همــدیار مــن!

تاکی ترا بدست خودت کشته میکنند

یا پای ترا میخ زده بسته میکنند

تاکی ترا ز ذات خودت میبرند بدور

یا جان ترا زخم زده خسته میکنند

تا کی ترا زخاک خودت زود میبرند

یا خاک ترا مانده و با خود میبرند

تا کی ترا به مُلک غریبه گذر بود

یا نای ترا خوانده و چو عود میبرند

تا کی ترا حزین و دلت را خسته دید

یا قلب ترا خسته و دلت شکسته دید

تا کی ترا به پای غریبه فتاده یافت

یا پای ترا بسته و هر چند بسته دید

تاکی ترا بدست خودت جنگ میدهند

یا دست ترا خینه زده رنگ میدهند

تا کی ترا بساط غم از غیر میرسد

یا شعر ترا خوانده و آهنگ میدهند

تا کی ترا به مُلک دیگر پا برهنه یافت

یا جسم ترا دار زده پای رخنه یافت

تا کی ترا ز نقش خودت زله میکنند

یا نقش ترا دُور زده بهر صحنه یافت

پا شو! به پای خودت استوار بمان

در مامن و دیار خودت رستگار بمان

پا شو! به پای خود از غیر گوشه گیر

تا زنده شود نام وطن پایدار بمان

پا شو! به پای خودت بی ایمان مباش

درمانده و ضعیف شده ناتوان مباش

پا شو! به پای خود از دست هم بگیر

افتاده در پناه دیگر بی امان مباش

پا شو! به پای خودت ما و هم شویم

یار هم شویم و همدیار هم شویم

پا شو! به پای خود احوال هم بگیر

دستِ برادری بدهیم یار هم شویم

پا شو! به پای خودت هم دیار من

با تو بود خزانِ غم و روزگار من

پا شو! به پای خودت نام خود مگو

سردار سر افراز وطن، افتخار من

 

( س ع گهریک )

سنبله ۱۴۰۰ خورشیدی

 

 

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۳/ ۲۱ـ ۳۱۰۸

 

استفاده ازمطالب بامداد با ذکرماخذ آزاد است.

 

Copyright ©bamdaad 2021

 

نامه سرگشاده انجمن حقوقدانان افغان در اروپا به جلالتماب سرمنشی ملل متحد

 

 

جلالتماب انتونيوگوتیرش سرمنشى سازمان ملل متحد ،

 

با تقديم احترام فايقه !

در احواليکه فاجعه و ماتم بزرگ ملى در افغانستان محصول عملکرد ناقص و مبين ناکامى " جامعه بين المللى " و شکست فضاحت بار اخلاقى دولت ايالات متحده امريکا و متحدان آن ، ناشى از عدم رعايت تعهدات حقوقى و اخلاقى شان مى باشد و عواقب اسفبار آن بعد از دو دهه حضور گسترده اّنان و تحميل جنگ و کشتار و صرف میليارد دال، سقوط پر ابهام دولت، خلاى قدرت و تبديل افغانستان به مأمن امن شرارت پيشه گان بين المللى مى باشد ، براى افغانان مظلوم که تراژيدى خونبار شان معلول مداخله و تجاوز خارجى است و " جامعه جهانى " که مکلفيت اخلاقى ( Moralobligation ) شان در قبال افغانستان اظهر من الشمس مى باشد ، به آنان خيانت نموده است و بعد از چهاردهه جنگ تحميلى ، باز هم ، افغانستان را از حق گذار به صلح واقعى محروم ميسازند ، مرجع صالح در جهان وجود ندارد ، تا فرياد نعش آغشته بخون مادر وطن شانرا رسانيده و بخاطر حق حيات خود و حق گذار کشور شان به صلح واقعى و پايدار دادخواهى نمايند .

بدين رو :

انجمن حقوقدانان افغان در اروپا بمثابه نهاد مسلکى ومدافع حقوق افغان و افغانستان ، با درک از نيات نيک جلالتمآب شما در قبال بزرگترين فاجعه حقوق بشر در فقير ترين کشور جهان که بعد از چهل و شش سال جنگ تحميلى، در دور جديد بازي هاى بزرگ و رقابت شديد قدرت هاى رقيب بين المللى و منطقوى ، معروض به سقوط گرديده است ، مبرمترين موارد مربوط به مصايب جانکاه را بشما مطرح مينمايد :

مبرهن است که در صدر تمام خواست هاى ما ، دفاع از حق حيات افغانان و حق گذار افغانستان به صلح واقعى و پايدار قراردارد و تجربه کوتاه دو هفته اخير و حوادث خونين و هولناک ميدان هوايى کابل ، نمايانگر اين حقيقت تلخ است که هردو حق متذکره کماکان در معرض خطر و تهديد جدى قراردارد ، سيطره پاکستان ، حضور هزاران تروريست بين المللى بخاطر عبور به آسياى ميانه و سينکيانگ ، عوامل جنگ هاى نيابتى از فرسخ ها فاصله افغانستان به صلح واقعى هشدار ميدهد .

مقابله با اين تهديدات مستلزم شکلگيرى اداره قوى دولتى مى باشد و اين مامول زمانى ممکن ميگردد که :

شوراى امنيت سازمان ملل متحد بدفاع از ارزش هاى مندرج در منشور آن سازمان و مفاد مسجل در ميثاق ها و اعلاميه جهانى حقوق بشر قرارداشته و به فيصله هاى دو سال اخير خود ( فيصله شماره ٢٥١٣ - ٢٠٢٠ م ) و ( چهارم اگست ٢٠٢١ م ) و همچنان ترويکاى توسعه يافته ( ايالات متحده امريکا ، چين ، روسيه و پاکستان - مارچ ٢٠٢١ م ) در تعريف دولت آينده افغانستان و جلوگيرى از استقرار امارت اسلامى متعهد باشند .

استقرار امارت اسلامى طالبان ناقض حق حاکميت ملى افغانستان و مانع بزرگ در راه حاکميت قانون و سيادت آن است که بدون اعمال ايندو حاکميت صحبت از صلح واقعى و حقوق و آزادى مردم همانند " قراردار دوحه " يک سراب مى باشد .

مطابق بحکم بند ج ماده پنجاه و پنج منشور سازمان ملل متحد ، " احترام جهانى و موثر حقوق بشر، آزادي هاى اساسى براى همه بدون تبعيض از حيث نژاد ، زبان و يا مذهب " و همچنان تمايل و تعهد در قبال تعهدات بين المللى افغانستان در قبال ميثاق هاى جهانى که افغانستان به آن الحاق نموده است ، بايد منبع تمسک به شناخت رسمى دولت طالبان باشد .

- افغانان همکار موسسات بين المللى بايد نجات یابند ، البته جهان نبايد نسبت به سرنوشت سى میليون افغان مظلوم بى تفاوت و اين عمليه بحيث " وجه المصالحه " و معامله سياسى قرار گيرد .

حوادث دو هفته اخير نشان داد که متاسفانه کماکان ترور ، تهديد ، جنگ و توحش متوجه تمام مردم افغانستان است .

کتگورى هاى مختلف مردم :

- اقليت هاى مذهبى و قومى ( هندوباوران و سک ها ، مهاجران بلوچ و ... )

- کارمندان ارگانهاى حراست حقوق ، قضات و سارنوالان که با آمدن طالبان و رهايى زندانيان در معرض خطر جدى جانى قراردارند .

- ژورناليستان ، روشنفکران ، دگر انديشان ، اهل هنر و موسيقى

- تعدادی از کارمندان دولت و منسوبان قواى مسلح و ...

در معرض خطرجدى قراردارند و مستلزم بذل توجه جدى و تدابير مشخص شوراى امنيت سازمان ملل متحد و حضور وسيع و معنادار کميشنرى سازمان ملل متحدمى باشد .

- انجمن ضمن قدردانى از تعهد سازمان ملل متحد براى ماندن در افغانستان و رسانيدن کمک هاى بشر دوستانه به میليونها انسان فقير و بيجا شده گان ، از وقوع فاجعه عظيم بشرى دراين احوال مصيبت بار که مردم اماج حد اقل ده افت بزرگ همانند کرونا ، فقر ، بيکارى و ... ميبآشند ، به جهان هشدار ميدهد .

ضرور است تا :

کميسيون حقيقت ياب سازمان ملل متحد و حضور سارنوال محکمه جزايى بين المللى در افغانستان فعال گردد ، تا افراد متهم و مظنون به ارتکاب جرايم جنگى ، ضد بشرى و عليه بشريت و دزدان بيت المال افغانستان در داخل و خارج کشور شناسايى و به پنجه قانون سپرده شوند .

در اين ارتباط ضرور است تا ملکيت هاى منقول افغانستان و منجمله طيارات وساير وسايل نظامى و ملکى فهرست و در سازمان ملل متحد راجستر گردد .

 

جلالتماب سرمنشى سازمان ملل متحد ،

ضرور است تا جلالتماب شما و پاسداران ارزش هاى والاى انسانى مندرج در ميثاق هاى جهانى و اعلاميه جهانى حقوق بشر افغانستان را در وجود طالب ، چند تنظيم و چهره هاى منفور کليپتوکرات که همين اکنون بخاطر تداوم " شرکت سهامى " مزبوحانه تلاش دارند ، خلاصه نفرماييد ، میليونها افغان در داخل و خارج افغانستان بويژه جوانان و زنان که اکثريت بزرگ نفوس کشور را تشکيل ميدهند بخاطر انسانيت ، آزادى ، عدالت ، مساوات ، برابرى ، ترقى و صلح رزميده و با مناديان صادق اين ارزشهاى متعالى و جهانشمول همصدا مى باشند .

انجمن حقوقدانان افغان در اروپا با درک رسالت انسانى و تاريخى در قبال سرنوشت افغان و افغانستان از تمام پاسداران ارزشهاى ياد شده و نهادهاى سياسى ، اجتماعى و فرهنگى متعهد به مردم و وطن ، ميخواهد که در يک حرکت مدنى و بدور از هر نوع توسل به سلاح و خشونت بخاطر صلح واقعى و پايدار ( که خواست اساسى مردم ، رمز بقاى کشور و با مفاهيم مصؤنيت ، آزادى و عدالت تعريف ميگردد ) و دفاع از حق و حقوق مردم اعم از زنان و مردان و آزادي هاى انان بوحدت ملى ما ، که موجوديت افغانستان در گرو آنست ، در تحت درفش سه رنگ ملى از ارزشهاى تاريخى و ملى و مواريث سترگ معنوى مشروطه خواهان بزرگ که در صد سال اخير و در مراحل مختلف مردم بخاطر آن قربانى هاى زياد داده اند از حق حاکميت ملى که بطور انحصارى و تغير ناپذير به مردم تعلق دارد و حاکميت قانون، استمرار کد مدنى و قانون جزاى افغانستان که متضمن مجموع حقوق و آزادي هاى اساسى مردم است ، دفاع نماييم .

افغانان با هر اسم و رسم سياسى و بشمول طالبان يکبار ديگر در معرض آزمون تاريخ قراردارند ، که چگونه با عبرت از گذشته دردناک ، از رفتن افغانستان به باتلاق جنگ داخلى ، نيابتى ، سوريه شدن و مأمن امن تروريستان بين المللى ، جلوگيرى مينمايند .

 

با تجديد احترام فايقه

 

شوراى رهبرى انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

مير عبدالواحد سادات رييس انجمن

 

 

۲۹ اگست ۲۰۲۱

 



بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۲۱ـ ۳۱۰۸

استفاده ازمطالب بامداد با ذکرماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2021

 

 بی خانه گـی

گریختن از خطر مردانه گی نیست

فرار از خانه ات آزاده گی نیست

به ملک غیر رویم آنجا چه باشیم

غلام بودن دیگر بیگانه گی نیست

مزن خنجر به این مجبور دلی من

چو مجبوریت بؤد شرمندگی نیست

گهی روزگار بیارَد بَر سرِ تو

توان بودن و ایستاده گی نیست

بگویند گه فرار هم راۀ مردیست

همیشه ترس و نامردانه گی نیست

بدانیم ما همه آواره گانیم

درین آواره گی شایسته گی نیست

ولی عشق وطن در رگ رگی ماست

به عاشق عشق او دیوانه گی نیست

به هر جا می رویم یاد تو آید

به رنگ وبوی تو پژمرده گی نیست

به باغ خاطرات عشق تو ناب است

چه شیرین است ولی نازدانه گی نیست

اگر تو اندرونی من بیرونم

به هر دو حالتش آزاده گی نیست

وطن اشغال و ما آواره گشتیم

حقیقت تلخ بؤد آزرده گی نیست

فرنگی حاکمست و ما محکوم

اسارت را دیگر فرخنده گی نیست

کجاست باغبان دلسوزی وطندار

همه جا جنگ وشر آسوده گی نیست

وطندار گلم بیدار بشو جان

غلامی تا به کی ؟ این زنده گی نیست

بنام سیاست و مذهب خورند خون

درین محشر سرا فرزانه گی نیست

شکست ما همیشه در نفاق است

نباشد وحدتی یکدانه گی نیست

درین جبهه ای جنگ نا مقدس

رویم درتاریکی تابنده گی نیست

نمی دانیم ز فردا هر چه بادا

بجز گمگشته گی دانسته گی نیست

ز نادی بشنو این مطلب تو جانم

که دردِ بیش از بی خانه گی نیست .

 

(دکترواحد نادی ـ تورونتو )

 

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۱ـ ۳۰۰۷

استفاده ازمطالب بامداد با ذکرماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2021

 

 

   

مـه ژاړه وطنـه

 

مه ژاړه وطنه، شپه به تېره شي، سبا به شي

بيا به لمر را وخېژي، شغلې به شي، رڼا به شي

توره تروږمۍ به بيا د غرو له اوږو ولوېږي

تالنده به وخاندي په ورېځو کې، برېښنا به شي

ستا د اوښکو څاڅکي به شبنم د مړاوو گلو شي

ستا د زړه د باغ غوټۍ به و غوړيږي وا به شي

مه ژاړه وطنه، د تيارو په مخ کې وير څه دی

لوړو ارادو ته زندان څه دی، او ځنځير څه دی.

*** 

ستا زخمي غرور به قرباني د چا د دام نه شي

ستا د غره شهباز به دست آموزه د غلام نه شي

چوڼی د پنجاب به د هېڅ چا د زړه امام نه شي

تور خوني قاتل به لار ښو ونکی د اسلام نه شي

هره ناروا به د زاهد، د خدای کلام نه شي

وږی د قدرت به ، د ولس د احترام نه شي

بيا به سهر وخاندي، خيرنه شپه به تېره شي

ورکه به له زړونو د ملا د لښتې وېره شي

            ***                

بيا به بيرغ پورته، د گلونو د لښکرو شي

بيا به باغچې ډکې د بلبلو له سندرو شي

پلنې به غونچې د زېړو گلو پر کمرو شي

عطر به ور پورې د وږمې په شنو وزرو شي

خاورې به په خوله کې د بد مستو، ستمگرو شي

سرې شغلې به برې پر غمجنو مازديگرو شي

بيا به دې کابل شي، د نغمو، د سرودونو ښار

دا د هيلو ښار، دا د ناپايه اميدونو ښار

        ***              

مه ژاړه وطنه، له رمې به لېوان ووځي

تور تاجر د وينو به، د دين له دوکان ووځي

راز د سپين غضب به له پردې د بيان و وځي

ستا دزړه کعبې نه به، د خټو بتان و وځي

بيا به پر زمو للو څانگو، تاندې غوټۍ و خاندي

ستا د زړه له باغه به سېلۍ د خزان و وځي

سور شفق به راوړي بيا د نوي سباوون زېری

غږ د آزادۍ او د سپېڅلي اوښتون زېری

               ***                   

ستا زخمي کابل به، ښاريه د څراغونو شي

دا وحشتکده به، بيا د زړونو د عشقونو شي

خړ خوني آسمان به، د رحمت د بارانونو شي

وچې سپېرې دښتې به بيا پټې په گلونو شي

ښکلې په مستيو به، شيبې د ماښامونو شي

تکې تورې شپې به د خوبونو د خيالونو شي

ژوند ابدي يون دی، حوادثو ته تمېږي نه

بې پايه درياب دی،په ډنډوکي کې ځاييږي نه.

                    ***                

 

( صدیق کاوون )

 

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۲۱ـ ۲۹۰۸

استفاده ازمطالب بامداد با ذکرماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2021

 

 

 

زمـا خلکــو

 

خلکو يوشی چی له لاسه ځينی ځينه وطن

ډير ارزانه او وړيا له تاسی وړينه وطن

خلکو يو شی

د اغيارو او د غيرو تسيسه ده دا

د خونريز د نيت زړه د جنک نقشه ده دا

تور لاسونه مو بينسټ نه نړوينه وطن

خلکو يو شی

په وژولو يی نوم د کفر او اسلام ايښی دی

په والله چی ټول افغان ولس ته يی دام ايښی دی

پل په پل يی اور بل کړی سوزوينه وطن

خلکو يو شی

مونږ نو ولی په يو غږ او يوه لار نه ځو

تنها ځو ټول يوځای نر غوندی په دار نه ځو

که همدا حال وی ټوټی ټوټی به شينه وطن

خلکو يو شی

اوس يی وخت دی د وطن نجات ته قيام وکړی

د‌ ژغورنی او خلاصون په لوری اقدام وکړی

يو ملی هوډ له غميزو خلاصوينه وطن

خلکو يو شی

له ملی تړون نه پرته بله لار نشته

د عسکر (چالاک) له انده بل شعار نشته

ای افغانه که يو نشی درنه ځينه وطن

خلکو يو شی.

 

(عسکرچالاک )

 

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۳/ ۲۱ـ ۲۷۰۷

استفاده ازمطالب بامداد با ذکرماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2021