تصمیم ترکیه و اثرات آن بر رخداد های شرق میانه

السیسی رییس جمهورمصر میگوید : « ما به کسی اجازه نخواهیم داد لیبیا را کنترول کند. اینجا مساله امنیت ملی مصر مطرح است.»
با تصمیم ترکیه به ورود مستقیم به درگیری های نظامی در لیبیا و مخالفت دولت های مصر، عربستان و امارات متحده با آن، و با توجه به موضع گیریهای سوال برانگیز امریکا و فرانسه و روسیه در این مورد، امروزه شاهدیم که ترکیه به سرعت در حال تبدیل شدن به عنصری از درگیری های نظامی و دیپلوماتیک در منطقه است. از اوایل سال ۱۳۹۸ تا اکنون، ترکیه به بهانه نگرانی از اوضاع سخت آشفته و به هم ریخته لیبیا، و از جمله محاصره شهر طرابلس توسط جنرال خلیفه حفتر در پی عملیات تهاجمیای که در ۴ اپریل ۲۰۱۹ ترسایی آغاز شد، مترصد مداخله در لیبیا بوده است.
پارلمان ترکیه شش هفته پیش، در جریان سفر فایز السراج رییس دولت وحدت ملی لیبیا به استانبول در ۲۷ نوامبر ۲۰۱۹ ترسایی ، توافق نامه همکاری های نظامی و امنیتی بین این دو کشور را تصویب کرد. این توافق نامه به هر دو طرف اجازه می دهد که نیروهای ارتش و پولیس را برای ماموریت های آموزشی و تمرین بین دو کشورمبادله کنند. دولت انقره در توجیه مداخله سوال برانگیزش دراین مورد چنین توضیح می دهد که « ثبات لیبیا برای امنیت مردم لیبیا، ثبات منطقه، و مبارزه با تروریزم بین المللی از اهمیت اساسی برخوردار است.»
از زمانی که نیروهای ناتو دولت معمر قذافی را در سال۲۰۱۱ ترسایی سرنگون کردند، مناطق گوناگون این کشور زیر سیطره و فرمان نیروهای نظامی وابسته به قبایل و جریانهای قومی- قبیله ایی گوناگون و به طور عمده وابسته به قدرتهای جهانی و منطقه ایی قرار گرفت. در طول سال های اخیر، با به هم پیوستن برخی از این نیروها با تشویق حامیان خارجی شان حول محور تضمین کنترول آنها بر منابع سرشار نفت و گاز و منابع طبیعی، لیبیا در عمل به دو منطقه عمده تحت کنترول جریانهای رقیب قرار گرفته است. در این دوره زمانی، کشور لیبیا شاهد درگیری های خونین بین دولت وحدت ملی (جی ان ای) مورد پذیرش سازمان ملل متحد به ریاست فایز السراج از یک طرف، و خلیفه حفتر، جنرال بازنشسته ارتش سابق لیبیا، از طرف دیگر، بوده ایم. جنرال حفتر شرق لیبیا را در کنترول خود دارد و غرب لیبیا، از جمله شهر طرابلس پایتخت این کشور، در کنترول شورای ریاست جمهوری است که از سوی جامعه جهانی نیز به رسمیت شناخته شده است.
څارنوال نظامی (وابسته به نیروهای حفتر) فایز السراج رییس شورای ریاست جمهوری و اعضای آن و شماری از فرماندهان نظامی منطقه غربی لیبیا را به « گسستن وحدت ملی، خیانت به کشور، توطیه چینی با همدستی کشورهای خارجی برای به راه انداختن جنگ در لیبیا، ایجاد تشکیلات مسلح غیرقانونی، انجام اقدامات تروریستی و حمایت مالی از تروریزم با پشتیبانی مادّی و سیاسی شورای ریاست جمهوری » متهم کرده و دستور بازداشت آنها را صادر کرده است.
روز جمعه ۲۷ دسامبر ۲۰۱۹ ترسایی، رجب طیب اردوغان، رییس جمهور ترکیه، غافلگیرانه به تونس سفر کرد و در آنجا با همتای تونسی خود کائس ساعد در مورد درگیری در لیبیا و تنشهای منطقه ایی ناشی ازآن بحث و گفت وگو کرد. در این باره اردوغان گفت: « ما به عنوان بخشی از احیای روند سیاسی، در مورد دستیابی به آتش بس در لیبیا بحث کردیم. تاثیر تحولات منفی در لیبیا به این کشور محدود نمیشود بلکه بر کشورهای همسایه از جمله تونس نیز اثر میگذارد.» و روز بعد، او اعلام کرد که پارلمان ترکیه در ماه جنوری توافق نامه ای را مبنی بر اعزام نیروی نظامی به لیبیا به منظور پشتیبانی از دولت وحدت ملی لیبیا در برابر نیروهای خلیفه حفتر به رای خواهد گذاشت. جنرال حفتر توسط عربستان سعودی و مصر و امارات متحده عربی پشتیبانی می شود، و از حداقل پشتیبانی سیاسی برخی دولت ها از جمله امریکا، روسیه، و حتا فرانسه بر خوردار است، اگرچه دولت فرانسه آن را انکار می کند. فایز السراج، رییس دولت وحدت ملی لیبیا، در مقابل حمایت ترکیه و همچنبن قطر را دارد. در واقع، از آغاز ورود چند صد نیروی شبه نظامی وابسته به شرکت روسی امنیت خصوصی واگنر، نیروهای طرفدار حفتر کارآیی لازم را کسب کردند. این شرکت یک گروه ۱۰۰۰ نفری مزدور سودانی را در ارتش جنرال خلیفه حفتر آموزش میدهد. در گزارش سازمان ملل متحد « تحویل هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) ، خودروهای زرهی، و موشک های ضد تانک توسط اردن، ترکیه، و امارات متحده عربی» به این ارتش نقض تحریم اعلام شده از سوی سازمان ملل متحد در مورد صدور تسلیحات به لیبیا عنوان شده است. جلال هرشاوی، پژوهشگر و کارشناس امور لیبیا، چنین توضیح میدهد: « در ازای قول کمک های نظامی، دولت وحدت ملی لیبیا چند ماه پیش با امضای قراداد دریایی پیشنهادی ترکیه موافقت کرد، قراردادی که تا قبل از قول کمکهای ترکیه با آن مخالفت کرده بود. »
رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه روز یکشنبه ۹ جدی گفت: « اگر لازم باشد انواع پشتیبانیهای نظامی زمینی، هوایی و در یایی را بررسی خواهیم کرد.» روز دوشنبه ۳۰ دسامبر ، اردوغان لایحه اجازه اعزام نیروهای نظامی ترکیه به لیبیا را به پارلمان انقره فرستاد. در جلسه فوق العاده روز پنج شنبه ۲ جنوری پارلمان ترکیه پس از طرح و بررسی لایحه قانونی پیشنهادی دولت اردوغان، با رای مثبت اکثریت نماینده گان آن لایحه را تصویب و از عملیاتی شدن آن حمایت کرد. توجه به این نکته اهمیت دارد که مداخله نظامی در عراق و سوریه نیز به همین روال امکان پذیر شد.
طبق اعلام سازمان ملل متحد، از زمان آغاز درگیریها در لیبیا در ماه اپریل سال گذشته، بیش از هزار نفر جان خود را از دست دادهاند و بیش از ۱۴۰.۰۰۰ نفر آواره شده اند. برای شروع مجدد روند سیاسی حل وفصل وضعیت کنونی در لیبیا، نماینده ویژه سازمان ملل متحد، غسان سلامه، در حال تدارک و آماده سازی برگزاری کنفرانسی بینالمللی در اوایل سال ۲۰۲۰ ترسایی در برلین است. هدف از این کنفرانس تلاش برای رسیدن به توافقی بین المللی بین پنج کشورعضو دایم شورای امنیت و سایر قدرت های منطقه ایی و جهانی برای از سر گیری گفت وگوهای سیاسی بین طرفهای درگیر در جنگ داخلی لیبیا است.
اعزام سربازان ترکیه به لیبیا می تواند تعادل قدرت در لیبیا را تغییر دهد زیرا رقیبان ترکیه در منطقه، یعنی عربستان سعودی و مصر و امارات متحده عربی، در حال حاضر همه گی از جنرال خلیفه حفتر پشتیبانی میکنند. به نظر می رسد که این روند نشان دهنده تهاجم و پیشرَوی واقعی و حساب شده ترکیه در مدیترانه به منظور گسترش نفوذ این کشور در منطقه شمال افریقا و دریای مدیترانه است. در سفر فایز السراج به انقره در روز ۲۸ نوامبر ، ترکیه همچنین توافق نامه دریایی مهمی را با دولت رسمی لیبیا امضا کرد که حقوقی گسترده برای اکتشاف و بهره برداری از حوضه های نفت و گاز در شرق دریای مدیترانه به ترکیه اعطا میکند. « ارتش ملی» لیبیا به رهبری خلیفه حفتر، و دولتهای مصر و یونان و قبرس و اسراییل با این قرارداد به شدّت مخالفاند. توجه به این موضوع اهمیت دارد که در سال های اخیر ذخایر تأاید شده مهم گاز در محدوده دریای مدیترانه کشف شده است. چندین کشتی ترکیه در حال حاضر به دنبال نفت و گاز در سواحل قبرس هستند. با عملی شدن توافق نامه مذکور، کلیه خط لولههای صدور گاز به اروپا از منطقه دریایی زیر کنترول ترکیه عبور خواهد کرد.بنابراین به نظر می آید که در تحول های اخیر ترکیه در ارتباط با لیبیا، تلاش نهچندان پوشیده اردوغان برای تبدیل کردن ترکیه به قدرتی منطقه ایی و اعمال سیاست خارجی مستقل مهم تر باشد تا منظور کردن منافع دولت ملی لیبیا و مردم لیبیا. مهم تر از همه اینکه، به دلایل اقتصادی، لیبیا از دهه ها قبل نخستین کشوری بود که از سرمایه گذاران ترک در این کشور استقبال کرد. پیش از سقوط قذافی و وقوع جنگ داخلی در لیبیا، این کشور سومین بازار بین المللی برای شرکت های ترکی بود و ارزش این پروژه ها به 30 میلیارد دلار می رسید. به گفته رییس انجمن کارفرمایان ترکیه، میتات ینیگن، چندین شرکت و همچنین ۲۵۰۰۰ کارگر ترک در جریان جنگ داخلی لیبیا مجبور به ترک این کشور شدند. روز ۱۵ دسامبر رادیوی رسمی اسراییل اعلام كرد كه « انقره آماده گی خود را برای مذاكره با اورشلیم مبنی بر انتقال گاز اسراییل به قاره اروپا از طریق قلمرو ترکیه ابراز كرده است » که معمولاً باید امریکا را خوشحال کند و موجب گرمی روابط میان انقره و واشنگتن گردد. از سوی دیگر، یونان از سازمان ملل متحد خواسته است كه با این توضیح که نقشه مورد استفاده در مذاکره میان لیبیا و ترکیه، جزیره کرت (بخشی از خاک یونان) را در نظر نمی گیرد، توافق ترکیه و لیبیا را محكوم کند. در تحوّلی دیگر، در اوایل هفته گذشته، وزیر امور خارجی یونان، نیکوس دندیاس، اعلام کرد که توافق نامه ای در مورد خط لوله گاز بین یونان و قبرس و اسراییل در تاریخ ۲ جنوری امضا خواهد شد! پروژه خط لوله گاز زیردریایی به طول ۲۰۰۰ کیلومتر که سال گذشته اعلام شده بود، به ارزش ۷.۳۶ میلیارد دلار، با هدف رساندن گازمیدانهای اسراییل و قبرس از طریق قبرس و یونان به مخزن ارتباط در ایتالیا طراحی شده است. با توجه به عدم اطمینان نهادین به اسراییل، تعیین محدوده دریایی اخیر ترکیه و لیبیا، و خواست های تازه اردوغان، معلوم نیست که فشار یونان در این زمینه توفیقی داشته باشد. واقعیت این است که بخش نظامی توافق نامه طرابلس و انقره، همان گونه که در آن توصیف شده است، کاملاً روشن است: جبران منافعی که ترکیه از توافق نامه محدوده دریایی با دولت وحدت ملی لیبیا در شرق مدیترانه به دست می آورد و به ترکیه اجازه می دهد تا منطقه نفوذ خود را گسترش دهد و حقوق خود را در مناطق بزرگ نفت خیز در دریای مدیترانه شرقی، یعنی بخش اعظم یونان، مصر، قبرس، و اسراییل، مطالبه کند. این موضوع نگرانی غسان سلامه فرستاده سازمان ملل متحد در لیبیا را برانگیخته است. او در روزنامه فرانسوی لوموند نگرانیهایش از گسترش درگیری « به مناطق دورافتاده لیبیا، به ویژه اختلاف بین یونانیها و ترک ها در مورد تعیین مرز دریایی » را ابراز کرده است.
چرا از واکنش جامعه جهانی خبری نیست؟
کاملاً مشخص است که اوضاع لیبیا در هفتههای اخیر گام بهگام در جهت گسترش درگیریها بر سر کنترول این کشور جنگ زده و پاره پاره شده پیش رفته است. وارد شدن فعال ترکیه و مصر و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به این صحنه، نگران کننده است و جای خوش بینی در مورد آینده این کشور باقی نمی گذارد.
یونان به دلیل امضای توافق نامه بین ترکیه و لیبیا که پیشتر به آن اشاره شد، سفیر لیبیا را از یونان اخراج کرد. از سوی دیگر، دولت لیبیا در روز ۱۴ جدی اعلام کرد که قصد دارد با مسكو در مورد حضور پیمانكاران نظامی خصوصی روسی در شرق لیبیا و همکاری آنان با ارتش شورشی ملی لیبیا به رهبری خلیفه حفتر مذاکره رودررو كند. دولت روسیه این مساله را تکذیب کرده است ولی دولت لیبیا می گوید که قصد دارد بر اساس فهرست اسامی ۶۰۰ - ۸۰۰ نظامی مزدور روسی که در اختیار دارد، با دولت روسیه گفت وگو کند. از طرف دیگر، رییس جمهور قبرس نیکوس آناستازیادس در اواسط ماه جدی گفت که این کشور در ارتباط با حفاری ترکیه برای اکتشاف گاز در آب های قبرس، علیه ترکیه به دادگاه بینالمللی لاهه شکایت میکند. روز سهشنبه ۳۱ دسامبر ، اتحادیه عرب تصمیم گرفت که به درخواست قاهره، با عجله نشستی در سطح نماینده گان دایمی « به منظور بررسی تحول اوضاع در لیبیا و خطرهای گسترش آن که می تواند ثبات لیبیا و منطقه را تهدید کند» برگزار کند. رییس جمهور مصر عبدالفتاح السیسی در روز دوشنبه ۳۰ دسامبر از طریق تلفن با امانویل ماکرون رییس جمهور فرانسه درمورد « خطرهای ناشی از گسترش عملیات نظامی» صحبت کرد. پاریس و قاهره « از توافق سیاسی در چارچوب سازمان ملل متحد، مطابق با اصول توافق شده در پاریس، پالرمو، و ابوظبی با هدف بازیابی وحدت و حاکمیت کامل لیبیا » حمایت کردند. رییس جمهور مصر در روز ۱۷ دسامبر آشکارا به انقره چنین هشدار داد: « ما به کسی اجازه نخواهیم داد لیبیا... را کنترول کند. اینجا مساله امنیت ملی مصر مطرح است.» ن م
تصویر از دویچه ولی
بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۰ـ ۰۸۰۱
Copyright ©bamdaad 2019
اطلاعیه شعبه آموزش سیاسی وتبلیغ حزب آبادی افغانستان
مورخ ۲۸/۹/۱۳۹۸
حزب آبادی افغانستان به منظور رسانیدن اهداف وطن دوستانه و دادخواهانه اش به مردم افغانستان و جهان ازطریق رسانه های حزبی و دنیای مجازی، تلاش های پیگیر و مستدام نموده ، و این میدان با اهمیت کاری را مورد توجه همه جانبه خود قرارداده است . درنتیجه برخورد خردمندانه و آینده نگر رهبری حزب و تلاش های همه جانبه مسوولین رسانه های حزبی ، دگرگونی های چشمگیری درکار رسانه ایی حزب ما پدید آمده ، و رسانه های حزب ما امروز از نقش و اتوریته بیشتری برخوردار گردیده و حوزه اثرگزاری آنها گسترش یافته است.
رسانه های رسمی حزب ما « ماهنامه حقیقت زمان »، تارنمای وزین « بامداد » و « برگه فیسبوکی حزب آبادی افغانستان» امروز به مثابه منابع با اهمیت اطلاعاتی و آموزشی مبدل گردیده و خواننده ها وعلاقمندان زیادی را باخود دارند.
سایت وزین و پرافتخار «بامداد» از زمان تاسیس تا امروز توانسته است بصورت منظم راه رشد و تعالی را پیموده و درمبارزه بخاطر بیان آرمانها و دستاوردهای حزب ، وحدت و همبستگی ترقیخواهان و نیروهای پیشتاز و مدافعان صدیق زحمتکشان از اهمیت و اعتبار خاص برخوردارگردیده است.
تارنمای بامداد به مثابه ارگان نشراتی شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان درسالهای گذشته به مسوولیت سیاسی خود منحیث نشریه یک حزب سیاسی متعهد و پابند باقیمانده ، و هرگز چارچوب مسوولیت سیاسی خود را ترک نکرده ، توانست به نشریه خواندنی و با اهمیت سیاسی مبدل گردد.
تارنمای بامداد توانست طی سالهای اخیر با ایجاد نظام و برنامه کاری سیاسی ـ مسلکی ، به صورت پیگیر و همه روزه به نشراخبار، گزارشات ، تحلیل های سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی دایره اثرگذاری خود را وسعت داده ، و به تارنمای مورد پسند دادخواهان و نیروهای دموکراتیک کشور مبدل گردد. همکاران تارنما با اعتماد ایجاد شده ، مقالات و پژوهش های شانرا از طریق بامداد به نشر رسانیده ، و بامداد توانست از این طریق وظایف نشراتی خود را در عرصه اطلاع رسانی و آموزشی به وجه احسن و موفقانه انجام داده ، و نقش مهمی دربیان اصول ساختاری و آرمانی حزب، و وحدت و همبستگی آرمانی و تشکیلاتی ایفا نماید.
رهبری حزب درهمه ایی این سالها کارکردها و خدمات « تارنمای بامداد » را مورد توجه قرارداده و از آن با ستایش و قدر یاد نموده است .
با درنظرداشت کارکردهای موثر و ارزشمند این نشریه مجازی ، و مدیریت مسلکی وموفقانه آن درجهت پخش و نشر رویداد های زنده گی حزبی، اعلامیه ها و سایراطلاعات داخل کشوربه سراسر جهان و نقش موثر آموزشی آن ، و به تاسی از تصامیم پلینوم سوم عقرب شورای مرکزی حزب ، در جلسه مورخ ۷/۹/۱۳۹۸ دارالانشای حزب آبادی افغانستان فیصله به عمل آمد تا « تارنمای بامداد » به ارگان نشراتی شورای مرکزی حزب آبادی افغانستان تبدیل ، و فعالیت های بعدی اش را تحت نظر شعبه آموزش سیاسی و تبلیغ انجام دهد.
بدینوسیله ازکارمندان و دست اندرکاران عرصه آموزش سیاسی و تبلیغ حزب آبادی افغانستان ، از تمام اعضای پرافتخار حزب در داخل و خارج کشور، نویسنده گان و پژوهشگران دادخواه و مردمدوست صمیمانه درخواست مینماییم تا « تارنمای بامداد » را نشریه خود دانسته ، ازهمکاری های صمیمانه برای پخش اندیشه ها و اماج های حزب آبادی افغانستان ، آرمانهای اتحاد وهمکاری نیروهای هوادارمردم ، و خدمت به امرسربلندی و تعالی مردم و میهن دریغ ننمایند.
ما از نویسنده گان وقلمبدستان افغان دعوت مینماییم تا به خاطرتقویت و توسعه ژورنالیزم مترقی و مردمی درکشور ، و رسانیدن صدای رسای حزب آبادی افغانستان در دفاع ازمنافع علیای مردم افغانستان و خدمت به انسان زحمتکش وطن ، برقراری و تحکیم صلح عادلانه، وحدت و همبستگی مردم، با امکانات مادی و معنوی شان « تارنمای بامداد » را یاری و کمک نمایند.
انتظار داریم تا با دریافت پیشنهادات سازنده ، انتقادات سالم و نظریات رفقا و دوستان بتوانیم زمینه رشد و اثرگذاری بیشترکار رسانشی حزب را فراهم نماییم.
شما می توانید گزارشات ، مقالات و فرآوردهای اندیشه وی تانرا از طریق نشانی های زیر با ما در میان بگذارید:
This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.
This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.
با حرمت فراوان
شعبه آموزش سیاسی و تبلیغ
موقف حزب آبادی افغانستان درقبال اجتماع وحدت خواهان
حزب آبادی افغانستان یک حزب سراسری ملی و رسمی در کشور بوده و از وحدت چندین حزب و سازمان سیاسی ایجاد ، و برای وحدت و اتحاد همه روشنفکران ملی ، مترقی و عدالتخواه مبارزه مینماید. در حال حاضر در ۲۸ ولایت افغانستان و در اروپا، امریکا و استرالیا شوراهای حزبی فعال داشته ، و شبکه فعالیت این حزب در داخل و خارج کشور در حال توسعه میباشد.
کنگره تاریخی ۱۹ اسد ۱۳۹۷ حزب که به اشتراک نماینده گان انتخابی حزب و مهمان در شهر کابل دایرگردید، ضمن تصویب اساسنامه و برنامه حزب ، شورای مرکزی حزب را نیز انتخاب و هم پلینوم شورای مرکزی سوم عقرب سال ۱۳۹۸ پیامی عنوانی تمام احزاب و سازمان های سیاسی ملی، مترقی و عدالتخواه کشور صادر، و از همه احزاب همسو دعوت نمود تا بخاطر ایجاد حزب واحد وسراسری اقدام نمایند. کنگره به رهبری حزب آبادی افغانستان وظیفه سپرد تا با ایجاد شعبه روابط سیاسی ، کار و فعالیت را در جهت وحدت نیروهای ملی دموکرات و عدالتخواه در کشور تسریع بخشد که در نتیجه ایتلاف احزاب ملی دموکرات و ترقیخواه به اشتراک نه حزب و سازمان سیاسی ایجاد گردید.
حزب آبادی افغانستان بمثابه یک حزب برنامه محور آماده گی کامل دارد تا با آغوش باز و صداقت کامل در راه وحدت تمام نیروهای ملی دموکرات و عدالتخواه کشور بخاطر ایجاد حزب واحد سراسری ملی مذاکره و مفاهمه نماید.
یکبار دیگر از احزاب همسو دعوت بعمل می آورد تا بخاطر نجات کشور از بحران اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی ، دست بدست هم داده و با تدوین راهکار مشترک و پاسخگو با درنظرداشت واقعیت های کنونی جامعه ما در ایجاد یک حزب واحد ملی، مقتدر، سراسری و تاثیرگذار، کشور را از بحران های موجود نجات، و به زخم های خونین مردم زحمتکش و رنجدیده کشور مرهم گزاری نماییم .
بناْ اعضای حزب آبادی افغانستان موظف اند:
ـ در جریان روابط دوستانه با احزاب و افراد همسو، پالیسی و موقف حزب را در ارتباط به وحدت تبلیغ و توضیح نمایند.
ـ به نظر ما برای سازمانهای همسو وحدت ، و برای افراد غیرسازمانی پیوستن به یکی از احزاب مطرح است که با اصول مرامی و تشکیلاتی آن حزب توافق داشته باشند. در صورتیکه با بخش عمده مرام و اصول تشکیلاتی یک حزب موافق باشند و در بعضی نکات غیرعمده نظر جداگانه دارند، در داخل آن حزب برای نکات نظر خود مبارزه و فعالیت نمایند.
ـ چونکه حزب آبادی افغانستان برای وحدت رزمیده و محصول وحدت سه حزب جداگانه راجستر شده میباشد و فعلا هم در ایتلاف برای وحدت فعال است و برای تفاهم با هر سازمان دیگری آماده است؛ اعضای آن عضو هیچ سازمان، گروه و یا تشکل دیگری شده نمی توانند و موظف استند که سازمانها و افراد همسو را به وحدت و یا پیوستن به یکی از سازمانها و یا ایتلاف موجود در کشور دعوت نمایند.
اتحاد و همبستگی ما ضامن پیروزی ماست!
دارالانشای حزب آبادی افغانستان
بامداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۱۹ـ ۲۸۱۱
Copyright ©bamdaad 2019
روزنامه نوی زوریخرسایتونگ نوشت :
« حکومت ایالات متحده در باره عملیات در افغانستان دروغ گفت »

روزنامه « نوی زوریخرسایتونگ » منتشره سویس در شماره روز دوشنبه خود تحت عنوان:
« نمی دانستیم که چه میکنیم ـ حکومت ایالات متحده در باره عملیات در افغانستان دروغ گفت » ، گزارش جالبی را از قول « واشنگتن پوست » در باره حضور نیروهای امریکایی درافغانستان را بنشر رسانید . روزنامه واشنکتن پوست در یک اقدام غافلگیرانه درباره پژوهش های سوپکو (Sopko ) و تیم اش گزارشی ( درسهایی که آموخته شد ) را به نشر رسانیده ، یادآورشد که به بیش از ۲۰۰۰ صفحه سند درباره پنهان کاری های دولت های مختلف امریکا درباره 18 سال جنگ و حضورنظامی در افغانستان که از گفت و گو با بیش از ۴۰۰ مقام اگاه و مرتبط ازجمله مقامات افغانی حاصل شده، دست یافته است . واشنگتن پست نوشته است که دولت امریکا درتلاش بوده تا هویت افراد شرکت کننده گان درمصاحبه های این پروژه و همچنین اطلاعات افشا شده در این پروژه را مخفی کند، اما این روزنامه بعد از یک دعوای حقوقی سه ساله و بر اساس قانون آزادی اطلاعات، حق دسترسی به محتوای این آرشیف را به دست آورده است.
براساس این گزارش داگلاس لوت ، یک جنرال سه ستاره ارتش امریکا که در دولت باراک اوباما و دونالد ترامپ به عنوان فرمانده کاخ سفید درجنگ افغانستان خدمت کرده، د سال ۲۰۱۵ میلادی در یک گفت و گو با مقام های دولتی گفت: ما عاری ازهرگونه درک بنیادین ازافغانستان بودیم، ما اصلا نمی دانیم چه کار می کنیم.
وی با مقصر دانستن نقص سازوکار بیروکراتیک میان کنگره، پنتاگون و وزارت خارجه امریکا در کشته شدن نیروهای امریکایی افزود:
از سال ۲۰۰۱ تا اکنون بیش از ۷۷۵ هزار نیروهای امریکایی به افغانستان رفته که در میان آن ها برخی برای چند بار به این کشور فرستاده شدهاند. براساس آمار وزارت دفاع امریکا، از میان این نیروها حدود ۲ هزار و ۳۰۰ نفر کشته ، و ۲۰ هزار و ۵۸۹ نفر زخمی شده اند.
داگلاس لوت می افزاید که : که در دولت جارج بوش پسر ، و دولت باراک اوباما ،مسوول جنگ افغانستان در کاخ سفید بود، در سال ۲۰۱۵ در مصاحبه ای در این پروژه گفته است: «ما از فهم بنیادین در مورد افغانستان تهی بودیم. نمی دانستیم داریم چه کار می کنیم. داریم چه کار می کنیم؟ مبهم ترین فهمی از این موضوع نداشتیم » .
واشنگتن پست نوشته است که این مصاحبه ها نشان می دهد چطور بوش، اوباما و حالا دونالد ترامپ ، و فرماندهان آن ها در تحقق وعده های خود برای پیروز شدن درافغانستان ناکام بوده اند.
شرکت کننده گان در این مصاحبه ها که تصور می کردهاند گفته های آنها علنی نمی شود، از اشتباهات مهلک امریکا در افغانستان و حجم عظیم پولی که در این جنگ صرف شده، پرده برداشته اند. هرچند دولت امریکا در مورد هزینه های خود در طول این جنگ رقمی اعلام نکرده، اما یک تخمین، رقمی بین ۹۳۴ تا ۹۷۸ میلیارد دالر را نشان می دهد. این رقم، شامل مصارف آژانس مرکزی اطلاعات امریکا (سیا) و اداره امور کهنه سربازان را شامل نمی شود.
جفری ایگرز، از تفنگداران سابق نیروی دریایی امریکا و از کارکنان کاخ سفید در دولت های بوش و اوباما، در یکی از این مصاحبه ها گفته است: « در بدل این تلاش یک تریلیون دالری چه چیزی نصیبمان شد؟ یک تریلیون دالر میارزید؟ بعد از کشتن اسامه بن لادن، من گفتم اسامه احتمالا دارد در گورش در زیر آب، به ما می خندد که این همه را در افغانستان خرچ کردیم.»
این اسناد همچنین با ادعاهای مقام های امریکایی که در طول ۱۸ سال گذشته هر سال ادعا می کردهاند که جنگ به خوبی پیش می رود و ارزش ادامه دادن را دارد، در تضاد است.
برخی از این مقام ها از تلاشی عامدانه برای تحریف وقایع جنگ افغانستان پرده برداشته و گفته اند که هم درمقر ارتش امریکا در کابل و هم در کاخ سفید، آمارهای جنگ به نحوی دستکاری می شده تا به نظر برسد که ایالات متحده درحال پیروزی در جنگ است، در حالی که واقعیت خلاف این بوده است.
باب کرولی دگروال ارتش امریکا که بین سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ به عنوان مشاور ارشد ضد شورش نیروهای ویژه ارتش امریکا خدمت کرده، در یکی از مصاحبه ها گفته است:
«هر دادهای، به نحوی دستکاری می شد تا بهترین تصویر ممکن ترسیم شود. به عنوان نمونه، ارزیابیهایی که کاملا غیرقابل اتکا بودند، اما این برداشت را تقویت می کردند که همه چیز رو به راه است .»
جان سوپکو، رییس آژانس فدرالی که در جریان یک پروژه ۱۱ میلیون دالری تحت عنوان « درسهایی که آموخته شد» این مصاحبهها را انجام داده، در گفت وگو با واشنگتن پست اذعان کرده است که این اسناد نشان می دهد «دایما به مردم امریکا دروغ گفته شده است.»
به نوشته وال استریت ژورنال، هرچند نتایج این پروژه به صورت محدود در چند شماره منتشر شده، اما در نسخه های عمومی به بخشهای جنجالی نتایج به دست آمده در این تحقیقات اشارهای نشده و نام اغلب افراد مصاحبه شونده هم مخفی مانده است. حتا در نسخه ای هم که در اختیار واشنگتن پست قرار گرفته، تنها نام ۶۲ نفر از افراد افشا شده است.
یکی از نکات مهم این مصاحبه ها این است که آن ها تا حدی اهداف و دیدگاه های مقامهای دخیل در حمله به افغانستان در مورد مداخلات خارجی امریکا را نیز روشن می کند.
جیمز دوبینز، دیپلومات سابق امریکایی که در دولت های بوش و اوباما نماینده امریکا در امور افغانستان بوده، در یکی از مصاحبه ها گفته است: « ما به کشورهای فقیر حمله نمی کنیم تا آنها را ثروتمند کنیم. ما به کشورهای استبدادی حمله نمی کنیم تا آنها را دموکراتیک کنیم. ما به کشورهای خشن حمله می کنیم تا آنها را آرام کنیم. روشن است که در افغانستان [در تحقق این هدف] شکست خوردیم.»
واشنگتن پست علاوه بر این مصاحبه ها، به هزاران یادداشتی که دونالد رامسفلد، وزیر دفاع امریکا خطاب به زیردستان خود نوشته نیز دست پیدا کرده است.
او در یکی از این یادداشتها، خطاب به چند جنرال و دستیار ارشد خود نوشته است: « شاید ناشکیبا باشم. در واقع می دانم که کمی ناشکیبا هستم. اما اگر حواس مان نباشد که آنچه را که برای ایجاد ثبات لازم برای خروج از افغانستان نیاز است را ببینیم، هیچ وقت نمیتوانیم ارتش ایالات متحده را از افغانستان خارج کنی..»
واشنگتن پست در ادامه گزارش خود، اسناد به دست آمده را با اسناد جنگ ویتنام مقایسه کرده است که در سال ۱۹۷۱ منتشر شد و نشان داد مقامهای امریکایی در آن جنگ هم حقایق را از مردم امریکا پنهان کرده اند.
به نوشته این روزنامه، این اسناد نشان می دهند که هرچند امریکا در ابتدای حمله به افغانستان هدفی روشن، یعنی «تلافی کردن علیه القاعده» را در دستور کار داشته، اما با طولانی شدن جنگ، اهداف این کشور مدام تغییر کرده و در پنتاگون، کاخ سفید و وزارت دفاع امریکا این برداشت که راهبردهای این کشور در افغانستان اشتباه است، به مرور تقویت شده است.
واشنگتن پست می نویسد: « اختلاف نظرهای بنیادین حل نشده باقی ماند. برخی مقام های ایالات متحده می خواستند افغانستان را به یک دموکراسی تبدیل کنند. برخی دیگر می خواستند فرهنگ افغانستان را متحول کرده و حقوق زنان را ارتقا دهند. برخی دیگر هم می خواستند موازنه قدرت منطقه ای میان پاکستان، هند، ایران و روسیه را دستخوش تغییر کنند . »
یک مقام امریکایی که نام او افشا نشده، گفته است: «راهبرد افپک (افغانستان- پاکستان) مثل درخت کرسمسی بود که زیر آن برای همه هدیه ای وجود داشت. شما اولویتها و خواسته های متعددی داشتید، بی آنکه هرگونه راهبردی داشته باشید.»
آدم های خوب، آدم های بد
این اسناد همچنین نشان میدهد که نیروهای امریکایی حتا نمی دانستهاند که باید با چه کسی و چه گروهی بجنگند و کدام نیروها خودی هستند و کدام دشمن.
یک مشاور سابق تیم نیروهای ویژه ارتش امریکا که نام او هم پنهان مانده، در یکی از مصاحبه ها می گوید: « فکر می کردند که با یک نقشه پیش آنها می آیم و نشانشان می دهم که آدم خوبها کجا هستند و آدم بدها کجا. چند باری که با آنها صحبت کردم تازه دریافتند که من چنین اطلاعاتی در اختیار ندارم. آن اوایل مدام می پرسیدند: « اما آدم بدها چه کسانی هستند؟ آنها کجا هستند؟»
حتا رامسفلد هم در سال ۲۰۰۳ در یکی از یادداشت هایش سوال مشابه مطرح کرده است: «من در مورد اینکه آدم بدها چه کسانی اند، دید روشنی ندارم. ما به شکل دردناکی در زمینه اطلاعات انسانی دچار کمبود هستیم.»
نگاه تحقیرآمیز امریکا به ارتش افغانستان
یکی دیگر از ابعادی که این اسناد مشخص می کند، این است که مقام های دولت های بوش، اوباما و ترامپ بر خلاف آنچه که ادعا کردهاند، در واشنگتن به دنبال « ملت سازی» بودهاند و با هزینههای هنگفت تلاش کردهاند تا دولت مرکزی افغانستان و ساختارهای سیاسی این کشور را آنطور که مد نظر واشنگتن است، از نو ایجاد کنند.
مقام های امریکایی در این مصاحبه ها اذعان کردهاند که با وجود سرازیر شدن پولهای هنگفت به افغانستان، توسعه چندانی به دست نیامده، بلکه درعوض فساد بیش از پیش گسترش یافته و این امر بسیاری از مردم افغانستان را به سمت طالبان سوق داده است. همزمان مقام های امریکایی حاضر در افغانستان چشم خود را به روی گسترش فساد مالی و تضعیف دولت مرکزی بسته اند.
در حالی که دولت های امریکا یکی پس از دیگری مدعی شده اند که در آموزش و تقویت نیروهای نظامی افغانستان پیشرفتی مداوم و چشمگیر داشته اند، مصاحبه های پروژه « درس هایی که آموخته شد» نشان می دهد که واشنگتن در حقیقت نیروی نظامی افغانستان را ضعیف، ناتوان و مملو از فراری می دانسته و معتقد بوده که فرماندهان ارتش افغانستان با آمارسازی، پول های هنگفتی به جیب می زنند.
در این مصاحبه ها، مقام های امریکایی با الفاظی توهینآمیز از نیروهای نظامی و پولیس افغانستان یاد کردهاند. یکی از افسران امریکایی در مصاحبه مدعی شده است که یک سوم نیروهایی که جذب پولیس افغانستان شدهاند « یا معتاد هستند یا عضو طالبان». یک افسر امریکایی دیگر هم آن ها را «احمقهای دزد » خطاب کرده است.
یک مقام ارشد دولتی در این مورد گفته است: « این تصور که می توانیم با چنان سرعتی ارتش چنان توانمند ایجاد کنیم، احمقانه بود. »
بازار شکوفای مواد مخدر
همزمان، مقام های امریکایی در این مصاحبه ها اذعان کردهاند که حمله این کشور به افغانستان نه تنها به تولید مواد مخدر در این کشور پایان نداده، بلکه این مساله را بیش از پیش تشدید کرده است.
داگلاس لوت، نماینده کاخ سفید در امور افغانستان بین سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳، در یکی از مصاحبه ها گفته است: « ما اعلام کردیم که هدف ما ایجاد یک « اقتصاد شکوفای بازار» است. با خودم فکر می کردم که ما باید مشخصا می گفتیم که یک بازار شکوفای مواد مخدر. چون این تنها بخش از بازار بود که داشت کار می کرد.»
به نوشته واشنگتن پست، در جریان جنگ افغانستان عملا هیچ آژانس یا سازمانی مسوولیت مقابله با قاچاق مواد مخدر را بر عهده نداشته و امریکا هیچ راهبردی در این زمینه نداشته است. علاوه بر این، سردرگمی امریکا بیش از پیش به گسترش تولید مواد مخدر در افغانستان دامن زده است.
به عنوان نمونه، در ابتدا دولت انگلیس به کشاورزان افغان که تریاک می کاشته اند، گفته است که در صورتی که محصولات خود را از بین ببرند، به آن ها غرامت می دهد. همین امر کشاورزان را ترغیب کرده تا برای سال بعد تریاک بیشتری بکارند تا غرامت بیشتری بگیرند. در پی شکست این طرح، امریکا این زمینها را بدون پرداخت غرامت تخریب می کند و در نتیجه کشاورزان عصبانی شده و به همراهی با طالبان ترغیب می شوند.
یک مقام امریکایی در مصاحبه ای گفته است: « از دیدن اینکه این همه آدم رفتاری چنین احمقانه دارند، ناراحت بودم.»
تکرار ویتنام و آمارسازی پنتاگون
واشنگتن پست در ادامه نوشته است که مقام های امریکایی در ابتدای جنگ همواره مقایسه جنگ افغانستان با ویتنام را به تمسخر می گرفتند و قاطعانه به خبرنگاران می گفتند که امریکا قطعا در افغانستان پیروز می شود. با این وجود، با طولانی شدن جنگ، به مرور هراس از تبدیل افغانستان به ویتنامی دیگر در میان مقام های امریکایی شیوع یافته است.
به نوشته این روزنامه، در حالی که مقامهای ارشد پنتاگون گزارشهای متعددی از وضعیت ناگوار جنگ دریافت کرده بودند، اما وزارت دفاع امریکا این گزارشها را از دید عموم پنهان کرده و تصویری متفاوت را در موضع گیریهای رسمی خود ترسیم می کرد. مقام های امریکایی همگی متفقالقول در سخنرانیهای عمومی از « پیشرفت مداوم » در جنگ سخن می گفتند، حتا با وجود افزایش مداوم تعداد کشته های امریکا.
همزمان، کاخ سفید و پنتاگون تلاش می کردهاند با دستکاری آمار، نشان دهند که جنگ در افغانستان موفق بوده است. به عنوان نمونه، در دولت اوباما، کاخ سفید و پنتاگون دایما تلاش می کردهاند تا با آمارسازی نشان دهند که افزایش شمار نیروها بین سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱، اقدام موفقی بوده است.
یک مقام ارشد شورای امنیت ملی امریکا که نامش پنهان مانده، در این مورد گفته است:
« ایجاد معیارهای خوب غیرممکن بود. ما [اشاره به] تعداد نیروهایی که آموزش داده شدهاند، سطح خشونتها و میزان اراضی تحت کنترول را امتحان کردیم، اما هیچ کدام تصویر دقیقی ایجاد نمی کرد. معیارها در طول جنگ همواره دستکاری می شد.»
واشنگتن پست نوشته است که حتا وقتی آمارها چندان مثبت نبود، مقامهای امریکایی تلاش می کردند با توضیح و تفسیرهایی آنها را مثبت جلوه دهند.
مقام ارشد شورای امنیت ملی امریکا در این مورد گفته است: « آنها توضیح می دادند. به عنوان مثال، حملات [طالبان] دارد بدتر می شود؟ » به این خاطر است که آنها اهداف بیشتری برای هدف قرار دادن دارند، بنابراین تعداد حملات معیار درستی برای [اثبات] بی ثباتی نیست.» بعد، سه ماه دیگر، حملات همچنان دارد بدتر می شود؟ «به این خاطر است که طالبان مستاصل شده است. این در حقیقت نشاندهنده آن است که داریم پیروز میشویم».
وی میافزاید: « و این به دو دلیل همچنان ادامه یافت. به این دلیل که تمام کسانی که در این [جنگ] درگیر بودند موفق نشان داده شوند و اینکه اینطور به نظر برسد که نیروها و منابعی که آنجا داریم، چنان اثری دارند که خارج کردن آن ها باعث تحلیل رفتن آن کشور می شود.»
همین رویکرد در گزارش های میدانی فرماندهان هم مشاهده می شده و در هر صورت تلاش بر این بوده که به نظر برسد اوضاع خوب است.
مایکل فلین، جنرال سه ستاره ارتش امریکا در سال ۲۰۱۵ در یکی از این مصاحبه ها گفته است: « از سفیر گرفته به پایین [همه دارند می گویند] عملکرد فوق العادهای داریم. واقعا؟ اگر عملکرد ما آنقدر فوقالعاده است، پس چرا احساس می شود که داریم می بازیم؟»
فلین همچنین می گوید تمام فرماندهان و نیروهایی که پست خود را به نفر بعدی تحویل می دهند، ادعا می کنند که مأموریت های محوله را به طور کامل انجام دادهاند، اما فرمانده جدیدی که از راه می رسد درمی یابد که اوضاع افتضاح است.
باب کرولی، دگروال متقاعد که در سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ مشاور نیروهای ویژه ارتش امریکا بوده، در یکی از مصاحبه ها گفته است در مقر ارتش امریکا در کابل « به ندرت از واقعیت استقبال می شود.»
به گفته وی، در ارتش امریکا همواره تلاش می شده است تا از انتشار اخبار بد در مورد روند جنگ جلوگیری شود.
جان گاروفانو، استراتژیستی که در سال ۲۰۱۱ به تفنگداران امریکایی مشاوره می داده، می گوید مقام های ارشد ارتش امریکا منابع زیادی را برای تولید نمودارهایی که نشانگر پیشرفت در جنگ باشد، صرف کردهاند. به گفته وی، هیچ کس نیز جراات نمی کرده است که صحت یا دقت این آمارها را به چالش بکشد.
واشنگتن پست در پایان گزارش خود با اشاره به اینکه مهمترین نشانگر برای مثبت یا منفی بودن جنگ تعداد افغانهایی است که کشته می شوند، نوشته است که اگر این آمار افزایش یابد، روند منفی و اگر کاهش یابد، روند مثبت ارزیابی می شود. بر اساس آمار سازمان ملل متحد، در سال گذشته ۳۸۰۴ غیرنظامی افغان در جنگ کشته شدهاند. این یعنی میزان غیرنظامیان کشته شده در افغانستان، به بالاترین حد در ده سالی رسیده که سازمان ملل شروع به ثبت این آمار کرده است./ مجله هفته
* گزارش مکمل واشنگتن پوست را در نشانی ذیل مطالعه فرمایید:
"https://www.washingtonpost.com/graphics/2019/investigations/afghanistan
-papers/documents-database/" \t "_blank"
** تصویر از روزنامه نوی زوریخر سایتونگ
انتخابات ۱۲ دسامبر و دیدگاه رهبران انگلیس

رهبران احزاب سیاسی انگلیس با توجه به آغاز شمارش معکوس برای انتخابات عمومی و سرنوشت ساز این کشور در۱۲ دسامبر امسال، با شرکت در یک برنامه تلویزیونی پرسش وپاسخ، تلاش کردند با دادن وعده های انتخاباتی جذاب تر، آرای بیشتری بویژه «آرای خاکستری» را جلب کنند.
جرمی کوربین رهبر حزب کارگر ، در این برنامه که بصورت زنده از شبکه بی بی سی پخش شد، به پرسشهایی درباره وعده های انتخاباتی حزب خود پاسخ داد.
وی از بازگرداندن شرکت های خصوصی شده به مالکیت ملی خبر داد، ازجمله سازمان آب، راه آهن و پست.
رهبر حزب کارگر همچنین وعده داد، به همه شهروندان انگلیس به طور رایگان اینترنت پرسرعت فیبر نوری خواهد داد. وی ادامه داد: اکنون فقط ۱۰ درصد جمعیت به این نوع از اینترنت دسترسی دارند در حالی که در کره جنوبی این رقم ۹۵ درصد است.
وی گفته، دسترسی به اینترنت رایگان به توسعه مناطق محروم کمک کرده و در واقع نوعی سرمایه گذاری است، نه هزینه.
کوربین در پاسخ به پرسشهای حاضران در مورد چگونگی تامین بودجه برای این هزینه ها توضیح داد: با مالیات پنج درصدی بر ثروتمند جامعه به اضافه مالیات تجاری، هزینه ها تامین می شود. مالیات تجاری بعد از این افزایش (۵درصدی) حتا از میزان سال ۲۰۱۰ ترسایی نیز کمتر خواهد بود.
رهبر حزب کارگر ادامه داد، با افزایش هزینه های عمومی و ملی کردن برخی شرکت ها همچون راهآهن، کشور از نظر هزینه های حمایتی همچنان عقب تر از کشورهای اسکاندناویا، المان و فرانسه و نزدیک به متوسط اروپا خواهد بود.
او همچنین برای نخستین بار آشکار کرد، در صورت تشکیل دولت و برگزاری همه پرسی دوم برگزیت، بی طرف خواهد ماند.
کوربین گفت، در صورت تشکیل دولت، نزدیک به ۲ سال نخست (فعالیت دولت) از همه پرسی دوباره استقلال اسکاتلند حمایت نخواهد کرد.
حزب ملی اسکاتلند ( اس ان پی ) که بیشترین رای در اسکاتلند را دارد در همه پرسی سال ۲۰۱۴ ترسایی موفق به کسب اکثریت نشد. این حزب پس از به رای عمومی گذاشتن برگزیت ، به بهانه « تغییر شرایط »، خواهان همه پرسی دوباره شده است.
از آنجایی که یکی از نتایج احتمالی انتخابات پیش رو، تشکیل ایتلاف بین حزب کارگر و اس ان پی است، این پرسش مطرح می شود که آیا حزب کارگر به شرط برگزاری یک همه پرسی دیگر برای استقلال اسکاتلند تن خواهد داد یا نه؟
کوربین در این برنامه گفت، در اوایل دوره تصدی دولت به جای همه پرسی دراسکاتلند، به سرمایه گذاری ۱۰۰ میلیارد پوندی در این منطقه دست خواهد زد. او در ادامه، هرگونه قرار قبلی برای ایتلاف با حزب ملی اسکاتلند را رد کرد.
رهبر حزب ملی اسکاتلند: انگلیس همواره با ما از روی تحقیر رفتار کرده است
نیکولا استرجن رهبر حزب ملی اسکاتلند و نخست وزیر دولت محلی این منطقه نیز در این برنامه، احتمال ایتلاف با حزب کارگر را رد نکرد اما گفت، این ایتلاف در صورت تحقق، یک ایتلاف غیر رسمی خواهد بود.
از گفته های او چنین برداشت میشود که اگر ایتلاف با حزب کارگر بتواند به تشکیل دولت منتهی شود، اس ان پی ابایی ازبه تعویق انداختن یا معلق کردن همه پرسی استقلال استکاتلند نخواهد داشت.
استرجن به صراحت گفت: وجدانم اجازه نخواهد داد که بگذارم بوریس جانسن بار دیگر وارد خانه شماره ۱۰ ( دفتر نخست وزیری) شود.
او ادامه داد: در پایان دادن به سیاست های ریاضت اقتصادی با حزب کارگر همصداست.
او در تبیین دلیل استقلال اسکاتلند گفت، این منطقه در۶۰ سال گذشته هرگز به حزب محافظه کار رای نداده اما در این مدت ۳۶ سال، مجبور بوده یک دولت محافظه کاررا تحمل کند.
رهبر حزب ملی اسکاتلند افزود: با توجه به اینکه خود شاهد ویرانی هایی به جا مانده از دولت مارگارت تاچر در اسکاتلند بوده و آنها را لمس کرده، هرگز اجازه نخواد داد یک دولت محافظه کار دیگربراسکاتلند حکومت کند.
استرجن با ابراز امیدواری از اینکه انگلیس از اتحادیه اروپا خارج نشود، گفت: انگلیس همواره با اسکاتلند از روی تحقیر رفتارکرده است.
وی درپاسخ به پرسشهایی درباره کسری بودجه هفت درصدی اسکاتلند ( که بیشترین کسری بودجه در اتحادیه اروپاست)، نداشتن شرایط عضویت دراین اتحادیه (شرط عضویت کسری بودجه زیرسه درصد) و میزان بالای مرگ ومیر ناشی از مصرف مواد مخدر، گفت: بدون احتساب لندن، هیچ جای بریتانیا این شرایط را ندارد؛ در واقع فقط اقتصاد لندن است که انگلیس را واجد شرایط عضویت در اتحادیه اروپا کرده است. در باقی مناطق کسر بودجه بیش از سه درصد است.
رهبر حزب لیبرال دموکرات، درمانده از پرسش های دشوار
جو سوینسن رهبر حزب « لیبرال دموکرات» به دلیل سابقه همکاری و ایتلاف حزبش با حزب محافظه کار در سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ ترسایی با دشوارترین پرسش ها روبرو شد.
از وی بارها درباره همکاری حزب لیبرال دموکرات با حزب محافظه کار در اجرای سیاست های ریاضتی پرسیده شد که در برخی موارد، او را وادار به عذرخواهی کرد. از جمله سیاست هایی که این حزب با آن به حیثیت خود صدمه زد می توان به تصویب پرداخت شهریه از سوی دانشجویان اشاره کرد.
تا پیش از این مصوبه، دانشگاه های انگلیس رایگان بود و حتا کمک هزینه زنده گی نیز به دانشجویان داده می شد اما اکنون همه دانشجویان مجبور به پرداخت فیس هستند که به طور معمول وام دولتی به آنها داده می شود.
این اقدام سبب شده یک دانشجوی عادی با بدهی نزدیک به ۵۰ هزار پوندی فارغ التحصیل شود که با توجه به میزان درآمدهای انگلیس، بدهی بزرگی است.
سوینسن با ابراز پشیمانی از عملکرد حزب خود درباره فیس ها، توضیح داد، این حزب در دوره ایتلاف با محافظه کاران تا حدی نقش ترمز برای سیاستهای ریاضتی را برعهده گرفته و آنها را تا جایی که می توانسته تعدیل کرده است.
از سخنان او میتوان نتیجه گرفت که حزب لیبرال دموکرات، در این انتخابات به جز وعده باطل کردن برگزیت، هیچ شعار یا سیاست مهمی ندارد. در واقع همه وعده های این حزب از جمله سیاست های محیط زیستی در شعارهای حزب کارگر نیز دیده میشود.
انتقاد از سیاستهای ریاضت اقتصادی حزب محافظه کار
در پایان این مناظره، بوریس جانسن نخست وزیر و رهبر حزب محافظه کار تلاش کرد به برخی از پرسشهای حاضران پاسخ دهد. او بیش از هر چیز، روی موضوع برگزیت تمرکز کرد و اینکه در صورت تشکیل دولتِ اکثریت، به سرعت براساس تفاهم نامه ای که با اتحادیه اروپا امضا کرده، انگلیس را از این اتحادیه خارج خواهد کرد.
وی با پرسشهای بسیاری مواجه شد؛ از جمله این که سیاستهای ریاضت اقتصادی حزب او گسترش فقر را در پی داشته است.
یکی از شرکت کننده گان که خود را معلم معرفی کرد، گفت: در حوزه انتخاباتی او ۴۰ درصد دانشآموزان زیر خط فقر زنده گی می کنند و بسیاری از خانواده ها توانایی پرداخت هزینه خورد و خوراک خود را ندارند.
هرچند جانسن از کاهش مبلغ کسر شده از افراد بابت تامین اجتماعی خبر داد ، اما آشکار نساخت که این مبلغ فقط معادل ۱۰۰ پوند درسال است. او افزود: در دوره دولت محافظه کار، بیکاری کاهش یافته و درآمدها بتدریج در حال افزایش است.
یکی از وعده های جانسن، ساختن صدها هزار خانه در دولت آینده است؛ با این حال حاضران به او یادآوری کردند که حزب محافظه کار پیش از این در سال ۲۰۱۴ترسایی وعده ساخت ۲۰۰ هزار خانه داده بود اما در این سال حتای یک خانه هم نتوانست بسازد.
یکی از شرکتکننده گان، جانسن و دولت او را بی ملاحظه و بیعاطفه خواند که به رنج مردم اهمیتی نمی دهد.
در این برنامه همچنین در مورد گزارش دخالت روسیه در انتخابات انگلیس بویژه همه پرسی برگزیت پرسیده شد و اینکه چرا او اجازه انتشار این گزارش را نمی دهد. در این بخش، جلسه کمی متشنج شد؛ جانسن پاسخ روشنی نداد و مجری نیز از ادامه پرسش در این زمینه جلوگیری کرد.
نخست وزیر انگلیس همچنین درخصوص سخنان نژاد پرستانه اش و توهین به زنان حجابی مورد پرسش قرارگرفت اما در هیچ موردی ابراز پشیمانی یا عذرخواهی نکرد. او فقط پذیرفت که در مجموعه نوشته هایش به عنوان یک روزنامه نگار می توان موارد بالقوه توهین آمیز یافت اما ازحق آزادی بیان خود استفاده خواهد کرد.
در ادامه، پرسش های دیگری در مورد کم کاری دولت در جذب و تربیت پزشک پرسیده و گفته شد، پزشکان انگلیس به دلیل ساعت کار زیاد (نزدیک ۶۰ ساعت در هفته) و حقوق پایین، به کشورهایی مانند کانادا، استرالیا و نیوزیلند مهاجرت می کنند.
در مجموع، بیشتر پرسشها از بوریس جانسن، حول موضوع « بیاعتمادی » بود؛ به این معنا که مردم چطور می توانند بعد از این همه بدقولی، به وعده های حزب محافظه کار اعتماد کنند.
برآیند مناظره
در این پرسش و پاسخ، رهبر حزب لیبرال دموکرات بسیار ضعیف ظاهر شد و آشکار ساخت که به جز برهم زدن برگزیت، برنامه و شعار دیگری ندارد. او همچنین در مورد عملکرد گذشته حزبش مجبوربه اظهار تاسف و پشیمانی شد.
از سخنان رهبر حزب ملی اسکاتلند نیز اینگونه برداشت شد که آنها خود را برای ایتلاف با حزب کارگر در دولت بعدی آماده می کنند.
در میان نامزدها، جرمی کوربین بهتر ظاهر شد و نشان داد برنامه مشخص تری دارد؛ با این حال به نظر می رسید برخی نگرانیها در مورد چگونگی تامین بودجه برای هزینه های پیشنهادی وجود دارد.
برخی پرسش کنندهها مدعی شدند که حزب کارگر یهودستیز است. این حزب در فضای سیاسی انگیس به دلیل حمایت از موجودیت کشور فلسطین و انتقاد از سیاستها و عملکرد رژیم صهیونیستی، به یهودستیزی متهم شده است.
پرسش از بوریس جانسن درباره گزارش دخالت روسیه در انتخابات و چرایی انتشار نیافتن آن پرسیده شد، سبب غافلگیری او شد و پاسخ مناسبی برای آن نداشت. در مجموع به نظر می رسید جز برگزیت و وعده به فرجام رساندن آن، برنامه مشخص دیگری ندارد.