« تشکیلات دموکراتیک زنان ایران » حمله تجاوزکارانه امریکا و اسراییل به میهن ‌مان ایران را به‌ شدت محکوم می کند 

 

ما از همه نیروهای مترقی و صلح‌ دوست جهان تقاضا داریم ضمن محکومیت این تجاوز وحشیانه که با قوانین بین ‌المللی، حاکمیت ملی کشورها، وجدان و اخلاق بشری مغایر است ، علیه این تجاوز آشکار و وحشیانه صدای ‌شان را بلند کنند و با کارزارهایی گوناگون بار دیگر از ادامه یافتن جنگ و کشتار مردم بی ‌گناه و تخریب و نابودی منابع انسانی و طبیعی منطقه و ایران مانع گردند.

رفقا و دوستان گرامی سازمان‌های «فدراسیون دموکراتیک زنان جهان » و همه زنان مترقی و صلح دوست جهان !

همان ‌طور که مطلع اید صبح امروز شنبه ۹ حوت ۱۴۰۴/ ۲۹ فبروری ۲۰۲۶ در حالی که به نظر می رسید مذاکرات در سطح بالا بین نمایندگان امریکا و ایران ادامه دارد، خاک میهن ما هدف حمله‌ های سازمان دهی شده مشترک رژیم ‌های فاشیستی و نژادپرست امریکا و اسراییل قرار گرفت، حمله‌هایی که علاوه بر نابودی منابع و زیرساخت ‌های کشورمان، کشتار وحشیانه مردم غیرنظامی ایران را به ‌دنبال داشت. در اولین گزارش‌ها در پی این تجاوز وحشیانه به خاک میهن ما، مدرسه دخترانه‌ای در شهر میناب  ( واقع در ولایت هرمزگان ) هدف قرار گرفت که بنا به‌ گفته فرماندار میناب در نتیجه این حمله جنایتکارانه بیش از ۹۰ کودک دانش‌ آموز کشته و کودکان زیادی دیگر نیز زحمی شدند و مدرسه آنان نیز به یک ویرانه مبدل شده است.

به ‌رغم  اینکه نیروهای ملی و مترقی میهن ما بارها  اعلام کرده‌اند راه نجات میهن ‌ما از نظام استبدادی حاکم کنونی تنها با مبارزه مردم و نیروهای مترقی ملت ایران در خاک کشورمان امکان‌ پذیر است و بر این اساس هر نوع دخالت خارجی و ارتش بیگانه نقض حاکمیت ملی ایران و تجاوز به خاک میهن ما است و آن را به ‌شدت محکوم می ‌کنند،  اما امپریالیزم امریکا امروز در توجیه این جنایت وحشیانه ‌اش و نقض حاکمیت کشورمان،  از براندازی رژیم ایران نام می ‌برد و اینکه به‌ کمک رژیم نژادپرست اسراییل که دستش به ‌خون هزاران کودک بیگناه غزه آغشته است و تحت تعقیب دادگاه بین‌المللی به‌جرم جنایت جنگی قرار دارد گویا قرار است دموکراسی و آزادی را به کشورمان ایران هدیه کند. البته افکارعمومی جهان نمونه‌های اهدای چنین آزادی‌ها و دموکراسی‌هایی را به مردم  لیبیا، عراق، افغانستان، و جز این‌ها، مشاهده کرده است.

ایران نیز در پاسخ به این تجاوز با حمله‌ های موشکی‌ای متقابل به تعداد زیادی از پایگاه‌ های امریکا در منطقه را آغاز کرده که در نتیجه ادامه یافتن حمله‌های تجاوزکارانه امپریالیزم و همکارش این حمله‌های موشکی و نظامی آتش جنگ و تنش‌هایی خونین در منطقه خاورمیانه را شدت خواهد بخشید، آتش جنگ و تنش‌هایی خونین و خانمانسوز که قربانیان اصلی ‌اش کودکان، زنان، و غیرنظامیان بی ‌دفاع خواهند بود. در چنین فضایی مانند حمله و جنگ ۱۲ روزه جون سال گذشته، شاهد جشن های «پیروزی» رضا پهلوی و هواداران سلطنت طلب اش و یا مریم رجوی و«سازمان مجاهدین خلق ایران » هستیم به این امید که توسط اربابان خارجی خود به عنوان دیکتاتورهای جدید منصوب شوند.

ما از همه نیروهای مترقی و صلح ‌دوست جهان تقاضا داریم ضمن محکومیت این تجاوز وحشیانه که با قوانین بین‌المللی، حاکمیت ملی کشورها، وجدان و اخلاق بشری مغایر است ، علیه این تجاوز آشکار و وحشیانه صدای ‌شان را بلند کنند و با کارزارهایی گوناگون بار دیگر از ادامه یافتن جنگ و کشتار مردم بی ‌گناه و تخریب و نابودی منابع انسانی و طبیعی منطقه و ایران مانع گردند. راه نجات میهن ما از استبداد کنونی جنگ و دخالت خارجی نیست، بلکه فقط و فقط با مبارزه مردم ایران و نیروهای مترقی و آزادی‌خواه آن به پیش برده می‌ شود.

 

 تشکیلات دموکراتیک زنان ایران

۱۳ حوت ۱۴۰۴

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۰۴۰۳          

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

اعلامیه انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان بمناسبت روزهای جهانی عدالت اجتماعی و زبان مادری

 

بنام خداوند حق و عدالت

هم ‌وطنان  گرامی،

۲۰  و ۲۱ فبروری روز بین المللی به ابتکار سازمان ملل متحد روز  به عنوان روز جهانی عدالت اجتماعی و روز بین المللی زبان مادری اعلام و گرامی داشته میشود.

این روزها یادها نیاز حق بنیادین هر انسان برای کرامت، عدالت، فرصت‌ های برابر و حفاظت از هویت فرهنگی و زبانی است و تعهد دولت‌ها و جامعه جهانی را برای مقابله با فقر، تبعیض و نابرابری یادآوری می ‌کند.

عدالت، جوهر تاریخ  بشر است و عدالت اجتماعی، رکن اساسی صلح پایدار، ثبات اجتماعی و انسجام ملی به شمار می ‌رود. براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر فرد حق دارد از سطحی از زندگی شایسته، شامل خوراک، مسکن، مراقبت صحی ، آموزش  و ارزش های فرهنگی خویش برخوردار باشد.

میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دولت‌ها را موظف می‌سازد عدالت اجتماعی را با تضمین حق کار، آموزش، امنیت اجتماعی و مشارکت فعال شهروندان محقق سازند. افزون بر این، کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، بر برابری جنسیتی و دسترسی برابر زنان به آموزش، کار و مشارکت عمومی تأکید دارد.

افغانستان کشور، کثیرالقومی و با تنوع  غنی زبانی و فرهنگی است  که هر کدام  بخش از باغ بزرگ ملت لایتجزای افغانستان است.

صحبت و انکشاف  زبان مادری نه تنها حق فرهنگی و هویتی است، بلکه پیش ‌شرط عدالت اجتماعی، تساوی حقوق و مشارکت کامل شهروندان در زندگی اجتماعی و سیاسی محسوب می‌شود.

که در اسناد حقوقی آنی سازمان ملل متحد نیز مسجل گردیده است:

اعلامیه حقوق اشخاص متعلق به اقلیت‌های  ملی زبانی ، قومی، مذهبی و زبانی (۱۹۹۲ م )

کنوانسیون حقوق کودک (در زمینه حق آموزش به زبان مادری در مراحل ابتدایی - ۱۹۸۹ م)

متأسفانه، احوال نا هنجار کنونی کشور فقر گسترده، بیکاری فراگیر، فروپاشی نظام حمایت اجتماعی و خدمات عمومی، محرومیت دختران و زنان از آموزش و حذف نظام‌ مند گروه‌های قومی و زبانی از عرصه عمومی، نمونه‌ های بارز از تبعیض ونقض عدالت اجتماعی و حقوق بنیادین شهروندان  افغانستان است.

این مصیبت با سیطره ذهنیت تکفیری ، در سایه استبداد خشن  شخص‌ محور رهبرطالبان ، و فقدان حکومت  مشروع و پاسخگو ، تهدیدی مستقیم برای صلح، ثبات و انسجام ملی به شمار می‌رود.

فشار بر زبان‌های دیگر و محدود سازی آنها، نه تنها حقوق فرهنگی و آموزشی را نقض می‌ کند، بلکه بی‌عدالتی و نابرابری اجتماعی و اقتصادی را عمیق ‌تر می‌ سازد.

عدالت اجتماعی و احترام به زبان‌های مادری در افغانستان بر سه رکن بنیادین استوار است:

۱- برابری فرصت ها ، تضمین دسترسی برابر همه اقوام و زبان ‌ها به آموزش، کار و مشارکت اجتماعی ،

۲- توزیع عادلانه  منابع، کاهش فقر، حمایت از گروه‌های آسیب‌ پذیر و تضمین رفاه اجتماعی،

حاکمیت قانون و پاسخگویی حاکمیت ، رعایت حقوق بشر، حفاظت از هویت فرهنگی و زبانی.

تجربه تاریخی نشان داده است که بدون عدالت اجتماعی، احترام به زبان‌ های مادری و پاسخگویی قدرت سیاسی، شکاف‌ های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عمیق ‌تر می‌ شوند و محرومیت، تنش و بی‌ ثباتی پایدار تقویت می ‌گردد.

عدالت اجتماعی و حق استفاده و انکشاف زبان‌ های مادری تنها در یک چارچوب یک حکومت مشروع و پاسخگو قابل تحقق است.

در این روز جهانی عدالت اجتماعی و زبان مادری انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان تأکید می ‌کند:

-  مبارزه با فقر و تضمین آموزش و مشارکت برابر برای تمام گروه‌های قومی و زبانی، به ویژه زنان و دختران، در صدر اولویت‌ها باشد،

- زبان‌های مادری باید در آموزش، رسانه و زندگی عمومی به رسمیت شناخته شوند و هرگونه تبعیض زبانی پایان یابد،  

- دولت‌ها و جامعه جهانی موظف‌اند نهادهای پاسخگو و مشروع را بازسازی و عدالت اجتماعی، تساوی حقوق و احترام به تنوع قومی و زبانی را محقق سازند،

- عدالت اجتماعی و احترام به زبان‌های مادری، پیش‌ شرط صلح پایدار، توسعه انسانی و مشروعیت هر نظام سیاسی در افغانستان است.

هم‌وطنان گرامی، عدالت اجتماعی، احترام به زبان‌های مادری و تساوی حقوق، نه شعار و نه آرمان دست ‌نیافتنی، بلکه  یک تعهدی حقوقی، اخلاقی و سیاسی است.

«روز جهانی زبان مادری» » و « روز جهانی عدالت اجتماعی»  یادآور این حقیقت است که افغانستان تنها زمانی مسیر توسعه، صلح و ثبات را طی خواهد کرد که عدالت اجتماعی، تساوی حقوق و حق تمام زبان‌ها به صورت واقعی، فراگیر و پاسخگو برقرار باشد.

بیاد داشته باشیم که:

هیچ  حاکمیت سیاسی بدون عدالت اجتماعی و احترام به تنوع زبانی  و قومی نمی ‌تواند مشروعیت کسب کند.

افغانستان  تجزیه ناپذیر ، خانه مشترک تمام اقوام و زبان‌ها و پیروان مذاهب مختلف است  و موجودیت آن بقول شاه امان اله فقید ، در گرو، وحدت ملی آن است

 

با حرمت

هیات اجراییه انجمن انجمن سراسری حقوقدانان افغانستان

میر عبدالواحد سادات ، رییس انجمن

 

 

بامـداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۶ـ ۲۱۰۲         

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

اهمیت شناخت از پدران بزرگ معنوی ما

 

 میرعبدالواحد سادات

بخاطر روشنگری امروز ما و درک  از  مدرنیته  و مشروطیت در جدل تاریخی و جاری  «مشروعه» و «مشروطه» شناخت مشروطیت در افغانستان، بدون درک  از نقش  پر اهمیت روحانیون روشن‌ضمیر و پیوند آنان بااندیشه قانون، آزادی و مسئولیت اجتماعی، ممکن نیست.

جدل تاریخی میان «مشروعه» و «مشروطه» در تاریخ  بازتابی از کشاکش میان استبداد، استعمار وبیداری فکری جامعه افغانستان بوده می باشد . بازخوانی این تجربه، امروز بیش از هر زمان دیگر، برایروشنگری و بیداری ملی ما حایز اهمیت بزرگ می باشد .

نخستین سراج‌ الاخبار افغانستان؛ طلوع آگاهی 

۲۲ جدی، مصادف است با سالروز نشر نخستین شماره سراج‌ الاخبار افغانستان ، نشریه‌ ای که در(۱۲ جنوری ۱۹۰۵ میلادی ) در (۳۶ ) صفحه منتشر شد و نقطه عطفی در تاریخ مطبوعات، اندیشه سیاسیو بیداری ملی کشور به ‌شمار می ‌رود.

عنوان این نشریه بزرگ توسط زنده یاد سید محمد داود حسینی فقید ، خطاط بزرگ هفت قلمی ، ادیب وبیدل شناس معروف ، خطاطی گردیده بود .

سراج‌الاخبار افغانستان را می‌ توان  و به‌ درستی یکی از مظاهر روشن و بومیِ مدرنیته در افغانستان دانست ، البته با این توضیح مهم که این مدرنیته، تلفیقی، تدریجی و درون ‌زا بود. مدرنیته ‌ای که از دل نیازملی ، سنت دینی، و مواجهه با جهان جدید زاده شد، اما به ‌دلیل ساختارهای سیاسی و اجتماعی ناپایدار، ناتمام ماند.مسوولیت این نشریه را مولوی عبدالروف خان کندهاری فقید ، متخلص به «خاکی»، سرمدرس مدرسه شاهی (درسگاه علوم دینی در مسجد چوب ‌فروشی کابل) بر عهده داشت و مولوی نجف‌علی فقید ازاستادان دارالعلوم حبیبیانا ( لیسه عالی حبیبیه)، معاون ایشان بود.

چنان ‌که علامه عبدالحی حبیبی  فقید در کتاب جنبش مشروطیت در افغانستان توضیح می ‌دهد، تأسیس این نشریه به ابتکار منوران  و دانشمندان مدرسه شاهی و دارالعلوم حبیبیه صورت گرفت. آنان این پیشنهاد را به امیر حبیب‌الله خان ارائه کردند تا:

«انجمنی از دانشمندان افغانی به‌ وجود آید، تا یک جریده پانزده‌ روزه به نام سراج‌الاخبار افغانستان درکابل نشر نماید.»(نقل از صفحه ۶ همان کتاب)

اما این حرکت روشنگرانه، به مذاق استعمار و اعیان دربار خوش نیامد ، و سرانجام ، «سرپنجه استعمارگلوی آن را گرفت» و نشریه به‌ گونه‌ای ظالمانه توقیف گردید.

مولوی عبدالروف «خاکی» ، روحانیِ مشروطه‌ خواه و پیشگام بیداری ملی

 مولوی عبدالروف خان کندهاری ، از رهبران فکری مشروطیت اول، فرزند مولوی عبدالرحیم کاکر قندهاری شهید بود، عالمی که در خرقه مبارک، به دستور مستقیم امیرعبدالرحمن خان به شهادت رسید. با این‌همه، اعضای این خانواده در برابر استبداد خاموش نماند و فرزندانش در مشروطیت دوم و نهضت امانی نقش برجسته‌ای ایفا کردند.

از جمله، مولوی عبدالواسع کندهاری فقید فرزند دوم این خاندان، از علمای بزرگ روشن‌ ضمیر، مدافع حاکمیت و سیادت قانون و مؤلف نخستین قانون جزای کشور با عنوان تمسک ‌القضات امانیّه بود ، شخصیتی که بحق به‌ عنوان «پدر تقنین افغانستان» شناخته می‌ شود، که متاسفانه سرانجام توسط حبیب‌الله کلکانی اعدام گردید.

میراث فکری و ادبی این روحانی منوّر

مولوی «خاکی» فقید، افزون بر جایگاه دینی و سیاسی، در زبان‌های عربی، دری و پشتو آثار متعددی ازخود به‌ جا گذاشت و شاعری ذواللسانین بود. اندیشه او، آمیزه‌ای از دین، آگاهی ملی، آزادی‌ خواهی واصلاح اجتماعی است.

منحيث حسن ختام ، اين يادداشت را با خشنودى روان آن ازاديخواه بزرگ و همرزمان شان ، دو بيت ازاشعارشانرا با دوستان شريک مينمايم  :

افغان اگر نظر فگند بر صلاح خويش

اول ببايدش كه بگيرد سلاح خويش

گر اصلاح وى ، طلب عيش و عشرتست

فرض است انكه محو كند اصطلاح خويش.

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۲۲۰۱          

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

 

 

بیانیه شورای صلح ایالات متحـده

.

شورای صلح ایالات متحده امریکا  میگوید : بگذارید کوبا زندگی کند!

محاصره امپریالیستی را فوراً پایان دهید!

 

کوبا تهدیدی برای امنیت امریکا نیست. امریکا از سال ۱۸۹۸ تهدید واقعی برای آزادی کوبا بوده است. همان‌ گونه که مارتین لوتر کینگ گفت: امریکا بزرگ‌ ترین صادرکننده خشونت در جهان است.

کوبا مسوول جنایت‌های امپریالیزم امریکا در قاره امریکا نیست. همانا امریکاست که کشورها را تهدید و اشغال می ‌کند، انتخابات را دستکاری می‌ کند و سلطه استعماری را تداوم بخشیده است.

کوبا عامل نسل ‌کشی نیست. همانا امریکا و اسراییل هستند که مردم فلسطین را قتل‌عام می ‌کنند.

کوبا جنگ‌ های جهانی، ترور، کودتا و تخریب اقتصادی سازمان نداده است. این جنایات کار امریکا و متحدانش است.

هیچ تحریم قانونی بین‌المللی علیه کوبا وجود ندارد. همانا امریکاست که با محاصره غیرقانونی، منشور سازمان ملل متحد را نقض می‌ کند.

بخش سلامت برای کوبا « کسب ‌وکار» نیست. برعکس، دهه‌ها خدمات پزشکی رایگان به فقیرترین مردم جهان ارایه داده است.

رهبری کوبا مردم خود را استثمار نمی‌ کند. جامعه سوسیالیستی کوبا آموزش، صحت عامه، مسکن، غذا و حمل ‌ونقل سبساییدی فراهم می‌ کند. جایزه جهانی طمع و استثمار به طبقهٔ حاکم امریکا تعلق دارد.

تهدید واقعی امنیت جهانی، فاشیزم داخلی امریکا، ماشین جنگی هسته‌ ای و انحصارات سوخت فسیلی آن است.

راه پیش ‌رو ارعاب و تجاوزگری نیست، بلکه احترام به حاکمیت همسایگان است.

طرح سنای امریکا (S.136) برای پایان محاصره و قطعنامه مجلس برای کنارگذاشتن دکترین مونرو نشان می ‌دهد که امکان تغییر وجود دارد.

شورای صلح ایالات متحده بار دیگر همه را به اقدام فرامی‌ خواند: یاری، اعتراض، اقدام مستقیم، آموزش سیاسی، لابیگری و اعزام هیات‌ های همبستگی.

زنده باد کوبا!

زنده باد انقلاب کوبا!

محاصره امپریالیستی را پایان دهید!

پیروزی از آنِ ماست!

 

١١ فبروری ٢٠٢۶

 

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۱۷۰۲          

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

 

بیانیه کمیسیون زنان فدراسیون جهانی اتحادیه‌ های کارگری

 

کمیسیون زنان فدراسیون جهانی اتحادیه ‌های کارگری  یورش امپریالیستی و واپس ‌گرایانه علیه جمهوری بولیواری ونزویلا را به ‌شدت محکوم می‌ کند. کمیسیون این کنش خشونت ‌آمیز را در راستای منافع سرمایه‌های انحصاری بین‌المللی و طبقات حاکم می ‌داند که برای دستیابی به سود خود، در کشاندن مردم به جنگ، خشونت و سیه ‌روزی هیچ تردیدی ندارند.

کمیسیون زنان فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری ( WWC ) ربودن رییس جمهور نیکولاس مادورو و همسرش سیلیا فلورس را بی‌هیچ قید و شرطی محکوم می ‌کنیم، که کنشی بسیار گرانبار است و نشانگر تجاوزگری سیاسی و بنیادین، حمله به حاکمیت مردم و پیام آشکار هراس ‌آفرینی به همه مردم و دولت‌هایی که در برابر چیره گی امپریالیستی سر به‌ کرنش فرود نمی ‌آورند. ما خواستار آزادی بی‌ درنگ رییس جمهور مادورو و رزمنده نخست، سیلیا فلورس هستیم.

این تاخت وتاز در بستر چالش‌های ژرف ساختاری سرمایه ‌داری در ایالات متحده و کشورهای غربی رخ می ‌دهد، بحرانی که طبقات حاکم کوشش در  برون رفت از آن با شدت بخشیدن به بهره‌ کشی، سرکوبگری و چنگ اندازی‌های بیرونی دارند. امپریالیزم، که توان پایندانی اسباب زندگی مناسب برای کارگران در کشورهای خود را ندارد، کوشش می ‌کند با تاراج منابع طبیعی دیگران، چپاول دارایی‌ های مردم و زیر فرمان درآوردن کشورهایی که خواهان استقلال و واپایش همگانی بن مایه ها خویش هستند، از آشفتگی خارج شود.

ونزویلا آماج تاخت و تاز قرار گرفته است زیرا سدی است در برابر سود سرمایه جهانی و از حق مردم خود برای تصمیم‌ گیری در باره آینده خویش و واپایش دارایی‌ های خود دفاع می‌ کند. تحریم‌ های جنایتکارانه، محاصره اقتصادی، تهدید علیه کوبا، کولمبیا، مکسیکو و گرینلند در رسانه ‌ها و کوشیدن برای کودتا، همه و همه ابزارهای یک استراتیژی طبقاتی هستند که خود خواسته توده‌های مردم، کارگران، زنان و تنگ ‌دست ترین بخش‌های جامعه را هدف قرار می ‌دهد.

ما با خشم و نفرت همدستی شرم‌ آور دولت ‌هایی که دنباله ‌رو سودجویی امپریالیست‌ها هستند و پیگیر و ناپیگیر در این دست ‌یازی‌ شرکت می ‌کنند، به نیازها و خواست طبقه کارگر خود خیانت کرده و شریک جرم رنجی می ‌شوند که بر مردم ونزویلا وارد شده است، محکوم می‌ کنیم.

ما به عنوان زنان فدراسیون جهانی اتحادیه‌ های کارگری و بخشی جدایی ‌ناپذیر از طبقه کارگر جهانی، پافشاری می‌ کنیم که مبارزه برای رهایی زنان از رزم با سرمایه ‌داری، امپریالیزم و هر گونه بهره ‌کشی و ستم جدایی‌ناپذیر است.

ما همبستگی  بی‌ کم و کاست، رزم ‌جویانه و جهانی خود را با زنان ونزویلا، جنبش کارگری و مردم ونزویلا که در برابر دراز دستی‌ های امپریالیستی ایستاده گی کرده و از ارزش‌های انسانی خود دفاع می‌کنند، ابراز می ‌داریم.

ما خواستار پایان بی‌ درنگ همه دخالت‌های امپریالیستی، پایان تحریم‌ ها و محاصره اقتصادی و احترام به حاکمیت ملی ونزویلا و اراده مردم اش هستیم. صلح و عدالت اجتماعی هرگز با تسلیم به‌ دست نمی‌ آید، بلکه تنها، پیامد رزم مشترک مردم در برابر سرمایه و امپریالیزم است.

کمیسیون زنان فدراسیون جهانی اتحادیه‌ های کارگری (WFTU) همچنان پیشتاز مبارزه طبقاتی، در برابر جنگ و امپریالیزم، برای دستیابی به‌ صلح، حاکمیت خلق‌ها و رهایی زنان خواهد بود.

دست‌ها از ونزویلا کوتاه!

آزادی بی ‌درنگ مادورو و سیلیا فلورس!

مرگ بر امپریالیزم و سرمایه!

مقابله با دولت‌های همدست و نوکر!

زنده باد مبارزه طبقاتی و همبستگی بین‌المللی خلق‌ها!

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۲۶ـ ‍ ۱۳۰۱          

Copyright ©bamdaad 2026