فرهنگ مسئولیتپذیری وحدت در نیروهای مترقی

نویسنده : صفت الله عمل یار
در جهان پرتحول و پیچیده امروز، هیچ نیروی سیاسی مترقی بهتنهایی قادر نیست پاسخگوی همه نیازها، چالشها و مطالبات گسترده اجتماعی باشد. شرایط دشوار اقتصادی، بحرانهای سیاسی، گسترش بیعدالتی، افزایش فاصلههای اجتماعی و محدود شدن عرصههای مشارکت ، بیش از هر زمان دیگر ضرورت همکاری و همسویی نیروهای مترقی، ملی و دموکراتیک را برجسته ساخته است. با اینهمه، تجربه نشان داده است که صرف اعلام تمایل به وحدت، تشکیل نشستها و یا انتشار اعلامیههای مشترک، برای تحقق یک وحدت پایدار و اثرگذار کافی نیست؛ بلکه آنچه به وحدت معنا، دوام و ظرفیت عملی میبخشد، شکلگیری فرهنگ مسئولیتپذیری وحدت در میان نیروهای شریک آن است.
فرهنگ مسئولیتپذیری وحدت، پیش از هر چیز به معنای درک مشترک از ضرورت تاریخی همگرایی و پذیرش مسئولیت در قبال سرنوشت جمعی است. نیروهای مترقی زمانی میتوانند به یک حزب واحد و جبهه نیرومند اجتماعی و سیاسی تبدیل شوند که از دایره تنگ ملاحظات گروهی، رقابتهای فرسایشی و حساسیتهای غیرضروری عبور کرده و منافع بزرگتر مردم و جامعه را در محور تصمیمگیریهای خویش قرار دهند. هرگاه منافع محدود سازمانی یا تمایل به برتریجویی سیاسی بر روحیه همکاری غلبه یابد، روند وحدت با بیاعتمادی، سوءتفاهم و فرسایش روبهرو خواهد شد.
واقعیت آن است که در بسیاری از موارد، ناکامی تلاشهای وحدتطلبانه نه ناشی از نبود شعارهای وحدت، بلکه نتیجه ضعف در فرهنگ مسئولیتپذیری بوده است. هنگامیکه برخی نیروها وحدت را تنها در چارچوب منافع کوتاهمدت خویش تعریف میکنند، یا انتظار دارند دیگران بدون احترام متقابل در محور دیدگاه آنان گرد آیند، زمینههای شکاف و پراکندگی تقویت میگردد. وحدت واقعی، نیازمند روحیه مشارکت، شنیدن دیدگاههای متفاوت، پذیرش نقد سازنده و آمادگی برای مصالحه اصولی در راستای اهداف مشترک است.
مسئولیتپذیری در امر وحدت همچنین مستلزم صداقت سیاسی و وفاداری به تعهدات مشترک است. نیروهای مترقی زمانی اعتماد متقابل ایجاد میکنند که در گفتار و کردار، پایبندی خویش را به توافقات، اصول پذیرفتهشده و اخلاق همکاری سیاسی نشان دهند. برخوردهای دوگانه، تصمیمگیریهای یکجانبه، سیاست حذف یا کمرنگ ساختن نقش دیگران، نهتنها به روند وحدت آسیب میرساند، بلکه اعتبار نیروهای مترقی را در برابر مردم نیز تضعیف مینماید.
یکی از عناصر اساسی فرهنگ مسئولیتپذیری وحدت، پذیرش تنوع در درون همسویی سیاسی است. نیروهای مترقی، با وجود اشتراکات بنیادین در عرصه عدالت اجتماعی، دموکراسی، آزادی، توسعه و دفاع از حقوق مردم، ممکن است در برخی دیدگاهها، روشها یا اولویتها تفاوت داشته باشند. این تفاوتها نباید به مانع همکاری تبدیل گردد. برعکس، بلوغ سیاسی در آن است که اختلافها بهگونهای مدیریت شوند که اصل همکاری و همگرایی آسیب نبیند. وحدت پایدار، به معنای یکسانسازی اندیشهها نیست، بلکه هنر یافتن نقاط مشترک و تبدیل آنها به برنامه عمل مشترک است.
فرهنگ مسئولیتپذیری وحدت، همچنان ایجاب میکند که نقد و انتقاد در فضای سالم، رفیقانه و سازنده صورت گیرد. نیروهای مترقی زمانی میتوانند به اعتماد پایدار دست یابند که اختلاف نظرها را از طریق گفتوگو، استدلال و احترام متقابل حل نمایند، نه از راه تخریب، اتهامزنی یا برخوردهای احساساتی. تجربههای تاریخی نشان دادهاند که زبان خصومت در درون صفوف مترقی، بیش از هر عامل دیگر، ظرفیتهای جمعی را ضعیف ساخته و فرصتهای مهم سیاسی را از میان برده است.
در این میان، نقش فرهنگ تشکیلاتی نیز برجسته است. تشکیلاتهای مترقی اگر خواهان وحدت مؤثر هستند، باید فرهنگ همکاری، پاسخگویی، شفافیت و احترام به تصمیمهای جمعی را در درون خود تقویت نمایند. وحدتی که در سطح رهبریها باقی بماند اما به فرهنگ رفتاری اعضا و بدنه اجتماعی انتقال نیابد، دوام چندانی نخواهد داشت. از اینرو، مسئولیتپذیری در قبال وحدت باید به یک ارزش سیاسی و اخلاقی در تمام سطوح فعالیت سیاسی مبدل گردد.
همچنین باید پذیرفت که وحدت، یک روند زنده و پویاست؛ نه یک توافق لحظهای یا پروژه کوتاهمدت. حفظ وحدت، گاه دشوارتر از ایجاد آن است. بنابراین، همه نیروهای شریک در همسوییهای مترقی مسئولاند تا با صبر سیاسی ، انعطاف معقول و تعهد عملی، از آسیب دیدن این سرمایه جمعی جلوگیری کنند.
امروز، در شرایطی که مردم بیش از هر زمان دیگر نیازمند بدیلهای مترقی، عدالتخواه و مردممحور اند، پراکندگی و واگرایی نیروهای پیشرو میتواند هزینههای سنگینی بر روند تحول اجتماعی تحمیل کند. مردم از نیروهای مترقی انتظار دارند که فراتر از اختلافات کوچک، برای دفاع از منافع عمومی، عدالت اجتماعی، دموکراسی، رفاه و کرامت انسانی، زبان مشترک و عمل مشترک بیابند.
بنابراین، فرهنگ مسئولیتپذیری وحدت باید بهعنوان یکی از ستونهای اساسی رفتار سیاسی نیروهای مترقی مورد توجه قرار گیرد؛ فرهنگی که در آن تعهد به اهداف مشترک، احترام به تنوع، صداقت سیاسی، تحمل متقابل و ترجیح منافع عمومی بر ملاحظات محدود گروهی جایگاه مرکزی داشته باشد. تنها در چنین صورتی است که وحدت میتواند از یک آرزو و شعار فراتر رفته و به نیرویی مؤثر برای تغییرات مثبت اجتماعی و سیاسی تبدیل گردد.
امروز بیش از هر زمان دیگر، ضرورت آن احساس میشود که نیروهای مترقی، نهتنها از وحدت سخن بگویند، بلکه مسئولیت حفظ، تقویت و نهادینه ساختن آن را نیز بهگونهای آگاهانه و صادقانه بر دوش گیرند. زیرا وحدتی که بر پایه مسئولیتپذیری و اعتماد متقابل استوار باشد، میتواند امید و اعتماد مردم را دوباره احیا کرده و زمینهساز تحولات مثبت و پایدار در جامعه گردد.
بامـداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۶ـ ۳۱۰۵
Copyright ©bamdaad 2026
نگارش برداشتی از"یادداشت یک رفیق (٧)":

حکیم کرنزی
یادداشت مبسوط وبا مفهوم یک رفیق که ازلحاظ محتوی در دو بخش تنظیم وبه نگارش گرفته شده ، سخت قابل تعمق وتحلیل همه جانبه را از ما تقاضا’داردوانرا میتوان منحیث رهنمودی در راهکار های بعدی برای یکجایی ها وهمگرایی ها نیروهای ترقی خواه در راستای عبور کشور از تنگنای کنونی قلمداد نمودواین یادداشت را منحیث نشانه’بلوغ سیاسی زمانی میتوان دیدکه محتوی این باواقعیت سیاسی برمبنای عدم دشمن سازی دایمی ،عدم تقدیس اشخاص وافراد وبدون اسیر شدن در انشعاب های تاریخی تعریف نمود.
بخش دوم آن را میتوان منحیث رهنمود راه وشیوه های برون رفت سیستم موجود حاکم از معضلات فعلی برای ایجاد ساحه’ مذاکره وتفاهمات با نیرو های ترقیخواه و نسل ابدیده روشنفکران با مسولیت از معضلات فعلی وبرای بهبود شیوه های برخورد حاکمان فعلی در خور توجه وزیرنگین ترصدی عقل وخرد باید قرار دادکه این قسمت مورد بحث ما نیست،با آنکه محتوی آن برمبنای رفع مسولیت های نیرو های ترقیخواه در پیوند با سیاست های فعلی مروج کشور وحاکمان فعلی منحیث یک سند معتبر با غور وبررسی همه جانبه تحریر شده ،میباشد.
واما میتوان این یاداشت را عمیق تر از زاویه روانشناسی سیاسی ،فرهنگ وتجربه تا’ریخی جنبش های ترقیخواهانه بررسی نمود.
در بسیاری ازجنبش ها واحزاب سیاسی چپی مخصوصا’در جوامعی که سالها بحران مهاجرت ، سرکوب یا شکست های سیاسی وجود داشته ،به بخشی از تاریخ سیاسی جهان تبدیل شده وافراد یا جناح ها تنها براساس برنامه های امروزی تعریف نمی شوند ،بلکه براساس خاطره ها ،وفا داری ها و روایت های تاریخی به تعریف گرفته میشوند ومشکل عمده هم از همین جا آغاز میگردد،یعنی ګذشته به ابزار مشروعیت تبدیل میگرددوبرخی از جریانها مشروعیت سیاسی خویش را نه از توانایی های کنونی بلکه از وابستگی ها به رهبران فقید با گذشته تا’ریخی می گیرندودر چنین وضعی نقد از گذشته ها دشوار شده واختلافات قدیمی مقدس جلوه داده شده وهر تلاش برای وحدت ((عدول از اصول))،قلمداد میشود ،در حال که سیاست زنده نیازمند به پاسخ به مسایل امروز است ونه زندگی در خاطرات گذشته ،زیرا تفاوت میان حفظ حافظه تاریخی اسارت در گذشته یک حزب سالم از غیر سالم در انست که حزب سالم تاریخ خودرا مطالعه نموده واز اشتباهات درس میگیرند وبه رهبران پیشین احترام میگذارند واما اسیر گذشته ها نمی شوند،ولی هرگاه اختلافات سالهای قبل اگر هنوز هم تعیین کننده سیاست وروابط امروزی ما باشد عملا”تاریخ از یک منبع تجربه به یک زندان سیاسی تبدیل میگردد.
در بسیاری موارد اختلافات قدیمی اختلافات نظری نیستند بلکه با احساسات عمیق همراه است ،مثلا”احساس خیانت ،احساس رقابت های شخصی ،زخم های تشکیلاتی ویا از ترس از دست دادن نفوذ فردی ،وبه همین دلیل گاهی افراد نا خودآگاه از وحدت ویا ایتلاف می ترسند ،چون این پروسه ممکن است جایگاه قدیمی شانرا تغیر دهدویا مرزبندی های سنتی شانرا از بین ببردویا رهبری های قبلی را زیر سوال قرار دهد،که در این حالت گذشته بهانه یی برای حفظ وضعیت موجود است.
تجارب جهانی بسیاری از جنبش ها نشانداده که به اساس انشعاب ها تکرار اختلافات تا’ریخی شدیدا”ضربه خورده وتضعیف گردیده آند ودر مقابل جریانهای که توانستند فرهنگ گفتگو ،نقد متقابل، تمرکز بر اهداف مشترک را در پیش گیرندمو’فق تر بوده اند ،زیرا وحدت اوصولی به معنی حذف اختلافات نیست بلکه به معنی مدیریت عقلانی اختلافات بوده واگر گذشته ها بدون نقد باقی بماند،چنین وحدت ها دوام نمی آورند وگذشته از آن عبور ازاختلافات تار’ریخی به معنی فراموش کردن حقیقت هم نیست بلکه به معنی اولویت دادن به آینده ،پذیرش اشتباهات ساختن فرهنگ سیاسی جدید است.
هرگاه جنبش های سیاسی مطالب بالایی را در شیوه کاری خویش در نظر نداشته باشندوبراساس منافع اجتماعی وضرورت های زمان تصمیم نگیرند ،سیاست به باز تولید کینه های تا’ریخی تبدیل شده ونیرو ها فرسوده میشوند.
در نهایت هرجنبش سیاسی اگر نتواندمیان حافظه تاریخی وضرورت آینده تعادل را ایجاد کند بتدریج از جامعه فاصله گرفته وبیشتر در درون خود مصروف وسرگرم شده تا درگیر تغیر واقعی جامعه.
بنابر این محاسبه روی اختلافات جناحی قدیمی برای جلوگیری از وحدت در بسیاری موارد نتنها کمک به رشد سیاسی نمی نماید بلکه میتواند نشانه نوعی از رکود فکری وناتوانی در انطباق با شرایط جدید باشد.
البته این هم درست نیست که بعضی اختلافات گذشته ممکن ریشه عمیق فکری ویا اخلاقی داشته باشدونمیتوان انرا کاملا”نادیده گرفت اما برخورد سازنده اینست که این اختلافات با مذاکره،نقد سالم وشفاف وتوافق براوصول مشترک مدیریت شود ونه اینکه مانع دایمی وحدت گردد.
۲۱/۰۵/۲۰۲۶
بامـداد ـ دیدگاه ـ ۲/ ۲۶ـ ۲۲۰۵
Copyright ©bamdaad 2026
ضرورت زمان

نویسنده: ولیمحمد زیارمل
در جهان پرتلاطم امروز، ملتها زمانی میتوانند از بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رهایی یابند که میان نیروهای ملی، دموکرات، دادخواه و عدالتپسند، بهخاطر آرمانهای والای زحمتکشان، تمامیت ارضی، استقلال و آزادی کشور، اتحاد و همکاری بهوجود آید. تجربه تاریخی بسیاری از کشورها نشان داده است که پراکندگی نیروهای تحولطلب، زمینه را برای تداوم استبداد، گسترش فساد، مداخله بیگانگان و ناامیدی مردم فراهم میسازد. از اینرو، وحدت نیروهای ملی، دموکرات و دگراندیش نهتنها یک شعار سیاسی، بلکه ضرورتی حیاتی و نیاز مبرم زمان است.
نیروهای ملی و عدالتخواه، متشکل از احزاب، جریانها، شخصیتهای مستقل و نهادهاییاند که منافع ملی، استقلال کشور و حفظ تمامیت ارضی را در اولویت قرار میدهند. این نیروها به آزادی، عدالت اجتماعی، حقوق بشر، مشارکت مساویانه مردم در قدرت و حاکمیت قانون باور دارند. زمانیکه این ویژگیها در کنار هم قرار گیرند، بستری مناسب برای شکلگیری یک حرکت فراگیر مردمی فراهم میشود و جامعه را بهسوی ثبات، توسعه و آزادی رهنمون میسازد.
تجارب تلخ گذشته در بسیاری از کشورها، از جمله کشور ما، نشان داده است که دشمنان داخلی و خارجی همواره از اختلافات سیاسی، قومی و مذهبی برای تضعیف ملتها استفاده کردهاند؛ زیرا پراکندگی نیروهای ملی و مترقی، زمینه را برای نفوذ بیگانگان و افراد وابسته به آنان مساعد میسازد.
مردم زمانی به آیندهای بهتر امیدوار میشوند که نیروهای عدالتمحور، منافع ملی را بر اختلافات شخصی، گروهی و سلیقهای ترجیح دهند. عدالت و دموکراسی در فضایی شکل میگیرد که نیروهای سیاسی بتوانند فرهنگ گفتوگو، مدارا، همگرایی و همکاری را بپذیرند. اتحاد نیروهای ملی و دموکرات میتواند زمینهساز حاکمیت قانون، انتخابات آزاد، آزادی بیان و تأمین حقوق شهروندی گردد.
متأسفانه، با وجود ضرورتِ وحدت، ائتلاف، اتحاد و جبهه فراگیر ملی -وطنی، موانعی نیز در این مسیر وجود دارد که میتوان از تعصبهای حزبی و گروهی، رقابتهای شخصی و سیاسی، بیاعتمادی، دخالت عوامل خارجی و نبود فرهنگ گفتوگوی دموکراتیک نام برد. در حالیکه شرایط موجود جامعه ما حکم میکند که بهخاطر استقلال، آزادی، عدالت، دولت قانونمحور و رفاه مردم، بستر لازم برای کنار زدن سوءتفاهمها فراهم و تدابیر عملی اتخاذ گردد.
در شرایط حساس کنونی، راهاندازی حملات لفظی، سیاسی و تبلیغاتی علیه نیروهای تحولطلب، دگراندیش و عدالتخواه، نهتنها هیچ سودی برای مردم و کشور ندارد، بلکه سبب عمیقتر شدن شکافها و تضعیف جبهه نیروهای ملی و مترقی میگردد. اختلاف نظر در شیوهها و دیدگاههای سیاسی، امری طبیعی است؛ اما تبدیل آن به دشمنی، تخریب شخصیت و نفرتپراکنی، تنها به سود نیروهایی تمام میشود که از تفرقه، عقبماندگی و دوام بحران در افغانستان منفعت میبرند. امروز بیش از هر زمان دیگر، نیاز است که فرهنگ احترام متقابل، تحمل سیاسی و گفتوگوی سازنده جایگزین برخوردهای احساساتی و تفرقهافکنانه گردد.
دشمنان واقعی مردم افغانستان، فقر، استبداد، تروریزم، فساد، جهل، وابستگی و سیاستهای ضد مردمیاند که سالها کشور ما را در آتش جنگ، بیثباتی و مهاجرت نگه داشتهاند. از همینرو، تمام نیروهای ملی، دموکرات، مترقی و وطندوست باید بهجای مصروف شدن به نزاعهای فرسایشی، در برابر دشمنان مشترک مردم موضع واحد اختیار کرده و برای نجات وطن، تأمین عدالت اجتماعی، حاکمیت قانون و رفاه شهروندان دست به دست هم دهند. تاریخ ثابت ساخته است که ملتها تنها در سایه وحدت، همبستگی و همکاری نیروهای آگاه و مسئول میتوانند بر بحرانها غلبه کرده و آیندهای روشن و باعزت بسازند.
ایجاد جبهات و ائتلافهای سیاسی زمانی میتواند مؤثر، پایدار و نجاتبخش باشد که بر بنیاد اشتراکات فکری، اهداف روشن ملی و دیدگاههای همگون سیاسی شکل گیرد. جبههسازیهای ناهمگون و گردهمآوری نیروهایی که فاقد درک مشترک از منافع ملی، عدالت اجتماعی، دموکراسی و استقلال کشور اند، نهتنها به حل بحران کمک نمیکند، بلکه در بسیاری موارد سبب تشدید اختلافات، بیاعتمادی و فروپاشی حرکتهای سیاسی میگردد. از همینرو، نیروهای تحولطلب و مترقی باید با حفظ اصل احترام متقابل، بر محور ارزشها و اهداف مشترک، برای رهایی کشور از بنبست کنونی، جبهات مسئولانه، همسو و متعهد به منافع مردم ایجاد نمایند.
راهکارهای وحدت بر محور اصول اندیشهای احزاب و نهادهای مترقی ـ که عبارتاند از استقلال، آزادی، عدالت و رفاه مردم ـ در فضای گفتوگوی مستمر و سازنده، بهمنظور رفع سوءتفاهمها و ایجاد اعتماد متقابل، میسر میگردد؛ زیرا وحدت نهتنها یک انتخاب سیاسی، بلکه مسئولیتی تاریخی در برابر نسل امروز و فردای کشور است.
تشکل نوین حزب دموکراتیک خلق افغانستان (حزب زحمتکشان افغانستان) و شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان، با درک مسئولیت تاریخی، بیش از هر زمان دیگر بهخاطر منافع ملی، آزادی، تأمین عدالت اجتماعی و کرامت انسانی، وحدت سیاسی و تشکیلاتی خود را اعلام نموده و در روند ادغام، گامهای عملی برمیدارند.
اعلام وحدت سیاسی و تشکیلاتی ما، از یکسو زمینهساز فضای اعتماد و همگرایی میان نیروهای دادخواه و عدالتمحور گردیده و راه را برای یکجا شدن سایر نیروهای مترقی هموار ساخته است؛ و از سوی دیگر، آتش به جان افراد و گروههایی افروخته که هنوز هم در گرو رقابتهای شخصی، سیاسی و وابستگی به عوامل خارجیاند؛ بیخبر از آنکه وحدت نیروهای ملی و دموکراتیک، برای نجات وطن و مردم، بیش از هر زمان دیگر به ضرورتی انکارناپذیر مبدل گردیده است.
آینده روشن، در وحدت و همبستگی فرزندان سرزمین ما نهفته است. اگر نیروهای مترقی بتوانند اختلافات فرعی را کنار گذاشته و بر پایه منافع ملی، آزادی، عدالت و کرامت انسانی متحد و یکپارچه شوند، اقوام ساکن کشور ما با داشتن حقوق مساوی خواهند توانست بر بحران موجود غلبه کرده و راه توسعه و دموکراسی را هموار سازند.
شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان و تشکل نوین حزب دموکراتیک خلق افغانستان ـ اکنون در صف واحد مبارزه برای تحقق آرمانهای والای مردم قرار دارند و بار دیگر به تمام جزایر حزب دموکراتیک خلق افغانستان (وطن) و سایر وطنپرستان، دست رفاقت و دوستی را با قلبی مملو از اعتماد دراز میکنند. ما بدون هیچگونه برتریجویی و خودمحوری، با شما و در کنار شما قرار داریم. نگذارید آنانکه از یکجا شدن ما در هراساند و با تبلیغات زهرآگینشان مانع وحدت راهیان راه انسانیت میگردند، به آرمانهای شوم خویش دست یابند.
راه ما دشوار، اما پرافتخار است!
به امید روزی که همه ما شاهد برگزاری کنفرانس یا کنگره واحد با وطنپرستان داخل کشور باشیم.
ما پیروز میشویم؛ زیرا آرمانهای ما از بطن جامعه برخاسته و برای تأمین حقوق مساویانه شهروندی، عدالت اجتماعی و ایجاد جامعهای مرفه، در خدمت مردم قرار دارد.
بامـداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۶ـ ۲۱۰۵
Copyright ©bamdaad 2026
ستونهای اصلی وحدت میان نیروهای ملی و دموکراتیک

نویسنده : صفت الله عملیار
درجوامعی که با بحرانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روبهرو هستند، وحدت میان نیروهای ملی و دموکراتیک نقش تعیینکنندهای در تأمین ثبات، عدالت و پیشرفت ایفا میکند. این نیروها، با وجود تفاوت در دیدگاهها و برنامههای سیاسی، میتوانند بر محور ارزشها و اهداف مشترک گردهم آیند و برای منافع عمومی جامعه همکاری کنند. اما چنین وحدتی نیازمند ستونها و پایههای اساسی است که بدون آن، اتحاد پایدار و مؤثر دشوار خواهد بود:
ستون اول:
این وحدت، تعهد به منافع ملی است. نیروهای ملی و دموکراتیک باید منافع مردم و استقلال کشور را بر رقابتهای محدود سیاسی، گروهی و شخصی ترجیح دهند. هرگاه حفظ تمامیت ارضی، استقلال سیاسی، رفاه عمومی و ثبات ملی در اولویت قرار گیرد، زمینهٔ تفاهم و همکاری نیز تقویت میشود.
ستون دوم:
پذیرش اصول دموکراسی و فرهنگ مدارا است. دموکراسی تنها به معنای انتخابات نیست، بلکه احترام به تفاوت دیدگاهها، پذیرش انتقاد، آزادی بیان و حل اختلافها از راه گفتوگو و تفاهم را نیز در بر میگیرد. نیروهای دموکراتیک زمانی میتوانند متحد باقی بمانند که اختلاف نظر را عامل دشمنی ندانند، بلکه آن را بخشی طبیعی از زندگی سیاسی تلقی کنند.
ستون سوم:
عدالت اجتماعی و برابری شهروندی است. هیچ وحدت ملی بدون تأمین حقوق برابر برای همه اقوام، زبانها، فرهنگها و گروههای اجتماعی پایدار نمیماند. مبارزه با تبعیض، فساد و بیعدالتی میتواند اعتماد عمومی را افزایش داده و زمینه همبستگی ملی را تقویت کند.
ستون چهارم:
اعتماد متقابل، صداقت سیاسی و مسئولیتپذیری از عناصر اساسی وحدت به شمار میروند. اتحادهایی که تنها بر مبنای منافع کوتاهمدت یا توافقهای موقت شکل بگیرند، معمولاً دوام زیادی ندارند. وحدت پایدار زمانی به وجود میآید که نیروهای سیاسی به تعهدات خود وفادار بمانند و منافع مردم را محور تصمیمگیری قرار دهند.
در نتیجه، وحدت میان نیروهای ملی و دموکراتیک زمانی نیرومند و ماندگار خواهد بود که بر پایهٔ منافع ملی، دموکراسی، عدالت اجتماعی، مدارا و اعتماد متقابل استوار گردد. چنین وحدتی میتواند راه را برای ایجاد جامعهای باثبات، عادلانه و پیشرفته هموار سازد.
بامـداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۶ـ ۲۲۰۵
Copyright ©bamdaad 2026
وحدت تشکیلاتی دو نهاد سیاسی همسو در شرایط کنونی؛ دستاوردها، عملکرد و امیدواریها

داکتر نثاراحمد صدیقی
افغانستان امروز در یکی از پیچیده ترین و بحرانی ترین مراحل تاریخ معاصر خود قراردارد. فقر گسترده، بیکاری، مهاجرت اجباری، محرومیت زنان از حقوق انسانی، محدودشدن آزادی های مدنی و سیاسی، خاموش شدن نهادهای قانونی و حاکمیت یک نظام خودکامه، جامعه را در وضعیتی قرار داده است که مردم بیش از هر زمان دیگر نیازمند امید، سازمان یافتگی و بدیل سیاسی مترقیاند در چنین شرایطی،
وحدت نیروهای همسو و ترقی خواه نه یک انتخاب سیاسی عادی، بلکه یک ضرورت تاریخی و اجتماعی است.
تجربه مبارزات سیاسی در افغانستان و جهان نشان داده است که نیروهای پراگنده، هرچند دارای آرمانهای انسانی و عدالت طلبانه باشند، بدون انسجام و هماهنگی لازم نمی توانند در برابر استبداد، افراطگرایی و بیعدالتی نقش مؤثر ایفا کنند. از همینرو، نزدیک شدن و همگرایی نیروهای چپ دموکراتیک، ملی و عدالتخواه میتواند زمینه ساز شکلگیری یک صدای نیرومند و مردمی در برابر وضعیت کنونی گردد.
در همین راستا، تلاشهای مشترک میان «شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان» و «تشکل نوین حزب دموکراتیک خلق افغانستان (حزب زحمتکشان افغانستان)» را می توان بازتاب یک درک مسوولانه از شرایط حساس کنونی و نیاز زمان به اتحاد نیروهای مترقی دانست. این روند، بیانگر آن است که نیروهای وفادار به آرمانهای عدالت اجتماعی و آزادی، بیش از گذشته به اهمیت همگرایی، کار مشترک و ایجاد یک جبهه نیرومند مردمی پی بردهاند.
امروز جامعه افغانستان با خلای قانون، نبود مشارکت سیاسی و حذف سازمان یافته نیروهای مستقل روبه رو است. در چنین فضایی، مسوولیت نیروهای مترقی سنگین تر از گذشته می شود. این نیروها باید بتوانند با عبور از اختلافات کوچک، نگاههای محدود و پراکندگیهای فرساینده، فرهنگ همکاری، اعتماد متقابل و مبارزه مشترک را تقویت نمایند. زیرا مردم افغانستان، بهویژه نسل جوان، روشنفکران، زنان و زحمتکشان، نیازمند یک یک بدیل سیاسی دموکراتیک و عدالتمحور هستند؛ بدیلی که بتواند امید به آینده را دوباره زنده سازد وحدت نیروهای همسو، افزون بر
اهمیت سیاسی، از نگاه اجتماعی و روانی نیز دارای ارزش فراوان است. این همگرایی میتواند روحیه ناامیدی و انفعال را کاهش دهد و اعتماد مردم را نسبت به امکان ایجاد تغییرات مثبت افزایش بخشد. هر گامی که در جهت اتحاد، تفاهم و همکاری نیروهای مترقی برداشته شود، در حقیقت گامی در جهت تقویت مبارزه برای آزادی، عدالت اجتماعی ، برابری و حاکمیت مردم است .
دستاورد مهم چنین روندهایی، ایجاد فضای تازه برای کار جمعی، تبادل تجربه، استفاده بهتر از ظرفیتهای فکری و و سازمانی و نزدیک شدن نسلهای مختلف مبارزان سیاسی به یکدیگر میباشد. این وحدت همچنین میتواند زمینه شکل گیری یک برنامه روشن ملی و دموکراتیک را فراهم سازد که پاسخگوی دردها و نیازهای واقعی مردم افغانستان باشد
ما باور داریم که دفاع از آرمانهای زحمتکشان، عدالت اجتماعی، برابری انسانی و آزادیهای دموکراتیک، تنها در سایه وحدت و حضور آگاهانه نیروهای مترقی امکانپذیر است. تعهد ما در برابر مردم افغانستان، تعهد به مبارزه صادقانه علیه استبداد، تبعیض، فقر، بیعدالتی و هرگونه تفکر ضد انسانی است. ما خود را بخشی از مبارزه تاریخی انسانهایی میدانیم که برای نان، آزادی، عدالت، کرامت انسانی و زندگی شرافتمندانه مبارزه کردهاند و همچنان ایستادهاند
نیروهای وفادار به آرمانهای انسانی و مردمی، امروز بیش از هر زمان دیگر مسئولیت دارند تا در کنار مردم باقی بمانند، صدای خاموششدگان باشند و برای ایجاد یک جامعه عادلانه، مترقی و دموکراتیک تلاش نمایند. سکوت در برابر بیعدالتی و استبداد، به معنای پذیرش آن است؛ از همینرو، رسالت نیروهای آگاه و مترقی، تقویت فرهنگ همبستگی، روشنگری و مبارزه مدنی و سیاسی در میان مردم است ما از همه نیروهای چپ دموکراتیک ، روشنفکران، زنان، جوانان، فعالان مدنی، شخصیتهای ملی ف ملی و تمامی انسانهای باورمند به عدالت اجتماعی دعوت میکنیم تا با عبور از تفرقه و پراکندگی، دست اتحاد و همکاری به یکدیگر دهند. امروز زمان آن فرارسیده است که منافع مردم و سرنوشت کشور، بر اختلافات کوچک و سلیقهای ترجیح داده شود. افغانستان برای رهایی از بحران کنونی، نیازمند یک جبهه وسیع مردمی، مترقی و عدالتخواه است .
با وجود تمام دشواریها، هنوز امید به آینده زنده است. تاریخ نشان داده است که هیچ نظام استبدادی نمیتواند برای همیشه در برابر خواست مردم برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی ایستادگی کند.
آنچه می تواند این امید را به نیروی تغییر تبدیل نماید، اتحاد، آگاهی و سازمانیافتگی نیروهای مترقی و مردمباور است
امروز بیش از هر زمان دیگر، افغانستان به صدای عقلانیت، عدالت و همبستگی نیاز دارد. آینده بهتر، تنها در سایه وحدت نیروهای آگاه، دموکرات و متعهد به منافع مردم قابل دسترسی خواهد بود .
پیروزی مردم، در وحدت و آگاهی مردم نهفته است !
بامـداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۶ـ ۱۳۰۵
Copyright ©bamdaad 2026