تو آدمى، من آدمم، پس ز چى اين منم منم؟


حرمت كنيم و هم كرم، كه كام تو شيرين كنم
تا كه زنى به فرق من، مى زنم هى به فرق تو
تو عالمى غمين كنى، من همه را حزين كنم
وطن يكى ،كفن يكى، دشمن و اهريمن يكى
اگر تو خصم من شدى ، من ضد تو كمين كنم
اين تنش و نفاق ما، كرده خراب و عاق ما
هم سبب فراق ما، لعنت و تف باين كنم
تا كه شويم من و تو ما، رنگين شويم و خوش نما
بالً بكشيم سوى هوا، پس محن ات برين كنم
شويم شريك رنج و غم، لطفى كنيم به حال هم
دست بدهيم بدست هم، خاك تو بر جبين كنم
مرو پى سمت و زبان، مخور فريب اين و آن
ز من شوى اگر ز جان، تو را بس آفرين كنم
تا من و تو شويم يكى، نيست به آن كدام شكى
تو خوب و بهترين شوى، من همه بر ترين كنم
نمودم ارچى مختصر، حرف خودم در اين سفر
بس است دگر همينقدر، مصرع ام آخرين كنم.

( زبير واعظى )

 

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۱۹ـ ۰۸۰۶

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 Copyright ©bamdaad 2019

 

 

د ملگری عسکر (چالاک) دوه نوی شعرونه


          اغیار


د دگر او د جیگر په نوم یی بیل کړو
د طایفی او د ټبر په نوم یی بیل کړو
څه شطل شطل جنکیږو بي له مخو
خدایه څه د مفت لښکر په نوم یی بیل کړو
له زاهد سره د مالکی کان ته لاړو
د جنت او د محشر په نوم یی بیل کړو
جادوکرو څه کانی راباندی وکړی
د لیډر او د لډر په نوم یی بیل کړو
موده وشوه چی ویده او برمده یو
څه د ذهن د حجر په نوم یی بیل کړو
شاه او خوا رانه د اور خطونه تاو دي
د جاسوس او ترهکر په نوم یی بیل کړو
مونږ به څو له ډي ډلکیو سره گرو یو
د غازی او د زړه ور په نوم یی بیل کړو
خلکو ویښ شی لږ هوښیار شی یو قوت شی
د ویده او ناخبر په نوم یی بیل کړو
ای عسکر (چالاکه ) جنک په خرابات دی
د مسجد او د مندر په نوم یی بیل کړو.

عسکر (چالاک)، قرغه یی ـ لغمان

 


                اخـتـر


ژوند چی غم لړلی وي خوښي او اختر څه معنا
کور په کور چی ویر وي دي کی زیب او زیور څه معنا
څو چی شاه زلمیان پخپلو وینو کی غوټی وهی
پیغلو ته نکریزی تور رانجه او گودر څه معنا
خپل په لاس چی وژنو دي دادا او د اکا زمن
دي کی اتل توب دي کی توپک او سنګر څه معنا
سوله چی فساد کی زولنه وي جنک ازاد کرځی
دي کی قومندان دي کی پاچا او قیصر څه معنا
ستا دي ټب لپاره چی پټی نشی ضماد نشی
دا له خطاکانو ډک استاد او رهبر څه معنا
سوله چی اسیره وي د جنک لږی اوږدی لاه
دا تیت او پرک او شړیدلی محور څه معنا
ساه چی رانه اخلی او د مړي مي توهین کوی
ما عسکر (چالاک) ته دا جکړه او لښکر څه معنا

عسکر(چالاک)   

 

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۱۹ـ ۰۸۰۶

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 Copyright ©bamdaad 2019

 

   

ای عـیـد...

ای عید آیی وخانه ی ماهم سری بزن 

با دست مهرغمکــده ی ما دری بزن

بگذشت عمرما شب تنهایی و فراق

جز درد هجر یک سخن دگری بزن

حسرتسرای غربت ما پرصدا بکن

بالی فشان به گرد سرما پری بزن

داغ جفا  ز لوح دل تنگ مــا زدا

آتش به آشیانه ی استمگری بزن

تیری بزن زنور،شب تیره گـی ما

بر قلب دیو کینه بیا خنجری بزن

کشتی ما زموج حوادث شکسته است

بــر سـاحـل امیــد بکش لنگری بـزن 

شــادی دگـر به کلبه ی ما درنمی زنــد

پیش ازغمی که پا نهد اینجا سری بزن

( نورالدین همسنگر ، هالند - جون ۲۰۱۹ )

 

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۱۹ـ ۰۲۰۶

 

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

Copyright ©bamdaad 2019

 

 

عید به مفهوم واقعی کلمه بازگشت به آرامش وسعادت وخوبی ها

 

یک قرص جوی نیست که ملت کند افطار

مردم  همه  در آتش وخون  اند   گرفتار 

در پوشش دین ، کفر کند حمله به مومن

کو عید ؟  که تا هست چنین وضع رقتبار

  

عبدالوکیل کوچی

 

عید سعید فطر را به مومنین پاکنهاد وطنم وسایر مسلمانان واقعی و زحمتکش جهان تبریک وتهنیت میگویم .

حال ببینیم که عید عبارت از چیست و چه روزی را عید میگویند ؟ عید بزرگترین موهبت آسمانی وبمثابه روز بازگشت به مهر ومحبت ، صلح و آشتی .

طوریکه گفتیم عید واژه عربی وبمعنی بازگشت است وبازگشت بروز های آرامش راحتی وپیروزی وهم چنان عید واقعه ی سرنوشت ساز در تاریخ مردم . از همین جاست که رابطه عید با آزادی واضح میگردد . پس عید بیان حقیقی آزادی انسان به انتخاب آرامش ومسرت است ، بازگشت به مهر ومحبت است .

عید برای مسلمانان معنا صفا وپاکی بدن ،تهذیب فطری که از طریق روزه یعنی پرهیز کردن ،حج رفتن ، زیارت کردن همچنان بقول متفقانه علما ، عید بازگشت از بیماری ومصیبت دردها به صحت وسلامتی ، بازگشت از غم واندوه به خوشی ها ومسرت شادی نوین ، آزادی و رهایی .

دردنیا عیدهای متعددی با نامها و زبان های گونا گون ومناسبت های مختلف بر پا میگردد مثلاً عید مسیح ، عید یهودیان ، عید کرسمس ، عید عیسویان ، و دیگر مذاهب ولی در جنبه های اجتماعی عید روزهای نوروز واستقلال کشورها را نیز با جشن وسرور برپا میکنند که بیانگر عید وشادی هاست .

اگر این گونه واژه ها را متناسباً در تعاریف ومعاریف عید در انطباق با زنده گی میلیونها نفر از مردم زحمتکش افغانستان در نظر بگیریم اصلاً هیچکدام آنها با زنده گی عادی مردم ما مطابقت ندارد .البته با یک نگاه واقعبینانه باید گفت که در وطن ما تا هنوز تعاریف عید به معنای واقعی کلمه از زنده گی عملی ستمکشان جامعه بسیار بعید بنظر میرسد .چنانچه در یک نظر کوتاه واجمالی به هریک واژه مرتبط به مفاهیم عید که بیانگر چنین تعاریفی از عید میباشد می بینیم که بگونه مثال :

عید بازگشت برفاه و آرامش از جنگ وبحران .

بازگشت به پیروزی ، از شکست.

بازگشت به آزادی ، از اسارت .

بازگشت به پیشرفت ها ،از عقب مانی .

بازگشت به بسرنوشت ، از بی سرنوشتی .

بازگشت به پاکی ، از کینه ها .

بازگشت به تهذیب فطری ، از سیه دلی .

بازگشت به افطار ، از گرسنگی .

بازگشت به ادای حج واقعی ، نه تجارت یا شهرت ویا بشکل تورستیک .

بازگشت از مصیبت ، به خوشی ها .

بازگشت از مرض،  به تندرستی.

بازگشت از فقر ، به زنده گی عادی .

بازگشت از نفاق وانواع تعصبات ، به اتحاد وهمدیگر پذیری .

بازگشت از ظلم ، به سوی مهر وحبت .

بازگشت از تکبر،  به فروتنی .

بازگشت از وحشت وبر بریت ، بسوی انسانیت .

بازگشت از تجاوز ، تعرض ،تعصب ، تهدید ، ترور ، توهین وتحقیر انسانها بسوی صلح وعدالت ، انصاف ، دوستی وهمزیستی انسانی .

در حالیکه رسیدن به چنین روزها و آرزوهای یاد شده که بیانگر مفاهیم عید واقعی وحقیقی میباشد امید واهداف عطش ناپذیر همه مردم مستضعف افغانستان است ولی اگر این بازگشت ها را در زنده گی مردم جستجو نماییم بخوبی معلوم میشود که بدلیل جنگ جاری ظالمانه ونیابتی قدرت ها ومتجاوزین خارجی در همدستی ارتجاع داخلی متاسفانه مردم ما با چنین اعیاد ومفاهیم یاد شده آن فاصله زیادی دارند .

زیرا دشمنان داخلی وخارجی افغانستان کشور ما را کم از کم یک قرن از رسیدن به چنین اعیاد ومزایای عید وجشن های مرتبط به آن محروم ساخته اند . اینست مزایای اسلام سیاسی و اندیوالان خارجی آنها .

از همان روز های نخستین تجاوزهای نیابتی پاکستانی ها در کشورما ، معلوم بود که عناصر ارتجاعی  زیر نام دین ومذهب کشور را پایمال متجاوزین خارجی وجولانگاه تروریسم میسازند زیرا همین برنامه داده شده بدست ایشان بود که بیش از چهار دهه جنگ ویرانی وآ دم کشی آنقدر کشور را در سرآشیب نابودی وگرداب بدبختی میکشاند که بازگشت به صلح وآرامش بیک رویا مبدل گشته است .

در گذشته ها تجاوزات ،دسایس وحملات کم از کم بشکل محرمانه و پیچیده در اسرارو طلسمات سیاسی بود ولی حالا دشمنان کشورما درتبانی با یکدیگر بشکل بی پرده وبیرحمانه از تجاوزکاری ها ، استبداد ، حکمروایی ظالمانه خود دفاع نموده وغارت دارایی ملت ومردم را با افتخار یاد کرده وبه آن می بالند .

بنا بر آن کشوریکه مورد حمله ددان ودیوان و هجوم گرگان ، زاغان ، زغان ماروملخ وگژدم  قرار گرفته باشد چگونه میتوان به آزادی و آرامش امید وار بود ؟

کشوریکه در بحبوحه اهداف جیوپولتیک ،جیو اکونومیک و جیو استراتیژیک وقدرت نمایی ها  قرار داشته باشد ، چگونه میتوان از حق تعین سرنوشت دم زد ؟

بگونه مثال در رابطه به صلح وختم جنگ در افغانستان  بیش چندین سال است که تلاش های حکومت های افغانستان در دوره های مختلف با راه اندازی پروسه صلح در داخل وخارج از کشور به نسبت مداخله خارجی به بنبست مواجه بوده تا وقتیکه منافع خارجی تضمین وتامین نشود صلح قربانی اهداف جیوپولیتیک وجیواستراتیژی قدرت ها ی ذیدخل خواهد بود  .

همین اکنون دنیا میداند که از دیر زمانی مذاکرات صلح افغانستان در قطر ،ماسکو ودیگر کشورهای جهان در جریان است ولی حضور دولت افغانستان بمثابه نماینده گان مردم درین مذاکرات کمرنگ وبی اثر به نظر میرسد . این خود بیانگر چگونگی میزان صلاحیت  طرف های مذاکره کننده میباشد که نتایج آن در چشم انداز بعدی تیره وتار به نظر میرسد همچنان عدم حضورنماینده گان دولت افغانستان در مذاکرات صلح مشروعیت نظام واداره کشور را زیر سوال خواهد برد.

پس اگر عید را همانطوریکه سعادت وآزادی وپیروزی تعریف کرده اند کجاست جنبه عملی چنین واژه های تشریفاتی عید که همواره نمایش ورسانش میشود ؟

درکشوریکه سرزمین آن جولانگاه بیگانه گان باشد علاوه بر آن قانون شکنی ،بی عدالتی ،بی انصافی ، رشوت واختلاس ، ظلم و ستمگری ،قاچاق انسان تا مواد مخدره ،چپاول معدن ها وغارت دارایی های مردم ومنافع علیای کشور ،  نفوذ همسایگان تجاوزکار ومداخله گر که نتایج شوم آن بیکاری وبیماری ، فقر ومرض ، جهل وفساد ، را ببار آورده و بازار جواسیس و جادوگران کشورهای خارجی زیر نام مداحین ومداری و فالبین و کف شناس و کنگن فروش سحر وجادو جن کش وطبیب در آن گرم باشد چگونه مردم بخصوص با دا شتن سنتهای دوره حجر از طلسمات حیله گران ومکاره های پرتاب شده از خارج نجات خواهند یافت  ؟

ملتی که هشتاد فیصد از نفوس آنرا زحمتکشان ، ستمدیده گان ، مستضعفان ، بیماران بیکاران ومحرومان تشکیل داده باشد این خود روزه داران تاریخی وگرسنه نگهداشته گان دایمی اند که با محرومیت زنده گی نموده اند. پس عید چنین مردم گرفتار محرومیت ومظلومیت کجاست ؟ .

ملتی که همواره مورد تجاوز وحملات تروریستی قرار گیرد که خون فرزندان بیگناه شان  هم در مساجد وهم در تکایا ،هم در مزارع ،هم در مکاتب وهم در مدارس ،هم در سرک وهم در پارک ،هم در دفتر وهم در منا زل با عمل تروریستی اجیران خارجی بریزد وهر روز تابوت خونچکان جگر گوشه های وطن را مادران و پدران مظلوم تحویل بگیرند چگونه میتوان از خوشیهای عید استقبال بعمل آورد این کدام سنگین دل بی مسولیت خواهد بود که جدا از مصیبت مردم خود را در عیش ونوش ونوای عید بنمایش بگذارد .

در کشوریکه  جمعی از حجاج آن با پول بیت المال ویا از خون وریم مردم وبا استفاده از چوکی ومقام ویا چپاول دارایی های با د آورده با هزاران دالر وکلدار به حج میروند مگر از احکام خدا بیخبر اند که همسایه شان محتاج پوست های کچالو وپلاستیک روی کوچه ها باشند وآیا این ها  بروز حساب وکتاب و دادگاه تاریخ معتقد اند  ؟

ملتی که همواره در زیر ضربات تیکه داران قومی ،مذهبی ، ومتعصبین لسانی ،سمتی وجنسیتی زجر میکشند . ملتی که دشمنان وطن همه دسترسی آنها را به معشیت زنده گی از ایشان گرفته اند وساختار اجتماعی آنها روز تا روز تجزیه میشود چگونه میتوانند از محبت عید وخوشی های عید حرفی به میان آورند ؟

خلاصه اینکه تا وقتیکه مداخله و تجاوز خارجی در کشور تو ام با جنگ وجدال وجود داشته باشد خوشی های عید خواب است وخیال است ومحال است وجنون .

عید واقعی وسراسری برای تمام کافه مردم افغانستان وقتی میسر خواهد بود که قطع جنگ وتجاوزگری وآمدن یک صلح واقعی میسر گرد د واین زمانی حاصل میشود که مردم با بیداری واقعی و درک از قضایا وتحلیل دوست از دشمن و تشخیص علمی مشکلات وپربلم های جاری ، به دفع وعلاج آن متحدانه ، آگاهانه و دلسوزانه تلاش صورت گیرد.

عید واقعی مردم افغانستان وقتی میسر شده میتواند که مردم بخاطر رهایی کشور از نفوذ عوامل بیگانه به منظور تعین سرنوشت شان با یک اجماع عمومی و تشکل دریک جنبش عظیم فکری ملی و سرتاسری به پیشوایی فرزندان واقعی مردم وخدمتگذاران صادق وطن وسایر دادخواهان صلحدوست وترقیخواه کشور متحد گردند .آنگاه قادر خواهند بود که با داشتن حق سرنوشت از عید بشکل واقعی  تجلیل بعمل آورند .

 آنگاه عید واقعی وسراسری به همه مبارکباد .

 

 

          عیدانه

گویند  که عید آمد  ودلها ست شاد مان

شمع  و شراب و شاهد  دیدار  دوستان

اما نه هر دلی  که به مردم  تعلق است

جز  قشر  مفتخوار فرو مایه ی  جهان

برخلق ،  نا ن  خشک  میسر  نمیشود

اوضاع  ازین مضا  یقه  بد تر نمیشود

آنجا که خون و آتش  بازار فتنه  است

مردم اسیر پنجه ی  بیداد و کینه است

پس ما کجا وعید  کجا  همو طن  کجا

تا بوت  خو نچکان شهید ی وطن کجا

جایی که زور قدرت بیگانه حاکم است

هر روز ا نتحاری  وکشتار ماتم  است

تهدید و  قتل و کشتن  اولاد  آدم  است

درصبح شام گریه  و دلها پرازغمست

کو عید  هموطن  که  بگویم مبارکت؟

حرف  نوید  کو  که  بگو یم  سعادتت

جاییکه خون آتش وشلاق   خنجراست

رنج عذاب دایمی و روز  محشر است

آنجا قیامت است نشا نی از عید  نیست

جان وطن زحمله ی گرگان بعید نیست

آنجا که ، جهل  آمده  بر  جنگ  آفتاب

با صحنه  های  وحشت اهریمن عذاب

آتش زدن  به  مدرسه و مکتب وکتاب

درپرده های فتنه و نیرنگ  بی حساب

آنجا  کجاست  عید و یا  مژده  نوید ؟

شادیی عید بردربیچاره گان  کی دید ؟

فریاد عا جزان همه بر  آ سمان  رسید

دود اززمین سوخته تا کهکشان  رسید

پس درکجاست عیدکه ما شادمان شویم

ازجنگ خون وآتش بم در امان  شویم

حالانکه عید صحنه رنگ نمایش است

جاییکه زیرپوشش دین جنگ داعشست

این روزمحرم است نه حال هوای عید

رسم خوشی زخاطره ها  گشت  ناپدید

عیدآن بود که جامعه فارغ شودزجنگ

تا مین شود به مردم ما صلح  بیدرنگ

اعیاد  واقعی  هدف  و  اتحاد   ماست

همبستگی   و وحدت ما  اقتدار  ماست

وآنگاه به مهر و جوشش ما عید میشود

عید ی سعید  بر همه   تمجید    میشود

(عبدالو کیل کوچی )

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۱۹ـ ۰۶۰۶

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2019

 

 

 

 

روز پـدر بـه هـمــه مبارک باد

سروده هایی در وصف مقام پدر

 

پدری را دیدم

که شب و روز گهر میبارید

به علاج تب جانکاه پسرش می نالید

هرقدر داشت زخود سیم وزرش

همه را کرد فدای پسرش

لیک از گردش معکوس قضا

هرچه کوشید،  نشد درد ، دوا

آخرالامر پسری بیمارش

از جهان رفت و زحال زارش

پس از آن لحظه که با حق پیوست

قلب پرخون پدر نیز شکست

هردو زین عالم فانی رفتند

هردو بیچاره بحق پیوستند

***

پدری را میشناسم

که شب و روز در اندیشه فرزندانش

در غم جنگ و دل سوخته وبریانش

می هراسید زاوضاع شب وروز

چشم بر راه پسر بود هنوز

عطش دیدار پسر داشت مدام

از سر صبح سحر گاه تا شام

ناگهان تک تک در را بشنید

دید در کوچه که تابوت شهید

غرق در خون شده جسم پسرش

هم در آندم بسپرد جان پدرش

ای پدر نام تو جاویدان باد

یاد تو خاطره ی تا بان باد

***

پدر

ای پدر جان

بشما وبتمام پدران باد سلام

پدر م ، راهبرم

پدرم ،  تاج سرم

حامی و داد گرم

در رهت جان سپرم

بودم از بود توهست

هر رگ وتارمن از پود تو هست

حرف تو پرورش روح تنم

لطف تو قوت جان و بدنم

پدرم مظهر هستی وامید

مهر تو پرتو دنیای سپید

دید تو چشمه خورشید بهار

دست تو شاخه سبز پربار

تکیه گاهم تویی چون کوه بلند

دستگیرم تو درین راه وروند 

بهر آرامش من هر نفسی در کاری

کار بی عوض ومجانی وخدمتگاری

من یکی شاخه سبزم وتویی باغبانم

من همان غنچه تویی بستانم

من چو جان پر رنج  و تویی درمانم

پس چرا در یکی از برهه ی سال

و فقط یک روزی

ثبت با نام پدر باشد وآنروزی پدر

نام پاک پدر و موقف والای پدر

آنقدروصف بزرگ است

که در هر روزی

ساعت ولحظه

و درهر نفسی

میباید

نام زیبای پدر

 ورد زبانها

باشد

(عبدالوکیل کوچی )

 

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۱۹ـ ۳۰۰۵

 

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

Copyright ©bamdaad 2019