مکرون می خواهد قهرمان خاورميانه شود

استیون کوک

فرانسه به خاورمیانه بازگشته است یا حداقل این ‌طور به‌ نظر می ‌رسد که در حال حرکت در این مسیر است. با تمامی بحث‌ هایی که این روزها مطرح میشود مبنی‌ بر اینکه روسیه و چین در حال تصاحب جای خالی ایالات ‌متحده امریکا در خاورمیانه هستند، این فرانسه است که تلاش می‌ کند بخشی از گفت ‌وگوها در این منطقه از جهان باشد. در یک ‌‌وماه‌ نیم گذشته،‌  امانویل مکرون ، رییس ‌جمهوری این کشور، دو بار به لبنان سفر کرده و پس از آن در بغداد با  برهم صالح ، رییس ‌جمهوری و  مصطفی الکاظمی ، نخست ‌وزیر و همچنین  نیچروان بارزانی ، رییس ایالات کردستان عراق، دیدار کرده است. مکرون همچنین حضور نظامی فرانسه را در منطقه تقویت و واحد هایی دریایی شامل ناو، هلیکوپتر و ناوچه را به دریای مدیترانه شرقی اعزام کرده است. هرچند این حرکت‌ها به بهانه پشتیبانی از امداد رسانی به لبنان پس از انفجار ویرانگر چهارم ماه اگست انجام شده، اما هیچ توضیحی داده نشده است که نیروهای فرانسوی و هواپیمایی جنگنده این کشور به چه دلیل به جزیره «کرت» یونان یا قبرس وارد شده‌اند. به ‌ویژه آنکه قطعات دریایی همراه با نیروی دریایی یونان مانورهای نمایشی برگزار کرده‌اند. مدت‌هاست که سیاست ‌گذاران فرانسوی این داستان را روایت می ‌کنند که فرانسه در خاورمیانه، افریقای شمالی و شرق مدیترانه همچنان قدرت بزرگی به شمار می ‌رود. آنها سلاح‌ های بی ‌شماری را به کشورهای مختلف فروخته ‌اند، در عملیات‌ های نظامی به نیروهای امریکایی و بریتانیایی پیوسته ‌اند و در عملیات ضدتروریزم، به‌ ویژه در افریقای شمالی نقش‌ های مهمی را ایفا کرده‌اند و بارها و بارها، از زبان روسای‌ جمهوری فرانسه شنیده شده که این کشور قصد دارد تا راه‌ حلی برای کشمکش اسراییلی‌ها و فلسطینی‌ها بیابند، اما همه این تلاش‌ها حتا قبل از وقوع رویدادی دیگر، رنگ باخته است.
اکنون به‌ نظر می ‌رسد که فرانسه به نقش خود در این منطقه به‌هم ‌پیوسته، نگاه جدی ‌تری دارد. مکرون ادعا می ‌کند که پاریس مایل است از قدرت اش برای برقراری نظم و ثبات در منطقه استفاده کند. اما چرا این کشور به دنبال تغییراست؟

در پاسخ به این پرسش تنها باید سه کلمه را به زبان آورد: مهاجران، انرژی و ترکیه.
تقریبا یک دهه پیش،  نیکلا سارکوزی  یکی از روسای‌ جمهوری قبل ازمکرون، مشتاق بود تا با مداخله نظامی،  معمر قذافی  دیکتاتور لیبیا را سرنگون کند؛ هرچند رییس ‌جمهوری وقت فرانسه برای برقراری دموکراسی از تغییر رژیم این کشور افریقایی حمایت نمی ‌کرد و فقط نگران بود که با افزایش خشونت‌های حکومت قذافی، موج جدیدی از پناهنده گان به سمت کشورهای اروپایی روانه شوند. به نظر می‌ رسد اکنون نیز مکرون با این هدف اما کمی پیچده ‌تر در لیبیا حضور دارد. او به‌ جای خلاصی از شر دیکتاتوری دیگر، به دنبال آن است که بتواند فردی را در این کشور به قدرت برساند. هنگامی ‌که فرانسوی‌ ها با جنرال خلیفه حفتر  که رهبری ارتش ملی لیبیا را برعهده دارد و با دولت به‌ رسمیت شناخته‌ شده در ترابلس می ‌جنگند، قرارداد امضا کردند، بر این باور بودند که حفتر مرد قدرتمندی است که برای حفظ لیبیا به آن نیاز خواهند داشت و او می ‌تواند لیبیایی‌ها و افریقایی‌ های دیگر را از رسیدن به مرزهای جنوبی اروپا باز دارد.
مهاجران همچنین بخشی از دلایل حضور فرانسوی‌ها در لبنان هستند. البته به‌ عنوان قدرت استعماری پیشین دراین کشور، فرانسه در برابر فروپاشی لبنان مسوولیت استراتیژیکی را نیز بر دوش خود حس می ‌کند. هرچند مسوولیت ‌پذیری مکرون به‌ عنوان تنها رهبرغربی که پا به این میدان گذاشته است، شایسته تقدیر است اما بخشی از این مشکل به حضور جدید لبنانی‌ها در اروپا بازمی ‌گردد. هنوز زمان زیادی از ورود موجی از آواره گان سوری که سیاست‌ ها در این قاره را تحت تاثیر خود قرار داد، نگذشته است؛ حضوری که به موفقیت احزاب راست ‌گرای ملی و نیونازی‌ها در کشورهای مختلف کمک بزرگی کرد. مکرون می‌ خواهد از موج جدید پناهنده گان جلوگیری کند، به‌ ویژه آنکه او درسال 2022 ترسایی  با انتخابات روبه‌ روست و محبوبیت اش در این کشور روند کاهشی داشته است.
موضوع دیگر، ترکیه است. اختلاف بین پاریس و انقره از انزجار آشکار مکرون نسبت به رجب طیب اردوغان  همتای ترکش و بی ‌توجهی اردوغان به همتای فرانسوی ‌اش نشیت می ‌گیرد. فرانسه همراه با دیگر اعضای اتحادیه اروپا مدت‌هاست که به عزم ترکیه برای ورود به این اتحادیه به دیده تردید می ‌نگرد. مقامات فرانسوی در کنار دلیل اصلی رد تقاضای عضویت انقره در اتحادیه اروپا، یعنی همان نقصان دموکراسی، به وضوح بر این باورند که این اتحادیه باید بلوکی از کشورهای عمدتا مسیحی با جغرافیای مشخص باشد؛ موضوعی که برای انقره دستیابی به آن تصور‌ناپذیر است. در این میان، اردوغان سعی کرده است که از اهرم رها کردن پناهنده گان به‌ سوی اروپا استفاده کند؛ ‌اهرمی که باعث شد انقره موفقیت‌هایی را در میان دوستانش در اروپا،‌ به ‌ویژه در میان سیاست‌ گذاران فرانسوی به‌ دست آورد. همچنین رویکرد تهاجمی ترکیه در شرق مدیترانه، افریقای شمالی و سوریه به این مشکلات دامن زده است. از منظر پاریس، اکتشافات گازی ترکیه در قبرس، یکی از اعضای اتحادیه اروپا و منافع تجاری فرانسه را تهدید می‌ کند. همچنین حمایت انقره از دولت ترابلس در مغایرت با خواسته فرانسه مبنی بر مهار پناهنده گان‌ و مبارزه با افراط‌ گرایان در آب ‌های مجاور این قاره است. همچنین به نظر می ‌رسد که اگر لیبیا به مشتری دایمی ترکیه تبدیل شود، مقامات فرانسوی باید به رابطه طولانی توتال با ترابلس به دیده تردید بنگرند.
هرچند سفر ماه سپتامبر مکرون به عراق، جایی که او بر حاکمیت عراق و حمایت از خود مختاری ایالت کردستان تاکید کرد، منطقی بود، اما درحقیقت این پیام را به انقره فرستاد که تمامی کشورها مانند ایالات ‌متحده امریکا به لشکرکشی نظامی ترکیه در عراق و اقدامات آنان علیه حزب کارگران کردستان نگاه نمی ‌کنند.
به‌ تازه گی درباره اختلافات گازی، مناطق انحصاری اقتصادی و جزایر اروپایی اظهارنظرهای فراوانی شده که هرچند دقیق هستند اما به‌ سختی می ‌توان پیچیده گی‌های آنان را فهمید. اگر از زاویه دیگری به این مسایل نگاه کنیم، متوجه می‌ شویم که اقدامات فرانسه در دریای مدیترانه شرقی به این دلیل روی داده که قدرت بزرگی با قدرت بزرگ دیگری ( ترکیه ) بر سر امتیازات و برقراری نظم در منطقه رقابت می ‌کند و با توجه به پیوستن کشورهای مختلف به ایتلاف تحت رهبری فرانسه، مشخص است که پاریس در این رقابت دست برتر را دارد.
مکرون این شایسته گی را دارد، تا زمانی‌ که مقام دیگری وارد بحران لبنان نشده یا کسی به حمایت از حقوق قبرس و یونان در دریای مدیترانه برنخاسته یا فردی در برابر عادت به زورگویی ترکیه ایستاده گی نکرده است، در برابر اردوغان بایستد. هرچند مشخص نیست که او بعد از رویارویی با اردوغان، چگونه می‌ خواهد از قدرت پاریس استفاده کند. این ابهام ضربه‌ ای را به شخص رییس ‌جمهوری فرانسه وارد خواهد کرد که بیش از تصورات اوست. مکرون در خاورمیانه و شرق مدیترانه فضایی برای مانور داشت تا این تصور را تغییر دهد؛ اما پس از نشست سران کشورهای مدیترانه او با توییت‌ ناشیانه‌اش «صلح مدیترانه» نشان داد که شروع خوبی نداشته است. مکرون باید توییت می ‌کرد: «اجازه دهید که بازی بزرگ آغاز شود»./شرق

 

بامـداد ـ دیدگاه ـ ۲/ ۲۰ـ ۲۴۰۹

مضمون اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

Copyright ©bamdaad 2020

 

مردم به صلح نیاز دارند


میر محمد صادق روزبه

مذاکرات بین الافغانی بعد ا ز ماه ها انتظار، به تاریخ ۲۲ سنبله ۱۳۹۹ خورشیدی میان هیات مذاکره کننده دولت جمهوری اسلامی افغانستان و نماینده گان طالبان ، در دوحه قطر آغاز گردید.

تمام بیانیه دهنده گان در روز اول مذاکرات ، روی ضرورت آتش بس، ختم جنگ و خشونت، تامین صلح،  قانون اساسی ِ جمهوریت، حقوق بشر، دست آورد های دو دهه اخیر، عدم تبدیل شدن افغانستان به لانه امن تروریستان، نقش افغانستان در تامین صلح منطقه وی و جهانی، توسعه و انکشاف افغانستان، همبسته گی و وحدت مردم افغانستان و دستیابی مردم به صلح ، ثبات و امنیت، تاکید نموده،  وآغاز مذاکرات را برای مردم افغانستان ، یک فرصت تاریخی خوانده و خواهان موفقیت کار مذاکرات گردیدند تا مردم افغانستان بتوانند با تامین صلح، ثبات و امنیت دور از جنگ وخشونت زنده گی کرده و برای ترقی و پیشرفت کشورخود متحدانه تلاش نمایند.

بیش ازچهل سال است که مردم و کشور ما در آتش جنگ های تحمیلی می سوزند، از اثر این جنگ ها و مداخلات استخبارات منطقه قربانی های جانی و مالی فروان داده که جبران آن  در طی سال های نزدیک برای کشور و مردم ما ناممکن بوده و هنوز هم این مداخلات ادامه داشته ، جنگ و خشونت هر روز ازمردم ما قربانی می گیرد و برارقام قربانیان جنگ و خشونت درکشور ما افزوده می شود.

مردم و کشورما در مورد ختم جنگ وخشونت و قطع فوری خون ریزی ها در کشور بیشتر می اندیشند و نگران هستند، به صلح و امنیت نیازمندی بزرگ داشته وآرزومند تامین صلح سراسری ، پایدار و عادلانه در کشور بوده ، و می خواهند تا مانند سایر مردم جهان در صلح ، امنیت و ثبات زیست نموده و نسبت به آینده فرزندان شان نگران نباشند. 

حزب آبادی افغانستان با پیروی از اصول مرامی خود، دفاع از استقلال ، حاکمیت ملی وتمامیت ارضی افغانستان را از وظایف تاخیر ناپذیر خود دانسته و برای همبسته گی ووحدت مردم افغانستان تلاش می نماید.

حزب آبادی افغانستان بحیث حزب صلح « خواهان آتش بس، قطع فوری جنگ و خون ریزی بیشتر ، استقرار صلح عادلانه و عام شمول در افغانستان است.آتش بس زمینه لازم را برای شروع و موفقیت مذاکرات مستقیم حکومت ومخالفین مسلح داخلی مساعد می سازد.حزب ما از برچید ن اسلحه غیرقانونی بعد از نهایی شدن توافقات صلح ، بحیث جز توافقات غرض تامین صلح، امنیت دایمی و حاکمیت دولتی سرتاسری در کشور حمایت می نماید.»

حزب آبادی افغانستان ، بحیث حزب سیاسی دموکراتیک و ترقی خواه کشور، در رابطه به مذاکرات بین الافغانی ، موقف خود را طی اعلامیه مورخ ۲۷ سنبله ۱۳۹۹ حورشیدی ابراز داشته، و سر نوشت صلح و رژیم سیاسی وچگونگی تحولات آینده کشور را دراین مذاکرات مورد بحث وگفت وگو می داند و هم چنان جایگاه نیروهای ملی ودموکرات را دراین مذاکرات خالی می بیند .

حزب آبادی  افغانستان ، دیدگاه خود را نسبت به این مذاکرات بسیار روشن و واضح بیان داشته و موقف خود را در حمایت از استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور ودر دفاع از آزادی، دموکراسی ، ترقی و عدالت اجتماعی ، خواست ها  و آرمانهای شریفانه وانسانی مردم افغانستان، اعلام داشته ومکانیزم واضح را در راستا ی مذاکرا ت چنین  مطرح و ارایه داشته است :

۱ ـ در مذاکرات بین الافغانی در گام نخست باید آ تش بس مورد مذاکره و توافق صورت گیرد.

۲ ـ قانون اساسی، ارزش های حقوق بشری و آزاد ی های دموکراتیک آن باید حفظ گردد و از آن پاسداری شود.

۳ ـ چگونگی شرکت مسالمت آمیز تحریک طالبان در دولت و پروسه های سیاسی جلب وادغام طالبان مسلح در قوای دولتی و تحت نظم درآوردن قانونی شان با پذیرش مندرجات قانون اساسی کشور تثبیت گردد.

۴ ـ حزب ما خواستار سهمگیری و مسوولیت پذیری سازمان ملل متحد، اعضای دا یمی شورای امنیت آن و کشورهای ایران و پاکستان در تضمین تطبیق توافقات راه حل جامع بخاطر تامین صلح دوامدار در افغانستان، برچیدن پایگاه های تروریستی در خاک پاکستان، ایجاد میکانیزم نظارتی برای تطبیق مندرجات این توافقنامه می باشد.

۵ ـ علاوتاْ در توافقات صلح نحوه برخورد با تروریست های خارجی از جمله وابسته گان داعش، القاعده، جنگ سالاران، ارتشیان پاکستان و وابسته گان سپاه پاسداران ایران مشخص گردد. این جنگجویان و تروریستان که تمامیت ارضی و حاکمیت ملی افغانستان را زیرپا می گذارند منحیث تروریستان تثبیت گردیده و مطا بق قوانین نافذه مورد بازخواست و مواخذه قرار گیرند.( اعلامیه دارلانشای حزب آبادی افغانستان )

حمایت از این میکانیزم می تواند بادرنظرداشت تضمین سازمان ملل متحد و کشورهای همسایه راه رسیدن به صلح پایدار ، سراسری وعادلانه را د ر افغانستان هموار ساخته و  تحقق خواست ها ونیازمندی های مردم افغانستان را برای دستیابی به صلح وامنیت که بدون تردید شایسته و مستحق آن می باشند، ممکن می سازد.

در غیرچنین یک میکانیزم ، وهر نوع توافقنامه دیگر نه تنها صلح در کشور تامین نخواهد گردید بلکه بحران دیگر و بزرگ تری بر بحران های موجود افزوده خواهد شد و راه رسیدن مردم افغانستان به صلح بیشتر طولانی حواهد گردید.

آ ن چه از نظر مردم ونیروهای ملی ودموکراتیک افغانستان قابل دقت و توجه می باشد ، این است که کاهش خشونت و آ تش بس از پیش شرط های مذاکرات برای ختم جنگ و تامین صلح در افغانستان شمرده می شود و نباید جنگ و مذاکرات همزمان و بصورت موا زی ادامه یابند. زیرا داشتن اداره واقعی و راستین برای ختم جنگ و تامین صلح ، فضای اعتماد را در مذاکرات به وجود آورده و مواضع دو طرف درگیر را در مذاکرات با هم نزدیک می سازد.

 دیگر اینکه تا نوشتن این سطور بیش از ده روز از آغاز مذاکرات می گذرد اما تا هنوز روی طرزالعمل مذاکرات توافق صورت نگرفته است. گذشت ده و از دست دادن زمان چه مفهومی را افاده می نماید ؟ مهم آن است تا هر چه زودتر مذاکرات آغاز گردد و نباید مذاکرات به بن بست کشیده شود.

مردم افغانستان ازین مذاکرات جداْ انتظار دارند تا هیات های مذاکره کننده به نیازمندی ها و خواست بزرگ آنها که همانا آتش بس، ختم جنگ و خشونت و تامین صلح عادلانه ، پایدار وسراسری در کشور می باشد، تمکین نموده و مسوولیت های اسلامی ، انسانی و اجتماعی شان را در برابر مردم رنجدیده افغانستان که در اثر جنگ ها و مداخلات تحمیلی ۴۰ سال گذشته ، قربانی های بیشمار وویرانی های زیادی را دیده اند، صادقانه انجام دهند و برجنگ و خشونت نقطه پایان بگذارند.

حزب آبادی افغانستان ، بحیث حزب سیاسی ، ترقی خواه ، وطندوست ومردم دوست همیشه  در کنار مردم شریف افغانستان قرار داشته و از حقوق آزادی های قانونی وطبیعی آنها دفاع نموده  و برای خوشبختی و سعادت مردم ما که شایسته آ ن بوده و هستند ، مبارزه می نماید .

رهبری و اعضای حزب آبادی افغانستان سعادت و خوشبختی شان را در خوشبختی وسعادت مردم افغانستان می بینند .

ما به این مبارزه خود افتخار داریم و حمایت مردم شریف افغانستان موفقیت و پیروزی این حزب را در راه مبارزه « بخاطر رنجهای بیکران خلقهای ستمدیده  افغانستان» تضمین می نماید.

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۰ـ ۲۴۰۹

 استفاده ازمطالب بامداد با ذکرماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2020

 

انجمن حقوقدانان افغان در اروپا:

آتش بس مبرم ترين خواست و نياز مردم مظلوم افغانستان

 

در حاليکه مقدرات تاريخى افغانستان کماکان در کشمکش هاى کلان جيوپولوتيک بين المللى و منطقوى رقم ميخورد ، براى پايان يافتن به تراژيدى خونبار کشور که محصول و معلول مداخله خارجى است ، بايد هردو طرف اصلى جنگ جارى و خانمانسوز که در مذاکرات بين الافغانى دوحه اشتراک دارند ، با لبيک گفتن بخواست اصلى مردم مظلوم و قربانيان جنگ بخاطر ختم جنگ و استقرار آتش بس دايمى ، اراده شانرا در راستاى صلح واقعى که نياز مردم و شرط بقاى جامعه است ، به اثبات برسانند .

مردم به عزا نشسته ما حق دارند و مستحق مى باشند که بعد از حدود نيم قرن تحمل مصايب هولناک جنگ تحميلى به صلح پايدار نايل گردند و افغانستان از حق گذار به شاهراه صلح و ترقى برخوردار گردد .

خواست مردم مظلوم ما و قربانيان جنگ بسيار ساده و نهايت انسانى است که در مطابقت با ارشادات دين مقدس اسلام و تمام معيارهاى مدنى و حقوقى بين المللى مندرج در اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاق هاى ناشى از آن قرار دارد که ، حق حيات را بالاترين و مکرم ترين حقوق تعريف نموده اند و پيغمبر بزرگ اسلام حرمت خون انسان را بالاتر از حرمت کعبه مکرمه خوانده است .

خواست آتش بس به هيچوجه کدام تقاضاى انتزاعى و بدور از حقايق خونين و هولناک جارى نمى باشد. از شش ماه باينطرف آتش بس کامل تحريک طالبان با قواى نظامى امريکا ، متکى بر اين استدلال برقرار است ، که گويا اشغال پايان يافته و تداوم " جهاد " و کشتار " کفار " مجوز شرعى ندارد .

و اما :

هيچکس توضيح نداده است که کشتار افغانان مظلوم در کدام دين و آيين مجوز دارد !

بدين ترتيب هر دو طرف اصلى جنگ اعم از دولت و تحريک اسلامى طالبان در برابر يک آزمون تاريخى قراردارند که چگونگى تصميم شان در مورد آتش بس ، معيار شناخت و قضاوت مردم در مورد شان قرار ميگيرد .

هرگونه بهانه تراشى و عدم تمکين بخواست مردم مظلوم بخاطر آتش بس صاف و ساده ، مبين اين برنامه است که طرف مخاف استقرار آن ، ميخواهد اهداف سياسى ، تصاحب قدرت و نظام دلخواه سياسى خود را از طريق خشونت و خونريزى و يا سازش و کرنش با اجنبى بر مظلومترين خلق خدا تحميل نمايد .

در احوالي که افغانستان با مصايب هولناک جنگ ، فقر ، بحران اقتصادى ، تهديد کاهش کمک هاى جهانى و افت کرونا و بليات طبيعى مواجه مى باشد ، عدم اعتنا بخواست مردم مبنى بر آتش بس به معناى آنست که مدعيان قدرت ميخواهند بر نعش آغشته بخون مردم و بر سر قبور حکومت نمايند . مذاکره طرفين اصلى جنگ در بهترين هوتل هاى پنج ستاره و برقرارى حمام خون در کشور و کشتار اهالى ملکى ، به غير از تجارت بر خون افغان ، این مظلوم ترين خلق خدا ، توجيه ديگر نخواهد داشت .

در تداوم جنگ و خونريزى هيچ ارزش دينى و دنيوى محفوظ نمى ماند و بى مبالاتى به مصالح علياى کشور ، جنگ فرسايشى زمينه سوريه شدن افغانستان را ممکن ميگردد .

آتش بس دايمى ممد پروسه سردسازى در جامعه جنگ زده ، پر التهاب و منقطب گرديده و فرصت ها را براى صحبت پيرامون مفاهيم همديگر پذيرى ، آشتى ، تساهل و تسامح مساعد مينمايد که در فقدان آن رفتن به صلح دايمى ممکن نخواهد گرديد .

بدينرو :

انجمن حقوقدانان افغان در اروپا به تعقيب فراخوان قبلى در مورد ضرورت انفاذ آتش بس ، يکبار ديگر از هر دو طرف اصلى جنگ أکيدا تقاضا مينمايد ، تا :

بخواست برحق مردم مظلوم و قربانيان جنگ که خوشبختانه با خواست جهانى و تاکيد مقام عالى سر منشى سازمان ملل متحد ، اتحادیه اروپا و تعداد از کشورهاى اسلامى و منطقه و صلحخواهان جهان مطابقت دارد ، لبيک گفته و بخاطر استقرار آتش بس دايمى تصميم اتخاذ نمايند .

دراين راستا جانب ايالات متحده امريکا بايد به اراده مردم ما که در تمام جريان دو سال اخير به حاشيه کشانيده شدند ، بخاطر آتش بس توجه و منافع افغانستان را که با  آن تعهد حقوقى و همچنان در قبال تراژيدى آن مسووليت اخلاقى ( moral obligation ) دارد ، فداى تعجيل اهداف داخلى خود نسازد .

البته انفاذ و تداوم آتش بس مستلزم رعايت دقيق طرزالعمل آن مى باشد که کمال مطلوب خواهد بود تا از طرف سازمان ملل متحد نظارت گردد تا متخلف و همچنان مخرب ثالث مشخص و جلو آن گرفته شود .

در صورت تعهد و التزام تحريک اسلامى طالبان به آتش بس ، دولت افغانستان ميتواند زمينه بازشدن دفاتر شان در کابل و ساير ولايات و همچنان رهايى محبوسان را مورد بررسى قرار دهد .

انجمن از تمام نهاد هاى مدنى ، مدافعان صلح و حقوق مردم ، سازمانهاى سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى ، پارلمان و فعالان مطبوعات و رسانه ها ، محترمانه تقاضا مينمايد تا بخاطر تحقق آتش بس صداى شانرا تقرب و در جبهه وسيع طرفداران صلح پايدار ، از آرمان تاريخى مردم تشنه به صلح در وجود ارزش هاى متعالى استقلال ، تماميت ارضى و اصل تجزيه ناپذيرى کشور ، راه را بخاطر اعمال حق حاکميت ملى که بر طبق معيار هاى قبول شده حقوقى ، بطور انحصارى و فقط به جمهور مردم تعلق دارد ، مساعد و آزادى ، برابرى و حقوق شهروندى را در پرتو حاکميت قانون پاسدارى نماييم ، تا سه اکثريت بزرگ افغانستان :

زنان ،

جوانان ،

فقيران و قربانيان جنگ

در شرايط آتش بس اراده شانرا براى چگونگى اينده کشور و نظام دلخواه شان مطرح نمايند .

با حرمت

شوراى رهبرى انجمن

مير عبدالواحد سادات ریيس انجمن

 

 سپتامبر ٢٠٢٠ م

 

 

بامـداد ـ دیدگاه ـ ۲/ ۲۰ـ ۱۵۰۹

  Copyright ©bamdaad 2020

 

دیدگاه دیگران درمورد مذاکرات بین الافغانی :

فرش قرمزی که امریکا در قطر زیر پای طالبان پهن کرد!

 

گفته می شود در آن زمان که ایالات متحده امریکا برای جنگ با طالبان به افغانستان حمله کرد برای  استقرار « دموکراسی و سکولاریزم » در آن کشور بود. اکنون آنها برای دستیابی به صلح میان دولت افغانستان و طالبان میانجیگری می کنند.

جنگ در افغانستان بلافاصله پس از حملات تروریستی در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ترسایی صورت گرفت، كه در آن بیش از ۳۰۰۰ نفر كشته شدند. گفته می شود که دولت طالبان در افغانستان از القاعده ، که یک گروه تروریستی و مسوول حمله ۱۱ سپتامبراست پشتیبانی کرده است.حمله ۷ اکتوبر ۲۰۰۱ ترسایی ناتو که تحت رهبری امریکا به القاعده در افغانستان  صورت گرفت، پاسخ امریکا بود به حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر، ایالات متحده  امریکا در آن زمان برای جنگ با طالبان و آوردن « دموکراسی و سکولاریزم»  به افغانستان به آن کشورحمله کرد.

طالبان شورشی سالها از مذاکره با دولت افغانستان خودداری کردند. اکنون طرفین درگیری برای اولین بار برای گفت وگوهای صلح دیدار می کنند. از اواخر سال ۲۰۰۱ ترسایی تا اکنون (۱۲سپتامبر۲۰۲۰)  این اولین باربود که دولت افغانستان و طالبان با میانجیگری ایالات متحده امریکا مستقیماً با یکدیگر صحبت کردند. قرار بود جلسه دوحه یک نقطه عطف تاریخی برای صلح در افغانستان باشد.

در یک طرف هیات دولت به ریاست عبدالله عبدالله، رییس « شورای عالی آشتی ملی»  نشسته بود و در طرف دیگر فرستاده گان طالبان گرد معاون خود، ملا عبدالغنی برادر نشسته بودند. عبدالرحمن بن جاسم الثانی نیز به عنوان میزبان همراه با همتای امریکایی خود مایک پمپیو و زلمی خلیل زاد، فرستاده ویژه واشنگتن در افغانستا ن نشسته بودند.  پمپیو خواستار استفاده ازاین لحظه تاریخی و حفظ روند صلح شد.

درآستانه مذاکرات، خلیل زاد تاکید کرد که هیچ راه حل سیاسی بدون مصالحه وجود ندارد. تاریخ اخیر افغانستان نشان می دهد که دستیابی به انحصار قدرت و اِعمال خشونت آمیز ایدیولوژی خود منجر به درگیری می شود و کشور را مستعد دخالت سایر بازیگران می کند.

درآغاز موفقیت جلسه در دوحه قطعی نبود. عبدالله در بیانیه آغازین خود تصریح کرد که دولت افغانستان مُصرا خواستار استقرار« آتش بس انساندوستانه » است. ایالات متحده امریکا و طالبان قبلا توافقنامه ای را در ماه فبروری در دوحه امضا کرده بودند که طبق آن هر دو طرف در مورد آتش بس در افغانستان توافق کرده بودند. عبدالله به  سخن خود ادامه داد و گفت اما هنوز خشونت وجود دارد.

برادر، نماینده طالبان در سخنان خود به درخواست عبدالله پاسخ نداد. طالبان تا اکنون از پاسخ به درخواست های آتش بس طولانی تر خودداری کرده اند. برادرتاکید کرد: « ما می خواهیم افغانستان درآینده براساس احترام متقابل در منطقه و با سایر کشورهای جهان رابطه مثبتی داشته باشد». «در همان زمان ، وی تاکید کرد که افغانستان باید دارای یک نظام اسلامی باشد. او از ایالات متحده امریکا خواست تا به تعهداتی که در توافق نامه اواخر فبروری پذیرفته است ،عمل کند (  این به معنای خارج شدن نیروهای خارجی تا می ۲۰۲۱ ترسایی است.)

در جریان مبارزات انتخاباتی، ترامپ می گفت که اگر انتخاب شود « جنگ های بی پایان » را تمام خواهد کرد. وی اخیراً از کاهش نیروهای امریکایی درافغانستان خبرداده بود. گرچه ترامپ قول خروج کامل نیروهای امریکایی از عراق را داده بود ، اندکی بعد پنتاگون این موضوع را زودهنگام خواند. اندکی پیش ازآغاز مذاکرات در دوحه، پمپیو تاکید کرد که پیشرفت خروج نیروهای امریکایی به این بسته گی دارد که طالبان به وعده های خود عمل کنند. در ماه فبروری ، ایالات متحده امریکا و ناتو توافق کردند که طی ۱۴ ماه پس ازمذاکره با طالبان در قطر، همه نیروهای خود را از افغانستان خارج کنند. در اینجا لازم به ذکر است که دولت افغانستان در قرارداد پایان ماه فبروری سهیم نبود.

به گفته دولت در کابل، این گفت وگوها پس از پایان تبادل اسیر و زندانی بین دولت افغانستان و طالبان شورشی انجام شده  است. دویچه وله ( رادیو المان)  درآن زمان گفت، افغانستان جنگ جویان خطرناک طالبان را آزاد می کند. طالبان از زمان توافق با ایالات متحده هیچ سرباز ناتو را نکشته اند، اما جنگ خود را علیه نیروهای امنیتی افغانستان ادامه داده اند. سال ها بود که اسلام گرایان از گفت وگو با کابل خودداری کرده و دولت را « دست نشانده غرب»  می خواندند.

کارشناسان تردید دارند که مذاکرات طالبان و دولت افغانستان در چند ماه آینده  بتواند به آتش بس بیانجامد. واقعیت این است که ایالات متحده امریکا می خواهد چنین وانمود کند که گویا در افغانستان شکست نخورده بلکه پیروز شده است. اما در واقع جنگی که امریکا برای دموکراسی و انتقال جهان بینی خود به افغانستان برپا کرده دیرزمانی است که شکست خورده است.

در دوحه ، پمپیو از هر دو طرف خواست تا از این فرصت برای استقرارصلح پایدار درافغانستان استفاده کنند. او گفت: « انتخاب نظام سیاسی شما با خود شماست.» اظهار نظر پمپیو اشاره ای بود به درخواست طالبان مبنی بر این که ایجاد نظم قانونی اسلامی درافغانستان مبنای مذاکرات بوده است. به نظرمی رسد که ایالات متحده دیگر نمی خواهد ارزش های خود را به افغان ها تحمیل کند و « جنگ برای دموکراسی»  به آخر خط رسیده است. /راشیا تودی/ترجمه رضا نافعی

 

بامـداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۰ـ ۱۸۰۹

مضمون اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 Copyright ©bamdaad 2020

 

مذاکرات صلح قطر، میدان تبارز اراده  واقعی  برای صلح و یا  تسلیم به اهداف بیگانه گان

 

بصیر دهزاد

مذاکرات قطر که نام  بین الافغانی را بر پیشانی دارد،  مرحله حساس و تاریخی   و میدان استفاده ازیک  زمینه و امکان گذار به صلح،  تمکین به اراده، خواست مردم  مظلوم ، پذیرش  تمدن و فرهنگ ،  سیاست  باز،  تمکین به ارزش های   پذیرفته شده دنیای معاصر، استقلالیت اراده  و خارج ا ز نفوذ  بیگانگان و بلاخره  تثبیت صداقت  در حرف و عمل است.

تیم مذاکره کننده طالبان  با جمع از دعوت شده گان شان  گویی  با یونیفورم یگانه  یعنی لنگی، واسکت سیاه ، پیراهن و تنبان سفید   و چپلک  و یا چپلی  در  سالون حضور یافتند. و در اولین صحبت  باز هم اشاره  ازایجاد یک دولت اسلامی طالبی دادند.

آقای خلیلزاد و وزیر خارجه امریکا از وضاحت  موضع بخاطر ایجاد یک دولت با قاعده وسیع ، حفظ  ارزش های به وجود آمده  در بیست سال اخیر که میتوان از آنها به مانند یک  بینی خمیری ترسیمی درذهن نمود،  خود را در کوچه حسن چپ زدند. پاکستان به مانند  قصاب  ظالم  و دامن با لکه های خون، چال و فریب  ،دشمنی تاریخی با مردم افغانستان  و یک منفعت جوی منطقوی میخواهد  برای خود چربی بیشتر کمائی نماید.  ولی آنچه  اشد  ضروری و عاجل و خواست بر حق ملت است   آتش بس فوری  است که  در روز های بعدی  باید به اولین ترین و مقدم ترین موضوع ، نه تنها به بحث گرفته شود، بل  جانب طالبان باید  مسوولیت و وظیفه اخلاقی ، وجدانی و دینی خویش را  برای صلح و دادن حق زنده گی برای مردم   را از خود تبارز دهند و  روی دیگر از چهره  خشونت،  وحشت،  قتل   خون و بلاخره انتحار و انفجار را  به نمایش بگذارند.

این  توقع و خواست و امید  اکثریت  ملت بیش از ۳۶  ملیونی  افغانستان در داخل و خارج کشور است.  همه طرف های مذاکره در یک آزمون  و انتخاب قراردارند.  طرفین مذاکره همه  میتوانند به ساده گی  در این میدان  سیاهی های  روی  ناشی ازقتل، خون انفجار و انتخار را  پاک کرده و به خواست و اراده ملت مظلوم تن  دردهند.

لازم و ضروری  است  تا برای ایجاد  یک تفاهم  و فضای باز و عاری از نفوذ بیگانگان  نکات زیر را در نظر گرفت و در  محتوا و روان  نکات زیرین فضای مذاکرات را  سمت و سوی افغانی و وطنی داد.:

• مذاکرات بین الافغانی باید روی هیچ دلیلی در معرض مداخله و نفوذ دول حکومت های خارجی ، خاصتاْ پاکستان، ایران، انگلستان، ایالات متحده و روسیه  قرار نگرفته ، طرفین مذاکرات به استقلالیت اراده خویش متعهد باشند.

• در مذاکرات بین الافغانی مسآله آتش بس دایمی مقدم ترین ماده آجندا و شرط ادامه مذاکرات روی موضوعات دیگر باشد.

 • دولت بحیث ممثل حاکمیت ملی و طرف اصلی قضیه بحیث طرف بحث و معامله صلح است، هیچ طرف و یا طرف های دیگر بحیث طرف قضیه و معامله صلح شده نمیتواند.

 • حق حیات، حق زنده گی مصوون و صرفاْ تحت حمایت  و حراست قانون ، عاری از هر نوع فشار، زور، ارعاب و اجبار تحت هر نام و بهانه ، قابل معامله نیست و هیچ طرف مذاکره نباید موضوع را جز آجند نماید، این حقوق انسانی باید مو رد احترام طرفین قرار داشته باشد.

• به بحث کشانیدن سیاست خارجی افغانستان پیرامون موضوعات و منازعات منطقوی و بین المللی نمیتواند به مذاکرات صلح بین الافغانی مرتبط باشد. این صلاحیت دولت خواهد بود که بعد  از ختم پروسه توافقات نهایی برای صلح روی آن ، مبتنی بر منافع ملی ، اصل حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و حق خود ارادیت ، تصمیم  اتخاذ نماید.

 • آغاز قرن ۱۴ هجری شمسی باید آغاز صلح و ثبات دایمی و سراسری برای افغانستان باشد. باید طرفین مذاکرات بر این امر تعهد  قابل اعتماد  به یکدیگر دهند.

• خفظ  ارزش های قانون اساسی ، دموکراسی مشروع، حفظ تمامی حقوق زن، مصوونیت خانواده قابل بحث و ومعامله نیست.

 • قوای مسلح افغانستان بحیث پاسدار سرحدات ، حفظ تمامیت ارضی و ضامن امنیت ملی کشور که محصول بیست سال اخیر است  ، موضوع مباحثه و جدل  مذاکرات صلح شده نمیتواند ، نباید تحت نام و بهانه  اصلاح مجدد ،  و به اصطلاح  اسلامی ساختن  به بحث انداخته شود  چونکه این تلاش فقط  تکرار خونین تطبیق پلان جنرالان نظامی و استخباراتی پاکستان خواهد بود.

• طالبان که امتیازات رایگان  در بدل معامله با امریکا را از آن خود ساخته است، نباید ادعای بیشتر از توانایی نظامی خود پروسه مذاکرات را به چالش بکشد و دعوای به اصطلاح عامیانه  " بستن اسپ در خانه ملک"  نماید.

• دولت های پاکستان، آمریکا و ایران حق ندارند بخاطر منافع سیاسی، منطقوی، جیوپولیتیک و استراتیژیک خویش پروسه مذاکرات را به طوالت فرسایشی بکشانند و در سدد اعمال نفوذ بر طرف های مذاکرات گردند.

• طرفین مذاکرات و دولت های ذیدخل باید بدانند که در برابر بیش از36 میلیون  باشنده و اقوام با هم برادر و برابر افغانستان قراردارند. کوچکترین اشتباه و ایده های که وفاق ملی و وطنی را به مخاطره مواجه سازند،  ابعاد جنگ ها پر فاجعه تر و باز کردن  یک صفحه جدید از جنگ داخلی خواهد بود.

 

بامـداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۰ـ ۱۵۰۹

مضمون اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 Copyright ©bamdaad 2020