اهـداف و رویکـرد پاکستان از «عملیات خیبـر۴ »
فرزاد رمضانی بونش ، کارشناس مسایل منطقه
در ماه های گذشته ارتش پاکستان آغاز عملیات با نام ردالفساد را در سرتاسر کشور اعلام نمود. هدف این عملیات پایان دادن به تروریسم در کشور بدون هیچ تمایز و تفاوتی است. نیروی زمینی، نیروی هوایی و نیروی دریایی، پولیس سازمانهای اطلاعاتی و اطلاعاتی در این عملیات شرکت کردند و ۵۰ تن از علما و مفتیان پاکستان نیز ضمن صدور فتوایی از آن پشتیبانی کردند. اخیراً نیز «عملیات خیبر۴»آغاز شده است. نوشتار زیر به اهداف و رویکرد پاکستان به این عملیات توجه کرده است.
جلوگیری از افزایش حضور داعش در پاکستان:
تا چندی پیش حقیقت حضور داعش در پاکستان کتمان می شد، اما در حال حاضر مشخص شده که این گروه دهشت افکن در شهرهای بزرگ مانند لاهور مستقر شده است. بیشتر اعضای داعش را اعضای قبلی تحریک طالبان پاکستان، لشکر جهنگوی، جماعت الحرار، احرارالهند، جنگجویان ازبک و جنگجویان چیچنی تشکیل می دهند. گروه داعش ادعا می کند پشتیبانی بیش از ۱۲ هزار نفر را در شمال غرب این کشور جذب کرده است. در این بین از نگاه برخی شبکه داعش در پاکستان همچنان با سرعت به رشد خود ادامه می دهد و خطر بروز خطر بروز داعش در بین گروههای تندرو قومی و مذهبی پاکستان نیز وجود دارد. در این شرایط هرچند در گذشته مقامات دولتی و امنیتی پاکستان گاه مواضع متناقضی را در رابطه با داعش اتخاذ می کردند. اما سال گذشته وزارت داخله پاکستان برای نخستین بار نام داعش را به عنوان یک گروه تروریست به فهرست گروههای دهشت افکن اضافه کرد و اعلام کرد: بیش از۳۵ گروه دهشت افکن فعال در پاکستان از جمله لشکر جهنگوی ارتباط نزدیکی با داعش دارند. همچنین « جماعت الاحرار » یا گروهی جدا شده از تحریک طالبان پاکستان و « لشکر جهنگوی العالمی » نیز ارتباط نزدیکی با داعش دارند. در این میان پاکستان اکنون با توجه به عملیاتهای رد الفساد و خیبر چهار اهدافی چون جلوگیری از افزایش حضور داعش در پاکستان را پیگیری میکند. این امر در شرایطی است که با توجه به شرکت داعش در سوریه و عراق خطر بازگشت بیشتر نیروهای داعش به پاکستان وجود دارد.
کاهش فشار کابل بر پاکستان:
بسیاری در افغانستان معتقدد است که اسناد و مدارک نشان میدهد، اسلامآباد برای افراد وابسته به گروه داعش آموزش را فراهم کرده است. از این دید بیشتر افراد وابسته به داعش در افغانستان، پاکستانی هستند و اسلام آباد فرصتهایی برای افراد وابسته به داعش فراهم میکند. در همین راستا نیز برخی چون رییس سابق ستاد ارتش افغانستان نیز موضوع داعش در کشورش را پروژه سازمان اطلاعات ارتش پاکستان دانسته و برخی نیز معتقدند که گروه داعش در افغانستان وجود ندارد و تنها گروهکهایی با دستور پاکستان در این کشور عملیاتهایی انجام میدهند. به علاوه شورای امنیت ملی افغانستان می گویند که پاکستان از گروه داعش در افغانستان پشتیبانی مالی میکند. در این بین ارتش و دولت با تمرکز بر «عملیات خیبر ۴ »کاهش فشار کابل بر پاکستان را مد نظر دارند و تلاش میکنند تا با افزایش فشارهایی چون «عملیات خیبر ۴ »از قدرت نمایی آنها و افزایش فشار کابل بر پاکستان جلوگیری کند.
بهره گیری از خطر تندروها و داعش برای تثبیت مرز دیورند:
اسلام آباد تلاش میکند تا با طرح ادعای عبور تروریستها از مرز افغانستان به رویکرد نوینی نیز توجه کند. در این راستا به زودی کار ساخت حصار در امتداد مرز افغانستان را شروع میکند. نخستین مرحله حصارسازی به مناطق قبایلی باجور، مهمند و خیبر متمرکز است و ۴۳ پاسگاه امنیتی ایجاد کرده و در نظر دارد تا ۶۴ پاسگاه مرزی دیگر را در مناطق خیبرپختونخوا احداث و ۳۰۰ مسیر غیرقانونی برای گذشتن از مرز دو کشور را با حدود ۳۰۰ پاسگاه امنیتی در امتداد خط مورد مناقشه «دیورند» با افغانستان را در کنار حصارکشی سیم خاردار و حفر موانع، و دویست هزار نیرو در یکهزار پاسگاه امنیتی سازمان دهد. در این راستا پاکستان در کنار حصارکشی سیم خاردار و حفر موانع، دویست هزار نیرو را در یکهزار پاسگاه امنیتی را در خط دیورند جابجا کرده است. در واقع پاکستان با بهره گیری از خطر تندروها و داعش تلاش میکند برای تثبیت مرز دیورند بین دو کشور که با اعتراض کابل روبرو است گامهایی عملی بردارد.
اقناع افکار عمومی داخلی و شیعیان:
عملیات رد الفساد در سراسر کشور با هدف حذف تهدید باقی مانده تروریسم، تثبیت دستاوردهای عملیاتهای دیگر ارتش و تضمین امنیت مرزهای پاکستان در ماههای گذشته با مشارکت نیروهای هوایی پاکستان، نیروی دریایی پاکستان، نیروهای مسلح شهری و دیگر سازمانهای امنیتی و انتظامی مد نظر قرار گرفت. اکنون نیز در کنار توجه به نتایج عملیات رحمت در (۲۰۰۹)، عملیات در وزیرستان جنوبی (۲۰۰۹، عملیات ضرب غضب در وزیرستان شمالی در امتداد مرز پاکستان و افغانستان (۲۰۱۴) و عملیاتهای رد الفساد در سراسر کشور میکوشد با تکیه بر این نکته که شواهد گسترش داعش وجود دارد (در حالی که خلافت موصل در حال فروپاشی است و خطر بازگشت تندروها به خانه وجود دارد) عملیات «خیبر ۴» علیه داعش در مناطق قبایلی این کشور نزدیک مرز افغانستان میتواند مناطق شمال غربی کشور به ویژه ناحیه « شوال » و دره « راجگال» از توابع منطقه مبارزه با داعش و کنترول مناطق مرزی با افغانستان را مد نظر قرار دهد.
در بعد دیگری با توجه به انفجارهای روزجهانی قدس در منطقه شیعه نشین پاراچنار در ایالت خیبر پشتونخوا پاکستان و فشار احزاب و جریان های شیعه در این حوزه مقامات پاکستانی معتقدند که استفاده داعش از افغانستان برای حمله به پاراچنار رخ داده است. در همین راستا و پس از سفر رییس ستاد ارتش این کشور به « پاراچنار » پاکستان قراراست در کنار پاکسازی در منطقه خیبر نخستین مرحله حصارسازی مرزی انجام و برج ها جدید مرزی در جهت تامین امنیت درخط دیورند به طول ۲۴۰۰ کیلومتر را انجام دهند. در این رویکرد استدلال پاکستان این است که با ساخت دیوار بر روی خط دیورند، جلوعبور و مرور تروریست ها از مناطق مرزی گرفته می شود.
کاهش فشار بین المللی بر اسلام آباد:
یکی از مهمترین اتهامات بر ضد دولت پاکستان در سطح منطقه ای و بین المللی اتهام همکاری و پشتیبانی از گروه های دهشت افکن و فرقه گرا و تقسیم بندی این گروه ها از سوی دولت پاکستان به گروه های «خوب » و «بد» بوده است. این امر چهره این کشور را خاکستری و آن را در برخورد با گروه های دهشت افکن زیر سوال برده است. در واقع مقابله با گروه های دهشت افکن در جهت کاستن از فشارهای خارجی موجب شده تا ارتش پاکستان دو عملیات مهم « ضرب عضب» و «رد الفساد» را ضد این گروه انجام داد و موفقیت آنها را افتخار بزرگ در مقابله با تندروی را بداند. علاوه بر این امریکا در یک دهه گذشته با رویکرد هویج و چماق ( واگذاری کمک های نظامی و مالی به ارتش و دولت پاکستان، تهدید به هجوم مستقیم نظامی، خطر حمله ارتش امریکا یا ناتو به مناطق تندرو پرور پاکستان و نقض حاکمیت ملی پاکستان و..) کوشیده است پاکستان را ناگزیر به کنترول و تثبیت اوضاع در مناطق ناامن خود در جهت منافع خود در افغانستان کند. به علاوه پاکستان در ۱۶ سال گذشته بیشتر از ۳۳ میلیارد دلار از واشنگتن به بهانه مبارزه با هراس افگنی در کار مبارزه با دهشت افگنی دریافت کرده است اما اکنون میزان این کمکها حتا به کمتر از یک میلیارد کاهش یافته است. در این بین برخی همچنان در امریکا معتقدند گروههای ویرانگر همچون شبکه حقانی، تحریک طالبان، لشکر طیبه از سوی پاکستان پشتیبانی مالی و اطلاعاتی شده و گزارش سالانهٔ وزارت خارجه ایالات متحده امریکا از پاکستان همچون کشوری یادشده است که به گروه های هراس افگن پناه گاه ها فراهم کرده و حملات شان را در افغانستان سازماندهی می کنند. در این راستا به نظر می رسد پاکستان تلاش نماید با انجام عملیات نظامی خیبر چهار و رد الفساد کسب کمک های نظامی و مالی و مشوق های اقتصادی واشنگتن را به دست آورده و در مقابل از میزان فشار و درخواست های امریکا بکاهد.
چشم انداز
در سال ۲۰۱۴ نیروهای پاکستانی عملیاتی را بنام ضرب عضب در وزیرستان شمالی راه اندازی کردند که تلفات سنگینی بر طالبان وارد کرد و گروهی از آنان به افغانستان آمدند و پناه گرفتند و دست به عملیات زدند. در این میان اگر به چشم انداز رویکرد پاکستان در عملیات های رد الفساد و خیبر چهار بنگریم باید گفت از یک سو مناطق قبایلی پاکستان همواره نقش مهمی برای جریان افراط ، گروهها و احزاب مخالف امریکا، ناتو و دولت افغانستان داشته و از نظر جغرافیای منطقه ای، دارای دره هایی ژرف و کوههایی بلند ؛ و به عبارتی بهشت گروه های تندرو بنیاد گرا و جایگاه امنی برای جریانها و گروه های مخالف با امریکا، ناتو و دولت های پاکستان و افغانستان بوده است. جدا از این حضور سازمان القاعده و زیر مجموعه های همکار با القاعده طالبان پاکستان، گروه طالبان افغانستان، شبکه حقانی، گروه حزب التحریر ازبکستان، جبهه آزادی بخش چیچن، بنیادگرایان ایغوری چین، جماعت اسلامی اندونزیا و مالزیا و تندروهای بنگلادش نیز در این منطقه و گذشته خود مختاری این بخش از پاکستان عملاً موجب شده است توان حضور و نفوذ ارتش و عمیات های آن با موفقیت همراه نشود. در این میان پیشینه هجوم های گذشته ارتش به مناطقی چون سوات و گریز تندروها از منطقه و حضور در سایر بخشهای پاکستان از جمله کراچی می تواند نتیجه مورد نظر پاکستان را نداشته باشد.
در بعد دیگری حضور بنیاد گرایان و طالبان در سراسر کشور، همسو بودن اهداف تاکتیکی و راهبردی بخشی از این گروهها همچون طالبان جنبشهای کشمیری و... با اهداف دولت یا ارتش پاکستان و پشتیبانی ارتش پاکستان و آی اس آی (سازمان استخبارات نظامی ارتش پاکستان) از برخی از آن ها (تقسیم به بد و خوب) خود مانعی مهم در ریشه کنی دهشت افکنی از این مناطق است. این در شرایطی است که پاکستان از گذشته دستخوش گروههای دهشت افکن برای یارگیری و جذب و پرورش نیرو بوده و جدا از حضور سازمانهای دهشت افکن پاکستان،، نزدیکی ارضی به افغانستان و شرایط ضعیف اقتصادی، مکانی جذاب برای رشد گروهکهای تندرو بوده با توجه به شرایط یاد شده و شمار زیاد گروه های دهشت افکن فعال در پاکستان، ریشه کنی داعش در این کشور را بسیار دشوار کرده است.
همبسته گـی با ونزویـلا

۷ اسد ۱۳۹۶خورشیـدی
جمهوری بولیواری ونزویلا هدف کارزاری خشن، برهم زننده ثبات، و برانداز کودتایی قرار گرفته است که دولت امریکا و الیگارشی ونزویلا آن را به پیش می برند. این کارزار بخشی است از تجاوز و تهاجم به ملتهای امریکای لاتین و کاراییب و روندهای تعیین سرنوشت مستقل، ضدامپریالیستی، و ترقی خواه در این منطقه؛ تهاجمی است که هدفش تحمیل تساط سیاسی و اقتصادی امریکا بر این منطقه است.
منابع طبیعی غنی و گسترده ونزویلا، و از همه مهم تر ذخایر نفتی آن، هدف آزمندی شرکتهای عظیم چند ملیتی از مجرای امریکاست که هرگز حاضر نشدند روند تغییر و تحولی را که رییس جمهور هوگو چاوز ۱۸ سال پیش آغاز کرد بپذیرند.
جنگ اقتصادی، محاصره مالی، تحریم ها، احتکار کالاهای مورد نیاز مردم، بازی سوداگرانه با قیمتها، عملیات بی ثبات سازی، اقدام های خرابکارانه، اعمال خشونت مفرط و ویرانی توسط گروههای فاشیستی، جنگ رسانه یی برای دادن اطلاعات غلط ، و خرابکاریهای گروههای کودتاچی برانداز، که چند ماه است در ونزویلا در جریان است، هدفی ندارد جز حمله به قدرت قانونی ای که رییس جمهور نیکولاس مادورو و دولت او و دیگر نهادهای کشور به طور دموکراتیک اعمال می کنند؛ یورش به قدرت مردم ونزویلاست که از آزادی، دموکراسی، صلح، و قانون اساسی ونزویلا دفاع می کنند.
نیروهای کودتاچی، و آنهایی که در داخل کشور و از خارج از آنها حمایت می کنند، با نشان دادن تصویری واژگونه از وضعیت جاری در ونزویلا ( نشان دادن کودتاچیان و تروریستها به صورت « دموکرات » و نشان دادن اقدام مدافعان حقیقی آزادی، دموکراسی، و امنیت و بهروزی شهروندان ونزویلا به مثابه « سرکوب ») و با اعلام خواست مداخله خارجی با پشتیبانی امریکا، عملیات تازهای از مداخله و تجاوز را، مانند آنچه امریکا پیش از این بر ضد ملتها و کشورهای دیگر به پیش برده بود، به راه انداخته اند. این بار این عملیات بر ضد روند بولیواری و ملّت ونزویلا، و بر ضد دستاوردهای و پیروزیهای آنها انجام می گیرد.
با توجه به آنچه گفته شد، و در دفاع از صلح و استقلال و حق حاکمیت جمهوری بولیواری ونزویلا، در دفاع از حق ملّت ونزویلا در تعیین سرنوشت خود، سازمانهای امضا کننده زیر:
ـ اقدام های مداخله جویانه، جنگ اقتصادی، و تجاوز و حمله به جمهوری بولیواری ونزویلا و مردم آن را محکوم میکنند؛
ـ اقدام جنایتکارانه خشونت مفرط توسط گروههای تروریستی علیه مردم ونزویلا، علیه آزادی، امنیت و بهروزی آنها را محکوم می کنند؛
ـ همبسته گی خود را با نیروهای میهن دوست، دموکرات، ترقی خواه، و ضد امپریالیست ونزویلا، و به ویژه با کمیته بینالمللی همبسته گی، در دفاع آنها از حقوق و آرمانهای ملّت ونزویلا، در دفاع از استقلال میهن خود- جمهوری بولیواری ونزویلا- و قانون اساسی آن، اعلام می کنند.
امضا کننده گان:
ـ سازمان صلح و همبسته گی سراسری هند
ـ انجمن دفاع از صلح، همبسته گی، و دموکراسی، ایران
ـ کانون برزیلی همبسته گی با ملتها و مبارزه در راه صلح
ـ مجمع صلح بریتانیا
ـ شورای ملّی صلح بلغارستان
ـ انجمن مدنی (غیرنظامی) سربازان علیه جنگ، جمهوری چک
ـ شورای صلح قبرس
ـ جنبش صلح چک
ـ همایش ضد جنگ، ایتالیا
ـ اینتال، سازمان همبسته گی جهانی بلژیک
ـ اتحاد صلح و بی طرفی، ایرلند
ـ شورای صلح و همکاری پرتگال
ـ شورای صلح و همبسته گی سودان
ـ جنبش صلح سوییس
ـ شورای صلح ایالات متحده امریکا
نـواز شـریف در دام فساد مـالی

طلسم اتمام کامل یک دوره نخست وزیری غیرنظامیان در پاکستان باز هم نشکست. دادگاه عالی پاکستان روز گذشته به دنبال اتهامات فساد، نواز شریف، صدراعظم این کشور را سلب صلاحیت کرد؛ حکمی تاریخی که احتمالا تعادل سیاسی نیم بند پاکستان را بر هم می زند و به باور برخی تحلیل گران ضربه ای جدی به میراث مردی است که به تعیین نسل گذشته سیاسی پاکستان کمک کرد. ساعاتی بعد از رای دادگاه نواز شریف از قدرت کناره گیری کرد. برکناری نواز شریف که سومین دوره صدراعظمیاش را پشت سر می گذاشت، در حالی صورت گرفته که تنها یک سال تا پایان دوره او باقی مانده بود و بسیاری امیدوار بودند تاریخ پاکستان برای یک بارهم که شده، شاهد پایان دوره صدراعظمی یکی از غیرنظامیان باشد. حالا پس از این حکم حزب نواز شریف به نام « مسلم لیگ» باید صدراعظم موقت را انتخاب کند؛ فردی که تا انتخابات آینده که قرار است اواسط سال ۲۰۱۸ ترسایی برگزار شود، جانشین شریف خواهد بود.
حکمی که روز گذشته از سوی پنج عضو دادگاه عالی پاکستان اعلام شد، حاصل یک سال ماجراهای سیاسی، جلسات دادرسی نفس گیر و تحقیقات جنجالی درباره امور مالی خانواده شریف بود. نظامیان قدرتمند پاکستان هم که به طور سنتی سرنوشت دولتهای غیرنظامی را تعیین می کنند، به دقت به تماشای سلسله جلسات محاکمه نشسته بودند و براساس برخی گمانهها جنرالهای قدرتمندی به طور ضمنی در رای دادگاه عالی تاثیر گذاشته اند.
اسناد پاناما
اتهامات علیه نواز شریف و سه فرزندش( یک دختر و دو پسر) سال گذشته و پس از افشای اسناد پاناما آغاز شد. اسناد پاناما نشان میداد چگونه شمار زیادی از ثروتمندترین افراد جهان با استفاده از گریزگاههای مالیاتی ثروت خود را مخفی کردهاند؛ گرچه در این اسناد از خود نواز شریف نامی برده نشده بود؛ ولی نام دو پسر و دختر صدراعظم پاکستان در میان بود و این اسناد نشان می داد فرزندان شریف صاحب ساختمان مسکونی گران قیمتی در لندن هستند که از طریق شرکت های ثبت شده در خارج خریداری کردهاند. شریف گفته است که املاک لندن به صورت قانونی خریداری شده و افزوده که شخصا مالک آنها نیست. دادگاه عالی پاکستان از اعضای خانواده شریف خواسته بود مدارک معتبری را درباره پولی که برای خرید اپارتمان در لندن استفاده کرده بودند، در اختیار دادگاه قرار دهد؛ اما با وجود رد اتهامات از سوی خانواده شریف، دادگاه می گوید آنها و وکلای شان نتوانستند مدارک قانع کنندهای ارایه بدهند و اسناد آنها عموماً جعلی و ناکارآمد بوده است. نواز شریف که در دو دوره قبلی صدراعظمی خود (از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۲ و از سال ۱۹۷ تا ۱۹۹۹ ترسایی) نیز نتوانست دوره پنج ساله صدراعظمی را به اتمام برساند، از سال گذشته به این سو مرتباً اتهامات علیه خود و خانوادهاش را توطیه خوانده و می گوید در سه دوره صدراعظمی اش هیچ گاه با اتهام فساد عمده ای روبه رو نشده بود. بارها از او خواسته شد که استعفا دهد؛ اما می گفت اشتباهی نکرده که به خاطر آن از کرسی صدراعظمی پایین بیاید
.
گزینه های جانشینی نواز شریف
دراین میان برکناری شریف برنامههای او برای جانشینی سیاسی اش را هم به خطر انداخت؛ چراکه نام « مریم شریف »، دختر نواز شریف که به عنوان وارث سیاسی او در نظر گرفته شده بود، هم در این اسناد دیده شده است. حالا ناظران سیاسی می گویند چندین نفر برای جانشینی نواز شریف در نظر گرفته شدهاند؛ یکی از آنها سردار « ایاز صادق » سخنگوی رییس پارلمان این کشور، است و « شهید خاقان عباسی »، وزیر نفت و منابع طبیعی پاکستان، هم یکی دیگر از گزینه هاست. « خرم دستگیر خان»، وزیر تجارت و « خواجه محمد عاصف »، وزیر دفاع، هم از دیگر گزینه های جانشینی نواز شریف هستند.
بی شک یکی از مهم ترین کسانی که آماده استفاده سیاسی از برکناری نواز شریف است، سیاست مدار مخالف عمران خان است که از سال ۲۰۱۳ ترسایی و پس از به قدرترسیدن نواز شریف کمپینی برای مقابله با او به راه انداخت. تحلیل گران سیاسی می گویند که حکم دادگاه پیروزی سیاسی و اخلاقی انکارناپذیری برای عمران خان به شمار می رود. به باور کارشناسان جایگاه عمران خان تقویت می شود؛ اما همه چیز به سرمایه گذاری او در ایالت پنجاب بسته گی دارد؛ چراکه این ایالت نقشی بسیار اساسی در انتخابات عمومی پاکستان ایفا می کند. پنجاب یکی از پرجمعیت ترین و پررونق ترین ایالت پاکستان است و در چندین دهه گذشته پایگاه نواز شریف بوده است. عمران خان در سالهای گذشته پیگیرانه و با وسواس اتهامات علیه شریف را هدایت کرد و با مخالفتهای خیابانی و شکایت دادگاهی، مخالفتهای عمومی را علیه صدراعظم گسترش داد و سازماندهی کرد.
حکم اخیر سرنوشت مردی را که در سه دهه گذشته یکی از نیروهای غالب عرصه سیاسی پاکستان بوده، نامشخص باقی می گذارد. حسن عسگری، تحلیل گر سیاسی مستقر در لاهور، در گفت وگو با نیویورک تایمز درباره حکم اخیر دادگاه عالی و سرنوشت نواز شریف چنین می گوید: « اگر او چشمانداز درازمدتی داشته باشد، برمی گردد و حزب سیاسی اش را رهبری می کند. او و هوادارانش حکم دادگاه را توطیه ای سنگین با مشارکت قدرتهای بینالمللی خواندهاند. نواز شریف در دورهای از ثبات اقتصادی نسبی به قدرت رسید و توانست چندین پروژه زیربنایی بزرگ را به اتمام برساند و قطعی برق هم که یکی از مهم ترین مشکلات پاکستان است، در دوره او کاهش چشمگیری داشت؛ گرچه رسوایی اخیر اعتبار او و خانوادهاش را خدشه دار کرد؛ اما حزب مسلم لیگ امیدوار است با تکیه بر دستاوردهای شریف بتواند پیروز انتخابات عمومی سال آینده پاکستان باشد؛ حتیا اگر خود شریف نتواند نامزد این انتخابات باشد./شرق
بامداد ـ سیاسی ـ ۳/ ۱۷ـ۲۹۰۷
هنگامه های خروج ارتش امریکا از افغانستان
عارف عرفان
روزهای اخیر در پی یخبندان استراتیژی جدید امریکا در افغانستان گزینه خروج ارتش امریکا ازکشور به بحث داغ در محافل سیاسی آنکشور مبدل شده و درین خصوص« پروفسور آلون بن مایر» استاد امور بین المللی در مرکز امورجهانی نیویارک در مقاله تحلیلی خویش در وبگاه گلوبال ریسرچ مورخ ۲۱ جولای ۲۰۱۷ تحت عنوان« جنگ فاسد و غیر اخلاقی در افغانستان » موضوع خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را مورد تحلیل قرار داده می نگارد :
شانزده سال سپری گردیدوما تاهنوز در افغانستان می رزمیم ،جنگی که نه تنها طولانترین جنگ تاریخ امریکا است بل پرهزینه ترین جنگی که تاکنون «یک تریلیون» دالر مصرف داشته وریزش خون هزاران سرباز شجاع ما را دربرداشته است.
جنگی که از لحاظ اخلاقی فاسد بوده و جز حصول شرم راه خروج افتخار آمیز از آن بنظر نمی رسد.
امروز ما هنوز روی آن بحث میکنیم تابطرز بایسته وقناعت بخش این جنگ را به پایان برسانیم .
نویسنده با جمعبندی آمار تلفات انسانی نگارش خویش را ادامه داده مینویسد:
درین جنگ تاکنون تعداد ۲۴۰۰سرباز امریکایی کشته شده است.
بر اساس آمار ثبت شده تنها در شش ماه اول سال ۲۰۱۷به تعداد ۱۶۶۲ تن جان باخته وبه تعداد ۳۵۸۱ تن زخمی گردیده اند.
بصورت کُل مجموع تلفات شهروندان افغانستان درین جنگ حدود ۲۲۵ هزار نفر بوده وحدود دوملیون وششصد هزار مهاجر وبیش از یک ملیون بیجاشدگان را این جنگ از خود بجامانده است.
این بسیار ساده است تا فکرنماییم که بعد از ۱۶ سال جنگ، اعزام چهار هزار سرباز اضافی که از جانب متیس وزیردفاع سفارش شده است ،چیزی را تغییر خواهد داد؟
در حالی که ( ۱۴۰) هزارسرباز قادر به ایجاد سیستم پایدار سیاسی وامنیتی نشدند، دراین جنگ به پیروزی نایل نگردیده وشرایطی را آماده نساختند تا ما، با وقار وسرافراشته از افغانستان بیرون شویم.
نویسنده دیدگاه فرمانروایان کاخ سفید را در خصوص افغانستان مورد واکاوی قرار داده خاطرنشان میدارد:
هیچ کس در اداره ترامپ به شمول پنتاگون باورمند نیستند که اعزام نیروی اضافی باعث پیروزی درجنگ گردد.دربهترین حالت ، نقش نیروی اضافی عبارت از متوقف ساختن پیشروی طالبان خواهد بود که به یک بر سه حصه جغرافیای افغانستان کنترول دارند.اما بعد از آن چه؟
نویسنده مقاله، بانقل قول از سیاستگران امریکا می نویسد:
از سناتور جان مکین بعد از سفرش در افغانستان پرسیده شد تا از پیروزی درجنگ تعریف نماید!
مکین پاسخ داد: « پیروزی یعنی بازپس گیری ساحات تحت کنترول طالبان وکار در جهت اشکال آتش بس با طالبان است. »
اما رابرت ل بروسیج ، نگاه خویش را درین خصوص چنین بیان می دارد: « درگذشته ساحات وسیعی تحت کنترول ما قرار داشت ،طالبان به مقاومت شان ادامه دادند،اما فساد واختلاف دولت افغانستان را فلج ساخت ،طالبان با تمام قوا برگشت نمودندوحال موفقانه شاخه های خود را در بیرون از مرزهای افغانستان گسترش میبخشند.»
داکتر مایر اوضاع افغانستان وعملکرد وزیر دفاع امریکا را به کنکاش کشیده می نگارد:
درحال حاضر همه چیز در حوزه سیاسی وامنیتی در افغانستان بسیار وخیم بوده وچشم انداز ثبات برای تعین موقعیت میدانی وفعالیت یک دولت کارآمددر کابل نزدیک به « صفر» است .
سوگوارانه متیس وزیر دفاع شباهت به فرد معتاد به قمار دارد که پول خویش را در ماشین قمار انداخته وپس از باختن وافسرده گی وناامیدی در برابر باخت هر دالر خود به پیروزی امید می بندد؛
ممکن کسی از متیس وزیر دفاع بپرسد، درحال حاضر اهداف ما در افغانستان چه بوده واستراتیژی خروج ما چیست؟
طی شانزده سال گذشته هیچ وزیر دفاع در این خصوص پاسخ روشن نداشت ودر حال حاضر از ما خواسته می شود که در برابر حیات سربازان خویش مجددا به پیروزی جنگ طاقت فرسا وناتوان کننده به قمار متوسل شده که در آن هیچ امیدی به پیروزی وجود نداشته و در حال حاضر به جنگ منتخب مبدل شده است.
نویسنده مزبور با ناامیدی کامل از پیروزی امریکا در جنگ افغانستان راه فرار را تدارک جسته؛ وبا نام گزاری خیالپردازانه طالبان « میانه رو» وگره زدن سرنوشت مردم بدست آنها می نویسد:
با اطمینان میتوان اظهار داشت که چشم انداز پیروزی نظامی در جنگ افعانستان به مشاهده نمی رسد.
ما بزودی به این حقیت نزدیک شده وبهتراست تا در خصوص نتایج عملی که از طریق مزاکرات باطالبان «میانه رو» حاصل گردد، فوکس نماییم.
نویسنده در خصوص دیدگاه استراتیژست ترامب درین خصوص می نگارد:
گزینه دیگر برای انجام جنگ که بوسیله «استیف بنن »استراتیژست اصلی دونالد ترامپ حمایت می گردد،عبارت از« کرایه گرفتن» پیمانکاران خصوصی بجای نیروهای امریکایی است، تا به نماینده گی ما به جنگ نیابتی ادامه دهد.
حققیت این که مزدوران جنگی را در گذشته استعمال نمودیم تا به حیث گارد های امنیتی نقش آفریده ویا بازداشتگاه ها را اداره نمایند نتایج خراب را به دنبال داشت.آنها از وظایف شان سواستفاده نموده وجنایت فاجعه باری را انجام دادند وازین طریق میلیونها دالربدست آوردند.
ما نبایدهرگز چنین رویکردی را تکرارنماییم که اخلاقأ سزاوار سرزنش است.
این طرح بسیار شگفت انگیز به نظر نمی رسد، چرا که از طرف کارشناس ارشد وماهر دونالد ترامپ بیرون تراویده است .البته همان کسی که تا حال مشاورت هایش، دشواریهای جدی را برای دونالد ترامپ پدید آورده است .
پروفیسور مزبور در بخش پایانی دیدگاه خویش می نویسد:
جنگی که ما آماده نیستیم تا بدون دلایل موجه ،جان سربازان خویش را فدا نماییم هرگز نباید براه افتد!
همراستا با نگاه نویسنده به گزارش خبرگزاری خاورمیانه دونالد ترامپ رییس جمهور ایالات متحده امریکا گفته است که پنتاگون در افغانستان از تمام تلاشها استفاده کرده و دیگر دلیلی برای باقی ماندن و ادامه جنگ در این کشور ندارد. به گزارش این منبع، با وجود درخواست های مقامات وزارت دفاع امریکا، دونالد ترامپ خواهان ادامه جنگ در افغانستان نیست و هیچ دلیلی برای حضور بیش از 9000 نظامی امریکایی در افغانستان نمیبیند.
***
نگـاه مـا
سیرتاریخ ، رخدادهای جهانی ومنطقه وی وبرهم خوردن بلانس قدرت ، ظهور ابرقدرت های بزرگ ، و شکست تلخ امریکا درماورای خاورمیانه ،گزینش استراتیژی غلط آنکشور با رویکار آوردن دولت های ناکام وفاسد به حیث اجزای تاکتیکی این استراتیژی در افغانستان ، کاربرد افزاری گروه های تروریستی وبرپایی جنگ نیابتی با تبعات فاجعه بار آن ، برپایی پایگاه های نظامی امریکا در کشور، واکنش های شدید منطقه وی را برانگیخته وچالش های بزرگی را بر چشم انداز استراتیژی آرمانگرایانه امریکا به بار آورده وگمان می رود که اوضاع آشفته در کشور ، سران کاخ سفید را در برهود تصمیم گیری مجبره قرار داده است.
باتوجه به سطح تجارت موادمخدر افغانستان که سالانه بیش از( ۲۵۰) بلیون دالر وارد کیسه مافیای مخدر امریکا می گردد وبا توجه به سطح عواید اورانیم ازمعدن هلمند می توان جنگ امریکا در افغانستان را کم هزینه ترین جنگ تاریخی آن کشور نامید، اما سطح فشارهای منطقه وی و رخداد های میدانی در تحت سایه دولت روبه فنا مجموع امید های بلند پروازانه سران کاخ سفید را مکدر ساخته وآنها را در چهار راه گزینه خروج باکاربرد گزینه پلان (ب) وحراج گزاری افغانستان در چنگال گروه نیابتی مشترک با پاکستان قرار داده است.
ارتش امریکا در افغانستان با از دست دادن ابتکار مانورهای سیاسی و نظامی عملا زمینگیر شده و در محاصره رقبای سیاسی منطقه وی قرارگرفته است.
عمده ترین هراسی که سران کاخ سفید را افزون برمولفه های متعدد، برگزینه خروج وتداوم جنگ نیابتی توسط گروه های اجیر وادار ساخته است ، عبارت از تکرار شکست افتضاح آمیز ویتنام ثانی است.هکذا هوشدار مقامات کرملین مبنی برمداخله نظامی بر پایگاه های داعش در افغانستان بخشی از تصویر واکنش های منطقه وی را به نمایش میگذارد.
در تلاطم بحران سیاسی وامنیتی افغانستان سوالی که مستدام ذهن ما را می آزارد، عبارت از دوبرخورد در دو قلمرو متفاوت است:
در سوریه بیش از چهل وپنج کشور جهان از بزرگترین تروریست های جهانی حمایت نموده ،هفتاد فیصد اراضی ان سرزمین را تصرف نمودند ، دولتی بنام روسیه بانابودی هفتاد هزار تروریست آدمخوار ،سوریه را آزاد نمود.برعکس در افغانستان ،چهل وپنج کشور جهان سرازیر شد ،، تازه تروریزم زرع شد ،جوانه زد ،شاخ وپنجه کشید،از حمایت اکمالاتی هواپیما های ناشناس برخوردار گردید ، ویک برسه حصه اراضی کشور را با ایجاد تالاب های خون تصرف نمود.هنوزهم نمیتوان برای اهداف اصلی امریکا در افعانستان وماموریت دولت تحت الحمایه آن شک کرد؟
زمزمه های خروج ارتش امریکا زمانی از کاخ سفید برمی خیزد که در نتیجه فعالیت روز افزون دستان مرموزدرارکان دولت افغانستان وماورای آن، میهن به طرز وحشتناکی در نزاع های قومی فرو رفته و افغانستان به انبار باروت مبدل شده است.دستان بی شماری مصروف گرد آوری هیزم براین آتش بوده وهیچ دستی موجود نیست تا بشکه آب یی را برای خاموشی این آتشبار ویرانگر تهیه دارد.
هرگونه جرقه می تواند آتش فشان های بزرگ ومهار ناپذیر رادر جامعه زخم آلود افغانستان برانگیخته ، وجود جغرافیای واحد وسرنوشت یک ملت را برباد نماید.
قانون زنده گی استعمار از لحاظ تاریخی میراث گزاری نزاع های قومی ،مذهبی و اجتماعی بوده است وسوگوارانه حال افغانستان در برابر این آزمون خونین دست وپنجه نرم می نماید.
یکی از خطرات بزرگی که آینده افغانستان را تهدید می نماید ،پسلگدی بعد از خروج ارتش امریکا وگزینه پلان (ب) آنکشور است، که افغانستان را به داوطلبی واگذار نموده وبرای پاکستان وگروه های وابسته به آن تسلیم نماید.
تدارکات امریکا برای تحقق پلان( ب) وایجاد نیروهای ریزرفی ومزدور نیابتی در وجود حمایت سازمان های تروریستی وبنیاد گرا وحتا چکیده های سازمان های «چپ نما » اجیر ساختن ومامور ساختن چهره های بد نام و تاجر پیشه ،ایجاد گروه ها وسازمان های فرمایشی و پررنگ برای به چرخش درآوردن استراتیژی امریکا وتداوم جنگ های نیابتی در کشور به خوبی مشهود است.
دورنیست آنروزی که رنگ های تاریخی مصنوعی « سُرخ » و رنگ طبیعی « سیاه » درهم آمیخته وباتصویر بخشی مشترک گروه های تروریستی نیابتی با اهتزاز کشیدن پرچم استعمار در راه اندازی جویبار خون درین کشور بکار گماشته شوند.
آژیرخطر مرگ به صدا درآمده است، بزرگترین هیولای تاریخ، افغانستان را تهدید نموده ،هنوز برای مهار ساختن آن، برای همبسته گی سراسری ملی و ایجاد سد های بزرگ وجبهات میهنی دیر نشده است.
در حال حاضر در قطب بندی های سیاسی درافغانستان نه زیاد؛ بل که دوخط سیاه وسفید کشیده شده است،تمامی نیروهای ملی ومیهن دوست باید جایگاه سیاسی شان را در میان این دوخط پیدا نموده وبرای نجات افغانستان شجاعانه پیکار نمایند .
بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۱۷ـ۳۱۰۷
از زنده گی احزاب سیاسی جهان:
جرمی کوربین : چشم انداز جهانی که می خواهیم

گفت وگوی نایومی کلاین روزنامه نگار و منتقد برجسته کانادایی با جرمی کوربین رهبر حزب کارگر بریتانیا
مقـدمـه :
ترزا می هنوز نخست وزیر بریتانیاست و ساکن داونینگ استریت اما پربیراه نیست اگر جرمی کوربین، رهبر حزب کارگر را برنده کارزار انتخاباتی ماه جون این کشور بخوانیم؛ کسی که در دو سال رهبریاش بر حزب کارگر بریتانیا نه تنها از حمله احزاب مخالف، بلکه از کودتای هم حزبیهای خودش نيز جان سالم به در برد. رسانه های دست راستی همه ترفند های شان را برای درهم کوبیدن محبوبیت کوربین و حلقه کوچک اطرافیان اش به کار گرفتند؛ از افترا زدن و لجن پراکنی گرفته تا نادیده گرفتن اظهارات و عملکرد رهبر حزب کارگر. اینهمه را او تاب آورد تا مقاومت اش خط بطلانی باشد بر این استدلال مخالفان درون حزبی اش که: « چرخش حزب کارگر به ریشه های چپ گرایانه اش، خودکشی انتخاباتی یک حزب سیاسی بزرگ است». کوربین به گفته خودش با تغییر چارچوب بحث و طرح مانیفستی با رهیافتی جمعی موفق شد بهترین نتیجه انتخاباتی حزب کارگر را از جنگ جهانی دوم به این سو به دست آورد. او بی شک رهبری همه چیز تمام نیست اما در دو سال گذشته و پیش از آن به عنوان نماینده پارلمان بریتانیا، ثابت کرد طرف مردم ایستاده نه در کنار منافع نخوبگان حاکم. از حزب کارگر تونی بلر با آن ماجراهای نظامی فاجعه بار عراق و خصوصی سازی گسترده؛ تا حزب کارگر کوربین فاصله بسیار است. او موافق حضور پناه جویان است و مخالف جنگ و سیاستهای اقتصادی ریاضتی که در سال های گذشته مردم سرتاسر جهان را تحت فشار قرار دادهاند. او می گوید بیایید نیروی تغییر جهان باشیم؛ نیرویی که زیر بار فشارهای ناامنی جهانی نمی رود و نتیجه انتخابات زودهنگام بریتانیا هم ثابت کرد بسیاری از مردم هم رای کوربین اند. سه هفته بعد از انتخابات ماه جون و پیروزی تاریخی حزب کارگر، نائومی کلاین، روزنامه نگار و منتقد برجسته کانادایی، در یکی از اتاقهای پارلمان بریتانیا روبه روی جرمی کوربین نشست و با او درباره اهمیت برنامه پی شرو و جسورانه اش برای نبرد با نیروهای دست راستی به بحث نشست. با اینهمه اینکه کوربین بتواند در تحقق ایدهها و وعدههایش موفق باشد، همچنان محل تردید است.
نایومی کلاین : این هفته حضور در بریتانیا و تماشای این فضای سیاسی که تو راهش را باز کردهای فوقالعاده بود، حالا ما شاهد تلاشهای محافظه کاران برای قُرزدن برخی سیاستهای شما و دست و پا زدن برای جذب جوانان با راه انداختن بحثی هستیم درباره احتمال خلاصشدن از هزینه های تحصیل.
جرمی کوربین : خوب، عدالت اجتماعی کپی رایت ندارد ولی فقط به مسایل فردی خلاصه نمی شود و شامل موضوعات بیش تری است.
نایومی کلاین : می خواهم درباره این لحظه فوقالعاده حرف بزنیم که در آن پروژهای که در زمان تاچر در این کشور و ریگان در ایالات متحده، آغاز شد فرو می پاشد. این پروژه عبارت بود از کل آن به اصطلاح اجماعی که هرگز به راستی اجماع نبود، جنگ علیه فعالیت های جمعی مردم، علیه این ایده که اگر با هم باشیم کارهای خوبی انجام می دهیم. ولی در ضمن این لحظه خطرناکی هم هست، چون با یک خلا ایدیولوژیک روبه روییم و ایدههای خطرناک هم رو به افزایشاند. چه تضمینی وجود دارد که این خلا سر بازکرده را ایدههای مترقی و امیدوارکننده پر کنند، با چه طرح و برنامه ای؟
جرمی کوربین : ما دو سال بسیار جذاب را پشت سر گذاشتیم. انتخابات رهبری حزب کارگر دو بار برگزار شد که جمعیت بسیار زیادی را بسیج کرد. این به خاطر من نیست. به خاطر یک آرمان است، به خاطر مردم. بعد از آن ما مبارزات انتخابات عمومی را به پایان رساندیم که آن را با موقعیت سیاسی بسیار دشواری آغاز کردیم اما دست آخر سه میلیون رای بیشتر از سال ٢٠١٥ ترسایی به دست آوردیم كه بالاترین میزان رای حزب کارگر در انگلیس پس از چندین دهه بود این کامیابی بزرگی برای حزب کارگر بود اما متأسفانه به اندازهای نبود که اکثریت پارلمانی را از آن ما کند و خوب در موقعیت کنونی، ما شاهد افزایش زیاد اعتماد به نفس در میان کسانی هستیم که در راه پایان دادن به بهره جویی از دستمزدها در بخش دولتی و سرمایه گذاری در خدمات عمومی می کوشیدند و در کنارش عدم اطمینان بسیار در میان راستها و محافظه کاران.
نایومی کلاین : به نظرم مبارزات انتخاباتی شما ثابت کرد وقتی ایدهها را پیش می برید، وقتی چشم اندازی برجسته از جهانی را مطرح می کنید که واقعا می خواهیم ـ نه فقط مخالفت با ریاضت، نه فقط «نه گفتن»، بلکه تصویری از جهانی که می تواند بسیار بهتر از آنچه هست باشد ـ آن وقت است که مردم به وجد میآیند.
جرمی کوربین : درواقع قوی ترین پیام انتخاباتی ما همین بود و من این را در بسیاری از گردهمایی هایی که برگزار کردیم، مطرح کردم: به جمعیت نگاه کنید. به همدیگر نگاه کنید. شما پیشینه، زبان و جوامع قومی متفاوتی دارید ولی همه گی متحد اید. همه گی در آنچه به طور جمعی در جامعه می خواهید با هم متحدید و فکر می کنم مبارزات انتخاباتی نقطه عطفی بود در فاصله گرفتن از فردگرایی محض راست ها و رفتن به سمت این ایده که وقتی اتفاق نظر داشته باشید جامعه بهتری خواهید داشت.
نایومی کلاین : فکر می کنید دنیا بعد از پیروزی ما چه شکلی خواهد بود؟ این نکته چه قدر اهمیت دارد؟
جرمی کوربین : خیلی مهم است که چه تصویری از دنیا داشته باشیم. اینکه برای مقابله با مسایلی مثل بیعدالتی، نابرابری و فقر و مهم تر از همه، امید و فرصت یابی برای جوانان چه می کنیم؛ امید به اینکه آنها بتوانند به کالج یا دانشگاه بروند و فرصت این که شغل شایسته ای کسب کنند. به مشارکت و روابط ما با بقیه جهان هم ربط دارد.
من خواستار سیاست خارجه ای هستم بر پایه حقوق بشر، احترام به قوانین بینالمللی، شناسایی علل موج پناهنده گی و علل بیعدالتی در سراسر جهان و در این زمینه داریم پیشرفت می کنیم. راستش، در طول مبارزات انتخاباتی رویداد های هولناکی رخ داد. قبل از آغاز انتخابات به پل وستمینستر و پارلمان حمله شد. بعد از آن بمب گذاری رعبآور در منچستر و بعد هم حمله به پل لندن.
نایومی کلاین : و شما نوعی سنت شکنی سیاسی کردید چرا که درباره برخی از علل ریشه ای این اتفاقها صحبت کردید. با این حال حرف های شما در میان مردم پیچید.
جرمی کوربین : من بههیچ وجه وحشت این رویدادها را کم اهمیت جلوه نمی دهم یا کارهای هولناکی را که برخی افراد انجام دادند؛ اما گفتم باید به آن دست زمینههای بینالمللی بنگریم که چنین رویدادهایی در دل آن رشد کردهاند و انگار همین دیروز بود که در ١٥ فبروری ٢٠٠٣ میگفتم « اگر وارد جنگ عراق شویم بدترین سناریوی ممکن چه می تواند باشد؟». من از صدام حسین دفاع نمیکردم. فقط می گفتم اگر به عراق حمله و کل کشور را بی ثبات کنید، پیامدهایی خواهد داشت.
نایومی کلاین : فکر می کنم درحال حاضر مهم است امریکاییها بفهمند شما توانستید چنین حرفی بزنید و مردم آن را تکرار کردند چون درستی آن را درک کردند. چون ما نمی دانیم قرار است تحت زمامداری ترامپ چه اتفاقی بیفتد. اما به خوبی می دانیم که ترامپ کاملا قصد دارد از هرگونه بحران برای پیشبرد دستورکار واپس گرایانه بیگانه هراسی بهره ببرد. او تلاش کرد با سواستفاده از حملات منچستر بگوید این موضوع به خاطر موج پناهجویانی است که از مرزهای ما می گذرند. او تلاش کرد با بهره بردن از حمله به پل لندن بگوید این دلیل لزوم ممنوعیت ورود مسلمانان است.
جرمی کوربین : او به شهردار لندن هم حمله کرد؛ اولین مسلمانی که برای اداره امور شهری در کشورهای اروپای غربی انتخاب شده است. مردم شدیدا از او به خاطر لحنش علیه صادق خان خشمگین شدند، چرا که هرچه نباشد او شهردار منتخب شهر است.
نایومی کلاین : خوب، برای برخی از رهبران جهان که فکر می کنند فقط تا حدودی می توانند مقابل ترامپ بایستند، چه حرفی دارید؟ میدانید مثلا حرف شیک و پیکی در مخالفت با ترامپ می زنند اما درنهایت با آغوش باز او را می پذیرند. فکر می کنید درحال حاضر موضع مابقی رهبران جهان که ادعای دفاع از ارزش های مترقی را دارند، چه باید باشد؟
جرمی کوربین : خوب، به نظرم باید با ترامپ دیدار کنند و با او به بحث بنشینند، همان طور که با هر رهبری چنین می کنند. من از لحن او در طول مبارزات انتخاباتیاش حیرت کردم؛ از حرف هایش درباره زنان، مسلمانان، مکسیکویی ها و دیگر مردم جامعه. از اظهارات او درباره مباحث مربوط به توافق آب وهوایی پاریس هم وحشت کردم. این ها مسایل بسیار جدی جهانی هستند. قرار است چه نوع جهانی را در آینده به جا بگذاریم؟ چه بلایی بر سر این سیاره می آوریم؟ ظاهرا او این را فرصتی می دید برای پیشبردن صنایع آلوده.
نایومی کلاین : در واقع او گفت می خواهد برای رسیدن به یک معامله بهتر مذاکره کند.
جرمی کوربین : خوب، من نمی دانم منظور او از معامله بهتر چیست و این میتواند بحث جذابی باشد. ولی بعد از ساعتها بحث ونظر درباره تغییرات آب وهوایی دست آخر هند و چین، در عرصه رسمی، با این ایده کنار آمدند که برای انتشار گازهای گلخانه ای و آلوده گی محدودیتی وجود دارد. خیلی غمانگیز است که ایالاتمتحده امریکا در زمان اوباما در این زمینه مشارکت کرد، اما در زمان ترامپ از آن دست کشید.
نایومی کلاین : اما من فکر می کنم به دلیل سرکشی ایالات متحده در مساله تغییرات آب وهوایی، قطعا هر فردی مسوولیت دارد درحال حاضر کارهای بیش تری بکند و ما شاهد نمونه هایی از مسوولیت پذیری هستیم. ازجمله در ایالات متحده، ما شهرهایی را می بینیم که یک گام به جلو برداشته اند و می گویند ما می خواهیم گذارمان را به انرژیهای تجدید پذیر سرعت ببخشیم. در سطح بینالمللی هم شاهد چنین چیزی هستیم.
جرمی کوربین : به نظرم تصویری که ما از ایالاتمتحده داریم بیش از حد با اظهارات روزمره دونالد ترامپ گره خورده، درحالیکه واقعیت چیز دیگری است. فقط در کالیفرنیا تعداد مشاغل موجود در بخش انرژی های تجدید پذیر به صدها هزار می رسد. نگاهی بیندازید به پیشرفت سیستم انرژیهای تجدیدپذیر در سرتاسر ایالات متحده امریکا ، به تعداد ایالات و شهرهایی که در حفاظت از محیط زیست خود و کنترول تغییرات اقلیمی جدیاند.
نایومی کلاین : می خواهم اندکی درباره احساس کنونی برخی از دوستانم در ایالات متحده امریکا صحبت کنم، کسانی که ملهم از مبارزات انتخاباتی و رهبری شما در حزب کارگراند. درحال حاضر مردم امریکا کمی مایوس شدهاند. آنها رودرروی ترامپ قرار گرفته اند ولی رودرروی حزب دموکرات هم ایستادهاند که در زمینه بیمه درمانی تک پرداختی و بیمه درمانی عمومی همگانی با مردم جنگی به راه انداخته اند. ظاهرا حزب دموکرات می خواهد طرحی را حفظ کند که آن را راهی مطمین و اعتدالی می پندارد ولی بارهای بار دیدهایم که این راهی مطمین نیست چرا که منتهی به شکست میشود. این طرح جواب گوی نیازهای ضروری مردم برای کسب شغل مناسب، آموزش عمومی رایگان و بیمه درمانی مقرون به صرفه نیست. چه صحبتی با هواداران سندرز دارید که اکنون واقعا احساس ناامیدی می کنند؟
جرمی کوربین : برنی روز بعد از انتخابات بریتانیا با من تماس گرفت. من خواب و بیدار مشغول تماشای برنامه ای تلویزیونی بودم. برنی برای تبریک تماس گرفته بود و گفت به ایدههای مبارزاتی من علاقه مند بوده است. از من پرسید از کجا به این ایدهها رسیدی؟ و من گفتم، خوب درواقع از تو.
درواقع به مردم می گویم: مایوس نباشید. در نهایت، انسانها می خواهند کارها را با هم انجام دهند. آنها می خواهند کارها را به صورت جمعی انجام دهند و این آن قسم جامعه ای است که همه ما در تلاشیم خلق کنیم. ما در موقعیت سیاسی دشواری مبارزات انتخاباتی خود را آغاز کردیم و مانیفستی مطرح کردیم که رهیافتی جمعی داشت، در چیزی که می خواست به پیش ببرد خاص بود. در مواردی مثل پایان دادن به هزینه های تحصیل در دانشگاه، افزایش حداقل درآمد و بیش ترین افزایش رای، حزب مان را از زمان جنگ جهانی دوم به این سو کسب کردیم. ما حمایت و مشارکت شمار زیادی از مردم را به دست آوردیم. در انتخابات پیروز نشدیم که ای کاش می شدیم؛ اما در مبارزات انتخاباتی، ما چارچوب بحث را درست به همان نحوی تغییر دادیم که به واسطه آن مداخله سناتور برنی سندرز در انتخابات نامزدهای حزب دموکرات شمار زیادی از مردم را بسیج کرد.
نایومی کلاین : اما شما رهبری حزب کارگر را از آن خود کردید. ولی مبارزات انتخاباتی سندرز دستآخر حتا درون حزب دموکراتیک هم موفق نبود. به نظرتان مردم نباید به مبارزه ادامه دهند تا روح حزب دموکرات را به دست گیرند؟
جرمی کوربین : خوب این روح مردم است، این طور نیست؟ من نمی توانم به مردم بگویم کدام سازمان خاص ایالاتمتحده امریکا را باید داشته باشند یا نداشته باشند، چون نظام حزبی در ایالاتمتحده امریکا خیلی متفاوت است. کاری که ما کردیم تغییر چارچوب بحث بود، اما نکته کلیدی دیگر روش مبارزات انتخاباتی است که هم در امریکا و هم در اروپا نتیجه بخش است. شما قدم اول را برمی دارید و رایدهنده گان را شناسایی می کنید. این نکته مهم و حیاتی است. اما اگر فقط از چشم رسانه ها به قضیه بنگرید که عموما دیدگاههایی راست گرایانه و محافظه کارانه دارند، تنها چیزی که در قدم اول دستگیرتان می شود انعکاس صدایی است که مردم از شبکه های تلویزیونی و رسانه های مکتوب دست راستی شنیدهاند.
رسانههای اجتماعی و تکنولوژی و تکنیکهایی که به واسطه رسانه های اجتماعی وجود دارند، فرصت بیان پیام تان را به سراسر دنیا فراهم می کنند؛ فرصتی که تا پیش از این هرگز در کار نبود. تصور کن، مردمی که در دهه ١٩٢٠ ترسایی برای عدالت اجتماعی در شیکاگو مبارزه می کردند در بهترین حالت می توانستند روزنامه خودشان را منتشر کنند تازه اگر از پس هزینه هایش برمیآمدند، یا اعلامیه ای می نوشتند و آن را برمی داشتند و در صف نانوایی پخش می کردند.
من در دوره ای بزرگ شدم که مجبور بودیم اعلامیه های خودمان را چاپ و پخش کنیم. ولی حالا شما می توانید چیزی را در شبکه های اجتماعی منتشر کنید و میلیونها نفر هم به طور بالقوه در عرض پنج دقیقه به آن دسترسی داشته باشند. فرصتهایی در کار است، بدون قواعد و مقرراتی، بدون سانسور و بدون نظارت. ویلیام راندولف هرست١ اگر بود حتما از اینترنت متنفر می شد.
نایومی کلاین : به نظرم رسانهها بدترین برخوردی را که می شد در قبال شما داشته اند. نخوبگان رسانه ای لجن پراکنی کردند. بااین حال این برخورد جواب نداد. درواقع، به نظر می رسد تاثیر عکس داشته و میزان اعتماد به این نهادهای نخوبه گرا را هم کاهش داده است.
جرمی کوربین : بله، به نظرم بعد از مدتی، سواستفاده بیش از حد رسانه ها شما را به چهره جذابی بدل میکند.
نایومی کلاین : درباره تغییر چارچوب بحث حرف زدید و این چیزی است که واقعا اتفاق افتاده است. فاجعه برج گرینفل یکی از نمودهای این تغییر بود. نحوه مداخله جامعه بریتانیا در این فاجعه حجت موجهی بر یک سیستم شکست خورده بود که ارزشی برای زنده گی انسانی قایل نیست و زنده گیها را رتبه بندی میکند.
جرمی کوربین : این فاجعه چیزی را درباره زنده گی مدرن شهری روشن کرد. این بخش لندن ثروتمند ترین منطقه کل کشور است؛ منطقه ای بسیار ثروتمند. سال گذشته شورای این منطقه تخفیفی برای مالیات دهندگان بزرگ قایل شد. یک هدیه ناچیز به آنها داد.
نایومی کلاین : بازگشت پول.
جرمی کوربین : صدها نفر در این برج زنده گی می کردند، برخی از آنها مستاجران شورای محل بودند، در منطقه سلطنتی کنزینگتون و چلسی. بعضی اپارتمانها به صورت مستقل خریداری شده بودند و بعضی مستاجر دست دوم بودند و برخی مستاجر دست سوم. هیچ کس واقعا نمی دانست چه کسی در کدام واحد از اپارتمان زنده گی می کرده. کل سیستم فروپاشید. واقعیت این است که این حادثه محصول مقررات ناکافی و مقررات زدایی است. این برج دوزخی بلند مرتبه بود که فقرا را در ثروتمندترین محله کشور سوزاند.
و این زنگ خطری درباره ایمنی ساختمانهاست. زنگ خطری درباره ایده پیش رفتن به سوی تالار شگفت انگیز « والهالا»ی٢ بازار آزاد آینده با ازبینبردن هرگونه مقرراتی که آن را به مثابه مانعی ببیند بر سر راه فرصتهای بخش خصوصی. بنابراین بحث کاملا به این سمت چرخیده است. من فردای فاجعه به آنجا رفتم و زمان زیادی را به حرف زدن با کسانی گذراندم که از برج گریخته بودند، با آتشنشانان شوکه شده و بهیاران و کارمندان آمبولانس و افسران پولیس صحبت کردم که آماده رفتن به ساختمان و بیرونکشیدن جسدها بودند. آنها قهرمانان واقعی اند. این حادثه درسی برای کل کشور بود. اما مردم وحشت زدهاند.
نایومی کلاین : دیواری بود که مردم محل سوالات شان از مقامات را روی آن چسبانده اند. این سوالات واقعا سوزناک اند. بچه ها پرسیده اند آیا مدرسه من امن است؟ کودکی ١٠ساله پرسیده بود: «چرا حتما باید چنین اتفاقاتی بیفتد تا ما به هم نزدیک شویم؟».
جرمی کوربین : سوال خوبی است.
نایومی کلاین : به نظرم بارها و بارها این درس را در دورانهای بحران یاد می گیریم، دورانهایی که ما محک می خوریم. هم می توانیم یکدل شویم و هم علیه یکدیگر و نمونههای زیادی از آن را بعد از حملات ١١ سپتامبر دیدیم. همه گناهها به گردن مسلمانان افتاد و به خاطر قوانین سخت گیرانه بخش زیادی از آزادی مان را در کشور و سرتاسر جهان از دست دادیم و آن حمله بهانه ای شد برای آغاز جنگها. ما در زمانه هم پوشانی بحرانها قرار داریم. تغییرات اقلیمی یکی از این بحرانهاست و نابرابری یکی دیگر از آنها و بیعدالتی نژادی هم. فکر می کنید ما می توانیم این نقطهها را وصل کنیم و طرحی بریزیم برای حل هم زمان چندین مشکل، چندین بحران؟
جرمی کوربین : خوب راستش، تغییرات آب وهوایی و بحران پناهجویی به هم مرتبطند. تغییرات آب وهوایی و جنگ هم همین طور. فجایع زیست محیطی هم، که لزوما با تغییرات آب وهوایی مرتبط نیستند، با جنگل زدایی و در نتیجه تخریب محیط زنده گی به این تغییرات ربط پیدا می کنند.
به جنگ دارفو نگاه کنید، به موج پناه جویانی که وارد لیبیا می شوند، بخشی از آنها به خاطر جنگ سوریه و همچنین نقض حقوق بشر در سراسر منطقه. همچنین افرادی که از سرزمین های خود در کشورهای جنوب صحرای افریقا رانده شده اند تا راه را برای راه اندازی شرکتهای خیلی بزرگی باز کنند که زمین می خرند و محصولات مختلفی می کارند، اغلب برنج و میوه، تا به جاهای دیگر صادر کنند و جمعیت محلی را بی کار و گرسنه به حال خود رها می کنند.
نایومی کلاین : آیا لحظه ای در مبارزات انتخاباتی شما بوده که به یادتان مانده باشد، امیدوارکننده ترین لحظه ای که شاهدش بودید، جایی که همان کشوری را دیدید که می خواهید در آن زنده گی کنید؟
جرمی کوربین : در هستینگز، یکی از شهرهای ساحلی جنوبی، آقای بسیار متشخصی به گردهمایی ما آمد. ٩١ ساله بود. سر شوخی باز شد چون به او گفته بودم ٩٢ ساله است و او گفت چطور جراات می کنی بگویی من ٩٢ ساله ام، من فقط ٩١ سال سن دارم.
او سال ١٩٤٥ ترسایی به حزب کارگر پیوسته بود و از آن زمان یکی از اعضای حزب بود. در طول زنده گی اش بسیار فعال بوده و گفت این امیدوارکننده ترین زمان زنده گی اش بوده است. گفت مادرش هوادار حق رای زنان بوده و در زمان جنگ جهانی اول برای حق رای زنان مبارزه می کرده است. پدربزرگش هم از چارتیست های دهه ٥٠ بوده که به برقراری میزانی از دموکراسی در بریتانیا کمک کرده بود. با خودم فکر می کردم، این مرد با این سن و سال صبح یک روز شنبه به گردهمایی ما آمده چون سرشار از امید برای جوانان است.
کمپاین انتخاباتی ما به این معروف بود که پر از جوانان و مردم آرمان گر است. بله، جوانان زیادی آنجا حضور داشتند و بسیاری از آنها آرمان ها و ابتکارهای درخشانی داشتند. افراد مسن زیادی هم بودند که به آنجا می آمدند و می گفتند : « من برای نوههایم زنده گی بهتری می خواهم. آینده بهتری می خواهم !». تعداد زیادی از مردم آنجا در کنار هم قرار گرفتند.
پی نوشت ها:
١ـ روزنامه نگار امریکایی که با راه اندازی بزرگ ترین روزنامه های زنجیره ایی امریکا سهمی بنیادی در تاریخ روزنامه نگاری امریکا داشته است.
٢ـ در اساطیر اسکاندیناوی سرایی باشکوه و عظیم بود که تالار کشته گان به شمار می رفت و از آن اودین سرکرده ایزدان بود.
منبع : Intercept / شرق
یادداشت بامداد : متن انگلیسی این گفت و گو را در نشانی زیر بشنوید
https://theintercept.com/2017/07/13/video-naomi-klein-and-jeremy-corbyn-discuss-how-to-get-the-world-we-want
بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۱۷ـ۲۶۰۷