یادداشت یک رفـیـق

( ۷ )

پارچه‌ هایی ترقیخواهان هرگاه بسیج شوند و به عینیت یک اتحاد با بار هویتی برسند، بهترین جاگزینه است برای چند پاره گی فلج کننده جریان دموکراتیک!

با گذر از جدال بی نتیجه وعقیم ، بحث و دیالوگ‌ های زمان سوز میان پارچه های ترقیخواه و در پی آن ورود به کنونیت، مستلزم آنست تا ترقیخواهان دیدگاه ‌شان را در شفافیت و فارغ از خوشبینی ها و بغض و کین، در رابطه به امروزین افغانستان بیان بدارند.

من برداشته ام را در ین رابطه به عنوان« دیدگاه » ترقیخواهان چنین مطرح میدارم:

حاکمان کنونی کشور که پس از بیست سال تقابل و مبارزه مسلحانه با ناتو به رهبری ایالات متحده امریکا، امروز سکان قدرت را در دست دارند ، کارکردهای غیر قابل انکاری را نیز انجام داده اند.

این انجام شده ها را بر می شمارم :

- تامین امنیت فزیکی شهروندان،

ـ تسلط بر تمام جغرافیایی افغانستان ، که یکی از مولفه های مشروعیت حاکمیت بشمار می رود ،

ـ  پایان زورمند گرایی، خودسری ها و مراکز پرشمارقدرت‌ در کشور(مرکز گریزی ها)،

ـ  پایان گریز از قانون و معافیت زورمندان و قلدران از قانون،

ـ برگشت هزاران هکتار زمین غضب شده دولتی به ملکیت عامه ،

ـ تدوین بودجه ملی از منابع  و عواید داخلی( بدون استفاده از کمک خارجی) و توجه ‌به زیرساخت ها از جمله ترمیم و فعال سازی سیلوی کابل، آغاز روند اعمار بند پاشدان، تکمیل بند شاه و عروس، اعمار کانال قوش تیپه، بازسازی کانال شاهی لغمان، ترمیم و‌جاده کشی در کابل، آغاز کاری پروژه استراتیژیک تاپی…

ـ ترمیم و فعال سازی تجهیزات محاربوی از جمله تانک ها، هلیکوپتر ها و راکت های اورگان وغیره ،

ـ سیاست خارجی متوازن و تلاش مؤثر در راستای اتصال منطقه یی....

اما بایسته است که برای توسعه پایدارکشور به ویژه توسعه روابط خارجی و‌مشروعیت کامل حاکمیت، مشارکت ملی (مشتمل از شخصیت هایی ملی وسیاسی ایکه متهم به جنایت علیه بشریت ، غارت دارایی های عامه وفساد نباشند) وجلب اعتماد و همکاری جهانی نیاز بوده، که در جهت نیل به این دو مهم، کلیدی ترین باید های زیرین را توصیه می داریم :

ـ فراهم سازی زمینه تحصیل و کار برای زنان، زیرا توسعه یک کشور تا حد زیادی در گروی حضور و مشارکت فعال زنان در حوزه های اقتصادی، سیاسی، اداری، فرهنگی و اجتماعی می‌ باشد .

ـ  فراخوان گروهای مختلف قومی و سیاسی در راستای مشارکت سیاسی (مشتمل از شخصیت های که متهم به جنایت علیه بشریت غارت دارایی های عامه و فساد نباشند.) به هدف ایجاد قاعده وسیع حاکمیت -  بسیج منابع داخلی در جهت رشد اقتصادی و به هدف اشتغال زایی در راستای افزایش تولید ناخالص داخلی. بی تردید نیل به این هدف، به کمک کشورهای ذیعلاقه در جهت سرمایه گذاری ها در حوزه های تولیدی، استخراجی و خدماتی در افغانستان و جذب کادر های مسلکی ضرورت دارد. لذا لازم است تا:

الف:تدوین و اعلام پالیسی جدید کادری

ب: فراخوان کادرهای مسلکی با تجربه و متعهد در مشاغلی که مستلزم این نیاز هاست.

 -ایجاد «شورای مشورتي » متشکل از نخبه‌ها و کارشناسان، به هدف مشوره دهی‌ در امور اجراییه یی، نظامی ،امنیتی ،اقتصادی وسیاسی .

با این یاد شده ها به عنوان نیاز تاریخی ، حاکمان امروزین کشور از طریق بازاندیشی رویکرد های جاری کنونی، شمایل جدید و جذابی از خود و‌حاکمیت را می توانند ،عینیت بخشند و زمینه گذار از سايه ای سنگین دشواری ها را فراهم سازند.

نکته اینکه افغانستان امروزین تهدید نیست، یک مشکل قابل مدیریت است. آن را نباید به تهدید تبدیل کرد، که بی تردید به سود هیچ کشوری نمی باشد. بایسته می ‌دانیم که افغانستان باید به فرصت تبدیل شود ،تا باشد که زمینه های کاری با این کشور فراهم آید،که مسلماْ نباید منزوی گردد. رویکردی که‌ اکثر کشور هایی حوزهٔ شانگهای در حال انجام آن استند.

باحرمت

 

 

 

 

 

بامـداد ـ دیدگاه ـ ۲/ ۲۶ـ ۲۵۰۴                   

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

توسعه ‌طلبی اسراییل در لبنان با راهبرد «خط زرد»

 

 

محمدعلی حسن ‌نیا

 

ارتش اسراییل در اقدامی مشابه با الگوی «الحاق تدریجی زمین به بهانه‌ های امنیتی»، که در نوار غزه به کار گرفته شد، از ایجاد یک «خط زرد» جداکننده در جنوب لبنان خبر داد.

این رویکرد بازتاب‌ دهنده نگرش امنیتی گسترده‌ تر بر اساس اظهارات نتانیاهو درباره ایجاد یک منطقه امنیتی است که از جنوب لبنان تا حوضه رود یرموک در سوریه امتداد می‌ یابد. هدف او پیوند زدن مناطق مرزی در قالب یک نوار حایل متصل است.

مفهوم «خط زرد » و دلیل این نام‌ گذاری

اسراییل این اصطلاح را برای واقعیت جمعیتی نوپدیدی به کار می ‌برد که در داخل اراضی نوار غزه و لبنان ایجاد کرده است. دولت اسراییل از این طریق سعی دارد با ایجاد منطقه ‌ای تحت کنترول نظامی یا آتش واقعیت میدانی دایمی را تثبیت کند.

در مورد دلیل انتخاب این رنگ هیچ اظهارنظر رسمی برای روشن کردن مفهوم نمادین آن منتشر نشده است. با این حال، بارزترین نشانه‌ های میدانی موانع کانگریتی بزرگ زردرنگی‌اند که ارتش اسراییل برای ترسیم حدود استقرارش در نوار غزه قرار داده است.

این «خط زرد» به مجموعه دیگر خطوط رنگی در تاریخ اراضی اشغالی می ‌پیوندد که برجسته ‌ترین آنها عبارت‌اند از:

خط سبز: خط آتش ‌بسی که در سال ۱۹۴۹ ترسایی تعیین شد.
خط بنفش: خط آتش ‌بسی که پس از جنگ ۱۹۶۷ با سوریه در جبهه گولان ترسیم شد.
خط آبی: خط عقب ‌نشینی اسراییل از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ ترسایی که سازمان ملل متحد تایید کرده است.

 

فلسفه خط زرد در دکترین اسراییلی

 

خط زرد در دکترین اسراییلی نه‌ تنها اقدامی تاکتیکی، بلکه ابزاری برای بازتعریف موقت مرزها و پیوند آن با شرایط سیاسی و نظامی درک می ‌شود، همان ‌طور که در غزه رخ داد، جایی که تداوم این خط به شرط خلع ‌سلاح جنبش حماس گره خورده بود.

مرزهای خط زرد در غزه و لبنان

شواهد نشان می ‌دهد که این پروژه در لبنان حدود ۵۵ شهر و روستا را هدف قرار داده است که به معنای زیر سلطه نظامی اسراییل قرار گرفتن آنها در نواری به عمق بین ۴ تا ۱۰ کیلومتر در طول مرز است. این رویکرد در داخل اسراییل به « خط موشک‌ های ضد زره» معروف است، محدوده‌ای امنیتی که اسراییل به‌ دنبال تثبیت آن در عمقی تا حدود ۱۰ کیلومتر در داخل خاک لبنان است.

در غزه، «خط زرد» به ارتش اسراییل این امکان را داد که آواره گی اجباری ساکنان را به ‌سمت مناطق خاصی هدایت کند و بر ۵۲ تا ۶۰درصد از مساحت نوار غزه مسلط شود. این خط در طول نوار غزه و به عمقی بین ۲ تا ۷ کیلومتر امتداد دارد و آن منطقه را به مناطق خطرناکی زیر نظارت ارتش اسراییل تبدیل کرده است. علی ‌رغم اینکه این خط در اصل فرضی بود، ارتش اسراییل بلوک ‌های کانکریتی زردرنگ بزرگی را به کمربندی واضح تبدیل کرده که نمایانگر محدوده استقرار نیروهایش در مرحلهٔ اول توافق است.

آیا تفاوتی بین خط زرد در لبنان و غزه وجود دارد؟

تفاوت اصلی بین این دو خط در این است که خط زرد در غزه در چارچوب توافقی مرحله ‌یی به دست آمد، در حالی که در لبنان تصمیم یک‌ جانبه اسراییل است. این موضوع آن را در معرض رویارویی سیاسی و احتمالاً نظامی قرار می‌ دهد، به‌ ویژه با توجه به تفاوت در جغرافیا و بستر.

خط زرد و طرح‌ های توسعه ‌طلبانهٔ اسراییل

اظهارات متعددی از وزیران اسراییلی و فرماندهان ارتش اسراییل نقل شده است که تاکیدیست بر اینکه اسراییل به «خط زرد» به ‌مثابه مرزهای واقعی اسراییل می‌نگرد. این موضوع به‌ صراحت از قول ایال زامیر، رییس ستاد ارتش اسراییل، بیان شد. زامیر در دسامبر گذشته در جریان بازدید میدانی از نوار غزه گفت که خط زرد نشان ‌دهنده « مرزهای جدید» اسراییل و نوار غزه است.

در همین زمینه، روزنامه اسراییلی هاآرتص اشاره کرد که دولت اسراییل از مشغول بودن جهان با جنگ علیه ایران سواستفاده کرده و اجرای طرح‌ های توسعه ‌طلبانه در کرانه باختری اشغالی را به شیوه‌ای بی‌ سابقه از زمان جنگ شش‌ روزه در سال ۱۹۶۷ آغاز کرده است.

همهٔ اینها با اعلام نتانیاهو در ۱۳ اگست ۲۰۲۵ مبنی بر حمایت او از چشم‌ انداز «اسراییل بزرگ» هماهنگ است. این پروژه‌ای توراتی است که از میراث تلمودی برای توجیه سیاست توسعه ‌طلبانه اسراییل استفاده می‌ کند، به ‌ویژه اینکه او سال‌ها پیش وعده راهبری «اسراییل» به آنچه « قرن صدم» آن نامید را داده بود. او در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۳ نیز با ارایه « نقشه اسراییل شامل غزه و کرانه باختری» مجمع عمومی سازمان ملل متحد را غافلگیر کرد.

در میان ادعاهای امنیتی و جاه‌ طلبی‌های تاریخی، «خط زرد» به‌عنوان حلقه اتصالی فنی برای تثبیت توسعه ‌طلبی ظهور می ‌کند. این خط به اندیشهٔ شهرک ‌نشینی پوشش نظامی می ‌دهد و «مرزهای موقت» را به سنگ بنایی در پروژهٔ الحاق تدریجی زمین تبدیل می ‌کند که به بهانه امنیت آغاز می ‌شود و با تحمیل حاکمیت، اشغالگری به ‌صورت امری واقعی پایان می ‌یابد.

 

 

بامـداد ـ دیدگاه ـ ۲/ ۲۶ـ ۲۴۰۴                   

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

موشک های سه تا چهار میلیون دالری در برابر پهپاد های سی هزار دالری

 

برگردان از بصیر همت

قوای نظامی امریکا برای جنگ قرن بیست و یکم طراحی نشده ، مجتمع نظامی- صنعتی امریکا پس از جنگ جهانی دوم بوجود آمد ،عمدتا در برابر چالش های جنگ سرد طراحی شده بود .جنگ سرد بیشتر به نمایش قدرت متکی بود ،‌اینکه چه کشوری می ‌تواند انسان را به فضا بفرستد ،، چه کسی یک انسان را به سطح ماه پیاده نماید و چه کشوری باید سیستم پیچید ه موشکی داشته باشد . از همین لحاظ استراتیژی نظامی امریکا بر فن آوری های نهایت پیشرفته و  پرمصرف  استوار است ،که تولید این سلاح ها هم زمانگیر و هم پرمصرف اند .خصوصیت سیستم نظامی امریکا یعنی ،سیستمی با تکنولوژی پیچیده و پر مصرف. جنگ مدرن امروزی روی موشک ها ،پهپاد ها و سلاح های با هدف گیری دقیق استوار است و این سلاح  های مغلق و گران قیمت ، بیشتر  از اینکه فابریکه بتواند تولید نماید ،‌با هزینه زیاد،زود تر بمصرف میرسند ، از همین لحاظ است که ما امروز عدم تقارن ویا عدم همخوانی را در  جریان جنگ با ایران می بینیم.

موشک های چند میلیون دلاری تلاش می نمایند پهپاد های سی یا سی و پنج   هزاردلاری ایران را هدف قرار دهند.یک موشک دفاع هوای پاتریوت در حدود ۳،۷ تا ۴ میلیون دلار قیمت دارد ، بطور متوسط یک سیستم دفاع هوایی پاتریوت باید دو موشک پاتریوت را جهت سرنگون سازی یک پهپاد ایرانی که سی هزار دلار قیمت دارد پرتاب نماید که برای سرنگون ی این پهپاد ارزان قیمت در حدود هفت میلیون دلار برای سیستم نظامی امریکا مصرف دارد. ارزش موشک های تاد بیشتر و بیشتر از پاتریوت است ، قیمت یک موشک تاد در حدود ۱۲ میلیون دالر است ،پهپاد های ایرانی در حالیکه ارزان اند ،‌میتوانند در هرگوشه و‌کنار ایران مخفی و بطور سیار مورد استفاده قرار گیرند . بگفته  یکی از مقامات مسوول امارات ، طی چند روز جنگ در حدود ۲۰۰ موشک ‌ایرانی راسقوط داده که مصرف راکت های دفاع هوای پرتاب شده این کشور به ۱،۵ میلیارد دالر می‌ رسد. مطابق گفته مرکز مطالعات استراتیژیک بین‌المللی :  مصرف موشک های دفاع هوایی در صد ساعت اول جنگ در خاورمیانه به۱۰۷میلیارد دلار می ‌رسد . ایالات متحده در چهار روز اول جنگ به تعداد ۱۶۸ راکت تاماهاک فیر نموده که مصرف مجموعه این راکت ها به ۶۰۰ میلیون دلار می ‌رسد .بگفته تلویزیون سی ان ان امریکا ،راکت های دفاع هوایی که از سیستم پاتریوت فیر می ‌گردند ،فی عدد ۴ تا ۶ میلیون دلار قیمت دارند که از این دافع هوای ۴ میلیون دلاری در برابر یک پهپاد۳۰هزار دالری استفاده می‌ شود . امریکا ، کشوری که در سال گذشته بودجه نظامی اش۹۰۰ ملیارد دالر بود ، در ظاهر از مشکل عدم اکمال  بموقع چنین موشک ها نگرانی نشان نمیدهد .مگر تحلیلگران بر این باور اند که  در حالیکه ایران خود را برای یک جنگ فرسایشی ، گرچه درد آور، آماده ساخته است ، آیا ادامه این جنگ بصورت وحشت آور کنونی برای امریکا نیز مشکل و غیر قابل تحمل بنظر نمی ‌رسد؟

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۲۶ـ ‍ ۱۶۰۳           

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

یادداشت یک رفـیـق

                      

من نسبت به واژه « ترقیخواهان » حس هویتی دارم. برایم ترقیخواهان یک واژه ای انتزاعی نیست ، ترقیخواهان برآمد جمعی امروزین پارچه های جریان دموکراتیک است که با سایر پوتنشیل هاا ز سنخ چپ دیروزبه کلیت می‌ رسند.

زایش وپایداری ترقیخواهان به توانایی آنها در تعریف روشن اهداف ، تدوین استراتیژی منسجم ،اعلام مواضع آنها در رابطه به رویدادهای دگرگون ساز امروزین وتعاملات جیوپولیتیکی ، گره خورده است.

استراتیژی بخش مهم از هویت ترقیخواهان است ، ولی بادریغ که در کنونیت  این مهم کلیدی را ندارند، زیرا فاقد فورمات وچارچوب گفتگو اند.

استراتیژی که هویت را بازتاب میدارد به فهم مشترک نیاز دارد. امروز بایستی که  ترقیخواهان را از واژه  وحوزه ای گفتمانی به پهنه ای میدانی آورد وبه عینیت رسانید. 

با استراتیژی است که ترقیخواهان هویت وجهت می یابند .

با تاکید بر اینکه اگر ما  در دیروز بمانیم و وارد امروز با تعریف خویش بربنیاد مولفه هایی این زمانی نشویم ، فرسوده میشویم ،که اکنون سایه ای این فرسایش دیده می‌ شود.

پنجره ای فرصت را باید دید تا بسته نشود.

با حرمت

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ‍ ۰۳۰۴           

Copyright ©bamdaad 2026

 

 

همدستی دولت‌ هـای اروپایـی در جنگ با ایران

 

مارک بوتنگا، نماینده پارلمان اروپا از حزب کارگران بلجیم

 

نگرش رهبران اروپایی به حمله امریکا و اسراییل به ایران تکان‌ دهنده است. نه اورسولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا، این حمله را محکوم کرده است، نه کایا کالاس، مسوول روابط خارجی اتحادیه اروپا، و نه بیشتر رهبران اروپایی یا بلجیمی. برعکس، واکنش ایران را محکوم کرده‌اند. حتا در بیانیه مشترک دولت‌های فرانسه، المان، و بریتانیا پیشنهاد شده است که اروپایی‌ها مایل به پیوستن به این جنگ تجاوزکارانه برای دفاع از «متحدانشان» هستند.

همان کشورهایی که چند هفته پیش ادعا می ‌کردند اروپا باید خودمختار و مستقل از ایالات متحد امریکا باشد، اکنون با شجاعت پشت تجاوز امپریالیستی امریکا ایستاده‌اند. آنها بدون هیچ ماموریتی و بحثی حتا آماده‌اند اروپا را به گرداب جنگ بکشانند. همان دولت‌های اروپایی که (بدرستی) نقض قوانین بین‌الملل در اوکرایین را محکوم می ‌کنند، اکنون نقض کامل حقوق بین‌الملل از جانب امریکای ترامپ و متحدش، جنایت ‌کار جنگی بنیامین نتانیاهو، را توجیه و حتا آشکارا از آن حمایت می‌ کنند. منشور سازمان ملل متحد بسیار روشن است: استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور را رسماً ممنوع می‌ کند و تصریح می‌ کند که اختلافات میان کشورها باید به‌ صورت مسالمت‌آمیز حل شود. به عبارت دیگر: نمی ‌توانید به کشور دیگری حمله کنید. این اصل بنیادین حقوق بین‌الملل است. و باید به دفاع کردن از آن ادامه دهیم.

رفقای ما در حزب تودهٔ ایران، حزبی چپ‌ گرا که فعالیت اش در ایران ممنوع است و رژیم کنونی ایران فعالان اش را زندانی و شکنجه کرده‌اند و کشته‌ اند، به‌ درستی اشاره می ‌کنند که هدف این تجاوز نظامی آزاد سازی ایران نیست، بلکه نابودی کشور به‌عنوان قدرتی منطقه‌ یی و جایگزین کردن رژیم کنونی با رژیم وابسته و مستبد دیگری است که از همین حالا در حال برنامه ‌ریزی سرکوب خونین مخالفان اش است. این حزب تاکید   که نابودی ایران به‌هیچ‌ وجه راه آزادسازی کشور نیست. چه کسی می ‌تواند باور کند که نتانیاهوی نسل ‌کُش و ترامپ به سرنوشت مردم ایران اهمیت می‌دهند؟

امریکا افغانستان و عراق و لیبیا را بمباران و نابود کرد. در هیچ‌ یک از آن کشورها این حمله‌ ها دموکراسی به ارمغان نیاورد یا حقوق بشر را ترویج نکرد. برعکس. جنگ ترامپ امروز دارد کل منطقه را به هرج ‌ومرج می ‌کشاند. قیمت گاز و نفت رو به افزایش است و می ‌تواند تأثیر اقتصادی چشمگیری بر مردم در اروپا و سراسر جهان داشته باشد. این جنگ باید فوری پایان یابد. دولت‌های اروپایی باید این جنگ را محکوم کنند و از ترامپ و نتانیاهو بخواهند که بمباران‌ها را متوقف کنند.

 

بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۲۶ـ ‍ ۱۲۰۳           

Copyright ©bamdaad 2026