سازمان همکاری شانگهای و نظم جهانی

نظم جهانی چیست و چگونه شکل گرفته است

محمد ولی


دولت ها ، سازمان های جهانی ومنطقه وی بحیث نهاد های جامعه جهانی بر بنیاد مجموعه ای از توافقات،معاهدات، مقرره ها وکنوانسیون های پذیرفته شده در بین هم در تعاملات بین المللی با تاثیرات دو جانبه وچندین جانبه سهم میگیرند و روابط ایجاد میکنند که همه این تعاملات  ومناسبات بر مبنای احترام متقابل   حاکمیت ملی، تمامیت ارضی  وعدم مداخله در امور یکدیگر مرعی می گردد . این اصول درج منشور سازمان ملل متحد بوده کشورهای عضو مکلف به رعایت آن می باشند . زیرا رعایت ارزش های زنده گی در جامعه جهانی از قبیل حقوق بشر ، حفاظت از محیط زیست، جلوگیری از گسترش اسلحه کشتار جمعی وعدم استعمال  آن، همکاری درمورد جرایم سازمان یافته و مبارزه با تروریسم مستلزم پابندی به تعهدات ،کنوانسیون ها ، توافقات و معاهدات قبول شده بین آنان میباشد. مجموعه این تعاملات نظم جهانی را تشکیل میدهد که با پسوند( نوین) نظم نوین جهانی تعریف میگردد.
برخی صاحب نظران روابط بین الملل میگویند بعد از هر قرن یا کم و بیش از آن درجهان تغیراتی رخ میدهد که گویی طبق کدام قانون طبیعی پس از آن نظم جدید استقرار می یابد.
تا سال ۱۶۴۸ ترسایی (عقد معاهده صلح وستفالیا) در اروپا نظم قرون وسطایی یعنی حاکمیت امپراتور و کلیسا برقراربود بعد از فرو پاشی امپراتوری  مقدس روم- جرمن وپایان نقش کلیسا در سیاست وامور دولت، نظم جهان تغیر کرد که بعضی عناصر نظم نوین بعد از وستفا لیا تا اکنون مرعی است .
نظم نوین جهان به سه مرحله تقسیم بندی شده است :
۱- دوره اول بعد از ختم جنگ های سی ساله میان پروتستانت ها وکاتولیک ها (۱۶۱۸ – ۱۶۴۸ ترسایی ) . این جنگ با عقد معاهده صلح در وستفالیای جرمنی پایان یافت واز اثر آن امپراتوری  روم- جرمن که مشتمل بر ۴۰۰ شهزاده نشین بود به ۵۰ کشور دارای حاکمیت،  ونفوس منقسم شد ودولت های جدید بنام ( دولت- ملت ) به میان آمد ( قبلآ مردم را رعایای امپراتور  میگفتند نه ملت) این نظم تا کنگره ویانا ادامه یافت که دوره تکوین دولت های ملی میباشد.
۲- دور دوم از کنگره ویانا (۱۸۱۵ ترسایی ) تاختم جنگ جهانی اول را در برمی گیرد که آنرا دوره جهانی شدن نظم وستفالی میگویند.
۳- دوره سوم از ختم جنگ جهانی اول تا اواخر قرن بیستم را احتوا میکند که دوره بحران این نظم است .
بعد از صلح وستفالیا نظم نوین جهان بر تکوین اصل دولت- ملت استوار گردید که بر اساس آن همه دولت ها در برابر یکدیگر دارای حقوق مساوی شدند و به حاکمیت همدیگر احترام گذاشتند این نظم برای مدتی باعث حفظ صلح در اروپا بود.
با رخداد بزر گ تاریخی انقلاب کبیر فرانسه اصول نظم وستفالی به قدرت یک شخص یعنی امپراتور  مبدل شد براساس فرمان دسامبر ۱۷۹۲ ترسایی جنبشهای انقلابی درهرکشوری که ضرورت به حمایت داشته باشد فرانسه به  آن حق کمک کردن را داشت که این خود نقض حاکمیت دولت ها بود . ناپلیون خودش را امپراتور لقب داده خواستار اداره جهان شد و به جنگ  وفتوحات آغاز کرد تا اینکه در جنگ واترلو شکست قطعی خورد و فاتحان جنگ در دسامبرسال ۱۸۱۴ ترسایی  در ویانا گردهم اآمدند تا بر سر مشکلات ناشی از فرو ریزی امپراتوری ناپلیون بحث کنند که در تاریخ بنام کنگره وین (۱۸۱۵) مسما است.
کنگره وین نظم نوین بین المللی رابر« توازن قوا » مبتنی ساخت و توافق چهار قدرت فاتح جنگ انگلستان ،روسیه، اتریش وپروس حافظ اصل توازن قوا بود براساس این توافق (کنسرت اروپا هم گفته میشود) هیچ کشوری حق نداشت پا از حدود توافقات بیرون نهد وآنرا نقض کند در صورت عدم رعایت به عکس العمل جمعی مواجه میشد .به اثر این نظم سیاست خارجی کشورها بهم پیوند خورده برای اولین بار اصطلاح «روابط بین الملل » شکل گرفت وبرای اولین بار اروپا یک دوره طولانی صلح را سپری کرد.
صد سال واندی بعد از کنگره وین نظم توازن قوا در اروپا به اثر آغاز جنگ جهانی اول  ترسایی ۱۹۱۴ برهم خورد.
این جنگ نقشه اروپا را تغیر داد، امپراتوری  های بزرگ المان ، اتریش،مجارستان، روسیه وترکیه عثمانی از نقشه جهان زدوده شدند.تجزیه امپراتوری ها باعث  آمدن دموکراسی در اروپا شد.
گروه فاتحین نتوانستند مانند کنگره ویانا نظم نوین را بر بنیاد توازن قوا حفظ کنند ازین سبب یک صلح کوتاه مدت یا یک اتش بس موقت تا اغاز جنگ جهانی دوم برقرار گردید.
گرچه جامعه ملل تشکیل شد ونوید امنیت جمعی را میداد اما نسبت نبود توافق میان فاتحان نتیجه ای به بار نیاورد.فاتحان یک نظر مشترک و تفاهمی برای جلو گیری از تکرار جنگ« حکمیت" » را راه حل مشکل دانستند اما کارا وموثر نبود.

۲۰ سال بعد از جنگ اول دومین جنگ جهانی (سال ۱۹۳۹ ترسایی) آغاز شد به اثر این جنگ اروپا مرکزیتش را از دست دا ده ایالات متحده امریکا  و اتحاد شوروی بازیگران اصلی صحنه جهانی شدند جهان بدو قطب سرمایه داری وسوسیالستی تقسیم شد وجنگ سرد آغاز گردید.
در سال۱۹۴۳ ترسایی روزولت، چرچیل واستالین در تهران در کنفرانسی شرکت کردند تا اوضاع جنگ ومسایل بعد از آنرا مورد بحث قراردهند وبرای تشکیل سازمان ملل متحد به توافق برسند. در سال ۱۹۴۵ ترسایی منشور این سازمان در سانفرانسسکو با شرکت ۵۱ کشور جهان به تصویب رسید.برطبق این منشور،حفظ صلح وامنیت بین المللی از طریق اتخاذ تدابیر جمعی غرض برطرف کردن تهدیدات علیه صلح  واز بین بردن اعمال تجاوز از وظایف آن سازمان اعلان شد.
پیامد های بعد از جنگ وموضعگیری های متفاوت امریکا و اتحادشوروی در سازمان ملل متحد باعث شد تا جهان بدو قطب تقسیم شده نظم جهان بر بنیاد جنگ سرد شکل گیرد. جنگ سرد جنگ میان منافع و اندیشه ها بود که تا حد جنگ تمام عیار پیش نمی رفت. طرفین جنگ سرد دورمیزهای مذاکره باهم می نشستند،به توافقات میرسیدند و با حفظ تقابل علیه یکدیگر دارای روابط دیپلوماتیک بودند.علت عدم توسل به جنگ تمام عیاردراین دوره وجود سلاح اتومی بود.
بنیاد دفاعی هردو بلاک پیمان های نظامی انها بود(ناتو و وارسا).
از لحاظ اقتصادی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی یک پارچگی اقتصاد جهان سرمایه راتسهیل می نمود ؛ وشوروی در مقابل به انعقاد قرارداد های متقابل اقتصادی ( کومیکان) پرداخت.
با فرو ریزی استعمارتحولاتی در جهان رونما گردید که شوروی و امریکا نمی توانستند یگانگی محوریت جهان را صرف بخود نگهدارند.ظهور چین بحیث یک قدرت اتمی ، اقتصاد قوی جاپان ونقش کشورهای جهان سوم از طریق جنبش عدم انسلاک متغیر های جدیدی بودند که بر نظم جهانی و روابط بین المللی اثر میگذاشتند.
این نظم ۷۰ سال بر جهان حاکم بود تا اینکه با فرو ریزی اتحاد شوروی به پایان رسید و امریکا قدرت یکه تاز در جهان یک قطبی شد.اولین اقدام امریکا مهار سازی انرژی بدست خودش بود که به جنگ عراق آغاز کرده خواست با سقوط صدام حسین گلوگاه انرژی جهان را از خود ساخته با رقبای اروپایی اش، جاپان و روسیه سخن گوید و بعداً مساله اعراب واسرائیل را بر وفق مراد خود حل نماید.

امپراتوری  ها برای ایجاد نظم دلخواه جهانی شان امیال مشترک دارند

امپراتورها با وضع اصول مربوط بخود شان در هر زمانه ومقطع تاریخ بخود حق داده اند سرزمین های دیگران را فتح ونظم دلخواه شانرا برآن جاری سازند.
دیدگاه امپراتور معین کننده نظم جهان بوده باید جهان بر طبق میل وتخیل امپراتور  اداره شود.
یکی از امپراتوری  های بزرگ در آسیا امپراتوری  چین بود به تفکر زمامداران آن وقت چین قلمرو آنها فراتر از کشور شان وشامل تمام جهان می گردید.  امپراتور مرد مقدس، قابل ستایش وتکریم دانسته شده و«  مالک تمام قلمروهای خارج از بهشت »  تلقی می شد.امپراتور  دعی مالکیت  وحاکمیت بر همه بشریت بوده سایر سلاطین و پادشاهان به نظر او کوچک و فاقد مدنیت دانسته میشد وباید به امپراتورباج میداد.
امپراتوری  ای اسلامی بنا بر آسمانی بودن ارزش های دین اسلام با حفظ تساوی انسان ها وعدم رجحان عرب بر عجم و سفید بر سیاه با اتکا به معنویت (ایمان) احکام شانرا جهان شمول اعلان کرده پیوسته در تحرک توسعه اصول ومبادی ان بر سرزمین های دیگر بوده اند . مسلمانان در لشکر کشی هایشان بر سایرمناطق بردو اصل یکی ایمان آوردن به اسلام و دیگری قبولی پرداخت باج تاکید میورزیدند.ا آنانیکه ایمان میاوردند عضو جامعه اسلامی و فارغ از هر گونه گزند میبودند.آنانیکه اسلام نمی آوردندباید باج میدادند تا مانند سایرمسلمین مصئوون باشند.اگر بهردو اصل گردن نه نهندبا جنگ مواجه میشوند.
اصطلاح دار لا لام ودارالحرب از مصطلحات معمول نزد امپراتوری های اسلامی بود یعنی مناطق وسرزمین های که خارج از قلمرو اسلامی اند دارالحرب نامیده شده همان اصول ایمان آوردن ، جزیه یا جنگ بر آنها تطبیق می شد تا جزو قلمرواسلامی تلقی شوند به این اساس بای یست تمام جهان در زیر سایه احکام اسلامی اداره شده نظم اسلامی که منشا الهی دارد بر سراسر جهان مرعی الاجرا میباشد.
امپراتوری  ترکیه عثمانی  آخرین امپراتوری  اسلامی بود که تا بخش های از اروپا نیز میرسید.پس از سقوط  آن با حفظ استر اتیژی (جهاد) جهان اسلام قادر به وحدت ویکپارچه گی نشده بلکه طبق نظم وستفالی دارای دولت های مستقل ، با سرحدات معین، تمامیت ارضی  واحترام به حاکمیت دیگران مبدل شدند واصطلاح دارالحرب که ناقض حاکمیت وتمامیت ارضی دیگران بوده می توانست در سیاست اسلامی صلابت اش را از دست داد.
پس از شکست ناپلیون، الکساندر زار روس در کار کنگره ویانا شرکت کرد در آن زمان مرزهای امپراتوری  روسیه از سکندیناوی، بحیره بالتیک تا اوقیانوس  آرام و سرحدات چین، درقرن هجده ونزده الاسکا، اروپای شرقی و در آسیا قفقاز و آسیای میانه را احتوا می کرد.
این امپراتوری  وسیع از نظر الکساندر حق و صلاحیت ایجاد یک نظم نوین را برای جهان داشت. او می خواست این نظم را بر بنیاد اصول عیسویت بر قرار کند تا دنیای واحد دریک نظم واحد ومذهب واحد اداره گردد او بعد از شکست ناپلیون گفته بود : «  باید به سرعت در راستای گسترش سلطه حضرت مسیح که من تمامی افتخاراتم را مدیون  آن هستم دست بکار شویم » او با این گفته ماموریت خودش را از جانب خداوند وانمود می ساخت تا نظم جهان را درسایه یک ایتلاف مقدس « شکل دهد وکشورهای شریک در ایتلاف با اخوت مسیحیت منافع ملی شانرا بدست آورده به صلح وعدالت نایل آیند. با انقلاب سوسیالستی ۱۹۱۷  ترسایی در روسیه اصل اتحاد زحمتکشان سراسر جهان (پرولتاریای سراسر جهان متحد شوید !) جمله معروف مانیفست حزب کمونیست از لحاظ ایدیو لوژیک مبدا صدور انقلاب بدیگر کشورها قرار گرفت واستراتیژی توسعه انقلاب از طریق قیام های کارگران‌ وسرنگونی نظام های سرمایه داری با امحای استعمار نزد دولت جدید ارجحیت دا شت .
هندوستان تحت استعمار انگلیس هدف اول توسعه انقلاب جهانی وشکست استعمار قرار داده شد، اما این ایده از سواحل شمال آمو به جنوب نفوذ نکرد گرچه دفتر کمینترن  بصورت مخفی در باجور غرض بر انگیزی مردم هند تاسیس شده بود.
به باور مراجع شوروی دولت های مستقل دارای حاکمیت و تمامیت ارضی (نظم وستفالیی) می توانند دریک اتحاد انترناسیونالستی درهمزیستی قرارداشته جهان فارغ از استثمار ایجاد گردد که نظم آن بر بنیاد دیکتاتوری پرولتاریا وانترناسیونالسم پرولتری شکل داده می شود. اما ایده های عملی این نظم بیش از ۷۰ سال عملی نشد.
ایالات متحده امریکا دراستراتیژی سلطه بر جهان کمتر از دیگر امپراتوری ها نمی اندیشد.امریکایی ها « ارزش های داخلی کشور شانرا جهان شمول و قابل تعمیم برای تمام جوامع بشری میدانند ». بلندپروازی های امریکایی ها بالا تر از امپراتوری  های گذشته بود. توماس جفر سون یکی از روسای جمهور آن کشور امریکا  را «  امپراتوری  آزادی  » می گفت  وکشورش را ناگزیر می دانست که به «  نیابت از بشریت ، ارزش های خودش را در راستای تقویت  واستحکام حکومت داری خوب گسترش دهد »  او میگفت: «  من فکر میکنم که ما فراتر از جامعه خویش در برابر تمام جهان مسوول هستیم ».
امریکایی ها نیز اندیشه سلطه برجهان را صبغه ماورای طبیعیه داده گسترش نفوذ شانرا زیر نام ارزش های امریکایی ناشی از تقدیر الهی به نفع خود شان وانمود میسازند.
روسای جمهور امریکا اصطلاح منافع حیاتی کشور شانرا برای سلطه بر جهان انتخاب کردند که طبق دکتورین ایزن هاور « منافع حیاتی امریکا جهانی بوده هردو نیم کره وهمه  قاره ها را در برمی گیرد.»
در جهان یک قطبی پس از شوروی که امریکا  در راس آن قرارگرفت نورم های نظم جهانی از جمله احترام به حاکمیت دیگران، تمامیت ارضی واستقلال دولت ها زیرپا گردیده منشور ملل متحد مبنی بر اتخاذ تصامیم شورای امنیت بر اساس اتفاق ارا نقض شد، از حقوق بشر بصورت خشن تخطی بعمل آمد (زندان های ابوغریب، بگرام و گوانتانامو) ، بر حفظ محیط زیست و فیصله های اتخاذ شده در مورد اهمیتی قایل نشد، تروریزم را در شرق میانه بخصوص سوریه و در جریان بهارعربی به نفع سیاست های خودش بکار گرفت، بدترین و خشن ترین تروریست های مذهبی (داعش) را ایجاد کرد، با انتشار سلاح اتمی طبق سلیقه خودش برخورد کرد، پاکستان  را آزاد گذاشت تا بحیث حامی لجوج وسخت سر تروریزم به چنین سلاحی دست یابد، از اتباع کشورش که مرتکب جرایم ضد بشری شدند حمایت کرد، از هان سان سوچی در میانمار،  تا رسیدنش به قدرت حمایت کرد واز جنایات سازمان یافته ضد بشری علیه مسلمانان  آن کشور بدون کدام اقدام عملی طفره رفت.
به این ترتیب اساسات نظم نوین جهان که از سال ۱۶۴۸ ترسایی  ختم جنگ سرد رعایت می شد توسط امریکا پامال گردیده اصول زنده گی صلح آمیز جایش را به جنگ و زور گویی داد.
جورج دبلیو بوش به میل خودش جهان را به « خیروشر»  تقسیم کرده بر بنیاد گفته ابراهیم لینکلن که « تصاد میان ازادی وظلم مساله ایست که تنها از راه جنگ مورد  آزمون قرار می گیرد و با پیروزی بر چیده میشود » عملآ به جنگ افروزی اقدام کرد.
امریکا بعد از جنگ جهانی دوم پنج بار به جنگ مبادرت ورزیده است ( جنگ های کوریا، ویتنام،جنگ اول خلیج ،عراق وافغانستان) اما صرف در جنگ اول خلیج خودش را برنده خوانده در ۴ جنگ دیگر شکست خورده است.
شکست های امریکا در جنگ ها نتایج بسیار اسفبار از خود به جا گذاشته است از اثر جنگ عراق تضادهای مذهبی و قومی در آنجا به اوج رسید.میلیونها کشته ، معیوب ومعلول و آواره در پی این جنگ بجا ماند. سوریه ویران گردیده مناطق خارج از کنترول دولت و ساحات تحت تصرف نظامی های امریکا در آنجا برای افراطی های مذهبی وتروریست ها به جای امن مبدل گردید و افغانستان عملآ میدان جنگ قدرت های بزرگ وهمسایه گانش شده تروریست ها از جنوب تا شمال کشور در تحرک هستند.
حالات وا نمود کننده ناکامی وعدم توانایی امریکا در اشتیاق پساشورووی اش در مورد رهبری جهان را مسجل ساخت بحدی که حالا نزد همپیمان های غربی اش نیز بی اعتبار گردیده است.
در چنین وضع بحرانی جهان از افریقا تا آسیا و اروپا پس از یک  دوره کوتاه ربع قرن پیدایش یک تفکر، تشکل جانبدار صلح وهمکاری های جهانی ومنطقه وی و موازنه دهنده نظم جهانی ضرورت وقت است.
سازمان همکاری شانگهای بحیث یک ارگان رو به توسعه و قابل حساب در سطح جهانی ظهور کرده است. این سازمان۲۰ فیصد میزان کل اقتصاد جهان،۴۰ فیصد (۱،۵ میلیارد) نفوس جهان  و ۶۰ در صد خاک جهان را احتوا میکند.
در اجلاس امسال این سازمان رییس جمهور چین(شی جین پینگ) گفت که این سازمان « روابط مشارکت سازنده ایجاد کرده »  که  « غیر متعهد  وعدم تقابل است»  و « طرف ثالثی را هدف قرار نمی دهد » ، هدف اصلی این سازمان «  صلح در جامعه بین المللی » است که باید به آ ن دست یابیم ومهمترین راه آن «  امنیت  است.،امنیت همسایه گان  و حاکمیت ارضی آنها خیلی برای ما مهم است. »
برویت اصول بالا نظام جهان بر بنیاد دو استراتیژی متضاد استراتیژی جنگ و اشغال بخاطر جهانی سازی ارزش های امریکایی زیر شعار جعلی حقوق بشر وامحای تروریزم ؛ واستراتیژی صلح وهمکاری بدون هدف گیری دیگران از طریق مشارکت سازنده وعدم تقابل شکل خواهد گرفت واین خود آغاز انقطاب مجدد جهان شده میتواند.
اگر توان نظامی، اقتصادی وبشری چین، روسیه ومتحدان شان در شانگهای بتواند بازدارنده جنگ گردد ؛ جاپان و اروپای غربی از جمله رقبای اقتصادی امربکا می توانند بر نقش و صلابت اقتصادی امریکا  در جهان تغیر وارد کند ، و دنیای اسلام با بیش از ۱،۶ میلیارد نفوس وساحه وسیع با منابع بزرگ انرژی از اشوب پراگنی های امربکا به ستوه آمده  واز رعایت یکجانبه  و قید امریکا بسوی توسعه مناسبات با جانب صلح ابا نخوهند ورزید انگاه این امپراتوری  مغرور وسرکش رام واقعیت های جدید جهانی شده نظم عادلانه بر بنیاد منافع مشرک بشریت ومشارکت سازنده با رعایت حاکمیت ملی وتمامیت ارضی دبگران شکل خواهد گرفت.

بامداد ـ دیدگاه ـ ۳/ ۱۸ـ ۱۹۰۶

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018

رهبران خردمند جایگاه شان در قلب مردمان کشور است

مفلس به داد بنده توانگر نمیشود

هرکس صدا بلند کرد، کاوه آهنگر نمیشود

 

دردمند

نظر به شهادت تاریخ در زمان های گذشته و حال درتمام جهان بشمول کشورما یکعده افراد و شخصیت های تصنعی و تحمیلی توانسته اند با استفاده از احساس و اعتماد مردم مسلمان، صادق و ساده خود را رهبر جا زنند و با انجام بازی ها و ریاکاری ها بزرگ ترین جنایات را بر حق مردم ما روا داشته اند که جنایات صدها واقعات همچو افراد و اشخاص ثبت تاریخ کشورگردیده به قدرت رسیدن دوباره امیر دوست محمد خان و فریبکاری های عبدالرحمن خان یک مثال از آنها میباشد.

قابل تذکر میدانیم این گفته ها بدان معنh نیست که خدمات بزرگ رهبران واقعی، از جمله ابومسلم خراسانی، حمزه سیستانی، کاوه آهنگر، میرویس خان هوتک، سید جمال الدین افغانی، میر مسجدی خان کوهستانی، غازی عثمان خان پروانی، غلام نبی خان چرخی، محمد جان خان وردک، کاتب هزاره، سید اسماعیل بلخی، میر بچه خان کوهدامنی، بایزید روشان، غلام محمد میمنگی، عبدالهادی داوی، مشروطه خواهان اول و دوم، مبارزین راه دموکراسی، تحول و ترقی و تطبیق عدالت که طی پنجاه سال اخیر را در قلب ده ها میلیون راه پیدا نموده فراموش نماییم زیرا که مبارزین و رهبران واقعی که بخاطر دستیابی به دموکراسی، تطبیق قانون، عدالت اجتماعی، رشد اقتصادی، گسترش فرهنگ دستیابی به علوم و تخنیک معاصر، نجات از چنگ استبداد، نظام فرتوت فیودالی  و رسیدن به شاهراه ترقی، تعالی کشور در پهلوی سایر ملل جهان قربانی های فراوان داده  و میدهند.

مردم حق شناس و با سپاس کارنامه های آنها را که ثبت زرین تاریخ کشور گردیده و خواهد گردید سر مشق راه، روش خویش قرار داده و در روشنایی مشعل فروزان آن ها گام های متین و استواری را بخاطر رسیدن به قله های شامخ پیروزی خواهند برداشت.

طوری که مشاهده می شود یکی از عوامل عمده دشواری های موجود که سبب افزایش جاری شدن سیل های خون در کشور و گسترش بحرانهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی در کشور گردیده بر علاوه مداخله صریح ادارات استخباراتی کشورهای منطقه و جهان درامورداخلی کشور ما، موجودیت رهبران، گروه ها، احزاب و سازمان های نمایشی، فرمایشی، که صبغه قومی، سمتی، لسانی و شوراها که نظر به علم جامعه شناسی سیاسی بزرگترین سد برای وحدت ملی می باشند، بوده و می باشد زیرا که رهبران فوق به نسبت فقر تیوریکی به مشکلات مواجه بوده به جای تن دادن به خواست های اکثریت مردم مطابق خواست های اجانب گام برداشته عمل مینمایند.

از این لحاظ مسوولیت ومکلفیت خود و سایر قلم بدستان میدانم که بخاطر آگاهی بیشتر مردم بخصوص نسل جوان برداشت های خویش که از آثار نویسنده گان در رابطه به صفت عالی رهبران واقعی بدست آورده اند در خدمت خواننده گان قرار دهند. دانشمندان علم روانشناسی رهبری را چنین تعریف کرده اند:

رهبری عبارت از هرنوع اقدامی است که برای تعین هدف ها و مقاصد جمعی و وصول با آنها صورت میگیرد.

از این لحاظ رهبری را تلاش جمعی باید دانست و هیچ کس نمی تواند فارغ از یک سازمان و حزب خود را رهبر بخواند. زیرا رهبری و اعضای سازمان لازم و ملزوم یکدیگر اند.

 

اهمیت رهبری

در عصر حاضر به نسبت پیشرفت علم و تخنیک معاصر و موازات گسترده گی  سازمان ها، احزاب سیاسی و سایر نهادها رهبری نیز از اهمیت بیشتری برخوردار شده است در گذشته اگر اعضا بیک شخصیت اعتماد میکردند امروز بالای دانش، منطق و عملکرد رهبر اعتماد مینمایند از همین رو جوانان امروز به احزاب و سازمان روآورده که بر منطق و نیازمندی های زمان استوار باشد نه به روش های سنتی گذشته. درحال حاضر نمی توان بدون یک رهبر توانا جوانان و اعضای سازمان را بدور رهبری هماهنگ ساخت و اعتماد مردم کسب نمود.

به چنین اهداف رهبری میتواند دستیاب شود که از آگاهی کامل بخاطر تحلیل از شرایط عینی جامعه و مقتضیات زمان را داشته باشد و صرف با اتکا ذهن خود تصمیم نگیرد آن عده افرادی که ادعا دارند که تنها با توجه با آروزها و ذهن خود عمل می نمایند.

در دام تفکر خویش گیرمانده سبب چند دسته گی و پارچه شدن اعضای سازمان گردیده ضربات مهلک را برای سازمان و جنبش های تحول پسند، دموکرات و آزادی دوست وارد نمودند که ازاین ناحیه مبارزین ترقی و عدالت پسند، که جهان و کشورما ضربات مهلک را متقبل شده اند که با تاسف هنوزهم عده از جاه طلبان بی خرد که سنگ ترقی، دموکراسی و آزادی خواهی را به سینه میزنند از گذشت زمان درس عبرت نگرفته بی شرمانه بالای خواست های غیرعلمی و غیر انطباقی خویش پافشاری مینمایند.

نظر به گفته دانشمندان تکرار اشتباهات گذشته جنایت است. نلسون ماندیلا در کتاب راه دشوار آزادی مینویسد یک رهبر مانند یک باغبان است مسوولیت آنچه را میکارد بر عهده گیرد، باید به کارش اهمیت دهد سعی کند دشمنان را دفع کند آنچه را که باقی مانده است نگهداری کند و آنچه را نمیتواند موفقیت آمیز باشد کنار گذارد.

یک رهبر زمانی به چنین موفقیت را بدست آورده می تواند که از نفوذ و اعتبار کامل و شخصیت مورد اعتماد در بین سازمان و جامعه  برخوردار باشد.

ویژه گی های یک رهبر خوب

برای یک رهبر کافی نیست که خوبی ها را بشناسد بلکه باید قادر به ایجاد خوبی ها نیز باشد و کسانی که به اندازه کافی توان فرق و درک برای اتخاذ تصمیمات نداشته باشد در نتیجه کمبود تمیز شکست خواهد خورد و یک رهبر دارای قوت جاذبه و دافعه باشد بلوغ فکری و حسی نیز از ضروریات آن است. دارای تعادل روحی آفرین باشد.

یکی از ویژه گی های رهبر خوب بیش از همه چیز دیگر نگرش علمی میباشد زیرا که به نگرش علمی نیاز دارند تا بتوانند مسایل روز را با اتکاء به برداشتهای خود مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند داشتن تخصص نیز رهبران را در زمینه کاری آنرا یاری میدهد.

پشتوانه رهبری قدرت است و این قدرت بدون پیشتبانی صادقانه اعضا و پیدا کردن جایگاه در بین مردم و جامعه ناممکن است و زمانی میتواند یک رهبر به همچو اهداف دستیاب شود که رهبر قدرت را به منطق مبدل سازد و ازین طریق اعضا را به اهداف تعیین متعقد سازد.

خلاصه موجودیت همچو رهبران در احزاب و سازمان ها میتواند باساس فداکاری، صداقت، اعتماد میلیونها مردم را جلب و جامعه را بسوی رشد، ترقی، رفاه، صلح و ثبات واقعی سمت دهی نمایند. 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۲/ ۱۸ـ ۱۱۰۶

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018

دستان تاراجگران از ثروت های ملی افغانستان کوتاه

   

هیچ گنجی  دیگ بی سرپوش نیست

هیچ  دولت  ا ینقدر  خاموش  نیست

 

عبدالو کیل کوچی

بآنکه هموطنان عزیز کما بیش آگاهی دارند که گروه های اجیر ومزدور صفت طالب داعش پرتاب شده از خاک پاکستان در جنگ نیابتی با تجهیزات جنگی و دستگاه ماشینری وهمراه با وسایل انتقالات بزرگ از دیر زمانی تا بدینسو گوشه گوشه قلب وطن ما را شگافته منابع زیر زمینی  ، سنگ های قیمتی وثروت های طبیعی کشور ما را به غارت برده وبه پاکستان انتقال میدهند .

چنانچه به نقل از منابع خبری بی بی سی لندن مورخ ۲۳ . ۵ . ۲۰۱۸  اخبار تحت عنوان :« هشدار در باره استخراج غیر قانونی معادن در افغانستان » چنین ارایه میکند که « داعش وطالبان سالانه صدها هزاردالر ازاین راه درآمد دارند » این منبع خبری با اشاره به استخراج سنگ های قیمتی در دو ولسوالی ولایت ننگرهار وسنگ لاجورد در ولایت بدخشان وانتقال آن را به خاک پاکستان و همچنان درباره رونق تجارتی آن می افزاید که: « اولین خریدار آن امریکا و دومین خریدار آن اروپا میباشد ». در خبر مذکور اشاراتی مبنی بر جنگ های طالب و داعش بر سر تسلط به منابع یاد شده موُید این حقیقت است که جنگ در افغانستان ، جنگ بر سر منابع و معادن است.

درخبر دیگری از همین منبع زیر عنوان « پول پودر بچه * بدست طالبان و داعش میرسد.» در بخشی از خبر آمده است که: «......... سهم طالبان از تجارت غیرقانونی سنگ تالک که درتولید این محصول استفاده میشود به سه صد میلیون دلار درسال تخمین شده داعش هم ازین راه صدها هزار دلار درآمد دارد ». در ادامه این خبرچنین آمده است «... گلوبال ویتنس در گزارش تازه گفته که پاکستان مقصد اصلی سنگ تالک افغانستان است وامریکا و اروپا از خریداران عمده این مواد معدنی هستند .»

دستبرد ثروت های طبیعی ازکشوری که بیش از نصف نفوس آن زیر خط شدید فقر نفس میکشند ،منابع و ثروتهای آبایی آنها به تاراج میرود .

به نظرمیرسد از روزی که لشکر نظامی خارجی زیر عنوان جامعه جهانی بمنظور جنگ با تروریزم وبرای آوردن صلح وثبات درافغانستان آمده اند ،گفته میشود که اوضاع امنیتی  نی تنها بهبود نیافته بلکه بدبختانه بدترهم شده میرود .چنانچه طی دهسال گذشته با حضور نظامی اروپایی و امریکایی ، اگر موجودیت گروه شریر طالبان را در نظر بگیریم این گروه نسبت به دهسال قبل چند برابر بیشتر وساحه نفوذ آن گسترده ترمیشود .علاوه بر موجودیت طالبان بسیاری نقاط کشور به جولانگاه تروریستان داعش والقاعده مبدل گردیده ومناطق امن کشور به نا امنی وحملات مرگبار مبدل میگردد.

 همچنان درطول سالهای جنگ محصولات کشاورزی روبه کاهش بوده و حاصل تریاک ومواد مخدره به ارزش میلیاردها دالر رسیده است . گذشته از آن روز تا روز بروی آتش جنگ نیابتی در کشورما توسط همسایه گان وهمدستان خارجی شان روغن پاشیده میشود که آتش جنگ همچون اژدهایی بدور منابع طبیعی کشور ما زبانه میکشد .

سوال اساسی درینجاست که دور از ذره بین قوت های خارجی در افغانستان آنهم  مجهز به تکنالوژی عصری وپیچیده ، آیا پشه ای پر زده خواهد توانست ؟ در حالیکه دزدان وغارت گران پاکستانی با ماشینری عریض وطویل وسایل نقلیه بزرگ همه روزه پاره پاره معادن افغانستان را بخاک پاکستان انتقال میدهند .

از طرفی دولت تحت الحمایه افغانستان که نمیتواند جلو دزدان وغارتگران چسپیده به دارایی ومنابع  طبیعی افغانستان را بگیرد ، هر رویداد مهم را به بهانه کمیسیون وهیات بررسی که اصلاً وجود فزیکی نخواهد داشت  خاک بچشم ملت زده واز کنار بسیاری قضایای بزرگ باسکوت مرگباری می گذرد. پس معلوم میشود که از مدیریت کردن بهتر درمسایل جاری این کشورعاجز است .

چنین وضع المناک ، اشک از چشمان انسان های متعهد و وارثین اصلی این سرزمین جاری میکند ، زیرا که هیچ کشوری در تمام جهان همچو ن  دیگ بی سرپوش نیست .

هیچ مسوولی چنین  بی ننگ  نیست

بنده ی غارت گران   سنگ   نیست

تا که معد ن هاست ، بغیر از خلقها

هیچکس مایل به ختم جنگ  نیست

بنا بر آن بی نیاز از اثبات است که وارثان و صاحبان اصلی آب و خاک افغانستان ، این سربازان دلیرو فرزندان سرسپرده مردم افغانستان است که در دفاع از استقلال ، تمامیت ارضی ، حاکمیت ومنافع علیای کشور قهرمانانه ایستاده و حتا جان های شیرین خود را فدای ناموس وطن میسازند . بنا برآن بر مردم آزاده افغانستان است که درهمیاری وهمکاری با جریانات ترقی خواه وعدالت پسند ، آزادی خواه وطندوست ، دموکراتیک وطنپرست ونیروهای چپ دموکراتیک کشور با کنار گذاشتن فاصله ها ، اختلافات وتعصبات،  به منظور نجات وطن ودفع این فاجعه هولناک در یک خط مقدس وجبهه بزرگ میهنی با ایمان وعقاید مشترک وطندوستانه  صدای دادخواهانه مردم افغانستان را بگوش جهانیان و مردم آزاده افغانستان  برسانند تا وطن راه نجات خود را دریابد.

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۵/ ۱۸ـ ۲۹۰۵

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018

 

دراستقبال از تدویر کنکره حزب ملی ترقی مردم افغانستان:

نکات نظر پیرامون میکانیزم یک ساختار شورای اروپایی حزب

 

بصیر دهزاد

ابراز نظر پیرامون اسناد کنگره که ما در آستانه تدویر آن قرار داریم، مسوولیت تمامی رفقای است که باید  ایده های خویش را قبل از تدویر این جلسه با اهمیت سازمانی  ابراز نمایند. علاوتاٌ ما باید ایده های خویشرا با رفقای کمیسیون تدویر کنگره نیز شریک  سازیم. روی همین دلیل بجا  دانستم تا روی یکی از مسایل مهم ساختاری مربوط به شاخه اروپایی حزب ما ایده های خویش را با شما رفقا شریک سازم.

شورای اروپایی از آغاز ایجاد آن یک شاخه مهم و موثر سازمانی حزب ملی ترقی مردم افغانستان بوده است. روی همین اهمیت  این شورا هر باری مورد بحث ها، نتیجه گیری ها و تصامیم شورای مرکزی حزب قرار گرفته است و تغیرات در آن به وجود آورده شده است.

این شورا یا شاخه با اهمیت در ساختار حزبی ما هنوز هم اهمیت و موثریت خویش را بر پروسه های درون حزبی داشته و این موثریت را نباید با سابقه بیش از ده سال موجودیت اش دست کم گرفت. ولی مهمتر این است که این سازمان از لحاظ  خصوصیات و مشخصات برون مرزی اش میتواند با ساختار های ولایتی و شهری داخل کشور تفاوت های را داشته باشد. روی همین دلیل ایجاد یک میکانیزم تشکیلاتی و در چهار چوب محتوای اساسنامه حزب که در نگره بیش رو مورد بحث قرار خواهد گرفت، ضروری و حایز اهمیت پنداشته میشود. این میکانیزم را باید بر اساس مشحصات زیر مورد توجه قرار داد:

اعضای حزب درکشورهای اروپایی تیت و پاشان زنده گی میکنند که صاحب تجربه، دانش ، تخصص در عرص های مختلف و دارای تحصیلات بلند اند. نمیتوان بدون ایجاد یک سازمان موثر ، کارا و عملی از این بگاژهای موثر در پروسه های سیاست عملی حزب استفاده نمود.

تجارب سال های قبلی تا اکنون نشان داده است که شیوه های قبلی سازماندهی حزبی  منحصر بریک  تعداد محدود رفقا در اروپا نه تنها کارا نبوده  ؛ بلکه این  احساس را در بین تعداد زیاد رفقا رشد داده است که گویا بیشترین رفقا خود و ایده های خود را در روند های حزبی در نمی یابند ، در نتیجه اهسته آهسته به کناره گیری روی آورده و خویش را در حاشیه رانده شده  فکر میکنند. اکثراٌ  چنین فکر شده است که رفقا در اروپا روی دلایل سنی، مریضی  و غیره و غیره توانایی و علاقمندی به سهمگیری وظایف حزبی را  ندارند، در حالی که موج انتقادات، نکات نظر و بحث های گرم در واحد های اولیه  طوری دیگری بوده است.

شیوه ایجاد ساختار قبلی شورای اروپایی با انتخابات از شورا های کشوری تا شورای اروپایی و رهبری پندیده شده آن،  نتوانسته بود روان و احساس پاک و با مسوولیت همه اعضا را ارضاٌ نماید. نباید از تلاش ها بر اعمال نفوذ در پروسه های انتخاباتی انکار نمود. روی همین دلیل بحث های طولانی ، تقابل ایده های ناشی از اعمال نفوذ در جلسات  رهبری شورای اروپایی سازمان اروپایی را بیشتر آسیب پذیر ساخت، همکاری ها و تفاهمات جایش را به موج انتقادات و نا ملایمات درون حزبی  خالی کرد و تعداد  با ناامیدی ها ، نا راحتی ها کنج و کنار را انتخاب نمودند،  تا سهمگیری شان در  پروسه تقویت یک حزب فعال، مبتکر و پیشقدم .

روابط با سازمانهای سیاسی همسو و دوست و شاخه های روپائی شان و احزاب سیاسی چپ در کشورهای اروپایی درسطح افراد و امکانت محدود صورت گرفته و آنهم در محدوده افراد معین. سازماندهی این هدف در سطح شورا های کشوری در سطح خیلی ها نازل صورت گرفته است. در حالیکه برای یک شاخه مهم حزب در اروپا این یکی از وظایف بزرگ حزب ما در بخش سیاست خارجی اش میتواند باشد. روی دلایل نا واضیح از سالها قبل از ثبت شاخه اروپایی حزب ما در اورگانهای  کشور های اروپایی  جلوگیری گردیده  و اقدامات کوچک  دیگر در این مورد هم نتوانست سر از آب برون کند.

 استفاده از تجارب بزرگ و ارزشمند سیاسی، سازمانی- تشکیلاتی انعده رفقای که  در دوره های  حاکمیت و قبل از حاکیمت در وظایف بزرگ رهبری قرار داشتند، بصورت کوردینه شده تنظیم نیافته است.  از یک جهت قابل درک است که ارایه مشورت ها با تعداد از این رفقا با طرق و وسایل معین صورت میگیرد، ولی سازماندهی موثر و وسعت ارایه مشورت ها در قالب صحبت ها، کنفرانس ها ، ارایه مقالات و مصاحبه ها و جمع آمد های تبادل نظر صورت نگرفته است.

تجربه از ایجاد کمسیون انسجام و همآهنگی  از آغاز تا بحال چندان کارا و مثبت نبوده است. در بیشتر از یکسال گذشته این کمیسیون نه تنها از یک  رهبری فعال  شورا های کشوری در اروپا نتوانست کارا از آب برون شود بلکه بیشتر در خود فرورفته و مصروف چانه زنی های فرسایشی گردید.

اکنون این سوال مطرح میگردد که ما اعضای حزب در اروپا به کدام میکانیز تشکیلاتی ضرورت داریم تا همه توانایی های خویش را در وجود یک ساختار موثر و عملی و ساده بکار ببندیم و وظایف خویش را در روشنی اهداف عمومی و جاری برنامه وی و اساسنامه حزب انجام بدهیم  و دوباره بحیث یک نیروی  قبل حساب برای رفقای رهبری ما در کابل محاسبه گردیم.

من با آنکه با علاقمندی و احساس مسوولیت طرح یک میکانیزم تشکیلاتی را با در نظر داشت خصوصیات اروپایی آن به کمیسیون محترم انسجام و همآهنگی اروپایی ارایه نمودم، بجا میدانم تا فشرده این طرح را با شما رفقا نیز شریک سازم.

کدام مشخصات میتوتند برای میکانیزم یک شورای فعال، سازماندهی و مبتکر  اروپایی  ضروری، موثر و ثمر بخش باشند.

- این سازمان مانند سایرسازمانهای تشکیلاتی حزبی مسجل در اساسنامه حزب پیشبینی گردیده و نزد ارگانهای رهبری حزب در داخل کشور مسوول و گزارشده میباشد.

- رسانیدن به موقع  و تطبیق تصامیم رهبری حزب در شورا های اروپایی

-  سازماندهی منسجم فعالیت های حزبی در عرصه های ساختار، رسانش،  تبلیغ و پژوهش   در روشنی اهداف کوتاه مدت و دراز مدت حزب در برنامه عمل حزب در سطح اروپا  .

 -  براه انداختن سیمینار ها و کنفرانس های علمی و سایر جمع آمد های تبادل نظر روی مسایل مبرم روز و روند های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و کلتوری داخل کشور و انعکاس وسیع آنها در سایت های رسانشی و اطلاعات جمعی حزب.

-  سهمگیری فعال و جمعبندی ایده ها و نظریات بکر و ابتکاری مشورتی رفقای صاحب دانش، تجربه و تخصص در کشورهای اروپایی  و ارایه به موقع آنها به ساختارهای مرکزی حزب از کانال های حزبی که در این طرح مشخص گردیده اند.

-  انسجام کار و فعالیت های سازمانی همگام در سطح شوراهای کشوری.

-  ایجاد و حفظ تماس ، روابط و همکاری دوستانه با حلقات و سازمانهای فعال سیاسی و اجتماعی مماثل در کشور های اروپایی.

-  همکاری و سهمگیری شورا در انسجام فعالیت های اجتماعی نهاد های اجتماعی و فرهنگی در کشور های اروپایی برای هموطنان ما در کشور های اروپایی.

- دفاع از منافع مشروع و قانونی از حقوق افغانان ما درکشور های اروپایی در عرصه های شهروندی و پناهنده گی.

این شورا میتواند متشکل از رییس، سکرتر مسوول و مسوول کمیسیون مالی  ، معاون، مسوولین کمیسیون های تشکیلات و رسانش و تبلیغ و مدیر مسوول سایت انترنتی  و مسوولین شورا های کشوری میباشد.

انتخاب رییس، سکرتر مسوول و مسوول مالی با راًی سری و مستقیم از جانب تمام اعضای شامل تشکیل اروپایی و برای دو سال  انتخاب میگردند.

 معاون، مسوولین کمیسیون های رسانش و فرهنگ و تشکیلات و همچنان مسوول سایت شورا در اولین جلسه اعضای آن ( رییس، سکرتر مسوول، مسوول امورمالی و رییسان شورا های کشوری) انتخاب و مستقیماٌ عضویت شورا را کسب مینمایند. تصمیم این شورا برحسب اکثریت اعضای حاضر در جلسه صورت میگیرد.

این شورا دارای مسوولیت و صلاحیت همه تصمیم گیری و تطبیق تصامیم و فیصله های حزب و سایر تصامیم مربوط به حیات حزبی در شورا های کشوری میباشد. این شورا میتواند در هر دوماه یکبار جلسات نوبتی خویشرا تدویر نماید.

شورا برای انجام امور روزانه خویش یک رهبری ( هیاات اجراییه)  انتخاب مینماید که شامل رییس، معاون، سکرتر مسوول، مسوول کمیسیون مالی ،مسوول کمیسیون تشکیلات،  مسوول کمیسیون رسانش و تبلیغ  و گرداننده ( مدیر مسوول ) ویب سایت شورا میباشد.

شورای اجراییه  مسوول سازماندهی امور محوله را داشته در واقعیت امر رهبری اجرای وظایف  و امورات روزانه را به عهده دارد که از جانب شورا انسجام و همآهنگی محول میگردند. این شورا وظیفه دارد تا طرح پلان های کاری سالانه را نیر تهیه و جهت تصویب به جلسه شورای همآهنگی آماده سازد.

مسوولین کمیسیون ها میتوانند در جنب خویش تعداد از رفقای صاحب تجربه ، دانش و تخصص را جلب و همکار سازند.

تعین خطوط کاری کمیسیون های رسانش، تشکیلات  و مالی از صلاحیت های شورای انسجام و همآهنگی اروپایی میباشد.

 

شورای اجراییه میتواند در جنب خویش کمیسیون مشورتی را متشکل از سابقه داران حزب که در هنر رهبری ، سازماندهی و عرصه های مختلف تخصصی تجربه کاری دارند ،ایجاد و در موارد ضروری و یا به درخواست رفقای رهبری کابل مشورت های ایشان را جمعبندی نموده به آن رفقا شریک سازند.

کمیسیون مشورتی میتوانند کمیسیون رسانش و تبلیغ را در تهیه مقالات، ارایه کنفرانس های علمی و سیمینار ها کمک نمایند و عند الموقع و در موارد مهم روز و تطبیق پالیسی حزب مشوره های سود مند شان را ارایه نمایند.

موجودیت یک کمیسیون بررسی و تدویر انتخابات نیز برای شورا یک ضروت پنداشته میشود.

کمیسیون بررسی و تدویر انتخابات درعین پروسه انتخاباتی انتخاب میگردند که رییس، سکرتر مسوول و مسوول کمیسیون مالی مورد انتخاب قرار میگیرند.

این کمیسیون متشکل از سه نفر میباشد.

کمیسیون مسوولیت بررسی شکایات و تدارک پروسه انتخاباتی برای دوره جدید را به عهده خواهد داشت. علاوتاٌ  مسوولیت خواهد داشت تا:

- لست نهایی کاندید ها را برای پست های رییس، سکرتر مسوول و مسوول مالی و کمیسیون جدید بررسی آماده  به جلسه انتخاباتی ارائه بدارد.

در صورت که برای هر پست بیشتر از دو رفیق کاندید باشند، کمیسیون صلاحیت دارد تا تنها دو رفیق را با در نظر داشت شرایط که در فوق تذکر داده شده اند، واجد شرایط کانداتوری دانسته به جلسه پیشنهاد نماید.

- کمیسیون وظیفه دارد تا تدارک جلسه انتخاباتی را دو ماه قبل از تدویر تدارک نموده تاریخ و محل جلسه را اعلام نماید.

ایجاد شورای انسجام و هماهنگی اروپایی و انتخاب پست های که در این سند پیشبینی گردیده اند، بعد از نهایی شدن این سند در اسناد رسمی حزب و یا فیصله شورای مرکزِی حزب قابل تطبیق میباشد.

این طرح کدام نکات مثبت و عملی را ارایه مینماید؟

-  رییس، سکرتر مسوول و مسوول کمیسیون مالی و کمیسیون بررسی و سازماندهی انتخابات صورت مستقیم از جانب تمامی اعضای حزب  انتخاب میگردند. این انتخابات از یک جهت ساده و عملی میباشد واز جهت دیگراز جرو بحث های شباروزی جلو گیری میکند و میتواند یا از طریق جلسات حضوری د و یا هم با استفاده از سیستم های قابل استفاده انتخاباتی انتر نتی .در عمل پیاده گردد. 
-  مسوولین شوراهای کشوری خود نماینده گان همه شورا های کشوری اند که قبلاٌ مورد انتخاب قرار گرفته اند.
ـ  در این طرح علاوه از وطایف سازمانی ، وظایف اجتماعی و دفاع از حقوق هموطنان ما در کشور های اروپایی نیز در نظر گرفته شده است که زمینه ساز کارهای مشترک با سازمانهای اجتماعی میباشد

 ـ ساختار این شورا در مطابقت با ساختارهای سیاسی و اجتماعی درکشورهای اروپایی همشکل میباشد. در صورت موجودیت تصمیم مبنی بر ثبت این ساختار دریکی  ارگانهای رسمی کشورها، ساختار این شورا معضله برانگیر نیست.
ـ  شورای مشورتی در همکاری با شورای اجراییه می تواند به یک حلقه ابتکاری در ارایه کنفرانس ها، لکچر ها، تهیه اسناد، ورکشاپ ها ، کار با وسایل اطلاعت جمعی و رسانه یی برای حرب مبدل خواهد شد.
-  به چالش های مانند چانه زنی و اعمال نفوذ غیر موجه جای پا وجود نخواهد داشت. در عوض ابتکار ، همکاری و ادای مسوولیت سازمانی متبارز تر خواهد شد. 
-  نظزیات ابتکاری، انتقادات و شکایات رفقا از واحد های اولیه مستقیم تر به شورای اروپایی رسانیده خواهد شد و بدان پاسخ به موقع ارایه خواهد شد. 
- ارتباط میان بین رفقا در اروپا  و رهبری در کابل عملی تر و شفاف تر شکل خواهد گرفت.
از رفقای گرامی صمیمانه ارزمندم تا با ابراز نظر های شان این خاکه را مکمل تر ساخته و هم انتظار سوالات  بیشتر بیشتر را خواهم داشت.

بامداد ـ دیدگاه ـ ۲/ ۱۸ـ ۰۵۰۶

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018

 

آل سعود در گنداب فساد های اخلاقی



عارف عرفان


خاندان فاسد آل سعودمدام در پناه عمامه وعبای اسلامی، به عیش وعشرت غیراخلاقی  پرداخته وجهان اسلام  را به جولانگاه  تروریستی درآورده است. کمترین جنایت واقدامات تروریستی را در گستره جوامع اسلامی میتوان سراغ  داشت که  نشان انگشت این خاندان فاسد و تبهکار در آن آذین نیافته باشد. داعش یکی از بارزترین محصولات تجارتی عربستان سعودی است که با همپیمانی شرکای غربی آن به بازار اسلام  وارد شده است.
این خاندان با گسترش تفکر وهابیت، بر پایگاه اسلام  واقعی ضربه مرگبار وارد نموده واندیشه افراط گرایی را در جامه وهابیت بر جهان صادر نموده وجنایات بزرگی را بر جهان اسلام به  انجام رسانیده است.
فساد مالی واخلاقی بزرگترین لغزش های است که این خاندان را در هم پیچانیده وسران بلند پایه این خاندان به طرز مستدام درین گنداب شنا می نمایند.
اخیرأ وبگاه «the New Arab»  آلوده گی وفساد اخلاقی یکتن از شهزاده گان مشهور آل سعود را به نشر رسانیده که بطرز آشکار رُخ دیگری این خاندان عوامفریب و ریاکار را به نمایش میگذارد. *
درین نگارش مستند خواهید دید که شاهزاده سعودی بنام سعود الفیصل  وزیر اسبق خارجه عربستان سعودی و قدیم ترین وزیر خارجه جهان که نماد سیاست خارجی عربستان سعودی بود،در زمان تصدی وزارت خارجه چگونه سرگرم راه اندازی فیلم های سکس بود.
بر پایه ادعای دادگاه فرانسه ، شاهزاده سعودی پس از راه اندازی سلسله از فیلم های سکس ،پول مصارف مربوط رانیز نپرداخته است.
براساس گزارشات، شهزاده عربستان سعودی و وزیر خارجه اسبق آنکشور توسط نزدیک ترین آشنای مراکشی خویش سه فیلم  پورنوگرافیگ (سکس) را راه اندازی نمود.
مبتنی برین گزارش، این اقدام شاهزاده سعود الفیصل و رسوایی جهانی آن، دیپلومات های سعودی را در موقعیت دشواری قرار داده است.
بر اساس اسناد دادگاه، سعود الفیصل، وزیر اسبق خارجه عربستان سعودی، که در سالهای ۱۹۷۵ تا  ۲۰۱۵  ترسایی برای مدت چهل سال دراین مقام ایفای وظیفه نمود، تصمیم گرفت تا مجموعه ای از فیلم های سکس را تهیه کند، اما بر پایه اسناد دادگاه این شاهزاده، هزینه های تولید این فیلم ها را تا حال پرداخت ننموده است.
شهزاده سعود الفیصل، نوه بنیانگذار پادشاهی سعودی، از یک شرکت خدماتی فرانسوی به  نام  «  Atyla SARL»   تقاضا   نمود تا به تولید سه فیلم ۴۵ دقیقه ای پورنوگرافی با کارگردانی یک آشنایی خیلی نزدیک مراکشی اش بپردازد .دادگاه عالی « Nanterre»که در حومه غرب شهر پاریس موقعیت دارد، این گزارش را به نشر رسانید.
ایمیل ها و پیام های تلفون همراه بین دستیارهای شخصی فیصل، « بویل انتولین» و « فرانسیسکو ساکتو» و مدیر شرکت « آتیلا »، مارک پلای، بحیث مدارک وشواهد ، به دادگاه ارایه شده است.
در میان جزییات مورد بحث از طریق ایمیل، تاریخ، محل فیلمبرداری، امضای شهزاده وفرمایشات شخصی آن برای تهیه این فیلم ها موجود اند.
به طرز نمونه، در یکی از ایمیل ها که یاد داشت فیصل را بازتاب میدهد، ناسازگاری او را در خصوص یک عمل ویژه هنگام فیلم برداری به نمایش گذاشته ، در حالی که در همین جریان ،شهزاده ، هدایت خاصی رابرای بازیگران این فیلم صادر میدارد.
دجینیا، یاد داشت مینماید که شهزاده حالت چشمان بسته وگره خورده گی بازیگران را نمی پسندید وتقاضای نو‌آوری برای تولید این فیلم ها را داشت.
 در یکی از ایمیل های شهزاده چنین آمده است « مهم است که انسان باید با همراه وهمنشین خود، نه با خشونت، بلکه با استفاده ازمهارت ها وتوانایی هایش و هدیه ای که از طرف خداوند اعطاشده است، برتری جوید » .
یکی از راویان این سناریو بیان کرد که شاهزاده سعودی، یک اپارتمان مجلل را در اختیار این دوست مراکشی خود، که نقش بازیگر این فیلم ها را بسر رسانید در پاریس گذاشت.
اما بنا بر قول رسانه های فرانسه ، هفت سال پس از اولین مکاتبات، این شرکت هنوز هم به دنبال پرداخت هزینه تولید فیلم است و تقاضای ۹۰۰۰۰  یورو یا تقریبا ۱۱۰۰۰۰ دلار  با دوران سود معینه وبالاتری میباشد.
شاهزاده سعود الفیصل به  تاریخ ۹جولای سال ۲۰۱۵  جان باخت، اما این اسناد نشان می دهد که آتیلا به دنبال حصول هزینه خود  از شرکت مالی  دیگری، بنام « SCI 25 Avenue Bugeaud»،  که توسط  یکی از دختران فیصل اداره می شود، میباشد.
این بود بخشی از دیباچه متولیان ارشد خانه کعبه که از خطر دین در بیرون از مرزها سخن  گفته وهیولای تروریستی رابا آمیزه های وهابیت بربدنه اسلام پروش میدهند.

*منابع :وبگاه The New arab

 

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۱۸ـ ۱۲۰۵

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018