیروهای‌ مان را از سوریه خارج کنیم، اما این به نفع دشمن خواهد بود. دراین شرایط اگر ما فشار نیاوریم، داعش دوباره جان می ‌گیرد. قطعا آنها بازمی‌ گردند. ماتیس در دسامبر سال گذشته از سمت خود استعفا داد؛ درست زمانی که ترامپ برای اولین ‌بار اعلام کرد قصد دارد نیروهای امریکایی را ازسوریه خارج کرده و اتحاد با نیروهای کرد را به اتمام برساند. ترامپ در سیاست خود در مورد سوریه با هر دو حزب امریکا به مشکل خورده است. سناتور رابرت منندز دموکرات ضمن محکوم کردن خروج نیروهای امریکایی از خاک سوریه و هشدار در خصوص پیامد های اجتناب ‌ناپذیر این تصمیم گفت: ترامپ با این تصمیم خود جایگاه امریکا در صحنه جهانی را ضعیف ‌تر کرده و موجب تضعیف امنیت ملی و زیر سوال رفتن اعتبار ما نزد متحدان و شرکا می‌ شود. او افزود: رویکرد بی ‌برنامه و آشفته ترامپ نسبت به سیاستگذاری و اعلام سیاست ‌ها از طریق توییتر، جان نظامیان و مردم امریکا را به خطر می ‌اندازد. تنها کسانی که از این اقدام سود می ‌برند، داعش، ایران و روسیه هستند. نظامیان کرد (نیروهای دموکراتیک سوریه) در تلاشند متحدان جدیدی برای خود پیدا کنند تا به کمک آنها بتوانند به حمله نظامی ترکیه خاتمه دهند. جنرال مظلوم عبدی، فرمانده نظامیان کرد در اقدامی طعنه ‌آمیز مذاکراتی با روسیه و بشار اسد انجام داده است. روسیه، دولت سوریه و همچنین ایران به دنبال این بخش از سوریه هستند که اکنون تحت کنترول نیروهای کرد است. بیشتر منابع نفتی سوریه در این منطقه قرارگرفته است.

کردها روز یکشنبه اعلام کردند درباره استقرار نیروهای دولت سوریه در مرز ترکیه برای کمک‌ به توقف حملات این کشور با بشار اسد به توافق رسیده‌اند. به گزارش خبرگزاری رسمی سوریه، نیروهای نظامی اسد در حال حرکت به سوی شمال این کشور هستند. گزارش‌ها نشان می ‌دهد که در سه روز گذشته روسیه واسطه اصلی میان نیروهای کرد و دولت سوریه بوده است. این همکاری نشانگر یک تغییر اساسی برای کردهایی است که به دلیل آزار و اذیت و تبعیض علیه اقلیت‌ها از سوی دولت دمشق، سال‌ ها به دنبال دستیابی به حقوق بیشتر و خودمختاری از جانب سوریه بودند. کردها تقریبا ۱۰ درصد از ۱۸ میلیون نفر جمعیت سوریه را تشکیل می‌دهند. اما به نظر نمی‌ رسد هیچ‌ یک از آشوب ‌های به وجود آمده باعث شود که ترامپ نظر خود را تغییر دهد.

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۱۹ـ ۱۰۱۷

 یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 

 Copyright ©bamdaad 2019