ایجاد اولین انجمن جوانان کشورهالند تحت نام آینده سازان

بتاریخ ۲۶ جولای سال جاری در شهر(Booskop ) در ولایت (Zuid Holland)  در روشنایی پلینوم سوم عقرب شورای مرکزی حزب آبادی افغانستان  و جهت تحقق قطعنامه ماه دسمبر سال ۲۰۱۹ جلسه حضوری کادرها وفعالین شورای کشوری هالند در وجود کمیسیون جوان سازی حزب آبادی افغانستان اولین گردهمایی انجمن جوانان هالند بشکل حضوری دایر گردید .

در آغاز نشست که به گرداننده گی رفیق روح الله توده یی معاون شورای کشوری و عضو کمیسیون جوان سازی حزب صورت گرفت بخاطر احترام و یاد بود از شهدا و رفته گان ح آ ا یک دقیقه سکوت بعمل آمد . بعداْ از تصویب اجندا به اتفاق ارا ، صحبت مقدماتی از جانب رفیق توده یی در رابطه به اهمیت و ضرورت نشست صورت گرفت .

همچنان مطابق بند دوم اجندا در رابطه به تاریخچه ح د خ ا ( حزب وطن )  توسط رفیق آقا محمد نورانی مسوول تشکیلات و کمیسیون جوان سازی حزب به حاضرین ارایه گردید که سوالاتی در این رابطه از طرف جوانان بعمل آمد و به آنها پاسخ داده شد .

در قسمت دیگر اجندا که مساله تشکیلاتی را در برمیگرفت ، بعد از جروبحث های موثر در فضای کاملاْ دموکراتیک و آزاد ، هریک محترم پامیر به صفت رییس انجمن ، محترم سلیمان چهاردهی وال به حیث سکرترمسوول و محترم وحید ضربی مسوول مالی انجمن به اتفاق ارا تعین گردیدند.

بعداْ در رابطه به نام گذاری انجمن جوانان جر وبحث های مبسوطی را به راه انداختند که درنتیجه اسم با مسمای ( انجمن آینده سازان ) مورد تایید قرار گرفت .

در قسمت دیگر جلسه پیشنهادها و نظریه های با اهمیتی از طرف رفقا سهیلا زحمت، عمر زیارمل ، نورانی ، توده یی ، محترم پامیر ،محترم خسرو روستایی ، سلیمان چهاردهی وال و محترم بابک زحمت و محترم وحید ضربی  جهت غنامندی و رفع نواقص در کار جلسات بعدی به حاضرین پیشنهاد گردید .

مطابق به اجندای نشست انجمن ، نتیجه گیری جلسه ازجانب رفیق محمد سرور زهتاب رییس شورای کشوری هالند بعمل آمد ، چنانچه در بخشی از صحبت در مورد نقش جوانان در تحکیم ، وحدت و گسترش کمیت وکیفیت انجمن و همچنان چگونه گی ایجاد گروپ های هنرهای زیبا درجنب انجمن بشکل مفصل توضیح گردید . در قسمتی از صحبت رفیق زهتاب چنین آمده است :

« جوانان برومند،  شما  زاده و دست پرورده پدران و مادرانی هستید که آنها در راه مبارزه علیه ظلم و ستم قرون ، بخاطر وطنپرستی و عدالت اجتماعی  جانهای شیرین خویش را قربان نموده اند وتا اکنون پرچم مبارزه را باتمام قوت بر افراشته نگهداشته اند. شما ازنسلی سر بدر آورده اید که مبارزه بی پایانی را بر ضد افراط گرایی واستفاده  ابزاری از دین درکشور انجام داده اند و خوشبختانه شما امروز با متانت ،توانایی و انرژی خاص حاضر شده اید که این راه انسانی را در چوکات چنین یک نهادی  تعقیب و آنرا ادامه دهید .»

در پایان صحبت از رفقای مسوول انجمن هریک نورانی ، توده یی ، بانو سهیلا جان زحمت وعمر زیارمل که توانستند با تشریک مساعی زمینه همچو یک تشکل را مساعد سازند تمجید و قدردانی بعمل آمد و موفقیت های مزیدی برای شان آرزو برده شد.

کار اولین انجمن ایجادگر جوانان که بساعت سه ونیم قبل از ظهر شروع گردید بساعت هفت شام با صرف غذا و با شور و شوق مهار ناپذیر اشتراک کننده ها بکاراش پایان داد.

 

از نام کمیسیون جوان سازی شورای کشوری هالند حزب آبادی افغانستان

 

سرور زهتاب

رییس شورای کشوری هالند حزب آبادی افغانستان

 

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۰ـ ۲۸۰۷

Copyright © bamdaad 2020

 ســولــه


کوڅه ډبی لنډه غر نه غواړی سوله
بی پدری ښکره ور نه غواړی سوله
هم له جنگ او هم له سولی اخلی باج
له ملی گټو منکر نه غواړی سوله
د يوی ډلکۍ نطاق د بلی مشر
دا ښکاره معمالکر نه غواړی سوله
ډير کلونه يی وطن له ځانه ځار کړ
د ګواښونو سر رهبر نه غواړی سوله
دی مزل کی خو پای پل باندی تلل گران دي
ټکنی او سست سفر نه غواړی سوله
چی د مړو په ککرو واکداری کړی
څوکی يار او ترهکر نه غواړی سوله
مونږ يی غواړو سوله غواړو بدلون غواړو
شاتکپال دگم او حجر نه غواړی سوله
ای ولسه له زخمی څيهری دی و مرم
دښمنان دی غواړی شر نه غواړی سوله
ای عسکر ( چالاکه ) جنگ ټول امتيازات دي
دا د وينو سوداکر نه غواړی سوله.

(عسکر چالاک )

 

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۲۰ـ ۱۸۰۷

Copyright © bamdaad 2020

 

« افغانستان، راهی به طرف جنت »

 

نظری به کتاب خاطرات ظفرحسن آیبک 

احسان واصل

 

کتاب خاطرات ظفر حسن که از سلطنت امیر حبیب الله تا ظاهرشاه را دربر میگیرد، از زبان اردو توسط فضل الرحمن فاضل ترجمه و چشم دید نویسنده ، همقطاران ودوستانش که بنا گفتهٔ خودشان برای تشویق « جهاد » به کابل امده بودند، جالب و خواندنی است.
ظفرحسن درسال۱۸۹۵ میلادی درشهرکرنال هند متولد شده، آموزش اولیه را در مسجد، سپس درمدرسه به خواندن و حفظ قران وبعد شامل لیسه زراعت شد. درصنف چهارم زبان فارسی، صرف ونحو، متن های ازگلستان و بوستان رافراگرفته ودرمکتب متوسطه از دو زبان عربی وفارسی، او عربی رابرگزیده وپس ازختم لیسه درسال۱۹۱۱ شامل کالج دولتی لاهور وپس ازدوسال شامل دانشکده ساینس می شود.
قبل ازجنگ جهانی اول، ترکیه عثمانی هم پیمان با المان و مرکزخلافت اسلامی بود، درجنگ اول(۱۹۱۴) علیه متحدین المان داخل جنگ واعلان « جهاد » کرد. مسلمان ها، منجمله جوانان دانشجوی هند که تحت تسلط انگلیس ودر مقابل المان قرارداشت، با پیروی از « اعلان جهاد » به تظاهرات، نشر روزنامه ها و شبنامه ها، جمع اوری پول برای مجروحین ترکیه وغیره وسایل دست می زدند.
عده هم، که بیشترتشنه رفتن به جنت بودند، ازلاهور به مقصد « جهاد » عازم افغانستان شدند، که گویا « راه جنت از همین راه »  می گذرد. ظفرحسن در خاطرات خود می نويسد:« يکسال ازشموليت من درکالج دولتی لاهور سپری نگرديده بود که جنگ طرابلس آغازشد وبعد از آن درسال۱۹۱۲ میلادی جنگ دربالکان شعله ورشد که به حمايت ازترکيه اجتماعات برگذار وبرای تداوی ازمجروحانِ ترکيه اعانه جمع آوری ميگرديد. اخبارجنگ رابدست می آوردیم و درليليه دست بدست مي شد. چون دراين کالج جوانان هندو نيز درس مي خواندند ، هميشه جروبحث ها ودفاع ازترک ها بنام اسلام وغم شريکی برای آنها ادامه داشت . احساسات دينی ومذهبی درکالج به حدی زیاد شد که بخاطر گرفتن شهر ( ادريانوپل يا ادرنه) توسط بلغارها که دارای مسجد زيبای بوده وبخاطر اينکه کشورهای اروپايی بخصوص انگليس ها حمايت خود را از بالکان بعمل آوردند، دانشجويان، تصميم گرفتند کالج دولتی لاهور رابه آتش بکشند.»
« درسال۱۹۱۴ میلادی وآغازجنگ عمومی اول احساسات اسلامی درميان دانشجويان مسلمان بارديگر اوج گرفت ،" دراثر تبادل نظرها، محصلين مسلمان طرفدار جرمنی بوديم زيرا درمقابل دولت انگليس قرارداشت وآرزوی ما اين بود که دراثر شکست انگليس ، هندوستان آزادی خود را بدست بياورد.موضوع عمده اين بودکه قبل ازشروع جنگ، دولت عثمانی که متحد وهم پيمان المان بود درجنگ سهم گرفت و ″خليفة المسلمين″ [سریال حریم سلطان را دیده اید؟] اعلان جهاد نمود که عده ازدانشجويان "سربکف" کالج لاهور به اعلان او لبيک گفتند و تصميم شان را گرفتند.»
ظفرحسن در ادامه می نویسد:« درنيمه شب6 جنوری ۱۹۱۵ میلادی درکشتی سوار شده ازطريق دريا(راوی) به منجدهار گام گذاشتیم وبا رازداری تمام جهت سهم عملی درجهاد به قران کريم سوگند ياد نمودیم. بتاريخ ۵ فبروری ۱۹۱۵ به سواری ريل به هريپورهزاره، ازآنجا به ايالت امب و پس ازعبور از دريای سند به قبايل آزاد وسپس رهسپار افغانستان شدیم.» افراد ذيل شامل اين گروپ بودند:
- مياعبدالباری محصل دوره ماستری کالج دولتی لاهوربعدها رهبرمسلم ليگ تحت زعامت جناح
- شيخ عبدالقادردانشجوی دوره ماستری کالج لاهور
- عبدالمجيد دانشجوی دوره ماستری کالج لاهور
- الله نوازدانشجوی دورليسانس کالج لاهور
- شيخ عبدالله دانشجوی دورليسانس کالج لاهور
- عبدالرشيد دانشجوی دورليسانس کالج لاهور
- ظفرحسن دانشجوی دورليسانس کالج لاهور
- محمدحسن دانشجوی کالج الااسلاميه لاهور
- خوشی محمد دانشجوی سال دوم ميديکل کالج کينگ ادوارد
- عبدالحميددانشجوی سال دوم ميديکل کالج کينگ ادوارد وديگران .
این هندی های مسلمان یا « سربازان خدا » امده بودند امیر حبیب الله را که پادشاه افغانستان بود، علیه انگلیس ها تشویق نمایند، امر « جهاد »  بدهد، تا « هندوستان را آزاد وبیرق اسلام را درسرزمین هند به اهتزاز درآورند » در حالی که پدر وپسر(امیر عبدالرحمن وامیر حبیب الله) خود جیره خورانگلیس بودند.
قابل تذکراست که قبل ازاین گروپ، هندی های مسلمان درافغانستان بحیث معلم، داکتر، تجارت وغیره حتی در دربار امیران حضور داشتند.ازانجمله داکتر عبدالغنی وبرادرانش نجف علی و چراغ علی، مولوی محمدحسین، مولوی قیام الدین ودیگران، که به بقول فیض محمد کاتب ‌‌« داکترعبدالغنی خان ومولوی قیام الدین خان هندی هردو جاسوس رسمی انگلیس در دربارامیرعبدالرحمن خان بودند.»(ج۴- ۱- ص۲۴۵)
عبدالحی حبیبی درجنبش مشروطیت تذکرمیدهد که:« درباره عبدالغنی ازهمان اوقات ورودش به افغانستان شایعاتی بوده که او فرستاده مقامات انگليس است. چون اسناد انتلجنس سرويس انگليس درهندوستان ازمحرميت برآمده ودردسترس پژوهنده گان است، کسانی که آنرا ديده اند گويند که درباره دکتورمذکوراسنادی درآن موجود است که وابسته گی او را به دستگاه جاسوسی انگليس می رساند.»(ص ۱۰۲)
رهبری گروپ هندی های مسلمان را شخصی بنام مولانا عبدالله سندهی که دراکتوبر۱۹۱۵ میلادی ازطریق کویته به افغانستان رسید، به عهده گرفت. این شخص بقول عبدالحی حبیبی، که « درکودکی بوتاسنگهـ نام داشت وپس از آنکه مسلمان شد، عبیدالله نامیده شد ودر دیوبند، علوم اسلامی را فراگرفت. وقتی بکابل آ مد از سران مبارز و ملی به شمار میرفت» (ص ۱۳۷ جنبش مشروطیت)
ظفرحسن درخاطرات خود می نویسد:«‌ شیخ محمد ابراهیم قبل ازامدن مولانا عبیدالله سندهی به کابل، فضا را برای او آماده نموده و درکابل بااشخاص صاحب رسوخ، به خصوص باخانواده سپه سالارمحمد نادر، راه یافته بود. وقتی مولانا به کابل میرسید یکجا باشیخ محمدابراهیم و مولانا محمدعلی درمنطقه قدیم شهرکابل بنام شوربازاردرکوچه حضرت ها زنده گی میکنند. مولانا سندهی، معرفی نامه های عنوانی سردارمحمود بیگ طرزی و سردارمحمد نادربا خود آورده بود. او قبل ازآمدن به کابل، سردارمحمود طرزی را نیز درجریان قرار داده بود که با ورود مولانا به کابل، زمینه ملاقاتش را با معین السلطنه دامادش، آماده نمود.»(ص ۱۱۲خاطرات)
مولانا میدانست که امیرافغانستان طرفدار انگلیس ها ومعاش خور آنها است با آنهم تلاش داشته تا هرچه زودتر خودرا به امیرحبیب الله برساند، بنا توسط سردارعنایت الله معین السلطنة والحاج عبدالرزاق رییس محکمه شرعیه به سردار نصرالله نایب السلطنة معرفی وهدف سفر خود را چنین توضیح میدهد:«... که اوبه حیث نماینده مسلمانان هند به افغانستان امده است تا پادشاه افغانستان رابر ضد انگلیس به حمله برهند تشویق کند.»۰ (ص۱۱۲)
طوریکه از خاطرات ظفرحسن معلوم میشود، مولانا سندهی درافغانستان دست باز داشته وبه کارهای مصروف بوده که بعدها، پس ازتشکیل دولت پاکستان، اسلافش با دست بازترعمل کردند. ظفرحسن می نویسد: « ایامی که مولانا صاحب عبیدالله درکوچه حضرت شوربازاربه سرمیبرد ازپرثمرترین روزهای است که درافغانستان سپری کرده است. مولانا درایامی که در آن کوچه زنده گی میکرد، سازمانی را بنام جنود الله که هدفش متشکل نمودن مسلمانان همه کشورها دریک سیستم شبه نظامی بود، پایه گذاری کرد.»
مولانا گزارشات خود را دردستمال های ابریشمی که ظاهراُ دیده نمی شده ولی درجایی که میرسید پس ازیک عمل کیمیاوی می خواندند که بنام نامه های ابریشمی معروف است. « این نامه ها توسط عبدالحق که جدیداً مسلمان شده و با خانواده رب نوازخان ملتان پدرالله نوازبزرگ شده بود، برای شیخ عبدالرحیم وسپس به شیخ الهند به حجاز فرستاده می شد.» الله نوازدر دوره امانی شخصیت مشکوکی بود و از معارف اخراج شد. او در کابینه سردار محمد هاشم به وزارت رسید و درجنگ عمومی دوم به حیث سفیر کبیر افغانستان دربرلین تعین شد که دریکی ازمراسم درکنار هیتلر دیده میشد»(*)
ظفرحسن بعد ها به ترکیه رفت وپس از ازدواج با خانم ترکی، پسوند (آیبک) اختیار نموده و شامل بخش های نظامی شده، پس ازختم تحصیلات با خانم خود به دعوت جنرال محمد نادر، به حیث صاحب منصب به افغانستان برمیگردد ودر اردو به آموزگاری مشغول میشود. و پس از استقلال ( ۱۹۱۹) زمانی که محمد نادر وزیرحربیه است، ظفرحسن را بحیث سکرترخاص خود مقررمی نماید.« درحقیقت کارمند درشعبه استخبارات نظامی Military Intelligence بود.»
وقتی نادرشاه به پادشاهی میرسد، ظفر حسن که تابعیت ترکیه را حاصل نموده بود، به دعوت او در۱۹۳۳ میلادی برای تدریس نظامی به افغانستان فراخوانده میشود. پس از رسیدن به کابل از طرف ظاهرشاه که بعد از کشته شدن پدرش، پادشاه است نشان ( ستور) برایش داده میشود.
اوپس از تاسیس پاکستان ازجانب مارشال محمد ایوب خان رییس جمهور پاکستان نیز نشان (امتیاز) را دریافت مینماید.

(*) درجایی خواندم که انگلستان جاسوس خودرا ازطریق افغانستان به المان اعزام نمود که ممکن همین الله نواز بوده باشد. او در۱۲ سنبله ۱۳۴۵ درکابل وفات کرد .

 

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۰ـ ۰۳۰۷

Copyright © bamdaad 202

مـردم عدالـت میخـواهند!

هفتاد درصد مشترکین برق در بلخ قشر بی ‌بضاعت جامعه هستند و از بالا بودن تعرفه برق شکایت دارند.

 

 با نشرنامه اعتراضیه رفیق گهریک زیرعنوان « مـردم عدالـت میخـواهند !» ، شماری از دوستان در باره بی عدالتی در توزیع و نرخ برق درکشور شکایت نموده ، نظریات شانرا در این مورد با ما شریک ساختند .از آنجایی که حزب آبادی افغانستان منحیث حزب دادخواه و مردمی  خواست ها و نیازهای مردم را مورد توجه قرارداده و در حق طلبی مردم خود را شریک میداند ، اینک تارنمای بامداد  ارگان نشراتی حزب آبادی افغانستان ،  به پیگیری این معضله پرداخته گزارشی در باره وضع و نرخ قیمت برق در ولایت بلخ را بنشر رسانیده ، از مقامات مسوول  دولت و تصدی برشنا موسسه ، خواستار برخورد عادلانه و توجه جدی در باره این مساله بنیادی برای لایه های ناتوان کشور میباشد ـ بامداد

 

 

 مردم عدالت میخواهند !

گزارشی از ولایت بلخ 

پس از دو سال جنجال روی کاهش پول صرفیه برق در ولایت بلخ، نماینده شرکت برشنا میگوید که تعرفه برق رهایشی در این ولایت را کاهش می ‌دهد، اما پول صرفیه برق تجارتی را بالا می‌برد؛ موضوعی که از سوی مقام‌های محلی بلخ به شدت رد گردید. این مقام‌ها تاکید کردند که باید تعرفه برق اعم از رهایشی و تجارتی کاهش یابد.
نشست هیأت شرکت برشنا و مقام‌ های محلی بلخ به شمول مقام ولایت، نماینده گان مجلس، شورای ولایتی، نماینده گان گذر، اساتید دانشگاه و علما برای حل مشکل برق بلخ، شنبه ۱۴سرطان در مقر مقام ولایت بلخ برگزار گردید.
در ابتدای این نشست، محمد اسحاق رهگذر، والی بلخ گفت که صرفیه برق بلخ نسبت به سایر ولایات بسیار بلند است. از سال‌ها به این ‌سو برای حل این مشکل صدا بلند گردیده، اما هنوز توجه جدی به آن صورت نگرفته است.
والی بلخ اضافه کرد که صرفیه برق رهایشی در بلخ هر کیلووات ۶.۲۵ افغانی و برق تجارتی هر کیلووات ۱۶.۸۸ افغانی که پرداخت آن برای باشنده گان بلخ بسیار دشوار بوده است. درهمین حال محمد افضل حدید، رییس شورای ولایتی بلخ نیز گفت، از دو سال به این ‌سو برای کاهش صرفیه برق در بلخ دادخواهی صورت گرفته، اما برشنا هشت ماه مردم بلخ را فریب داده  و هنوزهیچ کارمفیدی صورت نگرفته است.
حدید افزود، حوصله مردم بلخ به سر رسیده و ادامه این وضعیت عواقب خوبی در پی نخواهد داشت.
در ادامه این نشست، گل‌ رحمان همدرد، نماینده بلخ در ولسی جرگه گفت: « برق از مسیر بلخ به کابل می ‌رود، اما این‌جا شش افغانی و بهای برق در کابل دو و نیم افغانی است، وقتی برق وارداتی است، باید قیمت اش در تمام ولایات یک‌ سان باشد.
همدرد تاکید کرد که ادامه این وضعیت بی‌اعتمادی و فاصله را میان مردم و دولت ایجاد میکند. این مساله برای شهروندان بلخ مهم است و بلخیان بیشتر از این تحمل صرفیه بلند برق را ندارند.
همچنین فوزیه حمیدی، نماینده بلخ در ولسی جرگه  افزود که رییس شرکت برشنا پس از ملاقات با نماینده گان بلخ در کابل، وعده سپرده که قیمت برق بلخ را مانند کابل‌ کتگوری ‌بندی کند.
در کنار این، مسوولین در اتاق‌های صنعت و تجارت و تاجران بلخ گرانی پول صرفیه برق را عامل رکود صنعت و تجارت در این ولایت عنوان کردند.
حاج خیرالدین مایل، تاجر ملی در بلخ  که در این نشست صحبت میکرد، بلند بودن تعرفه برق را عامل رکود فعالیت بخش خصوصی در بلخ دانست و تاکید کرد که وقتی تعرفه برق هرات مناسب بوده، رشد خوبی در سکتور اقتصاد دیده می‌ شود، اما در بلخ از نبود و بلند بودن تعرفه برق، سکتور تولیدی متوقف و متضرر گردیده است.
محمد یاسین اکبری، رییس اتاق تجارت و صنعت بلخ نیز گفت که فعالیت بیش از ۵۵ درصد صنعت در بلخ به دلیل نبود برق متوقف گردیده و شمار زیاد باشنده گان این ولایت بیکار گردیده‌اند.
در ادامه این نشست، عنایت ‌الله باور بامیک، فعال مدنی بلخ گفت که هفتاد درصد مشترکین برق در بلخ قشر بی ‌بضاعت جامعه هستند و از بالا بودن تعرفه برق شکایت دارند.
بامیک افزود: « وقتی برشنا یک سکتور دولتی است، پس چرا برق را در سرتاسر افغانستان یکسان توزیع نمیکند؟ چرا دولت برق ارزان میخرد، اما قیمت می‌ فروشد؟

پول زورمندان و مناطق تحت حاکمیت طالبان مربوط ما نمی شود ».
این فعال مدنی بلخ هشدار داد که اگر برشنا راه‌ حل مشخص نداشته باشد، بلخیان برای حل موضوع خود دست به عمل خواهند شد.
اما احمد خالد استانکزی، مسوول عواید و توزیع برق در سرتا سر افغانستان میگوید: « کاهش صد درصد تعرفه برق بلخ از سوی برشنا درنظر است، اما اگر در یک بخش کاهش به میان آید، باید یک بخش دیگر افزایش یابد» .
به گفته او، شرکت برشنا برق را از سایرکشورها خریداری میکند و مجبور به پرداخت پول آن است؛ بنا وقتی تعرفه برق رهایشی در بلخ کاهش می ‌یابد، تعرفه برق تجارتی افزایش خواهد یافت.
استانکزی تاکید کرد که تغییر تعرفه برق از صلاحیت برشنا نیست، بلکه مربوط هیات مدیره برشنا شامل وزارت های مالیه و انرژی و آب است که باید نماینده گان بلخ در نشست هیات مدیره برشنا شرکت کرده، در مورد حل مشکل برق بلخ صحبت کنند.
در پایان این نشست محمد بشیر توحیدی، سخنگوی والی بلخ تاکید کرد: « ما کتگوری را قبول نمی کنیم، کاهش تعرفه رهایشی و افزایش تعرفه تجارتی را قبول نداریم، بلکه خواهان کاهش پول صرفیه برق هستیم !» .
به گفته او، قبلا بلخ شاهد کتگوری بندی بوده، اما این موضوع قناعت بلخیان را حاصل نکرده است.
توحیدی تاکید کرد که اگر صرفیه برق رهایشی کاهش یابد، اما صرفیه برق تجارتی افزایش، بازهم مردم ما ضرر کرده و این پول هم از جیب عامه مردم پرداخت میگردد.
این در حالی است که نزدیک به سه میلیون تن در ولایت بلخ از برق دولتی استفاده میکنند، اما پول صرفیه برق ۹۰۰۰ خانواده در ولسوالی ‌های ناامن این ولایت از سوی طالبان جمع ‌آوری میگردد.

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲۵/ ۲۰ـ ۰۷۰۷

 

Copyright © bamdaad 2020

 

 

فراخوان براى آتش بس فورى و سراسرى 

دفاع از حق حيات بمثابه مبرمترين نياز مردم !

 

 

موجوديت افغانستان در گرو قطع عاجل جنگ و كشتار ! 

مقدرات تاريخى مردم نگون بخت ما را به ميثاق خون رقم زده اند . در چهار ماه بعد از توافق ايالات متحده امريكا با طالبان به عوض بحث صلح ، مصالحه ، كاهش خشونت ، تساهل و تحمل ، یک فصل جديد ازجنگ هاى خانمانسوز مردم را بخاك و خون مى كشاند. هفته گذشته ،با حملات طالبان در سى و دو ولايت و بيشتر از هشت صد كشته و مجروح ، خونين ترين هفته در نزده سال اخير خوانده شده است كه با موج از ترور هاى هدفمند و پلان شده  روحانيون ، كارمندان ارگانهاى حراست حقوق ، كميسيون حقوق بشر، فرهنگیان و رسانه  با عواقب جنايتبار همراه بوده است . 

درحاليكه ايالات متحده امريكا در قطریعنی نزديك به بزرگترين پايگاه نظامى خود با رهبرى طالبان حشر و نشر دارد و هم حامى دولت افغانستان مى باشد ، شك و سوال جدى مطرح ميگردد كه چرا حمام خون را در افغانستان بر پا كرده اند؟ 

در حاليكه وزارت خارجه ايالات متحده امريكا ، پاكستان را كماكان خانه امن تروريستان ميخواند ، چرا به ريشه و منشأ اصلى تمويل شرارت افگنان توجه صورت نميگيرد ؟  و فقط مصروف شاخ برى درخت تروريسم در افغانستان و به قيمت تباهى خانه و كاشانه و كشتار اهالى ملكى مى باشند ؟ 

ادعای اخیر وزارت خاجه آمریکا که گویا سازمانهای تروریستی مانند جیش محمد و لشکر طیبه در پاکستان قرار دارند و علیه افغانستان میجنگند، خبر و کشف جدید نیست. از چهل سال بدین طرف عین سناریو  عین خبر تکرار میگردد ولی انتخاب استخبارات آمریکا در نهایت همان حلقه و محور شرارت منطقوی یعنی استخبارات پاکستان است که بزرگترین حامی تروریزم و رهبری کننده توطئه  ها علیه دولت و مردم افغانستان میباشد.  طرح جالبتر حکام آمریکا همانا کشیدن پای روسیه در جنگ افغانستان است که گویا روسیه  باید علیه داعش درافغانستان بجنگد. با چنین طرح ها آمریکا در فکر ختم جنگ نه بلکه باز کردن یک صفحه جدید از جنگ، تشدید و ادامه آن در افغانستان است.

همين سياست هاى كجدار و مريز يكى از علل اصلى تداوم تراژيدى خونبار افغانستان مى باشد ، از یک جهت  تاكيد مداوم بر رهايى بلا قيد محبوسان طالب صورت ميگيرد و اما در جهت دیگر در مورد ضرورت كاهش خشونت و انفاذ آتش بس تأكيدى وجود ندارد. برعكس در اوج تداوم جنگ اعلام ناشده پاكستان ،  بخاطر خروج غير مسوولانه قواى نظامى امريكا تصميم گرفته مى شود ! 

در وراى اين تصاميم عجولانه است كه پاكستان  با مخالفت به آتش بس ، بر جنگ فرسايشى سرمايه گذارى بيشتر ميكند و دولت موقت را مطرح مينمايد ، در چنين هوا و فضا طالبان به تشديد جنگ تشويق ميگردند و با رد آتش بس ، به پيروزى يكجانبه تحميل خواست هاى ايديولوژيك و برقرارى امارت  را در فرداى عدم حضور نظاميان امريكا ، برنامه ريزى مينمايند . 

در چنين احوال ناهنجار و در حاليكه رقابت رقباى جيوپولوتيك منطقوى و بين المللى تشديد يافته است ، خطرات سوريه سازى افغانستان و تقسيم ان بساحات نفوذ بازيگران رقيب ، گسترش ميابد . 

در حاليكه خطرات جدى هست و بود كشور را تهديد مينمايد و حق حيات و زندگى مردم با تهديد بزرگ مواجه است ، بر ماست : 

تا با فكر كلان ملى و چنگ زدن به مصالح علياى افغانستان بسوال تاريخى مربوط بسرنوشت مردم ، جواب دقيق و اساسى را مطرح و در احوال فلاكتبار كرونايى وظايف اصلى را مشخص نماييم : 

بزرگترين موفقيت ها و در دشوارترين شرايط تاريخ  را ميتوان کبا اسيب شناسى دقيق و ديدن حقائق تلخ با چشمان باز بوجود اورد . متاسفانه افزون بر آفت كرونا ، مصايب هلاكتبار فقر روبه تزايد ، بيكارى ، كاهش عوايد و كمك هاى حاميان خارجى ، سرطان كشنده فساد گسترده و حضور حلقات مافيايى و طاعون بى اتفاقى كه با نشر اكاذيب و ارقام جعلى به تشديد ان مى پردازند . 

در چنين احوال ناهنجار ، بايد مبرمترين وظيفه را مشخص و بخاطر ان تلاش كرد كه همانا : 

حق حيات و زندگى مردم ما است كه بر مبناى تمام  ارزشهاى انسانى ، ارشادات دينى و معيار هاى حقوقى در صدر تمام حقوق قراردارد و عدم تمكين جنگ افروزان بدان به معنى ان است كه ، ميخواهند بر قبرستان ها حكومت نمايند . 

بدينرو : 

بخاطر دفاع عملى از حق حيات مردم ، بايد :  

استقرار عاجل آتش بس سراسرى

كه در احوال جارى موجوديت افغانستان در گرو انفاذ آن مى باشد ، بمثابه اساسى ترين خواست مردم ، مطرح نماييم . 

آتش بس فورى و سراسرى و رفتن طالبان و دولت افغانستان به مذاكرات مستقيم و بلا قيد و شرط ، بخاطر دستيابى به صلح واقعى و مشروط ، بايد مورد پشتيبانى همجانبه ما قرار گيرد . 

موكول ساختن انفاذ آتش بس به مذاكرات كه بدون شك همراه با مشكلات و زمانگير است ، به مفهوم صدور جواز قتل و كشتار بيشتر و باجدهى به تاجران خون و دشمنان تاريخى افغانستان مى باشد . 

انجمن حقوقدانان افغان در اروپا از تمام  نيرو هاى صلح خواه و مدنى افغان و  نهاد هاى سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى و شخصيت هاى مدافع حقوق مردم ، صميمانه ميخواهد تا قبل از آنكه كشتى شكسته افغانستان نابود گردد ، به صداى نعش اغشته بخون مادر وطن لبيك گفته و در يك حركت وسيع و مدنى بدفاع از حق حيات مردم و انفاذ آتش بس فورى و سراسرى صداى شانرا متقرب و متحدانه بلند نمايند . 

آتش بس كه جنگ افروزان از استقرار ان هراس دارند ، فرصت تاريخى را مساعد خواهد ساخت تا مسايل صلح و پروسه صلح سازى در يك گفتمان ملى و وسيع مطرح و بحث پيرامون صلح اجتماعى و فرهنگى ، تساهل ، تحمل و همديگر پذيرى مطرح و جوانان ، زنان و مستمندان بمثابه سه بخش اكثريت بزرگ و مجموع مردم  بتوانند نقش تاريخى شانرا در دفاع از اصالت قانون و حيات مدنى مطرح و جانبدار صلح واقعى و پايدار در كشورشان باشند . 

با حرمت 

شوراى رهبرى انجمن

مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۲۰ـ ۲۹۰۶

Copyright © bamdaad 2020