خطرات نابود کننده بازی با انترنیت و تکنولوژی های ناشناخته

 

الهه افتخار   

امروز جهان ما وارد عصر تکنالوژی انترنیتی ـ سایبری شده است که بیشتر از دوره های گذشته مدرن؛ آینده آن قابل پیشبینی نیست. البته انترنیت ساحه بزرگ دارد و در زمین و فضا و دفاتر و دیوان ها و بانک ها و موسسات مختلفه استفاده می گردد که اغلب توسط متخصصان انجام می گیرد و بحث ما پیرامون آنها نیست!

بحث متوجه جوانان و نوجوانان غالباً نا آگاه و کم دانش و مقلد و مودینگ میباشد که در واقع انترنیت و امکانات آن (شبکه های اجتماعی) را به بازی گرفته اند و نیز بر آن افراد و نیرو ها که این کشش ها و کنش ها را ایجاد میکنند و تعمیم می بخشایند. دراین گستره است که ما با وارد شدن به دنیای انترنیت، دیگر با انسان عادی روبرو نیستیم که در طول تاریخ نانوشته و نوشته شده تعریف می گردید، این انسان چیزی مانند موجود الکترونیکی و دیجیتالی است با آنکه هنوز در مغز یا اندام های دیگر او « ریز تراشه ها»(سامانه های الکترونیکی حاوی اطلاعات و کارکرد های هوش مصنوعی) نصب نشده است و طبق بعضی پیشگویی های علمی ـ فانتاستیک (خیالاتی) هنوز ساختار های الکترونیکی با ارگانیسم انسانی مزج و مخلوط نگردیده است. ولی به هرحال، خصوصاً در شرایط « اعتیاد انترنیتی » ما با انسان الکترونی روبرو میشویم، که اطلاعات الکترنیک  در او نه فقط حرف اول را میزند بلکه روایتگر تمامی زنده گی و لذات و مضرات آن است. 

البته رویکرد هایی که انسان ها با دنیای تکنالوژی دارند یکی از عمده ترین مسایل قابل تشویش چندین سویه است چرا که تکنالوِژی از دانش و آگاهی عام بشری بسیار و بیحد پیش رفته و چنان تو سعه یافته که دانش های حداقل مربوط به تکنولوژی هایی که فرد بشر خریداری میکند  و به کار می گیرد، در بهترین حالات هم قابل احاطه و تسلط توسط وی نیستند. لذا تصور و خیال باطل اینکه با پول یا زورمندی دیگری میتوان بر تکنولوِژی سلطه یافت آخرین حد خود خواهی و خودشیفته گی بشر میباشد. این یعنی  که در یک سیاه چال تاریک همه دارند غرق میشوند.

رویهمرفته امروز جوامع وارد یک بد فکری و سست اندیشی شده است در حالی که درک و پذیرش چنین واقعیتی بسیار دشوار است. برعکس به نظر میرسد به نوعی همه از بابت این انزوا از مقتضیات ذاتی و گوهرین خویش خرسند هم استند.

این واقعیت را برتراندراسل هنوز در عصری که تازه «بمب اتومی» آغاز شده بود؛ در کتاب « آینده بشر» خاطر نشان میساخت: « ازگرفتاری های زمان ما یکی آنست که اندیشه ما قادر نیست با سرعت تغییراتی که در « تکنیک» پدید می آید، هم آهنگی کند در نتیجه به نسبتی که مهارت و چیره دستی افزون میشود، خرد و تیز بینی کاهش می یابد.»

با ظهور انترنیت و ارتباطات جهانی سایبری و ماهواره ای، توجه و تلاش انسان ها نسبت به آموزش و پرورش و تعلیم با کیفیت و بروز شده  حیاتی خیلی کم رنگ شده است . اما در جوامعی مانند جامعه تا حد بدوی عقب مانده ما که 70  درصد فعال آن را نوجوان و بیشتر جوانان تشکیل میدهد، این مورد به معمایی بس بزرگ و یک چالش خطیر مبدل شده است. 

 در حالی که از سایر جهات نیز جامعه ما در وضعیت وخیم و پرآشوب به سر میبرد و تنها روزنه امید آینده در آن تکانه های چه بسا خونین بیدارگر این زمان برای رشد و تعالی اجتماعی و مدنی میباشد اما بسیاری ها در بْن بست جهل و بی بند باری غرق تر شده میروند.

 گویا مردمانی هم دارند از نفرت جنگ، اغتشاش عینی و ذهنی، نابرابری جنیستی، تبعیض ها و سنت های ناپسند جامعه، بیداد ملک قریه تا مستبد مملکت و تجاوز بیگانه ...  به محصولات تکنالوژی انترنیتی روی می آورند  چون،Twitter, fecebook & instagram..... جا های که گویا آخرین حرف از آزادی بیان و اندیشه زده میشود.

به راستی گاه گاهی افراد و گروه ها در آنها بحث ها و اعتراض های سیاسی - اجتماعی را دامن میزنند و اطلاعات کلی و سطحی و شایعات تبادله مینمایند، با عربده کشی و دشنام دهی تخلیه روانی می نمایند که قطعاً از هیچ و ازعدم بهتر است. اما همین شبکه های اجتماعی و دیگر بخش های انترنیت جز استثناات، مانند پشک محض رضای خدا و به منفعت مردم موش نمی گیرند. از طرف آن نیرو ها که راه اندازی شان کرده اند، اهداف و غایاتی را پیش می برند که مقتضای سرمایه و سیاست و سلطه است. یعنی از جانب گروه های تمویل کننده و حامی ...برای سمت وسو دادن حواس، استعدادها و کنترول  افکار و روان عامه مردم فعالیت دارند.

زمانی وارد شبکه های اجتماعی گردیده و دقیق میشوید می بینید افرادی استند که بدنبال پول، انحراف توجه و کنترول خشم یا باور استفاده کننده ها میباشند.  

بیشتر شبکه های اجتماعی امروزه به نسبت هر گروه تروریستی مثل داعش، طالبان و دیگر فدویان انتحاری و انفجاری ی جهل و سیاهی برای ما خطرناک و قابل تشویش میباشند. حتآ دیدیم که اطلاع رسانی و سازماندهی های سطحی و عجولانه این رسانه ها در آنچه به نام « انقلابات بهار عربی» نام گرفت، چه قدرها زیانبار و بی نتیجه ایده آل و بی آینده و سرشار از قربانی و خرابی ها تمام گردید.

تازه اوضاع و پتانسیل های اکثر جوامع بشری طوریست که گروه ها و دار و دسته های تروریستی و ارتجاعی و اولترا ـ ارتجاعی؛ بیشتر و موفقانه تر از آنها بهره گیری می نمایند.

نفوذ و تاثیر این شبکه ها که مخاطب شان افغان ها باشد؛ خیلی چشمگیر رشد فکری، تمرکز اندیشه و سیلان روانی قشر های مختلف را تحت کنترول قرار میدهد. ظاهرا شماری از شبکه های اجتماعی در کشور ما هدفی جز برای ایجاد سرگرمی ندارند. مگر از برنامه ها و مسایل مطروحه در آنها که به هر عنوان و ترفند به نشر میرسد افراد و گروه هایی از مثلث « سرمایه، سیاست و سلطه» نفع میبرند و چه بسا بیشتر و بهتر از رسانه های معمولی و برهنه منتفع میشوند.

درهرحال انترنیت و شبکه هایش فقط « وسایل » استند؛ همانگونه که سایر وسایل و ابزار ها به کدام کدام پیمانه توسط کدام کدام افراد و نیرو ها به کار گرفته میشود، انترنیت هم چنان است البته تفاوت ها وجود دارد منجمله انترنیت که براساس امواج کار میکند ، ذاتاً دارای مضرات شناخته و ناشناخته بسیار است که در ماشین آلات و کار افزار های پیشینه تر متصور نبود.

معلوم هم نیست که سهولت هایی که انترنیت و آی تی ایجاد کرده به طور یک کل به نفع بشر و بقای آن استفاده گردیده تباهی و انقراض نوعی و نسلی بشر را تسهیل و تکمیل ننماید.

اینکه میگوییم اینها « وسایل » است، اهمیت اساسی را دارد، وسایل بقا و ترقی و سعادت و هم وسایل بدبختی و در جا زنی و عقب روی و آخر الامر نابودی! 

اینکه این وسایل چگونه و در چه راه ها و هدف ها کار گیری میشود، بازهم بر میگردد به خود بشر و باورها و انگیزه ها و عصبیت ها یا آرزو ها و آرمانهایش. پس خیلی احمقانه خواهد بود اگر ما «وسیله» بودن انترنیت را فراموش کرده آن را به هدف و مطلوبه و آرمان و خود زنده گی عوض نماییم. زنان و دحتران نیز از این رسانه های انترنیتی استفاده میکنند و نامتاثر از آن ها نمی باشند در حالیکه اغلب متوجه فریبنده گی و انحراف دهی و گمراه سازی آنها نیستند.   تبلیغ بلیغ میشود که رسانه امروز به عنوان یک قدرت در جوامع آزادانه فعالیت میکند،  این تبلیغ دروغ نه بلکه در مورد اکثریت مطلق رسانه ها و خصوصاً رسانه های اجتماعی که نمونه های آنها را یاد آور شدیم، یک چیز فوق دروغ و فرافریب است .

اصلاً کور کورانه و بدون شناخت و آگاهی لازمی به هرسو رفتن و به هرکاری دست زدن غلط و شاید زنیانبار تا حد تباه کننده گی است، ولی ورود الکی  و بی درک و سنجش به این پدیده های دنیای مدرن و محصولات تکنولوِژی پیچیده و مرموز حتا میتواند کشنده و مرگ آور باشد.

دست یابی ذریعه پول و بازار به این فراورده های تکنولوِژی و کارکرد های آنها به این معنا نیست که ما به اندازه این تکنولوِژی ها پیشرفته شدیم و به آگاهی و دانایی رسیدیم لذا باید زمان و مکان واقعی را که در آن قرار داریم فراموش نکنیم یعنی اینکه پیوسته به مسایل بنیادی تر فرهنگی و ضد فرهنگی توجه داشته باشیم.

مثلاً ما به عنوان اهالی یک سرزمین سنتی و مذهبی نمی توانیم دیوانه وار سنت شکنی و غرب پروری نماییم، البته این به آن معنا هم نیست که به ارتجاعیات سخیف و پست و پلید مثلاً مانند آنچه در کتاب نامنهاد « دوازه زن لعنت ی» و امثال آن حتا بر پیامبر و خدا تهمت ها زده شده است، گردن نهیم و علیه آنها مبارزه و اعتراض قوی انجام ندهیم. با وصف این سوی قضیه ، حتا  در جهان مدرن غرب نیز زنان از تصویر و سیمایی که زن را در دنیا و ملای عام به حیث کلای جنسی و تبلیغاتی ارایه میکند بیزار می رباشند و بی سیرتی و بد اخلاقی را منفور و مشمئیز کننده میدانند.

و اما، زنان در جامعه سنتی و مذهبی که در تمام سال های عمر خانواده گی، عشیره وی، سرزمینی و فرهنگی خود به مرد سالاری و سنت های آن محاط و معتاد بوده اند، اکنون که به مقضیات و تحولات عصر و زمان عزم و امکانات همگام مردان متبارز شدن در جامعه داشته به دنبال آزادی های مدنی و شهری استند، باید تعادل و تناسب بین سنت و مدرنیته را جداً مراعات نمایند. هیچکس نمی تواند و نباید فراموش کند، همه میراث های اخلاقی و فرهنگی از گذشته آمده، بد و تغییر پذیر و دور ریختنی نمی باشند. نوع بشر ارزش ها و ضد ارزش ها و اخلاقیات و زیبایی های جاودانه هم کم ایجاد و خلق نکرده است!

متإسفانه توان رسیده گی به همه آنها درین مختصر وجود ندارد. مقصد عاجل آن است که کار ما از جهل و نادانی یا تإثیرات جادویی تکنولوژی های نوین و گرفتار شدن به دام و دانه مافیا های گوناگون به جایی نکشد که هویت انسانی و اجتماعی خویش را نابود کنیم و حتا مانند قربانیان « سلفی »، جان عزیز و یکدانه و یکباره خود را به فنا بسپاریم.

یک راه چاره این خواهد بود  قبل از آن که جوانان بیشتر به شبکه های انترنیتی معتاد شوند بهتر است والدین و مربیان دلسوز و آگاه برای رفع و دفع خطرات سر راه آنان  با مهربانی، انسانیت  و حرمت گذاری به سلیقه ها و آزادی های بدیهی؛ آنها را با معلومات و آگاهی های شایسته و بایسته تجهیز نمایند. نهاد های دولتی و فرهنگی، اجتماعی و حزبی، دانشگاه ها، مکاتب، مدارس، کلپ ها... هم استعداد و رسالت درین استقامت دارند ولی باز در مورد آنها نیز سوال اینکه چه کسان و نیرو ها گرداننده گی و ساماندهی شان می  نمایند، مطرح میباشد. چرا که آنها هم « وسایل» استند.

آرزومندم در همه این عرصه ها شخصیت های بزرگ علمی و با صلاحیت بیشتر و بهتر به ما و جوانان ما آگاهی و دانایی و توانایی ارزانی بفرمایند.

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۱۸ـ ۱۱۱۲

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد واعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

  استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

 

 

 

دگـرصبح است…

 

صبح است و پایان شب تار است

دگر صبح است و بیداری سزاوار است

دگر خورشید از پشت بلندی ها نمودار است

دگر صبح است

دگر از سوز و سرمای شب تاریک ، تن هامان نمی لرزد

دگر افسرده طفل پابرهنه ، از زبان ما در شب ها نمی ترسد

دگر شمع امید ما چو خورشیدی نمایان است

دگر صبح است

کنون شب زنده داران صبح گردیده

نخوابید ، جنگ در پیش است

کنون ای رهروان حق ، شب تاریک معدوم است

سفیدی حاکم و در دادگاهش هر سیاهی خرد و محکوم است

کنون باید که برخیزیم و خون دشمنان تا پای جان ریزیم

دگر وقت قیام است و قیامی بر علیه دشمنان است

سزای حق کشان در چوبه ی دار است

 

و ما باید که برخیزیم

دگر صبح است

چنان کاوه درفش کاویانی را به روی دوش اندازیم

جهان ظلم را از ریشه سوزانده ، جهان دیگری سازیم

دگر صبح است

دگر صبح است و مردم را کنون برخاستن شاید

نهال دشمنان را تیغ ها باید

که از بن بشکند ، نابود شان سازد

اگر گرگی نظر دارد که میشی را بیازارد

قوی چوپان بباید نیش او ببندد

اگرغفلت کند او خود گنه کار است

دگر صبح است

دگرهرشخص بیکاری در این دنیای ما خواراست

و این افسرده گی ، ناراحتی ، عار است

دگر صبح است و ما باید برافروزیم آتش را

بسوزانیم دشمن را

که شاید همره دودش رود بر آسمان شیطان

و یا همراه بادی او شود دور از زمین ها

دگر صبح است

دگر روز تبه کاران به مثل نیمه شب تار است.

 

(خسرو گلسرخی )

 

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۱۸ـ ۲۹۱۱

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد واعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

 

اعلامیه هیات مدیره همایش زنان افغانستان دراروپا به مناسبت روزجهانی منع خشونت دربرابر زنان

 


  ۲۵نوامبرمصادف است با روزجهانی منع خشونت برزنان


درسال ۱۹۶۰ ترسایی  دراین روزسه خواهردادخواه بجرم مخالفت بااستبداد درشکنجه گاه دژخمیان جمهوری دومنیکان جان باختند. ازسال ۱۹۸۳ بدینسو اینروزرا سازمان ملل به روزجهانی منع خشونت به زنان مسمی ساخته است.
وضعیت زنان کشورما درحال حاضرژرفای تراژیدی دوران ماست.زنان قربانیان خشونت درخانواده ، خشونت دراجتماع ، خشونت سلاح سالاری وزورگویی ، خشونت وستم ازجانب حاکمان ظالم وفرهنگ سنتی پدرسالارانه اند. محاکم صحرایی زنان ، سربریدن زنان ،گوش وبینی بریدن زنان ،سنگسارکردن زنان،خریدوفروش آنان،ازدواجهای اجباری ،ازدواج با دختران خوردسال ،تن سوزی زنان ، مبادله آنان باحیوانات،ظالمانه ترین، قبیح ترین ووحشیانه ترین اشکال خشونت است که مکرا درافغانستان صورت مگیرد.
زنان اولین قربانیان بی امنیتی ، بی مصونیتی وعدم موجودیت حکومت قانون ، فقروحشتناک، بیسوادی ، سلاح سالاری ،بیدادحکومت فاسد، حضورمافیای مواد مخدروعدم موجودیت قوانین تضمین گر حقوقق زنان میباشند.  فقر و بیسوادی ، عدم دسترسی به آموزش ، خدمات صحی وعقب مانی را نیزبه حیث عوامل خشونت میدانیم.
ماهمصدابامیلیون هازن رنجدیده کشور خودازدولت افغانستان هردولتی که باشد وحامیان بین المللی آن که زیر شعار دفاع ازحقوق بشرو زنان درافغانستان حضوردارند قاطعانه مطالبه داریم تا:
ـ کنواسیون جهانی رفع خشونت دربرابرزنان راخود رعایت وباایجاد کمیسارهای عالی مبارزه علیه خشونت دربرابر زنان ودرجنب آن ایجاد شبکه های اختصاص قضایی ،حقوقی، اجراییه وی وامنیتی به اشتراک خود زنان، مسوولیت تطبیق این کنواسیون را به عهده بگیرند.
ـ ما راه رفع خشونت رادربرابرزنان دربرکنارساختن عوامل آن میدانیم.
تامین صلح عادلانه وپایدارازهمه خواست مازنان است ،ولی اجازه نمی دهیم که مذاکره باطالبان وبرگشت دوباره آنان ویاکنارآمدن با دیگر افراطیون به قیمت معامله حقوق وآزادی های حداقل موجودبرای زنان بیانجامد.
زنان باید به پیمانه وسیع درپروسه صلح و توسعه وانکشاف جلب شوند، حضور نمایشی یک عده زنان وابسته به تنظیم ها وگروپ های مسلح وحلقات مافیای مواد مخدرودولت فاسد زتوده های زن افغان نماینده گی کرده نمیتواند.
ما دراین روزبه همه زنان رنجدیده وستمکش وطن خویش روی می آوریم وخواستار مقاومت ومبارزه دلیرانه علیه انواع خشونت هستیم.
به شما مردان و زنان عدالت پسند و دادخواه که ظلم و خشونت وسلب حقوق انسانی درافغانستان ، خشمگین تان ساخته است.
ـ به همه سازمان ها ،احزاب،جامعه مدنی ، نهادهای زنان ومدافعان حقوق بشرمراجعه میکنیم تا درمبارزه عادلانه زنان ما را پشتیبانی نموده به خشونت یک صدا «نه !» بگویم.
دراین روز یکبار دیگربه هرزن هموطن خود روی می آوریم وضرورت مبرم تشکل درصفوف یک جنبش مستقل و گسترده را به مثابه یگانه راه رسیدن به داعیه بزرگ زنان افغانستان مطرح می سازیم.
تنها مبارزه شکیبا ، باورمند و متحدانه ما راه نجات ماست.

نابود باد خشونت !

داکترشفیقه رزمنده رییس همایش اروپایی زنان افغانستان

 

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۱۸ـ ۲۵۱۱

 یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد واعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018

 

 رونمایی از جسد مومیایی‌ شده ٣‌هزار ساله در مصر

 

کاوش گور یک زن در عمق ٣٠٠ متری زمین

 

جسد مومیایی‌ شده یک زن که قدمت آن به بیش از ٣‌هزار‌سال بازمی‌ گردد، در تابوتی که پیشتر هم باز نشده درشهر ‏القصر در جنوب مصر پیدا شده است. این تابوت یکی از دو تابوتی است که توسط گروهی فرانسوی در ناحیه الاصاصیف ‏در کرانه غربی رود نیل یافت شده است.‏ نخستین تابوت در اوایل این ماه توسط مقامات باز و آزمایش شد، اما روز شنبه، برای نخستین بار مقامات یک تابوتی که پیشتر ‏باز نشده بود را در حضور رسانه‌ها باز کردند.‏ در یکی از این دو تابوت، جسد زنی به نام « تویا » بود که به خوبی مومیایی بود.

نوین عارف، سخنگوی ‏وزارت امور باستانی در بیانیه ‌ای اعلام کرد که تلاش برای یافتن نام حقیقی این زن و شناسایی او همچنان ادامه دارد.‏
‏خالد الانانی  وزیر امور باستانی مصر گفته است: « یکی از تابوت‌ها به سبک ریشی ساخته شده که مربوط به سلسله هفدهم ‏است، درحالی‌که تابوت دیگر به سلسله هجدهم مربوط است. درون هردو تابوت جسدهای مومیایی شده وجود دارد.»‏ سلسله هجدهم پادشاهان مصر، به قرن سیزدهم پیش از میلاد مسیح بازمی ‌گردد، یعنی زمانی که چندین فرعون معروف ‏از جمله توتانخامون و رامسس دوم پادشاه بودند.‏ قبرستان الاصاصیف که در بین دره پادشاهان و دره ملکه‌ها  واقع شده، محل دفن اشراف و مقامات بلندپایه نزدیک به ‏فراعنه است.‏ در قبری که این تابوت‌ها در آن‌ جا قرار داشتند، حدود ١٠٠٠ مجسمه تدفینی به نام « اوشابتیس »  یافت شده است. این ‏پیکره ‌ها از چوب، سرامیل لعاب ‌دار و ماسه درست شده‌اند.‏ به گفته وزارت امور باستانی مصر، این قبر متعلق به «تا ایرخت ایف »، سرپرست مومیایی کردن اجساد درمعبد «موت » در ‏‏«کرناک» است. در این قبر به جز مومیایی‌ها، اسکلت‌ها و جمجمه‌ هایی نیز یافت شده که قدمت شان به دوره میانی ‏پادشاهی ( حدود ٤٠٠٠‌ سال پیش) بازمی‌گردد، اما در اواخر دوره پادشاهی دوباره مورد استفاده قرارگرفتند.‏ با کندن حدود ٣٠٠ متر عمق به مدت ٥ ماه، این گور پیدا شد که سقفی رنگی با نقاشی مالک این گور و خانواده‌اش ‏داشت./ابتکار

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۱۸ـ ۲۸۱۱

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد واعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

 

با چنين وضع محالست

*****


از شما نه زر و مالى ، نه قبا ميخواهيم
نه بلند منزل و قصرى ز طلا ميخواهيم
ما چو آسايش و يک صلح و صفا ميخواهيم
محـــو ظلـــم و ستــم و رنج و بلا ميخواهيم
ما نه خواهيم نه کاخى نه زرى را ز شما
بس نماييد خدع و خيره سرى را و جفا
تا به کى دود تفنگ گشته به هر گوشه عيان
تا بـــه کــى سانحــه و فــاجعه و گير و نمان
تا به کى جور و جفا و تعب و تير و کمان
تا به کى حرف دروغست و همى نيش زبان
بس کنيد حوصله ى ما بکلى رفته  زکف
نه زنيد برسر نعش وطن اين طبله و دف
از هـر آن کنج وطــن خشم و جنون مى بارد
ناله و شيـون و غم، مــوجه ى خون مى بارد
هر چــه از خاين و جانى و زبـــون مى بارد
هر گهى هر چه فزون هر چه فزون مى بارد
مرگ و نفـرين به چنين ايده ى گنديده ى تان
چاره يى نه به سر مو، نه غم و قصه ى مان
از چه ناليم؟ ز تبعييض و زد و بند و فساد؟
يا که از خاين بى غيرت و چـوتار و نراد؟
از خود و طالع و بختى که نکرده دلى شاد؟
يا ازان ذات خدايى که بما هيچ نداد
ز چه رو هموطنم در بدر و خوار شديم
چاکر اجنبى و دشمن و اغيار شديم
اين چه نيرنگ و شر و مکر و فريب است مدام
اين ستم از چه باين خلق غريب است مدام؟
به هر آن لحظه غم و مرگ قريب است مدام
اين چه افکار عجيب کار عجيب است مدام
با چنين وضع محال است که بمنزل برسيم
ملت و تـــوده شويـم و به تکامـــل برسيم!

( زبير واعظى )

 

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۴/ ۱۸ـ ۱۲۱۱

 یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد واعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018