امریکا- پاکستان:

امتحان از طریق خط لوله

 

رسانه‌های امریکایی گزارش دادند که درصورت همکاری پاکستان با ایران، ممنوعیت انتقال پول از طریق بانک های ایالات متحده و قطع شدن کمک‌های نظامی امریکایی، اسلام آباد را تهدید می کند.

 

مناسبات دشوار واشنگتن و اسلام آباد دو باره دستخوش امتحان جدیدی شده اند.متحد راهبردی با وجود نارضایتی امریکا به ساخت بخش پاکستانی خط لوله گازرسانی ایران- پاکستان پرداخت.قراراست این خط لوله در آخر 2014 راه اندازی شود.

خانم « ویکتوریا  نولاند» نماینده وزارت خارجه امریکا گفت که عملیات پاکستان شامل قانون امریکایی در باره تحریم ایران است. رسانه‌های امریکایی گزارش دادند که در صورت همکاری پاکستان با ایران، ممنوعیت انتقال پول از طریق بانک های ایالات متحده و قطع شدن کمک‌های نظامی امریکایی، اسلام آباد را تهدید می کند.اما  ماکسیم مینایف پژوهشگربنیاد پیشرفت جامعه مدنی، بر این باور است که کاخ سفید به این اقدام تن در نخواهد داد.  وی چنین گفت: « در شرایط ادامه کارزار نظامی در افغانستان بعید است که واشنگتن میزان کمک‌های نظامی به پاکستان را کاهش دهد.و اما در باره مناسبات کلی دو کشور باید گفت که عامل پروژه خط لوله گازرسانی واشنگتن را راحت نمی کند.ولی یک نکته دیگر وجود دارد: منظور این است که چه کسانی در کاخ سفید امور پاکستانی را سرپرستی می کنند.آنها «جان کری» وزیر امور خارجه است که در دور اول ریاست جمهوری «اوباما» به مسایل مربوط به گسترش حمایت از اسلام آباد اشتغال داشت و «جوزف بایدن» معاون رییس جمهور هستند.فکر می‌کنم این بازیگران برای کاهش هر چه بیشتر ضررها حاصله از پروژه پاکستان – ایران برای کاخ سفید امکانات اضافی فراهم خواهند آورد. »

تحقق بخشیدن به‌ سناریوی ای با هدف اعمال تحریمات شدید ضد پاکستانی نتیجه معکوسی به بار خواهد آورد.اگر امریکا به کاهش همکاری‌های سیاسی- نظامی خود با اسلام آباد دست بزند روابط پاکستان با چین گسترده‌تر شده و در نتیجه نفوذ پکن در منطقه افزایش خواهد یافت که به نفع امریکا نیست.

به نظر می‌رسد ،شانس مناسب عقیم گذاشتن ساخت خط لوله گازرسانی در ماه می است هنگامی برپایی انتخابات همگانی در پاکستان. به به باور پژوهشگر روس ، اگر نواز شریف  نخست وزیر پیشین و مسلم لیگ وی پیروز شود، وی می‌تواند خط مشی سیاست خارجی اسلام آباد را عوض کند.   مینایف می گوید : « این مسیر کلاسیک رفتار همه احزاب سیاسی مخالف پس از روی کار آمدن است.آن وقت خط هواخواهی پاکستان از امریکا می‌تواند بیشتر واقعگرا شود و در این زمینه هیچ بعید نیست که پروژه پاکستان – ایران منحل و برچیده شود.»

امریکا به پاکستان پروژه های دیگری پیشنهاد کرده بود. در صورتی که اسلام آباد از پیشبرد طرح ایرانی صرف نظر کند.مثلا تحویل نیروی برق از طریق خاک افغانستان بوسیله خطوط ناقل برق و ساخت ترمینال دریایی جهت تحویل گرفتن گاز مایع. عربستان سعودی نیز گونه‌ای از بسته مزایا ارایه کرده بود.با همه این‌ها خانم «حنا ربانی کهر» وزیر خارجه پاکستان در می سال گذشته اظهار داشت که پاکستان زیر بار فشارها از خارج نرفته و خط لوله گازرسانی ساخته خواهد شد.

 

 

تجلیل سازمان ملل از هوگو چاوز

 




به گزارش رادیو بین‌المللی چین، بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد و ووک جرمیچ رییس شصت و هفتمین مجمع عمومی سازمان ملل، روز چهارشنبه سیزدهم مارچ  بصورت جداگانه در نشست مجمع عمومی سازمان در سخنرانی، همدردی و تسلیت خود را نسبت به درگذشت هوگو چاوز رییس جمهوری ونزویلا ابراز کرده و قدردانی خود را از وی به دلیل تلاش برای بهبود زنده گی گروه های آسیب پذیر و نقش او درتوسعه یکسان سازی قاره آمریکای لاتین اعلام کردند.
بان کی مون در سخنرانی خود اعلام کرد که چاوز به عنوان رهبر یک کشور، تغییراتی را برای کشورخود، مناطق اطراف و جهان به همراه داشت. سازمان ملل به راه چاوز در یکسان سازی و توسعه مناطق آمریکای لاتین ادامه می‌دهد.
جرمیچ نیز درسخنرانی خود تصریح کرد: چاوز در دوره ریاست خود برای دستیابی به عدالت اجتماعی و بهبود زندگی مردم ونزویلا به ویژه زندگی گروه‌های آسیب پذیر تلاش بسیاری کرد.
وی چاوز را هدایت کننده حق حاکمیت ونزویلا و پشتیبان رونق سازمان ملل خواند.

خروش موج جدید جنبش دموکراتیک زنان افغانستان

 

 

 


 

نوشته : داکتر شفیقه رزمنده

 

شرایط جدید زنده گی انبوهی از وظایف و چالش های جدید و نا آشنا را در برابر جنبش زنان افغانستان مطرح ساخته است. رسیدن به اماج های جدید ، پرداختن به اجرای وظایف مطروحه ، جستجوی راهبردهای برون رفت از چالش های موجود و عبوراز بحران درکشور ، بویژه دگرگونی وضعیت دشوار زنان، همسویی اندیشه و اتحادعمل همه زنان ترقی پسند ، داد خواه و دموکرات را به حیث یک نیاز عینی بیش از هر وقت دیگر مطرح میسازد.در واقع سنگ پایه های حرکت جدیدی را در جنبش ما بنیان می گذارد؛ که به آغاز خروش موج جدیدی درجنبش دموکراتیک زنان افغانستان انجامیده است. مشخصه عمده این زاده جدید را استقلالیت ، عدم وابسته گی سیاسی ، وسعت دامنه و ابعاد اثرگذاری آن تشکیل میدهد.این جوانه جدید، حرکت مستقل جنبش مستقل زنان افغانستان است که از یکسو خصلتاً جزجنبش جهانی زنان بوده  و از طرف دیگر متحد طبیعی همه نیروهای صلحدوست ، داد خواه و ترقی پسند و در یک کلمه جز متشکله جامعه مدنی ما بحساب می آید.

جنبش ما که بر اساس سنگ پایه های فکری ، اهداف و پیشرفت عمیق و سطحی خود شبیه جنبش زنان دنیاست، ولی راه های متفاوتی را عبور کرده است که همراه با موانع ، چالش های سنگین و دشواری های بزرگ بوده است ولی  درس عمده این بوده است که رسیدن به برابری حقوق زنان با مردان  یک پروسه دشوار است و تحقق آن در یک روند تاریخی ، فرهنگی وحفظ سنن پسندیده ما ، مبانی اخلاقی ، تقوا ، شرف و نجابت در یک کلمه حفظ هویت اصیل زن افغانستان و مبارزه برای اعاده حقوق آنها به حیث هموند برابر با مرد در جامعه میسرشده میتواند.

اصل ارزشمند دیگری که زنان افغان تجربه کرده اند، اینست که مبارزه در برابر مناسبات مرد سالارانه  به معنی مبارزه علیه مرد و یا استقرار نظام زن سالاری نیست. بلکه مبارزه برای رهایی جامعه بشری کلاً از مناسبات اسارت بار و تفکر برتری جویی است. مبارزه برای آن است تا برتری جنسی جای خود را به برابری درهمه زمینه ها بدهد و پایه های اخلاقی و فرهنگی آن روی احترام به ارزش های فردی و انسانی بنا یابد.آن طوریکه زنان به حیث همسران نیک وبد نه ، بلکه همکاران متساوی الحقوق که برای ساختن دنیایی مرفه ، آزاد و انکشاف یافته مشارکت میورزند ، عرض اندام  نماید.

سمیای زن افغان در طی مراحل مختلف تاریخ کشورما درخشنده  است که اکثراً حضورآنان انفرادی بوده است. حرکت دوره امانیه آغاز پرداختن به مساله زنان است ولی چون زنان خود در آن فعالانه سهم نداشتند مانند همه ندابیرمترقی آنزمان ناکام شد و برعلاوه این مساله بحیث وسیله ابزاری برای سرکوب نهضت آنزمان بکار گرفته شد.

نقطه آغاز در جنبش زنان افغانستان ، آغاز مبارزات متشکل  آنان در سالهای هفتاد است. این آغاز بزرگ به رهبری بانوی فرهیخته و دلیر افغان، شخصیت برجسته سیاسی کشوردوکتورس اناهیتا راتب زاد و یاران شان  بیشتر یک حرکت سیاسی بود و این پدیده زاده شرایط خاص آن زمان جامعه ما بود. در شرایط بیداد مناسبات پدرسالارانه ،عقب مانده گی ، رسوم و عنعنات عقب گرا ، تنها درهمکاری با نیروهای ترقیخواه و تجدد پسند میتوانست این زاده  ارزشمند را قابلیت زنده گی بخشید.  در این پروسه که زنان خود به پیمانه وسیعی درآن اشتراک ورزیدند ، نتایج باروری وثمر بخشی آن را درمثال دستاورد های دهه هشتاد میتوان به وضاحت دید. فقط چند رقم در این مورد:

در سالهای هشتاد 55 درصد شاغلین عرصه های سواد آموزی و تعلیم و تربیه ، حدود 40 درصد عرصه های خدمات صحی و بیشتر از 30 در صد کارمندان  بانک ها را زنان تشکیل میدادند.یاد و خاطر آن زنانی که برای رسیدن به این دستاورد ها جانهای شرین خود را نثار کردند گرامی باد.

درس بزرگ این دوران اینست : آنجا که حل مساله زنان در سطح سیاست دولت مطرح میشود، آنجا که نظام خدمت گذار مردم است و زنان خود در تغیرسرنوشت و بهبود وضعیت خود به پیمانه وسیع و فعال سهم میگیرند ؛ تنها آنجا حرکت به سوی آزادی وبرابری حقوق زنان امکان پذیرمیگردد. آنچه در دوران حاکمیت فوندمنتالیست ها بر زنان گذشت در مقاله بعدی مطمیناً به تحلیل گرفته میشود.ولی درس های عمده از این دوران و آنچه که جنبش ما تجربه کرده است را میتوان چنین جمع بندی کرد:

ـ دموکراسی بمثابه یگانه بدیل و الترناتیف در برابر فوندمنتالیزم قبل ازهمه ایدال و نیاز زنان است.

ـ جنگ و عدم مصونیت ، سلاح سالاری و حضور مافیای مواد مخدره بیش از هرکس دیگر حقوق و آزادی های زنان را هدف میگیرد؛ و زنان اولین قربانیان این بدبختی ها اند.

ـ فوندمنتالیزم خشن ترین شکل مناسبات پدر سالاری و دشمن حقوق  و آزادی های زنان است.

ـ زنان اولین قربانیان عدم موجودیت حکومت قانون، ضعف اداره دولت، فساد اداری، عقب مانی، فقر، بیکاری و بیسوادی اند.

ـ چالش دیگری که تاثیر مستقیم خود را بالای وضعیت زنان گذاشته است، فروکشی نهضت ترقیخواهانه و دادخواهانه ، ضعف جامعه مدنی و قبل از همه فروکشی جنبش زنان و مبدل شدن آن به شیوه کار انجو در بین زنان است.

در اوضاع و احوال کنونی که قوای بیش از 48 کشور دنیا درافغانستان حضور دارند که هم پول میریزند و هم خون ، فرزندان خود را ، و گذشته از همه دفاع از حقوق بشر ی بخصوص زنان را شعار میدهند، وضع زنان افغان آنطوریکه انتظارمیرفت بهبود نیافت. بقول نیویارک تایمز که در مورد زن بیوه افغان با هشت فرزنداش مطلبی را نشر کرده و می نویسد که « او بالاخره اکنون آزاد است گدایی کند.»

چند رقم احصاییوی کوچک  به مثابه مثالهای عقب مانده گی کشور ما در حال حاضر:

از هر 5 طفل یکی آن نارسیده به سن 5 سالگی می میرد. 60 زن روزانه در اثر اختلات دوران بارداری می میرند.از هر 100 هزار زن  دو هزار آن در هنگام زایمان می میرند. سن متوسط زنده گی زنان 40 سال است.

زنده گی زنان مهاجر، دشواری های خانواده ها بخصوص جوانان ما بحث دیگریست ؛که باید در یک باب جداگانه به آن پرداخت.زیرا ترک اجباری وطن برای شمار زیادی از زنان و هم مردان افغان یک سفر جغرافیایی نه، بل سفر در زمان بوده است که به شوک فرهنگی و چالش های جدیدی انجامیده است. این باب گفتمان ویژه را ایجاد می کند که در اینده نتایج پژوهش دردست داشته خود را با هموطنان و زنان افغان شریک خواهم ساخت.

انکشافات اخیر، خروج ناتو ازافغانستان و مشارکت طالبان در نظام بعدی ، ما زنان را نگران ساخته است. برای حراست از دستاورد ها وارزش های دموکراتیک که زنان کشورما برای آن هزینه سنگینی در طی ده ها سال مبارزه خود پرداخته اند و جلوگیری ازبرگشت به عقب؛ به پشتیبانی وهمسویی همه نیروهای داد خواه و ترقی پسند نیاز داریم.به باور من تنها مبارزه شکیبا، باورمند ومتحدانه پیروزی آوراست. بلند کردن صدای دفاع از حق زنان افغان ، ندای آزادی و داد خواهیست. صدای دفاع از مظلومان و محرومان است که در گلو زمان خفه شده است.

چین بزرگترین واردکننده نفت جهان

 

چین بزرگترین وارد کننده نفت در جهان است. از نظر خرید نفت، کشور چین توانست از امریکا جلو بزند که از موضع برتر از اواسط سالهای 1970 ترسایی قرن گذشته برخوردار بود. پنج میلیون و 980 هزار بشکه نفت در شبانه روز ، بر اساس آخرین آمار ماه دسامبر حجم واردات نفت امریکا بوده است. چین در همین دوره زمانی، 6 میلیون و 120 هزار بشکه نفت وارد کرداست.علت اصلی چنین تغییراتی در واردات نفت امریکا با استخراج نفت  شیل1 در ارتباط است که در سالهای اخیر حجم آن افزایش یافته است. طی دهسال اخیر میزان استخراج آن 5 بار افزایش را نشان داده است. علاوه بر آن، مقامات امریکا موانع چندی در رابطه با استخراج معادن نفت « شیل» را لغو کردند.  ویکتور مارکوف تحلیلگر کمپنی « کاپیتال» در عرصه نفت و گاز در اینباره گفت: « امریکا بطور فعالی به استخراج معادن نفت شیل می پردازد که این معادن حجم مکمل نفت را برای امریکا تامین می کنند. به این دلیل، واردات نفت امریکا کاهش یافته است. واردات نفت چین به این لحاظ افزایش یافته است که اقتصاد کشور با آهنگ شدیدی درحال رشد است. اما تولید ناخالص ملی به شکل « دو رقمی» که چند سال پیش مشاهده می شد در حال رشد نیست. در سال جاری مقامات چین قصد دارند رشد تولید ناخالص ملی را در سطح 7,5 در صد نگه دارند. این امر برای افزایش سطح واردات نفت کافی خواهد بود که حجم آن از سال 2008 ترسایی دوبرابر شده است. به عنوان مقایسه باید گفت که در امریکا این شاخص در همان دوره زمانی کاهش یافته است.اما نباید گفت که امریکایی ها به حساب نفت شیل، واردات نفت را کاملاً متوقف خواهند کرد. فعلاً چین توانسته از لحاظ واردات نفت در ماه دسامبر از امریکا جلو بزند. اگر بنا به آمار سال 2012 ترسایی به قضاوت بپردازیم، امریکایی ها این طلای سیاه را بیش از چینی ها خریداری کردند. اما کارشناسان معتقدند که سال 2013 ترسایی حاوی تغییراتی در این عرصه خواهد بود. روسیه در سال جاری، حجم صادرات نفت به چین را تا 9 میلیون تن افزایش خواهد داد و حجم کل صادرات را به 24 میلیون تن در سال خواهد رساند. این توافق در دور نوبتی گفتگوی انرژی دو جانبه که اواخر ماه فبروری در پکن برگزار شد به امضا رسید. در عین حال، چین در افزایش تحویل نفت از روسیه ابراز ذینفعی می کند.

 

 

1ـ به نفت خام غیرمتعارفی که از شیل های نفتی به یاری انحلال حرارتی، پیرولیزو یا هیدروجن دهی استخراج می گردد نفت شیل (Shale Oil) یا نفت کروژن میگویند. واژه شیل نفتی یا Oil Shale به صخره رسوبی(Sedimentary Rock)   که شامل مواد جامد قیر مانندی است گفته میشود.به این صخره های رسوبی کروژن (Kerogen) هم میگویند. شیل نفتی به میزان کافی حاوی نفت است و میتواند بدون هیچ فرآیند اضافهای بسوزد. ( بامداد )

 

صدای روسیه

زنان افغانستان درمیان شکنجه وسنگسار

اثرات سیاست های ارتجاعی حاکم

 

 

 

نوشته : نسرین منصور

 

امسال هم مانند سالهای قبل، زنان میهن ما در شرایطی به پیشواز هشتم مارچ ، روز همبسته گی جهانی زن میروند که سیاست های زن ستیزانه ارتجاع حاکم در موجودیت جامعه جهانی نتنها بهبود نیافته ، بلکه در نبود حاکمیت قانون و فرمانراوایی تفنگ سالاران در کشورهنوز هم بیدادگری های گونه گون از نوع سنگباران ها، شکنجه ، تجاوز ، شلاق زنی ها، گوش بریدن ها ، سربریدن ها ، لت و کوب کردن ها ، خودسوزی ، ازدواج های جبری وزورگویی بر زنان افغان افزایش یافته است.

هشتم مارچ روز همبسته گی بین المللی زنان جهان ، روز پیمان بستن زنان برای تحقق بخشیدن آزادی ، عدالت اجتماعی ، دموکراسی ، برابری حقوق زنان و مردان ، روز توضیح و بیان درد و رنج و نابرابری های بیشمار اجتماعی و اقتصادی درسراسر جهان میباشد.بدین مناسبت جا دارد تا از درد ورنج زنان در بند کشورخودم که همواره جانهای شیرین شان قربانی جلادان واپسگرای حاکم ، قاتنلین سیاه کار و زن ستیز میگردد یاد کنم. وحشیگری های بیشمارو ستم جانکاه بر زن افغان هنوز ادامه داشته و بعضاً این جباران بخاطرایجاد ترس وتسلیم زن و مرد کشور این جنایات را تصویر برداری نموده واین جنایات شانرا بنشر میرسانند.بتازه گی جریان کلیپ ویدیویی زن و مردی که طالبان در شمال افغانستان در ماه اگست 2010 سنگباران کردند را مشاهده کردم. مراسم وحشیانه وغیر انسانی در فضای پراز گرد وخاک  با فریاد « الله اکبر » برای عبرت دیگران راه اندازی شده بود. برای آنها شکنجه کردن قبل از کشتار، شادی آفرین است.طالب ها برای کشتن و سنگسارعجله دارند و سنگساررا آخرین مرحله امتیازات خداوندی برای خود میشمارند.

سنگسار صدیقه و خیام با صحنه غم انگیزی شروع میشود.تن صدیقه را با چادری آبی رنگی پوشیدند و تا کمردر گودال فروبردند.مردم را درمیدان گرد هم آورده و آنها درگوشه وکنار ایستاده بودند. با صدور فتوا ملا، حکم سنگسار صادر میشود.مردم همراه با طالب ها زن را سنگسار می کنند . با پرتاب هرسنگی چادری صدیقه با بخون پاک اش رنگینتر میشود. زن بیچاره برای رهایی اش تلاش می ورزد ولی با پرتاب سنگ دیگر دوباره به زمین میخورد. طالب بی رحم زمانیکه متوجه میشود صدیقه هنوززنده است به او نزدیک شده و با شلیک مرمی این جوان نامراد را بکام مرگ فرو می برند.

پسترنوبت خیام عاشق صدیقه میرسد. وی را به میدان می آورند.در حالیکه دستها و چشم هایش را بسته اند به طور وحشیانه سنگساراش می کنند.با شلیک مرمی طالب مرد جوان نیز به گام مرگ فرو میرود و چراغ زنده گی اش خاموش میگردد.

چنین است پایان داستان زنده گی دو جوان عاشق درسرزمین زیرفرمان جنایت ، عشق ستیزی و انسان کشی .

برای لحظه ای چنین صحنه درد بار را در برابر چشمان زنده سازید.پیکربخون خفته آندو جوانی نامراد وعاشق را که گناه شان دوست داشتن و عشق ورزیدن به همدیگر بود و بس را در برابر دیده گان مجسم سازید. خود ، فرزندان  و یا انهایی را که دوست میدارید در چنین حالتی فرض نماید. حتما دنیا در برابرچشمان تان تاریک و نفس درگلوتان گیر می ماند. در جهانی قرار میگیرید که انسانیت در آن بی مفهوم وعشق در آن مرده است.

هر گاهی بخواهیم از شکنجه و خشونت در برابر زنان افغانستان مثالهایبیشتری را رده بندی و ارایه کنیم به کتاب  های بیشتری نیاز است تا این داستان های غم انگیز حاکم برسرنوشت زنان رنج دیده و زجر کشیده افغان را بیان کنیم.  نمی دانم چه وقت این جلادان و قاتلین خون آشام، دست از شکنجه و عذاب مردم ما بخصوص زنان سرزمین جنگ دیده ما می بردارند.؟ میدانم که ارتجاع حاکم بر سرنوشت مردم به جنایات غیر انسانی خود ادامه داده و با مشروعیت بخشیدن آن،از جانبداری همقطاران خویش برخوردار میگردند. دولت اسلامی افغانستان تا اکنون هیچگاهی در فکر دستگیری و محاکمه جنایتکاران نبوده و بعضاً برعکس کسانی که مرتکب اعمال خلاف قانون ، جرم و جنایت در برابر مردم میگردند را مورد مکافات نیز قرار میدهند.

به گونه مثال باشی حبیب یکی از قوماندان حزب اسلامی گلبدین که براساس گزارش نشرشده در بی بی سی

دختری را کفن پوشانیده وحکم هشتاد ضرب شلاق را منحیث حد شرعی بر وی واجب دانست.

کارنامه های دیگر باشی حبیب از زمان حاکمیت مجاهدین تا دوره فرمانروایی طالب ها، را آدم ربایی و زور گویی تشکیل میداد. زمانی که امریکایی ها به افغانستان آمدند همین شخص به اخذ درجات بلند نظامی مفتخرشد و با پیشینه ننگین اش که به باشنده گان ولسوالی جاغوری روشن است؛ مامور حفظ امنیت منطقه گردید و باز هم در مقام مجری با صدور احکام غیر انسانی، فرمان روایی اش را برمردم تحمیل می نماید.

زنان قهرمان و پیکارجوی افغانستان ،

کشور ما بار دیگر در شرایط حساس تاریخی  و تصمیمگیری قرار دارد. ( خروج قوای نظامی خارجی و انتخابات ریاست جمهوری ) بناً چالش ها و موانع بزرگی را در برابرهواداران جنبش آزادیبخش وترقیخواه کشورقرار می دهند. اساساً نیرو ای دموکراتیک مشترکا با جنبش های رهایی زن از قید ظلم ، استبداد، ارتجاع و بیعدالتی پیوند محکمی دارند.جا دارد تا از همه ای امکانات، بنفع دفاع از زحمتکشان، آزادی و عدالت اجتماعی و دفاع قاطع از حقوق برابر زن و مرد استفاده موثر و مطلوب نماییم. تا باشد همه ای مردم بخصوص زنان سرزمین جنگ دیده و ستم کشیده میهن ما از قید بیعدالتی ونابرابری های اجتماعی و اقتصادی از یکسو وستم جنسی و خشونت از سوی دیگر رهایی یافته به عدالت اجتماعی و آزادی دست یابند.

 

درود آتش به روان پاک زنان مبارز راه آزادی ، دموکراسی وعدالت اجتماعی میهن ما !

فرخنده باد هشتم مارچ روز مبارزه و همبسته گی رزمجویانه  زنان سراسر جهان !