نابرابری و توزیع مجـدد

دیپلوم انجنیرعمرمحسن زاده   

دراین روزها که کرونا انسان ها را به تغیر شیوه و رفتار زنده گی واداشته ، دیده می شود که بحرانی با ابعاد گسترده و متنوع در حال بروز است و اینک آهسته آهسته در پهنه های اقتصادی و اجتماعی بازتاب می یابد و در دنیای اندیشه نیز جا می گیرد . همه در باره آینده می اندیشند .بازار گفتمان فلسفی گرم است و برخی ها از رابطه بحران و تفکر فلسفی در این زمینه یاد آوری میکنند . در میان آنها سر و صدای هواداران ٬٬ فلسفه وجود ٬٬  بلند تر بگوش میرسد .کتاب ٬٬ طاعون ٬٬ البرت کامو دست بدست میگردد و کجاست که گفتآوردی از فریدریش نیچه به چشم نخورد . او را بزرگترین اندیشمند ٬٬ بحران ٬٬ می دانند. هر چند روانشناسان توصیه میکنند که در وضعیت موجود نباید بسیار اندیشید مگر صد ها اندیشه پرداز چون سلاوو سیساس ، ک . جینتینا ، ‌نوام چامسکی ، نوح هراری ، چارلز تایلر و دیگران دست از سخن برنمی دارند و درمفصل گذشته و آینده پیرامون جامعه فردا به تولید فکر می پردازند . اینها تنها نیستند . دراین روزها به موازات گرایش های فکری ، معلومات و احصاییه های دیگری نیز منتشر میگردند که گستره بحران را نه تنها در عرصه بهداشتی بل در بُعد اقتصادی و پیآمدهای اجتماعی آن بیان می دارد . صندوق بین المللی پول و بانک جهانی با مهارت و احتیاط خبر ٬٬ کسادی ٬٬ در اقتصاد جهانی را منتشر میسازند . اقتصاد دانان ورزیده و کارشناسان با تجربه گامی فراتر می نهند و از خطر ٬٬ کاستگی ٬٬ و ٬٬ رکود ٬٬  نه تنها در اقتصاد های ملی بل از اثرات نا گوار آنها در مناسبات اقتصادی جهانی هوشدار می دهند . همه به این باور اند که بحران کووید ـ ۱۹ بار سنگینی را بجا خواهد گذاشت و چنانچه درهمه بحران های پیشین دیده شده این بار را بار دیگر بدوش مردم خواهند گذاشت. دولت های ملی در کشورهای غربی به عواقب کار واقف اند و کوشش دارند با خونسردی شیرازه های نظام خود را حفظ نموده ، و از بروز تشنجات و نا آرامی ها ی اجتماعی جلوگیری کنند . آنها با تصویب و اخذ قرضه های سرسام آور دولتی با بحران کرونا که به تدریج به بحران اقتصادی مبدل می گردد مقابله می کنند . نخبه گان سیاسی آنها با ژست عاقلانه اذعان میدارند که کرونا همه گیر است و میان این و آن فرقی نمی گذارد . بنا براین باید از اقدامات حکومت پیشتیبانی نمود و با قبول قیودات و تحریمات دوشادوش همدیگر در برابر این ویروس مبارزه کرد . گوش های آشنا با این گفته های مدبرانه نیک می دانند که زنده گی درعمل به گونه دیگریست .همه میداند که امکان انتشار ویروس درمیان خانواده ایکه دریک اپارتمان کوچک زنده گی میکند به مراتب بیشتر از قصری است که در آن دو سه نفری بیش بود و باش ندارند . کسانی که بنا بر شیوع کووید ـ ۱۹ شغل خود را از دست داده اند نمی دانند که مخارج زنده گی خود را چگونه تامین کنند . رویهمرفته محرومیت و سرگشته گی فرودستان درمقایسه با ناراحتی فرادستان چنان بزرگ است که گویی کرونا در گام نخست به جنگ با توده های مردم برخاسته است . با این حال اگر پس از اپید می کرونا بار سنگین اقتصادی و اجتماعی ناشی ازبحران،‌ به ویژه بار قرضه های بزرگ دولتی بدوش مردم گذاشته شود ناگفته پیداست که از استاندارد زنده گی مردم کاسته خواهد شد و در مناسبات اجتماعی شگاف های ژرفی پدید خواهد آمد . آنانی که به آینده بشریت باور دارند کرونا را انگیزه ای میدانند برای خردورزی و نگرش انتقادی در باره آنچه که بوده و خواهد بود .

بر خی میگویند که گوش ٬٬ جهانی سازی ٬٬ بدست کروناست و این موجود ٬٬ زنده و یا غیرزنده ٬٬  پیوسته بر پیکر نیولیبرالیزم شلاق می زند . هر چه باشد ، پاندومی کرونا روزی به پایان خواهد رسید و پس از ارزیابی های دقیق معلوم خواهد شد که این تزها تا چه اندازه درست و یا نادرست بوده اند . اما آنچه نیاز به اثبات ندارد همانا ٬٬ بحران ٬٬ است و بار سنگین ناشی از آن . همین اکنون بحث در باره ٬٬ توزیع مجدد ٬٬ و ضرورت تغیرات اجتماعی براه افتیده  و شعار ٬٬ مساوات در تقسیم بار سنگین ٬٬ که مورد حمایت اقتصاد دان های شناخته شده  چون کورت بایر ( مدیر پیشین بانک جهانی ) ، ماکسیمیلیان کی زی ( استاد دانشگاه اکسفورد ) و صدهایی دیگر قرار دارد مطرح شده است تا هزینه های بحران متناسب با کیسه هر شهروند تقسیم شود و آنانی که ثروت بیشتر دارند سهم بیشتر را به عهده گیرند . تحقق این شعارمستلزم وضع مالیات دولتی شدید بر ثروت های بزرگ است که تا ایندم از پرداخت چنین باج و خراجی در امان بوده اند .از روی تصادف در این روزها ی پُرهنگامه کتاب پُرمغزی در باره علل ٬٬ نا برابری اقتصادی ٬٬ و ضرورت ٬٬ توزیع مجدد ٬٬ ثروت بنام ٬٬ سرمایه و ایدیولوژی ٬٬  به زبان المانی به نشر رسید و تو جیه علمی شعار داد خواهانه را بدست داد . در اساس این کتاب ادامه کتاب ٬٬ سرمایه در سده بیست و یکم ٬٬ است که تا اکنون بیش از دو نیم میلیون بار در سراسر جهان به فروش رسیده است . هر دو کتاب از گنجینه بزرگ احصاییه ها و معلومات اقتصادی جهان ما تغذیه می شود که نویسنده ، پروفیسور توماس پیکیتی فرانسوی و هزاران همکار او در ٬٬ پایگاه احصاییه های نابرابری جهان ٬٬ گرد آوری نموده اند . این کتاب را باید در جای دیگر به تقریظ گرفت . اما در رابطه با بحران کنونی جا دارد تا گفته شود که بررسی تاثیرات علتی ایدیولوژی مالکیت خصوصی بر سیر رُشد درازمدت نابرابری اقتصادی ـ‌ اجتماعی و مطالعه جهان غیراروپایی به ویژه چین ،‌ جاپان ، هند و ایران در تحلیل نابرابری دو گرانیگاه مهمی اند که مولف با صلاحیت علمی به آنها می پردازد و نتایج درخور توجه را عرضه می دارد. پیکیتی صورت بندی های اقتصادی ـ‌ اجتماعی و به ویژه ایدیولوژی های دوره های برده داری ، ملاکی و سرمایه داری را موشگافانه مورد ارزیابی قرار میدهد و از فراز و فرود جنبش های چپ درسده بیستم به خصوص سوسیال دموکراسی و فروگذاشت اجتماعی آن سخن میگوید. او در بخش های سوم و چهارم کتاب خود بدین نتیجه میرسد که اکنون در جهان ما اردوگاه های جدید سیاسی بوجود آمده اند و فضای ایدیولوژیک نو به مشاهده میرسد. توماس پیکیتی دانشمند بورژوایی و هوادار ریفورم است ولی به موضوعات اساسی چپ سخت رغبت می ورزد . او براندازی سرمایه داری را ضروری دانسته و پایان سرمایه داری را نه تنها آمدنی بل خواستنی میداند . جامعه شناسی او که ایدیولوژی را عامل علتی در تکامل اجتماعی میداند ناگزیر درزیر تاثیر داوری ارزشی قرار دارد . این امر او را به سوسیالیزم دموکراتیک میکشاند . پژوهش های پیکیتی پُر دامنه اند ولی با اهمیت ترین نتیجه گیری های او افزایش هر بیشتر ٬٬ تمرکز سرمایه ٬٬ و توسعه ٬٬ نابرابری ٬٬ است . او با زبان ارقام نشان میدهد که سرمایه از سالهای ۱۹۸۰ میلادی بدینسو به شدت تمرکز یافته و تجمع آن در کنسرن های بزرگ دیجیتال چون گوگِل ، اِ پل ، ‌فیسبوک ،‌امازون و ... تجلی خاص دارد . در روز گارما گونه و شیوه تمرکز ثروت عاملی است که تشنجات اجتماعی و گرایش های ناسیونالیستی را دامن میزند . از سوی دیگر این نابرابری خود خواست سرمایه داری بوده و ریشه های آن سیاسی و ایدیولوژیکی اند . نابرابری زمانی بیشتر میگردد که ثروت اندوزی از آهنگ رُشد اقتصادی جهان پیشی گیرد . پیکیتی برای هردو معضل ( تمرکز سرمایه و نابرابری )  راه حلی پیشنهاد می کند : توزیع مجدد

این دانشمند شناخته شده جهان که خواهان لغو مالکیت خصوصی نیست و هنوزدرباره مناسبات اجتماعی پس از این شکل مالکیت نسخه مشخصی ندارد می گوید که مالکیت اشکال متعددی دارد و مالکیت خصوصی یکی از آنهاست . برای سازماندهی جدید مالکیت خصوصی باید سر از نو فکری شود. تا این زمان باید توزیع مجدد و رادیکال ، یعنی وضع مالیات شدید دولتی بر درآمد و ثروت میلیاردرها تا نود در صد از تجمع بیشتر سرمایه در دستان اندک جلوگیری نماید . توزیع مجدد همچنان نابرابری را کاهش میدهد .پول بدست آمده از بابت مالیا ت اخذ شده از میلیارد رها میتواند در راه رفاه و حل پرابلم های اجتماعی مردم بکار گرفته شود و به جوانان جهت ابتکار و تشبث اقتصادی سپرده شود .

طرح های پیکیتی چنانچه خود میگوید موی بر بدن نیو لیبرال ها و محافظه کاران راست نموده است . اما کرونا و بحران ناشی از آن شعار ٬٬ توزیع مجدد ٬٬ و٬٬ تقسیم عادلانه بار سنگین اقتصادی ٬٬ را در دستور روز قرار داده است . ثروتمندان که همیشه از بحران ها جان به سلامت برده اند این بار باید سر فرود آورند و مسوولیت های اجتماعی خود را انجام دهند .  زیرا ثروت خود پروسه اجتماعی است و از اجتماعی برخاسته که سرمایه داران در آن بزرگ شده اند .

توزیع مجدد میتواند همچنان شعار همه نیروهای دموکراتیک و داد خواه افغانستان باشد تا در این نابرابری جانکاه مردم چیزی را بدست آورند که از آن خود شان است .

یادداشت ها

ـ پایگاه احصاییه های نابرابری جهان یا World Inequality Database   بانک بزرگ معلومات احصاییه ویی جهان است که با اهتمام تیم بین المللی کارشناسان و مو لفین همکار پیکیتی در سال ۲۰۱۳ میلادی تا سیس شد .

ـ توزیع مجدد یا Redistribution  فرآیند توزیع موجود درآمد ، ثروت و ... درجامعه است و بیشتر روی وضع مالیات سنگین بر صاحبان درآمد بالا و تعین پرداخت های انتقالی خاص برای افزایش قدرت خرید گروه های درآمدی پایین اتکا دارد ، میتواند نقدی و یا جنسی باشد .

ـ کتاب سرمایه و ایدیو لوژی در ماه سپتامبر ۲۰۱۹ میلادی به زبان های انگلیسی و فرانسوی به چاپ رسید . نشر آن به زبان المانی در نیمه اول ماه مارچ ۲۰۲۰ میلادی صورت گرفت . کتاب دارای ۱۲۳۲ صفحه ، چهار بخش و هفده فصل می باشد .

بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۰ـ ۱۴۰۴

اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

Copyright ©bamdaad 2020

 

وحدت سازمانهای چپ دموکراتیک عملی شده میتواند ؟

محمد ولی

آنانیکه تعلق سیاسی وتشکیلاتی با احزاب و سازمانهای جدا شده از ح.د.خ.ا.( حزب وطن) دارند آرمان وحدت این تشکلات را جز آرزوهای وطنپرستانه وعدالتخواهانه شان می دانند .

دراوضاع موجود خلای نبود یک سازمان نیرومند سیاسی عدالتخواه و ترقی پسند وضعیت را یکطرفه به جانب بحران آفرینی وبی ثباتی رقم میزند.

از لحاظ عملی چنین سازمان سیاسی واحد میتواند پا به عرصه سیاسی کشور بگذارد. اما جمع عددی سازمان های چپ دموکراتیک باعث تشکیل یک حزب واحد نیرومند سراسری و دارای نقش موثر در حیات سیاسی کشور شده میتواند؟

احزاب چپ دموکراتیک عمدتآ بعد از فروپاشی حاکمیت حزب وطن به شکل سازمان های جداگانه به فعالیت آغاز کردند.

ح د خ ا  سه مرحله سیاسی را عقب گذاشته است: 

-  مرحله اپوزیسیونی.

-  زمان حاکمیت.

 - زمان پس از فروپاشی حاکمیت .

مبارره حزب واحد دردوران اپوزیسیون تحت زعامت جمعی ، با دسپلین وهمبسته گی منتج به آن شد که با یک قیام نظامی درراس رهبری جامعه قرارگرفته ، دربرابر جنگ وتروریزم وحامیان جهانی آن مقاومت نماید وزنده گی سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی جامعه را موفقانه رهبری نماید.

پس از فروپاشی نظام تحت رهبری حزب که روی عوامل آن دراین نوشته کوتاه نمی شود تماس گرفت ، حزب دچار فروپاشی تشکیلاتی شده رهبران و کادرهای آن جبرآ ازکشورخارج گردیدند.

عده ای از کادر ها درداخل و خارج سازمانهای حزبی ایجاد کردند و به شکل حلقات جدا ازهم به کار سازمانی و تشکیلاتی اقدام نمودند که احزاب امروزی حاصل کارهمان کادرهاست.

احزاب امروزی با حزب واحد قبلی دو پیوند را حفظ کرده اند یکی کادرها واعضا ،  و دیگری آرمان عدالتخواهی وترقی پسندی. این احزاب از لحاظ برنامه وی آرمان مشترک دارند واز لحاظ اساسنامه وی هم تفاوت جدی در میان نیست ، یعنی حزب دچار انقطاب برنامه وی واساسنامه وی نشده از لحاظ تشکیلاتی درگیر تعدد گردیده است.

آیا میشود این سازمان ها تا سرحد وحدت تشکیلاتی باهم تقرب نمایند؟ 

حزب سیاسی باید ناگواری های گذشته را تکرارنکرده بلکه فراموش نماید . همانطوری که انسانها از اشتباه عاری نیستند احزاب نیز نمی توانند عاری ازاشتباه باشند . شاید این اشتباه در تعین استراتیژی وتاکتیک باشد ، یا درنحوه کارسیاسی درمیان مردم ، ویا درحالت اقتدار در شیوه حکومت داری.

تاریخ یک حزب سیاسی انعکاس خوبی و زشتی شیوه های عمل وکار آن است ، باید تاریخ گذشته اش را مورد ارزیابی قراردهد وبا ترک غلطی های گذشته بسوی کشف راه های جدید به مبارزه برخیزد.

با تاسف رهبران گذشته حزب واحد حاضر نشدند کنگره یا کنفرانس حزب درداخل یا خارج کشور دایر گردد تا درآن با ذکر کمی ها وعوامل سقوط فاجعه بار آن مسیر جدید مبارزه  با شرایط جدید جامعه مورد ارزیابی قرارگیرد و حزب واحد دوباره به فعالیت آغاز نماید .

زمانی که جریان دموکراتیک خلق با نشر مرامنامه اش درجامعه بحیث یک نیروی جدید با اوای بلند پا به عرصه سیاست گذاشت ، و زمانی که مدت چهارده سال قدرت را بدست داشت زمان متفاوت با حال واحوال امروز بود.

آن زمان موضعگیری صریح طبقاتی حزب از لحاظ مبارزه در داخل و طرفداری از اردوگاه ضدامپریالیستی و استعماری درعرصه بین المللی خطوط روشن را در برابر روشنفکران و اعضای حزب قرارداد که بربنیاد همان معیارها جوانان به حزب جدب می شدند وسازمان های حزبی درموسسات تحصیلی و تعلیمی  ، ادارات دولتی ، موسسات تولیدی وکارخانه ها وحتا در دهات میان دهقانان توسعه می یافت .عین موضعگیری حزب در زمان حاکمیت با حمایت نظامی ، سیاسی و کمک های وسیع اقتصادی اتحاد شوروی در زمان بر سراقتداری ادامه یافت وبا آغاز تغیرات درسطح جهانی وتغیردرقطب بندی آن دوران حزب نیز تغیراتی در خطوط مرامی واصول تشکیلاتی را رعایت نمود.

پس از فروپاشی حاکمیت حزب وتشکل مجدد سازمان های جدا گانه این سوال به میان آمد که در وضع جاری روی کدام خطوط برنامه وی واصول تشکیلاتی باید باهم یکی شد؟

بربنیاد مبارزه طبقاتی ، مبارزه بخاطر تامین تساوی حقوق اقوام وملیت ها، مبارزه آزادیخواهی یا رسیدن به قدرت؟ 

روح وخرد جمعی یک حزب دور خطوط مرامی آن گردش میکند که ماهیت درونی حزب را شکل میدهد ، شیوه بسیج و تشکل اعضای حزب و تبارز بیرونی آن ها درخطوط اساسنامه وی آن تبارز میکند که درحقیقت این دواصل تعهد فکری وشکلی آنرا میسازد .

اگر تشکلات جداگانه حزب باهم یکی شوند روی همین دو خط حرکت خواهند کرد ؟ 

تا جایی که ازهردو سند احزاب بر می آید درهردو اصل تفاوت های وجود ندارد که آنها را ازهم جدا نگهدارد ، پس میتوانند بدون دغدغه های مرامی وسازمانی باهم یکی شوند.

آنچه این سازمان ها را باهم یکی می سازد مبارزه برای نهادینه سازی دموکراسی و تحکیم حاکمیت قانون میباشد .

درروشنی اسناد مرامی و اساسنامه ها این احزاب چگونه میتوانند راه درهم آمیزی فکری وتشکیلاتی را پیش گیرند؟ 

حوادث بعد ازسقوط به صورت طبیعی برخی تمایلات ناسازگار با گذشته را نزد عده ای از اعضای حزب ایجاد نمود ازقبیل : دل شکسته گی از مبارزه ، نفی هرآنچه در گذشته ارزس داشت ، انکار وعقبگرد ازباورهای گذشته، یا تمایلات سمتی، محلی  قومی و ادامه مبارزه زیر نام قوم و سمت و زبان ،  و یا هم چسپیدن برهبران متوفا و حرکت روی اندیشه های ایشان .

نام حزب (ح.د.خ.ا.) بعدآ حرب وطن بود ، امروز کسانی ازهمان حزب هستند که خود را به حزب دموکراتیک خلق افغانستان مربوط میدانند ولی قبول ندارند که نام ‌این کشور افغانستان باشد .

کسانی هم هست که معیار مبارزه شان یکی از رهبران فقید حزب است .

تا جای که دیده میشود همین دو اصل نزد برخی اعضای حزب معیار تشکیل حزب میباشد ، اصل سوم موقف کسانی است که بحیث روسای احزاب شناخته شده اند .

برای وحدت مجدد چکیده های حزب گذشته باید قبول تساوی ملیت ها و اقوام ، احترام به همه اقوام وقبایل ، عدم برتری جویی زبانی وسمتی معیار باشد .

کسانی که به گرایشات تفوق طلبی قومی و زبانی معتقد باشند نمی توانند دریک تشکل سیاسی واحد وسراسری برمبنای تامین حقوق همه مردم افغانستان جمع شوند. باید دامن حزب از وجود اندیشه های تفرقه انگیز پاک باشد.

اگر تمایل صادقانه برای تشکیل حزب واحد وجود داشته باشد این اصل مدنظر گرفته شود که حزب واحد برای زنده ها به منظور مبارزه برای خوشبختی مردم تشکیل گردد . با حفظ احترام و قدر دانی از جایگاه رهبران فقید وتمجید از نقش شان در اساسگذاری حزب ، رهبری حزب در روزها و سال های دشوار مبارزه ، توانایی رهبری دولت و جامعه پس از تحول هفت ثور۱۳۵۷ نباید درستایش یا بدگویی رهبران گدشته که یکی از عوامل عدم نزدیکی است مصروف شد ، بلکه همه را بحیث رهبران صاحب خرد و توانایی احترام گذاشت .

کسانی که زیرنام رهبران گذشته حزب بسازند و مبارزه کنند مشکل است که در یک حزب واحد باهم جمع شوند . بهتر است به این نحوه کار و مبارزه کمی با توجه برخورد صورت گرفته در پی طرق نوین مبارره برابر با شرایط جاری برخاست.

مشکل دیگر که ازهمه بیشتر مانع وحدت میگردد خود نگری و خود محوری برخی روسای احزاب است که نمی خواهند از مقام رهبری احزاب کم عده و فاقد نفوذ شان بی جا شوند.

دو دورانتخابات سال گدشته ( انتخابات پارلمانی و انتخابات ریاست جمهوری ) شاهد زنده  و قابل انتباه برای رهبران است که نشان داد کاندیدان  شان به پارلمان راه نیافتند و در انتخابات ریاست جمهوری از یک چهره معین و به تفاهم رسیده حمایت نکردند بلکه موضعگیری های شان به نفع کاندیدای ریاست جمهوری باعث طعنه بازی و برخ کشیدن عیوب همدیگرگردید وتا هنوز ادامه دارد.

اگر روسای احزاب باهم به تفاهم برسند و راه درست غرض رییس شدن را جست وجو کنند ، به خاطر تشکیل حرب واحد و رنجهای مردم باهم تفاهم کنند وخود گذری نمایند شاید کار وحدت حزب آسان تر گردد.

روی این عوامل بادرک ضرورت رنج ها وعوامل بدبختی مردم روسای احزاب به ضرورت تشکیل یک حزب واحد لبیک نگفته اند . اگر باری به وحدت رسیده اند شکننده و زود گذر بوده است .

هیچ یک ازاین احزاب از داعیه تشکیل حزب واحد انکار نمی کنند ، در اسناد و فیصله هایشان پیوسته از ایتلاف ، اتحاد و در نهایت وحدت سازمان های ملی و دموکراتیک نام می برند اما درعملی سازی این داعیه آن طوریکه باید ایثار واز خودگذری کنند نمی کنند چه بساکه بعضی ها میگویند حزب هستیم بیایید یکجا شوید ، دروازه های حزب بروی همه باز است ماخود محور نیستیم .این شیوه دعوت نماینگر خود محوری بوده، نمی تواند شعار وحدت حقیقی احزاب باشد.

دراخیر این سوالات در برابر احزابی که بصورت جداگانه عمل میکنند مطرح میگردد: 

۱ -  آیا این احزاب جدا ازهم بیک نظام فکری قابل قبول جامعه افغانی که درمقایسه با سی سال قبل هیچگاه به این مقیاس معروض بنیاد گرایی مذهبی نبوده است ارایه کرده اند مخصوصاْ که بنیاد گرایان از حمایت کشورهای همسایه ، ناتو ، غرب وامریکا وحتا روسیه برخوددار اند؟ 

۲-  بنیاد گرایی بانقش فعال در جنگ ، سیاست ، دیپلوماسی  و دست بلند دراقتصاد مافیایی با تنظیم های جهادی می توانند وجوه مشترک پیدا کنند و برای سر کوبی هرنوع جنبش عدالت خواهی و ترقی پسندی قانون مدار یکجا عمل کنند ، آیا احزاب چپ و دموکراتیک درمرحله اول بین خود وبعدْ بادیگر گروه های تحول طلب وغیربنیادگرا میتوانند درپی دریافت متحدین وحمایه گران ملی ، منطقه وی وجهانی برآیند؟

 ۳ـ بادرنظرداشت ازهم پاشی بنیادهای تفکر ملی زیر سایه بنیاد گرایی و یکسوگرایی محلی وبادرنظر داشت اصل اعتقاد به ترقی و پیشرفت، دموکراسی وحقوق بشر در روشنی سنن و رسوم پسندیده مردم خط مشی ملی واحد  که بتواند بسیج کننده مردم و حافظ تمامیت ارضی باشد ارایه کرده اند؟

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۴/ ۲۰ـ ۱۲۰۴

اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

Copyright ©bamdaad 2020

 

 

طـالبـان څـوک دی ؟

د مذهب دعوه دی پریږده سـړی خـوره

ستا دعوه هلته سهی ده چی انسان شی

( حمزه بابا )

 

میرسلام ساپی

 

امریکا د طالبانو سره توافقنامه امضا کړه او خپل د ګناهونو پیټی د افغانستان د حکومت پرغاړه ورواچوه. اوس چی د طالبانو حکومت ترمنځ ښی په درځ خبری روانی دی خو تر اوسه د دی رسی سر ندی معلوم شوی چی څه به کیږی. غواړم د طالبانو تیرو ته په کتو یو لنډ مطلب وړاندی کړم. طالبان یوه مذهبی ډله او د دی تعلیماتو د زده کړو یو قشر دی چی په جوماتونو او مدرسو کی په کوچنیوالی د لویو ملایانو نه کتابونه لولی د یوی احصایی له مخی چی پخوا ثبت شوی وه د پاکستان په مدرسو کی مجموعا د سلو زرو څخه زیات طالبان درس لوست چی دهغی جملی څخه د څوارلس زرو زیات افغانی طالبانو درس لوستولو چی اوس دا شمیره د شپیتو زرو څخه پورته ده چی د حکومت په ضد جنګیږی د عربستان سعودی، پاکستان، متحده اماراتو مالی مرستی ورسره کیږی .

د دغی مدرسو استادان د پیښور افغانیه، اسلامی جامعی او د سرحد دارلعلوم څخه ټاکل کیږی. په پاکستان کی د جمعیت طلبه یا جمعیت العلمای اسلام په نامه دا جریان یادیږی او مولوی فضل رحمان یی مشری کوی چی د پاکستان د استخباراتی او جاسوسی شبکی یعنی ای اس ای لخواه تمویل او روزل کیږی چی په افغانی طالبانوکی خورا ډیر نفوس لری. د دی طالبانو د ډلی څخه یو تعداد یی د افغانستان د دموکراتیګ جمهوریت په ضد جنګیدلی دی او د تنظیمی ډلوغړیتوب یی درلود طالبان د فکری لحاظ په څلورو ډلو ویشلی شو.

د امت اسلامی طرفداران چی ناسیونالیزم ردوی او د خلفای راشدینو د خط پیروان ځان بولی. دوی یو اسلامی نظام تاسیس او شرعیت تطبیقوی. د ایران ضد ډله ده چی د ایران مداخلی غندی خو کله چی امریکا افغانستان اشغال کړو د ایران مرستو ته یی لاسونه اوږده کړل. د پاکستان سره د اتحاد تر سطحی پراخوالی.

معتدل ګروپ چی یو څه ملی احساس هم لری او د نورو لارښودی خبری په احتیاط سره اوری. چی ملا محمد عمر د طالبانو پخوانی مشر دغی ډلی ته منسوبولی شو. کله چی طالبان قدرت ته ورسیدل خپل اهداف او موخی ډیری محدودی او ساده اعلان کړی دوی به ویل مونږ د فساد منبع، وسلو ټولول او د مفسدینو شړل دی او بیا به بیرته خپلو مدرسو ته ګرځو خو کله چی یی دولتی قدرت په لاس کی ونیو حتا سیاسی نظام ته یی تغیر ورکړدولت یی په امارت واړوه او امیر المومنین یی وټاکه. قدرت ته د رسیدو اساسی لامل د پاکستان د ( ای اس ای  ) د استخبارتی شبکی ملاتړ، تمویل او مرسته کوله. داسی هم ویلی شو چی د دی ترشا د امریکا د ( سی آی ای ) ملاتړ او لاس پکی و تبلیغات داسی و چی دا د ظاهر شاه د راتلو لپاره زمینه برابروله چی کابل ته راشی. خو دا کار ونشو او کیسه بل رنګه شوه امریکا د پخوانه افغانستان ته د راتلو نقشه درلوده د روسانو تر وتو وروسته ښه چانس په لاس کی ورکړو. د اسامه بن لادن په امریکا کی ډیر پیروان درلودل د افغانستان حکومت او شوروی اتحاد د قواو سره د جګړی لپاره راولیږه چی د شوروی د وتو وروسته د امریکا څخه ناراضه شو دا ځکه چی اسامه د اخوانیانو سره تړلی کس و اسامه په یوه وینا کی ویلی و چی ما د بننسیوان پلان چی د افغانستان مساله یی حل ته نږدی کړی وه شنډه کړه دا ډیر یو قوی ثبوت دی ځکه د یو کتاب له مخی چی بنین سیوان ته د پاکستان صدراعظم نوازشریف یو څه ورکړی و خو دا خبره د پاکستان نه پورته لاس پکی و کره شاهد نشته شاید چی تر دی پورته د امریکا لاس هم راغزیدلی وی دا ټول هغه پلانونه و چی د امریکا لپاره پرافغانستان د یرغل لاره هواره کړه . د نیویارک د تجارتی برجونو د نړیدو نقشه یی جوړه او د سپتمبر په ۱۱ نیټه عملی شوه چی د دی کار مسوولیت د القاعدی ډلی مشر (اسامه) پرغاړه واخیستله چی د طالبانو نږدی ملګری او د دوی سره ډیری مالی مرستی کولی. امریکا په څو څو ځله د طالبانو نه په ښکاره د بن لادن د تسلیمیدو غوښتنه کوله خو د پردی تر شا نور څه و دا ځکه چی د امریکا نور اهداف د اسامه بن لادن په موجودیت افغانستان کی پای ته رسیدلی و. خو طالبانو دا غوښتنه ونمنله او د اسامه د سپارلو نه یی ډډه وکړه همدا سبب شو چی امریکا ته ښه چانس په لاس ورغلو پر افغانستان یی یرغل وکړ چی د دی نقشی د پلان د عملی کولو لپاره لا پخوا په پنجشیر کی د امریکا د سی آی ای شبکی فعالی وی. د امریکا د ( سی آی ای ) یو جنرال کتاب لیکلی دی عنوان دی : سی آی ای په پنجشیر کی. چی په کتاب کی هر څه لوڅ او بربنډ شوی دی طالبان چی لا پخوا د امریکا د اهدافو لپاره ځانونه قربانی کړی و په دوحه کی د امریکا او طالبانو تر منځ تش په نامه توافقنامه لاسلیک شوه. په توافقنامه کی د امریکا د پوځیانو د وتلو نیټه، افغانستان حکومت به ۵۰۰۰ طالبان او طالبان به ۱۰۰۰ تنه د حکومت بندیان خوشی کوی. په موافقه کی طالبانو ته ډیر امتیازات او غوښینه ونډه ورکړل شوه او خلیلزاد د بنین سیوان تجربه عملی کړه . اوس د افغانستان حکومت هم د طالبانو د بندیانو د خوشی کیدو او هم د ډاکټرعبدالله سره چی دا جنجالونه تر اوسه حل شوی ندی او د هری ورځی په تیریدو سره ستونزی نور بعدونه رازیږوی او لا پسی زیاتیږی چی د دی ټولو ستونزو مسوولیت د امریکا پرغاړه دی او تاوان یی د افغانستان بی وزله او بی وسه ولسونه ورکوی.

ویلی شو چی طالبان د واک د انحصار او انزوا د یو بل سپیره دوران سرلیک شول هیواد مو بیا تر ستر وحشت څپو ته ولوید. اوس چی د سولی یو غږ پورته شوی دی د امریکا د پوځیانو د وتلو خبری کیږی څه هم شواهد داسی دی چی دا یوه هسی ډرامه ده خو ضرور دی چی حکومت او طالبان د خپل منځی اعتماد هڅه پیل کړی یوه نوی لاره کیدی شی. او که خبره د پخوا په څیر وی د ناهیلیو د تکرار زیات امکان لیدل کیږی. راشی د حالاتو نه عبرت واخلو د افغانستان سیاسی ، ملی او دموګراتیک قوتونه د موقع نه په استفادی سره ځانونه د یو واحد ملی دموکرات ګوند د جوړیدو سرلاری شو.

د آن او این کلمات نور مردود دی که هر څوک تر دی عنوان لاندی ځان مستحق ګڼی ملی خیانت کوی د افغانستان زوریدلو او کړیدلو ولسونو سره ستره جفا ده. راځی په ګډه راتلونکی په خپله جوړه کړو.

تل دی وی افغانستان!

ژوندی دی وی د افغانستان د آبادی ګوند!

 

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۰ـ ۰۹۰۴

 

Copyright ©bamdaad 2020

 

حزب آبادی افغانستان ومساله دفاع ازحقوق بشر

 

ذلیخا پوپل

ادامه زنده گی آبرومند برای اتباع کشور، زمانی ممکن و میسراست که ساکنان کشورما درشرایط بهتر و بلند اقتصادی و اجتماعی قرارداشته باشند.

دراعلامیه جهانی حقوق بشر نتنها خواستهای از نوع حق آزادی ، احترام به کرامت انسانی ، حق آزادانه سفر، آزادی بیان و تجمع های صنفی و سیاسی  تسجیل شده است ، بلکه یک بخش مهم این اصول شامل زنده گی اقتصادی و اجتماعی میشود که کسانی به آن کمتر توجه دارند .

مانند حق کار، امنیت اجتماعی ، دست مزد مساوی در برابرکار مساوی ، داشتن حق سرپناه و....

ماده ۲۵ این منشور تصریح میدارد که : « هر شخصی حق دارد كه از سطح زنده گی مناسب برای تامين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، به ويژه از حيث خوراک، پوشاک، مسكن، مراقبت‌ های پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود. همچنين حق دارد كه درمواقع بیكاری، بيماری، نقص عضو، بيوه گی، پيری يا در تمام موارد ديگری كه به عللی مستقل از اراده خويش وسايل امرارمعاش اش را از دست داده باشد، از تامين اجتماعی بهره مند گردد.  »

این اصول اقتصادی و اجتماعی اعلامیه جهانی حقوق بشر که اصول مهم  و ارزشمندی را برای زنده گی اجتماعی و اقتصادی تعین مینماید ، برای تامین عدالت اجتماعی بنیاد مستحکمی میباشد .

با آنکه بیشتردولت ها و سازمانهای سیاسی جهان پابندی شانرا به این اعلامیه جهانشمول ابراز میدارند، ولی درعمل کمتر در راه تطبیق و پیاده نمودن آن گام های عملی برداشته میشود.

حزب آبادی افغانستان منحیث یک حزب مردمی درمرامنامه و عمل روزمره خود از ارزش های جهانی حقوق بشر دفاع و جانبداری نموده ، آنرا پایه و اساس یک زنده گی متمدن و عادلانه پنداشته و در راه تطبیق آن میکوشد.

حزب درفصل (ه) بند سوم برنامه ای خود چنین تصریح میدارد :  « مبارزه برای تامین حفظ الصحه محیطی، دسترسی عامه به خدمات صحی رایگان و با کیفیت، آب صحی‌ آشامیدنی، وقایه مردم در برابر امراض ساری وپرازیتی بخاطر تامین صحت همه گانی درهمه ولسوالی ها ، نواحی و شهرها را جز اهداف خود ساخته اند وبخاطر تحقق آن مبارزه مینماید.  »

حزب ما دراعلامیه ها و موضعگیری های خود درمناسبت های مختلف براین اصول تاکید نموده ، و خواستار تحقق آن درعمل شده است .

چند هفته پیشترحزب درجریان شیوع ویروس کرونا در افغانستان ، وظیفه اعضای حزب و سازمانهای محلی را مشخص نموده ، به اعضای حزب وظیفه سپرد تا با امکانات دست داشته به یاری مردم شتافته و درکنار آنها قرار بگیرند.

علاوتا رسانه های حزب ، به خصوص تارنمای وزین بامـداد با راه اندازی برنامه ویژه نشراتی نظریات ، دیدگاه ها و پیشنهادهای کارشناسان بخش صحت عامه و مسایل اقتصادی حزب را به اطلاع عامه رسانید . دراین نشرات پیشنهادهای همه جانبه برای مقابله با اثرات اجتماعی و اقتصادی این بیماری برلایه های ناتوان اجتماعی مطرح شده است .

بخشی ازاین پیشنهادها دردردوران حاکمیت دموکراتیک دردهه هشتاد میلادی درکشور مورد آزمایش قرارگرفته و نتایج مثبتی برای کاهش فقر و ناامنی اجتماعی ببار آورد.

تمامی این تلاش ها بخاطر تضمین زنده گی آبرومند،  ارایه خدمات اجتماعی و کمک های اقتصادی چون توزیع کوپون ، گسترش شبکه های عرضه خدمات اجتماعی بخصوص ارایه خدمات صحی رایگان بود.

با تاسف امروز با وجود حضورکشورهای خارجی و سرازیرشدن میلیون ها دالر به نام کمک به مردم ، هنوزهم دربخش های اجتماعی سردرگمی و کاستی های فراوانی وجود دارد.

امیدوارآن دارم تا اثرات ناگواراین بیماری کشنده وخطرناک چنان که کارشناسان حزب ما همه روزه و با مسوولیت هوشدارمیدهند، درنتیجه توجه دولت و حمایت مردم درافغانستان کمترباشد.

درچنین وضعی زنده گی یکبار دیگر حقانیت برنامه و خواست های انسانی حزب ما  منحیث یک حزب سراسری ، ملی و مردمی را برجسته میسازد.

زنده باد مردم زحمتکش و پرتلاش افغانستان !

افتخاز به حزب مردم دوست آبادی افغانستان !

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۰ـ ۱۰۰۴

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

Copyright ©bamdaad 202

اهمیت توضیح سیاست اجتماعی حزب درمیان مردم

 

 صادق روزبه

حزب آبادی افغانستان که حزب ترقی خواه و دموکراتیک کشور می باشد ، دارای برنامه علماْ تنظیم شده بوده ، این برنامه در کنگره باشکوه حزب ما در ماه اسد ۱۳۹۷ خورشیدی که در شهر کابل در شرایط حساس سیاسی کشور تدویر یافت و نشان دهنده پخته گی و ارتقای نقش سازنده و موثر حزب ما در جامعه بوده ، مورد تصویب قرار گرفت.

مقایسه این برنامه با برنامه های سایر احزاب سیاسی کشور، حزب ما را در موقف و موضع بلندتر وترقی خواهانه تر قرار می دهد و حزب ما را از سایر احزاب متمایزترساخته و به دوست واقعی مردم افغانستان مبدل نموده است.

عمده ترین خصوصیت حزب ما این است که حزب آبادی افغانستان ، حزب برنامه محور بوده و برای آزادی، دموکراسی ، ترقی و عدالت اجتماعی ، صادقانه مبارزه می نماید ودرکنار مردم زحمتکش و رنجدیده ای افغانستان قرارداشته و دارد.

حزب آبادی افغانستان طی سالهای گذشته بخوبی توانسته به کارسیاسی گسترده درمیان مردم بپردازد و برنامه حزب را به آنها رسانیده و درعرصه های مختلف این برنامه به آنها توضیحات لازم و همه جانبه بدهد .این کار از طریق شوراهای حزبی ، سازمانها و اعضای حزب ما ، طبق پلان های مشخص پیشبرده شده و می شود.

اکنون بخوبی کفته می توانیم که امروز حزب آبادی افغانستان ، به حزب سراسری و فراگیردرکشور مبدل گردیده و زمینه های لازم رشد کمی وکیفی آن بوجود آمده و ناشی از تلاش های دوامدار تمام شورای های حزبی و اعضای رزمنده حزب ما می باشد.

پیشبرد موثرکار سیاسی در میان مردم از طریق سازمان های حزبی ما از مسوولیت های کاری ما بشمار می رود و باگذشت هر روز نهادینه گردیده  و تلاش صورت می گیرد تا طور موثر و هدفمندانه انجام گردد که بیانگر توجه لازم این سازمانها ، در زمینه می باشد.

در نوشته حاضر روی اهمیت توضیح وبیان سیاست اجتماعی حزب آبادی افغانستان، درمیان توده های زحمتکش مردم افغانستان که بخشی از برنامه حزب ما بوده ، پرداخته می شود و مستلزم تلاش های دوامدار و برخورد دقیق ، موثر و مسوولانه تمام شورا ها ، سازمانهای حزبی واعضای حزب ما می باشد.

توضیح و بیان سیاست اجتماعی حزب ما درمیان توده ها ، به زبان توده ها و طور دوامدار به هدف شناخت لازم مردم از برنامه و سیاست اجتماعی حزب ما انجام می گردد تا حزب ما بتواند افکار وقلوب مردم را با سهولت تسخیر نماید و مردم بتواند با سیاست ها وبرنامه حزب ما آشنایی کامل حاصل نموده و تلاش صورت می گیرد تا سطح آگاهی توده ها تا سطح آگاهی حزب ، ارتقا نماید.

اگر سیاست اجتماعی حزب با دقت ، پیگیری وطور دوامدار در میان مردم پیشبرده شود ، می تواند به نیروی مادی در جامعه  مبدل گردد و حزب ما به حامیان نیرومندی درجامعه دست می یابد.

حزب آبادی افغانستان بحیث حزب ترقی خواه و دموکراتیک متعهد به تحقق تحولات اجتماعی در جامعه و برای مردم زحمتکش می باشد و ازپیاده شدن هرتحول اجتماعی به منظورآوردن تغییرات مثبت و بنیادی درحیات اجتماعی مردم ، حمایت می نماید.

رفقای عزیز ما بخوبی می دانند که با توضیح و بیان سیاست اجتماعی حزب ما درمیان مردم ، پایگاه اجتماعی حزب ما درجامعه هرچه بیشتر تقویت یافته وحمایت آنها از مبارزات حزب که « بخاطر رنجهای بیکران خلق های ستمدیده افغانستان » ادامه دارد، بیشترمیگردد.

ما یکبار دیگر سیاست اجتماعی حزب آبادی افغانستان را مورد بحث می گیریم تا باشد که تکرار آن را لازمی پنداشته و بتوانیم این سیاست را مروری نماییم . بدلیل اینکه حزب آبادی افغانستان در دفاع از حقوق و ازادی های مردم افغانستان قرارداشته و از خواست ها ونیازهای مردم ما حمایت می نماید.

حزب ما بهبود و تامین حقوق و نیازمندی های زنان و خانواده هاو کودکان آنها را از طریق شبکه های اجتماعی از وظایف خود می داند.

حزب ما برای حفاظت محیط زیست عرضه خدمات بهتر وبه موقع ورایگان برای مردم ، تامین آب صحی وحفاظت مردم در برابر امراض در جامعه تلاش می نماید.

تحکیم وحدت ملی مردم ، تلاش برای پایان تبعیض، تطبیق یکسان قانون بالای مردم و مشارکت مردم در حل مسایل اجتماعی، ایجاد بیمه های مختلف و دستیابی مردم به رفاه اجتماعی ازاهدافی می باشد که حزب ما برای آنها مبارزه می نماید.

حزب ما برای رسیده گی به حمایت از بازمانده گان قربانیان جنگ و جامعه معلولیت ادامه می دهد و برای ایجاد تمام سهولت های مورد نیاز آنها تلاش خواهد کرد.

حزب ما به مساله بیکاری به حیث یک بحران می نگرد. برای کاهش این بحران از طریق زیرساخت های اقتصادی و ایجاد اشتغال برای مردم ، پرداخت مزد مساوی در برابرکارمساوی مبارزه می نماید. در حدود دو میلیون نیروی کار درکشور در بیکاری به سر می برند و سالانه در حدود (۴۰۰ ) هزار نیروی کاردر کشوروارد بازار کار می شوند.

همین اکنون درکشور ما در حدود (۶۰ ) فیصد مردم در زیر خط فقر بسر می برند . کسانیکه ماهانه کمترار (۲۰۰۰ ) افغانی عاید دارند ، زیر خط فقر زنده گی می کنند.

به حل مشکلات مهاجرین ، عودت داوطلبانه آنها به کشور و رسیده گی به مشکلات بیجاشده گان داخلی ناشی از ناامنی ها و خشکسالی ها ، حل مسایل سرپناه و تحصیل فرزندان آنها، تامین امنیت و اسکان مجدد و فراهم سازی سازی زمینه های کاربرای آنها ، حزب ما رسیده گی می نماید.

به حل اساسی و دایمی مسایل کوچی ها در کشور تا هنوز پرداخته نشده است. از نظر حزب ما توزیع زمین برای اسکان دایمی آنها، توزیع چراگاه ها برای مالداری آنها ، ایجاد کلینیک ها و شفاخانه ها برای آنها، ایجاد مکاتب برای تحصیل فرزندان آنها، حمایت ازمالداری آنها برای رشد مالداری درکشور و بازاریابی برای محصولات مالداری آنها، می تواند به حل این مسایل کمک نماید.

حزب ما برای پرداخت مزد مساوی در برابر کار مساوی ، استخدام عادلانه کارکنان ، افزایش معاشات کارکنان دولتی و غیر دولتی و متقاعدین ، تصویب قوانین ومقررات عادلانه بمنظور پشتیبانی از تمام مردم ، تلاش می نماید.

حزب ما از ایجاد سازمان های اجتماعی و مدنی در کشور ، فعالیت ها و مبارزات حق طلبانه آنها و ارتقای نقش آنها در تمام سطوح زنده گی جامعه پشتیبانی نموده و از ایجاد احصاییه دقیق ازجمعیت کشوربمنظور تهیه ارقام دقیق احصاییه وی برای طرح وتدوین برنامه های انکشافی و توسعه وی و تامین شفافیت انتخابات در کشور ، حمایت می نماید.

حزب ما برای ایجاد زمینه های لازم بمنظور آسایش مردم ، انکشاف متوازن ولایات کشور، حل مشکل بی سرپناهی مردم و توزیع ملکیت های عامه برای مردم نیازمند وایجاد سهولت های اجتماعی ، تلاش می نمایند.

حزب ما علیه تمام مفاسد اخلاقی و اجتماعی که زاده جوامع عقب مانده می باشد مبارزه نموده،  و برای تغییر فرهنگ مثبت، صلح  و دموکراسی درجامعه تلاش  می کندد.همین اکنون جامعه ما با انواع مشکلات مانند دزدی، اختتاف ، قمار ، زور گویی و بدماشی ، استفاده های جنسی از کوکان وجوانان و مهمتر ازهمه با حاکمیت فرهنگ جنگ ، مواجه می باشد که این مشکلات شایسته جامعه پیشرفته و دموکراتیک نمی باشد.

حزب آبادی افغانستان به ازادی و انسان آزاد باور و احترام دارد، از آزادی انسان ها دربیان اندیشه ها، موقف ها و ایجاد نهادهای سیاسی و مدنی و داشتن حق آزادی شهروندان در تصامیم شان حمایت می نماید.

حزب ما برابری حقوقی زنان را به هدف ایجاد واستقرار جامعه دموکراتیک،  تساوی حقوق و ازادی زنان با مردان را درکشور از نیازمندی مهم جامعه می داند که برای دستیابی به این هدف ، مبارزه می نماید و برای ارتقای نقش زنان در صفوف و رهبری حزب و دستیابی زنان برای دریافت حق برابر، دستمزد برابر برای کار برابر و مبارزه علیه خشونت و محافظت قانونی برابر آنها، تلاش می نماید.

حزب ابادی افغانستان، حزب تحولات اجتماعی برای میلیون ها انسان زحمتکش کشور ماست .

عدالت اجتماعی آرمان بزرگ حزب ما بوده وخواستار توزیع عادلانه ثروت ها وعواید ملی کشور برای مردم ما می باشد و حزب ما مخالف آن است تا قدرت و ثروت در گرو دستان محدود باشد.تمرکز ثروت و قدرت درچند دست محدود عامل اساسی فقر وعقب مانی کشور بوده ، و فاصله میان فقر و ثروت را باگذشت هرروز افزایش می دهـد.

اعضای حزب آبادی افغانستان وسازمانهای حزبی آن مسوولیت  خود می دانند تا کار سیاسی را با توده ها بیشتر مورد توجه قرار داده وهرچه بیشتر وبهتر به توضیح سیاست اجتماعی حزب ما در میان مردم  بپردازند و به اهمیت توضیح سیاست اجتماعی حزب درمیان مردم مساعی لازم و دوامدار مبذول بدارند.

ما باور کامل داریم که بادرک وآشنایی لازم مردم از برنامه حزب آبادی افغانستان بویژه سیاست اجتماعی حزب ، پایگاه اجتماعی حزب ما در جامعه هرچه بیشتر تقویت یافته ، و مردم دردفاع ازحزب ما قرارگرفته ، و نقش شایسته و تاریخی شان را درراستای تحولات اجتماعی بخوبی ادا خواهند نمود.

دفاع از برنامه حزب ما توسط توده ها ، پیروزی آرمان های شریفانه و ترقی خواهانه مردم افغانستان را در راه  آزادی، دموکراسی ، ترقی وعدالت اجتماعی تضمین نموده ، و تحقق خواست ها ونیازهای آنها را طول تاریخ تعهد می سپارد.

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۰ـ ۰۲۰۴

Copyright ©bamdaad 2020