اول ماه می ، روز همبستگی جهانی کارگر در شهر ویانا

 

گزارشگربامداد، ویانا                                                                                  

خورشید دراین روزسخاوت ویژه ای داشت و با نورگرم و خوشآیند خود در رگ های شهرجوش و خروش سرورآوری را براه انداخته بود .از اطراف همه به سوی مرکز ، به آن جاده دایره ایی که نامش را « رینگ » گذاشته اند ، گام برمیداشتند و سرودهای کارگری نوازشگرگوش های شهروندان ویانا و گردشگران خارجی بودند. بیش از صد هزارنفردرکنارهم سنتی را تجلیل نمودند که با مبارزات دیروزی وامروزی کارگران و همه زحمتکشان رابطه دارد و محتوای آنرا خواسته ها و منافع سیاسی و اجتماعی بیشترینه بخش جامعه تشکیل میدهد.

احزاب سیاسی چپ ، سازمان های سندیکایی، نهادهای اجتماعی و فرهنگی ، جنبش های صلح و ایکولوژیک همه با شعارهای گوناگون، ارزیابی های متنوع از اوضاع کنونی و مطالبات ویژه خود راهپیمایی نمودند و در برابر پارلمان و شهرداری هریک به نوبه خود از تخریب دستآوردها و مصوونیت های اجتماعی، راست گرایی، نژادپرستی، ناسیونالیزم، زورگویی در روابط بین المللی، ملیتاریزم ، جنگ ، تهدید و شانتاژ، فقر ، آلوده گی محیط زیست ، دموکراسی زدایی ، لجام گسیختگی نیولیبرالیزم و ده ها پرابلم زنده گی کنونی جهان سخن گفتند. آنها همه با الهام از روز همبستگی و مبارزه  طبقه کارگر نه تنها  خواهان دگرگونی وضع جهانی در راه تامین صلح ، دموکراسی ، عدالت اجتماعی و برآورده شدن اساسی ترین حقوق بشری گردیدند؛ بل در سطح ملی نیز نگرانی شدید خود را از سیاست های راست گرایانه و عوامفریبانه نیروهای برسر اقتدار و سازمان های افراطی ابرازنموده و خواهان کُنش های مشترک همه نیروهای دموکراتیک وعدالت پسند شدند.

 

شورای کشوری اتریش ح م م ت م ا ، که خواهان سهمگیری هرچه فعال اعضای حزب در زنده گی سیاسی و اجتماعی و فعالیت عملی و موثر درکشورهای اروپایی است ؛  نیزدر این مارش با شکوه اشتراک نموده و دوشادوش سایر سازمان های مترقی اتریشی و خارجی در تدویر میتنگ بزرگ همبستگی سهم گرفت. تجلیل مشترک از روز همبستگی جهانی کارگر، فرصت منا سبی بود تا اعضای شورا دوستان همفکر و علاقمندان خارجی را در جریان رویداد های کشورقرار داده ، و توجه شانرا به امر  شریفانه حزب و مردم افغانستان جلب نمایند. همچنان شورای کشوری اتریش سعی نمود تا درمعرفی « انجمن همگرایی و فرهنگ افغان دراتریش» که بمنظور یاری رسانی به هموطنان مهاجر و خدمات فرهنگی ـ اجتماعی  تاسیس گردیده و در فاصله زمانی کوتاه کارهای درخورقدری را انجام داده است ،  کمک نموده و زمینه های تامین روابط همکاری آنرا با نهادهای دیگر فرهنگی ـ اجتماعی خارجی مساعد سازد .

درخوریاد است که دراین روزاعضای شورای کشوری ح م م ت م ا درسایر ایالات اتریش نیز بمناسبت اول ماه می درگردهمایی مشابه سهم  فعال گرفته و همبستگی خود را با زحمتکشان اتریش وسایرکشورها ابراز نمودند.

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۳/ ۱۸ـ ۰۲۰۵

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

  استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018

بخاطر روز بین المللی صحت و مصوونیت کارگر در ساحه کار

 

بصیر دهزاد

۲۸اپریل روز بین المللی صحت و مصوونیت کارگر در ساحه کار است . این رور از سال ۲۰۰۳ بدین سو از جانب سازمان بین المللی کارگران  ملل متحد اعلام و تجلیل میگردد. علاوتاٌ در این روز ازآنعده قربانیان در سطح جهان یاد بود به عمل میآید که در جریان کار و به نسبت عدم مصئونیت جسمی و سائر خطرات جانبی صحی ساحه کار  قربانی گردیده اند. این روز قریب و مصادف به اول می نیزاست که تحت نام روز جهانی کارگر در سطح بین المللی به تجلیل گرفته میشود.

نظر به ارقام سازمان بین المللی کارگران ملل متحد در هر ۱۵ ثانیه یک کارگر جانش را در ساحه کار از دست میدهد. این بدین معنی است که ۵۵۰۰ کارگر در یک روز تلف میگردد. در مجموع در یکسال بیش از دو میلیون زن و مرد کارگر نسبت حوادث و سانحه  در ساحه کار ویا ناشی از بیماریهای ناشی از عدم توجه به صحت جسمانی و مصئونیت کار، زنده گی خویش را از دست میدهند

تنها در کشورهای دموکراسی مدرن و لیبرال اروپایی سالانه ۱۶۰۰۰۰ واقعه مرگ و منجمله ۱۰۰۰۰۰ آن مرگ های ناشی ازابتلا به امراض سرطانی اند که به سبب عدم فضای صحی مصوون کاری ثبت میگردد.

میلیون ها کارگر مهمان سالانه در کشورهای مانند امارات عربی ، قطر و ایران با وحشیانه ترین شکل برده وار تن به کار میدهند که در این کتله هزاران کارگر هموطن ما نیز شامل میباشند.

در 28 اپریل هرسال مسائل مانند مصوونیت فزیکی  و صحت جسمانی کارگران و توجه به یک ساحه پاک و عاری از خطرات برای کارگران در مرکز توجه این سازمان جهانی مربوط به ملل متحد قرار دارد.

تامین تمام تضمینات کاری مانند، حق بیمه های اجتماعی، عرضه کردن تاٌمینات اجتماعی، تضمین حق شرایط مناسب و تعین ساعات متناسب کار روزانه ، حق باز نشسته گی، حق امرار دستمزد  در صورت عدم مساعدت جسمانی به کار ناشی از آسیب های کاری و مریضی ، حق پنج تا شش هفته رخصتی در سال، مسایل مهم اند که در قوانین کار اکثر کشور ها پیشبینی گردیده اند که این موضوعات محتوی و مورد بحث اساسی حقوق کار نیز میباشند. حقوق کار حکم مینماید که همه این تضمین ها باید در قراردادهای کاری انفرادی و دسته جمعی بین کارگر و کارفرما  درج گردیده و کارفرما مکلف به رعایت این شرایط میباشد. همچنان کارفرما مکلف بر پرداخت دستمزد برای یک مدت معین میباشد ، در صورت که قراردادهای کاری از جانب یک کارفرما قبل از موعد آن فسخ گردد.

وظیفه و مکلفیت دولت عبارت از طرح قوانین و سایر اسناد حقوقی مربوط به کار و کارگرو کنترول از تطبیق و اجرای آن بوده، با پلان های و برنامه های معین در امور کار و کارگر مداخله مینماید. وظیفه اتحادیه های کارگری و پیشه وری  مفاهمه روی معضلات ساحه کار با کارفرمائیان را دارد و بخاطر دفاع از حقوق کار و کارگر طرح های پیشنهادی خویش را به نهاد های دولتی ارائه میدارد. اتحادیه های کارگری نهاد های فرمایشی و عیر فعال نیستند تا تنها در جلسات دعوت گردند. اتحادیه های کارگری مسوولیت دارد تا خواست های گروهی کارگران را بوسیله مصاحبه های ژورنالستیکی، تنظیم نمایشات مشروع و قانونی خیابانی و اعتصابات و سائر وسایل فشار بر کارفرامایان و دستگاه دولت ، متبارز ساخته از نام این منافع با ارگانهای متذکره به میزهای مذاکره بنشینند.

مصوونیت کارگر در ساحه کارش تنها مربوط به مصوونیت و پیشگیری ها از حوادث و سانحه های غیر قابل پیش بینی نمی شود بلکه بعد و جوانب ویسع تر را نیر در برمیگیرد. تعداد زیاد  از گارگران زن در موسسات تولیدی بعضاٌ مورد اذیت و آزار جنسی قرار میگیرند، تهدید به اخراج میگردند تا روی مجبوریت زنده گی به خواست های جنسی کار فرما ها و بالا دستان شان تن در دهند. در بعضی شرایط دشوار و ثقیل کارکارگران به انواع تکلیف های جسمانی و روانی مبتلا میگردند که در اثر عدم توجه به این معصلات از کمک رسانی روانی و کمک های طبی محروم بوده به ادامه کار اجباراٌ باید تن در دهند.

این یک حق و یک ضرورت برای ساحه مصوون کاری است که کارگران باید با افراد قابل اعتماد در داخل موسسه تولیدی مربوطه خویش مراجعه و درفضای مصوون و قابل اعتماد مشکلات خاص خویش را محرمانه مطرح نموده راه حل آن جست وجو و مشورت های لازم صورت گیرد، بدون اینکه شخص متضرر در خطر از دست دادن کارش قرار گیرد. از لحاظ حقوقی  یک کارفرما تعین کننده همه سرنوشت یک کارگر نیست بلکه یک طرف از یک قرارداد است که از طرف دو جانب مورد موافقت و تطبیق قرار گرفته است که وی نیز هم حقوق معین و هم مسوولیت در برابر کارگر داشته و جوابده است.

حقوق کار و کارگر و تضمین های کاری که در فرق از آنها تذکر داده شده اند،  در یک روند تاریخی شکل گرفته و تکامل یافته اند.

در اواخر قرن پانزده مانوفاکتورها ، بازار های تبادله کالا ها  و شهر ها شکل گرفتند و دهاقین شکست خورده به شهر ها رو آورده با شرایط دشوار، ساعات طولانی کار و مزد ناچیز به کار تن میدادند . آنها در کارگاه های نختابی و تکه بافی مزد اندک بدست میآوردند. اینان تحت نام « جولا یا بافنده »  جز لایه پایین ترین جامعه بوده مورد تمسخر و بهره گیری ظالمانه صاحبان زمین های بزرگ و دستکاه های صنعت اپتدائی قرار میگرفتند. در جریان قرن شانزده این لایه اجتماعی عنصر مورد ضرورت صاحبان منوفکتور ها بودند، زیرا کارگاه ها با انکشافات تخنیک بزرگتر و به کارگران بیشتر نیاز داشتند.  در جریان قرن هفده این لایه قابل حساب اجتماعی برای بار اول در انگلستان به یک نیروی به پا ایستاده مبدل و جامعه را در آستانه تغیر و تحولات بزرگ قرار داده جهش های اجتماعی را به وجود آوردند. این نیرو در اولین انقلاب اجتماعی سال ۱۶۴۰ انگلستان در تحت رهبری « کرومول که لقب روبای آتشین را کسب نموده بود »  نقش بزرگ را بازی کردند. ولی روند مبارزات این کتله وسیع ادامه یافت و روان اجتماعی جامعه را برای یک انقلاب اجتماعی تحت تاٌثیر قرار داد. بدون شک مبارزات این کتله رو به تزاید، موثر و تغیر آورنده ، ایده های را برای ایجاد سازمانهای صنفی کارگری شکل داد. ادامه این مبارزات باعث ایجاد سازمانهای متشکل در سر تاسر اروپا گردید.  انترناسیونال دوم احزاب کارگری که محصول و ادامه همین مبارزات بودند، در سال ۱۸۸۹ روز اول می را روز بین المللی کارگر اعلام نمود. ریشه این روز بین المللی در تعین هشت ساعته کار در روز بود که در نتیجه اعتصابات کارگری بدست آمده بود.

در کشور ما افغانستان با وجود آنکه در سالهای دهه پنجاه و شصت کتله کارگران خیلی ها کوچک و غیر قابل حساب بودند ولی مبارزات سیاسی ـ خیابانی  بخاطر بدست آوردن و قانونی ساختن حقوق کارگران در وجود سازمانهای سیاسی چپ شکل گرفتند. ایجاد اتحادیه های کارگری در فابریکات قند ، نساجی و سمنت بغلان، نساجی گلبهار، نفت و گاز شبرغان، و مزار شریف. کارخانجات جنگلک و نساجی بگرامی در کابل و تعادا زیاد مراکز تولیدی در کشور، ایجاد اولین گام های در شکل گیری تبارز خواست های کارگران در کشور بود. مارش کارگران تفحصات شبر غان در دهه های دموکراسی «  تاجدار »  یکی از این جهش های کارگری در کشور بوده است. در مقابل نیروهای راستگرا و وابسته به دولت شاهی و زمینداران بزرگ  این مبارزات را بغاوت عوامل کفر و الحاد تعریف و عنوان نموده در هر مبارزه خیابانی در برابر آنان با چاقو و سوته صف آرایی میکردند. بدین مفهوم کی دو اصطلاح ترقی و عدالت خواهی و در جانب مقابل ارتجاع وابسته و تاریک اندیش تعریف گردیدند. این تقابل گروه های ارتجاعی و عقب گرا فقط در برابر ترقی و تحول اجتماعی و آنهم در برابر حق عدالتمندانه کارگران و زحمتکشان جامعه قرار داشت، در حالیکه اگر یکی از این افراد خود در یک موسسه تولیدی شامل کار میگردید، خود عین خواسته ها ، حقوق، تضمین کار و مصئونیت کاری خویش ضرورت حیاتی خویش میدانست.

در کشور جنگ زده ما علی الرغم  تداوم جنگ ناشی از ابهامات و بازی های بزرگ ، موضوع دفاع از حقوق کارگران و ارایه تضمین های کاری و تامینات اجتماعی یک سوال قابل دقت و توجه است که دولت، وزارت کار و تامینات اجتماعی و اتحادیه کارگران و پیشه وران هنوز در سطح نازل بدانها برخورد نموده اند. قرار معلوم در موسسات صنعتی کوچک و فابریکات کارفرمایان به ساده گی میتوانند کارگران را از کار اخراج نمایند و بی سرنوشت سازند. ساعات کار با میزان دستمزد تناسب ندارد.

اظهر من الشمس است که میزان بیکاران که مساعد کار اند، به نسبت عدم برخورد مسئولانه دولت و عدم برنامه تنظیم شده مبارزه با بیکاری ، در بلند ترین سطح خود قرار دارد. دولت با کمال تاٌسف برنامه ایجاد کار را نتوانسته است در برنامه های سالانه خویش شامل و در زمینه اقدامات لازمه را روی دست گیرد. مقامات مسئول در سطح دولت در ایجاد تضمین های کاری برای کارگران و قرارداد های کار بین کارگر و کارفرما مداخله نمیکند.

با کمال تاٌسف نهاد های ژورنالستیک، پارلمان و اتحادیه کارگران و پیشه وران افغانستان تا کنون این موضوع حایز اهمیت بزرگ برای یک کتله بزرگ مساعد بکار را در دستور بحث ها و تبادل نظر قرار نداده اند.

نویسنده  امیدوار است  تا این موضوعات مانند مصوونیت جسمانی ،مصوونیت صحی و سایر تضمین های کاری در موازی با بحث های سیاسی شامل پروگرام های تبادل نظر و بحث های گرم گردند. کارگر ما حق دارد در محیط کارش با مصوونیت و عاری از هرگونه تهدید ها و خطرات فزیکی ، روانی و صحی در عقب ماشین و وسایل کارش با اطمینان مصروف کارش باشد.

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۳/ ۱۸ـ ۰۱۰۵

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 Copyright ©bamdaad 2018

 

 

ریم بننا و جنگ فرهنگی که فلسطینی ها باید برنده شوند

 

 

ریم یننا در۵۱ سالگی درگذشت . مرگ او در ۱۴ مارچ ، پس از یک دهه مبارزه با سرطان، برای فلسطینی های همه جا غم انگیز بود.ریم، فلسطینی مسیحی از ناصریه ، مردم فلسطین را از میان تقسیمات سیاسی و جغرافیایی متحد کرد . وقتی که او برای وطن می خواند ، چیزی غیر از فلسطین اهمیتی نداشت .مسیحی ها و مسلمانان ، فتح و حماس ، غزه و رام الله یکی می شدند.

او با صدای روح انگیزو گرم خود مصیت را ابلاغ می کرد در عین حال زنده گی را می ستود. آوازهای «فارس اوده» و «ساره »  او تفسیر شاعرانه زنده گی گرانبهای جوانان فلسطینی کوتاه شده از سوی سربازان اسراییلی بود.

پروانه ترا به پشت ابری خواهد برد

غزال با تو تا حفره چنار خواهد دوید

عطر نان تو را خواهد برد ، شهیدی به آغوش مادرت

ستاره به او گفت : مرا به حیاط خانه ام بیاور

مرا به لای خواب سبکم ببر

سستی خواب از پهلوهایم بالا رفت

و درسرم آرام گرفت.

موسیقی، زمانی که سیاست مداران شکست می خورند فلسطینی ها را متحد می کند. در حقیقت، با این که سال ها فراخوان جمعی برای اتحاد فلسطینی ها نایده گرفته شده است، موسیقی فلسطینی به نزدیک تر کردن فلسطینی ها ادامه داده است .

فرهنگ ریشه دار فلسطینی چه بود فلسطینی ها را می سازد، خلقی با هویتی یگانه وشفاف، با وجود ۷۰ سال تبعید، پاکسازی قومی، محاصره ها، مرزهای بی شمار و کشتارهای جسورانه . و زمانی که ریم می خواند، صدای او از دیوارهای ظاهرا رسوخ ناپذیر آپارتاید ، حکومت نظامی و مسافت غیرقابل عبور به داخل نفوذ می کرد. در سال ۱۹۸۷ ترسایی زمان اولین انتفاضه (خیزش مردمی ) بود که ریم قلب ها و خانه های فلسطینی های بسیاری را ، ابتدا درفلسطین و سرانجام سراسر جهان فتح کرد . صدای لطیف و اطمینان بخش او ، به همه کسانی که زیر آوار جنگ بی رحمانه ۷ ساله اسراییلی زندهگی می کردند امید می داد. تاکتیک های اسراییلی، در آن زمان شکستن روح شورشی مردم فلسطین را هدف گرفته بود . موسیفی ریم ، تفسیر های مدرن و جدیدی از آوازهای سنتی فلسطینی ها ،  بدون پاک کردن هویت تاریخی و فرهنگی آن عرضه می کرد. موسیقی او به نوع موسیقی فلسطینی از لحاظ ملی پیشرو ؛ و از نظر فرهنگی متمرکز بر شکل هنری تعلق داشت که معرفی دوباره ( و برخی اوقات باز آفرینی ) گذشته در سبکی بازگوپذیر را هدف گرفته بود .

هرچند اسراییل منتهای تلاش خود را برای انکار و پاک کردن فرهنگ فلسطینی به کار می برد، اما چنین نماد های فرهنگی، مانند ریم، همچنین در راس آن ها ریم کلانی، کاملیا جبران و شدیدا منصور، فرهنگ فلسطینی و همین طورهویت فلسطینی را درسراسرجهان مورد تاکید دوباره قرارداده اند. اگر چه فرم عمومی فوق العاده ای از مقاومت، مقاومت فرهنگی در قلب مبارزه فلسطینی ها برای آزادی وجود دارد .

آنتونیو گرامشی، متفکر ایتالیایی، که بیشتر زنده گی خود را به ویژه به خاطر اندیشه مقاومت فرهنگی اش در زندان فاشیست ها گذرانید، هشدار داد که سلطه فرهنگی چگونه دشمن آشکار دیکتاتوری است .فلسطینی ها با سلطه فرهنگی نه بعنوان یک تصور آکادمیک، بلکه بعنوان یک واقعیت روزانه مبارزه می کنند. اسراییل دهه ها برای به راه انداختن و تکمیل جنگ فرهنگی خود علیه فلسطینی ها از یک طرف با هدف پاک سازی فرهنگ فلسطینی ها، در عین حال از طرف دیگر تحمیل بدیل های فرهنگی خود صرف کرده است .

به طورغریبی بیشتر آن چه اسراییل بعنوان فرهنگ اسراییلی انگ (مارک) می زند، در حقیقت، فرهنگ بسیاری از فلسطینی ها وعرب ها در محدوده هزاره است، از غذا تا موسیقی، تا سبک و هرچیزی در میان آن،« انگ اسراییل » اساسا یک انگ فلسطینی، عربی دزدیده شده و دوباره برند شده است .

اما برخلاف جنگ نظامی و سیاسی ، جنگ های فرهنگی اغلب نامریی و افزاینده هستند. در حالی که دولت اسراییلی اکنون مشغول جایگزین کردن نام های عربی خیابان ها با نام های عبری و غیرقانونی کردن مراسم نکبت(  ویرانی سرزمین فلسطینی در ۱۹۴۸-۱۹۴۷ ترسایی )  است همچنین روی هم رفته درهم شکستن  وحدت فرهنگی فلسطینی را هدف گرفته است .

از لحاظ تاریخی، صهیونیست های اولیه این ایده دروغ را که فلسطین سرزمینی بی مردم بود و بومیان سرزمین کوچ نشین، عابرانی بدون ریشه فرهنگی، بدون هویت بودند، از این رو هیچ اشتیاق سیاسی جمعی نداشتند ترویج می کردند.

چنین تبلیغی برای ترویج فکر دولت اسراییلی درفلسطین ضروری بود. « کوچ نشین های» فرضی، که در فلسطین زنده گی می کردند سرانجام تبدیل به « مساله مهاجر» شدند. تا امروز، صهیونیست ها و حامیان دست راستی آن ها هنوز این فکر بی رحمانه را که فلسطینی ها «مردمی جعلی» هستند تشویق می کنند.

بنا براین ، وقتی ریم بننا، ریم کلانی، محمد آصف و بی شمار دیگران ( متحد با  شاعران، هنرمندان و دیگر رزمجویان فرهنگی فلسطینی  ) سنت ها ، موسیقی و فرهنگ مردم را تجلیل می کنند، در خط مقدم مبارزه با گفتمان خشن صهیونیستی می ایستند، که بیش از یک قرن است مرتکب پاک سازی فلسطین بوده است .در موسیقی او، ریم علیه تلاش های اسراییلی در خلع ید فرهنگی از ملت فلسطین می جنگد، درعین حال کسانی چون فارص ، سارا و بسیاری دیگر را انسانی می سازد . به همین خاطر فلسطینی های بسیاری زمانی که ریم درگذشت گریستند، به همین خاطر نیز میلیون ها نفرزمانی که محمد آصف ( آواره ای از غزه )  برنده مسابقه « ستاره عرب» در سال ۲۰۱۳ شد اشک شوق ریختند.

تنها به این خاطر نبود که محمد صدای زیبایی داشت و شایسته پیروزی بود ، بلکه به خاطر نمایش آن صدای تندر آسا، متکی به خود، اشعار او و البته خود خواننده بود. آصف یک آواره غزه ای است. خانواده او از فلسطین تاریخی در زمان کارزار پاکسازی قومی صهیونیستی سال های ۱۹۴۷- ۱۹۴۸ ترسایی رانده شدند. او در آواره گی  به دنیا آمد و سرانجام تنها برای زنده گی تحت محاصره سحرآمیز اسراییلی به غزه بازگشت . او محاصره شرکت درمسابقه را شکست .

وقتی آصف می خواند، میلیون ها نفر شگفت زده تماشا می کردند چون او با مهارت تمام دیوارها را خراب کرد، محل های بازرسی را پاک کرد,  و بر تمام فاصله پل زد. ناگهان، غزه، رام الله، ناصریه، حیفا یکباره متحد تر شدند . آواره ها بازگشتند. وطن یکی شد .

ریم هم آن نمایش چند لایه را عرضه کرد، که سیاست ها وجغرافی را در قلمرویی لغو کرد که در آن وطن فلسطینی از فرهنگ مشترک، اندوه، مقاومت ، شعر و امید ساخته شده بود .ریم درگذشته است، اما نسلی از هنرمندان که او پرورش داده است به خواندن ، به گرامی داشت فرهنگ و تمدنی که نمی تواند با تفنگ ها اهلی شود یا با دیوارها زندانی شود ادامه خواهند داد. ریم بننا صدای فلسطین بود که هرگز نمی تواند خاموش شود.- ترجمه هاتف رحمانی / برگرفته از کانترپانچ

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۱۸ـ ۲۶۰۴

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

  استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

خـواستم شـعـری بـرایـت بگـویم کـارگـر

 
شعری از پر پینه دستت،
شعری از پر کینه قلبت،
درد و رنجت.
شعری از کاخ ستم گر،
شعری از کوخ تو رنج بر،
شعری از گرمای آتش پای کوره،
شعری از سنگینی زنجیر
شعری از تاریکی دخمه،
و اندر معدون و خانه.
شعری از برخورد با آهن،
به جای گل،
تمام صبح و شب هایت،
شعری از نابودی ایمانت،
شعری از شرمت به پیش خرد فرزندت،
به پیش بی گنه همسر،
تمناشان لباسی نو.
...

شعری از احساس مردن زیر بار زنده گی،
و آن پتکی که می کوبی
نه بر آهن،
که بر فرق تمام بی شرافت ها،
که بر اندیشه ناپاک غارت گر
شعری از کارگر ظلم و ستم،
شعری از کارگر خشم و خروش
شعری از وحدت با محرومان،
شعری از خشم فراوان،
شعری از چالش با مترف ها،
شعری از ...
اما...
خبر رسید...
خبر رسید که ظلمت به سوی نابودی است،
نبرد ما به سوی پیروزی است.
خبر رسید که دنیا به کام ما شده است،
و روز فتح و ظفر بر همه عیان شده است.
خبر رسید که دست خدا از آستین امت،
بریده است دست ستم گران ضد امت.
خبر رسید که سرمایه دار بی ایمان،
بگشت فنا به دست مردان.
خبر رسید کاخ مزدوران،
گشته مسخر دست مستضعفان و محرومان.
خبر رسید که غارت گر پر تزویر،
شدند اسیر مردم به یک زنجیر.
خبر رسید که روز آبادی است.
و روز جشن و سرور و آزادی است.
خبر رسید که ایمان برنده شد بر زور،
رسید موسم شادی و جشن و سرور.
خبر رسید که روز کارگر برپا شد،
جهان دگر شد و حال کارگر دیگر شد.

اندرین تاریک سرا تا چند اسیرجاهلان !

شهربانان عزیز و شمع داران را چه شد ؟

در دیار ما گروهی جان  سپاران دیگرند!

سرفرازی، پایه داری عیاران را چه شد؟

( زبیر واعظی )

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۱۸ـ ۰۱۰۵

 

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 

  استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

Copyright ©bamdaad 2018

 

ای قـاتله خـدای دی غـرق کـړه پـدی کـار
لعنتونه دی دخدای وی ستا په لار او ستا پکار
شرمـنده به په دنـیا او آخـرت وی
ځناور به داسی وکړی، کوم چی کړی تا دا کار

نه شـرف ویـنم په تا کـی نه وجـدان
بی وجدانه انسان نلری ایمان
چی شرف او وجدان دواړه دی خراب شو
څوک دی نګوری په سترګه دانسان

د شیطان اولاده وایه دانسان وژنه ده پر تا روا؟
کـوم خبیث تـا لـه درکـړی دا فتـوا ؟
چی بی وزله خلک مـړه کـړه په ناحـقه
خدای له څه ده ستا ځواب پدی ګناه ؟

ستا دا لار او طریقت دشیطنت ده
ستا اعمال او کړه واړه رذالت ده
د ابلیس بچیه وخپلو کړه ته ځیر شه
ستا توپیر له ځناوره، کوم صفت ده

زه «بهین» اوس درته کړمه دا دعا
رب دی ورک کړه ای قاتله له دنیا
دا تر څو به دغلطو عقایدو پر بنا
خلک به وژنی، نه به کړی دچا پروا

( نثاراحمد بهین )