دموکرات‌ها هر دو مجلس را فتح کردند، آیا امریکا وارد عصر «تصفیه‌ حساب بزرگ» می‌ شود؟

 

نویسنده: گایو جی ‌کای ـ استاد دانشگاه سوژو و معاون مرکز چین و جهانی ‌سازی

 

 

در یک نگاه: انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ ترسایی ایالات متحده امریکا با پیروزی قاطع حزب دموکرات در هر دو مجلس سنا و نمایندگان به پایان رسید. این رویداد، دونالد ترامپ را در نیمه دوم دوره ریاست‌ جمهوری‌اش با «دولت منقسم»، خطر استیضاح، چالش‌های شدید در تصویب بودجه و پیامدهای سنگین در روابط خارجی به ویژه با چین و تایوان مواجه می‌سازد.

انتخابات میان‌ دوره‌ای ۲۰۲۶ ایالات متحده به پایان رسید و حزب دموکرات توانست یک‌ جا کنترول هر دو مجلس سنا و نمایندگان را از آن خود کند. به این ترتیب، دونالد ترامپ، رییس ‌جمهور امریکا، در نیمه دوم دوران ریاست‌ جمهوری خود با «دولت منقسمی» روبه ‌رو خواهد شد که کنگره آن در دست دموکرات‌هاست.

به دنبال این نتیجه، خطرات مربوط به نظارت ‌های کنگره، تحقیقات استیضاح، مناقشات بودجه ‌ای و احتمال تعطیلی دولت به ‌شدت افزایش می‌ یابد. اما هنگامی که سیاست داخلی زمین‌ گیر شود، آیا ترامپ برای دستیابی به گشایش، به حوزه سیاست خارجی روی خواهد آورد؟ آیا روابط چین و ایالات متحده به خاطر دست ‌بدست شدن قدرت در کنگره بار دیگر دچار تنش خواهد شد و آیا فروش تسلیحات به تایوان دوباره سرعت خواهد گرفت؟

در این شماره از برنامه «میزگرد دو سوی تنگه»، ژو یوکین، مجری برنامه، به همراه گایو جی ‌کای، معاون مرکز چین و جهانی‌سازی، و وانگ فنگ، ناشر روزنامه «چاینا تایمز» در تایوان، پیرامون این پرسش‌ها به بحث و تبادل نظر می ‌پردازند.

نتایج انتخابات میان ‌دوره‌ای و پیامدهای ساختاری آن

ژو یوکین: برنامه امروز را با تمرکز بر نتایج انتخابات میان ‌دوره‌ای امریکا آغاز می ‌کنیم. با توجه به اکثر نظرسنجی‌های پیش از انتخابات، همگان بر این باور بودند که شانس پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات مجلس نمایندگان بسیار بالا است و تنها پرسش این بود که با چه اختلاف آرایی پیروز خواهند شد، اما موضوع پرچالش ‌تر، مجلس سنا بود که در نهایت نتایج نشان داد دموکرات‌ها هر دو مجلس سنا و نمایندگان را فتح کرده‌اند.

ابتدا می‌ خواهم این پرسش را از استاد گایو بپرسم: آیا این نتیجه با پیش ‌بینی‌های قبلی شما مطابقت دارد؟ از نظرسنجی‌های پیشین گرفته تا حضور فعالانه دونالد ترامپ در کارزارهای انتخاباتی، متوجه شدیم که او به ایالت‌های نوسانی نرفت، بلکه راهی ایالت‌های سنتی جمهوری ‌خواه شد تا عملاً پایگاه رأی حزب جمهوری‌خواه را تحکیم کند. آیا این پدیده نشان می‌دهد که بخت انتخاباتی جمهوری ‌خواهان از پیش به خطر افتاده بود؟ دیدگاه شما درباره نتایج این انتخابات چیست؟ آیا پیروزی قاطع دموکرات‌ها در هر دو مجلس را می‌ توان شکستی سنگین برای ترامپ دانست؟ و مهم‌ ترین عامل در رقم خوردن این نتیجه چه بوده است؟۳نوامبر ۲۰۲۶، جیمز تالاریکو، نامزد دموکرات مجلس سنای ایالات متحده از ایالت تگزاس در مراسم شب انتخابات در آستین. (عکس: آسوشیتدپرس)

گایو جی‌کای: از خانم ژو سپاسگزارم. انتخابات میان‌دوره‌ای یک رویداد سیاسی حیاتی در داخل ایالات متحده است و با نتایج بدست آمده، حزب دموکرات اکنون کنترول سنا و مجلس نمایندگان را به دست گرفته است. این امر چه معنایی دارد؟ نخست آنکه، دونالد ترامپ از سوم جنوری ۲۰۲۷ رسماً به یک  «رییس ‌جمهور مرغابی لنگ» (رییس‌ جمهور ناتوان از پیشبرد مصوبات) تبدیل خواهد شد.

دوم، دموکرات‌ها بارها اعلام کرده‌اند که به محض در دست گرفتن کنترول مجلس نمایندگان، از سوم جنوری ۲۰۲۷ روند استیضاح ترامپ را فوراً کلید خواهند زد. اتهامات مطرح ‌شده شامل این ادعاست که طی نزدیک به دو سال گذشته، ترامپ، خانواده‌اش و نزدیکانش مرتکب تخلفات یا جرایم متعددی شده‌اند. دموکرات‌ها مدعی‌اند که قصد دارند از طریق استیضاح، تحقیقات همه‌ جانبه‌ای را به جریان بیندازند.

علاوه بر این، دموکرات‌ها شخصاً پیت هگست، وزیر دفاع فعلی را فردی بی ‌کفایت خوانده و اعلام کرده‌اند که برای او نیز پرونده تحقیق تشکیل داده و روند استیضاح اش را دنبال خواهند کرد. اکنون با احتمال بسیار بالایی می ‌توان گفت که از سوم جنوری ۲۰۲۷، ایالات متحده وارد عصر استیضاح یا همان «تصفیه حساب بزرگ» خواهد شد.۴ نوامبر ۲۰۲۶، حکیم جفریز، رهبر دموکرات‌های مجلس نمایندگان امریکا در نشست خبری در واشنگتن. (عکس: آسوشیتدپرس)

نکته دیگری که می ‌خواهم بر آن تاکید کنم این است که تا به امروز، ترامپ دست به اقدامات تندروانه و خارج از روال نزده و این خود جای خوش‌اقبالی دارد. پیش ‌تر این نگرانی وجود داشت که ترامپ از ابزارهای ضابطان قانون برای دخالت در انتخابات میان ‌دوره‌ای استفاده کند، اما اکنون مشخص شد که چنین نکرده و این نقطه مثبتی است.

با وجود این، پیروزی قاطع دموکرات‌ ها در هر دو مجلس طی انتخابات میان ‌دوره‌ای امسال، تأثیرات عمیقی بر انتخابات ریاست ‌جمهوری ۲۰۲۸ امریکا خواهد گذاشت. من پیش ‌بینی می‌کنم که طی دو سال آینده، دموکرات‌های امریکا با بهره ‌گیری از این پیروزی، به تلاش‌های خود ادامه دهند تا در انتخابات ۲۰۲۸ کاخ سفید را فتح کنند.

مهم ‌تر از آن، اگر دموکرات‌ها در انتخابات ریاست‌ جمهوری پیروز شوند، احتمالاً لوی سارنوال را تغییر خواهند داد و روند تصفیه‌ حساب با ترامپ ابعاد تازه‌ تری به خود خواهد گرفت. از این رو، پیش ‌بینی می‌ کنم که سیاست داخلی امریکا درگیر فرسایش و تنش‌های شدید شود، چرا که دموکرات‌ ها می ‌خواهند با تکیه بر تسلط خود بر هر دو مجلس کنگره، ترامپ را استیضاح کنند.

حتا پیش ‌بینی می ‌کنم که از سوم جنوری ۲۰۲۹، عصر «تصفیه‌ حساب بزرگ» در امریکا دست‌کم چهار سال یا شاید بیشتر به طول بینجامد. ما همگی از آن سوی اقیانوس آرام به تماشای تحولات سیاست داخلی امریکا نشسته‌ ایم ، ما هیچ حق اظهارنظر و هیچ سهمی در مشارکت نداریم و صرفاً ناظر این تحولات هستیم.

اما در خصوص اینکه دونالد ترامپ طی دو سال آینده چه میزان قدرت برای ادامه کار دارد و تا چه حد می ‌تواند در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی مانور دهد، به نظرم همه می ‌توانند با نگاهی واقع‌ بینانه تحولات را به دقت زیر نظر داشته باشند.

کالبدشکافی علل شکست جمهوری ‌خواهان

ژو یوکین: درست است، استاد گایو، هرچند ما از آن سوی اقیانوس آرام تحولات انتخاباتی را رصد و تحلیل می ‌کنیم، اما وضعیت ایالات متحده امریکا پس از انتخابات میان ‌دوره‌ای نیز دغدغه مهمی است، به‌ ویژه چالش ‌های داخلی فراوانی که دولت ترامپ با آن روبه ‌روست آیا می‌ تواند روابط چین و امریکا را تحت‌ الشعاع قرار دهد؟ از استاد گایو می‌ خواهم کمی بعد این موضوع را نیز برای ما واکاوی کنند.

در همین حال، می‌ خواهم این پرسش را از آقای وانگ فنگ در تایپه بپرسم. شما نیز نتایج این انتخابات را دیده‌اید، واقعیت این است که باید اذعان کنیم دونالد ترامپ تلاش زیادی به خرج داد و برای حمایت از جمهوری‌ خواهان به نقاط مختلف سفر کرد. او حتا گفت نام خودش روی برگه ‌های رأی نیست، اما از رأی‌ دهندگان می‌ خواهد که این انتخابات را به مثابه رأی اعتماد به او تلقی کنند و پیوسته مطالبات خود را با هواداران حزب جمهوری‌ خواه در میان گذاشت.

اما با نگاهی به نتایج نهایی، کاملاً آشکار است که بسیاری از رأی ‌دهندگان تن به این خواسته ندادند. آیا می ‌توانیم بگوییم این نه تنها شکستی برای حزب جمهوری‌ خواه، بلکه شکستی سهمگین برای شخص ترامپ است؟ اگر چنین است، دولت ترامپ را در ادامه چگونه ارزیابی می‌کنید؟

وانگ فنگ: به نظر من، ریشه‌ های شکست ترامپ در این انتخابات میان‌ دوره‌ای متعددند، اما به سه نکته اصلی ختم می‌ شوند: اول، شعار «عظمت را به امریکا بازگردانیم»  (MAGA) هم مایه پیروزی او بود و هم عامل سقوط اش، اگر شعار مگا نبود، ترامپ هرگز بر صندلی ریاست ‌جمهوری کاخ سفید تکیه نمی ‌زد. اما واقعیت این است که اگر مفهوم مگا را کالبد شکافی کنیم، این شعار چقدر با زندگی روزمره مردم عادی امریکا پیوند دارد؟

چه چینی و چه امریکایی، همه انسان‌ها به ‌دنبال زندگی روزمره هستند و مردم عادی پیش از هر چیز خواهان ثبات و آرامش زندگی ‌اند. واقعیت امر این است که شعار مگا از همان ابتدا با زندگی واقعی توده‌ های مردم امریکا فاصله داشت، و این نکته نخست.

دوم، ترامپ پس از به قدرت رسیدن، چماق تعرفه‌ ها را بر سر شرکای تجاری اصلی جهان فرود آورد. در دولت‌ های پیشین امریکا همواره کسانی بودند که هشدار می ‌دادند استفاده از ابزار تعرفه علاوه بر تحت فشار گذاشتن شرکا، آسیب ‌های ریشه‌ای به اقتصاد و تجارت خود ایالات متحده، به‌ ویژه بخش معیشتی آن وارد خواهد کرد. این گزاره معروف در سیاست امریکا که «احمق! مساله اقتصاد است» نشان ‌دهنده همین واقعیت است. در نتیجه، چماق تعرفه‌ ها بلافاصله آسیب‌ های شدیدی به اقتصاد و معیشت مردم امریکا وارد کرد. با این حال، ترامپ در آن مقطع بدون ارزیابی عواقب، بر شدت اجرای آن افزود. با این اوصاف، او از پیش محکوم به شکست در انتخابات میان ‌دوره‌ای بود.

سوم، افراط در ماجراجویی‌های خارجی. برای مثال، ترامپ پس از اقدامات خود در ونزویلا، گمان کرد که می‌ تواند در خاورمیانه نیز اهداف اش را پیش ببرد. همان‌ طور که همگان می ‌دانند، تقابل نظامی با ایران به هیچ وجه جنگ مورد علاقه مردم ایالات متحده نبود. هرچند ترامپ بارها ادعا کرد که این یک جنگ کامل نیست، اما مردم عادی و نمایندگان کنگره متوجه اوضاع هستند و می ‌دانند که این اقدامات اتخاذ رفتارهای تهاجمی نظامی است.

نقطه ضعف دیگر ترامپ این است که این اقدامات حاصل محاسبات دقیق راهبردی در سطح جهانی نبود، بلکه بخش عمده‌ای از آن محصول تصمیم‌ گیری‌های شتاب ‌زده بود. او تحت تاثیر مشاوران و نزدیکان خاص خود قرار گرفت. این ارتباطات درهم ‌تنیده باعث شد که او در مواجهه با مساله خاورمیانه و به ‌ویژه پرونده ایران، از نگاه کلان یک رییس ‌جمهور امریکا فاصله بگیرد و خونسردی لازم به عنوان یک رهبر سیاسی را حفظ نکند و به ‌ویژه در صفحه شطرنج راهبرد جهانی، دچار محاسبات اشتباه شود.

مجموعه این دلایل به طور مستقیم یا غیرمستقیم، ضربات سنگینی بر پیکره زندگی مردم عادی امریکا وارد ساخت. ایالات متحده در عین حال که کشوری مبتنی بر ساختارهای دموکراتیک است، جامعه‌ای به‌ شدت تأثیرپذیر از گرایش‌ های پوپولیستی نیز به شمار می ‌رود. توده مردم امریکا شاهد گرانی سوخت و افزایش هزینه‌ ها بودند، چنین دولتی و چنین کاخ سفیدی قطعاً نوک پیکان اعتراضات را متوجه جمهوری‌ خواهان و شخص ترامپ خواهد کرد. به گمانم این‌ها علل مستقیم و غیرمستقیم شکست ترامپ هستند.

چالش‌های قانون ‌گذاری، بدهی ملی و احتمال تعطیلی دولت

ژو یوکین: دونالد ترامپ با چالش‌های فراوانی روبه ‌روست، به ‌ویژه در عرصه داخلی که کنگره به نیروی موازنه‌ گر قدرتمندی تبدیل خواهد شد. استاد گایو، ترامپ در دور نخست ریاست ‌جمهوری خود نیز نتایج مشابهی را تجربه کرده بود و از این رو به خوبی از اوضاع آگاه است و به ‌شدت از این بیم دارد که بار دیگر به یک رییس ‌جمهور « مرغابی لنگ »  بدل شود. گزارش‌ ها حاکی از آن است که روند شمارش آرا، او را ناامید کرده بود.این مسلماً همان نتیجه‌ ای نیست که او خواهانش بود. آیا او در دوره دوم ریاست‌ جمهوری‌اش، پس از تضعیف موقعیت اش در کنگره، با سازوکارهای موازنه‌ گر بسیار قوی ‌تری نسبت به دوره نخست مواجه خواهد شد؟ تسلط دموکرات‌ها بر هر دو مجلس سنا و نمایندگان نه ‌تنها به معنای نظارت بیشتر، تحقیقات استیضاح و مسدود شدن لوایح است، بلکه اجرای برنامه ‌های دولتی را نیز به شدت دشوار خواهد ساخت.

از سوی دیگر، آیا احتمال تعطیلی مجدد دولت وجود دارد؟ چرا که در خاطره‌ها داریم که میان سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۱۹ ترسایی دولت امریکا به مدت ۳۵ روز تعطیل شد، آیا قرار است این سناریو تکرار شود؟ اگر این اتفاق دوباره سر برآورد، آیا او با چالش‌های متفاوتی دست ‌وپنجه نرم خواهد کرد؟

گایو جی‌کای: از مجری محترم سپاسگزارم. از آنجا که دموکرات‌ ها در این انتخابات میان‌ دوره‌ای کنترول سنا و مجلس نمایندگان را به دست آورده‌ اند، پیامدهای متفاوتی برای ترامپ، حزب جمهوری‌ خواه، خانواده ترامپ و اطرافیان او به همراه خواهد داشت.

اجازه بدهید نخست درباره حزب جمهوری ‌خواه صحبت کنم.

سیستم سیاسی امریکا مبتنی بر تفکیک قواه است و ایده‌آل ‌ترین حالت برای یک رییس‌ جمهور این است که هم‌ زمان با تسلط بر کاخ سفید، حزب متبوع اش اکثریت هر دو مجلس کنگره را نیز در دست داشته باشد.

اکنون شاهد شکاف میان کاخ سفید و دو مجلس کنگره هستیم، چرا که دموکرات‌ها کنترول کنگره را در دست دارند و جمهوری ‌خواهان کاخ سفید را اداره می ‌کنند. به همین دلیل، اصطکاک میان طرفین بسیار شدید خواهد بود. می ‌توان گفت در بدترین حالت، طی دو سال آینده تمامی اقدامات ترامپ به بن ‌بست سیاسی یا «کیش و مات» (Checkmate) خواهد رسید. پیش بردن ابتکارات قانون ‌گذاری برای حزب جمهوری ‌خواه بسیار دشوار خواهد شد، زیرا دموکرات ‌ها احتمالاً در سنا، مجلس نمایندگان یا هر دو مجلس مانع از تصویب پیشنهادهای جمهوری‌ خواهان خواهند شد.

دوم، از آنجا که قرضداری های ملی فدرال امریکا از مرز ۴۱ تریلیون دلار گذشته است، ترامپ همواره خواستار کاهش نرخ بهره از سوی «فدرال رزرو» بوده، اما اکنون به نظر می‌رسد نه‌ تنها نرخ بهره کاهش نمی ‌یابد، بلکه ممکن است تا پایان سال جاری میلادی بر آن افزوده شود. از این پس، چه در زمینه کاهش یا افزایش نرخ بهره و چه در خصوص اتخاذ تصمیمات کلان اقتصادی، با توجه به تسلط دموکرات‌ها بر هر دو مجلس، پیشبرد امور کاملاً منطبق با خواسته‌ های ترامپ مقدور نخواهد بود و او در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی داخلی در وضعیت بن‌بست قرار خواهد گرفت.

برای خانواده ترامپ نیز شرایط پردردسر خواهد بود، زیرا گفته می ‌شود که طی دو سال نخست دور دوم ریاست‌ جمهوری ترامپ، عملکرد آن‌ها حساسیت شدید دموکرات‌ها را برانگیخته و دموکرات‌ها مدعی وجود تخلفات قانونی در این میان هستند. از این رو، دموکرات‌ها قطعاً تحقیقات دامنه‌ داری را علیه شخص ترامپ و اطرافیانش آغاز خواهند کرد.

به این ترتیب، ترامپ و اطرافیانش ناگزیر به تقویت موضع دفاعی خود خواهند بود. در دو سال آینده، هرچند آن‌ها تمایل داشتند طرح‌های کلانی را اجرا کنند، اما اکنون مجبورند محتاطانه ‌تر حرکت کنند، چرا که تحقیقات دموکرات‌ها نه‌ تنها به دو سال نخست دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ خواهد پرداخت، بلکه اگر در دو سال پایانی نیز تخلفی سر بزند، پیش‌ بینی می ‌شود که شدت تحقیقات دموکرات‌ ها بیشتر هم بشود.

علاوه بر این، ترامپ اکنون در عرصه بین‌المللی مواضع تندی اتخاذ می ‌کند، اما از آنجا که جمهوری‌ خواهان کنترول سنا و مجلس نمایندگان را از دست داده‌اند، بسیاری از سیاست‌های کلان خارجی و طرح‌ های نظامی او بدون حمایت قانون ‌گذاران هر دو مجلس، فاقد پایه‌های استوار خواهد بود.

از این رو، پیش‌ بینی من اینست که در این دوره، سیاست داخلی امریکا دچار بن‌ بست خواهد شد، و در عرصه بین‌المللی نیز موقعیت اجرایی ترامپ تضعیف شده است. جامعه جهانی نسبت به تصمیمات اقتصادی و تجاری ترامپ حساسیت بیشتری به خرچ خواهد داد، زیرا همه می‌ دانند دموکرات‌ ها هر لحظه ممکن است تحقیقاتی را در این زمینه کلید بزنند.

پس آیا این بدان معناست که ترامپ طی دو سال آینده دست‌ روی ‌دست خواهد گذاشت؟ پاسخ منفی است، به عنوان نمونه در خصوص پرونده‌های بین ‌المللی، ترامپ ممکن است به این نتیجه برسد که در چارچوب اختیارات ریاست ‌جمهوری‌اش، دست به اقدامات مستقیم ‌تری بزند. بنابراین، این ‌گونه نیست که تضعیف موقعیت او در کنگره، او را در عرصه بین‌المللی کاملاً خنثی کند.

سناریوی «رییس‌ جمهور ویتوکننده» و الگوبرداری از ریگان

ژو یوکین: اجازه دهید پرسش را از آقای وانگ فنگ ادامه دهیم، ترامپ ظاهراً از پیش آمادگی ذهنی برای پذیرش شرایط جدید در کنگره را داشته است. او پیش‌تر اعلام کرده که می‌خواهد یک «رییس ‌جمهور ویتوکننده» باشد. آیا توسل پی ‌درپی به حق ویتو واقعاً عملی است؟ علاوه بر این، در مجامع بین‌المللی، آیا این رویکرد، دست ‌وپای او را بیش از پیش نخواهد بست؟

وانگ فنگ: در خصوص دونالد ترامپ باید به یک نکته ویژه توجه کنیم، همان‌ طور که استاد گایو اشاره کردند، او ممکن است دست به رفتارهای پرریسک بزند. اگر مخاطبان گرامی دفتر کار ترامپ در کاخ سفید را رصد کرده باشند، متوجه خواهند شد که پرتره رونالد ریگان، رییس‌ جمهور پیشین امریکا در آنجا نصب شده است. ترامپ به سبک کاری ریگان علاقه ‌مند است و همان‌ طور که می ‌دانیم، ریگان نیز در نخستین دوره ریاست ‌جمهوری خود با شکست در انتخابات میان ‌دوره‌ای مواجه شد. ریگان البته فردی کارکشته بود و با اتخاذ تصمیمات بزرگ در سیاست خارجی توانست موقعیت خود را بازسازی کند.

او پس از شکست در انتخابات میان ‌دوره‌ای، طرح ‌های بزرگی را به اجرا گذاشت. من فکر می ‌کنم با توجه به منش و سبک حکمرانی ترامپ، باید به این نکته توجه کنیم که آیا او پس از مواجهه با فشار کنگره، دست به اقدامات پیش ‌بینی ‌نشده نخواهد زد؟ به‌ ویژه در شرایطی که دو مجلس کنگره علیه او تحقیقات قانونی و مقاومت‌های گوناگونی را سامان دهند، ممکن است او ناچار شود دست به مانورهایی در حوزه‌های نظامی و دیپلوماتیک بزند.

روسای‌ جمهور دیگری نظیر بیل کلینتون نیز توانستند پس از شکست در انتخابات میان‌ دوره‌ای، موقعیت خود را ترمیم کنند. با این حال، به نظرم بازگرداندن شرایط برای ترامپ بسیار دشوار خواهد بود، چرا که پرونده‌ها و رفتارهای اطرافیان او حاشیه‌ های فراوانی آفریده است. برای نمونه، نقش اطرافیان او در مذاکرات بین‌المللی یا بازارها با انتقادات جدی روبه ‌رو بوده است.

از این رو، معتقدم کنگره تحت کنترول دموکرات‌ها با جدیت تعقیب و تحقیقات قانونی را علیه او پی خواهد گرفت. بر همین اساس، معتقدم ترامپ علاوه بر فشارهای سیاسی، در حوزه تحقیقات کنگره نیز با چالش‌های حقوقی جدی روبه‌رو خواهد شد.

تاثیر تحولات بر روابط پکن- واشنگتن و پرونده تایوان

ژو یوکین: از استاد گایو می‌ خواهیم تحلیل کنند که با اکثریت یافتن دموکرات‌ها در هر دو مجلس، آیا حزب حاکم جمهوری ‌خواه و به‌ ویژه شخص ترامپ در مواجهه با روابط چین و امریکا دچار تغییر رویکرد نخواهند شد؟ زیرا پس از نشست سران چین و امریکا، هر دو طرف بر این توافق تأکید کردند که امیدوار اند روابط دو کشور به سمتی باثبات ‌تر حرکت کند.

هر دو کشور به خوبی می‌دانند که روابط ایالات متحده و چین در وضعیتی توأم با رقابت و همکاری قرار دارد. ترامپ همچنان در بسیاری از حوزه‌ها نیازمند همکاری با چین است، اما در داخل امریکا و به خصوص درون اردوگاه دموکرات ‌ها ممکن است صداهای متفاوتی بلند شود. آیا ترامپ ممکن است برای مدیریت فشارهای داخلی با دموکرات ‌ها وارد تعامل شود و حتا در مسایل مرتبط با روابط پکن و واشنگتن تجدید نظر کند؟

گایو جی‌کای: به باور من، ترامپ می‌تواند به جمهوری ‌خواهان و دموکرات‌های داخل امریکا بگوید که در زمینه مدیریت روابط با چین دستاوردهای قابل توجهی داشته است، زیرا روابط دوجانبه نسبتاً باثبات مانده است. در تحلیل نهایی، در شرایط کنونی، اتخاذ سیاست ‌های خصومت ‌آمیز علیه چین با منافع واقعی مردم امریکا همخوانی ندارد و نکته کلیدی اینست که توده‌های مردم امریکا خواهان ثبات اقتصادی و حفظ تجارت آزاد هستند و تمایلی به پرداخت تعرفه‌های سنگین ندارند.

علاوه بر این، من باور دارم که مردم امریکا نیز خواهان دشمنی با ملت چین نیستند و دو کشور می ‌توانند تعاملات مسالمت ‌آمیزی داشته باشند. از این منظر، معتقدم رفتارهای افراطی علیه چین طی دو سال گذشته تا حدودی مهار شده است. هرچند ممکن است فشارهایی وجود داشته باشد، اما بعید است به جریان غالب تبدیل شود.

در همین حال، معتقدم چین باید به طور مستقیم و هم‌ زمان با هر دو حزب جمهوری‌ خواه و دموکرات ارتباط برقرار کند و موضع شفاف خود را تبیین نماید. مردم چین تمایلی به درگیری با امریکایی‌ها ندارند، دو کشور می ‌توانند در کنار هم با صلح زندگی کنند و بسیاری از مشکلات کنونی امریکا بدون همکاری همه‌ جانبه چین به سختی قابل حل خواهد بود.

به همین دلیل، من معتقدم که خصومت ‌ورزی نباید به هنجار سیاست امریکا تبدیل شود. جمهوری‌ خواهان و دموکرات‌ ها هر دو باید با دقت تحلیل کنند که تقویت دوستی و همکاری با چین در واقع به نفع منافع ملی ایالات متحده خواهد بود.

ژو یوکین: آقای وانگ فنگ، همان ‌طور که استاد گایو گفتند، جهان امروز با مسایل بی ‌شماری دست ‌و‌گریبان است که حل ‌وفصل آن‌ها مستلزم تعامل با چین است و امریکا به تنهایی از عهده آن برنمی‌آید. چه در حل بحران ‌های خاورمیانه و چه در سایر مسایل بین‌المللی، ایالات متحده به همکاری نیاز دارد. از این رو، ترامپ در حالی که در عرصه داخلی با چالش مواجه است، ممکن است نیاز داشته باشد که در سیاست خارجی دستاوردهایی داشته باشد و از این منظر، او نیازمند همکاری با چین است.

اما در این میان باید دید آیا جریان‌های خاص در داخل ایالات متحده و به ‌ویژه در کنگره، از این فرصت برای افزایش فشار بر مساله تایوان استفاده نخواهند کرد؟ آیا ترامپ که در برخی مقاطع فروش تسلیحات به تایوان را کند کرده بود، اکنون تحت فشارها مجبور به شتاب ‌بخشی به آن نخواهد شد؟

وانگ فنگ: به نظر من، موضوع فروش تسلیحات به تایوان بیش از هر چیز با منافع مجتمع‌ های نظامی- صنعتی امریکا و همچنین برخی سیاستمداران تندرو و دیوان ‌سالاران گره خورده است. این منافع با اولویت‌ های کلان ترامپ همواره منطبق نیست. اگر ترامپ در دور دوم ریاست ‌جمهوری ‌اش بخواهد سیاست‌ های متوازن خود در قبال چین را ادامه دهد، ممکن است با فشارهایی روبه ‌رو شود، اما در مجموع، حفظ رابطه با چین کارت بازی مهمی برای اوست. اگر او با بسته ‌های تسلیحاتی کلان به تایوان موافقت کند، این کارت مهم را تضعیف خواهد کرد.

دلیل آن ساده است، زیرا طی ماه‌های گذشته، تعاملات سطح بالا و دیدارهای سران، دستاوردهای دیپلوماتیک ملموسی برای او به همراه داشته است. او از این اعتبار محافظت خواهد کرد. اگر او به روابط با چین آسیب بزند یا برای جلب رضایت گروه‌های فشار با معامله‌های تسلیحاتی بزرگ موافقت کند، در تعاملات آتی با پکن دچار چالش شدیدی خواهد شد.

به همین دلیل فکر می‌ کنم او دست به اقدام شتاب‌ زده نخواهد زد، مگر آنکه به تفاهم بزرگ ‌تری دست یابد. روابط با چین برای ترامپ یک مولفه کلیدی در سیاست خارجی است و او تمایلی ندارد که این موقعیت را از دست بدهد.

ژو یوکین: استاد گایو، با وجود تغییر موازنه در کنگره، آیا ترامپ همچنان می ‌تواند رویکرد خود را در قبال فروش تسلیحات به تایوان حفظ کند؟

گایو جی‌ کای: من همواره گفته‌ام که معامله‌ های تسلیحاتی امریکا با تایوان، فشار مالی سنگینی بر مردم تایوان وارد می ‌کند، چرا که امروزه تسلیحات متعارف چین در سطحی قرار دارد که خرید تجهیزات محدود، تغییردهنده موازنه نیست. از این منظر، دلخوش کردن به خریدهای تسلیحاتی برای تغییر واقعیت‌های ژیوپولیتیک، تصور نادرستی است.

افزون بر این، با تغییر ترکیب کنگره، معتقدم ترامپ متوجه خواهد شد که روابط او با چین به طور کلی نسبتاً باثبات بوده و با وجود چالش‌ها، مدیریت شده است. مساله تایوان در این میان فوق‌العاده حساس است و ترامپ بارها تمایل خود را برای پرهیز از درگیری‌های غیرضروری ابراز کرده است.

در بسیاری از مسایل مهم بین‌المللی، ایالات متحده ناگزیر است با چین همکاری کند. ترامپ طی دو سال آینده بیش از پیش درک خواهد کرد که تعامل سازنده با چین به مراتب مهم ‌تر و حیاتی‌تر از تمرکز بر اقدامات حاشیه‌ای در مسیله تایوان است./جنوب جهانی

 

این مقاله یادداشت اختصاصی وب‌ سایت «گوانچا» (چین) است. محتوای این مقاله صرفاً دیدگاه‌ های شخص نویسنده را بازتاب می‌ دهد و به هیچ وجه موضع این پایگاه خبری را نمایندگی نمی‌کند. بازنشر این مطلب بدون کسب مجوز ممنوع بوده و متخلفان تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت.

 

بامـداد ـ سیاسی ـ۱/ ۲۶ـ ۰۶۱۱                             

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

گفت وگو با دبیرکل حزب کمونیست جدید یوگوسلاویا*

 

 

یونگه ولت

« ما با فروش کشورمان به شرکت های سرمایه داری مخالفیم. ما تحریم ها علیه روسیه و بلاروس را رد می کنیم، ما تجاوز نظامی ـ اقتصادی به ایران را محکوم می کنیم ! »

کمیسیون انتخابات صربستان نتیجه انتخابات پارلمانی در این کشور را اعلام کرد. براساس این توافق، جنبش دانشجویی حدود ۵۲،۵۴ درصد آرا را کسب کرده و اکثریت را در حوزه ۲۵۰ کرسی پارلمان را با حدود ۱۴۰ نماینده در اختیار خواهد داشت. ایتلاف «س.ان.اس» به رهبری «حزب ترقی خواه صربستان» به رهبری نخست وزیر الکساندر ووچیچ ، حدود ۴۰ درصد آرا را کسب کرد و کمی بیش از ۱۰۰ کرسی خواهد داشت. با کمی کمتر از ۷۰ درصد، میزان مشارکت رأی دهندگان بسیار بالا بود. پیروزی جنبش دانشجویی در این انتخابات « بیانگر فضای اجتماعی قطبی شده در صربستان است.» اینکه هیچ دانشجویی در فهرست دانشجویان با ۲۵۰ نام شرکت نکرد و بنابراین وارد پارلمان نشد، در نگاه اول ممکن است متناقض به نظر برسد. به نمایندگی از آن ها، برخی استادان، کارشناسان، فعالان حقوق مدنی، ورزشکاران و فعالان فرهنگی کرسی های پارلمان را از نشست های عمومی دانشجویی خواهند گرفت. تحول تاریخی جنبش اعتراضی دانشجویی در دو سال گذشته استراتیژی غیرمعمول آن را قابل درک می کند.

«حزب ترقی خواه صربستان» زمانی عملا با کمک امریکا با ماموریت های زیر به عنوان جایگزینی راست گرا راه اندازی شده بود: بلگراد باید کوزوو را به رسمیت بشناسد و به غرب بپیوندد. اما با وجود روابط نزدیک با ناتو، صربستان سیاست خارجی مستقل خود را پیشه کرد، برای مثال در مورد تحریم ها علیه روسیه یا روابط با چین به کاروان کشورهای سرمایه داری غرب نپیوست. البته لیست انتخاباتی جنبش دانشجویی عمدا دررابطه با عدم رعایت تحریم ها علیه روسیه و چین سکوت کرده بود چون این کار برایش امتیاز مثبتی در مقر اتحادیه اورپا به ارمغان می آورد، جایی که اکنون تبریک های پیروزی اش سرازیر شده است. با وجود این پیروزی، جنبش دانشجویی امیدهایی را برای انجام اصلاحاتی مثبت ایجاد کرده است. اما استادان و دانشگاهیان، که اکثریت آن ها در فهرست مقامات احتمالی دولت جدید هستند، با منافع خود مخالفت نخواهند کرد. به همین دلیل صربستان با احتمال روی کار آمدن « دولت نخبه گان ـ تکنوکرات ها» تهدید می شود آنها از نظر طبقاتی به نیولیبرالیزم پایبند هستند و انتقاد از بعضی تصمیمات را غیرمنطقی می داند و این موضوع اتحادیه اروپا شادکن است. برای بروکسل، صربستان مانند سایر کشورهای بالکان، «منبع نیروی کار ارزان»، « منطقه ای حایل برای پناهجویان» و «تأمین کننده مواد خام ارزان» محسوب می شود.

اتحادیه اروپا، به ویژه المان، به طور خاص به منابع «لیتیوم» صربستان چشم دوخته است به همین دلیل تعجب آور نخواهد بود اگر سرو کله « شرکت ریو تینتو» دوباره در صربستان پیدایش شود. در این صورت « دولت دانشجویی » باید بین « منافع مردم صربستان» یا «ارزش های اتحادیه اروپا» یکی را انتخاب کند.

( گروه ریو تینتو،  یک شرکت معدنی سهامی دو بورسی عام مستقر بریتانیا و استرالیا است. این شرکت بخش استخراج و تولید فلزات صنعتی، عمدتا لیتیوم، سنگ آهن، المینیوم و مس فعالیت دارد. و یکی از بزرگ ترین شرکت های معدنی جهان و یکی از سه تولید کننده بزرگ سنگ آهن جهان به همراه گروه BHP و شرکت Vale S.A. به شمار میرود. علاوه بر این، ریو تینتو ، یکی از بزرگتریت تولید کنندگان الومینیوم در جهان است. این شرکت در ۳۵ کشور فعالیت می کند و بیشتر فعالیت های آن در استرالیا و کانادا است. در سال مالی ۲۰۲۲ ترسایی این شرکت درآمدی معادل ۵۵.۶ میلیارد دلار داشت. م)

الکساندر جنیچ ، دبیرکل حزب کمونیست جدید یوگوسلاویا:

ما با حمایت از حقوق کارگران، مقاومت در برابر پروژه لیتیوم «ریو تینتو» و قطع ارتباط با صندوق بین المللی پول و بانک جهانی متحد هستیم. علاوه بر این، به ناتو و اتحادیه اروپا نه می گوییم و به کشورهای بریکس و سیاست خارجی مستقل صربستان تکیه داریم، میراث ضدفاشیستی را حفظ می کنیم «ما با فروش کشورمان به شرکت های سرمایه داری مخالفیم. ما تحریم ها علیه روسیه و بلاروس را رد می کنیم، ما تجاوز نظامی ـ اقتصادی به ایران را محکوم می کنیم »

پرسش: از چه موضوعاتی برای ارتباط با مردم استفاده می کنید؟

پاسخ : ما مشکلات روزمره مردم را با مبارزه ضدامپریالیستی پیوند داده ایم. ما با فروش کشور به سرمایه خارجی مخالفیم. ما خواهان کنترول قیمت برمواد خوراکی، آموزش و سلامت رایگان، عدالت اجتماعی، بخش مالی تحت کنترول دولت و یکشنبه بدون کار در خرده فروشی هستیم. ما خواهان پایان روابط با رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی و روابط نزدیک تر با روسیه، چین، ویتنام، لاووس، جمهوری دموکراتیک خلق کوریا و کوبا هستیم. ما کمونیست هستیم، بر اساس اصول هدایت می شویم نه روندها.

اعتراضات دانشجویی از خشم موجه پس از تراژیدی «نووی ساد» در اول نوامبر ۲۰۲۴ آغاز شد. در آنجا به دلیل سهل انگاری دولتی، سقف ایستگاه فرو ریخت و تعدادی کشته شدند. اعتراضات دانشجویی اگر چه به بهانه فروریختن سقف ایستگاه شروع شد اما تنها یک خواسته قطعی داشت: کاهش شهریه. دولت می خواست آن را اجرا کند، اما نیروهای لیبرال- محافظه کار در کارش اخلال کردند. فساد بخشی از سرمایه داری است. امروزه فهرست دانشجویی تجسم وحشت های پست مدرنیزم است: خواسته های لیبرال، روش آنارشیستی، فولکلور ملی گرایانه.

لنین به ما می آموزد که درباره انتخابات بورژوایی توهم نداشته باشیم. ما از آن ها به صورت تاکتیکی برای ارتباط با توده ها استفاده می کنیم. ما افتخار می کنیم تنها کسانی هستیم که به وضوح در کنار مردم ظلم دیده فلسطین ایستاده ایم و خواستار قطع روابط با اسراییل شده ایم، همان طور که یوگوسلاویای سوسیالیستی در سال ۱۹۶۷ ترسایی چنین کرد. ما همچنین اولین کسانی بودیم که از پیوستن به بریکس حمایت کردیم – اما نه اتحادیه اروپا، تظاهرات دایمی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا نشان دهنده بحرانی عمیق در دنیای سرمایه داری غرب جمعی است، در این اتحاد امپریالیستی ثروتمندان ثروتمندتر و فقرا فقیرتر می شوند.

 

*این گفتگو کوتاه شده است.

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۲۶ـ ۰۶۱۱                             

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

کـوبا ونـزویلا نیست

 

آرتم لیونوف ـ تارنمای استولتیه

 

محاصره امریکا علیه کوبا که بیش از ۶۰ سال طول کشیده است، به معنای واقعی کلمه به سرقت پیش پا افتاده تبدیل شده است.

سرقت کالاهایی که به مقصد جزیره آزادی ارسال می‌ شوند.سازمان ‌های اطلاعاتی و مقامات گمرکی ایالات متحده اکنون به سادگی کالاهایی را از کشورهای دیگر که به مقصد کوبا می ‌روند، می‌ دزدند.

این موضوع توسط سازمان ملل متحد، سازمان تجارت جهانی و اینترپل نادیده گرفته می ‌شود. علاوه بر این، دونالد ترامپ اخیراً قول داده است که « اکنون در مورد کوبا جدی باشد - زمان آن فرا رسیده است.»

اخیراً، مقامات گمرکی ایالات متحده گزارش دادند که «۹۰ محموله سوخت به مقصد کوبا را توقیف کرده‌اند.» این به فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی مایع که از مکسیکو، جماییکا و الجزایر می‌آمدند اشاره دارد.

این اقدام واشنگتن شدیدترین اقدام در شدیدترین محاصره جزیره آزادی بود که در جنوری اعمال شد.

در این راستا، باید توجه داشت که واشنگتن از توقف ارسال محموله بشردوستانه ۱۰۰۰۰۰ تن سوخت از روسیه به بندر« ماتانزاس کوبا»، در نزدیکی پایتخت کوبا، خودداری کرد.

با این حال، وزارت امور خارجه و وزارت انرژی روسیه اعلام کردند که چنین محموله‌ هایی ادامه خواهد یافت

از پاییز، واشنگتن محاصره اقتصادی کوبا را تشدید کرده است، از جمله «بازرسی» کشتی‌های تجاری خارجی در مسیر بنادر کوبا .

در مورد محموله‌های سوخت ذکر شده، تقریباً همه آنها توقیف شدند.

همانطور که نماینده وزارت امنیت داخلی ایالات متحده  امریکا اظهار داشت، «آنها به عنوان محموله‌هایی که قرار بود از طریق سازمانی که مشمول تحریم‌های ایالات متحده امریکا است، به مقصد دولت کوبا ارسال شوند، فهرست شده بودند».

این توضیح، اصل موضوع را تغییر نمی ‌دهد: واشنگتن به سرقت پیش پا افتاده کالاهای خارجی به مقصد کوبا متوسل می ‌شود.

این دقیقاً همان چیزیست که وزارت امور خارجه کوبا اخیراً اعلام کرد با این حال، طرف امریکایی، به بیان ملایم‌ تر، اهداف بسیار جاه‌ طلبانه‌ تری را دنبال می‌ کند.

همانطور که ترامپ توضیح داد، دولت «در مدت کوتاهی مبلغ بی‌ سابقه‌ای - یک تریلیون دلار - در ارتش ایالات متحده سرمایه‌ گذاری کرده است»؛ در نتیجه، ایالات متحده امریکا اکنون « بهترین تجهیزات جهان، از جمله در حوزه نظامی را دارد.ضمناً، شما می ‌توانستید این را خود تان در جریان وقایع ونزویلا ببینید.»

او افزود: جمهوری اسلامی ایران نیز به شما تأکید خواهد کرد که ما بهترین تجهیزات نظامی را داریم. و کوبا چطور؟ نگران نباشید. ما در راه بازگشت - پس از ایران - با کوبا برخورد خواهیم کرد.

ترامپ همچنین احتمال اعزام « کشتی‌های جنگی به سواحل کوبا» را مطرح کرد و اظهار داشت که هاوانا « فوراً دستانش را به نشانه اعتراض بالا خواهد برد.» سپس واشنگتن «مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، را به آنجا خواهد فرستاد تا مساله کوبا را به سرانجام برساند.»

آقای روبیو خودش هم از مافوق اش عقب نمانده است. اخیراً، با تکرار استدلال‌های ترامپ که قبلاً به آن اشاره شد، در رسانه‌های اجتماعی ایکس اظهار داشت که «شهروندان کوبایی که از وضعیت کشورشان ناراضی هستند، می‌ توانند از طریق تعامل محرمانه با سرویس‌های اطلاعاتی امریکا به تغییرات مطلوب دست یابند.» برای کسانی که «آرزوی تغییر مثبت در کوبا را دارند، بالاخره زمان آن فرا رسیده است. »

اما خصومت واشنگتن، هاوانا یا دوستان قدیمی و واقعی آن را نمی‌ ترساند. برای مثال، روسیه و بلاروس به توسعه همکاری‌های جامع با کوبا ادامه می‌ دهند.

برنامه همکاری اقتصادی روسیه و کوبا، اجرای تقریباً ۲۰ پروژه در این جمهوری را بین سال‌های ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۰ ترسایی پیش‌ بینی می ‌کند .این موارد شامل تولید لاری و تجهیزات انرژی، بازسازی شبکه راه‌آهن و ایجاد شرکت‌های مشترک در منطقه ویژه اقتصادی ماریل (نزدیک هاوانا) می ‌شود.

از اواسط دهه ۲۰۲۰، روسیه به طور فزاینده‌ای در توسعه ذخایر نفت و گاز در فلات قاره کوبا مشارکت داشته است و بیش از ۳۰ شرکت روسی در این پروژه‌ها مشارکت دارند، از جمله غول‌های مهندسی مکانیک مانند گروه« سینارا ». ( تولیدکننده لوکوموتیو و تجهیزات راه‌آهن ) ،و «زاروبژنفت»، تولیدکننده تجهیزات برای بخش نفت و گاز، و دیگران .

همکاری کوبا با بلاروس نیز بطور فعال در حال توسعه است. این شامل تولید مشترک انواع محصولات پزشکی، ماشین آلات مختلف کشاورزی، محصولات امنیت زیستی کشاورزی، واکسین های حیوانی و موارد دیگر می شود.

تولید مشترک کودهای کیمیاوی، مواد اولیه نساجی پیشرفته و کشاورزی برای سال ۲۰۲۷ برنامه ریزی شده است .

همه این‌ها نه تنها پایه‌های صنعتی کوبا را تقویت می ‌کند، بلکه موقعیت‌ های اقتصادی و ژیوپلیتیکی خارجی روسیه، بلاروس و خود کوبا در امریکای لاتین را نیز تقویت می ‌نماید . در همین حال، از اواسط جون، کوبا نزدیک به ۸۰۰ تن روغن گل آفتاب پرست و سایر مواد غذایی را به عنوان کمک ‌های بشردوستانه از روسیه دریافت کرده است.

در عوض، جزیره آزادی نیز در پایان ماه اکتوبر تقریباً ۱۰۰ تن مسکه، آب پنیر، گوشت کنسرو شده و سبزیجات را به عنوان کمک‌های بشردوستانه از بلاروس به همراه داروهای بلاروسی، غذای کودک و خدمات معلولین دریافت کرد.

این تحویل‌ها ادامه خواهد یافت. علاوه بر این، ایالات متحده امریکا در متوقف کردن، چه رسد به سرقت کالاهای روسی و بلاروسی، مردد است .

 

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ۳۰۰۱۰                           

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

پیروزی لولا در انتخاباتی سرنوشت‌ ساز: برازیل برای برداشتن گام ‌های بلندتر آماده می ‌شود!

 

شعار رسمی کارزار انتخاباتی لولا برای انتخاب مجدد این بود: «برازیل برای برداشتن گام‌های بلندتر آماده است!» 

رقیب لولا دا سیلوا در این انتخابات سرنوشت ‌ساز برای آینده برازیل فلاویو بولسونارو، پسر ژایر بولسونارو، رییس ‌جمهور سابق و بدنام برازیل بود که به‌ دلیل تلاش برای راه انداختن کودتا پس از شکست خوردن از لولا در انتخابات ریاست ‌جمهوری چهارسال پیش اکنون دوران محکومیت ۲۷ ساله ‌اش را در حبس خانگی می ‌گذراند. خودِ بولسونارو پسر نیز بیش از دو دهه سابقه طولانی درگیر بودن با پرونده‌های جدی قضایی دارد، از جمله اتهام‌ های رسمی فساد، اختلاس، سواستفاده از منابع مالی عمومی، پول‌ شویی، فرار مالیاتی، و رهبری یک سازمان تبهکار. اینکه چگونه فردی، با چنین سابقه‌ای، اساساً توانسته است نامزد انتخابات ریاست ‌جمهوری شود موجب حیرت و انزجار بخش بزرگی از جامعه برازیل شده است.

اگرچه بولسونارو پسر در دور نخست انتخابات، در ۵ اکتوبر ۲۰۲۶ ترسایی از لحاظ درصد آرا پیشتاز بود، بسیج گسترده پایگاه اجتماعی لولا و کارزار هدفمند و حساب ‌شده در شبکه‌های اجتماعی به رییس ‌جمهور فعلی کمک کرد که در دور دوم پیروز شود. این امر منجر به دو رویداد بی ‌سابقه در تاریخ سیاست در برازیل از زمان احیای دموکراسی در سال ۱۹۸۹ ترسایی و در پی بیش از دو دهه حکومت نظامی خشن (۱۹۶۴ تا ۱۹۸۵) شد. نخست، برای اولین بار نامزدی که در دور نخست انتخابات رأی بیشتری آورده بود نتوانست در دور دوم پیروز شود. و دوم، پیروز انتخابات برای چهارمین بار به ریاست‌ جمهوری رسید که رخدادی تاریخی است. این نتیجه به‌ روشنی میزان چرخش در آرای انتخاباتی و اهمیت این پیروزی را نشان می ‌دهد که در سایه حمایت گسترده جوامع فقیر و حاشیه ‌نشین برازیل از لولا و نوع سیاست ‌ورزی و شیوه حکومتی که او نمایندگی می ‌کند به دست آمد.

این پیروزی در شرایطی به دست آمد که دولت ترامپ در امریکا، متحدان منطقه ‌یی‌اش، و غول‌ های فناوری مانند شرکت متا (مالک فیسبوک و واتساپ) آشکارا از نامزدی بولسوناروی جوان از جناح راست افراطی حمایت می ‌کردند. بنا بر گزارش‌ها، متا می ‌کوشید مطالبی را که به سود بولسونارو بود در پلاتفرم‌ های متعدد این شرکت (  که در میان مردم عادی برازیل مخاطبان بسیار گسترده‌ای دارند ) بیش از مطالب متمایل به لولا، حزب کارگران (PT)، و دیگر نیروهای ترقی‌خواه و دارای گرایش‌های چپ در برازیل تقویت کند و رونق بخشد.

به گزارش رسانه ‌ها، در روز برگزاری انتخابات نیز متحدان بولسونارو تلاش کردند با ایجاد اختلال در حمل ‌ونقل عمومی در شهرهای بزرگ کارگری مانند ساووپولو و همچنین در سالوادور مانع بسیج و حضور رای ‌دهندگان در پای صندوق‌های رای شوند یا در آن اخلال ایجاد کنند. طبق قوانین برازیل، دسترسی رای ‌دهندگان به مراکز رأی ‌گیری از جمله با ارایه خدمات حمل‌ ونقل عمومی رایگان با حداکثر ظرفیت و در فواصل زمانی معمول در روز انتخابات تضمین شده است.

به همین دلیل بود که پس از آنکه دست ‌کم ۷۵ سرویس متعلق به شاروالی سالوادور در پایانه‌های سرویس ‌رانی متوقف شدند و اجازه حرکت به آنها داده نشد، دادگاه منطقه ‌یی انتخابات در ایالت باهیا (TRE-BA) حکم بازداشت پابلو سوزا، دبیر حمل ‌ونقل شهر سالوادور را به اتهام ایجاد مانع در رای‌ گیری صادر کرد. سالوادور، شهری با اکثریت جمعیت افریقایی ‌تبار، یکی از پایگاه‌های اصلی حمایت از لولاست. ولی برونو ریس، شهردار آن شهر، از متحدان بولسونارو است. در ساووپولو، جایی که دادگاه انتخابات به ‌صراحت شهرداری را موظف کرده بود همه واحد های سرویس ‌رانی روزهای کاری را به کار گیرد، پس از انتشار گزارش‌ هایی مبنی بر اینکه عصر یکشنبه فقط ۶۰درصد سرویس‌ها کار می‌ کردند، ستاد انتخاباتی لولا شکایت‌هایی رسمی به دادگاه ارایه کرد. پس از آن مشخص شد که پولیس فدرال برازیل فعالانه در حال تحقیق درباره احتمال وقوع جرایم انتخاباتی مرتبط با کمبود وسایل حمل ‌ونقل در پنج ایالت باهیا، ساووپولو، پیاویی، سرژیپی، و آلاگواس است. ستره محاکمه برازیل نیز تشخیص داد که این کمبودها سلامت و اعتبار روند رای ‌گیری را تهدید می‌ کند. در واکنش به درخواست اضطراری دولت، کریستیانو زانین، قاضی ستره محاکمه، دستور داد رای ‌گیری در سراسر کشور به مدت دو ساعت تمدید شود. به این ترتیب، پایان رأی ‌گیری از ساعت ۵ عصر به ساعت ۷ شب به وقت برازیلیا تغییر کرد تا اختلال‌ های ناشی از حمل‌ ونقل جبران شود و شهروندان نیز بتوانند رای شان را به صندوق بیندازند. 

ستاد انتخاباتی بولسونارو پسر ، نیز رسماً درخواست کرده بود ساعت رأی ‌گیری در ۱۷ شهرداری با گرایش مشخص به راست محافظه ‌کار تمدید شود، زیرا بارندگی‌ های سیل‌آسا، سیلاب، و قطع برق ممکن بود در این مناطق بر میزان آرای او تأثیر منفی داشته باشد.

پیروزی نامزد مترقی در انتخابات برازیل، در دوره‌ای تاریک که نیروهای راست افراطی با حمایت طبقه حاکم در ایالات متحد امریکا در سراسر امریکای جنوبی بار دیگر قدرت گرفته‌اند، تحولی مهم دلگرم‌ک ننده و مایه امیدواری است. با این حال، باید برای تقویت تلاش‌ها در دفاع از حاکمیت و دموکراسی برازیل آماده بود، زیرا اینکه بولسونارو نتایج انتخابات را نمی ‌پذیرد و از پذیرش شکست خودداری می ‌کند، به‌ روشنی نشان می‌دهد که تلاش‌ها برای زیر سوال بردن قانونی و برحق بودن این پیروزی همچنان ادامه دارد و روند دموکراتیک در آن کشور همچنان با تهدید روبه ‌روست.

یادآور می‌ شویم که پس از انتخابات، دیوان عالی کشور به فلاویو بولسونارو* دستور داد که پاسپورت اش را تحویل دهد. ظاهراً این اقدام در پی اظهارات علنی برادر او ادواردو صورت گرفت که گفته بود در صورت شکست خوردن فلاویو، اعضای اردوگاه بولسونارو باید از کشور فرار کنند./نامه مردم

 

*در پی اعلان نتایج انتخابات دربرازیل ، فلاویو بولسوناربه کمک ارگانهای استخباراتی به امریکا فرار، و در فلوریدا جابجا شد .

 

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۲۶ـ ۰۱۱۱                           

 

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

قيام متعلمین فرانسه

گفت‌وگو با بازيل كوپن

 

پرسش : گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می ‌دهد این جنبشی خودجوش از پایین است که از لیسه‌های منطقه کارگری در حومه پاریس آغاز شده است. آیا این موضوع صحت دارد؟ این جنبش چگونه شکل گرفت و چه عاملی باعث جرقه‌ خوردن آن شد؟

 پاسخ : در فرانسه اروپایی، متعلمین دوره متوسطه از ۱۸ سپتامبر در اعتراض به کمبود شدید امکانات و بودجه در نظام آموزش ملی دست به تجمع زده‌اند، کمبودی که مانع از تحصیل درست آن‌ها می ‌شود و امید به آینده را از آن‌ها گرفته است. نخستین اعتراض‌ها در منطقه کره ‌تی و پس از اعتصاب معلمان لیسه سن- اگزوپری شکل گرفت. خیلی زود بسیاری از مدارس دیگر در سراسر کشور، به‌ ویژه در مناطق محروم‌ت ر مانند سن- سن- ، به این جریان پیوستند. البته این اعتراض‌ها پیش ‌تر در «سرزمین‌های فرادریایی ـ  » آغاز شده بود، اما رسانه‌ ها آن را کاملا نادیده گرفتند و هیچ اشاره‌ای به آن نکردند، همان رسانه‌هایی که اکنون مدعی هستند اعتراض‌ها از ماه سپتامبر شروع شده است. فرسودگی نظام آموزش ملی و به ‌طور کلی ‌تر خدمات عمومی، ساکنان سرزمین ‌های فرادریایی را بسیار شدیدتر تحت تاثیر قرار می‌دهد. آن‌ها درآمد کمتری برای زندگی دارند، در دسترسی به امکانات اولیه مانند آب آشامیدنی با مشکل روبه ‌رو هستند، زیرساخت‌ های بسیار ضعیفی دارند و نابرابری ‌های اجتماعی بیشتری را تجربه می ‌کنند، تا جایی که نرخ بیکاری در آن مناطق دو تا سه برابر فرانسه اصلی است. آن‌ها همچنین آسیب‌ های شدیدتری از تغییرات اقلیمی می‌بینند. یکی از اصلی‌ترین عوامل بروز این اعتراض‌ها، فقیرتر شدن روزافزون خانواده‌هایی است که در مناطق محروم زندگی می ‌کنند و از پیش هم امکانات لازم برای یک زندگی شایسته را نداشته‌ اند.

پرسش : این جنبش چگونه زبانه کشید و به یک اعتصاب و اعتراض سراسری در کشور تبدیل شد؟

پاسخ :  از طریق شبکه‌های اجتماعی، بسیاری از دبیرستان‌های پاریس با شعار «همبستگی با ۹۳» به این جریان پیوستند. این عدد به استان سن-سن-دنی اشاره دارد، منطقه‌ای عمدتا کارگری در حومه شمال شرقی پاریس که اعتصاب‌ها و تعطیلی مدارس در آن بسیار گسترده بود. پس از آن، جنبش در سراسر کشور پخش شد. بسیاری از گروه‌های دیگر نیز خیلی سریع از متعلمین پشتیبانی کردند، از جمله دانشجویانی که از ابتدای ماه برای اعتراض به خطر خصوصی ‌سازی دانشگاه‌ها دست به تجمع زده بودند. به باور من، انعکاس اخبار در رسانه‌ها و رفتارهای سرکوبگرانه دولت، باعث بیداری و آگاهی کسانی شد که پیش از این همبستگی چندانی با جوانان محله‌ های کارگرنشین نشان نمی ‌دادند. بسیاری از دانشکده‌ها و پردیس‌های دانشگاهی تعطیل شدند، حتا نهادهایی مانند موسسه خصوصی کاتولیک پاریس که تاریخی دور از اعتراض و سیاست داشته‌اند. دبیرستان‌های مناطق مرفه پاریس و برخی مدارس غیرانتفاعی نیز به تعطیلی اعتراض‌آمیز مدارس پیوستند. اتحادیه‌های صنفی بخش دولتی، از جمله اتحادیه‌های معلمان و کارکنان اطفاییه هم همراه جنبش شدند. آتش‌ نشانان دقیقاً در همان زمان دست به اعتراض زده بودند، چرا که مجبور بودند با کمترین امکانات، ماه‌ها گرمای بی ‌سابقه تابستان و آتش ‌سوزی‌های گسترده را مدیریت کنند، به‌ ویژه پس از آنکه گابریل آتال، نخست ‌وزیر پیشین، سفارش خرید دو هواپیمای جدید آتش‌ نشانی کانادیر را لغو کرده بود. بنابراین با یک اعتراض کم ‌نظیر و بی ‌سابقه رو‌به ‌رو هستیم که طیف گسترده‌ای از مردم خشمگین از تضعیف خدمات عمومی در فرانسه را کنار هم جمع کرده است. همچنین برای ۱۷ اکتوبر، فراخوان اعتراضی بزرگی از سوی جنبش جلیقه ‌زردها داده شد.

پرسش : خواسته‌های اصلی این جنبش چیست و آیا با گسترش اعتراض‌ها این خواسته‌ ها تغییری کرده‌اند؟

پاسخ :  خواسته‌ها بسیار متنوع هستند، اما محور اصلی بیشتر آن ‌ها اعتراض به کمبود بودجه آموزش و پرورش و خدمات عمومی است، وضعیتی که نتیجه آزاد سازی اقتصادی شتابان در طول چند دهه گذشته است. مکتب ‌ها سال‌هاست که با کاهش بودجه دست‌ وپنجه نرم می ‌کنند. ترمیمات ضروری انجام نمی‌ شود، به‌ ویژه در مناطق محروم حومه پاریس. ساختمان‌ها عایق ‌بندی بسیار ضعیفی دارند (به ‌طوری که دمای صنف‌ها در تابستان و زمستان طاقت ‌فرسا می ‌شود)، تشناب ها کافی نیستند یا همیشه خراب و غیرقابل استفاده‌اند. در مناطقی که این قیام از آنجا آغاز شد، دانش ‌آموزان خواستار حداقل امکاناتی هستند که بتوانند در شرایطی انسانی درس بخوانند، به‌ ویژه جایگزینی واقعی برای معلمان غایب. در اکثر قریب به اتفاق مکاتب، بیشتر متعلمین به دلیل کمبود نیروی انسانی دست ‌کم یک معلم را در طول سال تحصیلی از دست می ‌دهند. حتا وقتی معلمان برای مدتی طولانی (گاهی چند ماه) غایب هستند، هیچ معلم جایگزینی فرستاده نمی‌ شود، مگر برای سال‌های آخر که امتحان ‌های نهایی برگزار می ‌شود. جذب معلمان فقط از درون همان منطقه آموزشی انجام می ‌شود و به همین دلیل گاهی تعداد متقاضیان از تعداد چوکی ‌های خالی کمتر است. در منطقه سن- سن- دنی، یک شاگرد در طول دوران تحصیل خود به ‌طور متوسط بین ۱۲ تا ۱۸ ماه از آموزش محروم می ‌شود که بسیار بیشتر از حد وسط کشوری است. از سوی دیگر، به دلیل فشار اقتصادی و فقیرتر شدن خانواده‌ها، از هر چهار کودک نزدیک به یک کودک مجبور است دست ‌کم یک وعده غذایی در روز را حذف کند. با اینکه قرار بوده غذای مدارس ارزان و اقتصادی باشد، وضعیت فرسوده مدارس در حومه ‌ها باعث شده کیفیت غذاها افت کند و حتا گاهی مواد غذایی آلوده به حشرات یا مکروب باشند. دسترسی به آب آشامیدنی سالم نیز یکی دیگر از خواسته‌ های بسیار مهم است، چرا که تعداد زیادی از مکاتب، به ‌ویژه در مناطق آنسوی اوقیانوس، آب آشامیدنی ندارند. برخی مدارس حتا وضعیت بهداشتی خطرناکی دارند و در آب لوله‌ کشی آن‌ها آلودگی ‌های میکروبی پیدا شده است. در نهایت، متعلمین خواستار فضاهای آموزشی استاندارد هستند: برای نمونه، سقف و دیوار بسیاری از لیسه‌ها و دانشگاه‌ها دچارکپک ‌زدگی شدید است که سلامت تنفسی افراد را به خطر می ‌اندازد. سقف‌های ترک ‌خورده روی سر متعلمین یا معلمان می‌ریزد، در برخی مدارس موش دیده می‌شود و صنف های کانتری و بی سقف و که قرار بود ابزاری موقت باشند، اکنون ۲۰ سال است که به همان شکل باقی مانده‌اند. دانشجویان دانشگاه نیزخواستار دسترسی به مسکن ارزان و مناسب هستند.

پرسش :  این جنبش چگونه مدیریت و سازمان‌دهی می ‌شود؟ معمولا چنین جنبش‌هایی با چالش ساختاری رو‌به ‌رو هستند و میان مدیریت خودجوش و افقی با مدیریت متمرکز و عمودی کشمکش وجود دارد. آیا یک ساختار سازمان ‌یافته سراسری شکل گرفته یا هنوز با مجموعه‌ای از گروه‌های محلی رو‌به‌ رو هستیم؟

پاسخ : نقطه قوت و ویژگی برجسته این جنبش در این است که خود شاگردان مکاتب متوسطه آن را پایه‌ گذاری و سازمان ‌دهی کردند. آن‌ها کاملا مستقل عمل کردند و در هماهنگ ‌کردن اقدام‌های خود بسیار موفق بودند. برخی از آن‌ها پس از بستن مدرسه خود، برای کمک و حمایت به سراغ متعلمین مدارس همجوار یا شهرهای نزدیک ‌تر رفتند. این اعتراض گسترده به‌ طور طبیعی پای سازمان ‌ها و اتحادیه ‌های صنفی را هم به مبارزه باز کرد، بدون آنکه اجازه دهد یک ساختار دستوری از بالا به پایین به آن‌ها تحمیل شود. شبکه‌ های اجتماعی نیز به جوانان سراسر فرانسه این امکان را دادند تا با هم ارتباط بگیرند و تشکل‌هایی در سطح ملی بسازند و اجازه ندهند اعتراض‌ها در سطح محلی محدود بماند. برای نمونه، فراخوان « پس‌گرفتن باستیل » در شبکه‌ های اجتماعی شکل گرفت و به یکی از بزرگ ‌ترین تجمع‌ها در روز پنجشنبه ۸ اکتوبر تبدیل شد. این نام اشاره‌ای است به فتح زندان باستیل در ۱۴ جولای ۱۷۸۹ در جریان انقلاب کبیر فرانسه که هر سال در روز ملی فرانسه گرامی داشته می ‌شود.

پرسش :  برخی تحلیل‌گران می‌گویند این حرکت فراتر از مسایل مربوط به مدارس است و نوعی ایستادگی در برابر رشد جریان‌های راست‌گرا و پاسخ نسل جوان در آستانه انتخابات سال آینده است. این تحلیل تا چه حد درست است؟

پاسخ :  فراتر از خواسته ‌های آموزشی، این جنبش موضعی کاملا روشن در برابر سیاست ‌های نیولیبرالی و جریان راست افراطی گرفته است. با توجه به اینکه احزاب حامی امانویل ماکرون، رییس‌جمهور فرانسه، در ۸۶ درصد از لوایح مجلس ملی با بزرگ ‌ترین حزب راست افراطی یعنی« تجمع ملی » رای یکسان داده‌اند، این رویکرد جوانان اصلا تعجب‌آور نیست. شعارهای متعددی در راهپیمایی‌ها شنیده می ‌شود، مانند « همه از تجمع ملی متنفرند»، «جوانان می‌گویند جبهه ملی گم شود» (نام قدیمی حزب تجمع ملی) و همچنین شعار معروف ایتالیایی antifascisti «همه ما ضدفاشیست هستیم» که نشان می‌دهد نسل جوان سیاست‌ های بازگشت به عقب و ارتجاعی را برنمی ‌تابد. انتظار می ‌رود حضور جوانان در انتخابات ریاست ‌جمهوری آینده بسیار پرشور باشد، طوری که طبق نظرسنجی‌ها از هر دو رای‌دهنده جوان، نزدیک به یک نفر قصد دارد به ژان- لوک ملانشون، نامزد چپ رادیکال فرانسه، رای دهد.

پرسش :  خشونت زیادی علیه معترضان اعمال شده و گزارش‌هایی از مصدومیت شدید ۲۱۵ دانش‌آموز و ۸۵ معلم منتشر شده است. پاسخ متعلمین به این سرکوب‌ها چه بوده است؟

پلسخ : متاسفانه از زمانی که شما این پرسش را مطرح کردید، آمار خشونت‌های اعمال‌ شده علیه متعلمین به مراتب بالاتر رفته است. این رفتار غیرقابل دفاع، بی‌اعتمادی عمیقی را که از پیش نسبت به پولیس و نهادهای حاکم وجود داشت، پررنگ ‌تر کرده است. بسیاری از نمایندگان منتخب حزب فرانسه نافرمان، جنبشی که ژان- لوک ملانشون رهبری آن را در انتخابات بر عهده دارد، کنار جوانان ایستاده و از آن‌ها در برابر خشونت دفاع کرده‌اند. آن‌ها حتا تا جایی پیش رفتند که به ‌صورت مستقیم مانع برخوردهای پولیس شدند، مانند اقدامی که بالی باگایوکو، شهردار سن-دنی، انجام داد. او و چند تن دیگر از نمایندگان هم در این میان به ‌شدت از سوی نیروهای پولیس مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. واکنش‌ها متفاوت بوده است: گروهی از جوانان از نهادی که وظیفه ‌اش برقراری امنیت است اما دست به سرکوب آن‌ها زده هراسان شده‌اند، در حالی که موجی از خشم بخش بزرگی از جامعه را فراگرفته است. این معترضان فقط نمایندگان چپ رادیکال نیستند، بلکه والدین، معلمان و وکلا نیز برای دفاع از حقوق این نوجوانان وارد میدان شده‌اند.

پرسش : اخبار نشان می ‌دهد که دانشجویان، والدین و کارگران نیز در حال پیوستن به این اعتراض‌ ها هستند. این موضوع تا چه اندازه صحت دارد؟

پاسخ : شمار زیادی از فعالان مدنی، والدین و کارگران شانه به شانه جوانان وارد عرصه شده‌اند. برخی از آن‌ها در برابر متعلمین زنجیره‌های انسانی تشکیل داده‌اند تا مانند یک سپر محافظ در برابر نیروهای امنیتی عمل کنند. این اتفاق بسیار تعیین‌ کننده است، زیرا نشان می ‌دهد جنبش رشد کرده و اکنون از پشتیبانی بخش بسیار بزرگ ‌تری از جامعه برخوردار است و دیگر محدود به گروه‌های دانش‌آموزی یا دانشجویی نیست. این شکل از همراهی، فرآیند تقاطع ‌گرایی و پیوند مبارزات اصناف مختلف را در سراسر جامعه فرانسه ممکن ساخته است، آن هم در شرایطی که مردم نگرانی‌ های عمیقی درباره آینده کشور دارند. اگرچه نمایندگان منتخب و اتحادیه‌های صنفی حضوری پررنگ دارند، اما ترجیح داده‌اند جوانان در صف اول راهپیمایی‌ها بمانند تا صدای مطالبه تغییر که از سوی نسل زد و نسل‌ های پس از آن فریاد زده می ‌شود، رساتر به گوش برسد.

پرسش : شنیده‌ها حاکی از آن است که برخلاف قیام‌های پیشین جوانان (مانند اعتراض‌های سال ۲۰۱۵)، این بار از نمایندگان احزاب سیاسی استقبال می‌شود و به چشم افراد فرصت ‌طلب به آن‌ها نگاه نمی ‌شود. آیا این موضوع درست است؟ اگر پاسخ مثبت است، علت آن چیست؟

پاسخ  جنبش‌ها و احزاب سیاسی مختلفی سعی کرده‌اند به این اعتراض‌ها بپیوندند، اما باید میان عملکرد و رفتارهای آن‌ها تفاوت قایل شد. اکثر احزابی که همراه شده‌اند احزاب چپ هستند یا ادعای چپ ‌گرایی دارند، اما روش کار آن‌ها زمین تا آسمان با هم فرق می ‌کند. در یک سو، جریانی مانند« فرانسه نافرمان  » قرار دارد که نمایندگانش در خط مقدم راهپیمایی‌ها می‌ایستند تا از معترضان جوان در برابر پولیس محافظت کنند. این جریان متعهد شده که خواسته‌های متعلمین را برآورده کند و بودجه‌های سنگینی به آموزش اختصاص دهد. طبیعی است که فعالان این جریان با استقبال گرم متعلمین و جوانان روبه ‌رو شوند. در سوی دیگر، بخش عمده‌ای از جریان سوسیال دموکراسی قرار دارد که نماد اصلی آن حزب سوسیالیست است، حزبی که مدت‌هاست نشان ‌داده نه رفتاری سوسیالیستی دارد و نه دموکراتیک. نمایندگان این حزب در حرف از جوانان حمایت می ‌کنند، اما کارنامه آن‌ ها در زمانی که در قدرت بوده اند کاملا برعکس بوده است. فرانسوا اولاند، رییس ‌جمهور پیشین از همین حزب سوسیالیست، مسوول سنگین ‌ترین کاهش بودجه‌های آموزشی پیش از امانویل ماکرون بود و با انتصاب ماکرون به‌عنوان وزیر اقتصاد، جاده را برای به قدرت رسیدن او هموار کرد. جریان‌ های راست و راست افراطی نیز حتا زحمت شنیدن صدای جوانان را به خود نداده‌اند و در برنامه‌های تلویزیونی آن‌ها را اراذل و اوباش یا افراد تنبل خطاب می‌ کنند. بنابراین، امروزه تنها یک سد دفاعی در برابر نابودی آموزش عمومی در فرانسه باقی مانده و همین موضوع دلیل اصلی محبوبیت چشمگیر چپ رادیکال میان نسل جوان است.

پرسش : ما به‌عنوان فعالانی که از دور نظاره‌گریم، با شنیدن اخبار قیام متعلمین و دانشجویان در فرانسه ناخودآگاه به یاد رویدادهای مه ۱۹۶۸ می‌افتیم، شاید هم دچار رویا پردازی شده‌ایم. این حرکت چقدر به آن رویداد تاریخی شباهت دارد؟

پاسخ : شباهت‌های انکارناپذیری میان این اتفاق‌ها و رویدادهای مه ۱۹۶۸ ترسایی وجود دارد. اگرچه جنبش فعلی هنوز به ابعاد آن قیام تاریخی نرسیده، اما بدون شک یکی از بزرگ ‌ترین حرکت‌های اعتراضی جوانان از آن زمان تا به امروز است. دولت فرانسه به ‌شدت نگران تداوم این اعتراض ‌هاست و برخی از کارشناسان، روزهای پیش رو را « بازگشت جلیقه‌ زردها» می‌ نامند، همان جنبش فراگیری که در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ کشور را به تعطیلی کشاند و فراخوان تازه آن برای ۱۷ اکتوبر برنامه‌ ریزی شده بود. دیدن اینکه نسل جوان فرانسه هنوز آگاه است و می ‌داند مردم این کشور ذاتا روحیه انقلابی دارند و هرگاه حاکمان بخواهند حقوق شان را پایمال کنند بپا می ‌خیزند، بسیار امیدبخش است. امروز نسل زد و نسل‌ های پس از آن سر یک دوراهی تاریخی ایستاده‌اند: آیا می ‌خواهند به مسیر نظام نیولیبرالی ادامه دهند که در حال جاده‌ صاف‌کنی برای به قدرت رساندن راست افراطی در سال ۲۰۲۷ است؟ یا آمادگی دارند تا با ساختار تضعیف خدمات عمومی قطع رابطه کنند و با پی ‌ریزی جمهوری ششم (همان ‌طور که فرانسه نافرمان و ژان-لوک ملانشون از آن دفاع می‌کنند ) جامعه‌ای تازه، عادلانه‌ تر و برابری‌ خواهانه ‌تر بسازند؟

***

بازيل كوپن دانشجوی حقوق در دانشگاه نانتر و یکی از سازمان ‌دهندگان گروه جوانان نافرما (شاخه جوانان فرانسه نافرمان) در پانتن و اوبرويلييه - سن- سن- دنی است.

 

 

 

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۶ـ ۲۱۰۱۰                           

Copyright ©bamdaad 2026