در حاشیه رخدادهای منطقه :

انگیزه‌ها و اهداف امارات در روابط با پاکستان

فرزاد رمضانی بونش

پاکستان از اولین کشورهای دارای روابط دیپلوماتیک با امارات متحده عربی است. روابط امارات متحده عربی و پاکستان چشم ‌انداز همکاری گسترده درزمینه ‌های مختلف را نشان می ‌دهد. در این میان هرچند امارات عربی متحده، شامل ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، فجیره، راس‌الخیمه و ام‌القوین هرکدام در سیاست های داخلی روش و تصمیم گیری‌ های خاص خود را دارند و برنامه دقیقی برای تعیین سیاست خارجی کشور وجود ندارد، اما طبق سخنان مسوولان، سیاست خارجی امارات بر پایه دوستی و عدم‌ مداخله در امور سایر کشورها، اقتصاد آزاد و همزیستی مسالمت ‌آمیز و احترام به قواعد بین ‌المللی اعلام‌ شده است. در همین راستا نوشتار زیر به انگیزه‌ ها و اهداف امارات در روابط با پاکستان پرداخته است.

سیاسی و ژیوپولیتیک:

درواقع سیاست خارجی امارات در رابطه با پاکستان نیز بر پایه دوستی و عدم‌ مداخله در امور سایر کشورها، اقتصاد آزاد و همزیستی مسالمت ‌آمیز و احترام به قواعد بین‌ المللی اعلام ‌شده است. دراین‌ بین امارات متحده عربی به‌ عنوان یکی از ثروتمند ترین کشورهای خلیج‌ برای بدل به بازیگر مهم در خاورمیانه در چند سال گذشته بیش تر وارد حوزه منطقه ‌ای شده و کاهش تهدیدات و افزایش نقش منطقه‌ ای از ابعاد مهم روابط منطقه ‌ای امارات در روابط با پاکستان است. در همین راستا دیدارهای مقامات سیاسی بین دو کشور در سال‌ های گذشته افزایش ‌یافته و در سال گذشته شیخ خلیفه، هنگام دیدار با نواز شریف، نخست ‌وزیر پاکستان، روابط امارات و پاکستان را برجسته و درحال ‌توسعه  توصیف کرد و بر ضرورت همکاری دو طرف برای ادامه نقش خود درزمینه سود دوجانبه و تاکید بر تمایل امارات برای ادامه حمایت از مردم پاکستان تاکید کرد.

گذشته از این شناسایی طالبان از سوی امارات درگذشته، تبدیل ‌شدن دوبی به مقر مذاکراتی طالبان از پوتنسیال‌ های همکاری مشترکی برای امارات و پاکستان است، اما درحالی ‌که پاکستان همچنان تردید دارد که حمایت از گروه‌ های خشونت ‌آمیز را به‌ عنوان ابزار نفوذ منطقه ‌ای در نظر نگیرد. حمله سال گذشته در جنوری ۲۰۱۷ در قندهار و مرگ ۵ کارمند دیپلوماتیک امارات متحده عربی توسط طالبان افغان در شرایطی بود که افغانستان پاکستان را متهم کرد. این امر به ‌نوعی چالشی در اختلاف ‌نظر پاکستان با امارات تلقی می ‌گردد.

در بعد دیگری باوجود تلاش برای توسعه روابط سیاسی در حوزه‌ هایی اختلاف ‌نظرهایی بین دو کشور وجود دارد.

جنگ یمن و سپس بحران قطر چالشی در روابط امارات و پاکستان در سال‌های اخیر بوده و وضعیت روابط سیاسی پاکستان با امارات پس از خودداری پاکستان از اشتراک در اقدام نظامی علیه یمن رو به چالش گرایید و حتا گزارش‌هایی بیان ‌کننده نارضایتی امارات از مواضع سیاست خارجی پاکستان داشت و اماراتی‌ ها درخواست شفاهی سفارت پاکستان در ابوظبی برای تنظیم مکالمه تلفونی نخست‌ وزیر پاکستان با نخست ‌وزیر امارات را موکول به هماهنگی از طریق مجاری رسمی نموده‌ اند. در همین راستا انور قرقاش وزیر مشاور در امور خارجی امارات در پیامی پاکستان را متهم به بی‌ وفایی و تنها گذاشتن دوستان عرب نمود و تهدید به ‌تلافی کرد در همین راستا از مودی نخست ‌وزیر هند استقبال و قرارداد های سیاسی،‌ امنیتی و اقتصادی متعددی را با دشمن سنتی پاکستان امضا نمود و سپس به ‌عنوان میهمان ویژه در مراسم روز استقلال و رژه اردوی هند اشتراک نمود. در ادامه این نوع اختلاف ‌ها موضع میانه پاکستان در بحران بین عربستان و امارات با قطر، و حمایت قطر از جریانات اخوانی در منطقه و جماعت اسلامی پاکستان و همراهی با دولت ترکیه ناخشنودی اماراتی ‌ها را در پی داشته و ضربه ‌ای به روابط امارات و پاکستان وارد آورد.

در بعد ژیوپولیتیک نیز بندر گوادر بخشی از پروژه کمربند و جاده چین در سال ۲۰۱۳ ترسایی قرار است نقش مهمی در انتقال کالاها از چین به کشورهای خلیج و خاورمیانه منتقل بازی کند. اهمیت بندر، موقعیت استراتیژیک آن در جنوب غرب پاکستان، مشرف به دریای عرب در نزدیکی تنگه هرمز در حالی است که دبی با سرمایه‌ گذاری در زیرساخت ‌ها برای تبدیل ‌شدن به یکی از بزرگ ‌ترین مراکز جهانی برای تجارت، امور مالی و گردشگری حرکت می ‌کند و مسلماً گوادر را رقیبی برای خود می ‌بیند. لذا رقابتی بین امارات متحده عربی، هند و امریکا از یک ‌سو، چین، پاکستان، قطر و روسیه از سوی دیگر در این حوزه در میان است. بنابراین امارات برای مبارزه با طرح چینی پاکستان حساس است. این امر در شرایطی است که قصد سرمایه‌ گذاری قطر در بندر گوادر پاکستان نیز نفوذ استراتیژیک دبی در منطقه را تهدید می ‌کند. این نقطه بحرانی با جنگ اقتصادی خاموش بین پاکستان، چین ازیک ‌طرف و امریکا و امارات متحده عربی خواهد شد. در واقع گسترش بندرگوادر در پاکستان تاثیر منفی بر منافع امارات متحده عربی دارد و همین موضوع گاه سبب شده برخی مقام‌ های اماراتی چون خلفان رییس پولیس دبی در حمایت از بلوچستان مستقل مواضعی را اعلام کنند.

دفاعی نظامی:

پس از استقلال امارات سهم پاکستان در تکامل نهادهای کلیدی امارات مانند نیروهای مسلح، پولیس و.. مهم بوده و در دهه ۱۹۷۰ پاکستان با یک پروتوکول نظامی ماموران پاکستانی را برای آموزش و خدمت در نیروهای مسلح و پلیس این کشورها فعال کرد. درواقع ارتش پاکستان نقشی تاریخی در کمک به آموزش و تجهیز ارتش امارات متحده عربی، مانند آموزش خلبانان جنگنده نیروی هوایی امارات متحده عربی داشته و بسیاری از نظامیان پاکستان پس از بازنشسته گی، همکار یا مشاور امنیتی دولت امارات متحده عربی بوده‌اند. در این میان امارات به‌ عنوان کشوری با وسعت و جمعیت اندک، آسیب ‌پذیری‌ها و نقاط ضعف عمده‌ای دارد و این امر باعث همکاری‌ های ژیوپولیتیک و سیاسی امنیتی این کشور با قدرت ‌های بزرگ و منطقه ‌ای است. با این‌ حال، امارات در پی تعقیب اهداف و منافع در روابط خارجی خود در عرصه دفاعی و نظامی، به توسعه همکاری ‌ها و خرید های تسلیحاتی عمده‌ای برای افزایش سطح امنیت خود اقدام کرده است. در همین راستا از نگاه اماراتی ‌ها افزایش همکاری‌ های نظامی و دفاعی با پاکستان در حوزه‌ هایی چون افتتاح دانشکده افسری امارات متحده عربی در وزیرستان پاکستان، سرمایه‌ گذاری امارات متحده عربی در کارخانه مهمات ‌سازی پاکستان (بزرگ ‌ترین تولید کننده سلاح و تسلیحات نظامی این کشور) قراردادهای مشترک پاکستان و امارات برای اجرای  پروژه‌ های مشترک در راستای تولیدات نظامی و گسترش روابط دفاعی مدنظر بود است.

اقتصاد:

امارات به‌ عنوان یکی از مهم ‌ترین شرکای اقتصادی و تجاری پاکستان تبدیل ‌شده و تجارت بین دو کشور در سال‌ های اخیر به بیش از به ده میلیارد دلار رسید. هم‌ اکنون امارات یکی از بزرگ ‌ترین سرمایه‌ گذاران و از بزرگ‌ ترین سرمایه ‌گذاران در میان شورای همکاری خلیج‌ در پاکستان (GCC) است. شرکت ‌های چندملیتی در بخش‌ های مختلفی در پاکستان برای سرمایه ‌گذاری مستقیم خارجی و سرمایه ‌گذاری مشترک حضور دارند. امارات جزو چند سرمایه‌ گذار خارجی بزرگ در پاکستان است و ارزش این سرمایه‌ گذاری‌ها در حدود ۲۰ میلیارد دلار است.

در بعد دیگری از جمعیت حدود ۹ میلیون نفر امارت تنها یک ‌میلیون را اماراتی‌ های بومی تشکیل می ‌دهند و پاکستان از کشورهایی است که تعداد زیادی از شهروندانش (یا حدود ۴.۱ میلیون نفر) در امارات متحده عربی مشغول به کار هستند. مهاجران پاکستانی در امارات متحده عربی از طریق انتقال پول سالانه حدود میلیاردها دلار به پاکستان می‌ فرستند. در حال حاضر کار بیش از ۲۶ شرکت اماراتی در پاکستان، در بخش ‌های جدید برای توسعه اقتصادی، مبادلات تجاری و اقتصادی بین دو کشور حضور دارند و بیش از ۲۸ موافقت‌ نامه و یادداشت تفاهم شامل اجتناب از مالیات مضاعف و ارتقا و حفاظت از سرمایه‌ گذاری دوجانبه و.. وجود دارد. با این‌حال امارات متحده عربی هند را بیشتر از پاکستان مهم ‌تر می ‌داند و تفاوت اندازه بین دو همسایه آسیای جنوبی در مقایسه با ۶۰ میلیارد دلار در تجارت دوجانبه بین امارات متحده عربی و هند، حجم تجارت با پاکستان در سال ۲۰۱۵  ترسایی تنها ۷ میلیارد دلار است.

دیپلوماسی عمومی:

امارات در چشم ‌انداز ۲۰۲۱ خود را به‌ عنوان الگوی پیشرفت و توسعه در منطقه مطرح کرده است و کوشش می ‌کند خود را به‌ عنوان یکی از قدرت ‌های تاثیرگذار منطقه در عرصه بین‌المللی نشان دهد. در این راستا آن‌ ها برای نفوذ درافکار عمومی و تاثیرگذاری در دیپلوماسی عمومی از ابزارها و اقدامات مختلفی استفاده می ‌کند. در این میان ظهور سازمان‌های غیردولتی امدادرسان و خیریه امارات در سیاست خارجی (حدود ۶۰ موسسه چون موسسات خیریه موسسه « دبی لرعایه النساء والأطفال » و «موسسه محمد بن راشد آل مکتوم للأعمال الخیریه والإنسانیه) در سیاست‌ گذاری ها و قدرت نرم این کشور مدنظر است. این موسسات با توجه به مباحثی چون فرهنگی و آموزشی، پرداخت هزینه ‌های تحصیل، پرداخت بودجه برای برنامه‌ های فرهنگی امارات را به ‌عنوان یکی از الگوهای موفق توسعه در راستای اهدافی مانند کسب وجهه بین‌المللی، اثرگذاری منطقه ‌ای و گسترش اسلام صوفیانه، مرجع فصل نوین تمدن اسلامی معرفی می‌ کند. در همین راستا در جنوری ۲۰۱۱ ترسایی امارات به ‌منظور کمک به پاکستان، کاهش تاثیر سیل و بازسازی زیرساخت‌ها به اجرا گذاشته شد. در همین راستا نیز اخیراً امارات متحده عربی قرارداد های سرمایه‌ گذاری ۲۰۰ میلیون دلاری با پاکستان امضا کرد و در مرحله سوم سرمایه ‌گذاری امارات متحده عربی در پروژه‌ های مشترک با پاکستان کمک به مردم و تکمیل پروژه‌ های همگانی مدنظر قرار گرفت.

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۳/ ۱۸ـ ۲۸۰۵

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018

 

« فرانسه نافرمان » در مقابل رییس‌ جمهور « نیولیبرال »

 

اردشیر زارعی‌ قنواتی

پیروزی امانویل مکرون رییس‌ جمهوری جدید و رهبر حزب جدیدالتاسیس « به پیش »  در مقابل  مارین لوپن  رهبر حزب راست ‌افراطی « جبهه ملی » در واقع پیروزی « نیولیبرالیزم » بر « ملی ‌گرایی » در این کشور بود. در شرایطی که از یک طرف دو حزب سنتی میانه  چپ و راست «سوسیالیست» و «جمهوری‌ خواهان» با عدم استقبال توده‌های رای ‌دهنده، شکست سختی خوردند و چپ رادیکال نیز درتشتت تاریخی خود حتا در ایتلاف بخش اصلی آن تحت عنوان جنبش « فرانسه نافرمان » تنها با اختلاف چند درصد از رقابت نهایی بازماند، قابل پیش ‌بینی بود که اکثریت مردم و جریانات سیاسی فرانسه برای به‌ قدرت‌ نرسیدن راست‌ افراطی رای «سلبی » خود را به صندوق مکرون می ‌ریزند. 
این پیروزی که به‌ نوعی تداعی ‌گر پیروزی ژاک شیراک ، در مقابل  ژان ماری لوپن ، رهبر وقت جبهه ملی و پدر ماری در سال ۲۰۰۲ ترسایی  بود، بار دیگر نشان داد که جامعه فرانسه از هراس نسبت به پیروزی یک ملی‌ گرای تندرو بار دیگر به یک گزینه  نامطلوب اما در چارچوب « حفظ وضع موجود » رای داده است. اما شرایط  جدید نشان داد مکرون که از بطن حزب سوسیالیست برخاسته بود، حتا به اندازه شیراک محافظه‌ کار هم به مطالبات توده‌های مردم و طبقات اجتماعی نزدیک نیست و مصمم برای تجدید نظر در صورت‌ بندی متریال ـ سوسیال  جامعه فرانسه که میراث انقلاب کبیر فرانسه است، به نفع نیولیبرالیزم افسارگسیخته کنونی است. از همان ابتدای ورود مکرون به کاخ الیزه، او و کابینه به شدت نیولیبرال « ادوارد فلیپ » تمام تلاش خود را به کار گرفته‌ اند تا امتیازات حوزه « کار» میراث  دوران دولت رفاه درخصوص بهداشت، آموزش، قانون کار، مهاجرت و بازنشسته گی را به‌ نفع  حوزه « سرمایه » تغییر دهند. 
رییس‌ جمهوری فرانسه که با برنامه‌های نیولیبرالی خود تلاش می‌ کند بار دیگر رشد و شکوفایی را به اقتصاد فرانسه حتا به بهای خانه‌ خرابی و سقوط موقعیت اجتماعی  و اقتصادی نیروی کار به کشور بازگرداند، نه تنها در این راه موفق نبوده که حتا شاخص رفاه اجتماعی در فرانسه را هم به شدت پايین آورده است.

سیاست نیولیبرالی مکرون از همان ابتدا با مخالفت سرسختانه سندیکاهای کارگری، طبقات اجتماعی نابرخوردار و احزاب چپ رادیکال روبه ‌رو بوده است.  از هفته‌ها  قبل سندیکاهای کارگری در اعتراض به کاهش دستمزدها و حذف بعضی از حقوق خود در حوزه حمل ‌ونقل به صورت مرتب در اعتصاب و اعتراض به‌ سر می‌ برند و این ‌بار با مماشات و همدستی دو حزب اصلی کشور با رییس‌ جمهوری جدید، الترناتیف  سیاسی بدیل در دست چپ رادیکال « فرانسه نافرمان » به رهبری ملانشون ،  است که اگر در بحبوحه  دور دوم انتخابات ریاست ‌جمهوری حزب کمونیست فرانسه  و جناح چپ حزب سوسیالیست به رهبری بنوا آمون ، به تحریم این دور از انتخابات به درخواست ملانشون می ‌پیوستند، مکرون با یک رای ضعیف پیروز می ‌شد و جنبش تحریمی‌ها با حدود ۵۰ درصد از حایزان شرایط رای، یک سد بزرگ در مقابل گردش به راست مکرون ایجاد می ‌کردند. 
متاسفانه این دو جریان که در برنامه کاملا همسو با رهبر جنبش  چپ رادیکال بودند، با حضور در پای صندوق رای و انتخاب گزینه « بد » در مقابل « بدتر» در شرایطی که پیروزی مکرون قطعی بود، یک چک سفید امضا به او دادند و امروز باید هزینه‌ های سنگین آن را بپردازند. در هفته‌ها  و روزهای اخیر به دعوت سندیکا های کارگری و جنبش فرانسه نافرمان در کنار اعتراضات صنفی بارها جمعیت‌ های بزرگی از مخالفان با حضور در خیابان‌های بیشتر شهرهای فرانسه نارضایتی خود را از سیاست‌ های نیولیبرالی دولت مکرون نشان داده‌اند. 

شنبه گذشته مردم معترض فرانسه با فراخوان بیش از ۶۰ اتحادیه کارگری و صنفی، احزاب چپ و نهادهای مردم‌ گرا در اعتراض به سیاست ‌های نیولیبرالی امانویل مکرون به خیابان شهرهای فرانسه سرازیر شدند. بنا بر گفته برگزار‌کننده گان مراسم نزدیک به ۲۵۰ ‌هزار نفر در این تظاهرات اعتراضی شرکت ؛  و علیه سیاست‌های نیولیبرالی مکرون اعتراض كردند و ده‌ها نفر نیز توسط پولیس دستگیر شدند. اما به دلیل همان چک سفید امضایی که اکثریت مردم و جریانات سیاسی در انتخابات ریاست ‌جمهوری به مکرون دادند و متعاقب آن نیز در یک هیجان کاذب کاندیدای حزب جدید « به پیش » او را به صورت فله ‌ای روانه پارلمان کردند، امروز تنها اهرم قدرتمند برای بازدارنده گی علیه برنامه‌ های مکرون تنها در اعتراضات  خیابانی و اعتصابات کارگری خواهد بود. 
با توجه به ترکیب پارلمان و قدرت بالای رییس‌ جمهوری در ساختار سیاسی فرانسه در حوزه نهادهای حقوقی قدرت از جمله اکثریت نماینده گان حامی او در پارلمان هیچ عامل بازدارنده قانونی وجود ندارد. جناح چپ مخالف و سندیکاهای کارگری هم با اشراف به همین  واقعیت تمام تمرکز خود را بر اعتصاب و اعتراض توده‌ای قرار داده‌اند؛ درحالی‌که تا امروز مکرون نه تنها به مطالبات مشروع آنان پاسخ نداده که به کرات گفته مصمم به پیاده‌ کردن برنامه‌ های خود و اصلاح نظام حقوقی فرانسه است. در چنین وضعیتی که دوقطبی نهاد قدرت و نهاد مردم به مرحله عدم توافق و تضاد اساسی منافع می ‌رسد و امکان رسیدن به تعامل سلب می ‌شود، تنها تناسب قوای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موجود تعیین‌کننده نتیجه نهایی نبرد یا رقابت خواهد بود. فرانسه امروز در چنین شرایطی قرار دارد و به عکس دوره‌ های قبل رابطه معمول و تعدیل‌ گرایانه نهاد قدرت و نهاد مردم تا حدود زیادی مختل شده و به شدت آسیب دیده است. 
البته این افسارگسیخته گی برنامه‌ های نیولیبرالی دولت مکرون با توجه به شکست همه مدل‌ های آن در اتحادیه اروپا و حتا دیگر کشورهای جهان اگر به مرحله اجرایی هم برسد، نه تنها رشد و شکوفایی را برای فرانسه به ارمغان نمی ‌آورد که هم‌ زمان می ‌تواند تجربه اخیر ایتالیا را برای پیروزی جریانات سیاسی پوپولیست مهیا کند؛ چنانچه « روم » امروز در انتظار نخست ‌وزیری  جوزپه کنته * ،  کاندیدای جنبش « پنج ستاره » و حزب راست افراطی « لیگا نورد » برای تشکیل دولت ایتلافی است. سیاست ‌های نیولیبرالی امانویل مکرون  برای فرانسه امروز از آنجا که موجب سقوط  رفاه اجتماعی اکثریت طبقات مزدبگیر ( اقتصاد کینزی)  می ‌شود و نیولیبرالیزم اقتصادی نیز در سطح جهانی در سراشیب افول و شکست است، هیچ  چشم‌ اندازی برای موفقیت نخواهد داشت و تنها گسست و شکاف ‌های اجتماعی و سیاسی را افزایش می ‌دهد.

*امروز رییس جمهور ایتالیا بر اثر فشار پشت پرده رهبران   شمال اروپا  نامزدی جوزپه کنته را پس گرفت. ( بامداد )

 

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۱۸ـ ۲۸۰۵

 یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 Copyright ©bamdaad 2018

 

وضع درکشور

 

ولی محمد
بحران عمیق نظامی وسیاسی دامنگیر کشور گردیده است .جنگ در ولایات شدت کسب کرده ابتکار عمل بدست مخالفین مسلح دولت است ، انها پلان جنگی میسازند وبه سرعت به حملات پرداخته دولت را غافلگیر می نمایند مانند حمله دستجمعی بر شهر فراه که باتجمع طالبان از چندین ولایت همجوار و تنظیم قطارهای انتقالاتی صورت گرفت. اما دولت وقوای خارجی مستقر درافغانستان با داشتن وسایل تخنیکی کشفی و استخباراتی و ادعای وجود جواسیس شان در میان جنگنده های مخالف جزیی ترین حرکت ضد تجمعات و انتقالات مخالفین را اجرا نکرد ند یعنی میگذارند دشمن داخل شهرها شود، خوب بجنگد، ویران کندوبکشد بعد با هباهوی آماده گی وارسال قوت های علاوه گی به محل جنگ، مطبوعات واذهان مردم را مصروف نگهمیدارند .

اینکه چه تعداد جوانان قوای مسلح ومردم عام کشته مبشوند ، دارایی بخور ونمیر مردم در اتش جنگ میسوزد دستگاهی بنام دولت برای حل کامپلکسی جنگ و پیامد  آن اقدامی بعمل نمی آورد. ولسوالی ها سقوط میکند میگویند دوباره گرفته شد ، به شهرها حمله میشود میگویند عقب زده شد ،انفجارات و حملات تروریستی عالمی از وحشت وخون بر پا میکند میگویند پلان این عمل در ورای سرحدات طرح ریزی شده بود. پس دستگاه عریض وطویل دولت وارگان های آن با هزاران مشاور وکارمند و سخنگو وغیره در دفع و طرد اعمال دشمن چه نقشی باید داشته باشد؟

امکانات ادعا شده وسیعی که دولت تبلیغ میکند چرا بر طبق یک پلان منظم تعرضی و تدافعی بکار انداخته نمی شود تا حملات دشمن خنثی گردیده تلفات جانی ومالی به حد اقل تقرب نماید .
این جنگ جنگ ساده نیست عوامل وابعاد معلوم ونامعلوم آن سخت پیچیده وگونه گون میباشد، انچه در عمق این جنگ چندین ساله نهفته است بیشتر نزد مراجع استخباراتی بخصوص امریکا در پلان طویل المدت حضورنظامی شان دراین خطه پیچ خورده است.
در کتاب« جنگ اشباح » افشا می شود که وقتی گیری شرون نماینده cia و مسوول برای جهاد افغانستان در اوایل سپتمبر سال ۱۹۹۶ ترسایی با احمد شاه مسعود درکابل ملاقات کرد به مسعود گفت : «  من اینجا آمده ام تا روابط را بار دیگر از سربگیریم. امریکا بار دیگر به افغانستان علاقمند شده است ، ممکن در ظرف یکی دو سال ما به اینجا برگردیم ...»

 بعدها مسعود درملا قاتی با افسران سی.ای.ای. در فرانسه « به آواز اهسته گفت امریکا باید کاری بکند ورنه مقاومت در برابر طالبان سقوط خواهد کرد. امریکایی ها به او گفتند به تلاش های شانرا دراین راه ادامه خواهند داد. » همان بود که امریکا پلان حمله به افغانستان را عملی ساخت وکار تا امضای قرارد داد اسارت بار امنیتی و تاسیس پایگا ه های نظامی رسید.

امریکا عامل اصلی عدم استقرار اوضاع درکشوراست زیرا بر دوام صلاحیت و قدرت زورمندان شرکت کننده درکنفرانس بن و عدم تن دهی شان در از دست دادن امتیازات و صلاحیت های آنها موافقت کرد. سهم موجود شان درقدرت باعث تداوم بی ثباتی درکشور میباشد.
جنگ تریاک در تداوم حالات جاری فوق العاده اثرگذار است. مداخلات همسایگان در تشدید اختلافات محلی، قومی و ملی واثرگذاری بر برخی نیروهای جنگی هردو طرف ، پارلمان ، دستگاه حکومت و جامعه به ا صطلاح مدنی و مطبوعات قلمی، صوتی وتصویری بسیار نیرومند است انها با پلانهای بد شان تخم نفاق و بی اعتمادی رامیان مردم وکارمندان دولت پاش میدهند.
کار درجهت تجرید مبلغین مغرض مذهبی و شدت تبلیعات جنگی توسط ایشان با ناتوانی جدی مواجه است .جنگ جویان قبلی جهادی و قوماندان های محلی به پروسه های صلح آمیز واشتغال وساختمان کشورجلب نشده صلاحیت های جنگی شان کمافی السابق تهدید کننده اوضاع تا سرحد اخطار بدولت مبباشد.
نقش نیروهای مافیایی در دولت منجمله قوای مسلح بر بی ثباتی اوضاع به نفع خود شان بیشتر از گذشته بالا رفته است.اگر یک مهره ای ازین خاینین بی جا شود فریاد وغوغای شان با شعارهای گونه گون محلی، قومی وملیتی فضای جامعه را مغشوش و بحرانی میسازد. سیاستهای غلط وتعصب الود حاکمیت که درعمق عاری از اغراض تشنج زایی و بحران آفرینی نیست اعتماد مردم ومتحدین دولت را بطورجدی آسیب پذیر ساخته است.
نبود یک سیاست سنجیده شده مستقل و باثبات در برابرسیاست های تخریبی همسایگان مغرض و عدم جراات طرح صریح در جنگ  دو سره نیروهای امریکایی (هم جنگ ظاهری وهم کمک باطنی با تروریستان) چنان فضای سردرگم کننده ایجاد کرده است که کسی حقیقت وضع موجود را آنطوری که باید درک کند نمی کند.
مجموعه عوامل ذکر شده به گرد وغبارگمراه کننده در وضع جاری کشورباعث شده است که  دشمن ابتکار عمل را بدست داشته باشد وبا ضربات پیهم برتلفات دولتی افزایش دهد.این جنگ با همه ابعاد صریح ونامعلوم ان ادامه یافته فرزندان وطن قربانی آن میشوند.
جنگ نیابتی در افغانستان زخم ناسوریست که بدون بک اجماع ملی افغان ها و موضعگیری صریح وموثرجهانی در برابر مراکز پرورش تروریست ها خاتمه نمی یابد.
سیاست های پوششی جنگ سال به سال تغیر داده می شود گاهی کفر واسلام، باری اختلافات مذهبی و اکنون تشدید بی سابقه تبلیغات مخالف وحدت ملیت ها و اقوام ساکن درکشورتوسط چند فرد متعصب ومعلوم الحال وابسته به بیگانه عمدآ و قصدآ اذهان جوانان را از برادری وهمبسته گی بسوی تفرقه و خصومت استقامت میدهد.
بحران نظامی- سیاسی واقتصادی موریانه ایست که رژیم را در پرتگاه نابودی میرساند تا پلان گذاران جنگ نیرنگ دیگری رابرای تداوم بحران روی دست گیرند .

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۱۸ـ ۱۸۰۵

 

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

 Copyright ©bamdaad 2018

 

ترقی خواهان اسراییل خواستارمجازات عاملین جنایت در برابر فلسطینی ها شدند

 

دکتر اسد محسن زاده

رخدادهای روان در شرق میانه ، به ویژه درسرزمینهای اشغالی که شنیدنش رنجش زا و دیدنش دردباراست ، درهفته های گذشته یکبار دیگر چهره غیرانسانی تجاوز و اشغالگری را برجسته ساخت. براساس تازه ترین گزارش اداره بهداشت فلسطین رقم کشته شده گان درنوارغزه امروز به ۱۱۰ تن رسیده و وضع صحی تعدادی از زخمی ها که به دلیل نبود امکانات لازم  بهداشتی در « بزرگترین زندان سربازجهان » * هنوز درزیرخیمه ها تداوی می شوند بد و وخیم خوانده شده است.

روشن است که این قتل و کشتار بی رحمانه ثمره اشغال سرزمین های فلسطینی، پشت پا زدن به موازین حقوق بشر، نادیده گرفتن حقوق مردم فلسطین و کشتار بی رحمانه  آنها درسایه حمایت بی چون و چرای امریکا  و سکوت مرگبار دولت ها و رسانه های « جهان آزاد » امکان پذیرمیباشد. موضعگیری یک جانبه و قرارگرفتن بدون قید و شرط دولت امریکا در برابر تحقق « نقشه راه » و برنامه قبول شده «راه ‌حل دو دولت » ، و جانبداری  بی قید و شرط از دولت راستگرا صهیونیستی اسراییل ازجمله انتقال سفارت امریکا  به بیت المقدس و آنهم در روز «نکبت» ، سالگرد تاسیس دولت اسراییل چیزی جزپایمال کردن حقوق حقه فلسطینی ها ، نادیده گرفتن مصوبه‌ های سازمان ملل متحد  و حمایت آشکار ازسیاست های اشغالگرانه نیست.

درچنین جوسیاسی ـ تبلیغاتی یک جانبه بیشتر رسانه های غرب از پخش و پوشش خبری در باره دیدگاه ها و موضعگیری صدها هزار اسراییلی که با سیاست های اشغالگرانه و جنایات دولت اسراییل سروکارنداشته سر باز زده  ؛ و تنها مصروف  پخش دیدگاه ها ، تهدیدات و تجاوزات دولت صهیونیستی می باشند. بربنیاد شماری از نظرسنجی‌ ها اکثریت فلسطینی ها و اسراییلی ها ، راه‌ حل دو دولت را به‌ عنوان وسیله ‌ای برای برون رفت از وضع موجود ترجیح می دهند. علاوتاً اکثریتی از یهودی ها، تقاضای فلسطینی ها را برای تاسیس یک دولت مستقل منصفانه می‌ دانند و فکر می ‌کنند اسراییل می ‌تواند با تاسیس چنان دولتی موافقت کند.

در رابطه با جنایت هفته گذشته درغزه ترقیخواهان اسراییل با پخش اعلامیه هایی خواست های را پیشکش نمودند که در نشست دیروزی « سازمان همکاری اسلامی »  نیز طرح شده است. بادریغ این اعلامیه ها و موضعگیری ها در رسانه های غربی و « آزاد » اقبال چاپ نمی یابند.

نامورترین شخصیت های اجتماعی و فرهنگی اسراییل در هفته گذشته ضمن پحش اعلامیه ایی در باره  قتل عام درغزه نوشتند :

« ما شهروندان اسراییل که آرزو داریم تا کشورمان امن و عادل باشد، در وحشت و انزجارنسبت به کشتارعظیم معترضین غیرمسلح فلسطینی درغزه قرارداریم.

هیچ یک ازمعترضان خطرمستقیمی را برای دولت اسراییل و یا شهروندان آن به بار نمی آورد. کشتار ۶۰ مظاهره کننده و هزاران مجروح دیگر خاطره قتل عام شیرپه ویل (  Sharpeville ) ـ افریقای جنوبی در سال ۱۹۶۰ ترسایی را زنده می نماید. جهان پسانتر وارد عمل شد.

ما  از اعضای صادق جامعه جهانی خواستار اقدام عملی هستیم ؛ و تقاضا می نماییم  تا آنهایی که دستورشلیک را صادرنموده اند مورد بازخواست قرارگرفته ، و به دادگاه کشانیده شوند. اعضای کنونی دولت اسراییل  به خاطر اقدامات جنایت بارشان که بر معترضین غیرمسلح شلیک می نمایند مسوول می باشند.

جهان باید دست به اقدام شود تا کشتار روان پایان یابد .

ـ اورهام بورگ (Avraham Burg)  ، سخنگوی پیشین کنست ( پارلمان اسراییل ـ م ) و صدر جیویش اجنسی ،

ـ پروفیسورنوریت پلید الهانن (Prof. Nurit Peled Elhanan )   ، یکی از برنده گان جایزه سخاروف ـ ۲۰۰۱

ـ پروفیسور داوید هارل (Prof. David Harel )  ، معاون رییس اکادیمی علوم اسراییل و دارنده جایزه اسراییل ـ ۲۰۰۴

 ـ دانی کاراوان (Danny Karavan ) ، برنده جایزه اسراییل ـ ۱۹۷۷

 ـ پروفیسور یهوشاوه کلودنی (Prof. Yehoshua Kolodny ) ، برنده جایزه اسراییل سال ۲۰۱۰

ـ الکس لیواس (  Alex Levac  ) ، عکاس و برنده جایزه اسراییل ـ ۲۰۰۵

ـ پروفیسور یود نه ایمن (  Prof. Judd Ne'eman ) ، مدیر و برنده  جایزه اسراییل ـ ۲۰۰۹

ـ پروفیسور زیف اشتیرن هل  (Prof. Zeev Sternhell) ، تاریخدان و برنده جایزه اسراییل ـ ۲۰۰۸

ـ پروفیسور داوید شولمن  (Prof. David Shulman ) ، برنده جایزه اسراییل ـ ۲۰۱۶

ـداوید تارتاکوور(David Tartakover )  ، هنرمند و برنده جایزه اسراییل ـ ۲۰۰۲  » **

 

در همین حال نشست فوق‌العاده « سازمان همکاری اسلامی » که  به درخواست رجب طیب اردوغان، رییس جمهور ترکیه و رییس دوره‌ای این سازمان در واکنش به کشتار بی رحمانه  فلسطینی توسط دولت صهیونیستی درنوارغزه برگزار شد؛ به بررسی تحولات اخیردر فلسطین و انتقال سفارت امریکا به بیت المقدس پراخته ، و تصمیم مشترک دربرابر جنایات روان در فلسطین اتخاذ خواهد نمود..در این نشست رهبران و روسای ۱۳ کشور، معاونان رییس جمهور و نخست ‌وزیران، وزرا خارجه، و نماینده گان بلند پایه کشورهای عضو « سازمان همکاری اسلامی » مشارکت دارند. از جمله شرکت‌کننده گان برجسته در نشست امروز روسای جمهور ایران، افغانستان و سودان، امیران قطر و کویت، پادشاه اردن، و نخست ‌وزیر فلسطین ، پاکستان ... هستند.

برخلاف بیشترین کشورهای این سازمان که فقط به صدوراعلامیه ها سیاسی بسنده کردند ، رجب طیب اردوغان با لحن شدید به محاسبه با اسراییل پرداخته ؛ و رفتارارتش اسراییل در برابر فلسطینی‌ها را با اقدامات نیروهای المان نازی مقایسه کرده گفت : « فرزندان آنهایی که طی جنگ جهانی دوم در اردوگاه‌ها تحت انواع شکنجه بودند، امروز به ترتیبی به فلسطینی‌ ها حمله می ‌کنند که نازی‌ها را شرمنده می ‌کند.»

او دربخش دیگری از سخن رانی اش اضافه نمود :  « بین ظلمی که ۷۵ سال پیش در اروپا بر مردمان یهودی رفت، با سبوعیتی که امروز بر برادرانمان در غزه می ‌رود، فرقی نیست.» اردوغان در نشست « سازمان همکاری اسلامی ـ  OIC » اسراییل را یک « دولت تروریست»  خوانده  گفت در حالی که امریکا با استفاده ازحق ویتو در شورای امنیت جلو هر قطعنامه‌ ای علیه اسراییل را می ‌گیرد، این مساله درمجمع عمومی سازمان ملل متحد  دنبال خواهد شد.

ترکیه از شمار محدود کشورهای بود که در واکنش به قتل عام فلسطینی ها سفیرآنکشور را از ترکیه اخراج نموده ،  و دست به اقدمات روشن سیاسی زد.

دو خواست مهم دیگر این نشست : درخواست جابجایی « قوای حافظ صلح بین المللی » در مرز میان اسراییل و فلسطین ؛ و کشانیدن عاملین این جنایات ضد بشری دربرابردادگاه بین المللی بود.

درخواست برای کشانیدن جانیان و قاتلان مردم بی دفاع به دادگاه بین المللی ، پایان بخشیدن به وضع موجود و برقراری صلح  پایه دارمیان اسراییل و فلسطین ، ایجاد دو دولت مستقل فلسطینی و اسراییلی بر بنیاد توافقات انجام شده ، و زیست باهمی در صلح و مدارا در منطقه ...نیروهای صلح خواه و ترقی پسند اسراییل و فلسطین  را درخط واحد قرار داده است. این ها دریاری و حمایت جامعه جهانی  و بشریت مترقی می توانند فلسطین و باشنده گان آنرا از شر بد رایی ستم پیشه گان اسراییلی که مناطق اشغالی را چون دهن گورهولناک ساخته است خلاص نمایند.

 

*یک ژورنالیست لبنانی بادرنظرداشت وضع دردبار وغیرانسانی در نوارغزه ، آنرا « بزرگترین  زندان سربازجهان » خواند، و ژورنالیستان دیگر نیز این گزینه را پسندیدند ، و درگزارشات شان غزه را چنین نامیدند.

درخوریاد است که درنتیجه سیاست محاصره ، تهدید، تحریم و تجاوز دولت اسراییل ، بیش از ۹۵ در صد باشنده گان غزه از داشتن آب آشامیدنی صحی محروم اند. شهروندان غزه روزانه حد اکثر به ۴ ساعت برق دسترسی دارند . بیش از ۲ میلیون فلسطینی حق برون رفت و مسافرت ازعزه را نداشته ، ۵۰ در صد جوانان از زنده گی  در این شرایط غیرانسانی به ستوه آمده مرگ شانرا آرزو می نمایند؛  و بیش از۵۰ در صد باشنده گان غزه در بی کاری بسرمیبرند. تجاوزگران اسراییلی هرازگاهی که خواسته باشند به بهانه های گوناگون براین منطقه و تاسسیات دولتی ومناطق مسکونی حتا بیمارستان ها و کودکستان ها راکت و بم  می فرستند.

**برگردان از متن المانی توسط نگارنده

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۱۸ـ ۲۰۰۵

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 Copyright ©bamdaad 2018

 

نقش مافیای مخدر جهانی برحمله به فراه


                 
عارف عرفان

افغانستان غزال صید شده ایست که همه لاشخوران وکرگسان وکفتاران وحشی جهان،مستدام برجسم خون آلود آن یورش برده وهمه روزه بخشی از پیکر آنرا به یغما میبرند.
کمترین رخداد ها وحوادث جنایتبار را در افغانستان میتوان سراغ کرد که با انگیزه ها و برنامه های راهبردی جهانی ومنطقه وی ومنافع غارتگرانه استعمار گره نخورده باشد.
یکی از بزرگترین فاکتورهای که افغانستان را به آتش فشان مبدل ساخته وهرسو رودخانه های خون و فوران آتش را براه انداخته است، پهنای بیکران سرزمین تریاک ومواد مخدر در افغانستان است.
برقول آگاهان امور بین المللی،مواد مخدر هلمند، طی چهار دهه اخیرچندین نظام سیاسی را سرنگون نموده است. امروز تجارت هرویین یا«  طلای سفید »جایگاه سومین اقلام تجارتی را درجهان از خود ساخته است.
تهاجم برنامه ریزی شده اخیر بر ولایت فراه ، یکی از نقشه های کلان درآن ولایت بوده که توسط مافیای جهانی مخدر و ارتش اجیر نیابتی آن در کسوت طالبان براه افتید.
به گزارش تازه روزنامه گاردین چاب بریتانیا (۱ ) استان فراه یکی از مهمترین دهلیزگاه قاچاق مواد مخدراست که مرزایران وسرزمین تریاک درهلمند را باهم وصل می نماید.
این روزنامه حول حملات اخیر طالبان بر فراه می نگارد که به تعداد صدها نفر از جنگجویان طالبان مستقر در فراه، هلمند و همسایه گی آن نیمروزبا یکدیگر برای حمله روزسه شنبه در فراه باهم پیوستند.
کسانی که به ساختار شبکه مافیای مخدر و استراتیژی برنامه سازان جنگ نیابتی افغانستان آشنایی دارند، درک می نمایند که این سازمان دربالاترین ارکان رهبری و دفاعی دولت افغانستان حضور فعال داشته ومقدرات جنگ وسیاست را در افغانستان در راستای منافع این سازمان جهنمی مشخص میسازند.
آری ؛ ولایت فراه در دامنه یک تهدید طولانی مدت، به طرز گسترده مورد تهاجم قرارگرفت، ده ها تن ازافسران و سربازان شجاع وطن جان های شیرین شانرا در دفاع از میهن نثار نمودند، شهروندان بی دفاع فراه به خاک وخون غلطید اما ازکمک امضا کننده گان«  توافقنانه امنیتی افغانستان»  وحضور جنگنده های پیشرفته  آن اثری وجود نداشت!
جریان تهاجم احتمالی وآژیرخطربرفراه چنان‌ پرصدا بود که آهنگ آن روزها قبل تا کرانه ها موج میزد،اما فرمانده کاخ و تیم امنیتی و دفاعی او کوچک ترین تجویز دفاعی واکمالاتی را برای جلوگیری ازاین حملات وحشیانه ودفاع از فراه اتخاذ ننمودند.
عدم اتخاذ تدابیر نظامی از طرف سران نظام درراستای رخدادهای فاجعه بار فراه، دستان خونچکان بسیاری را از آستین بیرون نموده وبر پیوند آنها بر سازمان مافیای مخدر جهانی صحه میگذارد.
از یاد نبریم که مقامات نظامی کابل زمانی دست به تدابیر دفاعی زده وبرای اعزام نیروهای کمکی تجویز اتخاذ نمودند که شهر در خون غوطه ورشده ومردمان شهرخود برای دفاع به سنگرها ریختند. 
از قراین برمی آید که مافیای جهانی بخاطر تثبیت نقاط استراتیژیک واستحکام آن به تجهیزات بزرگ نظامی و کمربند بزرگ امنیتی درساحات زرع خشخاش و شاهراه ترافیک مخدر نیازمند میباشد.


سایه تریاک بر سیمای جنگ فراه
به گزارش واشنگتن بلاگ و به نقل از پایگاه نشراتی گلوبال ریسرچ (۲) عواید سالانه از درآمد مواد مخدرافغانستان درامریکا بالغ بر(۲۵۲) میلیارد دالر میگردد. براساس این گزارش، سالانه حدود (۴۱۵) هزارکیلوگرام هرویین از افغانستان عمدتا بوسیله هواپیما ای نظامی به ایالات متحده امریکا صادرمیگردد. دراین گزارش آمده است که در سال ۲۰۰۸ مبلغ ( ۳۵۲) میلیارد دالر از درآمد پروسس پولشویی بوسیله موسسات مالی امریکا انباشته شد.


معمای فزونبخش زرع خشخاش
به گواهی تاریخ، در آستانه سقوط نظام طالبان درافغانستان میزان تولید تریاک سالانه بالغ بر( ۱۸۵) تن میرسید،اما حالا در زیر کمه های ارتش آمریکا ، مواظبت دایمی غرب وشرکا و زعامت دکتر غنی، این رقم بیش از(۴۸) بار افزایش یافته است.بنا برگزارش وبگاه (Brooking ) که مرکز آن در امریکاست، درسال ۲۰۱۷، کشت خشخاش (کوکنار) درافغانستان به میزان قابل توجهی رسیده و تاثیرات چندجانبه بر این کشور بجاگذاشت.
از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ ترسایی ساحه تحت کشت خشخاش در افغانستان به میزان (۶۳) درصدرشد یافته و به میزان (۳۲۸) هزارهکتار افزایش یافته است. تولید تخمینی تریاک با ۸۷ درصد افزایش به میزان ( ۹۰۰۰) تن رسیده واین رشد در تاریخ افغانستان بی سابقه است. بیش ترین بخش این گسترش در ولایت هلمند ، بزرگترین مرکزتولید تریاک افغانستان ونیرومند ترین پایگاه طالبان اتفاق افتید (۳)
بر اساس این گزارش ولایت هلمند درگستره (۱۴۴) هزارهکتار زمین کشت خشخاش، به تنهایی بیش از سطح تولید در میانمار، دومین تولید کننده عمده مواد مخدردر جهان را احتوا میدارد.
حال با این چشم انداز وحشتناک مادی و گستره جغرافیایی ساحه زرع کوکنارمی توان بر ژرفای نقشه های جنگی واعماق اهداف راهبردی تاراج گرانه که درلای اشک و خون و باروت به نمایش گذاشته میشود و فرزندان بی دفاع مان را چون اژدهای خونخوار می بلعد پی برد.
باید با اشک وخون نوشت که تمام بته های خشخاش درافغانستان با خون بیچاره ترین مردمان افغانستان آبیاری شده واز پول آن برای این بینوایان وجوانان ما تابوت ساخته شده وبرای اسپانسران جنگ،  مخدر ومجریان این برنامه ها قصرهای طلایی ساخته میشود.
حقیقت مسلم است که گروه طالبان از لحاظ سبک ماموریت وهویت سیاسی به مردم افغانستان تعلق نداشته ودرست یک لشکر نیابتی است که ماموریت انهدام افغانستان و مردم آن بدوش آنها سپرده شده است.بی نیاز از گفتار است که این گروه هابه کمک آی اس آی پاکستان، در سایه مواظبت دایمی حکومات حامد کرزی واشرف غنی و حامیان بین المللی شان تجدید حیات یافته و برقلمرو افغانستان چیره گردیدند.
برچسب زدن طالبان وجنایت آنها براقوام سرافرازکشورتوهین بزرگ برتاریخ است.افغانستان را درد مشترک فراگرفته است، و راه درمان آن از گذرگاه اتحاد وهمبسته گی ملی درجغرافیای وطن واحد وتجزیه ناپذیرمیگذرد.مخلوط ساختن خطای دولت ها با رویکرد ملیت ها، اشتباه بزرگ وجبران ناپذیر بوده ورهیابی نسخه این درد جانسوز را دشوار میسازد.
با اندوه بزرگ میتوان خاطرنشان ساخت که جامعه افغانستان درهیچ زمانی ازگذرگاه تاریخ تا این حد منقطب نبوده است.بزرگترین ره آورد دموکراسی غربی برای افغانستان انقطاب ملی است.
اکثر آگاهان جهان معتقد اند که افغانستان یک کشور اشغال شده است، مسلمأ وظیفه دولت ها در بستر سرزمین اشغالی مشخص ومعین بوده وهرگز منافع وهویت ملی وقومی را برنمی تابد.
گاردین گزارش میدهد « جنگجویان طالبان مسلح با تجهیز سلاح های «غنیمتی»  و عینک های« شب بین» به مرکز ولایت فراه واقع درغرب افغانستان دست به تهاجم زده و نیروهای امنیتی و تعدادی از مقامات را به محاصره درآوردند. مقامات محلی گفتند که آنها درعرض چند ساعت درفاصله چند صد متر از فرماندهی پولیس واداره اطلاعاتی قرارداشتند و ایست های بازرسی را در جاده ها، در داخل و خارج از شهر راه اندازی کردند. شورشیان سعی داشتند تا دیگرهمپیمانان ستیزه جو یی خود را از زندان ولایت آزاد نمایند. آنها در تلاش بودند تا وارد زندان شوند.»
برقول این روزنامه" ماه گذشته طالبان آغاز تهاجم بهاری سالیانه خود را اعلام نموده وبطور رسمی تقاضای دولت برای برگزاری برنامه صلح را رد نمودند.
گاردین مینویسد: «با وجود که طالبان قول داده بود که اگرغیرنظامیان » درخانه های خود باقی بمانند و نماز برگزارنمایند آنها را قتل عام و غارت نکنند، اما یک تن از ساکنان محل گفت که جنگجویان، بزرگان و شهروندان فراه را با بهانه ارتباط با دولت و نیروهای امنیتی به قتل رسانیدند.او درحالی فرار، شاهد اجساد بی جان در خیابان های شهر بود و می دید که اعضای خانواده ها بالای اجساد اقارب شان می گریستند. »
آری خواننده عزیز؛
اینست نمایشی غمباری از طاعون تروریستی در کسوت جنگ نیابتی که تاروپود بدنه جامعه ما را درهم پیچانیده وهمه روزه بهترین وجوانترین فرزندان وطن را درکام خود فرو میبرد.
اسپانسران وحامیان این جنگ نیابتی بطرز معجزه آمیز از چنان مهارتی برخوردار اند که توسط مامورین ومجریان شان مردم افغانستان راسرگرم جنگ«  واژه ها »  نموده وخود تمام ثروت های طبیعی ما را با خیال آرام تارج نموده وافغانستان را به جولانگاه اهداف راهبردی وصحرای خون مبدل نمایند.ماهنوز فرصت آنرا داریم تا ازین صفحات خونین تاریخ بیاموزیم کشتی سرنوشت وطن را ازین طوفان ویرانگر بیرون نماییم؛
درودبر همه رزمندگان، شهدا وجانباختگان فراه؛

منابع:

(1*) Guardian،Taliban launch large-scale assault on western Afghan city
Graham-Harrison in London
Tue 15 May 2018 19.43 BST
(*2)global reaserch، Drug War in afghanistan،13/11/2013
(*3)Brooking.edu
Afghanistan’s opium production is through the roof—why Washington shouldn’t overreact
Vanda Felbab-BrownTuesday، Novembe 21'2017

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۱۸ـ ۱۸۰۵

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 Copyright ©bamdaad 2018