مذاکرات سه ‌روز رهبران گروه جی۷

 

رهبران گروه ۷ کشور پیشرفته سرمایه‌ داری جهان ( المان، کانادا، ایالات‌ متحده امریکا، فرانسه، ایتالیا، جاپان و انگلستان ) از ۲۴ ـ۲۶ اگست ۲۰۱۹ترسایی  در « بیاریتز » واقع در جنوب‌ غربی فرانسه، گردهم آمدند. این گردهمایی مسایل بسیار مهم جهانی ازجمله: ادامه یافتن بحران اقتصادی جهانی و تبعات آن، جنگ تجاری شدت ‌یابنده میان امریکا و چین، تنش فزاینده و تهدید آمیز میان امریکا و ایران بر سر توافق ‌نامه برجام، بحران محیط زیست و آتش‌ سوزی دامنه‌ دار بی‌ سابقه در جنگل ‌های آمازون، پیآمدهای خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (برگزیت)، و معضل قراردادهای تجاری چند جانبه را برای حل پیشِ روی داشت.

سوال اساسی این است که نتایج مذاکرات این سه ‌روز را تا چه حد در برخورد با مساله‌های اشاره شده در بالا می ‌توان موفق دانست؟ با نیم‌ نگاهی به گزارش‌های متعدد از رخدادهای این سه روز و نظرات ابراز شده از سوی شرکت کننده گان در نشست و در مصاحبه‌ های‌ شان، می ‌توان دریافت شکاف بین کشورهای شرکت کننده که از قدرت ‌گیری لیبرالیزم ناسیونالیستی ناشی شده است ( بررغم فضای به ‌ظاهر دوستانه این نشست ) تصمیم‌ گیری مشخص در مورد تک ‌تک مساله‌ های مطرح در این گردهمایی را با دشواری روبرو گردید. دونالد ترامپ به‌ کمک متحدانی تازه، همان ‌گونه که پیش ‌بینی می‌ شد، انعطاف ‌ناپذیری‌اش در برابرهمه موضوع ‌های مورد بحث اجلاس را به ‌نمایش گذاشت. باوجود تلاش‌های امانویل ماکرون، در مقام میزبان این نشست، به ‌منظور به ‌وجود آوردن فضای ضرور برای رسیدن به توافق بر سر حداقل‌ها، حقیقت امر اینکه مشکل بتوان عمق اختلاف‌ها در نشست گروه ۷ در ارتباط با اکثر موضوع‌ های اساسی مطرح شده درآن را از نظرها پنهان نگه داشت. 

ماکرون خود در سخنرانی ‌اش در روز سه ‌شنبه ۵ سنبله در جمع سفیران در کاخ الیزه در پاریس اظهار داشت: « نظم جهانی به ‌طرزی بی‌ سابقه‌  به‌هم ‌ریخته است و در تاریخ ما نخستین باراست که  تحولاتی بزرگ، کم‌ وبیش در همه زمینه‌ ها، به تغییر شکل و ساختار ژیوپولیتیکی و راهبردی جهان منجرشده است. ما بدون شک درحال تجربه پایان گرفتن هژمونی غرب بر جهان هستیم.»

ماکرون: میانجی بین امریکا وایران         

ازهفته‌ ها پیش از این نشست مشخص بود که مساله روابط ایران و امریکا و ضرورت بهبود یافتن وضعیت اتحادیه اروپا نقشی برجسته‌ در دستورکار این نشست و بحث‌های آن خواهد داشت. ملاقات و گفت ‌وگوی ولادیمیر پوتین  رییس‌ جمهور فدراسیون روسیه، با همتای فرانسوی ‌اش و چندین مکالمه تلفنی گزارش شده میان حسن روحانی و ماکرون، از مطرح شدن مساله اختلاف ‌های شدت ‌یابنده دولت ‌های امریکا و جمهوری اسلامی ایران در نشست سران گروه ۷ حکایت می ‌کرد.

فرانسه در جهت حفاظت از منافع تجاری و اقتصادی و ژیوپولیتیک اتحادیه اروپا و به ‌نماینده گی از آن در ۱۸ ماه اخیر بارها از ضرورت ادامه برجام و بازگشت دولت امریکا به آن سخن گفته است. درواقع در یک سال اخیر کوشش‌های فرانسه و المان در ارتباط  با به ‌وجود آوردن سازوکاری مناسب به ‌منظور اجرایی کردن تعهد های اتحادیه اروپا نسبت به ایران در زمینه توافق برجام، گرچه به‌ دلیل تحریم‌های بانکی و مالی امریکا و گسترش دامنه آن ‌ها ناموفق بوده، اما به‌ هر حال جریان داشته است. ماکرون در سخنرانی روز ۵ سنبله خود که به‌ نوعی تبلور جمع‌ بندی نتیجه نشست بود، در تایید نقش فعال دولت فرانسه به ‌نمایندهگی از متحدان خود در اتحادیه اروپا  در ارتباط  با برقراری پلی ارتباطی به‌ منظورعملی شدن مذاکره میان ایران و ایالات ‌متحده، اظهار داشت: « ما باید نقش یک قدرت موازنه ‌گر را داشته باشیم و مثلاً این نقش را در مورد ایران داریم: در روزهای گذشته در بیاریتز نه‌ تنها برای دخیل کردن فرانسه در ایجاد رابطه میان تهران و واشنگتن بلکه برای کاهش تنش‌ ها و پیدا کردن راه‌حل موقعیتی را ایجاد کردیم. نقش ما در چنین مواردی هماهنگی بین قدرت های بزرگ است. متحدان ‌مان ازجمله امریکا را حفظ می کنیم اما با آزادی عمل، راهبردهای‌ مان را بر اساس منافع ‌مان تعیین می کنیم. دشمنِ دوست ما، همان ‌طوری که در هفته‌ ها و روزهای گذشته نشان دادیم، الزاماً دشمن ما نیست. از سوی دیگر تلاش کردیم با دعوت از طرف ایرانی کاهشی در تنش را باعث شویم که به خاطر برقرار نبودن گفت ‌وگو میان دو طرف بالاگرفته است. این کار را با حمایت شرکای اروپایی ‌مان انجام دادیم. نتایج اولیه را گرفتیم. در صحبت‌های دوجانبه با طرف ایرانی نشانه‌هایی دیدیم که از طریق تامین خواست‌‌های اقتصادی  و مالی، امکان حل مساله وجود دارد.»

 دونالد ترامپ درباره سفر وزیر امور خارجه ایران، آقای محمد جواد ظریف، چنین گفت: « این سفر با توافق کامل من انجام شده » و اضافه کرد: « در اصل برای این بازدید، رییس جمهور ماکرون تایید مرا خواست و من به او گفتم: اگر ابن چیزی است که شما می‌ خواهید، انجام دهید.» و در ادامه چنین تأکید کرد: « من در جریان همه کارهایی که [ماکرون] کرده هستم  و با آن‌ها موافقم.»  دونالد ترامپ با انجام ملاقات ماکرون و وزیر خارجه فرانسه با ظریف در محل برگزاری اجلاس سران گروه ۷ موافقت نکرد و گفت:« ملاقات با او [ظریف] خیلی زود است.» با اینهمه، از سوی دیگر وزیر امور خارجه ایران اطمینان می ‌دهد که اخیراٌ از او دعوت شده بود تا  با رییس جمهور امریکا در کاخ سفید ملاقات کند .در روز ۵ سنبله امانویل ماکرون همچنین احتمال ملاقات روسای جمهور دو کشور متخاصم، یعنی دونالد ترامپ و حسن روحانی، را اعلام کرد. ماکرون در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با دونالد ترامپ چنین اظهار داشت: « فرانسه شرایط یک دیدارمیان دو رییس جمهور امریکا و ایران را فراهم کرده است. این دیدار می‌ تواند درنهایت به یک توافق بینجامد.» دونالد ترامپ در پاسخ به سوال یک روزنامه‌ نگار درباره چنین توافقی، گفت: « اگر شرایط اجازه این کار را بدهد، بدون شک من موافقم. اما تا آن زمان آنها (رهبران ایرانی) باید برخورد مناسبی ارایه دهند.» حسن روحانی رییس جمهور ایران همان روز اظهار داشت که برای چنین جلسه‌ ای آماده است.

به ‌هرحال، این مشخص است که جمهوری اسلامی ایران برای انجام برخی مصالحه‌ها در ارتباط با موارد اختلاف ‌نظر زیرفشار شدیدی قرار دارد. امانویل ماکرون تأکید می ‌ورزد که هدف این است که « ایران سلاح اتمی تولید نکند و هیچ درگیری در منطقه ایجاد نشود.» دونالد ترامپ در ماه می ۲۰۱۸ دلیل خروج از توافق برجام را محدود بودن ممنوعیت غنی ‌سازی تا سال ۲۰۲۵ اعلام کرد، و امانویل ماکرون نیز همواره با این خواست همراهی کرده است.                            

رییس جمهور امریکا در نشست بیاریتز دوباره خواستار یک توافقنامه طولانی‌ مدت ‌تر شد. او با اشاره به برجام گفت: « این قرارداد بدی بود و نباید امضا می ‌شد. نباید به آن‌ها [به ایران یا ایرانیان] اجازه آزمایش موشک ‌های بالیستیکی داده می‌ شد. [بازرسان و تحقیق کننده گان ما] به برخی مراکز دسترسی نداشتند.»  دونالد ترامپ سپس به کار موردعلاقه‌ اش یعنی دادن اطلاعات نادرست پرداخت و گفت: « ایرانی‌ها در مذاکره قوی هستند. ببینید چه بر سر جان کری و اوباما آوردند. هواپیماهای کامل، پول نقد، هواپیماهای پر از اسکناس بانکی.» امانویل ماکرون هم آن ‌ها را تکذیب نکرد، به ‌این دلیل که نمی ‌خواست تلاش ‌های انجام شده خودش را  در روزهای آخر به‌ خطر بیندازد.

 برای دونالد ترامپ و امانویل ماکرون مساله ایران فقط پرونده هسته‌ ای و برجام را در بر نمی ‌گیرد. رییس جمهور امریکا باز هم در نشست گروه ۷ ایران را کشوری طرفدار تروریزم در دنیا معرفی کرد. امانویل ماکرون هم در این نشست تاکید کرد که ایران از تلاش ‌هایش در مورد تولید تجهیزات نظامی « موشکی » و به ‌ویژه تلاش برای گسترش « هژمونی» ‌اش در منطقه باید دست بردارد.

آنگلا مرکل، صدراعظم المان، با اشاره به اینکه ایالات متحده امریکا از گفت ‌وگوهای مقام‌ های اروپایی با ایران استقبال کرده‌ است، افزود: « رهبران گروه هفت بر سر این ‌که ایران نباید به سلاح هسته ‌ای دست پیدا کند توافق نظر دارند و اتفاق نظر دیگر آنان این است که یک راه‌ حل سیاسی برای این مساله باید پیدا کرد. خانم مرکل همچنین تأکید کرد که، منفعت بزرگ همه در «  حل مسالمت ‌آمیز مساله ایران است، اما این کار ساده‌ای نیست.» اینکه امریکا به چه قیمتی آماده است همهٔ تحریم‌های اعمال شده بر ایران را بردارد، درحال حاضر مشخص نیست. 

 ماکرون قهرمان قرارداد های تجاری چند جانبه   

ماکرون با استفاده از موقعیت رسانه ‌ای نشست گروه ۷ کوشید تا همچو چهره جهانی ‌ای برتر و موفق در بستن قراردادهای تجاری چند جانبه و رفع معضل‌ های بین‌المللی ظاهر شود و آن را به ‌منظور رهبری اروپایی فرانسه با پوشش « حاکمیت اروپایی» تحکیم کند. تعجب ‌آور نبود که او ایجاد « نیروی دفاعی اروپایی »  را مطرح کند. او به‌ خواست فرانسه در پایه‌ گذاری دفاع اروپایی، یعنی درواقع ایجاد یک ارتش « اتحادیه اروپا » یی تأکید کرد. او گفت که انگلستان به‌ رغم « برگزیت » (خروج انگلستان از اتحادیه اروپا که در جریان است) در چنین مکانیزم دفاعی اروپایی جای خود را خواهد یافت. ماکرون برای اینکه از ناراحت شدن دونالد ترامپ در این زمینه جلوگیری کند، یادآور شد: « این دفاع اروپایی مکمل ناتو خواهد بود. »  او همچنین شرکت فرانسه در مسابقات تسلیحاتی را با تایید تعهد پاریس بر افزایش بودجه دفاعی خود به ‌میزان حداقل ۲ درصدِ تولید ناخالص ملی کشور تأکید ورزید.

در ارتباط با آتش‌ سوزی‌ های هفته‌های اخیر در جنگل‌ های آمازون (در برازیل) که ضربه ‌ای ویران کننده‌ به تعادل شکننده کنونی اکوسیستم جهانی وارد کرده و باز هم وارد خواهد کرد، امانویل ماکرون توجه خود را در این زمینه به « بحران بین‌المللی » ‌ای که ایجاد شده متمرکز و بر آن تأکید کرد. حقیقت امر این است که، رهبران کشورهای گروه ۷ برای برخورد موثر و هماهنگ با مساله اضطراری محیط زیست جهان عزم جدی ندارند و در این عرصه همواره منافع کوتاه‌ مدت اقتصادی کشورهای ‌شان را مدنظر داشته‌ اند. ژاک شیراک، یکی از روسای جمهور معروف پیشین فرانسه در سال‌ های دهه ۱۹۹۰ ترسایی گفته بود: « خانه ‌مان درحال سوختن است و ما به‌ جای دیگری نگاه می‌کنیم » !

امروز پس از سال‌ها بی ‌توجهی، مساله معضل ‌های ناشی از انهدام و ویرانی جنایتکارانه آمازون در رأس دستورکار نشست گروه ۷ به ‌ریاست رییس جمهور فرانسه قرار گرفته است. سه‌شنبه ۲۰ اگست انستیتوت تحقیقات فضایی برازیل تخمین زده بود که آتش‌ سوزی جنگل‌های آمازون در هفت ماه گذشته ۸۴ درصد افزایش داشته است. ژایر بولسونارو، رییس جمهور راست افراطی برازیل، که بحران محیط زیستی جهانی به ‌دلیل انهدام فاجعه‌ بار جنگل‌های آمازون از سوی سودجویان فاسد و زمین‌ خواران را انکار می‌ کند، به ‌تلافی این افشاگری، مدیر انستیتوت تحقیقات فضایی برازیل را در نیمه اسد امسال از کار برکنار کرد. ژایر بولسونارو، برعکس، آتش‌ سوزی‌ها را « قدام‌ های جنایی» از سوی سازمان ‌های غیردولتی فعال در زمینه حفظ محیط زیست دانست، ادعایی که بر نگرانی و خشم افکارعمومی و محفل‌های مسوول بین ‌المللی افزود.

امانویل ماکرون که ۱۵ روز پیش از نشست گروه ۷ موافقت‌ نامه « مرکوسور »  را در مورد یاری دادن به دولت‌ های کشورهای مجاور جنگل‌ های آمازون به‌ منظور کمک به حفظ « ریه تنفس جهان » پذیرفتنی ارزیابی می‌کرد، به مخالفت با آن تهدید کرد که اظهارنظرهایی گوناگون در بین اعضای اتحادیه اروپا را موجب گردید. لیو وارادکار، نخست‌ وزیر ایرلند، هشدار داد: « اگر برزیل به تعهدات محیط زیستی عمل نکند، ایرلند به‌هیچ‌ وجه به توافقنامه مرکوسور رأی نخواهد داد.»  این در حالی است که پدرو سانچز، نخست‌ وزیر اسپانیا، این توافقنامه تجاری را در بر دارنده « فرصت‌هایی عظیم برای دو قاره» دانست. آلمان که اقتصاد آن به‌ دلیل کاهش صادرات به کشورهای نوظهور درحال افول است، از زبان سخنگوی دولت خود اعلام کرد: « شکست توافقنامه مرکوسور به کاهش آتش‌ سوزی آمازون کمک نخواهد کرد.»

نیولیبرالیزم ملی‌ گرا در تلاش برپایی هرج ‌ومرج  و سردرگمی                              

در ارتباط با موضوع‌ های کلیدی مورد بحث در نشست گروه ۷ و ازجمله: جنگ تجاری با چین، مالیات بر کمپانی‌های غول ‌پیکر اینترنتی، خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، ایران، وجزاین‌ها، دونالد ترامپ به ‌کمک متحدان تازه‌ اش ( که با عینکی شبیه عینک او به جهان می ‌نگرند )  انعطاف ‌ناپذیر بودنش را در تمامی بحث‌ها به‌ نمایش گذاشت. باوجود تلاش برخی و دل ‌بستگی‌های ظاهری ‌شان، مشکل بتوان عمق اختلاف‌ها را درنشست گروه ۷ در ارتباط با اکثر موضوع‌ های اساسی از نظرها پنهان کرد. این اختلاف آن چنان مشخص بود که دونالد توسک، نولیبرال پولندی و رییس پیشین شورای اروپا، معتقد است: « شاید این نشست آخرین فرصت بازسازی سیاسی برای ما بود.» فراتر از شکاف بین متحدان سابق نظیر فرانسه و المان در مورد برازیل، آتش‌ سوزی جنگل‌ های آمازون، توافق ‌نامه مرکوسور و بنابراین در ارتباط با بولسونارو رییس جمهور راست افراطی برازیل، بین هواداران « نولیبرالسم ملی‌ گرا »  مانند دونالد ترامپ با دیگر رهبران گروه ۷ که هنوز به مزیت‌های رویکردهای چند جانبه برای جهانی‌ سازی سرمایه‌ داری معتقد هستند، گسست اساسی‌ای مشخص وجود دارد.

توازن قدرت گروه ۷ در سه سال گذشته بی‌شک تغییر یافته است. در بین ۷ رهبر کشورهای شرکت کننده در نشست، به‌ جز دونالد ترامپ حداقل دو کشور به رویکردی نسبتاً « ملی‌ گرایانه » برای مدیریت جهان متمایل ‌اند: شینزو آبه، نخست‌ وزیر جاپان، و بوریس جانسن، نخست ‌وزیر جدید بریتانیا، و نخست ‌وزیر ایتالیا، یعنی ژوزپه کونته، که در شرایط دشوار سیاسی حاکم بر ایتالیا  نمی ‌تواند  روند « ملی‌گرایانه »  مخرب را تضعیف کند.

نماد این شکاف بین قدرت‌ های بزرگ غربی اعلام ایجاد منطقه تجاری آزاد گسترده‌ای بین امریکا و انگلستان بود  که گویا قرار است مشکلات خروج انگلستان از اتحادیه اروپا را جبران کند. دونالد ترامپ وعده انعقاد « این توافقنامه خارق‌العاده که هرگز تاکنون اتفاق نیافتاده »  را در جریان نشست گروه ۷ رسماً اعلام کرد.

 دیگر مساله‌های مهم مطرح در نشست نیز با مصالحه ناپذیری یکپارچه و نفوذ ناپذیر رییس‌ جمهور امریکا مواجه شدند. او بر قصد خود به ادامه دادن به جنگ تجاری با چین تأکید کرد. ترامپ جمعه گذشته ۲۳ اگست، تصمیم خود به اعمال مالیات ۲۵ تا ۳۰ درصدی بر برخی تولیدات چینی (به مبلغ ۲۵۰ میلیارد دلار)، و مالیات ۱۰ تا ۱۵ درصدی بر دیگر تولیدات چینی (به‌مبلغ ۳۰۰ میلیارد دلار) را اعلام کرد. پکن در پاسخ به آن، اولین تلافی تعرفه ‌ای را در حد ۷۵ میلیارد دلاربرتولیدات امریکا اعلام کرد. دونالد ترامپ در نشست گروه ۷ در  بیاریتز با هرگونه بحران ‌زدایی میان چین و امریکا مخالفت کرد. درحالی ‌که ادامه این مشاجره یکی از عامل‌ هایی است که روند کلی رکود فعالیت‌های اقتصادی جهانی ( رکودی که تا اکنون بر اقتصاد اروپا اثراتی داشته و می‌ تواند به امریکا هم سرایت کند)  را می ‌تواند تشدید کند. بسیاری از اقتصاددانان امریکایی بر این باورند که این رکود فعالیت‌های اقتصادی ‌اجتناب‌ ناپذیر است. باوجوداین خطرات اعلام شده، دونالد ترامپ انعطاف‌ناپذیر باقی می ‌ماند و اعتقاد دارد که احیای سلطه امریکا از طریق « دیپلوماسی معامله » و یک ‌جانبه‌ گرایی امکان ‌پذیر است، « دیپلوماسی» ای که تمامی ابعاد توازن قوا(  سیاسی، اقتصادی، نظامی)  را به‌ منظور تحمیل یک تصمیم در هم می‌آمیزد. / نامه مردم

 

 بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۱۹ـ ۰۸۰۹ 

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است.

Copyright © bamdaad 2019

 

 

 

جلسه دارالانشای حزب آبادی افغانستان دایرگردید

 

 

جلسه دارالانشای حزب آبادی افغانستان تحت ریاست رفیق پروفیسور محمد داوود راوش رییس حزب به روز پنجشنبه مورخ هفتم سنبله سال ۱۳۹۸ در دفتر مرکزی حزب درشهرکابل دایرگردید.

دراین جلسه مسوولین شعبات مرکزی حزب نیز شرکت نموده بودند. برای جلسه اجندای ذیل پیشنهاد ومورد تایید قرار گرفت:

۱-استماع گزارش ازچگونگی کار وفعالیت حزبی درایتلاف احزاب ملی، دموکراتیک وترقی خواه کشور به تاسی ازمصوبه (۰۳۲) دارالانشای حزب .

۲- استماع گزارش پیرامون پیرامون تنظیم تشکیلاتی شعبات اسناد وارتباط در شوراهای ولایتی ومعادل آن و چگونگی فعالیت آن ها .

۳- استماع گزارش بیروی اجراییه شورای ولایتی لغمان پیرامون تحقق مصوبات کنگره وکار حزبی درآن ولایت .

۴- ایجاد شورای ولایتی خوست حزب آبادی افغانستان .

۵- آماده گی ها برای تدویر اجلاس شورای مرکزی حزب طبق اساسنامه .

دربخش اول جلسه  طبق اجندا رفیق استاد کرام الدین نجات گزارش خود را در مورد کار و فعالیت حزبی درایتلاف احزاب ملی ودموکراتیک وترقی خواه به جلسه ارایه کرد: اعضای این ایتلاف به تقویت روابط کاری خویش تاکید دارند و کار وفعالیت حزب آبادی افغانستان دراین ایتلاف برازنده می باشد. کمیته های ایتلاف به جلسات خود ادامه می دهند. رفقای ما درکمیته های مربوطه ایتلاف شرکت دارند، ایتلاف تلاش می نماید تا وحدت احزاب شامل ایتلاف صورت گیرد و دراین راستا طرح هایی از جانب اعضای ایتلاف ارایه می گردد. بعدا شماری از اعضای جلسه در رابطه به  گزارش ارایه شده ابراز نظر نمودند.

دربخش دوم  رفیق سید سرور تابش از چگونگی کار وفعالیت شعبات اسناد وارتباط گزارش خود را به جلسه ارایه کرد، ازارسال مصوبات ومکاتیب معلومات داد وتقاضا نمود تا  شوراهای ولایتی ومعادل آن که تا حال شعبات اسناد وارتباط در آن ها فعالیت ندارند فعال گردد و تمام شوراهای ولایتی حزب ومعادل آن باید مسوولین شعبات را دربخش اسناد وارتباط به دفتر مرکزی حزب معرفی بدارند.

در بخش سوم آجندا رفیق سعدالله رضایی گزارش خود را درمورد شورای ولایتی لغمان حزب به جلسه ارایه کرد ومطابق گزارش شورای ولایتی حزب وشعبات آن درولایت  لغمان فعال می باشد. بیروی اجراییه شورای ولایتی لغمان طبق پلان جلسات خود را دایر می نماید. شعبات این شورا از جمله تبلیغ وفرهنگ شورای ولایتی لغمان فعالیت بهترمی نماید. درحدود نصف از اعضای حزب آبادی افغانستان در ولایت لغمان را جوانان تشکیل میدهد. رییس شورای ولایتی حزب ما بحیث معاون شورای احزاب دراین ولایت موظف گردیده و شوراهای حزبی ولسوالی الینگار وقرغه یی بیشترین فعالیت را انجام می دهند. این شورا ها درمورد اجرای وظایف حزبی فعالانه کار می نماید. دراخیر مصوبه جلسه درمورد کار وفعالیت ووظایف بعدی شورای ولایتی لغمان نیز صادر گردید.

در بخش چهارم جلسه رفیق محمدامین پرتو مسوول شعبه تشکیلات حزب گزارش خویش را درمورد ایجاد شورای ولایتی خوست حزب آبادی افغانستان به جلسه ارایه نمود وگفت این شورا بریاست رفیق انجینر داود جان فعالیت می نماید  این شورا تعهد نموده تا شوراهای حزبی را در ولسوالی های خوست نیز فعال سازند. پس از ارایه نظریات، مصوبه جلسه دراین مورد به جلسه قرایت گردید و تصویب شد.

دربخش اخیر جلسه رفیق حفیظ الله نورستانی گزارش خویش را درمورد آماده گی حزب برای تدویرجلسه شورای مرکزی حزب به جلسه ارایه کرد. کمیسیون موظف دراین مورد کارهای لازم را انجام داده و شعبات مرکزی حزب گزارش های خویش را به کمیسیون سپرده اند که از کار آن ها ابراز سپاس صورت گرفت ونظریات پیشنهادات خود را در مورد تدویر جلسه شورای مرکزی حزب به جلسه ارایه نمود. شماری از اعضای جلسه درمورد ابراز نظر نمودند ودر مورد تدویرجلسه شورای مرکزی حزب با درنظرداشت نظریات و پیشنهادات اعضای جلسه دارالانشای حزب تصامیم لازم اتخاذ گردد.

جلسه دارالانشا حزب که ساعت ۲بعداز ظهر آغاز گردیده بود حوالی ساعت ۴ بعد از ظهر به آرزوی تامین صلح سراسری پایدار وعادلانه وختم جنگ پایان یافت .

 

( شعبه تبلیغ و فرهنگ )

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۱۹ـ ۳۱۰۸ 

 

 Copyright © bamdaad 201

 

دوراهی انتخاب:

امارت توام با استبداد یا جمهوری آلوده با فساد

 

محمد ولی

این گفته که افغانستان پولیگون آزمایش سلاح ها گردیده است، از دیدگاه نظامی واقعیت است .
اما از دیدگاه سیاسی اینکه افغانستان تخته مشق انواع رژیم های سیاسی نیز بوده است نمیتواند از واقعیت دور باشد.
از سال ۱۳۵۲ خورشیدی که اکنون ۴۶ سال ازآن میگذرد شش نوع رژیم درکشورشکل گرفته؛ جمهوری افغانستان ، جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان ، جمهوری افغانستان ، جمهوری اسلامی افغانستان ، امارت اسلامی افغانستان وجمهوری اسلامی موجود افغانستان .
سوال بر سر انواع جمهوریت ها نه ، بلکه همه آنها دریک طرف و امارت در طرف دیگر است .
اینکه درجمهوریت ها چه گذشت علیحده ودر امارت چه گذشت جداگانه باشد .حفظ نام جمهوریت در رژیم پنج ساله به اصطلاح اسلامی جهادی ها را باهمان حالت جنگی وحوادث ناشی ازآن بحیث یک ارزش نباید از نظر دور داشت.
اما امارت طالبانی که بزرگترین کمالش امنیت وحکمرانی سرتاسری بدون تخار و پنجشیر بود نامی به جا نگذاشت که مردم به آن ارزش یک رژیم سیاسی دارای پس زمینه های بهتر قایل شوند.
نام بردن ازآن نوعی وحشت بر اندام مردم اعم از اهل معارف ، مذهبیون معتقد به روش های مذهبی متفاوت، روشنفکران ، کارمندان دولتی ، احزاب سیاسی، جامعه مدنی وبخصوص زنان می افتد و در برابر آن ابراز مخالفت میکنند، زیرا آن رژیم با آن استبداد همه مظاهر زنده گی متمدن را از مردم گرفت . فلج شدن دستگاه دولت، انسداد دروازه های مکاتب وپوهنتون ها به امتداد رژیم جهادی، نبود اقتصاد تولیدی، جمع آوری عشر و ذکات برعلاوه مالیه از دهقانان، بیکاری سرتاسری وسکوت بر همه عرصه های زنده گی اعم از سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی واقتصادی، کشوررا به دهکده ویران شده ای مبدل کرده بود که مجموع وظایف آن خواندن نماز با وضو و بی وضو طور اجباری در جماعت بوده دولت داری درهمین محدوده خلاصه میگردید .مظالم دره و شلاق که وسیله تحقق آن سیاست بود از یاد مردم نرفته است .
آن امارت درادامه حکومت مجاهدین سرعت سقوط همه شوون زنده گی به سراشیب بی فرهنگی و ویرانگری را بیشتر ساخت.
اما جمهوریت و انفاذ قانون اساسی حدود روابط ، مکلفیت ها ، حقوق و وجایب میان حکومت کننده گان وحکومت شونده گان را ولو ناقص واکثرآ غیرتطبیقی معین کرده است . جنب وجوش معارف و تحصیلات عالی ، مطبوعات و رسانه ها، آزاد سازی استعدادهای هنری و ادبی ، مناسبات با جهان خارج، حق زنده گی بدون مداخله دولت درامور شخصی ، وجود ارگانهای سه گانه دولت، چندین دور انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری ( ازفساد وتقلب وقدرت پول درآنها نمی شود چشم پوشید) به انسان این جامعه حق داد تا فعالانه درتعین سر نوشت اش اظهار رای کند .
زنده گی فعال اجتماعی و سیاسی زیر حمایت قانون و در روشنی ارزش های مدنی با همه کمبودی هایش روح تازه بر کالبد منجمد شده دوره طالبی دمیده است .
باوجود ادامه جنگ ، جدالهای سیاسی از اخبار وتلویزیون ها ها تا داخل پارلمان ومبارزات انتحاباتی همه مظاهر تحرک میان مردم وجامعه است . ازاین جهت جمهوریت با مفاسد و کمی هایش به مردم امید آنرا داده است که در صورت تغیر آرام درمجریان امور و تحقق درست قانون میتوان در وضع بهتر قرارگرفت .رجحان جمهوریت برامارت که چهره های متعصب وتمدن ستیز آنرا رهبری کنند وگذشته شان هم معلوم است یک امر طبیعی و حق قانونی مردم است ازاین جهت روان جمعی جامعه در کلیت ساختاری (سیاسی، اجتماعی، مدنی و فرهنگی) جمهوریت را بر امارت برتر میداند و نمی خواهد راه طی شده را که با خون و وحشت و زجر یکجا بوده باردیگر به یک جامعه سربسته دیکتاتوری مذهبی گذشته تبادله نماید .
باید روح زیستن در یک نظام آزادتر ، قانونی تر و دموکراتیک تر را درمقابل خطرات برگشت به گذشته حمایت کرد و دفاع نمود.

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۱۹ـ ۲۷۰۸ 

 یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است.

 Copyright © bamdaad 201

 

نگاهی به رخدادهای سیاسی اروپا:

اهمیت دیدار پوتین با مکرون در تاثیر بر نشست گروه هفت

 

 

اردشیر زارعی قنواتی

دیدار آمانویل مکرون  رییس جمهوری فرانسه و ولادیمیر پوتین همتای روس وی در « قلعه برگانسون» اقامتگاه تابستانی روسای جمهوری فرانسه از یک نظر حایز اهمیت تاریخی بود چرا که در آستانه اجلاس گروه هفت کشور صنعتی جهان و هم چنین تشدید مناقشات بین المللی و منطقه یی در چارچوب شروع « جنگ تجاری» و «جنگ سرد جدید» انجام گرفته است. نشست دو رهبر فعال در تحولات بین المللی این روزهای جهان، هم چنین نشان می دهد که به خلاف روال سنتی و پیشین، در اتحادیه اروپایی هم اکنون بسیاری به این نتیجه رسیده اند که برای تعاملات جهانی و منطقه یی نیازی به اجازه برادر بزرگ تر در واشنگتن نخواهد بود. تشدید تضاد منافع بین قدرت های جهانی و به خصوص بین اتحادیه اروپایی با دولت دونالد ترامپ  در امریکا که متحدین سنتی جهان سرمایه داری را به عنوان رقیب در مقابل هم قرار داده است، برای طرف اروپایی این ضرورت را ایجاد کرده است که به دنبال همکاری و یافتن شرکای جدید برای مقاومت در برابر فشارهای آن سوی آتلانتیک باشد. از طرف دیگر با نزدیک شدن زمان خروج بریتانیا از اتحادیه اروپایی (برگزیت) که تا سی و یک اکتوبر باید انجام و اجرایی گردد و با نخست وزیری بوریس جانسن بیش از همیشه چشم انداز احتمال خروج بدون توافق دیده می شود و اینکه ترامپ نیز برای ضربه زدن به این اتحادیه پیشنهاد « توافق آزاد تجاری» با بریتانیا را داده است، به نظر می رسد که رهبران اروپایی برای مقابله به مثل در صدد ترمیم مناسبات خود با روسیه بر آمده اند. جدا از اینکه در کنفرانس مطبوعاتی بعد از این دیدار ابتدا مکرون با انتقاد به همتای خود از وی خواست تا در مقابل تظاهرات مخالفان تعامل به خرج دهد و متقابلا پوتین نیز با اشاره به سرکوب جنبش ( واسکت زردا ها ) جلیقه زردها در فرانسه جواب داد، اما بر اساس گزارشات منابع معتبر این دیدار در فضای تعامل و یافتن راه های همکاری انجام گرفته است.

بر اساس تجارب تاریخی، اروپای سنتی بعد از جنگ جهانی دوم و حضور دو ابرقدرت امریکا و شوروی در جهان پساجنگ، برای حفظ موقعیت خود همواره دو امکان انتخاب در مقابل خود داشته است. انتخاب اول که همواره سیاست مورد نظر اروپای لیبرال دموکرات بوده است تا قبل از دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ گرایش و اتحاد استراتیژیک با ایالات متحده امریکا بوده است که از همه نظر منافع مشترک را دنبال می کردند. این انتخاب که مطلوب طرف اروپایی بوده است اما بعد از چرخش واشنگتن به سمت « ترامپیزم » و نقض حقوق شرکای سنتی در چارچوب یک سیاست « مرکانتلیستی» از سوی دولت ترامپ موازنه قدرت را به زیان طرف اروپایی بر هم زد و امروز تقریبا در همه حوزه ها «تضاد منافع » جای « انطباق منافع»  را گرفته و حتا رییس جمهوری امریکا و حلقه اطرافیان وی عزم خود برای انحلال اتحادیه اروپایی را پنهان هم نمی کنند. در چنین شرایطی این انتخاب اول دچار دست اندازهای سختی شده است و اروپا را در موقعیتی قرار می دهد که در چارچوب تسلیم به سیاست های باج خواهانه ترامپ به یک شریک درجه دو و در حاشیه قرار گرفتن گردن گذارد که بدون تردید با همه در هم تنیده گی ساختاری، نمی تواند مورد قبول قرار گیرد. انتخاب دوم برای اروپا به خصوص بعد از پایان جهان اردوگاهی، تعامل با روسیه و تحکیم مناسبات با چین خواهد بود که این دو کشور امروز یک محور متحد در عرصه مناسبات جهانی را شکل می دهند. گرایش به طرف شرق البته برای اروپای لیبرال آسان نخواهد بود چرا که اصولا ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی و امنیتی دو طرف اهداف متفاوتی را دنبال می کنند و به همین دلیل اصولا بحث اتحاد با این محور در تقابل با امریکا از اساس منتفی است. امروز اتحادیه اروپایی و به تبع مذاکرات مکرون و پوتین در چارچوب یافتن نوعی از تعامل حول اشتراکات و ایجاد موازنه در مناسبات دو طرفه برای حفظ تعادل در ژیوپلتیک بین المللی انجام می شود و این دنباله همان روندی است که از چند سال پیش در روابط بین اتحادیه اروپایی با چین دنبال شده است. این یک اصل ساده در حوزه مناسبات سیاسی و حتی اقتصادی است که وقتی درب خانه متحد قدیمی بر روی دیگری بسته می شود او نیز به ناچار درب باز متحدین جدیدی را می زند که در شرایط متفاوت، منتظر شریک و مهمان تازه است.                      

نیاز هر دو طرف مذاکره کننده در قلعه برگانسون (پوتین ـ مکرون) برای جستن راه های تعامل با شرکای تازه جهت خروج ار فشار یک هژمون برتر اما در حال افول، یک ضرورت تاریخی است که حتما در رویکرد جدید دو قدرت جهانی قرار دارد. از یک سو اتحادیه اروپایی با توجه به رقابت بزرگ در عرصه ژیوپلتیک جهانی به خوبی می داند که برای اعمال فشار بر طرف امریکایی نزدیک شدن با محور روسیه ـ چین تنها امکان ممکن و مطلوب حداقل در این مرحله از تحولات بین المللی است. از دیگر سو طرف روسی هم که بعد از فروپاشی شوروی و به خصوص تحولات چند سال اخیر به شدت تحت فشار محور آنگلوساکسونی در لندن ـ واشینگتن بوده است با درک شکاف های موجود این محور با اتحادیه اروپایی به خوبی می داند که نزدیکی با اتحادیه اروپایی و از جمله فرانسه می تواند موازنه را تا حدود زیادی به سود خود تغییر دهد. از آنجا که این دیدار تنها چهار روز قبل از برگزاری نشست گروه هفت در شهر بندری « بیاریتز» در جنوب غربی فرانسه انجام شده است و پوتین نمی تواند در این اجلاس شرکت کند، نتایج نشست وی با ماکرون و تفاهمات وعده داده شده می تواند دست همتای فرانسوی وی را برای رقابت با دوگانه ترامپ ـ جانسون تقویت کرده و بازی پدرخوانده را بهم بزند. البته در این میان رییس جمهوری فرانسه تنها نیست و بدون تردید آنچه در دیدار وی با پوتین گذشته است ارتباط محتوایی با مناسبات روسیه با اتحادیه اروپایی و به خصوص قدرت های سنتی این مجموعه خواهد داشت. به همین دلیل در آستانه نبرد قدرت دو سوی آتلانتیک در نشست گروه هفت باید شاهد تقابل دوگانه « مکرون – مرکل»  با «ترامپ ـ جانسون» باشیم که این بار بسیار فراتر از رقابت ها و اختلافات موردی در چارچوب مناسبات معمول گذشته خواهد بود. در چنین شرایطی که نشست گروه هفت در این دوره شاهد اختلاف نظرهای اساسی بین قدرت های بزرگ خواهد بود شطرنج سیاسی پوتین می تواند بسیاری از معادلات را تغییر دهد. جدا از ناکامی های ولادیمیر پوتین و دولت الیگارشیک وی در حوزه داخلی اما در عرصه سیاست خارجی تجربه نشان داده است که وی یک بازیگر زیرک است و بارها توانسته از شکاف بین دیگر بازیگران طوری یارگیری کند که سود متقابل برای هر دو طرف صحنه بازی را فراهم کند. بدون تردید نتایج مذاکرات روسای جمهوری فرانسه و روسیه را باید در اجلاس گروه هفت دید و از همین حالا مشخص است که در این نشست نبرد سختی بین قدرت های بزرگ صنعتی برای تنظیم مناسبات رقم خواهد خورد در حالی که نباید جایگاه مناسبات استراتژیک غرب را فراموش کرد. 

 

منبع عکس :دیلی اکسپرس

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۱۹ـ ۳۱۰۸ 

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است.

 Copyright © bamdaad 201

 

به پیشوازوتجلیل از یکصد سالگی استقلال افغانستان:

مفاهیم استقلال و آزادی از دیروز تا امروز و فرداها

ع. بصیر دهـزاد

ملت افغانستان در استقبال از یکصد سالگی بدست آوردن استقلال کشور قرار دارند. اهمیت تجلیل و بزرگداشت از استقلال و آزادی ملی با نتیجه گیری  وپیامد های حوادث یکصد سال بعد از کسب استقلال متبارز میگردد.  مفاهیم استقلال و آزادی ملی  اکنون بدون شک به روان و احساس درونی و آرزو های ما برای امروز و فردا مبدل گردیده اند. این ناشی میگردد از عوامل و انگیزه های مختلف که  تحریک کننده این احساس و روان ما به دو مفهوم استقلال و آزادی بحیث دو ضرورت  برای موجودیت و بقا در سطوح ملت، جامعه و خواست های حقوق بشری افراد میباشند. استقلال تنها یک ترم سیاسی و احساساتی نیست بلکه یک احساس عمیق در روان ماست که با موجودیت آن ما به آرامش ، اطمینان و رفع هر گونه رعب، ترس و تشویش نایل میگردیم. پس ما استقلالیت و آزادی را باید در مفاهیم تاریخی، زنده گی امروزی و فردا ها  وبا تفکیک ملت، جامعه و فرد به ارزیابی گیریم و نتیجه گیری های خویش را از آن برونکش نماییم.

قبل بر همه باید مفاهیم استقلال و آزادی را در یک تعریف کوتاه بیان دارم.

استقلال و آزادی هردو ازیک دیدگاه بیان یگانه را افاده مینمایند. اما در صورت که در آنها مفاهیم ترکیبی دیگری مانند ملی، اجتماعی و فردی اضافه گردند، آنجاست که مفاهیم سیاسی، اجتماعی فردی / بشری افاده میگردند که بحث های حقوق ملی، حقوق اجتماعی و حقوق فردی و بشری را مدلل میسازد که درابعاد وسیع تر برهر موضوع آن میتوانیم عمیق گردیم.

ما دراین خامه بیشتر برمفهوم سیاسی  استقلال و آزادی ملی متمرکز میگردیم که درورای آنها  اهمیت تاریخی ، ضرورت کنونی و آینده بینی جامعه ملی را به بحث گیریم.

پس چه تعریفی از دو مفهوم آزادی و استقلال سیاسی  میتوان بدست داد؟

استقلال و آزادی سیاسی ـ ملی عبارت از داشتن حق خود ارادیت برای تعین سرنوشت یک ملت، متکی بر اراده  شهروندان ، بدون اعمال نفوذ توسط نیروهای بیگانه خارجی و یا عمال  بیگانه گان است. آزادی سیاسی بیشتر مفهوم تعمیل استقلالیت و عدم وابسته گی درتعین سیاست، مسیر رشد و انکشاف و تعین خط سیاسی ملی ( داخلی و خارجی ) برای یک ملت میباشد که توسط یک دولت دارای حاکمیت ملی تمثیل، تعین و اجرأ میگردد. مفهوم آزادی ملی بدین امراست که  شهروندان در تمام عرصه های زنده گی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی  حقوق را کسب مینمایند که توسط  دستگاه دولت با قوانین اساسی و قوانین فرعی  و سایر اسناد حقوقی تضمین میگردد و شهروندان در پاسبانی نهادهای حراست قانون مورد حمایت قرار میگیرند. اصل عمده در مفاهیم استقلال  و آزادی اطمینان  و اعتماد روانی شهروندان میباشد که خود را فارغ از هرگونه تشویش مصوون احساس مینمایند.

در مفهوم استقلال ملی مفاهیم با ارزش دیگری مانند حاکمیت ملی بر تمامیت ارضی، اقتدار ملی، منافع ملی برای سرنوشت ملی ، دولت ملی و اراده ملی گره خورده اند، بدون یکی از این مفاهیم اصل استقلال ملی میتواند مورد سوال قرار گیرد. نباید یک نکته مهم را فراموش نمود که مفاهیم استقلال و آزادی ملی با انکشاف، ترقی ملی، روشنگری و تحول فرهنگی آمیخته اند . روی همین واقعیت است که در هر پروسه استقلال طلبی و آزادیبخش، ارتجاع و عمال جهل و عقب گرایی در تقابل  فرهنگی قرار میگیرند. سیر تاریخ تمدن استقلال طلبی و ضد استبداد نشان داده است که عمال ارتجاع بیشترین استفاده را از اعتقادات مذهبی مردم در حفظ پدیده های کهنه و مقاومت در برابر نو و نواندیشی سیاسی و اجتماعی مینمایند و از مذهب  روپوش و وسیله تحریک احساسات مردم عوام بر علیه این پدیده های  نو و نو اندیشی استفاده مینمایند. . برای توضیح بیشتر این نکته مطالعه مقاله وزین  و تحلیلی محترم احسان لمر در سایت وزین افغان­ -جرمن را که در زیر لنک داده شده است  مشورت میدهم.

اکنون برمیگردیم بر اصل موضوع که چرا ما مفهوم استقلال ملی یکصد سال قبل را از کدام دیدگاه ها  به ارزیابی میگیریم و ارزش های آنها را در همان مقطع سیاسی و پیامد های آنها، در پروسه های یک صد سال اخیر به ارزیابی میگیریم.

مقدم برهمه باید تذکرداد که شاه امان الله بحیث یک جوان تحول پسند، ترقیخواه ولی احساساتی  تحت تاثیر یک نهضت قرار داشت که  قلم، ترقی خواهی، آزادی پسندی ، رشد ژورنالیزم و رشد ابراز نظر به تکوین اندیشه ترقی خواهی و ضد استبدادی  بر این نهضت  مسلط بود. شاه ترقی خواه در همان  جو فکری ، شعار پیشرفت ، فرهنگ مدرن، تشویق تحصیل کرده گان و سهمگیری زنان  در شناخت حقوق اجتماعی شان را میداد. برای شاه جوان الگوهای مانند ایده های اتاترک و ایده های جدید بعد از جنگ اول جهانی و تغیرات سیاسی در روسیه انقلابی، تحت رهبری لینن اثر بخش بودند. تعداد  چهره های اجتماعی ملی گرا  و ترقی خواه و ضد استبداد از هر کنج و کنارکشور این نهضت را همراهی مینمودند. اگر محمود طرزی سرآمد قلم و ژورنالیزم بود، محمد ولی خان دروازی بزرگ ترین دیپلومات هوشیاز ، توانا و زیرک بود که این نهضت ترقیخواهی را در خارج کشور تمثیل مینمود. محمد عثمان خان پروانی در زیر چوب اعدام استبداد نادری گفت « شکنجه مرگ ما لحظه بیش نیست ولی محاسبه مردم با شما شکنجه یست ابدی ».  بهمین ترتیب بزرگمردان دیگری چون عبدالرحمن لودین، فیض محمدکاتب، غلام محمد میمنگی، ملکه ثریا ،عبدالهادی داوی، غلام محمدغبار،شجاع الدوله غوربندی، محمدرحیم شیون ضیایی، میرسید قاسم، غلام محی الدین أفغان، بابا عبد العزی، کاکا سید احمد لودین، ماما محمدإبراهيم ساعـت ساز، سردارعبدالحبیب، مولوی عبدالروف خاکی، محمد حسين راقم و ده های دیگر که شاه امان الله جز این نهضت ترقی و آزادیخواه و ضد استبداد بود  که از هر منطقه افغانستان و از هر قوم و تبار بخاطر وطن و هدف واحد این مبارزه را قوام میبخشیدند. با آنکه دوره استبداد نادرخانی تعداد این مبارزین وطن را اعدام ، تبعید نمود  و به زندان ها انداخت ، ولی ادامه این نهضت ملی پایه های فکری و مبارزاتی را برای نهضت های بعدی گذاشت. یعنی نهضت جوانان افغان اساس فکری برای نهضت ویش زلمیان و بعداْ نهضت روشنفکری سالهای شصت وهفتاد در افغانستان گردید.  این ارزش بزرگ دوره شاه امان الله و پیامد های بعدی را نباید با دیدگاه های تنگ نظرانه و حاشیه پردازانه به هیچ گرفت و چشم انکار بست.

مفاهیم  استقلال و آزادی ملی در شرایط کنونی یک موضوع بحث برانگیز و قابل تحلیل است زیرا سوالات زیاد وجود دارد که  مفاهیم مانند، دولت ملی، اقتدار ملی، حاکمیت ملی و خود اراده گی ملی را نمیتوان بر مبنی  تعاریف اصلی آنها  و توضیح که در منشور ملل متحد تعریف گردیده اند ، مصداق حکم و توجیه پیدا نماید و آن مبتنی بر دلایل زیر:

۱- حکومت تنظیم های جهادی در سال ۱۹۹۲ بر اساس پلان و اراده پاکستان، امریکا و انگلیس به وجود آمد ، جنگ های بین التنظیمی مستقیمن از جانب کشور های خارجی مانند، پاکستان، عربستان سعودی و روسیه رهبری و پیشتیبانی مالی و تسلیحاتی میگردیدند. حزب اسلامی مربوط آقای حکمتیار با همکاری مستقیم با آی اس آی جنگ ها در کابل را پیش میبرد. تنظیم های مانند جمیعت و وحدت هدایات از روسیه و ایران بدست میآوردند.

۲- حکومت طالبان در سال  ۱۹۹۶ مستقیماْ تحت اراده آی اس آی از سرحد سپین بولدک داخل قندهار شدند. اولین گروه طالبان در موتر های بار بری پاکستانی که تحت نام کمک های بشر دوستانه راهی ترکمنستان بودند، در سپین بولدک پیاده شدند و با تصرف سرحد بطرف قندهار مارش نمودن که با فوتو های ظاهر شاه مردم را با فریب ابلیسانه انگلیسی از آمدن این شاه مژده میدادند. طالبان خود فرخته ترین عمال حکومت پاکستان، ترویج دهنده فرهنگ عقب مانده پاکستانی و دیوبندی ، ترویج دهنده کلدار پاکستانی به عوض پول افغانی و حتی ترویج زبان اردوی پاکستانی بودند. لوحه ها بالای تعداد زیاد دوکآنها در افغانستان به زبان نفرت آفرین پاکستانی بودند. رهبران طالبان در همجواری سرحد یعنی قندهار، روابط روزانه برای تطبیق هدایات آی اس آی تأمین مینمودند. بطور کوتاه، حکومت طالبان شالوده اهداف و سیاست پاکستان و در تبانی با غرب به وجود آمد و ادامه داد.

۳-ذحکومت بعد از سال ۲۰۰۲ ترسایی  نیز بر نفوذ سیاسی و مداخله مستقیم دستگاه های نظامی، استخباراتی و سیاسی امریکا به وجود آمد. مداخله نظامی امریکا بدون کدام مجوز قانونی و نورم های بین المللی صورت گرفته است. با آنکه  حکومت ظالم، استبدای  قرون اوسطایی طالبی سر نگون گشت، اراده امریکا در تعین حکومت و حکومت داران مستقیمن اساس برای احیا و ادامه تضمین شده منافع منطقوی و استراتیژیک امریکا بوده است. اکنون باید واضیحاْ بیان نمود که موجودیت امریکا در افغانستان نقض صریح حاکمیت ملی، تمامیت ازضی و سلب حقوق ملی شهروندان برای خود ارادیت شان بوده است و ادامه دارد. حال اگر حتا، تا حد تخلیه صفری،  نظامیان امریکایی از افغانستان خارج گردند، موجودیت هزاران کارمندان استخاراتی  سی آی ای و صد ها جاسوسان افغانی الاصل در داخل کشور و نظام نمیتوان حرف از آزادی ملی، دولت ملی به اراده ملت  بمیان آورد.

اکنون ماباید یک مساله دیگری را مطرح نماییم و آن نتیجه گیری ها دریکصد سال بعد از استرداد استقلال کشور و بحث آینده نگری برای فردا ها و حتا یکصد سال آینده باید مطرح  و مورد تبادل نظر حلقات ترقیخو اه، روشنگر و آزادیخواه قرار گیرد که احیای و حفظ استقلال و آزادی ملی ، انکشاف و سیررشد کشور را در یک پروسه طولانی مطرح نمایند که در آنها  مفاهیم ترقی ملی، خود ارادیت برای تعین سرنوشت ، استقلال ، هویت ملی، اراده ملی و وفاق ملی برای اهداف ملی مطرح گردند که رشد فرهنگ عالی و مدرن ما را در پذیرش مفاهیم ملی نایل گرداند. این بدون شک یک پروسه طولانی و بدون چالش نیستند، ولی اراده و هدف واحد برای ملت و ملت خواهی میتواند توانایی های حلقات ترقی خو اه و روشنگر را به هم گره بزند.

من با ارزیابی از مطالب که به تحریر و تحلیل در این مقاله گرفتم، یکصد ومین سالگرد استرداد استقلال کشور را گرامی میدارم و به شهدا و قهرمانان راه آزادی ، ضد استبداد و ترقیخواه کشور ادای احترام نموده یاد شان را گرامی و جاویدان میخواهم.

 

 بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۱۹ـ ۲۰۰۸ 

 یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است.

 Copyright © bamdaad 2019