دیدگاه دیگران در باره انکشافات افغانستان :


روزنامه شرق چاپ تهران، در باره سفرغیرمنتظره وزیر دفاع امریکا به افغانستان می نویسد: با وجود عملیات ‌های خونین طالبان پس از پایان آتش‌ بس سه‌ روزه به مناسبت عید فطر، خوش ‌بینی‌ها درباره آغاز مذاکرات صلح در افغانستان بالا گرفته است. این خوش ‌بینی‌ ها با ابراز تمایل ایالات ‌متحده برای پیوستن به مذاکرات صلح و سفرغیرمنتظره روز گذشته جیمز متیس، وزیر دفاع امریکا، به افغانستان بیشتر تقویت شده است. هرچند برخی از تحلیل  گران این امیدها را واهی می‌خوانند و با اشاره به پیچیده گی جنگ داخلی طالبان و تضاد منافع کشورهای منطقه ‌ای و فرامنطقه ‌ای در افغانستان امکان دستیابی به صلحی پایدار را تقریبا غیرممکن می دانند. با ‌این‌همه شکی نیست که تحرکات دولت افغانستان و ایالات‌ متحده در این زمینه افزایش یافته است. 

روز گذشته وزیر دفاع امریکا در‌حالی ‌که برای سفری سه ‌روزه راهی چین بود، در سفری که به دلایل امنیتی از پیش اعلام‌ نشده بود، وارد کابل شد. متیس پیش از این سفر کوتاه و چند‌ ساعته در هواپیما به خبرنگاران گفت که بعد از ۱۷ سال جنگ، نشانه‌ هایی برای مذاکرات بین دولت و گروه طالبان دیده شده است. متیس در این سفر تاکید کرد که به اعتقاد او پیروزی همچنان در جنگ طولانی افغانستان امکان ‌پذیر است و اینکه برخی از شبه ‌نظامیان طالبان از آماده گی خود برای واردشدن به مذاکرات خبر داده ‌اند. به باور متیس هرچند طالبان آتش ‌بس سه ‌روزه را تمدید نکرد؛ اما ظاهرشدن نیروهای طالبان در کنار نیروهای دولتی در روزهای عید، خوش ‌بینی‌ ها را برای گفت ‌و گوهای سازنده میان دو طرف بیشتر کرد. وزیر دفاع امریکا ضمن تمجید از تلاش‌ های اشرف غنی، رییس ‌جمهوری افغانستان، برای برقراری صلح در این کشور گفت: « غنی نه ‌تنها برای حکومت افغانستان یک گام بلند خوب برداشته؛ بلکه این پیام صلح او در میان طالبان نیز شنیده شده است». متیس هدف خود را از این سفر چنین بیان کرد: « برنامه ‌ام این است که هم به ارزیابی حضور نظامی امریکا در افغانستان بپردازم؛  و هم شانس آشتی ملی طالبان و دولت افغانستان را بررسی کنم. ماه گذشته میلادی اشرف غنی، رییس‌ جمهوری افغانستان، پیشنهاد مذاکرات صلحی را با شبه ‌نظامیان طالبان بدون هیچ‌ گونه پیش‌ شرطی مطرح کرد. با این‌ حال این شبه ‌نظامیان گفتند که تنها حاضر به مذاکره با امریکا بر سر توافق صلح احتمالی هستند. امریکا نیز موضع اش این بوده که هرگونه مذاکراتی درباره صلح در افغانستان باید با رهبری و تحت مالکیت خود افغان ‌ها صورت بگیرد. وزیر دفاع امریکا نیز بر همین موضع در اظهاراتش تاکید کرده و گفت: ما می ‌خواهیم افغان‌ها رهبری این روند را بر عهده داشته و اساس این تلاش برای آشتی را به وجود بیاورند. یک روز پیش از سفر جیمز متیس به افغانستان، بوریس جانسون، وزیر امور خارجه بریتانیا، هم به این کشور سفر کرده و با مقامات عالی‌ رتبه افغانستان دیدار کرد. در این دیدار مذاکرات صلح و آتش ‌بس در کنار مبارزه با تروریزم محور اصلی گفت‌ و‌گوها بوده است. آن ‌طور که در بیانیه دفتر ریاست‌جمهوری افغانستان ذکر شده، وزیر خارجه بریتانیا در دیدارش با اشرف غنی، رییس‌ جمهوری افغانستان، از آتش‌ بس دولت افغانستان با طالبان و روند صلح به رهبری و مالکیت افغان‌ها حمایت همه‌ جانبه کرده است. وزیر خارجه بریتانیا همچنین از تمام کشورهای دارای نفوذ در افغانستان، به‌ ویژه همسایگانش، خواست که از نفوذشان در این لحظه حیاتی استفاده سازنده کنند. رییس‌ جمهوری افغانستان هم نقش بریتانیا در راستای مبارزه با تروریزم منطقه ‌ای و جهانی را مهم قلمداد کرد. در‌این ‌حال گزارش برخی رسانه‌ ها حاکی از آن است که احتمال دارد ارتش بریتانیا بیش ‌از ۴۴۰ نیروی نظامی دیگر را برای آموزش نیروهای دفاعی و امنیتی به افغانستان بفرستد.

ایتلاف به رهبری امریکا دنبال صلح و ثبات افغانستان نیست
اردشیر زارعی‌قنواتی

تحولات افغانستان در ۱۶ سال گذشته که به بهانه حملات تروریستی یازدهم سپتامبر به امریکا، تحت رهبری واشنگتن با تشکیل ایتلاف به اصطلاح ضد تروریستی حمله نظامی به افغانستان تحت حاکمیت طالبان انجام شد، تا امروز از یک سیکل کاملا مشخص و قابل پیش‌بینی تبعیت كرده است. حمله سال ۲۰۰۱  ترسایی به این کشور که در چند روز موجب سرنگونی حکومت بنیادگرای « طالبان » شد و تمام نیروی نظامی و شبه ‌نظامی این دولت نیابتی به راحتی فروپاشید، با استقرار یک رژیم دست ‌نشانده به رهبری « حامد کرزی » از طرف امریکا وارد فاز جدیدی شد. اما این واقعه نه تاریخ شروع تحولات خون ‌بار افغانستان است ، و نه نقطه پایان آن که بدون تردید یک حلقه از سناریویی بود که در استراتیژی کلان واشنگتن و ناتو برای منطقه جنوب غرب آسیا تدارک دیده شده بود و هنوز در چارچوب همان سیاست به بقای خود ادامه می ‌دهد. به نظر بسیاری ارتقای بنیادگرایی اسلامی به عنوان یک پدیده سیاسی در حوزه کلان سیاسی دقیقا تابع تحولات این کشور و مبارزه جهان سرمایه ‌داری با اردوگاه سوسیالیستی در چارچوب جنگ سرد و زمینه ‌سازی برای تضعیف و مقدمات فروپاشی شوروی انجام شد. سازماندهی، آموزش، تدارکات و تسلیح شبه‌ نظامیان جهادی افغان ـ عرب با کمک امریکا و همسایه گان برای سرنگون ‌کردن دولت سیکولار دکتر « نجیب‌الله » که می ‌رفت افغانستان را به سمت توسعه هدایت کند، آغاز فاجعه‌ ای بود که تا امروز ادامه داشته و هیچ چشم‌ اندازی هم برای پایان آن دیده نمی‌ شود.
تحلیل تحولات افغانستان را هرگز نباید به صورت مصداقی و بر اساس رخدادهای موردی انجام  داد چون در این جغرافیا بسیاری از عوامل فراملی و منافع هژمون‌های جهانی برای سامان ‌دادن به وضعیت ژیوپولیتیک منطقه ‌ای و فراتر از آن ایجاد پایگاهی برای اخلال در مناسبات سه ضلع غیرهمسو (چین ـ روسیه ـ ایران) با سیاست ‌های کلان امریکا و ناتو، نقش اصلی را بازی می ‌کنند. به همین دلیل هم حکومت به اصطلاح وحدت ملی « اشرف غنی – عبدالله عبدالله » و هم مخالفان مسلح در قالب طالبان و گروه ‌های تروریستی « القاعده » و « داعش » همه گی نیروهای نیابتی قدرت‌های خارجی هستند که هیچ نسبتی با منافع ملت افغانستان ندارند. در کنار ساختار به ‌شدت فاسد و دستگاه ملوک‌ الطوایفی، رهبران جهادی به ‌شدت قدرتمند که هر کدام برای خود حوزه نفوذ و منطقه ویژه حکمرانی تعیین کرده‌اند، بستر رشد بی‌ثباتی، ناامنی و موقعیت یارگیری  برای گروه‌ های تروریست را فراهم کرده‌ اند.
دو رخداد در چند هفته اخیر به خوبی می ‌تواند وضعیت کنونی و روند تحولات افغانستان را به تصویر بکشد. از یک طرف با موافقت قدرت‌های خارجی حاضر در صحنه افغانستان به مناسبت جشن ‌های عید فطر یک آتش ‌بس سه‌ روزه بین دولت و طالبان برقرار شد که متعاقب آن ده‌ها هزار نیروی جهادی با خیال راحت و امنیت مطلق وارد شهرهای مهم کشور از جمله کابل پایتخت شدند و با عینک دودی جلوی دوربین‌ها با نیروهای نظامی و بعضی از مردم عکس سلفی هم گرفتند و بخش زیادی از آنان حتا بعد از سرآمدن مهلت سه ‌روزه از کابل بیرون نرفتند و هنوز هیچ خبری مبنی بر دستگیری یا کنترول سازماندهی ‌شده آنان از طرف هیچ نهاد یا بنگاه خبری مخابره نشده است. همچنین در شرایطی که این کشور حداقل در شهرها توسط انواع نیروهای نظامی داخلی و خارجی کنترول می ‌شود، در همان فرجه سه ‌روزه آتش ‌بس در ولایت « ننگرهار» در گردهمایی مقامات دولتی و رهبران طالبان با انفجار بمب این بار توسط گروه داعش بیش از 43 نفر از هر دو طرف کشته و صد نفر هم زخمی می‌ شوند. این قدرت ‌نمایی داعش در جایی که قاعد تا باید توسط نیروهای امنیتی افغانستان و نظامیان ایتلاف به‌ شدت محافظت می ‌شد، نشان می ‌دهد که هم چنین امنیتی اعمال نشده و هم گفته ژنرال «جان نیکلسون»  فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان مبنی بر اینکه « داعش در پی ایجاد خلافت اسلامی با مرکزیت شهر جلال‌آباد بود اما به طور تدریجی به کوه‌ های دور دست جنوب ننگرهار عقب رانده شد »، مبتنی بر واقعیت نیست. چنانچه به گفته نهادهای مستقل، شبه ‌نظامیان گروه داعش که بعد از تارومارشدن در میدان‌ های نبرد سوریه بخش بزرگی از آنان توسط  دست‌ های خارجی به عنوان یک کارت بازی به افغانستان منتقل شده‌‌اند، هم‌ اکنون در ولایت‌های شمالی و همچنین ولسوالی « اچین » ننگرهار و ولایت هم‌جوار آن « لغمان» حضور جدی دارند. از طرف دیگر درست در همین مقطع زمانی بنا بر گزارش دولت افغانستان و تایید گروه « طالبان پاکستان » با حمله هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی « مولانا فضل‌الله » رهبر این گروه کشته شد و قبل از آن نیز دو رهبر پیشین طالبان پاکستان « بیت‌الله محسود » در سال ۲۰۰۹ و « حکیم‌الله محسود » در سال ۲۰۱۳ به همین شیوه کشته شده بودند. حالا این سوال وجود دارد که با وجود سیستم اطلاعاتی و نظامی امریکا که به راحتی می ‌تواند رهبران ارشد طالبان پاکستان را شکار کند، چرا در منطقه ‌ای که کاملا تحت حاکمیت آنان است، تروریست‌های طالبان و داعش این‌چنین جولان می‌دهند. واقعیت اما به گونه  ‌ای نیست که معمولا گفته می‌شود چرا که در استراتیژی منطقه‌ ای امریکا دستیابی به ثبات در افغانستان نافی اصل منافع تعریف ‌شده آنان است و واشنگتن به بهانه همین بی‌ثباتی و جنگ ‌های پایان ‌ناپذیر، توجیه‌ گر حضور نیروهای نظامی خود در افغانستان بوده است. مردم افغانستان نیز که در چارچوب ساختار حاکم و مخالفان مسلح تروریست آن هیچ منافع مشترک و همسویی را با خود احساس نمی ‌کنند، با توجه به ضعف نیروهای قدرتمند ملی متاسفانه در شرایط کنونی فقط عددهایی برای قربانی ‌شدن در این بازی فاجعه ‌بار داخلی و منافع ژیوپولیتیک خارجی هستند. در چارچوب وضعیت کنونی تحت هیچ شرایطی افغانستان به ثبات و آرامش نمی ‌رسد چرا که واشنگتن حتی به معامله حول کیک قدرت بین تکنوکرات ‌های فاسد، جهادیون جنگ ‌سالار و بنیادگرایان طالبان هم رضایت نمی ‌دهد و برای همین داعش را به عنوان « ضلع سوم » فاجعه برای استمرار وضع موجود وارد شطرنج سیاسی ـ امنیتی افغانستان کرده است.

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۱۸ـ ۳۰۰۶

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

 

آیا طرح امریکا می ‌تواند به صلح در منطقه منجر شود؟

سفر اخیر مقامات امریکایی  به شرقمیانه با هدف ایجاد حمایت برای طرح صلح فلسطین- اسراییل  بود که هنوز اعلام نشده و بیشتر بخش‌های آن محرمانه باقی مانده است. ‌جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ و مشاور ارشد او که سال گذشته وظیفه احیای روند صلح متوقف ‌شده به او محول شد و جیسون گرینبلات، فرستاده صلح امریکا در شرقمیانه روز سه‌ شنبه در آغاز سفر منطقه‌ ای که شامل سفر به مصر، عربستان ‌سعودی، قطر و اسراییل  هم می ‌شود، وارد اردن شدند. با این حال، سکوت دولت ایالات ‌متحده درباره طرح اش و ارایه‌ ندادن هیچ ‌ گونه جزییاتی موجب طرح سوال ‌‌هایی شده مبنی بر اینکه منظور ترامپ از معامله قرن چیست. معین ربانی، تحلیلگر مسایل شرقمیانه به الجزیره گفت: « برای من باور این مساله سخت است که طرح پیشنهادی آنها در بیش از یک سال گذشته در حال پیشرفت بوده در حالی که هیچ چیز قابل ‌توجهی  درباره آن افشا نشده است ». به گفته  ربانی:  « به بیان دیگر، اصلا طرحی در کار نیست».


سیاست اسراییل  در قبال صلح
بیش از دو دهه مذاکره بین اسراییل  و فلسطین در سال ۲۰۱۴  ترسایی ازهم پاشید. دولت‌های قبلی ایالات‌ متحده  امریکا بر طرح صلحی نظارت می‌ کردند که مبنای آن راه‌ حل دو دولتی بود و کشور فلسطین را بر پایه مرز چهارم جون ۱۹۶۷  و با پایتختی اورشلیم به رسمیت می ‌شناخت. پس از تصمیم ایالات ‌متحده برای به ‌رسمیت‌شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسراییل  که در تاریخ  دسامبر ۲۰۱۷ ترسایی  و با زیرپاگذاشتن آن دست توافق‌ نامه‌ های بین ‌المللی رقم خورد که این شهر را سرزمینی اشغالی می ‌خواندند، تشکیلات خودگردان فلسطینی اعلام کرد که واشنگتن فاقد صلاحیت میانجی گری است. در نتیجه فلسطینی ‌ها مذاکرات خود با دولت ترامپ را کنار گذاشتند. علاوه بر این، ارتباطات شخصی و مالی کوشنر و گرینبلات با اسراییل ( از جمله ربط آنها با اهدای مبالغ هنگفتی برای شهرک ‌سازی ‌های غیرقانونی در مناطق اشغالی ) موجب شد تشکیلات خودگردان فلسطینی پیش ‌دستانه طرح صلح را رد کنند. ربانی در این زمینه می ‌گوید: « با نگاهی به کمپین کاهش بودجه آژانس امداد و اقدام سازمان ملل متحد برای آواره گان فلسطینی و به‌ رسمیت‌ شناختن حاکمیت اسراییل  بر اورشلیم، متوجه می ‌شویم که رویکرد کنونی ایالات‌ متحده  در واقع اجرا کردن سیاست اسراییل  در قبال فلسطین است و شاید بعدها روزی طرحی ارائه دهد که به ‌دنبال رسمی‌شدن این دستاوردها باشد».
نقش رهبران کشورهای عربی چیست؟
ملک عبد الله  دوم، پادشاه اردن و عبدالفتاح السیسی، رییس‌ جمهوری مصر در کنار محمد بن ‌سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، هر کدام در ملاقات ‌های جداگانه خود با کوشنر و گرینبلات بر حمایت خود از پایان بن ‌بست روند صلح  و همکاری بیشتر با ایالات‌ متحده تاکید کردند. همچنین آنها درباره نیاز به تسهیل کمک ‌های بشردوستانه به نوار غزه که اقتصاد آن به خاطر محاصره اسراییل  و مصر ویران شده، به توافقی جمعی رسیدند. هفته گذشته روزنامه اسراییلی هاآرتص گزارش داد که ایالات ‌متحده امریکا می‌کوشد کشورهای حاشیه خلیج  را متقاعد کند یک میلیارد دلار در نوار غزه با هدف آرام‌ کردن اوضاع امنیتی این منطقه و نوسازی، سرمایه گذاری کنند. اما اورشلیم همچنان مهم ‌ترین بحث در درگیری‌های چند دهه ‌ای فلسطین و اسراییل  است. ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن دردیدار با آنگلا میرکل صدراعظم المان گفته بود: « بدون ایجاد کشوری مستقل برای مردم فلسطین با پایتختی اورشلیم، رسیدن به صلح در منطقه ما غیرممکن است». این صحبت ‌های پادشاه اردن چند روز بعد از دیدار او با بنیامین نتانیاهو، نخست ‌وزیر اسراییل  مطرح شد که روز دوشنبه برای سفری کوتاه به عمان، پایتخت اردن، سفر کرده بود. با این حال در سایه انتقال سفارت ایالات ‌متحده  امریکا از تل‌آویو به اورشلیم و دست‌کشیدن ترامپ از تعهد دو دهه‌ای کشورش به تشکیل کشوری فلسطینی درکنار اسراییل ، به نظر نمی ‌رسد راه‌ حل  دو کشوری مورد حمایت جامعه جهانی  دیگر چارچوب مورد تمایل واشنگتن برای توافق صلحی دایمی باشد. هم ‌زمان، گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه ایالات‌ متحده امریکا پیشنهاد داده شهر ابودیس  واقع در حومه کرانه باختری به عنوان پایتخت فلسطینی‌ها باشد، پیشنهادی که خشم بیشتر فلسطینی‌ها را به دنبال داشت.


اختلاف بر سر طرح
گرچه جزییات طرح به ‌اصطلاح « معامله قرن » هنوز منتشر نشده اما تا اکنون این ‌طور به نظر می ‌آید که این طرح راه‌ حلی عملی برای اشغال اسراییل  ارایه نمی‌ کند. مرون رپوپورت، خبرنگار مستقل اسراییل ، به الجزیره گفت: « در حالی که تقریبا این اطمینان وجود دارد که همه طیف‌های سیاسی فلسطینی این معامله را رد می ‌کنند، این سوال وجود دارد که آیا اصلا اسراییل  با آن موافقت می‌کند؟ ».

او می ‌گوید: « گرچه به نظر می‌ رسد معامله به‌ شدت در حمایت از اسراییل  است اما اکثریت اعضای کابینه اسراییل  از جمله نفتالی بنت، وزیر آموزش کاملا مخالف تشکیل یک کشور فلسطینی هستند. شاید تنها راه قبولاندن این مساله، به ‌رسمیت‌ شناختن اسراییل  از سوی عربستان سعودی و داشتن رابطه رسمی با این رژیم در عوض یک دولت موقت فلسطینی باشد»./ش

 

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۳/ ۱۸ـ ۲۹۰۶

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

در حاشیه رخداد های منطقه :

تاثیر پیروزی ایتلاف «سائرون» بر روابط عراق و روسیه

 

نتایج انتخابات پارلمانی ۱۲ می‌ در عراق از لحاظ تاثیر آن بر روابط روسیه و عراق به دقت توسط مسکو رصد و ارزیابی می‌ شود. سرگیی لاوروف، وزیرخارجه روسیه، با ابراز امیدواری برای روی ‌کارآمدن یک دولت مقتدر و کارآمد، از این انتخابات به‌عنوان « لحظه‌ ای سرنوشت ‌ساز در مسیر این کشور به سوی ثبات» یاد کرده است. در بیانیه‌ ای رسمی بر تداوم همکاری عراق و روسیه تاکید شده بود. درشرایطی که مسکو از نتایج انتخابات استقبال کرده است، باید دید که جریان صدر و متعاقبا دولت آتی عراق چه مسیری را در قبال مسکو در پیش می‌ گیرد.
درنگاه اول، به نظر ایتلاف سائرونِ مقتدی صدر که بیش ترین کرسی را به خود اختصاص داد، از هیچ ارتباط مستحکمی با مسکو برخوردار نیست. با این‌ حال، این به آن معنا نیست که مسکو تنها نظاره‌ گر تشکیل دولت جدید عراق خواهد ماند. بیانیه  صدر درخصوص لزوم ایجاد پیوندهای عملی با دیگر بازیگران در عرصه سیاسی عراق حاکی از آن است که این روحانی شیعه بانفوذ در صورت تشکیل دولت، به احتمال زیاد رویکردی مشابه را در سیاست خارجی در پیش خواهد گرفت. اگر این مساله درست باشد، فرصت مناسبی برای مسکو ایجاد شده تا نه‌ تنها سطح فعلی  روابط خود با بغداد را حفظ کند بلکه سطح این روابط و همکاری‌ها را گسترش نیز دهد.
مشکل صدر و ایتلاف او به نظر به شماری از عوامل به‌هم‌ وابسته‌ ای مربوط می‌ شود که می تواند بر اولویت‌های سیاست خارجی دولت آتی تاثیر بگذارد. اول از همه، ایتلاف سائرون نتوانست اکثریت  قاطع و لازم برای پیشبرد دستور کار خود را به دست آورد. این امر صدر را به سمت آشتی با دیگر نیروها و متعاقبا ایتلاف با آنها سوق داده است. دوم اینکه خود سائرون نیز ایتلافی یکدست نیست. این تنوع آرایش نیروها کمک کرده تا آرای بیشتری در سبد این ایتلاف قراربگیرد اما همین تنوع می‌ تواند ایتلاف را با مشکلاتی نیز مواجه کند. نیروهای بانفوذ در این ایتلاف که از آن جمله می ‌توان به حزب کمونیست عراق اشاره کرد، ممکن است در میان خود بر سر تمامی مسایل اتفاق نظر نداشته باشند و این مساله می‌ تواند با خط کلی ایتلاف در تضاد قرار گیرد. سوم اینکه، هرگاه یک فرد مقتدر درسیاست عراق ظهور می ‌کند، دیگر بازیگران سیاسی درصدد محدود کردن قابلیت‌های او برمی‌آیند و صدرباید به این قضیه توجه داشته باشد. دربحث سیاست خارجی عراق، این به معنای حفظ کردن چند جانبه ‌گرایی در قبال قدرت‌های منطقه‌ ای و جهانی در آن واحد است.
این اشتباه است که فکر کنیم چپ ‌گرا ها در ایتلاف صدرمی ‌توانند بیشترین نقش را درتعمیق روابط روسیه وعراق داشته باشند. مهم ‌ترین عامل و عنصر دراینجا از نظر روسیه، حضور نیروهای سیکولار در این ایتلاف است که می‌ تواند تأثیر مثبتی بر سیاست داخلی عراق بگذارد. برای عراقی‌ها، فارغ از دیدگاه سیاسی‌ شان، داشتن مسکو در این چند جانبه‌گرایی، مفید و سودمند است. از این گذشته، روسیه در بحث همکاری فنی و نظامی از نظر بخش زیادی از عراقی‌ها می ‌تواند شریک مطمین و سودمندی برای بغداد باشد. ابراهیم الجعفری، رییس دفتر صدر، در ۱۵ می‌ در گفت ‌وگو با خبرگزاری «آر‌ای‌ای» روسیه از تلاش برای افزایش توانمندی‌های دفاعی عراق و مجریان قانون در برابر تهدیدات داخلی و خارجی سخن گفته بود. هرچند او تاکید کرده بود که به هیچ کشوری اجازه دخالت در مسایل داخلی عراق را نمی ‌دهد.
البته دیدگاه‌ها و سوابق صدر نشان می ‌دهد که او را نمی‌ توان  لقمه‌ ای راحت برای روسیه دانست. با این‌حال عمل ‌گرایی و عقلانیت او می ‌تواند بهترین نتیجه را در روابط روسیه و عراق رقم بزند. حکیم الزمیلی، رییس کمیته  دفاع و امنیت پارلمان که ارتباط نزدیکی با جریان صدر دارد، در جریان جنگ با داعش، از نقش روسیه در مبارزه علیه داعش قدردانی کرد. او در ادامه نیز با انتشار بیانیه‌ ای بر حق عراق برای برخورداری از سامانه دفاعی اس۴۰۰ به منظور دفاع از حریم هوایی و زمینی این کشور تاکید کرد. هرچند تحویل سامانه اس۴۰۰ به عراق در ادامه توسط حیدر منصور هادی، سفیر عراق در روسیه تکذیب شد، اما مطرح‌ شدن همین اظهارات نیز می ‌تواند زمینه را برای نزدیکی میان مسکو و بغداد فراهم كند. از دیگر سو، نباید فراموش کرد که سابقه جریان صدر در مبارزه با اشغالگری امریکا، می ‌تواند زمینه را برای افزایش روابط  بغداد با مسکو به عنوان رقیب اصلی واشنگتن در منطقه فراهم كند.
از دیگر سو، روسیه و عراق علاوه بر سطح قابل ‌توجه تعامل  دوجانبه از دیدگاهی مشترک درقبال مسایل منطقه ‌ای برخوردارند. هرچند انتصاب‌ های جدید در هر دو شورمی ‌تواند بر روند روابط نهادی دو کشور تاثیر بگذارد اما به نظر نمی ‌رسد که تغییری ماهوی در روابط  دو کشور ایجاد کند. علاوه بر این، شرکت‌های انرژی روسی از جمله گازپرام نفت و لوک ‌اویل همچنان به کار روی غنی ‌ترین منابع نفتی عراق ادامه خواهند داد؛ امری که از سوی بغداد مثبت ارزیابی می ‌شود. با این اوصاف، به نظر نمی ‌رسد دولت جدیدی که درعراق به سر کار می ‌آید، بخواهد خرید تجهیزات نظامی از مسکو، همکاری برای توسعه میادین نفتی و اجرای پروژه‌های بازسازی به کمک روسیه را متوقف کند./ش

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۱۸ـ ۰۹۰۶

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

 

 

صلاح‌ الدین دمیرتاش و انتخابات سراسری ترکیه

 

روزی که رجب‌ طیب اردوغان، رییس‌ جمهوری ترکیه ، اعلام کرد انتخابات سراسری حدودا یک سال زودتر و در ۲۴ جون ۲۰۱۸ برگزار  ، انتظار بردی سهل ‌الوصول را برای خودش و حزب عدالت و توسعه داشت، اما شرایط این روزها بر وفق مراد مرد  یکه ‌تاز عرصه سیاست ترکیه پیش نمی ‌رود. اردوغان با برقراری وضعیت اضطراری بی ‌وقفه در ترکیه پس از کودتای ناکام سال ۲۰۱۶ ترسایی و همه ‌پرسی بر سر تغییر نظام پارلمانی ترکیه به ریاست‌ جمهوری گمان می ‌کرد می ‌تواند بدون چالشی جدی در انتخابات آتی  پیروز شود، اما روح تازه‌ای که در جان احزاب اپوزیسیون دمیده ‌شده، در کنار وضعیت اقتصادی نابسامان این کشور و دلزده گی گروهی از ترک‌ ها از دیدن چهره یک فرد در راس قدرت، چالشی را پیش ‌روی اردوغان قرار داده که کمتر کسی انتظار آن را داشت. 

بی ‌شک محرم اینچه، کاندیدای حزب جمهوری‌ خواه خلق، اصلی ‌ترین و قوی‌ ترین رقیب اردوغان در انتخابات هفته آینده است، اما برخی ناظران بر این باورند که نتیجه  انتخابات سراسری روز یکشنبه ترکیه تاحدودی می‌ تواند به صلاح ‌الدین دمیرتاش، سیاست ‌مدار برجسته دربندی وابسته باشد که نامزد حزب حامی کردها در ترکیه است و بر آرای مناطق گسترده کردنشین جنوب ‌شرقی ترکیه تاثیری شگرف دارد. 

دمیرتاش که از سال ۲۰۱۶ ترسایی باه اتهام ارتباط با گروه ‌های تروریستی در زندان به سر می ‌برد، نیروی محرک حزب حامی کردهای « دموکراتیک خلق‌ ها » است که توانست با رهبری او برای اولین‌بار ۱۰ درصد آرای لازم برای ورود به پارلمان را به‌ دست آورد. از زمان محبوس ‌شدن تقریبا هیچ  رسانه رسمی اخبار مرتبط با دمیرتاش و حزب او را پوشش نداده است، اما او از طریق شبکه‌ های اجتماعی، همکارانش در حزب و همسرش که مرتبا او را در زندان ادرنه در نزدیکی مرز یونان و بلغاریا  ملاقات می ‌کند، پیام اش را به گوش بیرون می ‌رساند.
حالا او که از زندان به‌ عنوان نامزد انتخابات ریاست ‌جمهوری ترکیه شرکت کرده، برای اولین ‌بار در ۲۰ ماه گذشته در یکی از شبکه‌ های تلویزیونی ترکیه ظاهر شده است. پس از آنکه بسیاری از ناظران شبکه تلویزیون دولتی ترکیه  را به‌خاطر پوشش انحصاری اخبار و سخنرانی‌های اردوغان  و نادیده‌ گرفتن دیگر نامزدهای انتخابات ترکیه مورد انتقاد قرار دادند، یکشنبه‌ شب تلویزیون دولتی تی ‌آر‌تی سخنرانی انتخاباتی دمیرتاش را از زندان پخش کرد. هم ‌زمان با پخش سخنرانی او‌ هزاران نفر در گردهمایی حزب دموکراتیک خلق‌ ها در استانبول از صفحه‌ نمایش‌ های غول‌ پیکر سخنرانی او را تماشا و تشویق اش کردند.
صلاح‌الدین دمیرتاش در سخنرانی ۱۰ دقیقه ‌ای خود از رای ‌دهنده گان ترکیه‌ خواست که به رژیم تک‌ نفره رجب‌ طیب اردوغان در این کشور پایان دهند. او با  « ستوه‌ آور» خواندن شرایط کنونی ترکیه هشدار داد که « بخش واقعا ترسناک فیلم هنوز شروع نشده است».
این نطق در زندان ادرنه و پس از آن ضبط شد که مقامات ترکیه درخواست دمیرتاش برای سفر به دفتر مرکزی شبکه تلویزیونی تی ‌آرتی در انقره  را رد کردند. دمیرتاش ۴۵ ساله در این پیام ضبط ‌شده گفت: « تنها دلیل بودن من در اینجا این است که حزب عدالت و توسعه از من می ‌ترسد».  طبق قانون ترکیه هرکدام از نامزدهای انتخابات می‌ توانند ۲۰ دقیقه سخنرانی انتخاباتی در شبکه‌ تلویزیونی دولتی ترکیه داشته باشند. دمیرتاش جوان که از سوی حزب دموکراتیک خلق‌ها برای به‌چالش‌کشیدن اردوغان در انتخابات سراسری ۲۴ جون انتخاب شده و اغلب از او به‌ عنوان « اوبامای کُرد » یاد می‌ کنند، به اتهامات مرتبط با تروریزم در ۲۰ ماه گذشته در بند بوده است، اما ازآنجایی ‌که در هیچ‌ کدام از جرایم محکوم نشده، توانست در انتخابات نامزد شود.  دمیرتاش گفت رای مثبت به اردوغان و حزب حاکم به معنای آن است که «سرنوشت ۸۱‌ میلیون نفر در دستان یک شخص قرار می ‌گیرد ». او هشدار داد که اگر رییس‌ جمهوری کنونی ترکیه  در انتخابات پیروز شود، دیگر هیچ نهادی قدرت نظارت یا محدود کردن او را نخواهد داشت.  او به رای ‌دهنده گان ترکیه گفت که آنها با رای خود تصمیم می ‌گیرند که حامی آزادی باشند یا نه: «شکی ندارم که شما طرف آزادی‌ خواهید ایستاد... ما کشورمان را از لبه پرتگاه بیرون خواهیم کشید». دمیرتاش با تأکید بر اینکه به ‌زودی از همه اتهامات تبریه خواهد شد، گفت او تنها قربانی « بی‌ قانونی» نبوده است: « شما در زنده گی روزمره ‌تان قربانی این سرکوب هستید» .  رهبر دربند حزب دموکراتیک خلق‌ها در صورت محکوم ‌شدن با خطر ۱۴۲ سال زندان مواجه است.
دولت انقره با سرکوب حزب دمیرتاش مدعی است که ارتباطاتی میان او و حزب کارگران کردستان (پ ‌ک‌ ک) وجود دارد که از نظر ترکیه گروهی تروریستی است. حزب دموکراتیک خلق ‌ها کردهای ترکیه مشارکت در هرگونه فعالیت غیرقانونی را رد کرده و می ‌گوید هدف از سرکوب تحت ‌فشارگذاشتن اپوزیسیون ترکیه است. ۹ نفر از نماینده گان پارلمان ترکیه و قریب به چهارهزار و ۷۰۰ مقام حزبی و فعال هم‌ اکنون زندانی هستند. این سرکوب ‌ها به دنبال شکست روند صلح با پ‌ ک ‌ک در تابستان ۲۰۱۵ ترسایی رخ داد. حزب عدالت و توسعه که ابتکار عمل صلح را در دست گرفته بود، در این سال به‌ طور یک ‌طرفه مذاکرات صلح را ترک کرد.  حالا رهبر حزب دموکراتیک خلق های ترکیه می ‌گوید رای مثبت به او به‌ عنوان  رییس‌ جمهوری  و حضور حزبش درپارلمان به معنای ارایه فرصتی به صلح است. او تاکید کرد: فراموش نکنید، همه‌ چیز با شما تغییر می ‌کند. من از مردم می ‌خواهم تا رای بدهند و از صندوق‌ های رای حفاظت کنند. دور بعدی سخنرانی‌ها یک روز پیش از انتخابات خواهد بود. انتخابات که یک سال به جلو افتاده است، نظامی ریاستی برای ترکیه  به همراه  دارد. براساس سیستم جدید حکومت ‌داری، پست نخست ‌وزیری حذف می ‌شود  و رییس‌ جمهوری مجاز به  انتصاب  وزیران، صدور فرمان، تهیه  بودجه و تصمیم ‌گیری درباره مسایل امنیتی است. پوشش خبری کارزارهای انتخاباتی به‌ نفع اردوغان است و شبکه ‌های اصلی تلویزیون ترکیه هر روز سخنان او را پخش می ‌کنند. مخالفان او خصوصا دمیرتاش درزندان، برای شنیده ‌شدن صدایشان تقلا می‌ کنند.  همزمان با سخنرانی دمیرتاش، حزب دموکراتیک خلق‌ ها مانیتوری بزرگ در شهر کردنشین  دیاربکر نصب کرد و صدها نفر در این شهر برای دیدن این سخنرانی در این مکان جمع شدند. یکی از حامیان دمیرتاش در گفت ‌و‌گو با سایت خبری « نشنال » گفت تحت ‌تاثیر سخنرانی دمیرتاش قرار گرفته است: « دلمان برای او تنگ شده. امیدوارم خدا دری به روی او باز کند و او آزاد شود». یکی دیگر از حامیان او می ‌گوید: « اپوزیسیون ترکیه  فقط یک نامزد دارد و او صلاح ‌الدین دمیرتاش است. او امید ماست».
چندین نظرسنجی اخیرا نشان داده‌ اند که حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان احتمالا اکثریت پارلمانی  خود را در انتخابات ۲۴ جون از دست خواهد داد، امری که توانایی اردوغان برای اعمال قدرت اجرایی ‌اش را دشوار می ‌کند. طبق نظرسنجی ‌ها محبوبیت حزب دموکراتیک خلق‌ها در ترکیه ۱۰ درصد است؛ درحالی‌که در میان مناطق کردنشین جنوب شرقی ترکیه محبوبیتی چشمگیر دارد. اما اگر حزب دموکراتیک خلق‌ها نتواند ۱۰ درصد آرای لازم برای ورود به پارلمان ترکیه را کسب کند، کرسی‌های این حزب احتمالا در اختیار حزب عدالت و توسعه قرار می ‌گیرد و این حزب می ‌تواند اکثریت پارلمانی را بار دیگر از آن خود کند.  بعد از فروپاشی روند صلح در سال ۲۰۱۵ ترسایی ، مناطق کردنشین جنوب شرقی ترکیه یکی از شدید ترین درگیری‌ها را از زمان آغاز درگیری در سال ۱۹۸۴ ترسایی  تجربه کرد. انتخابات این هفته همزمان با وضعیت اضطراری برگزار می‌ شود و همین شرایط به دولت اجازه می ‌دهد که اقدامات امنیتی سفت و سخت خود را توجیه کند، اقداماتی که مثل همیشه  در مناطق کردنشین بیش تر ازهر نقطه دیگری در ترکیه اعمال می ‌شود./شرق

 

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۱۸ـ ۲۰۰۶

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

یک سناریو برای تشدید بحران دیپلوماتیک

 

زارعی ‌قنواتی

 تقابل سیاسی، امنیتی، اقتصادی و تبلیغاتی جهان غرب علیه روسیه در سال ‌های اخیر به اوج خود رسیده است و حتا ابعاد آن در سال‌ های اخیر در بعضی زمینه‌ ها از دوران جنگ سرد هم فراتر رفته است. در پرونده‌های سقوط هواپیمای مالزیایی « ام‌اچ۱۷» در ۱۷ جولای ۲۰۱۴  ترسایی در آسمان شرق اوکرایین، انتخابات ریاست ‌جمهوری سال ۲۰۱۶ امریکا، قضیه مسمومیت  سرگیی اسکریپال، مامور سابق سازمان اطلاعات ارتش روسیه  و جاسوس بریتانیا در شهر سالزبری و به‌ تازه گی سناریوی قتل ساخته گی ارکدی بابچنکو، روزنامه ‌نگار مخالف دولت روسیه در اوکرایین، به‌ خوبی می ‌توان این جنگ سیاسی ـ تبلیغاتی را مشاهده کرد. در‌این‌ میان اما موضوعی که تقریبا بسیاری از باورهای متداول دراین ‌باره را به هم ریخت، افشای سناریوی قتل ساخته گی ارکادی بابچنکو،  در اپارتمانی در شهر کیف،  در ۳۰ ماه می ‌بود که پس از ۲۴ ساعت که همه مقامات سیاسی، امنیتی و اطلاعاتی اوکرایین درپی صحنه‌ سازی از یک قتل دروغین افکارعمومی جهانی و محافل سیاسی و حتا نهادهای مرتبط با حقوق روزنامه‌ نگاران را به‌ صورت رسمی علیه مسکو به  صحنه آوردند، به ناگهان خبرنگار مقتول «زنده» شد و در کنار مقامات بالارتبه امنیتی و اطلاعاتی اوکرایینی در کنفرانس مطبوعاتی شرکت کرد. در این کنفرانس مطبوعاتی، تمام آن توجیهاتی که از طرف ارکادی و مقامات رسمی اوکرایین ارایه شد، نه ‌تنها از ماهیت این اقدام ساخته گی چیزی کم نکرد که حتا بر خشم نهادهای حقوق‌ بشری، جامعه بین‌المللی روزنامه‌ نگاران و مقامات اتحادیه اروپایی نیز افزود؛ چراکه از یک طرف با همدستی یک خبرنگار با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، افکار عمومی جهان فریب داده شده بود و اعتبار جامعه مطبوعاتی، به ‌ویژه بعد از واکنش اعتراضی این نهادها در محکومیت مسکو، در مظان بی‌ اعتباری قرارگرفته بود و از طرفی دیگر جهان سیاست و افکار عمومی بین ‌المللی با افشای این سناریو که با بازیگری مسببان آن دیگر نیازی به حدس و گمان درباره مهندسی خبر و تزویر حوزه سیاست نبود، بسیاری از باورهای گذشته و اعتماد به اطلاعات ارایه‌ شده به کلی مخدوش شد. نکته مهم در‌این ‌میان توجیهات بسیار سطحی و دور از کار حرفه ‌ای اطلاعاتی- امنیتی است که ارشد ترین مقامات نهادهای اوکرایینی درباره این قتل ساخته گی در کنفرانس مطبوعاتی ارایه داده ‌اند، درحالی ‌که برای خنثی ‌کردن یک ترور هیچ نیازی به اجرای چنین سناریویی لازم نبود. به گزارش بنگاه‌ های خبری بین‌المللی، « سازمان خبرنگاران بدون مرز» که قتل ارکدی بابچنکو را یک جنایت « نفرت ‌بار» توصیف کرده بود، در پی اعلام زنده‌ بودن او، صحنه‌ سازی مسوولان اوکرایینی را نیز « تأسف‌  آور» خواند. همچنین « فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌ نگاران» نیز این اقدام اوکرایین را «غیرقابل ‌قبول» توصیف کرد و با انتشار بیانیه ‌ای «به‌ صحنه ‌آوردن قتل یک روزنامه ‌نگار را ناپذیرفتنی»  خواند. اتحادیه اروپا نیز در پی اعلام خبر قتل ارکدی بابچنکو، با انتشار بیانیه‌ ای خواستار انجام سریع « تحقیقی شفاف برای سپردن مسوولان این جنایت به دادگستری» شده بود و به‌ دنبال فاش‌ شدن صحنه‌ سازی‌ بودن این ماجرا، خواستار دریافت جزییات بیشتر در این زمینه شد.

آنچه امروز در حوزه تاثیر نهاد های اطلاعاتی و پروپاگاندای خبری درباره یک جنگ پنهان سیاسی-تبلیغاتی علیه روسیه می‌ گذرد و به استناد آن نیز بسیاری تحریم‌ های اقتصادی و دیپلوماتیک علیه این کشور اعمال شده، همه گی تنها در چارچوب گزارش‌های اطلاعاتی و اراده سیاسی بوده است. در هیچ‌ کدام از پرونده‌های موجود تا اکنون مستندات پرونده به دادگاه ملی و بین‌المللی معتبر احاله نشده است و فقط همه گی در استناد به گزارش ‌های اطلاعاتی یا کمیته‌ های تحقیقاتی یک ‌جانبه بررسی شده است. اما مورد قتل ساخته گی ارکدی بابچنکو مثل یک مایده آسمانی امروز به کمک روسیه آمده تا با زیر‌سوال ‌بردن تمام این گزارش‌ها و پرونده‌ ها خواستار تحقیقات مستقل، ارایه اطلاعات شفاف، سپردن مسوولیت به کمیته‌های تحقیق مشترک و رسیده گی به آنها در دادگاه‌ های بی ‌طرف بین‌المللی شود.

سناریویی که در اوکرایین برای بد نام ‌کردن همسایه شرقی و احتمالا به‌ راه ‌انداختن یک موج تنبیه بین المللی مثل پرونده کاملا مشکوک اسکریپال دربریتانیا شد، امروز با اشتباه محاسبه بزرگ مقامات اوکرایینی، موجب محکومیت کیف و حتا شکستن باورعمومی درباره دیگر پرونده‌ های علیه روسیه شده است. بدون تردید بخش بزرگی از عصبانیت مقامات اروپایی از همتایان اوکرایینی خود نیز به‌ دلیل همین بی ‌اعتبارشدن موج تبلیغاتی و پرونده ‌سازی ‌های خاصی است که در پشت آن اهداف سیاسی و ژیوپولیتیک دنبال می ‌شود و امروز تا حدودی تاثیر خود را از دست داده است. از آنجا که موضوع اوکرایین از سال ۲۰۱۴ ترسایی بزرگ‌ ترین مشکل در روابط بین روسیه و اتحادیه اروپا بوده، با افشای این سناریوی ساخته گی دیگر در بین افکار عمومی و حتا بسیاری از سیاست ‌مداران اروپایی حساسیت خود را از دست می ‌دهد و کسی به اطلاعاتی که از کیف می‌ رسد، اعتماد نخواهد کرد. همین موضوع می ‌تواند کمک کند تا جنگ سردی که هم ‌اکنون بین مسکو و بروسل رقم خورده است، تا حدودی فروکش کند و در شرایطی که روابط اتحادیه اروپایی با امریکا، به‌ عنوان اصلی ‌ترین حامی دولت ملی ‌گرای اوکرایین که بنا به دلایل عدیده دچار اخلال شده است، تشدید و راه برای نزدیکی بیشتر اروپا و روسیه باز شود.

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۴/ ۱۸ـ ۰۶۰۶

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018