کرونا سبب تغییر اتحادیه اروپا میگردد

نسیم سحر

نوام  چامسکی زبان شناس ، فیلسوف ، نظریه پرداز مشهور و تحلیلگر سیاسی ۹۱ ساله امریکایی، چند ماه قبل با شبکه ی تلویزیون “دموکراسی در جنبش اروپا ۲۰۲۵ " (DiEM25)  در باره موضوع کرونا به گفت وگو پرداخت و چنین گفت:

"بعد از پایان گرفتن بحران کرونا جهان با دو گزینه محتمل روبرو خواهد شد، یا بر تعداد نظام های تمامیت خواه و مستبد بمراتب ددمنش تر افزوده می گردد و یا یک بازسازی بنیادین با شرایط انسانی تر در جوامع ایجاد خواهد شد."(۱)

واینک اولین اثرگذاری کرونا بر اتحادیه اروپا درج تاریخ اتحادیه اروپا میگردد . زعمای ۲۷ کشور اتحادیه اروپا طی نشست های چهارشبانه روزی در بروکسل  بعد از گفت و گوی های نفس گیر و بحث های طولانی و حتا اتهامات پیرامون علیه یکدیگر دو موضوع مهم یعنی تصویب یک بسته بزرگ مالی ۷۵۰ میلیارد یورویی برای جبران خسارت اقتصادی ناشی از شیوع ویروس کرونا، و همچنان تصویب بودجه ۱۰۷۴ میلیارد یورویی  طویل المدت ( هفت ساله از ۲۰۲۱ الی ۲۰۲۷) اتحادیه اروپا را طی یک قرارداد تاریخی به امضا رسانیدند.

این توافقنامه در نوع خود بی سابقه در تاریخ اتحادیه اروپا میباشد که نشانگر آغاز یک فاز نوین در تاریخ اتحادیه اروپا محسوب میگردد . دراجلاس این اتحادیه یک پاکت مالی بزرگ بازسازی  ۷۵۰ میلیارد یورویی بنام ( RRF) بمراتب بزرگتر و متفاوت تر از پلان مارشال یعنی اعطای کمک بلاعوض مبلغ ۳۹۰ میلیارد یورو به کشورهای متضرر از ویروس کرونا و متباقی ۳۶۰ میلیارد یورو بقسم قرضه با بهره خیلی پایین به کشور های نیازمند  بتصویب رسید. پول این فوند از طرف کمیسیون اتحادیه اروپا از بازار آزاد برای مدت حدود چهل سال از طرف تمام کشورهای اتحادیه اروپا بطور دسته جمعی استقراض خواهد شد. بازپرداخت این قرضه بزرگ از سال ۲۰۲۸ شروع و تا سال ۲۰۵۸ بطور کامل بازپرداخت خواهد گردید(۲ ).

اختلافات و  گفت و گوی دشوار درمیان سران اتحادیه اروپا :

مفکوره ایجاد یک بسته بزگ  مالی 750 میلیارد یورویی برای جبران خسارت اقتصادی ناشی از شیوع ویروس کرونا از طرف امانویل مکرون رییس جمهور فرانسه مطرح شد و مورد حمایت انگلا میرکل صدراعظم جرمنی قرارگرفت که برمبنای پیشنهاد اولی مبلغ 500 میلیارد یورو بطور بلاعوض به کشورهای با بدترین درآمد کل ملی و بیکاری شدید به اثر شیوع کرونا که عمدتا کشورهای ایتالیا ،اسپانیا و یونان ...را دربرمیگرفت اعطا گردد . چهار کشوراین اتحادیه هریک هالند ، اتریش ، سویدن و دنمارک که بنام "کلوب صرفه جو" و گاهی هم "کلوب خصیص ها " مسماشده بودند،  مخالفت شدید شانرا علیه کمک های بلاعوض 500 میلیارد یورو نشان میدادند وپافشاری مینمودند که  تمام مبلغ 750 میلیارد یورو بطور قرضه ویا وام د راختیار کشورهای عمدتا اروپای جنوبی و شرقی که از شیوع ویروس کرونا بیشتر متضرر شده بودند قرار گیرد . کشور فنلند نیز گاهی با این چهار کشورهمنوا میشد.

کشورهای عضو اتحادیه اروپا در قسمت نحو توزیع این پول ها ، چی مقداری از قرضه و یا چی مقداری کمک بلاعوض و بر اساس کدام  موازین وشروط  در اختیار کشور های اتحادیه اروپا قرار داده شود،اختلافات شدید داشتند.

 روزنامه داگنس نیهیتر ( DN) (3) سویدن ، مارک روته (Rutte Mark) صدراعظم هالند را رهبرغیررسمی این کلوب "صرفه جو" ویا " خصیص"  معرفی کرده است. روزنامه د رمورد مارک روته  مینویسد که وقتی او ملبس با واسکت زرد  در ماه اپریل غرض بازدید به یک ساختمان جمع آوری زباله ها و اشیا غرض استفاده مجدد واقع هاگ وارد شده بود ، یکی از راننده گان موتر انتقال زباله ها با صدای بلند به رییس حکومت خطاب نمود :

ببخشید ! این پول ها را به ایتالوی ها و اسپانیوی ها ندهید !

روته بلادرنگ پاسخ داد که " نی،  نی،  نی ". برطبق این روزنامه سپس مارک روته در مطبوعات اروپای جنوبی به " مستر نی ، نی، نی " (  ”Mr. No ,No, No”) شهرت یافت.

آقای مارک روته صدراعظم هالند نسبت به همتاهان سویدنی ، اتریشی و دنمارکی در گروپ " صرفه جوها " در گفت وگو ها با قاطعیت و انعطاف ناپذیری سخن میگفت و بعوض کمک های بلاعوض به اعطای قروض تاکید میورزید و در پایان تلاش کرد تا بخش کمک های بلاعوض هر چه کمتر باشد. امانویل مکرون رییس جمهور فرانسه ، ویکتور اوربن صدراعظم هنگری و جوزپه کونته (Giuseppe Conte) صدراعظم ایتالیا ، او را مانع اصلی برای یک توافق قلمداد میکردند. مارک روته برعلاوه طرفدار حق ویتو برای کشورهای اتحادیه اروپا بود درصورتی که از پول صندوق کمک غرض مجادله با شیوع کرونا به مقاصد دیگر استفاده شود( روزنامه DNمورخ 21 جولای 2020 ). لذا آقای مارک روته پافشاری به شروط واگذاری کمک های بلاعوض به کشورهای متقاضی میکرد و درصورتیکه آن شروط از طرف برخی کشورها مراعات نگردد ، کمیسیون اتحادیه اروپا امکان متوقف ساختن موقت این کمک ها را داشته باشد. این شروط عبارت بودند از اصلاحات اقتصادی و عدم نقض اصول و پرنیسپ های دولت قانونمدار ویا دولت بر مبنای قانون  (Rechtsstaat) که عمدتا متوجه کشورهای پولند و هنگری میگردید.

این روز نامه در شماره مورخ 22 جولای 2020 (4 ) خود مینویسد که ویکتور اوربن صدراعظم هنگری در جریان گفت وگو ها پیرامون شروط بسته مالی برای جبران خسارت اقتصادی ناشی از شیوع ویروس کرونا شخص مارک روته صدراعظم هالند را به " تنفر از هنگری " متهم نمود.

در سویدن بحث های فراوان د رمورد موضعگیری بسیار ضعیف سویدن د رقسمت شروط واگذاری کمک های بلاعوض به کشورهای نیازمند صورت گرفت . حزب چپ سویدن ( V) از حکومت در زمینه به شدت انتقاد کرده و ازحکومت بخاطر عدم وضاحت این شروط در توافقنامه بروکسل ودر جریان نگذاشتن جزییات توافقنامه و شروط با کمیته اتحادیه اروپایی پارلمان سویدن به کمیته قانون اساسی (KU ) شکایت خواهد نمود.

قابل یادآوری است که کشورهای هنگری و پولند اکثرا به توصیه های صندوق بین المللی پول توجه نمی کنند و همچنان سیاست های مهاجرتی شان بیشتر با کشورهای چک و سلواکیا هماهنگی داشته و با سیاست های اکثریت اعضای اتحادیه د رمغایرت قراردارد و این اختلافات سبب شده که اتحادیه اروپا سیاست واحد مهاجرتی نداشته باشد.

گفتنی است که این توافقنامه بروکسل نخست باید در پارلمان اتحادیه اروپا و سپس در پارلمانهای کشورهای عضو مورد تایید و تصویب قرار گیرد و سپس میتواند قوت اجراییه وی پیدا نماید.

پارلمان اروپا در جلسه مورخ 23 جولای خویش بودجه اتحادیه اروپا را با اکثریت آرا (465 رای موافق ، 150 رای مخالف و 67 رای ممتنع )  درکل مورد تصویب قرارداد و خواستار یک سلسله تغییرات در آن شد. این تغییرات در اخیر ماه سپتمبر و یا آغاز اکتوبر در فیصله نامه نهایی علاوه خواهدشد.

دیوید ساسولی ، رییس پارلمان اروپا گفت که این نهاد در جریان نشست امروز خود «شماری اصلاحیه» را بر بودجه تصویبی اتحادیه اروپا اعمال خواهد کرد. وی کاهش بودجه مهاجرتی را از جمله موارد اختلاف خواند گفت این مورد منجر به «تضعیف واکنش اروپا» خواهد شد. 

اوروزلاین، رییس کمیسیون اروپا، با اذعان به وجود مشکل قطع بودجه نهادها در طرح تصویبی کمیسیون اروپا، بودجه جاری را قرصی ( تابلیتی)  خواند که بلعیدنش دشوار است.

 شارل میشل، رییس شورای اتحادیه اروپا از نماینده گان خواسته بود که  از بودجه احیای اقتصادی پشتیبانی کنند.

منتقدان درپارلمان می گویند کاهش بودجه در حوزه تحقیقات، صحت، ابداعات و اختراعات  و سیاست اقلیمی از جمله کاستی های بودجه تصویب شده توسط کمیسیون اروپا است. ( 4)

این تغییرات شامل لغو تخفیفات  درحق العضویت برخی کشورها ، از سرگرفتن بودجه کاهش یافته برای برنامه های مختلف و سخت گیری بیشتر درپیروی از اصول دولت های قانونمند به عنوان شرط دریافت کمک بلاعوض از اتحادیه اروپا خواهد شد.

توافق در تصویب بسته احیای اقتصادی و بودجه اتحادیه اروپا :

 رهبران کشورهای اتحادیه اروپا بعد از گفت وگو های چهار شبانه روزه  بالاخره مورخ 22 جولای 2020 در بروکسل به یک توافق رسیدند و بسته احیای اقتصادی مبلغ 750 میلیارد یورو و بودجه طویل المدت هفت ساله (2021 الی 2027) اتحادیه اروپا (MFF ) با مبلغ 1074 میلیارد یورو و در کل مبلغ   1.842 تریلیون یورو را به تصویب رسانیدند. تصویب این بسته مالی بزرگ این امکان را مساعد میسازد تا کمیسیون اروپایی مبلغ 750 میلیارد یورو را ازبازار آزاد مالی استقراض دسته‌ جمعی نماید.

تقسیم این فوند بزرگ کمکی ( بسته احیای اقتصادی ) در بین 27 اعضای اتحادیه اروپا  بطور صد درصد هنوز مشخص نشده است و اما توافقات کلی در مورد صورت گرفته است . در کل توافق صورت گرفته تا مبلغ 390 میلیارد یورو بطور بلاعوض  و مبلغ 360 میلیارد یورو بطور قرضه ویا وام د راختیار کشور های متقاضی قرار داده شود. کمک ها براساس معیار های تعیین شده از قبیل میزان تاثیر کرونا بر اقتصاد کشور ها وبادرنظر داشت درآمد کل کشور و بیکاری  و آنهم پس از گزارش تاثیرات منفی شیوع ویروس کرونا بالای اقتصاد کشور های متقاضی به کمیسیون اروپایی پرداخته میشود.   ازینرو هفتاد فیصد این کمک ها د رجریان سالهای 2021 الی 2022 بعد از گزارش وضعیت واقعی و اجرای موفقانه "کار خانگی" از سوی کمیسیون اتحادیه اروپا در اختیار کشور های متقاضی قرار خواهد گرفت. متباقی 30 فیصد کمک ها درسال 2023 پرداخته خواهد گردید . ازینرو رقم دقیق این کمک ها در جریان  سالهای 2021 الی 2023 تغییر خواهد نمود. 

کشورهای گیرنده قرضه د رمدت چهل سال یعنی تا سال 2058 فرصت خواهند داشت تا این قرضه را بپردازند و یک بخش پول قرضه اتحادیه اروپا از طریق وضع مالیات بر پاکت های پلاستیکی ، بیرون شدن کاربن دای اوکساید و گوگل بازپرداخت خواهد گردید.(5 )

بطور کل توافق صورت گرفته که بیشترین کمک های بلاعوض و قرضه د راختیار کشور ایتالیا قرار داده شود و این رقم 28 فیصد و یاحدود 209 میلیارد یورو ازکل فوند کمکی و یا احیای اقتصادی 750 میلیارد یورو خواهد بود . دومین بسته کلان کمک مالی نصیب کشور اسپانیا خواهد شد و سومین بسته کلان کمک مالی به کشورهای کرواسی ، پولند و یونان واگذار خواهد گردید که از جمله برای کشور یونان حدود 70 میلیارد یورو تعلق خواهد گرفت و بهمین گونه کشورهنگری سه میلیارد یورو بیشتر از آنچه درنظرگرفته شده بود دریافت خواهد کرد. و اما بیشترین ارقام ذکر شده در حد حدس و گمان می چرخند و هیچ کس بطور دقیق نمیداند که این کشور ها چی مقداری دقیق از کمک های بلاعوض و قرضه ( اعتبار ویا وام ) را نصیب خواهندشد( روزنامه DNمورخ 22 جولای 2020)(6 ). 

سویدن و برخی کشور های دیگر تخفیف سالانه در پرداخت حق العضویت شان در اتحادیه اروپا به شرح زیر دریافت کردند:

جرمنی تخفیف سالانه 3671 میلیون یورو ، هالند تخفیف سالانه مبلغ 1921 میلیون یورو ، سویدن تخفیف سالانه مبلغ 1069 میلیون یورو ، اتریش تخفیف مبلغ 565 میلیون یورو و دنمارک تخفیف سالانه مبلغ 377 میلیون یورو بدست آوردند( 7).

در آغاز برآورد و تقسیم کمک ها براساس معیارها و شاخص های دیگر از قبیل وضعیت اقتصادی کشورها یعنی بدترین درآمد کل و بیکاری بیشتر قبل از پاندیمی کرونا شده بود ولی در جریان گفت وگو ها و چنه زنی های نمایندگان دول اتحادیه اروپا این شاخص ها و معیار ها تغییر یافت و تقسیمات و توزیع کمک های مالی براساس صدمات ویروس کرونا برکشورها صورت خواهد گرفت وجبران  صدمات امسال کرونا بعد از راپور محاسبات دقیق آن در ربع اول سال آینده ( 2021) پرداخته خواهد شد.

 قابل یاددهانی است که کشور های که قرضه دریافت میکنند فرصت خواهند داشت تا آنرا تا  سال 2058 باز پرداخت نمایند. د راینبار زعمای کشور های  اتحادیه اروپا در توافق بروکسل خویش تصمیم گرفتند تا کمیسیون اتحادیه اروپا مبلغ 750 میلیارد را از بازار آزاد مالی با بهره پایین استقراض نماید. این یک گام نو و برخورد جدید در تاریخ اتحادیه اروپا بود که هیچگاه به این پیمانه مبلغ بخاطر احیای اقتصادی کشور های عضو بطور دسته جمعی استقراض نشده بود. استقراض دسته جمعی بمعنی مسوولیت گرفتن همه کشور بشمول کشور های ثروتمند وبا  ریتنگ بالا در قبال قرضه است که بهره خیلی پایین را همراه خواهد بود .. اگرایتالیا  با قروض دولتی  135 فیصد درآمد کل ملی و با ریتنگ پایین خویش که نیازمند قرضه بزرگ میباشد ، به تنهایی تصمیم به استقراض از بازار آزاد میگرفت، واضح است که بهره آن خیلی بالا میبود. 

چرا این تغییرات د رحال حاضر؟

درشرایط شیوع پاندیمی ویروس کرونا ( کوید 19 ) و جو سیاسی و بحران اقتصادی ایالات متحده امریکا و چین راه مخاصمت و تقابل را انتخاب کردند ولی کشورهای اتحادیه اروپا مسیردیگری را برگزیدند که دلایل و انگیزه های فراوان برای این امر وجود دارد.

قبل ازتماس به دلایل و انگیزه های این چرخش یک نگاهی اجمالی به پیشینه برخورد اتحادیه اروپا با بحران های دامنگیرکشور های عضو و بخصوص در نمونه یونان میگردد.

درسالهای بحران 2008 ،  یونان به کمک مالی بلاعوض اتحادیه اروپا اشد نیازداشت ولی همین کشورهای بزرگ فرانسه و المان در آن سالها نخواستند که قرضداری های یونان را ببخشند ولی امروزبرای سومین ، چهارمین و حتا دومین اقتصاد اتحادیه اروپا خواستارو تاکید به کمک مالی بلاعوض از اتحادیه اروپا مینمایند واستدلال  مینمایند که درغیرآن موجودیت این اتحادیه با خطرمواجه میگردد. بازهم پاشنه آشیل درحوزه یورو در راه  بود.

شروط قروض صندوق بین المللی پول ،  کشور یونان را طی بحران اقتصادی سال 2008 در حال خصوصی سازی و معرض فروش قرار داده بود که آن وضعیت یونان حوزه ایورو اتحادیه اروپا را با خطر مواجه ساخته بود( در این رابطه توجه تان به یک مقاله تحلیلی تحت عنوان " یونان ، پاشنه آشیل حوزه یورو" که در  سال 2011 نوشته شده معطوف میگردد. ( 8 )  .

یکی از اساسی ترین و مهمترین دلیل این تغییر، شیوع پاندیمی ویروس کرونا ( کوید 19) است و این مصیب که دامنگر تمام بشریت شده برای مجادله با این ویروس و عواقب مرگبار آن بنیازمند همکاری و هماهنگی دسته جمعی تمام بشریت است . اتحادیه اروپا به این چالش جدی روبرو بود و خواست با مساعی مشترک و همبستگی فشرده در قدم اول در میان اعضای اتحادیه به این چالش پاسخ منطقی ارایه نماید   و نقش را که عصر بعد از کرونایی برایش  قایل شده د رقدم نخست دراین اتحادیه پرقدرت اروپایی ایفا نماید.

دلیل دیگر فکتور اقتصادی :

در شرایط تسلط گلوبالیزم و نیولیبرالیزم شرکت های بزرگ و در قدم اول بانک ها در معاملات خرید و فروش اوراق بها دار با یکدیگر پیوند زنجیره یی پیدا کرده اند .

"میکانیزم در بازارآزاد به گونه ایی  است که هرکی را امکانی پیداشود به قیمت پایین تر میخرد وسپس آنرابه قیمت بسیارگزاف میفروشد واین میکانیزم با سازوبرگ دیگر دریک زنجیر در بازار آزاد باهم مرتبط میگردد. وقتی یک حلقه زنجیرگسست پیداکند ، تمام زنجیر کارآیی خود را از دست میدهد. "

" بانک های المانی و فرانسوی سهم بزرگی درسایر کشور های پیگس ( پرتگال ، ایتالیا ،  یونان، ایرلند  و اسپانیا) دارند و ازاین جهت تلاش صورت میگیرد که منافع بانک های المانی وفرانسوی در تمام این کشور ها حفظ گردد."

به اساس نوشته روز نامه داگنس نیهیتر(DN ) چاپ سویدن قروض ایتالیا بیشتر از ۱۰۰ فیصد درآمد کل ملی ایتالیا ( فعلا 135 فیصد ) و بیشتر از قروض دسته جمعی یونان ، پرتگال ، ایرلند و هسپانیه میباشد . اما دولت ایتالیا بیشتر از مردم خود قرض گرفته است . بزرگترین قرضه دهنده گان  ایتالیا کشور های االمان ، فرانسه و بلجیم میباشند( یونان پاشنه آشیل حوزه یونان).

ازاینرو طرح و پافشاری تصویب این بسته کمکی ( RRF)  کشورفرانسه نه تنها بخاطر نجات این کشورها بلکه بخاطر نجات اقتصاد فرانسه نیز میباشد . این کشورها میباییست بپای خود ایستاده شوند تا قروض فرانسه را بتوانند بپردازند.

این یک مینتالیتیت خوب اروپایی است که وقتی همسایه ناتوان گردد باید به دادش رسید و آنرا به پای خود ایستاده کرد تا توان خرید این کشور ها بالا برود و معاملات تجارتی مفید و ثمر بخش داشته باشند . این را باید کشورهای همسایه افغانستان یاد بگیرند و نه اینکه هر روز یک دام جدید برای بربادی و نابودی وطن ما بگذارند.

کشور جرمنی بعنوان یک کشور صنعتی و صادر کننده علاقمندی فراوان برای احیای اقتصادی کشورهای اتحادیه اروپا وبازار فروش محصولات خود داشته که پیوسته بار سنگین هزینه این بحران ها را بعهده گرفته است.

به باور روز نامه ( DN)  در بحران گذشته بیشترین مسوولیت و هزینه به عهده جرمنی قرار گرفته بود وبرعلاوه یونان نیز موضعگیری علیه جرمنی اتخاذ  کرده بود و المان را مسوول این بحران میدانست. در بحران کنونی ، المان تصمیم گرفت  تا مسوولیت بحران از گردن المان بعنوان لوکوموتیف اتحادیه اروپا به کل اتحادیه اروپا انتقال یابد. و ازینرو با پیشنهاد فرانسه همنوا گردید و موضعگیری سابق خود را تغییر داد.

دلیل سومی فشار های بیرونی :

دلیل دیگر فشار چین بالای تمام سیستم اتحادیه اروپا است و قروض  چین یک الترناتیف برای کشور های اتحادیه میباشد .  اگر اتحادیه اروپا کشورهای عضو اتحادیه را کمک نکند ، چین  به کمک این کشورها خواهد شتافت . خرید بزرگترین بندر یونان توسط چین نباید به یک نمونه ای پیشینه  و یا     " سابقه ی قضایی که حکم قانون را پیدا کند ـ در مسایل حقوقی "(prejudikat  و  precedent ) مدیریت بحرانهای اتحادیه اروپا تبدیل گردد. گفتنی است که سرمایه گذاری های بزرگ چین در کشور های افریقایی و امریکایی و خرید بندرهای مهم در آسیا  نمونه های درخشان نفوذ روزافزون چین در جهان میباشد.

خروج بریتانیای کبیر از اتحادیه اروپا و کمپاین های  تبلیغاتی رییس جمهور امریکا علیه اتحادیه اروپا و جرمنی که خطر ازدست دادن دو متحد مهم  تهدیدیش میکند. همچنان تهدیدات از طرف روسیه ،  جرمنی را در معاشرت جدید با فرانسه و ایتالیا که مهمترین کشورها اند قرار میدهد و آنها باید به هر قیمتی که تمام میشود یکجا با هم گره بخورند( 9).

اتحادیه اروپا اینبار قدرت و توان خود را بنمایش گذاشت و نقش را که عصر بعد ازدوران  کرونایی برایش  قایل شده میخواهد برای ایجاد یک نظم نوین نه تنها در اروپا بلکه در عرصه جهانی نیز ایفا نماید. امیدوارم که این چرخش و تحولات در سایر نقاط جهان بخاطرایجاد یک نظم نوین اقتصادی  بر پایه عدالت اجتماعی ویک نظم که سبب حذف قروض سرسام آور برای کشورهای فقیر و به نفع و بخیر تمام انسانهای روی زمین که در زیر سقف گرسنگی قرار دارند تمام شود. 

 

استاکهولم ، مورخ 24 جولای

2020

منابع و ماخذ:

1ـ https://engare.net/corona-neoliberalism/

2 ـ روزنامه DN مورخ 22 جولای 2020

3 ـ روزنامه DN مورخ 20 جولای 2020

4 ـ همان روزنامه مورخ 22 جولای 2020

4b

https://per.euronews.com/2020/07/23/eu-parliament-to-discuss-eu-s-1-8-trillion-budget-deal

5ـ روزنامه داگنس اندوستری ( DI) مورخ 22 جون 2020

6 ـ روزنامه DN مورخ 22 جولای 2020

7 ـ

8 ـ یونان ، پاشنه آشیل حوزه یورو

9 ـ  https://www.di.se/ledare/en-ny-eurodebatt/

 

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۰ـ ۰۴۰۸

اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

Copyright ©bamdaad 2020

 

تقویه و رشد بنیادگرایی زیرنام کمک های بشر دوستانه

 

علی رستمی

سفیر عربستان سعودی جاسم محمد الخالدی  به ۱۴سرطان۱۳۹۹خورشیدی  درمقر سنا با فضل هادی رییس سنا  ملاقات نموده دراین ملاقات ازجانب سفیر عربستان  وعده کمک ها به نهاد های وزارت صحت عامه افغانستان و اعمار دانشگاه علوم اسلامی را در ننگرهار وکابل   که به تعداد ۱۰۰  مدرسه میشود،داده است.

اعلام این خبر واکنش گسترده یی درشبکه های اجتماعی و رسانه های کشور درپی داشته است. 

 ازانجایکه معلوم است دولت عربستان سعودی خود را به مثابه کشوری که بانی  دین اسلام درجهان  میباشد،میداند. می خواهد تا ازشیوه های مختلفی  درجهان سوم  در کشورهای نادار اسلامی  نفوذ خویشرا  تقویه وگسترش دهد. کشورعربستان بعد از شکل گیری دولت سعودی ها به مثابه   پیروی واقعیی شرعیت غرای محمدی براساس اسلاف خویش درصدراسلام  درجهان میداند.  به این رو درجهت تبلیغ و ترویج اندیشه های تندروانه اسلامی مطابق نص قران و حدیث مکاتب اسلامی و پرورش نیروهای تروریستی را در کشورهای  منطقه بالخصوص در پاکستان ،آ  سیای میانه  وچین ایجادکرده است که ازلحاظ مالی ومعنوی کمک های بی دریغ میشوند. مردم افغانستان  طی چهاردهه جنگ  نقش عربستان سعودی را درجهت پشتبانی و تمویل مالی ومعنوی  چه در دوران جنگ سرد به  مجاهدین وچه بعد از آن به گروه های تروریستی طالب ، داعش وجبهه النصر وسایرگروهگ ها دهشت افکن  با پوست وگوشت خویش درک نموده اند . رویکردها وعمل ضد دینی وانسانی تروریستی آنها به تمام باشنده گان کشورما به مانند آفتاب هویدا میباشد.

تشکیل حکومت آل سعود بر شالوده یی آموزه های انحرافی  وخلاف مذهب حنفی بوسیله محمد بن عبدالوهاب فرقه "ضاله وهابیت " نهاده شد وبه مذهب رسمی مردم عربستان تبدیل شد.

این حکومت اولین بار درپی ایجاد پیمان سیاسی دینی میان محمد بن عبدالوهاب ومحمد بن سعود آل سعود  که بنیان گذار نخستین حکومت آ ل سعودبود، ایجادشده است.

این پیمان تا زمان تاسیس حکومت فعلی درسال ۱۹۳۲ ترسایی به دست عبدالعزیز آل سعود ادامه یافت ونام فرقه خود را بر کشور عربستان " پادشاهی عربستان سعودی( المملکه العربیه السعودی)"به اختصار "السعودیه"خوانده میشود، قرارداده است.

آل سعود درنخستین روزهای که حکومت محدود خود را درعربستان نهاد گذاشت، تکیه بر عملکردها واقدام های تروریستی به زورشمشیر وخشونت به ریاست  محمد بن سعود همزمان با گسترش افکاری جاهلی محمد بن عبدالوهاب طی سالهای ۱۱۳۹ تا ۱۲۲۹ هجری قمری درشبه جزیره عربستان  با پشتبانی وحمایت استعمارگران غربی مانند انگلیس ، سلطه خود را تامین  کرده که دراین روند مرتکب کشتارها وعملکردهای خشنوت آمیزی هولناک شد ه اند.  نقش استتعماری انگلیس در تشکیل حکومت آل سعود برجسته واساسی میباشد.

محمد بن عبدالوهاب درسال ۱۱۵ هجری قمری برابر با ۱۷۰۳ ترسایی درشهر الغیبه شبه جزیره عربستان چشم به جهان کشود. وی درجوانی بعداز فراگرفتن فقه حنبلی نزد پدرش ضد اداب ورسوم که انرا مشرک وجاهل می خواند قرار میگرفت. وبرای آشنایی بیشتر مذاهب  درشام وعراق سفر کرد واعمال آنها را تکفیری نموده و به تمسخر میگرفت.

در کتاب بازی شیطانی نوشته شده است:" زمانی که محمد بن عبدالوهاب دربصره سرگرم تحصیل بود «مستر همفر» جاسوس معروف انگلیسی در پوشش محصل وارد مکتب یی که بن عبدالوهاب درس می خواند، شد. وی ماموریت داشت فرد مناسبی را برای  افکار وعقاید ضد دینی حنفی برای رسیدن به اهداف استعماری انگلیس بیابد. همفر با اشنایی با محمد بن عبدالوهاب متوجه شد وی برخلاف دیگران عقاید خاصی دارد ..به مرور زمان باوی نزدیگ شده تا جایی که ضمن متزلزل کردن اعتقادات عبالوهاب نسبت به مسایلی همچون شراب خمر ومتعه و.. اورا به مسایل جنسی الوده کند ."

کشور سعودی ها که توسط انگلیس ها ایجاد کردید، به پایگاهی بزرگ ارتجاعی مذهبی تبارز کرد ، سپس برای ایالات متحده وانگلستان غرض جاه طلبی درجهان لنگرگاهی برایشان شد.وهابی های عربستان سعودی با کمک انگلیس ها بود که نظریه  اسلام سیاسی راطرح کردند که بعدها توسط سید جمال الدین اسد آبادی ( افغانی) ومحمد عبدو برای نخستین بار حزب بنیاد گرای اسلامی را درکانال سویز درشهر اسماعیلیه تأسیس کردند. به تعقیب ان درسال ۱۹۲۸ درمصر شاکرد جوان به نام حسن ال بنا اخوان المسلمین را به کمک ومشوره وتوجه کمپا نی انگلیسی درکانال سویز بنیاد  شد که سپس چهره خاورمیانه را تغیر داد.توسط آنها شخصیت های برجسته ملی کشورهای عربی ازجمله جمال عبدالناصر ریس جمهمور مصر ترور گردید. از این حزب بود که به عنوان چماق ضد کشورهای مترقی دموکرات وسکولار وجنبش های ازادیخواهانه کارگری وجنبش صلح وسوسیالیزم درجهان استفاده می کردید.

چنانچه درکتاب بازی شیطانی آمده است:" با طلوع خاندان ابن سعود درعربستان ، ستاره امیر تازه ای پدید آمده است. پس ازسقوط امپراتوری و تبدیل دولت ترکیه به حاکمیتی غیرمذهبی ، دولت ابن سعود بزرگ ترین قدرت اسلامی در دنیای امروز است وتنها دولتی است که یاور اهل سنت خواهد بود و به انکار بدعت های زیانبخش وعقاید ضد مذهبی حواهد پرداخت."

دقیق است که حکومت آل سعود  یارومددگار کشورهای غربی در نزدیکی با اسراییل صهیونیست برضد کشورهای عربی خاورمیانه برعلاوه  تجاوز وغضب سرزمینهای فلسطین ها و آواره  شدن آنها توسط اسراییل به مثابه ژاندارم منطقه تبدیل شده است.  .

 براین رو ترس آن وجود دارد که با این بازیهای شیطانی حکومت آل سعود  سرزمین افغانستان را به اردوگاهی زاد و تکثیر نیروهای تروریزم تکفیری تبدیل نماید و از اینجا به سایر کشورهای هم سایه و جهان انتقال دهد. اگر دولت سعودی ها مایل کمک به مردم افغانستان می باشند،  چرا برای رفع مایحتاج و نیازهای اولیه مردم افغانستان پلآن های اقتصادی را مدنظر نمی گیرد تا وسیله رشد اقتصاد وازبین بردن فقر وگرسنگی شود. به گفته روسها" عقل از شکم میگذرد" هیچ طفلی درجهان نمی تواند بدون نان وسرپناه ولباس به فکر و روحیه ارام به آموزش ادامه دهد . درافغانستان فراوان مدرسه وجود دارد که  درسهای اسلامی در نصاب شان شامل بوده که ضرورت به مکاتب جداگانه اسلامی نیست. بجای آن میتوانستند، بنیادهای اقتصادی و موسسات تولیدی ،معادن  و راه سازی را کمک مالی نمایند تا از اینطریق اشتغال برای نسل جوان و سایرمردم   بوجود آید.

همچنان ما  درهمسایه گی  خود پاکستان را داریم که همین لحظه هزاران مکتب مذهبی دران وجود داشته که سالانه هزارها تن تروریست تولید نموده ودرکشورما وسایر نقاط جهان گسیل مینماید. نظر به اطلاعات وسایل جمعی درحدود دومیلیون نفر مشغول فراگیری اموزه های تندروانه بر شالوده یی ایدیالوژی تکفیری  درپاکستان میباشند.

برعلاوه در غرب کشورما  ایران قراردارد، که اوهم از اسلام قرایت دیگری ایدیالوژیکی  برضد وهابیت دارد . مبادا باین اقدم های خویش ال سعود دولت ونیروهای بنیادگرای احزاب اسلامی تند رو افغاسنتان را تطمیع و برای اهداف شوم خود نفاق  مذهبی را میان افغانستان وایران دامن بزنند. این بار افغانستان را درباتلاق جنگ فرسایسی مذهبی داخلی وخارجی قراردهند. دراین عرصه نخبه گان وروشنگران وسازمآنهای مدنی ونیروهای ملی ومترقیست تا با احترازهای مدنی  خویش علیه پلآنهای شوم آل سعود بر خیزند وانرا افشا  نمایند. تا جلو همچو پلآنهای توطیه گرانه که برضد منافع ملی ،فرهنگ تاریخی وهویت ملی ما است بگیرند.مردم افغانستان در طول تاریخ ازهمچو پلآنهای خونی تجارب غم انگیزدارند.

 

رویکردها کتاب بازی شیطانی، اثری رابرت دریفوس ، مترجم فریدون گیلانی

 

 

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۰ـ ۲۲۰۷

 

 اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 

  Copyright ©bamdaad 2020

 

نقش سازنده افغانها در شرایط افزایش روحیه بیگانه ستیزی در اروپا

نسیم سحر

در سالهای اخیر، روحیه خارجی ستیزی در کشورهای اروپایی افزایش چشمگیری یافته است . یکی از دلایل اساسی ورود سیل آسای پناهجویان از کشورهای جنگ زده سوریه ، افغانستان ، عراق و سومالی و دیگر کشورهای آسیایی و افریقایی در سال ۲۰۱۵ میلادی بوده است . گرچه برای همه آشکار است که این مهاجرت ها نه تنها در نتیجه وجود جنگ های داخلی و وجود نظام های فاسد بلکه نتیجه مداخلات کشورهای قدرتمند بیرونی در امورداخلی این کشورهای جنگ زده میباشد. در آن سالها بار اصلی این مهاجرت ها را در قدم اول کشورهای المان و سویدن بعهده گرفتند ولی فشار بیشتر به کشورهای یونان و ایتالیا که دچار بحران اقتصادی گردید نیز وارد شد.

با افزایش پناهجویان در کشورهای اروپایی ، موج خارجی ستیزی نیز افزایش می یابد و نهادهای بیگانه ستیز تمام مشکلات داخلی شانرا به گردن پناهجویان فراری از جنگ می اندازند و پناهجویان به « سپربلا »  تبدیل میگردند . این نهاد های شهرت طلب ، بیگانه ستیزی را به شعار روز تبدیل کردند و حتا احزاب بورژوازی و سوسیال دموکرات ها را به دنباله رویی ازاین نهاد ها کشاندند.

درسایه همین بیگانه ستیزی در برخی کشورهای اتحادیه اروپا سیاست های سختگیرانه را رویدست گرفتند. باوجود اینکه تا اکنون اتحادیه اروپا یک سیاست واحد مهاجرتی و پناهندگی را دنبال نمیکنند و اختلافات شدیدی در زمینه وجود دارد واین عدم هماهنگی در مساله مهاجرت و پناهندگی را یک  « زخم سیاسی باز » در اتحادیه اروپا مینامند.

کشور یونان که ازیکسو با بحران اقتصادی پنجه نرم میکند و همزمان زیر فشار ترویکا ( ساختاری متشکل از صندوق بين المللي پول ، بانک مرکزی اروپا و کميسيون اتحاديه اروپا ) قرارداشته و از جانب دیگربعنوان مرز اتحادیه اروپا با کشورهای خارج اتحادیه اروپا در پروسه پناهنده  پذیری از طرف اتحادیه اروپا در میدان رها شده زمینه رشد بیگانه ستیزی را برای نهاد های پا پولیستی مهیا ساخته است. ازینرو در یونان قوانینی جدیدی پناهنده گی تصویب شده که خیلی سختگیرانه میباشند. در یونان از آغاز امسال   قانون جدید پناهنده گی یونان نافذ شده که از طرف سازمان اوکسفام به شدت موررد انتقاد قرارگرفته است  . اوکسفام  نگران این است که اتحادیه اروپا هنگام تصویب ‍‍‌‍‍پیمان مشترک جدید مهاجرت ، سیستم پناهنده گی یونان را کاپی خواهد کرد.

اویلین وان رومبورګ (Evelien van Roemburg ) سخنگوی اوکسفام می گوید: « سیستم پناهنده گی یونان طوری ساخته شده که به جای محافظت مردم را اخراج مینماید ».

برعلاوه دراین کشوردر شرایط شیوع ویروس کرونا  تبلیغات سو از سوی مقامات علیه پناهجویان صورت میگیرد .

« مقامات یونانی، ترکیه را متهم کرده‌اند که قصد دارد از طریق مهاجرین آلوده به کرونا، این ویروس را به اتحادیه اروپا منتقل کند! همین مساله سبب شده است شهروندان بسیاری از کشور‌های اروپایی خشم خود را متوجه پناهجویان و مهاجرین کرده و از دولت‌های خود بخواهند سخت ‌ترین برخورد ممکن را با آن‌ها صورت دهد.

یورگوس کاتروگالوس سخنگوی امور خارجی اپوزیسیون چپ درپارلمان یونان درهمین مورد می‌ گوید:حکومت آتن ترس از مهاجران را در میان مردم یونان (و اروپا ) دامن می ‌زند و پناهجویان را به عنوان یک قربانی نه، بلکه به عنوان یک خطر برای سلامت جامعه معرفی می ‌کند.»

بهمین منوال در سویدن نیز حزب بیگانه ستیز ( دموکرات های سویدن ) و حزب دست راستی ( مودرات ها ) یکجا با حزب دموکرات های مسیح در سختگیری سیاست مهاجرتی د رمسابقه قرار دارند و حزب سوسیال دموکرات ها را نیز به دنبال خود کشانیده اند. چندی قبل حکومت ایتلافی سویدن ( سوسیال دموکرات ها و حزب محیط زیست ) کمیته پارلمانی را موظف ساخت تا یک سیاست پناهندگی با پایه های وسیع و مورد قبول هفت حزب پارلمانی را تدوین نماید و بر مبنای آن قانونی جدید را تا جولای ۲۰۲۱ جاگزین قانون موقت جدید کند . درنتیجه این گفت و گو ها ، این کمیته به سه گروه تقسیم شد. احزاب چپ و محیط زیست از بحث روی  پیشنهاد های سختگیرانه خود داری کردند. حزب دموکرات های سویدن ( حزب بیگانه ستیز ) طرفدار سختگیرانه ترین سیاست پناهنده گی بود و از اشتراک در طرح کلی ابا ورزید و دو حزب مقتدر ( سوسیال دموکرات ها و حزب دست راستی مودرات ها ) بر سر جزییات اقامت براساس پیوند خانواده گی و سقف بندی برای تعداد پناهجویان به توافق نرسیدند . قرار است در ماه اگست فیصله کمیته رسانه یی و شامل اجندای پارلمان گردد.

همزمان در سالهای اخیر، اطلاعات منفی در مورد پناهجویان افغان از طرف نهادهای خارجی ستیز در رسانه ها و شبکه های اجتماعی پخش میگردد . پرواضحست که ما افغانها از اعمال ناشایسته برخی افراد با پیشینه جرم خجالت میکشیم و از آن فاصله میگیریم واعمال شانرا شدیدا تقبیح نیز مینماییم . همزمان این اعمال منفی نباید فعالیت های سازنده ، خلاق ، موثر و افتخارات تعداد زیاد افغانهای عزیز را زیرسایه قرار دهد . انجمن افغانها در سویدن کوشش نموده تا چهره مثبت افغانها و بخصوص آنهاییکه خدمات برجسته و شایستگی در جامعه سویدن را از خود تبارز داده اند برجسته و معرفی نماید. بطور فشرده نمونه های آن در زیر ذکر میگردد:

در اخیر ماه می امسال ، لیزا کاکر یک دختر جوان افغان جایزه جهانی محصل برتر بین المللی سویدن را دریافت کرد.هارون عزیزی و حمیداله سروری شطرنج بازان مشهور در سویدن ، رومان جان حساس قهرمان تناسب اندام ورزشی ، محمد سردار تیموری قهرمان پهلوانی و تعداد زیاد افغانها در ورزش بوکس مدالها دریافت کرده و به نماینده گی از سویدن در مسابقات بین المللی سهم گرفته اند و افتخارات به افغاستان و سویدن کمایی کرده اند ؛ مریم جان اصغری جوانترین کاندید برای پارلمان سویدن ، مصطفی پنجشیری اولین پولیس افغانتبار در سویدن ، سرور ستانکزي در مسابقات ریاضی در سویدن مقام اول را گرفت ؛ شرکتها با مدیریت افغان تباران زمینه اشتغال و فرصت کاری را در سویدن ایجاد نموده اند ؛ جمیل نصر اختراعات زیاد در سویدن نموده است . و اینک داکتر آصف حلیمی یکی از داکتران با استعداد افغان و جراح ورزیده سویدن شامل تیم جراحی بوده که برای اولین بار در جهان ازمیتود و آله جدید در عملیات جراحی پانقراس استفاده کرده است .

استعداد و خلاقیت و زحمات این عزیزان درخور ستایش بوده و نه تنها برای خود ، فامیل ها و دوستان بلکه برای سویدن و افغانستان افتخارات می آفرینند.

من موفقیت داکتر آصف حلیمی را برای خودش ، خانواده ، دوستان و تمام هوطنان تبریک و تهینیت گفته موفقیتهای مزید برای این جراح ورزیده سویدن آرزو مینمایم.

بیشتر در مورد داکتر آصف حلیمی و جراحی جدید در لینک زیر فیسبوک و سایت افغانها بخوانید :

https://www.facebook.com/121226484580698/posts/3081125431924107/

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۰ـ ۱۴۰۷

اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 Copyright ©bamdaad 2020

 

دایره ای شیطانی

 میر عنایت سادات

 سالهاست که فساد  درکشورما بیداد میکند . شناسایی این معضل نه تنها توجه کاوشگران داخلی ، بلکه مؤسسات تحقیقی بین المللی را همواره بخود جلب نموده است . نتایج بررسی های آنها، وطن مارا در ردیف بندی کشورهای آغشته به این مشکل ، همه ساله درمقام اول قرارمیدهد. بلند گویان بخش های مختلف اجتماعی وگرداننده گان مقامات دولتی ما ، همواره ازمبارزه با فساد حرف میزنند . ولی کوچکترین دست آورد  را برای مردم ما پیش کش نمی توانند . 

مشکل درکجاست ؟

آیا آنها اعوام فریبی مینمایند وهیچگاهی قصد مبارزه با این پدیده ای شوم را ندارند؟ یا توانایی مقابله با فساد ، در نزد ایشان موجود نیست ؟ و یا اینکه اصلا"خود شان نیزدرخفا با گردانندگان  فساد شریک وهمکاربوده وبخاطرحفظ مقامات دست داشته ای خود ، لاجرم چنین کلمات را بر زبان میآورند. درغیرآن ، می بایست گامهای عملی را درجهت مبارزه با فساد برمیداشتند.تا مردم ازنیات وعملکرد شان آگاهی میافت .

فساد درافغانستان به یک محل خاص ویا بخش کاری معین منوط نمانده ، بلکه مانند یک مرض مهلک درسراسرکشورشیوع یافته است . اینکه این تکلیف مزمن چگونه فراگیرشد ؟ باید عوامل داخلی وخارجی یی که موجب پیدایش وتقویت آن درچهل سال اخیرگردید ، مورد توجه قراربگیرد . موقعیت جیوستراتیژیک افغانستان ورقابت های ناشی ازجنگ سرد ، به کشورهای منطقه بخصوص پاکستان وایران فرصت داد . تا گروه های وابسته به خود شانرا درداخل وخارج افغانستان سازماندهی نموده وجنگ های نیابتی را درکشور ما به راه اندازند .جنگ های نیابتی دراین سالها ، جان شمارزیادی ازهموطنان مارا گرفت . همینطور بخش بزرگ از مردم ما خانه و کاشانه ای شانرا ترک کرده و به دیارغربت روی آوردند . 

بالمقابل بااستفاده ازچنین اوضاع ، گروه های زیادی از اجیران جنگی ، درپناه حامیان خارجی شان سربلند کردند . همین چهره های معلوم الحال با پیشکش کردن شعار های مذهبی ، قومی ومنطقوی ، اختلافات داخلی را دامن زده وشرایط مخرب اجتماعی واقتصادی را به نفع حامیان بیرونی شان بوجود آورده اند . تا بالاثر این شرایط  از حاکمیت قانون وبمیان آمدن یک دولت قوی ملی جلوگیری شده و فساد سرتاسری پابرجا بماند . مبتنی بر همین پلان وپروژه ، اجیران متذکره امروز بر پایه های فساد تکیه زده و مطابق اوامرحامیان شان ، شبکه های فساد را سوق و اداره میکنند.

تعداد زیادی این اجیران ، مقام کمیشن کار جنگی را بدست اورده ، به نفع این و یا آن بطور مسلحانه عمل مینمایند. دستورهمیشگی حامیان آنها ادامه ای وضع ناامنی دروطن ما میباشد . آنها میخواهند که وابستگان شان زیرنام جهادی وطالبی مسلح باشند . تا چور و چپاول ، غارت دارائی های خصوصی و عامه ، همچنان ادامه یابد .

چپاول عواید دولت درگمرکات ، غصب املاک مردم و دولت ، زرع وترافیک مواد مخدر، اخاذی درشاهراه ها و سائر ادارارات وبالاخره استخراج خودسرانه ای معادن ، دراختیار شبکه های فساد قراردارند . بخاطر ادامه ای این وضع مافیائی ، فساد پیشه گان ، افراد خودرا در تمام عرصه ها جابجا مینمایند .

همینکه پلان مبارزه با فساد ازجانب کدام شخص و یا مقام مطرح میشود ، فوری این کمیشن کاران ، اختلافات ذات البینی شانرا کنار گذاشته ،  دست به دست هم داده و جلو مبارزه علیه  فساد را میگیرند . ایشان توانمندی چنین کار را دارند . زیرا طوری که ذکرشد ، شبکه ای انها در تمام مراجع ومقامات جابجا شده است.آنها دریک صف مشخص وقابل دید ، قرارندارند که بتوان با گشایش صف مقابل  برعلیه آنها جلو رفته وپیشه ای آنها (فساد)  را ازبین برد .

عملکرد آنها دریک دایره ای شییطانی به شکل ذیل قراردارد : 

  < فساد  - خرابی امنیت - فساد > 

درزیر سایه ای فساد گسترده ، امنیت سرتاسری را تخریب مینمایند وبالاثر تخریب امنیت ، عرصه فساد وسیع تر می شود . یعنی جریان عملکرد آنها دایروی بوده و مسیر دیگری را طی نمی کند . به عبارت دیگر، ازفساد آغاز شده و به فساد منتهی می شود. به این ترتیب تمام عرصه های اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی واداری کشورما درمحدوده ای یک حصار مدور گیرمانده است . 

بخاطرمبارزه با این دایره ، باید  حصارها را شکستاند . سپس می توان هرپارچه ای آنرا ازبین برد .رسیدن به این هدف زمانی ممکن است که تفاوت ها  کنارگذاشته شده ومنحیث یک ملت واحد ، همگام با مبارزه در داخل ، ندای برحق خودرا علیه حامیان بیرونی فساد ، به گوش جهانیان برسانیم .اگر مبارزه علیه فساد درابعاد داخلی و خارحی آن همزمان دنبال نشود ، نمی توان به نتیحه ای مطلوب نایل شد . 

جهت برآورده شدن این مأمول بی نهایت پیچیده ، باید شخصیت های آگاه ومستقل ازفساد ، ترس وتبعیض ، درپرتو یک مشی روشن ، وارد یک جبهه واحد ملی شوند . این جبهه باید مورد اعتماد وحمایت مردم  رنجدیده از فساد و نا امنی قراربگیرد . درغیرآن به ادامه ای وعده های سابق مقامات بلند پایه ای دولت ، این حرکت هم در محدوده ای شعار باقی میماند .

 

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۲/ ۲۰ـ ۱۵۰۷

 اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

  Copyright ©bamdaad 2020

 

 چگونه پوتین و بن ‌زاید خاورمیانه را تغییر دادند

هنگامی ‌که حکومت معمر قذافی، بعد از ۴۲ سال و درپی حرکتی که مورد حمایت امریکا خوانده شد، در سال ۲۰۱۱ ترسایی به پایان رسید،  ولادیمیر پوتین، رییس ‌جمهوری روسیه، با نگرانی و ترس تحولات لیبیا را نظاره ‌گر بود. پوتین می‌ دید آنچه را « نتیجه فعالیت‌ های براندازانه مدنی و اجتماعی » می‌ خواند، چگونه می ‌تواند حتا اقتدارگرایان انعطاف ‌پذیر را سرنگون کند. هراس پوتین اما از حدود یک دهه قبل از آن و در جریان «  انقلاب‌های رنگی » آغاز شد و با تحولات خاورمیانه در سال ۲۰۱۱ ترسایی به اوج خود رسیده بود. اما درحقیقت آنچه درخاورمیانه رقم می ‌خورد، از سوی مردی به اشتراک گذاشته می‌ شد که در آن روزها هنوز در میان تحلیل گران تحولات خاورمیانه چندان شناخته ‌شده نبود اما برخی امروزه از او به ‌عنوان « قدرتمند ترین حاکم جهان عرب» نام می ‌برند؛ شاهزاده  محمد بن زاید  ولیعهد ابوظبی.

آندریاس کریگ، استاد دانشکده مطالعات امنیتی در کینگز کالج لندن و همکار در انستیتوی مطالعات خاورمیانه در تحلیلی می ‌نویسد كه با گذشت یک دهه از انقلاب‌ های عربی، امارات متحده عربی در جایگاه عنوان قدرتمند ترین نیروی ضد انقلاب و معتبرترین متحد روسیه در منطقه شناخته می‌شود، درست در زمانی که ایالات‌ متحده تصمیم گرفته تا فرایند مشارکت منطقه‌ ای خود را از دخالت مستقیم به کنترول از راه دور تغییر دهد. بنابراین، مشارکت فزاینده میان کرملین و ولیعهد ابوظبی نه امری اتفاقی است و نه مبتنی ‌بر مناسبات ژیوپولیتیک. این مشارکت در نتیجه افزایش همکاری‌ها و تصور اشتراک فکری پوتین و محمد بن‌ زاید شکل گرفته و می ‌تواند جای خالی رهبری ایالات ‌متحده در منطقه را پرکند. عقب‌ نشینی ایالات ‌متحده ازخاورمیانه و افریقای ‌شمالی به دوران ریاست ‌جمهوری باراک اوباما ، بازمی‌گردد؛ چراكه در آغاز بهار عربی در سال ۲۰۱۱ ترسایی رهبری اخلاقی ایالات ‌متحده در منطقه هنوز پابرجا بود.
با‌ این ‌حال، هنگامی‌ که بار تحولات در منطقه طی «زمستان عربی» از حد تحمل واشنگتن گذشت و با سرکوب و درگیری گسترده میان انقلابیون و حکومت‌های استبدادی، انتقادها بالا گرفت، ایالات ‌متحده سیاست منطقه‌ ای خود را به قدرت‌ های منطقه، به ‌ویژه امارات‌ متحده ‌عربی واگذار کرد تا تصویری که از ایالات ‌متحده وجود دارد، با همراهی با قدرت‌های سرکوب‌گر علیه مردم، بیش از این مخدوش نشود.


جابجایی نقش واشنگتن و ابوظبی
کریگ در ادامه تاکید می ‌كند كه با این تحولات، استثناگرایی امریکایی جای خود را به استثناگرایی‌ های اماراتی داد که یک الگوی سیاسی- اجتماعی تجدید نظرگرایانه از «ثبات استبدادی» را ترویج می‌ کند. این رویکرد به دولت ابوظبی اجازه می ‌دهد تا بر روی ایجاد اتحادهای مختلف با شبکه‌ های قدرت و افرادی که با ارزش‌های پلورالیزم، لیبرالیزم مدنی و عدالت اجتماعی مخالف هستند، تمرکز بیشتری داشته باشد.
در لیبیا امروز، کانال‌ های مرتبط با امارات ‌متحده‌ عربی در کنار همکاری عملیاتی نزدیک ابوظبی با کرملین، نقش رهبری ایالات ‌متحده را کاملا به حاشیه رانده است. واشنگتن هیچ استراتیژی مشخصی در لیبیا ندارد و امارات و روسیه با استفاده ازاین خلأ، برای ضربه ‌زدن به نظم سابق منطقه ‌ای میلیون‌ها دلار هزینه می ‌کنند.
با وجود دستاورد های عملیاتی اخیر ترکیه در لیبیا، پوتین و محمد بن ‌زاید هنوز نقشه خود را در لیبیا پیش می‌برند. نقشه ‌ای که با دقت از سوی ابوظبی طراحی شده است. رییس‌ جمهوری روسیه و ولیعهد امارات جامعه مدنی را ذاتا خرابکارانه و آزادی بیان و اندیشه را تهدیدی استراتیژیک برای امنیت رژیم خود می‌ دانند، مگر اینکه از سوی دولت کنترول شود. هر دو آنان دریافته‌ اند که اعتراض‌ها و شکایت‌ های موجود که نخستین جنبش‌های لیبرال را علیه رژیم‌های سنتی بسیج کرده بود، باید به سمت افراد پایین‌ رده، انقلابی و فاقد قدرت برتر هدایت شوند تا مسوولیت شکست رژیم‌های اقتدارگرا را بتوان بر گردن آنها انداخت. بنابراین درحال‌ حاضر هم از اسلام‌ گرایان و انقلابیون به‌ عنوان عامل اصلی همه شرارت‌ها در این منطقه جنگ ‌زده نام برده می ‌شود. اراده انجام اصلاحات اجتماعی و سیاسی که در داخل روسیه با سد کرملین روبه‌ رو شده بود، باید با ملی ‌گرایی افراطی و میهن ‌پرستی جایگزین می‌ شد. درواقع هم پوتین و هم محمد بن‌ زاید، حکومت را نهادی مقدس می‌ دانند که تسلیم‌ شدن در برابر رهبری سیاسی این حکومت، مهم‌ تر از وفاداری به مذهب است.
درحقیقت، وقتی‌که به سلفی ‌های سکوت کرده در لیبیا و تحت فرمان روسیه و امارات نگاه می‌ کنیم، متوجه می ‌شویم که آنها چگونه درلیبیا از پوتین و محمد بن ‌زاید فرمان‌ برداری می‌ کنند. آنها خود را موظف به اطاعت از قدرت و مقام سیاسی می ‌دانند و شورش را امری غیرمجاز تلقی می ‌کنند. در محور هم‌افزایی ایدیولوژیک بین مسکو و ابوظبی، تمایل به بازگشت به دوران قبل از انقلاب ‌ها در جهان عرب کاملا نمایان است؛ دورانی که استبداد نظامی از سوی یک رهبر اقتدارگر برقراربود و چنین حکومتی سرنوشت مردم بی‌صدا را تعیین می ‌کرد. گفتمان اجتماعی محدود به چهار دیوار خانه می ‌شد و درهرعرصه دیگری، بسیج عمومی را لحن و خواست رژیم تعیین می ‌کرد نه خواست عمومی.


بیداری عرب
استاد دانشکده مطالعات امنیتی در کینگز کالج بر این باور است كه امروزه یک دهه از بیداری فضای عمومی در جهان عرب از خوابی که حکومت ‌ها به آنها تحمیل کردند، می ‌گذرد. بیشتر مردم لیبیا، مصر، یمن و سوریه نتنها دستاوردهای خود را ازدست ‌رفته می‌ بینند بلکه عدالت اجتماعی و کثرت ‌گرایی در این کشورها از قبل از سال ۲۰۱۱ ترسایی هم محدودتر شده است. طبیعی است که به هرمیزان عدالت اجتماعی کمتر محقق شود، آزادی ‌های مدنی و کثرت ‌گرایی هم کمرنگ ‌تر می ‌شود. پوتین و بن ‌زاید درلیبیا یک حکومت پولیسی در شرق این کشور برای حمایت از خلیفه حفتر ایجاد کرده‌اند. در مصر هم امارات و روسیه از ژنرال عبدالفتاح السیسی، حمایت می‌ کنند. رییس ‌جمهوری اقتدارگرا که خود را عامل ثبات در مصر بحران ‌زده پس از  حسنی مبارک، می ‌داند و به این بهانه حقوق‌ بشر را نقض می‌ كنند. در یمن، ابوظبی به ‌طور سیستماتیک ساختمان شورای انتقالی جنوبی را شکل داده است. شورایی شامل گروهی از جدایی ‌طلبانی که اردوگاه‌های شکنجه را برای امارات اداره می ‌کنند، آن هم درحالی‌ که هم ‌زمان حضوری فعالانه در دولت تحت حمایت سازمان ملل در یمن دارند. روسیه هم به‌ تازه گی به احیای رابطه خود با شورای انتقالی جنوبی پرداخته است. در سوریه هم امارات دست یاری خود را به ‌سوی بشار اسد ، قدیمی‌ ترین و یکی از آخرین بازمانده‌های قدرت‌های مورد حمایت روسیه در منطقه، درازکرده است.

ابوظبی برای عادی‌ سازی روابط خود با دمشق، بشار اسد را شریکی برای مقابله با تروریزم معرفی کرده و در آنسو هم پوتین تلاش می ‌کند تا شبه‌ نظامیان وفادار به حکومت سوریه را به‌عنوان مزدوران خود در حمایت از عملیات امارات درلیبیا به ‌کارگیرد.آنچه برخاکستر میراث امریكا در منطقه ایجاد می ‌شود، مشاركتی میان دو رهبر قدرتمند است که خلاف تصورها، نه ‌تنها منافع مشترک ندارند بلكه مهم ‌تر از آن، ارزش‌ها و ایدیولوژی ‌های متفاوتی دارند. ارزش‌ها و ایدیولوژی‌ هایی کاملا متفاوت با ارزش‌ هایی که ایالات ‌متحده  امریکا برای دهه‌ ها آن را ترویج می‌ کرده است. از نگاه ابوظبی، این همکاری با مسکو ممکن است پایدارتر از روابط با واشنگتن باشد، رابطه ‌ای که اختلاف‌ های عقیدتی و شرط‌ و‌شروط‌ ها و چرخش‌ها در رهبری کاخ‌ سفید، چالش‌ ها و بن‌ بست‌ هایی در مسیر آن ایجاد کرده بود. به ‌این ‌ترتیب ایالات ‌متحده پس از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ ترسایی به شریکی غیرقابل اعتماد و غیرقابل پیش‌ بینی برای امارات تبدیل شده است. ارزش‌ هایی که زمانی ایالات‌ متحده درمنطقه ترسیم کرده بود، قربانی شرق ‌گرایی بدبینانه شده است که در انزواطلبی خود را نشان می ‌دهد.همان لیبرال‌ های غیرلیبرال در واشنگتن که روایات پنهانی درباره ناتوانی منطقه در پذیرش لیبرالیزم را تبلیغ می ‌کنند، همان‌ هایی هستند که اکنون تسلیم روایت اماراتی از ثبات اقتدارگرایانه می ‌شوند و وقتی روسیه در کنار امارات قرار می‌ گیرد، منافقانه خشمگین می ‌شوند. بسیار ساده ‌لوحانه است اگر تصور کنیم زمانی‌ که اجرای سیاست واشنگتن در خاورمیانه و در کشورهایی مانند لیبیاا یا یمن را به دست امارات بسپاریم، این کشور می ‌تواند بار مسوولیت‌ها و ارزش‌ ها را به‌ درستی بر دوش بکشد و در برابر دشمنان ایالات متحده ایستاده گی کند./ شرق

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۴/ ۲۰ـ ۰۹۰۷

اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 Copyright ©bamdaad 2020