دیدگاه های جنبش بولیواری ـ ونزویلا

 

 

گفت و گوی « نشریه عصرما»  با کارلوس ویمر*

اطلاعات دست اول  در باره انکشافات ونزویلا را در اینجا بخوانید :

 

عصر ما: رسانه های اصلی المان مطرح می کنند که مردم در ونزویلا گرسنه گی می ‌کشند و از مادورو منزجر هستند. آیا این واقعیت دارد؟

کارلوس ویمر: مردم بشدت از دولت انتقاد می کنند. نارضایتی به معنای مثبت آن وجود دارد. بطور کلی می توان گفت اکثریت مردم ایده های سیاست چاوز، یعنی ادامه مسیر انقلابی را خواهانند

عصر ما: آیا این بدان معناست که مردم مسیری که برای مبارزه ارزش دارد را می بینند یا این که مردم فقط ناامید هستند که دستمزدها بسیار پایین است و قیمت ها افزایش می یابد؟

ویمر: اگر این ناامیدی وجود داشته باشد، گوایدو رییس جمهور خواهد بود؛ در حال حاضر ناامیدی نیست، بلکه شدت نارضایتی زیاد است. توده ها علیه امریکا هستند، و نگاه امیدوارانه  شان به راه و سیاستی که چاوز درپیشرو داشت است. آنها آماده دفاع از آنچه که چاوز در نیروهای مسلح ایجاد کرد، در دفاع از اتحاد امریکای لاتین شده بود هستند. زنان بیش از پیش در صحنه اجتماع حضور دارند، به مردم بومی (سرخپوستان) باید حق تحصیل داده شود (که درگذشته برای آنان هیچ امکانی جهت ارسال فرزندان این خانواده های فقیر به دانشگاه وجود نداشت) و درپارلمان نماینده خود را داشته باشند.

عصر ما: آیا تورم و فساد موجب نشدند که بسیاری از دستاوردهای اجتماعی زمان چاوز را به عقب رانده شوند؟

ویمر: درست است، آن دستاوردها در خطر هستند. با وجود یک دولت سوسیال دموکراتیک اصلاح طلب، تلاش برای کاهش آن وجود دارد. چنین تلاش هایی درکلمبیا یا آرجنتاین وجود ندارد. در این کشورها مردم واقعا ناامید هستند. هزاران نفر از آنان در خیابان ها زنده گی می کنند. این‌ها نمونه هایی هستند که برای ونزویلا روشن می ‌کند عناصری که در انتظار تغییر رژیم عمل می کند ترکیبی از: انتقاد، نارضایتی و مواقعی هم خشم، به ویژه در برابر فساد، و حمایت نکردن از دولت است.

عصر ما: و نیروهای مسلح هم پشت حکومت هستند؟

ویمر: نیروهای مسلح ونزویلا ۲۰۰ سال پیش به عنوان ارتش خلق علیه استعمار مبارزه کردند و سپس پنج کشور دیگر را آزاد کردند، نه به عنوان اشغالگر، در بولیویا این برسمیت شناخته شد و به هیچوجه بنام کشور سیمون بولیوار نامگذاری نشد. قبل از چاوز و به ویژه در صد سال گذشته همواره شورش های نیروهای مسلح در برابر دولت های بورژوایی سرکوبگر وجود داشت. ارتشی بودن چاوز، بیانگر سیاست کاملا شکست خورده احزاب بورژوایی بود. اگر آنها (احزاب بورژوایی) سیاست‌های خوب و منطقی داشتند، امروزکسی چاوز را نمی شناخت. در آن زمان هیچ مواد غذایی، هیچ مراقبت بهداشتی رایگانی نبود، تنها وجود فقر برحسته بود.

عصر ما: گوایدو تاکید می کند که تعدادی از نظامیان به وی ملحق شده اند، آیا ارتش بسمت انشقاق می رود؟

ویمر: آنها شامل ۱۱۶ نفر از سربازان و چند افسر دون پایه بودند. چه افرادی در سراسر جهان از خدمت نظام فرار می کنند؟  ۱۱۶  نفر از دوصد و چهل هزار سرباز، قابل شمارش نیستند. گوایدو نظری مطرح نمی ‌کند که توسط مقامات امریکایی اعتراض شود. گوایدو کسی نیست.

عصر ما: اما با این وجود او ابزار امریکا است.

ویمر: الان دیگر نه.

او وظیفه‌اش را نتوانست انجام دهد. در‌واقع گوایده برای بعضی ها پرچم امید بود. اما او چیزی را ارایه نداد، غیر از اعلام رییس جمهوری خود.

او اعلام کرد که ۵۰۰۰۰۰ نفر با او هستند، اما در پایان فقط ۵۰ نفر با او شدند

عصر ما: امریکا آماده گی نظامی برای جنگ علیه ونزویلا نیز دارد. آیا هنوز راه هایی برای جلوگیری از این جنگ وجود دارد؟

ویمر: این سوالی نیست که بتوان به آن پاسخ آسانی داد. باید مانع جنگ شد. مخالفانی نیز وجود دارند که برایشان روشن است اگر کاراکاس بمباران شود کسی در امان نخواهد بود. بین مخالفان، گرایشی فاشیستی وجود دارد که با خشونت در برابر مردم عمل می ‌کند مانند گروه «اراده مردم» وابسته به گوایدو. عکس و تفضیلی هم از رهبران مهم گروه فوق که با گوایدو همنظر هستند وجود ندارد. به نظر ما، امریکا دیگر علاقه ای به اپوزیسیون ندارد. در شرایط فعلی امریکا علاقه‌ای نشان نمی ‌دهد که گوایدو رییس جمهور شود. برای مثال گوایدو قول داد بخش بزرگی از نیروهای مسلح را با خود داشته باشد، ولی نتوانست، چونکه وضعیت در ونزویلا را نتوانستد تشخیص دهد.

عصر ما: حمله به شبکه برق رسانی که اخیراً صورت گرفت را از جانب آنها می دانید؟

ویمر: دقیقاً، آخرین خرابکاری آنان بود. کودتای ۱۰ جنوری  در روز انتصاب مادورو به رییس جمهوری اتفاق افتاد. آنها گفتند که اجازه نخواهیم  داد مادورو در انتصاب دوباره سوگند یاد کرده و از آن دفاع کند. برنامه ‌ریزی آنان ابتدا برای روز ۲۳ جنوری  طرح شد، بعد به ۴ فبروری تغییر یافت در نهایت آن را برای ۲۳ فبروری به عقب انداختند، نتوانستند، تا پس از کارناوال تلاش کردند با خرابکاری در سیستم شبکه سراسری برق منظورشان را عملی نمایند. تنها کشوری که قادر به فلج کردن یک کشور دیگر است، امریکاست.

ما اغلب ساده می گیریم، حتا دولت و مادورو هم نادیده گرفتند، که از نظر نظامی آنها برترند. این ضربه کارا می‌بایست در کشور دیگری موفق باشد. اما نه در ونزویلا. هنگامی که مردم از نقاط دور که مترو نداشت به محل کارشان رسیدند، برقی وجود نداشت در این موقعیت چیزی هم نمی ‌شد خرید، ولی شورشی علیه مادورو بوجود نیامد. برنامه‌ ریزی آنان طوری بود که تصور داشتند مردم عادی با قطع برق سر به شورش می گذارند.

عصر ما: با وجود این شما انتظار دارید که حملات جدید امریکا صورت گیرد.

ویمر: آنچه ما تجربه می کنیم مبارزه‌ طبقاتی است، مبارزه قابل مشاهده ای که در آن امکانات انقلابی، عینی و نیز ذهنی وجود دارد. شاید کم، اما وجود دارند. در کدام کشور یک جمعیت پنج میلیون نفری از مردم دارید که ضد امپریالیست هستند، نه انقلابی و نه کمونیست، بلکه ضد امپریالیست؟

عصر ما: در حال حاضر تمام رسانه ها و نیروهای سیاسی می گویند: همه چیز در ونزویلا وحشتناک است، کمونیست ها می آیند و می گویند: شانس وجود دارد، آیا واقعا پایه ای برای آن وجود دارد؟

ویمر: مطمیناً، اگر رسانه های بورژوایی درست می گفتند، پس می بایستی گوایدو در قدرت و مادورو در زندان یا در گوانتانامو می بود، یا شانس به او کمک می‌کرد به کوبا می رفت ! آن‌گونه که پمپیو آرزو می کند.

واقعیت اینکه ۲۰ سال است امریکا تلاش دارد جنبش بولیواری را تحت کنترول خود داشته باشد، اما او موفق نخواهد شد. توده ها اقدام امریکا علیه ونزویلا را مشاهده می کنند. این است که بطور ناگهان چیزی برای خرید وجود ندارد. در دهه ۸۰ ترسایی هیچ چیزی برای اکثریت ونزویلایی ها وجود نداشت. با چاوز همه چیز برای مردم بهتر بود.

عصر ما: یعنی این آگاهی ضد امپریالیستی و جنبش ایده‌های چاوز امروز به اندازه کافی برای مقاومت در برابر امریکا نیرومند است؟

ویمر: در غیر این صورت، امریکاست که حضور خواهد داشت. من خودم راه حل گرا هستم. توهم نباید داشت.

 

* کارلوس ویمر مسول روابط بین المللی  (PCV) حزب کمونیست ونزویلا

برگرفته از نشریه عصر ما شماره ۲۹ مارچ ۲۰۱۹ ترسایی

 

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۱۹ـ ۰۹۰۴

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 Copyright ©bamdaad 2019

همه پرسی بحیث یکی از فکتور های دموکراسی درون حزبی

 

 بصیر دهزاد

همانگونه که هر حزب سیاسی  در یک مقطع معین سیاسی و سطح معین تکامل روان اجتماعی به وجود میآید، بر مبنای همان ضرورت ها و واقعیت های اجتماعی ساختار درودنی خود را تنظیم مینماید و سیاست و برنامه عمومی خویش را بحیث اهداف نهایی معین میسازد.  اصطلاح "اهداف نهائی"  نمیتواند برای یک حزب کاربرد  دقیق باشد زیرا حزب باید متناسب با تکامل اجتماعی و فکتور های جدید اجتماعی، سیاسی و جو بین المللی اهداف جدید را در کوتاه مدت و درازمدت معین و جز برنامه خویش نماید.

تغیر در ساختار درونی و فرمولبندی و تدوین خطوط فکری یک حزب سیاسی جوهردموکراسی و پذیرش فکتور های جدید است که بدون شک  در هنر و پختگی سیاسی و توان تفکر و تحلیل ، بررسی و نتتیجه گیریهای متطقی و مستدل و برامد های سیاسی آن تبلور میابد. این تغیر پذیری متناسب با روان اجتماعی، حزب را  در جامعه قابل  شناخت و مورد توجه و پذیرش  بخصوص  حلقات متفکر سیاسی میسازد.

هدف این مقاله در آن است که کدام قدم ها و زمینه های  ساده و عملی میتواند حزب را در چند سوال زیر قادر به ارائه جواب سازد:

- کدام شیوه ساختار عملی تشکیلاتی میتواند رابطه  اعضا را با رهبری ساده تر، مستقیم تر و عملی تر سازد.

- چگونه میتوان موازی با پروسه ها ماشین فعال حزب را همگام به این پروسه به چرخش درآورد.

- با کدام راه های ساده و عملی میتوان نظر و سیاست روز حزب را فرمولبندی نمود و روند تدوین جهانبینی حزب را شکل داد .

- چگونه میتوان در یک کوتاه مدت  به نظریات و آرای اعضای حزب در تنظیم و فورمولبندی ایده های حزبی نایل آمد ، و دها سوالات دیگر که با تجربه جدید میتوان به  پاسخ  های عملی نایل آمد.

با تکامل ، تجارب و نوسازی احزاب سیاسی و ایجاد خط فاصل با کلاسیک اندیشی که جوابگوی عصر کنونی نمیتوانند باشند، در عصر کنونی شیوه های جدید و کاراتر  زمینه ها ی جدید را وسیعن گسترش داده است. دنیای بزرگ مجازی و استفاده وسیع از آن بصورت غیر قابل باور   امکانات انتر نتی یکی از برزکترین زمینه های اند که امروز به آن سوالات در یک ثانیه پاسخ میدهند که در سیستم کلاسیک یک ماه هم برایشان کافی نبودند.

احزاب کنونی بخصوص احزاب چپ و ترقی خواه در کشور ما هنوز با شیوه تدویر کنگره های شان باید ،بطور مثال از سه تا پنج سال اعضا را در انتظار "  تصامیم مهم" بگذارند که بحث  های " نیم روزه  " بهیچ صورت جوابگوی آنها نمیباشد. در حالت دومی مشکل است  که  آرای همه را بدست آورد و آنها را جمعبندی نمود و بلاخره در تنظیم حیات سیاسی حزب دخیل ساخت، از جهت دیگر  اینکه اخذ تصامی مهم در محدوده تصامیم  تعداد از اعضای قرار میگیرد که نمیتواند بر آنها اصطلاح آرای  حزب را گذاشت.سوم اینکه ممکن بعضی از تصامیم کنگره با تغیرات سریع پروسه های  سیاسی واجتماعی  حتی بعد از گذشت  یکسال دیگر قابل تجدید نظر میباشند . اگر زمینه چنین نوسازی و تجدید نظر موکول به کنگره بعدی گردد که اساسنامه آنرا مانند قانون بدون تغیر منجمد ساخته است، پس حزب به ساده گی از پروسه ها عقب میماند و آنچه در عمل نیز بعضن  دیده میشود، در عقب فاکت ها و روند ها در حرکت فرسایشی قرار میگیرد. نباید از این واقعیت هم انکار نمود که در این حالت  نقد، ارائه پیشنهادات موثر و بکارگیری ابتکارات و ابداعات اعضای حزب نیز در نیمه راه ها باقی مانده و منجمد میشوند و اصل های  بازپرس، نظرخواهی و جوابدهی در سطح شعار های زیبا باقی میمانند.

هدف نویسنده همه روی همین نکات نظر متمرکز است که چگونه میتوان خود و سازمان خود را تجدید ساختمان داد وپروسه ها تکامل حزب و ایدیال های حزب را   از راه های ساده ، سریع، ممکن ، عملی و  متناسب با  تغیرات در روان اجتماعی همگام ساخت.

یکی از زمینه های عملی که بدان اشاره گردیند، نظر خواهی ها و مراجعه به آرای اعضای حزب است که  میتواند در یک سرعت زمانی جمع آوری و از آنها در تدوین پالیسی های مقطعی و ضروری روز استفاده موثر نمود. البته با چنین نظر خواهی ها رهبری هم میتواند امور کاری و عملی خویش را بهتر انجام دهند.

مراجعه و ارزیابی نظریات عامه حزب و ایجاد فضای باز بررسی و نقد میتواند از یک جهت اعتماد بین رهبری و اعضا را قوی تر میسازد بلکه با  بکار گیری شفافیت حزب در تمام عرصه ها در جه رضائیت را بیشتر و از تراکم سوالات جواب نا داد ه شده پیشگیری میگردد.

اعضای یک حزب سیاسی در چنین نظرخواهی ها  خود،  نظر و آرزو های خود را در تمام تصامیم حزب در میابند ، آن  تصامیم مهم که  در مورد سرنوشت و آینده سازمان  اتخاذ میگردند . این شیوه کار بدون شک انگیزه خوبی میباشد تا هر عضو سازمان حزبی  خود در تصامیم و تطبیق آنها احساس مسئولیت مینمایند. این شیوه کار همچنان یک تجربه جدید است تا دیگر نباید صرفنن برای  تصامیم  قبلن ترتیب شده  دست بالا گردد و زمینه تبادل نظر  محدود باقی بماند..

 هدف دیگر از این همه پر سی ها  این است که از این طریق باید فاکت های انتقای و پیشنهادی جمعآوری و تعین اهداف مقطعی درو ن حزبی و سیاست های روز و همچنان  بحیث یکی ازاساسات  پلان کاری واضیح و عملی استفاده گردد که تبلور از خواست های همه اعضای این سازمان باشد.

 

مفاد این شیوه های نظر خواهی درآن است که  روی یک موضوع خاص متمرکز میگردد که در یک پیشمقدمه هدف و شیوه طرح و یا سوالات توضیح داده میشوند. خواننده ضرورت ندارد جواب و یا انتخاب خویش را با یک توضییح  بنویسد بلکه میزان نظر خود را در حلقه کردن یکی از ،بطور مثال از عدد یک الی پنج تبارز میدهد. این بدین مفهوم است که یک پرسشنامه از توضیحات و مقدمه چینی ها اضافی و غیر مرتبط با موضوع پیشگیری مینماید.

شیوه طرح موضوع و یا سوال مربوط به  مهارت کاری ترتیب کننده فورم است که تا کدام حد باید موضوعات مورد همه پرسی را واضیح و کوتاه فورمولبندی  مینماید تا برای ابراز نظر کننده پیچیده و گیچ کننده نباشد. برای روشن شدن مفاد این روش کاری به مثال زیر توجه گردد.:

انتخابات ریاست جمهوری افغانستان پیش رو است حزب سیاسی باید موقف و نقش خویش را پیرامون موضوع روشن سازد و هم باید نظر همه اعضای حزب را در مورد داشته تا بر بنیاد  آن اخد موقعیت نماید. رهبری حزب  سیاسی مسئولیت دارد تا در چنین یک تصمیم بزرگ  نظر اعضا را  نه به شیوه که پیشنهادات در نیمه راه ها جامد و یخ زده گردند بلکه باید به نظریات و آرای حزب تمکین گردد و با اخذ تصامیم در حلقه های کوچک  وداع نماید. حزب با این پرسشنامه به جمعآوری آرای حزب نایل میشود تا:

آیا برای حزب موقف اپوزیسیون موثر تر و مفاد بیشتر دارد ؟

آیا حزب عملن داخل کارزار انتخابی گردد؟

آیا حزب میتواند و توانائی آنرا دارد تا در این کارزار کاندید خویش را پیشکش نماید؟

آیا حزب تحت کدام پیش شرط ها داخل ائتلاف ها میتواند گردد.

آیا هدف حزب در چنین کارزار های انتخابی تقویه موضع و جایگاه حزب است و یا توجه به کسب کرسی های دولتی و دها سوال دیگر.

مفاد دیگر این چنین بررسی و نظرخواهی  یا همه پرسی درون حزبی در آن است که هر عضو حزب خود وروان خود را در پروسه ها و تصمیمگیری ها در میآبد و با قوتمندی در عقب آن  تصامیم قرار میگیرد که خودش با مسئولیت در آنها سهیم بوده است.

بدون شک مفاد دیگر این شیوه کار سبک ساختن بار مسئولیت همه اعضای حزب از شانه های رهبری و تقسیم دوباره

 مسئولیت به . اعضا خواهد بود

مطمینن بکار گیری روش های جدید و تجربه کردن آنها میتواند به تکامل و نوسازی حزب و تغیر در شیوه های کلاسیک بیانجامد  که خواست و نیاز زمان اند.

امید است احزاب هموند ترقی خواه ، وطندوست و تغیر پذیر این چنین شیوه های کاری جدید و ابتکاری را به تجربه گرفته تا در نقش و کسب جایگاه موثر تر و قویتر اجتماعی در یک پروسه نائل گردند.

با درود ها

 

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۱۹ـ ۰۳۰۴

 

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 Copyright ©bamdaad 2019

 

 

 

 

رهبران بى آزرم پاكستان

 

میر عبدالواحد سادات 

پاكستان بمثابه مخلوق ناميمون استعمار كهن ، از همان بدو پيدايش بقاى خود را در دشمنى با هندوستان و افغانستان تعريف و بر وفق آن دراين هفتاد سال تمام رهبران اعم از ملكى ، نظامى ، پنجابى ، سندى و پشتون عمل نموده و مينمايند .

از بمبارد مغلگى پكتيا توسط طيارات پاكستان در زمان شاه محمد خان ، تا دسايس عليه صدارت محمد داود و تحقير محمد نعيم خان توسط ریيس جمهور آنكشور ايوب خان ، سردادن شعار كابل بايد بسوزد ، توسط ضيا الحق ، طرح كنفدراسيون افغانستان - پاكستان از طرف غلام اسحاق خان ، اعتراف نواز شريف در نابودى اردوى ملى افغانستان ، افشاگرى خانم بوتو درايجاد طالبان و ... تا اظهارات شنيع اضلاع مثلث خباثت مولانا هاى خبيث انكشور كه جنگ در پاكستان را حرام و « جهاد » در افغانستان را فرض خواندند ، اكنون نوبت به داماد قبلى انگريزان و نماد از فسق و فجور پاكستانى و پوپت نظاميان آقاى عمران خان تازه بدوران رسيده كه از ديگ قطر براى ما دولت بسازد و با نهايت پر رويى ، ساختن دولت جديد و صدور انرا « مژده » بدهد . 

دهن گشوده بخارى برسم بى ادبان

سخن بجاى رسيده كه چوب ميخواهد

هيهات ! افسوس و صد افسوس 

كه براى بستن دهن اين خبيث ، جانثار همچون سيد اكبر فقيد ببركزى ، نياز است كه در برابر دهن گشايى و بى ادبى يكى از اسلاف او لياقت على خان صدراعظم وقت پاكستان در ميتنگ ( ١٩٥١ م ) در برابر افغانستان با فير چند مرمى دهن كثيف او را براى ابد بست .

بهترين راه مقابله با پلان هاى سوپر شيطانى پاكستان كدام است  ؟ 

بهترين راه مقابله تعريف مصالح افغانستان و بر مبناى ان تنظيم منشورملى  بر خورد با پاكستان ميباشد . 

نيل به اين هدف بزرگ ملى مستلزم آن است تا : 

تا به فكر كلان ملى افغانستان شمول متعهد  و به وفاق ملى چنگ بزنيم ، كه پاشنه اشيل ما ، نفاق ملى است . 

صادقانه  بايد اعتراف نماييم كه : 

از همان شروع جنگ اعلام نا شده پاكستان و سازماندهى گروه تخريبكار بر ضد نخستين جمهوريت افغانستان و تا تحقق پلان دشمن تاريخى در سوختاندن كابل و ايجاد طالبان و تسلط  آنان و دراين هجده سال ، اين هموطنان خود ما ، در خدمت اهداف پاكستان ، تراژيدى خونبار كشور را كه محصول جنگ اعلام ناشده انكشور و مداخله و تجاوز خارجى است ، تا چهار دهه تداوم داده ايم . 

اكنون كه صلح افغانستان را گروگان گرفته و استقرار صلح واقعى و پايدار را كه موجوديت افغانستان در گرو آن است ، سبوتاژ مينمايند :

نعش آغشته بخون مادر وطن ازما ميطلبد تا منافع و مصالح افغانستان را ملاک فكر و عمل قرار بدهيم و بخاطر عقيم ساختن پلان هاى شوم دشمنان تاريخى وطن صادقانه تلاش نماييم ، تا صلح راكه خواست  و نياز اساسى مردم  وشرط بقاى كشور است به فاجعه ملى سوق ندهند .

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۴/ ۱۹ـ ۲۷۰۳

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 Copyright ©bamdaad 2019

بزرگترین انتخابات پارلمانی جهان درهند

 

نثاراحمد بهین

قرار است بزودی (ماه آینده) بزرگترین انتخابات پارلمانی جهان در کشورهند برگزارگردد.
دراین انتخابات که به اساس قانون اساسی هند هر پنج سال بعد یکبار دایر میگردد وبذات خود هفدهمین دور انتخابات پارلمانی هند بحساب می آید، نوصد میلیون نفر واجد شرایط رای دهی از رای خود در یک میلیون مراکز رای دهی استفاده بعمل خواهند آورد.
گزارش ها حاکی از آنست که بیش از ۴۰۰  حزب ایالتی وسراسری ودر حدود (۸۰۰۰) کاندید برای کسب (۵۴۳) کرسی پارلمان « لوک سبا» در این انتخابات با هم رقابت خواهند داشت، واما رقابت اصلی بین حزب بر سر اقتدار فعلی « بهارتی جاناتا پارتی ـ BJP »  به رهبری صدراعظم فعلینریندرمودی،» و  « حزب کانگرس هند ـ INC»  تحت قیادت  راهول گاندی  پسر راجیف گاندی  نخست وزیر فقید هند میباشد.
هر حزب یا ایتلاف ایکه توانست ۲۷۲ کرسی ویا بیشتر از ان را بدست آورد میتواند به تشکیل حکومت بعدی اقدام نماید.
پیش بینی ها در مورد برنده شدن این دو حزب از هم متفاوت است ونمی توان دقیقآ در زمینه نظر داد ولی بیشتر تحلیل گران شانس مودی صدراعظم فعلی را برای بار مجدد زیادتر می بینند، چرا که مودی سیاستمدار هوشیار، زیرک وبا تجربه است وفکر میکنند که وی میتواند به ساده گی راهول جوان را که فاقد تجربه کار حکومتداری است را شکست بدهد. ،ازجانبی او و حزب جاناتا از حمایت بیدریغ هندوها واحزاب ملی گرا هند برخوردار است.
واما مخالفین او، مودی را شخص نفاق افگن،متعصب واقلیت (مسلمان) ستیزبشمار می آورند.دلیل این امر را هم نقش مودی رادر اغتشاشات و خشونت هندوها علیه مسلمانان درسال ۲۰۰۲ ترسایی که منجر بقتل بیش از ۹۰۰ نفر شد و در «نوقت مودی صدراعظم ایالت گجرات بود و نتوانست یا نخواست از مسلمانان هند حمایت کند می آورند.علاوتا حکومت مودی رابخاطر کوتاهی درتامین امنیت،خاصتآ مصوونیت زنان که اخیرآ چندین بار مورد تجاوز جنسی دستجمعی قرارگرفته اند ومساله بیکاری روز افزون مورد انتقاد قرار میدهند.
از جانبی هواداران حزب کانگرس جشم برا ه پیروزی حزب کانگرس وکاندید خود راهول گاندی فرزند «راجیف گاندی و سونیا گاندی» تحصیل کرده غرب میباشند.
زیرا با وجود انکه راهول در حکومت های قبلی سهم نداشته وتجربه کار حکومتداری ندارد،اما وی نخست از اتهام فساد مالی که اکثر رهبران کنگره در دوره های قبلی به آن متهم استند مبرا میباشد ، و ثانیآ او مربوط خانواده گاندی است که در جامعه پهناور هند ازاعتبار خاصی برخوردار است، زیرا تعدادی زیادی از مردم هند خانواده نهروـ گاندی را حامی «اتحاد هند» و معتقد به ارزش های «سیکولار» در کشورهند میدانند.
رو همین منظورچندی قبل حزب کانگرس بمنظور تقویت موقف راهول، خواهر ۴۷ ساله او را بنام ، پریا نکا گاندی  که از لحاظ چهره زیبا و خیلی شباهت به مادر کلان خود اندرا گاندی دارد وسخنور خوب ومردم دار است وارد کارزار سیاسی ( رهبر حزب کانگرس در ایالت اتراپرادیش یکی از مهمترین وپرنفوس ترین ایالت شرقی هند) ساختند تا ازمحبوبیت وی درانتخابات پیشرو استفاده برند و به این ترتیب با تغیر بازی حزب جاناتا و مودی را با چالش کشند.
خانواده گاندی ـ نهرو از زمان استقلال هند از بریتانیا در سال ۱۹۴۷ تا اکنون در سیاست دخیل بوده وسه تن از اعضای این فامیل : جواهر لعل نهرو نخستین صدراعظم هند جد ،اندرا گاندی مادر کلان و راجیف گاندی پدرراهول صدراعظمان هند بوده اند.
باید منتظرماند تا نتایج انتخابات پیشرو به نفع کی ها و کدام احزاب رقم میخورد.

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۶/ ۱۹ـ ۲۷۰۳

 

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 Copyright ©bamdaad 2019

فشرده خصوصیات نو لیبرالیزم

علی رستمی

« آزادی یی که نولیبرالیزم عرضه میکند واین چنین جذاب ومسحور کننده به نظر می آید، وقتی که پیاده می شود آزادی برای کوسه های ماهی خوار است نه ماهی هایی که طعمه آنان میشوند. آزادی عمل صیاد است نه صید.»».

نولیبرالیزم مناسبات انسان ها را درماهییت آن در رقابت می بیند. دراین مدرسه انسانها ویا شهروندان به نام « مصرف کننده » تعریف میشوند، که در دادستد حق اراده وانتخاب دارد. بهترین گزنیش آنها در والاترین شکل با سازوکار خرید وفروش درفرآیند بازارعملی است. دراین فرآیند انسان های نخبه ، و شایسته مورد ستایش میباشند و انسانها ی که کسب وکار ندارند، انسانهای تنبل وبی ارزش اند ومحکوم تحقیر می شوند.این رویکرد به خاطر آن است تا مردم بفهمند منافعی را که بازار تضمین میکند دولت با برنامه ریزی خود نمی توانند و هرگز دست یافتنی وموافق نمی گردد.

هرنوع عملکرد و رویکردهای که ضد منافع سرمایدار و رقابت آزاد قرار بگیرد، مغایربا آزادی تلقی میشود. مالیات ها بالای ثروت های هنگفت تقلیل  باید بکند و نظارت بر اجرات بالای آن ضعیف وخدمات اجتماعی به بخش خصوصی تعلق بگیرد، اتحادیه کارگری که برای چانه زنی مزد کارگر میباشد و عملکرد طبیعی  بازار را غیر واقعیی ارایه می کند ، بازنگری شود. نابرابری  به عنوان فضلیت برایشان چنین معنا می گیرد: پاداشی برای مفید بودن تولید برای ثروت ، چون با افزایش ثروت صاحبان سرمایه وجاری شدن آن درجامعه ،تمامی اقشار از آن بهره می برند.بازار ضامن اینست که هر کس براساس لیاقتش بهره برد.

بی اعتنایی به بیکاران جامعه ،اگر کسی بیکار باشد ناشی از عدم شایسته گی  ، خلاقیت  وبیداری وهوشیاری وناتوانی آن میباشد.مهم نیست که کرایه منزل سرسام آور بلند باشد و کسی نه تواند نسبت عدم پول درحساب جاری خود در بانک  ماهانه بپردازد.علت ان ناشی ازعدم بکارگیری بهتر عقل  و آینده نگرشخص تلقی میشود. مهم نیست که فرزندان مستمندان در مکتب خود میدان ورزشی نداشته باشند  ویا فرزندانشان  به کودکستان نروند . 

از نظر نخبه گان نولیبرالیزم : در دنیای که رقابت حاکمیت دارد، آنان که عقب می مانند به عنوان بازنده تعریف می شوند وخود شان باید این تعریف را بپذیرند. بناً درمیدان رقابت جهان لیبرالیزم منفعت طلبی فردی براساس رقابت های سرسام آور برای جمع آوری ثروت و تسلط بالای منابع اعظیم ملی کشورها که تولید تنها برای ارزش ونه برای مصرف انسانها هست، میباشد.  به این رو ، اگر کسی فقیر نادارباشد و کار سالم بهتر مسلکی وتعارفی نداشته باشد باید بیمرند و زنده گی برایشان زندان رقتبار عمال جامعه سرمایداری خواهد بود.

خلاضه اینکه:  نولیبرالیزم یک ایدیولوژی سراپا، استعماری  واستبدادی و غیرعادلانه ضد حقوق  انسان  که تنها در آرزوی ثروتمند شدن  وبهره وری از انسانها زحمتکش  بوده ، تا ازاین طریق  سرمایه های هنگفت کمایی نمایند. جنگ خون ریزی توسط بنیادگرایان دینی ومذهبی با هرنوع عمل ضد بشری که سرمایه وبهره بوجود آورد قابل قبول ،ستایش و پشتبانی آنها قرار میگیرد. مانند طالبان، داعش ،القاعده و احزاب سنت گرای اسلامی درجهان . این نیروها به مثابه وسایل افزارستمگران نولیبرالیزم  برای اهداف خویش درگوشه وکنار جهان بالای کشورهای که از ایشان اطاعت و درخط ایدیولوژی مضحک نولیبرالیستی قرار ندارند، استفاده ،میشود. اگر برای تحقق این هدف، میلیونها انسان کشته ومهاجر شوند مهم نبود ه ، وبرای شان ارزش ندارد ، بلکه ارزش ومفدیتش درآنست تا جاسوسان وبلی گویان خود را به کرسی قدرت برسانند.چنانچه امروز بعد از خاورمیانه و افغانستان ،اقدام به سرنگونی جکومت منتخب مردم  وینزویلا کرده اند ، تا این کشور مستقل وعدالت خواه  و هوادار سوسیالیزم را به انقیاد خود بیاورد، تا ثروت های ملی آنکشور را به یغما ببرند. این امر شان به مخالفت  شدید اکثریت مردم صلح دوست وینزویلا وجهان شده است وآماده گی خودرا درفاع  از رهبری نیکلاس مادورو ابراز داشته اند. اما امریکا کوشش میکند با براه اندازی کودتای نظامی و تحریم های اقتصادی بیشتر دولت مادورو را ساقط  وبه عوض آن  نوکر دست نشانده خود که مخالف رییس جمهورمنتخب برحق  مردم وینزیلا میباشد را به کرسی بنشاند. کشورهای مترقی  و عدالتخواه و احزاب چپ کمونیستی وسوسیالیستی هرنوع همکاری وهماهنگی اقدامات کودتا را توسط دولت امریکا علیه انقلاب بولیواری محکوم نموده،  آنرا اقدام تجاوزکارانه وخلاف نورم های بین المللی وحقوق یک ملت و زیر پا گذاشتن قانون اساسی آن کشورمیداند.

 

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۳/ ۱۹ـ ۱۹۰۳

 

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 Copyright ©bamdaad 2019