ریشه شناسی واژه گپ Gap و کاربرد آن در زبان گفتاری فارسی مردم افغانستان

دکترحمیدالله مفید

 

جمهور دانشمندان و زیانشناسان به این باوراند ، که جایگاه پیدایش و پرورش زبان فارسی پشته شرقی ایران که شامل کشورهای افغانستان ، تاجکستان و بخش های شرقی ایران امروزی می شوند، می باشند.

زبان گویشی فارسی مردم افغانستان  مملو از هزارها واژه ناب و سچه اوستایی و سنسکرت  پیشین است ، که به گونه ای گیتایی در این زبان نگهداری شده اند.

یکی از واژه های بسیار باستانی که در زبان گویشی مردم افغانستان کاربرد شگفت انگیز دارد، واژه « گپGap »  » است ونزدیک به۷۱معنا  را در خود نهان داشته است ، در حالی که جای این واژه را در بخش های غربی ایران امروزی واژه« خبر و حرف » در تاجکستان اغلب همراه با خبر زیادتر واژه « سخن » به کار می رود.

 رویکرد  فرمایید به کاربرد واژه ای گپ Gapدر زبان گفتاری فارسی مردم افغانستان:

گپ به معنی خبر در فراز : چی گپ است ؟ گپ از چی قرار است ؟ در ایران امروزی می گویند : «چه خبر»

گپ به معنی موضوع  : گپ مفت . گپ هوایی .

گپ به معنی  سخن و کلام در فراز : از گپ ماندن ، سر گپ آمدن ( به دو معنی  هم به معنی طفلی که تازه به سخن گفتن آغاز کند و هم به معنی کسی که پس از سکوت یکباره زیاد سخنرانی کند.)

گپ به معنی حرف : زیاد گپ نزن ، گپته بگو ! یعنی زیاد حرف نزن و حرفت را بگو .

گپ به معنی سخن نیش دارد : گپ پهلو دار ، گپ نیش دار، گپ زشت ،گپ ته وبالا نزن

گپ به معنی تهمت در فراز : گپ ساز یعنی تهمت گر  ! برایش گپ ساختن یعنی بالای او اتهام بستند

گپ به معنی غیبت ، سخن چینی و نمامیت : در فراز : پشت سر کسی گپ زدن ، یعنی به کسی اتهام بستن.گپ رسان ، گپ را برایش برسان و گپ چینی .

گپ به معنی سخن سنجیده و معقول : در فراز : گپ جان دار، گپ پخته ، گپ درست .گپ معقول ،

گپ به معنی فتنه و فساد . در فراز : گپ خیست و یا گپ خیستن ،  گپ خراب شد، گپ گوی در گو شد. گپ روده شد، گپ از گپ تیر شد .

گپ به معنی فهم و درایت : در فرازی : به گپ رسیدن ، آدم گپ فهم ، گپ دان ، گپ را از هوا قاپیدن .

گپ به معنی اطاعت و فرمانبرداری : در فراز : آدم گپ شنو ، به گپ کسی کردن یعنی از او فرمانبرداری کردن

گپ به معنی اطلاع و آگهی . در فراز : از کسی گپ کشیدن ، . گپ گیر .از دهنش گپ بگیر ، به گپ برسانیش.

گپ به معنی کسی را بافتن و از خود کردن ، در فراز : کسی را گپ دادن و یا او را گپ دادم .گپش بتی ،

گپ به معنی ساده گی : در  ترکیب : آدم گپ رو . بی گپ و سخن ،

گپ به معنی راز : در ترکیب : گپ پت و پنهان ، گپ بین من و خودت باشه ، ، از گپ کسی خبر نشه ،

گپ به معنی نزع و بی حالی : در فراز ، بیچاره از گپ مانده ،

گپ به معنی دشنام : در این سروده ای مولوی :

 که ز  هر ناشسته رویی گپ زنی

 شرم داری از خدای خویش نی .

گپ زدن به معنی شعر سرودن : در این سروده حکیم سنایی غزنوی :

هر کجا ایازی دیدخواهی در جهان

 عشق بر محمود بینی گپ زدن بر عنصری .

گپ به معنی سخن بیهوده  و گزاف : گپ های چتی نزن ! گپ بیهوده نگو . چنانی که انوری گوید:

 چند گویی خواهر من پارساست

 گپ مزن گرد حدیث او مگرد.

گپ به معنی اندیشیدن در فراز : ما در گپ خود غرق هستیم .

 گپ به معنی سخن :به گپ آمدن یعنی به سخن آمدن

به معنی مقصود و مراد : سر اصل گپ بیایم .

به معنی ازدست رفتن و موقع نا مناسب شدن : گپ از گپ تیر شد.گپ روده شد،

به معنی سخن غیر حسابی: گپ بیراه .

گپ به معنی سخن ژرف و حسابی : گپ پخته

گپ به معنی مطلب مهم : گپ جاندار

گپ به معنی سخن نه چندان معقول : گپ خام .

گپ به معنی نکته سنج : گپ رس ، به گپ رسیدی

گپ به معنی وصیت  : مانند : گپ های مسلمانی  بزن ، ، گپ های خدایی ،

گپ به معنی حل کردن یک دشواری : در فراز ؛ گپ را صاف کردن .گپ را حل کردن ، گپ را خلاص کرد.

گپ به معنی ایجاد دشواری : در فراز : گپ را جر کرد ، 

و ترکیب های دیگری چون : از گپ گپ می خیزد،  گپ رو ، گپ پیش پای افتاده ،  گپ گوی ، پر گپ ، گپ نا مفهوم ، گپ بی معنی ، گپ های پهلو دار ، گپ های عمیق ، گپ چینی ، گپ دل ، گپ درست ، گپ شاخدار  ، از گپت بوی خون می آید و غیره .

واژه گپ افزون در زبان گفتاری و نوشتاری فارسی مردم افغانستان در زبانهای شرقی چون: سانسکرت ، هندی ، اردو، مراتی ، گجراتی ، سندی ، بلوچی فراوان به کار می رود ،تنها در زبان پشتوی جدید مانند فارسی( گویشی ایران ) جای  واژه گپ را واژه (خبر )تازی گرفته است ، چنانی که در فراز : په خبری پسی مه گرزه ( یعنی پشت گپ نگرد)، یا:( ما ته بدی خبری کوی : برای من گپ های بد می زند. ) به جای گپ واژه خبر بکار می رود.

در زبان اشکاشمی گپ ، در زبان منجی که یکی از باستانی ترین زبان بازمانده اوستایی است به گونه ای گف و گپ  کاربرد دارد.

واژه گپ در زبانهای پنجابی ، هندی ، اردو :

در  زبانهای  هندی و پنجابی :

گپ : سخن فضول و بی هوده و دروغ بیش تر به معنی دروغ به کار می رود.

گپ چهدنا (با دال هندی) gap chadna  حرف دروغ گفتن و سخن بی معنی و گپ زدن .

گپ مارانا gap marna  بی معنی.

گپان  (با نوع غنه) gappan  جمع گپ .

گپنا و كپنا gapna – kapna   : گپ زدن .

گپو gappu   دروغ گو – كسی كه حرف بسیار و بی معنی می گوید .

گپی gappi  دروغ گو – كسی كه حرف بسیار و بی معنی می گوید .

گپ شپ : ۱- سخن بی هوده – دروغبانی ۲ – صحبت دوستانه، دوستی .

گپ شپ هونا : دوست بودن،  رفیق شدن، دوستی .

   گپ در زبان  اردو :

گپ : به معنی سخن پوچ و بی هوده و بی معنی و هرزه و دروغ .

گپ ارانا : (با رای هندی) gap orana  : سخن دروغ میان مردم پراگندن .

گپ هانكنا :   gap hankna  : دروغ و حرف بی معنی گفتن

گپ مارنا :  gap marna  : گپ زدن

گپین : (بانون غنه در آخر) gappen  : جمع گپ – گپ ها .

گپین ارانا : (با رای هندی ) orana  دروغ گفتن و میان مردم پراكندن .

گپین هانكنا : گپ زدن ولی در صورت جمع رایج است .

گپ باز : دروغ گو، پر حرف، حراف .

گپ بازی : صحبت دوستانه میان دوستان برای تفریح و وقت گذرانی .

گپ شپ : ۱- صحبت دروغی.  ۲ – صحبت دوستانه، دوستی و آشنایی .( این واژه مهمل است مانند نوکر شوکر ، کمره شمره ، روتی ، شوتی وغیره ) که در زبان گفتاری فارسی نیز این گونه مهمل سازی کاربرد دارد، مانند: غلام ملام ، نوکر موکر ، بنده منده وغیره

گپ شپ كرنا :صحبت كرنا – حرف زدن .

گپ شپ هونا : صحبت شدن میان دوستان برای تفریح

گپ گپورا : (با رای هندی) gap gapora  : شلوغ ، زیاد حرفی .

گپی ( gappi  ) :  كسی كه گپ زند و حرف های او وزن نداشته باشد و میان مردم به دروغ گو معروف باشد (۱).

 

ریشهشناسیواژهگپ:

واژه گپ از واژه های خاوری و شرقیست ، که در زبان سنسکرت به گونه ای Gasp  آمده است ، ودر اوستا و پهلوی باستان  به گونه ای Vaç   ودر زبان های مانوی که مادر زبان فارسی است به گونه ای Gaub وGöwän  ثبت شده است .اما واژه گفتن یا گفتار در زبانهای باستانی Gaf ‪, Gaubataiy  آمده است. که با واژه ای گپ تفاوت دارد. با همه حال واژه گپ با همین ویژه گی هایش در زبان های پیشین و مادر زبان فارسی بکار رفته و آمده است. ودر زبان گفتاری  فارسی مردم افغانستان از زبان سنسکرت و هندی باستان  وام شده و با همان ویژه گی هندی آن بکار می رود.  که ما نمونه های و چم های آن را در بالا خواندیم.

( مانده دار)

 

Kitabistan twentieth century standard Dictionary- (Urdu – English )

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۳/ ۱۸ـ ۰۷۰۸

 

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

Copyright ©bamdaad 2018

 

 

 چشم انداز جنگ وصلح در افغانستان

 

عبدالوکیل کوچی

تاریخ جوامع بشری از همان آغاز پیدایش وبخصوص با ظهور تضاد های انتاگونستی شاهد رخداد های عظیم جنگی و رویداد های شدید نظامی بوده است .که با گذشت زمان در مسیر تحولات علمی ورشد صنایع ، طرح وتمر کز به تکنالوژی پیشرفته نظامی، اوضاع جهان را بیشتر از پیش پیچیده تر ساخته است .

با این حال تسریع روند دگرگونی های عظیم قرن بیستم ، قرن اختراعات بزرگ واکتشافات ،قرن انقلابات فرهنگی ،اجتماعی وسیاسی ، جنگهای جهانی وفرو پاشی استعمار کهن همچنان تحولات سیاسی دهه اخیر آن که منجر به تغیر ات وتبدلات گسترده سیاسی و اجتماعی گردید ، رژیمها ی سیاسی ، سیستم ها ی اقتصادی ، نظم جهانی وپروسه صلح وترقی را در بخشی از جغرافیای  جهان برهم زد. فرو پاشی نظام بزرگ کارگری وسیستم شورا ها در ربع کره زمین نتوانست جنبشهای چپ ودموکراتیک جهان را از پا در اندازد بلکه تا هنوز پرچم جنبشهای آزادی خواهی ، چپ ودموکراتیک ، ترقی وعدالت در نقاط مختلف جهان در اهتزاز بوده وهچنان پابر جاست .

همچنان در راستای این دگر گونی ها  تحولات بزرگ سیاسی اجتماعی وظهور قدرت های بزرگ ، اتحاد ها وایتلاف های جدید، سمت گیری وگرایشات متحدانه در سطوح ملی وبین المللی بخاطر مهار کردن جنگ وسلطه جویی در بخش های بزرگی از جهان رونما گردیده است . چنانچه اتحادهای سیاسی ،اقتصادی در بخش های عظیم قاره آسیا ، برخی کشورهای افریقایی وامریکای لاتین مولود تضاد ها وتحولات سده بیستم وآغازگر قرن بیست ویکم میباشد که در چشم انداز بعدی جایگزین قدرت های یکم جهان خواهد شد.

زیرا که اندیشه های انسانی درمسیرتحولات فکری با پژوهش های اکادمیک وکاوش عوامل فرود وفراز های سیاسی اجتماعی بربنیاد تجارب واندوخته ها ی علمی در یک چرخش بنیادین سیاسی هماهنگ ومتعهد میشود. که با برنامه های متنوع و متفاوت در مسیر اهداف واحد شکل گرفته و مهمترازهمه وظایف ومکلفیت های جنبش واحد آزادی خواهی و دموکراتیک جهانی را بیش از گذشته سنگین تر میسازد . بنا بر آن این گرایشات جدید وهمبسته گی جهانی در مقابل دشمنان آزادی وترقی نمایانگر تحولات تازه و پیروزمند نیروهای ترقیخواه وعدالت پسند جهان است نی یک شکست تاریخی .افغانستان نیز یکی از جمله کشورهای عضو خانواده بزرگ صلح و دموکراتیک جهانی که دردهه هشتاد ونود ترسایی  نظام دموکراتیک ومردمی را تجربه کرد. برغم تغیرات وتبدلات سیاسی اخیر و به حاشیه رفتن نظام مردمی ودموکراتیک که دشمنان آنرا بزعم خود شکست  نامیدند ، این نتنها شکست نبوده بلکه ، بلکه دولت مردمی تحت رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان در زمان حاکمیت اش ، بدستاوردهای ملموس و پیروزی های چشمگیری نایل گردید که از میان ده ها ،صدها وهزاران فکتور های پیروزی در خدمت بمردم افغانستان ، آگاهی دادن توده ها وبیداری مردم ، مشارکت تمام لایه های اجتماعی وگروهای زحمتکش ، اقوام وملیتهای باهم برادر وبرابر در قدرت سیاسی ویک نظام ملی ودموکراتیک ، دفاع مستقلانه از استقلال ،حاکمیت ملی وتمامیت ارضی ، تامین رفاهیت عموم خلق ، اعلام صلح در چهارچوب تیزسهای دهگانه رهبر  فرزانه حزب د خ ا وده ها دستاورد دیگر درجهت آرامش مردم بنام پیروزی تاریخی وبیسابقه دولت دموکراتیک ونظام مردمی افغانستان ثبت تاریخ گردیده است.

همچنان ایستاده گی در برابر تجاوزات قدرتهای بزرگ جهانی ودفاع از حق خود ارادیت واتخاذ سیاست صلحامیز که امروز مردم افغانستان با عطش سیری ناپذیری بدنبال آن میگردند ، بیانگر شجاعت ،متانت ، دلیری ، توانایی وصلح خواهی جنبش چپ ودموکراتیک افغانستان میباشد.

با افتخار وسربلندی میتوان گفت که نیروهای چپ ودموکراتیک افغانستان این فرزندان واقعی مردم ، چه در شرایط اپوزیسیون وچه در زمان حاکمیت ، بانی ومبتکر صلح وترقی در افغانستان بودند وپس از آن الی اکنون درخط صلح ودموکراسی قرارداشته ودر آینده نیز در خط صلح یعنی جهت مردم خواهند بود . زیراکه دفاع از صلح وآمنیت ، دموکراسی وترقی در افغانستان وپشتیبانی از صلح جهانی اهداف اساسی آنرا را تشکیل میدهد . بنابر آن صلح  وترقی پیروزیست نه شکست وبحکم تاریخ صلح بر جنگ ، ترقی بر عقبمانده گی ، وبلاخره روشنی بر تیره گی بدون شک پیروز شدنی است .

واما شکست آنست که گروه های تند رو ارتجاعی با قبول اوامر حامیان خارجی ومنطقه یی و دیگر عوامل استخباراتی در صف دشمنان افغانستان قرارگرفته به کمک وتحریکات متجاوزین پاکستانی ،غربی وعربی در مقابل سیاست صلح آمیز وآتش بس یکجانبه دولت دموکراتیک افغانستان جنگیده وطن را بخاک وخون کشانیده ، لکه ننگین جنگ را برجبین زده ومسوولیت دوام جنگ نیابتی وتجاوزات  تبهه کن را بدوش گرفتتند ودر ازآی آن تاج وتختی بروی خاکستر سوختگان وطن وگرده های یتیمان وبیوه زنان ومعلولین ومعیوبین جنگ ، فقرا ومستضعفان را از آن خود ساخته وبتاراج منابع طبیعی ومنافع ملی دست یافتند .

 بنیاد گرایان تند رو اسلامی به بهانه دفاع از اسلام و تیوری ساخت برژنسکی ، یکجا با گروه های تروریست عربی ،چچینی ، پاکستانی وایرانی ، کشور را به جولانگاه تروریزم ،طالب وداعش مبدل ساخته ، هست وبود کشور را بخاک وخون کشانیده مزارع مواد غذایی رزق وروزی مردم را به کشتزار مواد مخدره مبدل کردند .

ننگین تر آز آن اینکه  اسلام نما های کاذب وریاکار،  قوت های دفاعی وطن را به خواست جرنیل های پاکستانی منحل نموده ، طیارات و اسلحه ، سامان ولوازم دفاعی کشوراین نوامیس مقدس ملی را در بازار پشاور به لیلام گذاشته وبا جنگهای میانگروهی بر سر تقسیم قدرت هزاران نفر هموطن را بقتل رسانده وصدها هزارنفر دیگر را مجبور بفرار از وطن کرده ، متباقی توده های مردم را در چنگال فقر ،مرض ،بیکاری  وآغشته بمواد مخدره نموده ،  پولهای غارت شده را بخاطر روزهای مبادای شان در بانکهای خارجی انتقال دادند .

گروه  های جنگ  طلب ،این مدعیان نجات دین وطن، افغانستان را به تنور داغ جنگ ، بحران عمومی و میدان زور آزمایی قدرت های بزرگ وآزمایش سلاح مرگبار پیشرفته مبدل ساخته ، پای بیش از چهل هفت کشور جهان را به اینکشور کشانده منابع طبیعی وطن وسرنوشت مردم را دستخوش آمال بیگانگان نموده و شرایطی را بوجود آوردند که هر کشور آمد و رفت و زمان بود ونبودش را در افغانستان خود تعین کنند. به همگان روشن است که عوامل جنگ در افغانستان  این کشور را با جنگ های جهانی شبیه سازی نموده ودر همکاری با غارتگران منابع طبیعی کشور همدستی داشته با ثروت اندوزی برای خود وهمچنان هزینه جابجایی طالب وشرکای آنرا در مناطق مختلف مهیا می سازند. اربابان جنگ طلب برغم تلاش های حامیان خارجی شان  با هراس از خیزش مردم ، سراسیمه وار در جست و جو وچاره اندیشی برای منصرف ساختن مردم از ادامه خیزش های توده یی ونافرمانی مدنی ، دست بدامن جنرال دوستم میزنند .

ولی تحلیل های سیاسی گواه این حقیقت است ، در کشوری که سرنوشتش بدست بیگانگان ودولتش دست نشانده وتحت الحمایه باشد . مردمش حاکم بر مقدرات خود نبوده وبدون خواست و اراده  بزرگ ، برگ از درخت نخواهد ریخت .

بآنکه از اراده و نیات ارگ نشینان ، مردم بدور نگهداشته می شوند ولی حدس و گمان بر اینست که تغیر فوری خواست مقامات وبازگشتاندن جنرال دوستم بکابل عوامل مهمی را در پی خواهد داشت .

فرونشاندن احساسات مردم .

مصروف ساختن جنرال دوستم در پایتخت .

جاخالی کردن در نقاط مختلف کشور برای طالبان .

در دسترس قرار دادن حریفان سیاسی .

معاملات احتمالی پشت پرده میان قدرتها وطرفها .

توافقات پنهانی وآشکار قدرتهای بزرگ مانند امریکا ،چین ،انگلستان ، روسیه و در حاشیه آن اسراییل ،قطر،عربستان،ایران وپاکستان به همدستی حاکمان ارگ نشین کابل .

 واگذاری  مناطق کشور برای طالبان برغم نفوذ پاکستانیها در مناطق مدنظر .

با چنین رویکردها وشرایط موجود کشور،  چنین بنظر میرسد که این سه مقوله یعنی جنگ ، طالبان وخارجی ها با چرخش تضاد و روابط که حضور وموجودیت هریکی ازین طرف ها بدون دوطرف دیگر ناممکن شده و با افسانه ها ی جنگ در چشم انداز آینده تا مدت های نامعلوم در راستای سیاست های بزرگ جیواستراتیژیک قدرت ها ی خارجی ، درامه ی موجودیت هرکدام  به بهانه خضور یکدیگر ادامه داشته و تشدید جنگ به بهانه (تا حضور طرف مقابل در صحنه ) حضور مستدام طرفهای درگیر را در کشورحتمی ساخته وهزینه جنگ تا زمان نا معلوم را مردم بی دفاع افغانستان خواهند پرداخت . 

به این ترتیب دشمنان افغانستان بقای خود را  در ادامه  جنگ های وقفه یی و فرساینده دیده و با مشتعل نگهداشتن شعله های جنگ منافع خود را دنبال میکنند . گذشته از آن تصور میشود که در صورت عدم توافقات درمعاملات پشت پرده بین قدرتها بر سر تقسیم منافع ، با تشدید جنگ که هزینه آنرا بمصرف احساسات پاک مردم حواله کرده و با راه اندازی سیاستهای  تفرقه انداز وحکومت کن ، اقوام وملیتها را در مقابل هم قرار داده به این ترتیب مقدمات تجزیه کشور را (بدست خود مردم ) فراهم میسازند واین یک خطراحتمالی بزرگیست که امید وارم افغانستان وطن عزیزم بسوی تجزیه کشانیده نشود .

بنا بر آن مردم افغانستان برای نجات وطن از اوضاع جانکاه حاضر، به اتحاد وارثان  وپاسداران اصلی وشخصیتهای دلسوز، متعهد ومسُول وبلاخره به یک جنبش سرتاسری ملی ، اتحاد واقعی ، همبستگی دادخوانه ، فعالیتهای مدنی صلحا میز وبیداری عمومی نیاز دارند که بر بنیاد آن با درک از مبرمیت وظایف حساس تاریخی ، درچنین مقطع زمانی بتوان با کنار گذاشتن اختلافات ، تفاوتهای سلیقه وی وانواع تعصبات ، همه در یک خط مقدس با تکیه بر وجوهات مشترک وطنی  ، وانسانی سهم خود را دربرابر مادر وطن ادا کرد .

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۳/ ۱۸ـ ۰۲۰۸

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018

    افغانستان میدانگاه یک نبرد بزرگ جهانی   
پیوستن روسیه ،چین، پاکستان وایران در جبهه ضد داعش در افغانستان؛ طوفان های بزرگ سیاسی در راه است.

 

عارف عرفان


آغاز سخن:
موجودیت پایگاه های نظامی امریکادر افغانستان وپروژه های راهبردی مربوط ، به چالش بزرگ منطقه ای مبدل شده وتخمه های عقد« پیمان امنیتی» امریکا در افغانستان درحالت جوانه زدن است،عطر این شگوفه ها، لشکری از خفاشان جهانی را به سمت افغانستان به پرواز درآورده است.
خطوط جدید استراتیژیک بر نقشه جنگ افغانستان ترسیم گردیده وامریکا بخاطر اجتناب ازتکرار شکست خفت بار ویتنام،افغانستان را درمعرض معامله قرارمیدهد، تاخود بدون گزند ازین ساهل خون وآتش فرار نماید.
حضور ارتش اسراییل وامارات متحده درافغانستان ،تدارک نفت لازم را برشعله های این جنگ فزونی بخشیده است.شطرنج بازان اصلی حوزه سیاست افغانستان ، سرعت حرکات دانه ها را شتاب بخشیده اند.
دو تیم بزرگ جهانی برای فینال مسابقات آماده گی میگیرند.
افغانستان بنا برارزان بودن مواد سوخت انسانی وسرزمین بی صاحب به حیث میدانگاه اصلی نبرد شرق ‌‌‌‌‌‌‌وغرب انتخاب گردیده است.دراین بازی سرنوشت ساز به عوض کاربرد سلاح هستوی فاکتور« اسلام گرای» نقش مهیب ترین سلاح را درین قطب بندی مشخص خواهد ساخت.درحال حاضر « طالب» و « داعش » نقش آفرینان این بازی مرگ وخون وآتش بوده وفاکتور عوام ‌فریبانه « صلح  » و « دموکراسی » پرده پرداز این بازی اند.
اخیرامریکا گفت و گوی غیرمستقیم را با طالبان درقطر براه انداخته است.کشورهای امارات و عربستان سعودی در چشم انداز نبرد با ایران ،امریکا را درین پروژه همراهی می نمایند.رسانه های جهانی گزارش می ‌دهند که « مبتنی بر بیانیه های مقامات امریکایی، گزارشات رسانه ای وتحقیقات  "گروه بحران"، واشنگتن آمادگی دارد که به طور مستقیم  با طالبان مذاکره نموده و مساله خروج نیروهای امریکایی را روی میزقرار دهد »1

در چشم انداز پروسه صلح با طالبان،امریکاتحفه را که باید برای طالبان و درنهایت پاکستان سخاوت نماید عبارت از واگذاری بخش اعظم اقتدار سیاسی ویاهم ارایه بخشی بزرگی از جغرافیای افغانستان خواهد بود.دکتر غنی به مثابه مجری برنامه های غرب ،وبرهم زدن شیرازه های مردمی رژیم ، بستر لازم را برای این نبرد در قلمرو افغانستان مساعد ساخته و خود را درگوشهٔ از کاخ به اسارت کامل درآورده است.
درین حال با توجه به وزش طوفان های شدید سیاسی درآینده ، و بخاطر جلوگیری از فاجعهٔ دهه نود،افغانستان به ظهور « نیروی سوم »با پیشقراولی نیروهای ملی وترقیخواه در چهارچوب جبهه گسترده ملی نیازمند می‌باشد.
قدرت های بزرگ جهانی وکشورهای هم مدارآنها افغانستان را به شکارگاه خود درآورده اند‌.برحسب گزارشات رسانه های معتبر جهانی وبا استناد از مقالهٔ M.k bahadrakumar نویسنده معروف هند ، اخیرأ به تاریخ ۱۱جولای تجمع بزرگی به اشتراک نماینده گان سران اطلاعاتی روسیه ،چین ،ایران و پاکستان در اسلام آباد برگزار گردید.درین نشست بی‌ سابقه سران سرویس های اطلاعاتی هرچهار کشور فیصله نمودند تا نیروی مشترکی را درنبرد علیه داعش درافغانستان تشکیل دهند.2
مبتنی بر این گزارشات ، رویکرد جدید خط مشی استراتیژیک در درگیری افغانستان درهفته گذشته مورخ ۱۱جولای زمانی جلوه یافت که اسلام آباد یک نشست غیرعادی از سران سازمان های اطلاعاتی روسیه، چین و ایران را برگزار کرد.
ماسکو به طورآگاهانه این رویداد را برای چشم انداز اقدامات خود وبخاطر پیشگیری از تصورات اشتباهی رسانهٔ ساخت.بر قول نویسنده ، این نشست براقدامات مشترک برای متوقف ساختن گروه تروریستی داعش در راستای تهدید مرزهای این چهار کشور تمرکز داشت.براساس منابع روسیه تاحال به تعداد ده هزارتن از جنگجویان داعش از مجموع  ۳۴ ولایت افغانستان بر۹ ولایت مستقر گردیده اند.
این مقاله خاطر نشان میدارد  « چهار کشور شرکت کننده  » به درک اهمیت اقدامات هماهنگ شده برای جلوگیری از تحرکات وورود تروریست های داعش از قلمرو سوریه و عراق به افغانستان، جایی که وجود آنها خطرات معینی را برای کشورهای همسایه به ارمغان می آورد، پی برده اما آنها همچنین بر نیازهماهنگی پتانسیل منطقه وی برای کوشش های تامین صلح در افغانستان تاکید داشتند.
واضح است که دولت های منطقه ای خواستار گفت و گو بیشتر در زمینه صلح در افغانستان هستند. مبتنی براین گزارش، سه انکشاف جدید در اواخرهفته نیزنشان دهنده تغییرجدید درمنطقه است:
نخست میتوان ازسفرسه روزه رییس ستاد نیروهای مسلح ایران، جنرال محمد باقری، بنا بردعوت جنرال قمر باجوا،رییس ستاد ارتش پاکستان، به تاریخ ۱۵ جولای یاد آوری نمود.این اولین بار از زمان انقلاب اسلامی ایران است که رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایران از پاکستان بازدید کرد. بدون شک این دیدار قدرجویانه تهران بخاطر آنست که پاکستان دیگر درمدار ایالات متحده نیست.
طبق گزارشات رسانه های پاکستان،جنرال باجوا خاطرنشان ساخت که همکاری نظامی پاکستان با ایران « تأثیر مثبتی بر صلح و امنیت منطقه خواهد داشت.» سپس جنرال باقری به رسانه های ایران گفت که ایالات متحده و متحدان آن به دنبال تضعیف امنیت درمنطقه هستند. ایران و پاکستان « موظف به انجام اقدامات » برای حفاظت از صلح و امنیت در منطقه می‌ باشند.با توجه به سابقه تردد تروریزم در مرزی های پاکستان، تهران مشکوک است تا مبادا دستان مخفی قدرت های خصمانه درین گذرگاه نهفته باشد. بنابراین، محاسبات ایران در خصوص«  بازگشت»  عربستان سعودی و امارات درست پس ازغیبت طولانی مدت آنها به شطرنج افغانستان در تداوم تیاتر رقابت های بازی ژیوپولتیکی در حوزه خاورمیانه استوار است.
جالب اینکه اگرچه فعالیت پیشگیرانه جدید عربستان سعودی- امارات با گسترش مداوم داعش درافغانستان همخوانی دارد،اما حال دوکشور خلیج  در راستای تضعیف طالبان که خود در دهه ۱۹۹۰ ترسایی برای ظهور آن تلاش نمودند، اقدامات شانرا سمت وسو می‌ بخشند. دولت کابل به تاریخ ۶جون ، اعزام نیروهای ویژه امارات متحده به افغانستان را تصویب نمود.
خانواده فاسد وخون آشام آل سعود که مستدام برای انهدام کشور ها، دین را وسیله بازی واهداف خاینانه خود ساختند،اینبار تلاش نمودند تا ازین حربه علیه مخلوقات خود شان که افغانستان را به رود خانهٔ خون در آوردند،استفاده ابزاری نمایند.چنانچه این گزارش خاطر نشان میدارد « به تاریخ ۱۱-۱۲ جولای، عربستان سعودی یک کنفرانس علمای دینی را در شهرهای جده و مکه برگزارکرد که علیه« جهاد » طالبان درافغانستان«  فتوا » صادر کرد. واشنگتن با تشویق حرکت موازی عربستان- امارات نشان میدهد که تلاش های هماهنگ برای تضعیف طالبان که ارتش امریکا برای شکست آن قادرنشد در جریان بوده ازین ‌رو طرح مصالحه با طالبان را مطرح میسازد.»
با این حال، برعکس تغییرات پارادایم منطقه ای در مورد طالبان در حال انجام است. فرستاده ویژه ربیس جمهور روسیه در افغانستان، ظمیرکابلوف، در آخر هفته اعلام کرد که ماسکو پیشنهاد می کند که طالبان را به دور دوم ابتکار منطقه ای روسیه در افغانستان، که انتظار می‌رود تا در اواخر تابستان امسال برگزارگردد،دعوت نماید.
کافی است بگویم که سیاست روسیه به تدریج خطوط جنگی جنگ طالبان در برابر داعش در افغانستان را دوباره تعریف نموده و احتمالا ایران، چین و پاکستان با این تفکر روسیه هماهنگ هستند.
این مقاله حول تحرکات دیپلوماتیک واشنگتن تمرکز نموده اذعان میدار« با این حال، در تجزیه و تحلیل نهایی، این تعامل بالا با گزارش های اخیر که رئیس جمهور ترامپ ممکن است دستورالعمل بررسی بازنگری استراتیژی سال پاراش در باره افغانستان را داده باشد، هماهنگ است.
در واقع، سفر ناگهانی مایک پومپو وزیر امورخارجه ایالات متحده به تاریخ نهم جولای در کابل ، وجود فشار منطقه ای راتقویت کرد.پمپو در ادامه سفرش بطرز غیر منتظره در کابل خاطر نشان ساخت « استراتژی »  اداره ترامپ دردولت کار می کند.»
اما پس از آن، به جای اینکه از ارتش ایالات متحده ستایش کند، به جای آن فوریت پروسه صلح را با طالبان تاکید کرد. پومپو پیشنهاد داد که ایالات متحده « پروسهٔ صلح را تسهیل بخشیده ، در آن مشارکت نموده وازآن حمایت خواهد نمود.» وی سپس به طور معناداری اضافه کرد: « ما انتظار داریم که این مذاکرات صلح شامل نقش بازیگران و نیروهای بین المللی نیز گردد. »

منابع:

(1*)The New Arab ,Building on Afghanistan's fleeting ceasefire20July 2018
(2*)Asia Times ,Regional states muscle in to seek abigger ‘say’ in Afghan conflict.19JulFormularende

 

 

برنامه تسلیمی افغانستان رسمأ آغاز گردید

عارف عرفان


در حالیکه افغانستان هنوزهم زخم خونین مصالحه،معامله گرانه، کاذب و تحمیلی گرباچوف رهبر پیشین اتحاد شوروی را در بدن دارد، اینبار امریکا تحت همین عنوان (مصالحه) ودر راستای همین سناریو می خواهد در یک معامله عقب پرده، قایق شکسته افغانستان را درموج ها رها نموده،آانرا تکه تکه ،پارچه پارچه ساخته وبا استقرار نظام فوندمنتالیستی وحافظ منافع امریکا در وجود طالبان، سیاه ترین دوره تاریخ را در کشور تکرار نماید.
  هفته قبل همزمان با آغاز مذاکرات میان امریکا وطالبان در قطر، با توجه به جو آشفته سیاسی داخلی ومنطقه ای اینجانب تحت عنوان« افغانستان میدانگاه نبرد جهانی » به صراحت پیشبینی نمودم که امریکا در گفتمان با طالبان،میخواهد جغرافیای افغانستان واقتدار سیاسی کشور را معامله نماید.
مذاکرات قطر نخستین نردبان اقتدارسیاسی سراسری طالبان رابا اهدای گستره بزرگ قلمرو کشور برای آنها رسمآ بنیاد نهاد.دیگر قفل حاکمیت ونمایشنامه دموکراسی درافغانستان کاملأ شکسته شد وبا ترفندهای فریبنده کلید آن برای طالبان واگذار گردید. بیگمان این برنامه برای گام بعدی مراکز شهرها وولایات را در برگرفته وتا پایتخت کابل گسترش می یابد.
مجموع تحلیل ها نشان میدهد که تسلیمی افغانستان برای پاکستان به مثابه هدایت گر اصلی نیروی طالبان در سرلوح این معاملات قرار گرفته است.حال سرنوشت میلیونها انسان در افغانستان بدست گرگان و آدمخواران رقم خورده وهمه چراغ های مدنیت درآن شبستان خاموش گردیده و « انسانیت « در تابوت سپرده می شود.
آیا هنوزهم برای شنیدن فریاد تاریخ برای گذاراز نزاع های قومی، وافتراق سیاسی ، برای ایجاد و همبسته گی ملی وایجاد سنگر واحد برای نجات افغانستان دیر شده است؟ هرگاه آزادیم ، دولت داریم وملت، چگونه وچرا فرمان عقب نشینی ارتش مان از واشنگتن صادر میگردد؟
بنابر قول نیویارک تایمز دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا دستور عقب نشینی نیروهای افغانستان را از ساحات روستایی وکم جمعیت افغانستان صادر نمود.1
به قول منابع وزارت دفاع افغانستان بلا درنگ پس از صدور فرمان ترامپ، عقب نشینی نیروهای ارتش افغانستان از برخی از محلات روستای آغاز گردید. روزنامه نیویارک تایمز تحت عنوان  "استراتیژی جدید امریکا درآیینه پلان پیشین افغانستان برای عقب نشینی "خاطر نشان میدارد: «
واشنگتن تایید کرد که اداره ترامپ ازارتش افغانستان خواسته است تا از مناطق کم جمعیت کشور عقب نشینی کنند.مامورین امریکا اطمینان دادند، که مناطق وسیعی از کشور در کنترول طالبان باقی خواهند ماند.
روز نامه نیویارک تایمز از مقاصد شوم و اهداف راهبردی واشنگتن برای تسلیمی افغانستان پرده برداشته خاطر نشان میدارد : « این رویکرد در بخش سِری یی از استراتیژی جنگی قبلی که توسط رییس جمهور ترامپ در سال گذشته اعلام گردید، گنجانیده شده بود. براساس گفته های سه مقام رسمی امریکا که نخواستند نام شان فاش شود،واسناد را به « نیویورک تایمز» تعریف نموده گفته اند که به منظور حفاظت از نیروهای نظامی از حملات در پاسگاه های جداگانه و آسیب پذیر وبخاطر تمرکز بردفاع از شهرهای مانند کابل، پایتخت و سایر مراکز پر جمعیت این تصمیم اتخاذ شده است » . نیویارک تایمز چشم انداز موثریت وپایداری این استراتیژی را مورد پرسش قرار داده می نگارد : « خروج این نیروها شبیه به استراتژی هایی است که ادارات بوش و اوباما در طول جنگ تقریبا ۱۷ساله آنرا شروع کرده وبه آن لگد زده اند. ازاین امر به طور موثرمیتوان اطمینان حاصل خواهد کرد که طالبان و دیگر گروه های شورشی ،قلمرو معینی را در کنترول داشته ودولت کابل را میگذارند تا فقط از کابل وشهر های مانند کندهار،کندوز ،مزارشریف وجلال آباد محافظت بعمل اورد.» نیو یارک تایمز بر ضعف وناکامی استراتیژی وپالیسی دولت سازی امریکا انگشت انتقاد گذاشته بیان میدارد"
عقب نشینی به شهرها تصدیق مکرر برناکامی ساخت دولت امریکا در افغانستان  است که هنوز قادر به هدایت و محافظت از جمعیت روستایی در حال توسعه درکشور نیست. در طول سالها، همانطور که موج از سربازان امریکایی و ناتو در چرخه های متناوب وارد شدند و رفتند، دولت مجددا به آرامی, تکه تکه های خاک را به طالبان تسلیم نموده وافغانستان را قطعه ،قطعه نموده و به بخش های متفاوتی تقسیم می کند تا اطمینان دهد که دیگر درین سرزمین جنگ را پایانی نیست"
نیویارک تایمز بربی ثباتی ورفتار عوام‌فریبانه سران کاخ سفید اشاره نموده اذعان میدارد"آقای ترامپ در زمان استراتیژی جدید خوداعلام کرد که "طالبان و شورشیان حکومت اسلامی در افغانستان "باید بدانند که هیچ جایی برای پنهان شدن ندارند، و هیچ جایی بیرون از  دسترسی به قدرت امریکا و اسلحه امریکایی نیست"
کاخ سفید قبل از کاربست تحقق عملی استراتیژی عقب نشینی، برنامه جوسازی سیاسی را برای بستر سازی افکار جهانی براه انداخته بود .چنانچه بر قول این روزنامه ،جنرال جان نیکلسون ، فرمانده نیروهای ائتلاف تحت رهبری امریکا در جریان یک کنفرانس خبری در ماه گذشته در بروکسل گفت که "طالبان یی که بر پاسگاه ها و وسایل نقلیه و تجهیزات نیروهای محلی حمله نموده و آنرا به تصرف می آورند در مناطق دور دست فعالیت مینمایند"
دراین میان هنوز احساسات وطنپرستانه در وجود افسران وسربازان میهن ‌دوست ارتش افغانستان زنده است و نشانه های سرپیچی آنها از برنامه ترامپ مشهود است.نیویارک تایمزمی ‌نگارد: « استراتیژی، بسته گی به تمایل دولت افغانستان برای بازگرداندن نیروهای خود دارد. یک مقام وزارت دفاع افغانستان گفت که برخی از فرماندهان در برابر تلاش های امریکایی ها برای واگذاری ساحات برای طالبان مقاومت نموده و اظهار میدارند که مردمان محلی نسبت به چنین رویکرد احساس خیانت می کنند.
محمد کریم اتل یکی از اعضای شورای ولایتی هلمند، گفت: « ترک مردم درشرایطی که احترام به آنها وجود ندارد، نقض حقوق بشر است » این ممکن است ضعیف ترین نقطه دولت باشد که امنیت و دسترسی به مشکلات مردم را فراهم نمی کند. »
نیویارک تایمز تناسب محیط زیست شهری و روستایی را در افغانستان مورد کنکاش قرار داده وتصویر بعدی محیط تنگ حاکمیت ، بویژه پس از واگذاری محلات  روستایی برای طالبان را به نمایش گذاشته بیان میدارد. طبق آمار C.I.A.، فقط بیش از یک چهارم جمعیت افغانستان در مناطق شهری زنده گی می کنند. تخمین می زند ، کابل بزرگترین شهر با بیش از چهار میلیون نفر است. اکثر افغان ها در سرتاسر گسترده روستایی زنده گی می کنند و مزرعه دارند.
براساس گزارش دفتر «بازرس ویژه برای بازسازی افغانستان»، ازجمله ۴۰۷ ولسوالی در افغانستان، ۲۲۹ ولسوالی در تحت کنترول ونفوذ دولت بوده ، به تعداد  ۵۹ ولسوالی تحت کنترول طالبان قرار داشته و۱۱۹ ولسوالی درمیدان منازعه قرار دارد. »
آگاهان سیاسی معتقد اند که در عقب ترفند های نظامی «استراتیژی عقب نشینی » اهداف سیاسی و منافع راهبردی امریکا برای تاسیس یک دولت فوندمنتالیستی درافغانستان خوابیده است.چنانچه مبتنی براین مقاله ، پاول ایتون، یکی از جنراالان دوستاره بازنشسته  ارتش امریکا و آموزگار پیشین نیروهای عراقی گفت:  « زمان آن فرا رسیده است تا بگوییم ما به یک نتیجه سیاسی نیاز داریم.»
مجموعه رخداد های سیاسی پس از تجاوز امریکا در اففانستان ،واستراتیژی های واشنگتن درکشور مبین این حقیقت تلخ است که امریکا از یکسو نخواست تا یک دولت پایدار ونیرومند ملی در افغانستان شکل گرفته واز سوی دیگر هرگز تلاش نکرد تا طالبان را در افغانستان سرکوب نماید.بل در شگرد های متعدد به حیث حامی سرسخت پروژه طالبان عمل نمود.

چنانچه نیویارک تایمز پیشینه برنامه پنتاگون برای تسلیمی محیط جغرافیای افغانستان برای طالبان را مورد بحث قرار داده می نگارد : « استراتیژی عقب نشینی از طرح نظامی ارتش به شدت در زمان اوباما درافغانستان پس از اینکه سربازان را از خط مقدم در سال ۲۰۱۴ ترسایی خارج ساختند،اساس گذاشته شد. »

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۱۸ـ ۰۲۰۸

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018

سمت یابی مسیر طوفان های شمال

       

 عارف عرفان

در گستره بحران های بزرگ سیاسی، اجتماعی ، اقتصادی  ونظامی ومهندسی استعماری نزاع های قومی،حال افغانستان به بزرگترین مخزن مواد انفجاری مبدل شده است.یک جرقه کوچک قادر است، تا آتشفشان بزرگ ومهارناپذیری را در پهنای کشور براه انداخته وهست وبود جغرافیای افغانستان را مورد سوال قرار دهد.

به گواهی تاریخ ،افغانستان در طول دوران وجودی خویش چنین سطح شکننده گی وانقطاب بزرگ سیاسی،اجتماعی وملی را تجربه ننموده است. وحشت وبربریت طالب و داعش وچشم انداز استقرار پروژه های طولانی مدت تروریستی در افغانستان، بویژه شمال که نشان انگشت سران کاخ وحامیان بین‌المللی اش را برخود برمیتابد، فساد وبی کفایتی عریان غنی- عبدالله ، وسطح کشتار برنامه ریزی شده و بیسابقه فرزندان مردم در صفوف ارتش و نیروها امنیتی، ،جامعه افغانستان را برلبه انفجار کامل درآورده وتحمل چنین رژیم برای تمام اقوام وملیت های افغانستان دیگر غیرقابل تحمل می ‌باشد.

درافغانستان برطبق گزارشات اعلام ناشده میانگین تلفات مدافعین وطن روزانه بین ۲۰۰-۳۰۰ تن از نوبالغ ترین جوانان فلک زده وبی درمان وطن می ‌باشد.

سقوط مهندسی شده پاسگاه های دولت وشهرستان ها که به اثر عدم حمایت به موقع ارگان های مافوق وفقدان اکمالات معین تحقق می یابد، درسمت مخالف باعث اکمالات گروه های اصلی تروریستی ولشکریان نیابتی واستراتیژیک گردیده که سوالات بی پاسخ را مطرح می سازد.

جامعه افغانستان واتمسفیر موجود سیاسی آبستن تغییرات بزرگیست. شرایط عینی و ذهنی برای دگرگونی های سیاسی درافغانستان هرگزبه این مدارج به پخته گی وغلیان نرسیده است.دیگر نه بالای ها توان رهبری جامعه از بالا را دارد و نه پایینی ها می خواهند به سبک سابق حکومت شوند،خط قرمز روشن ودیوار ضخیم میان «  دولت » وملت ایجاد شده است.

سایت دولت موجود نه اینکه چتر حفاضت گاه ملی را برنمی ‌تابد بل، سایه آن چون خفاش بدشگوم ترس وحشت وبدگمانی را در داخل جامعه پوشش داده ودولت خود به هیولای بزرگ مبدل شده است.انگار که ماشین دولت نمای غنی ـ عبدالله با انجام جنایت نابخشودنی ، تضاد های قومی را به آخرین مدارج اش رسانیده است، دیگرهرگز حق نماینده گی ملت را ندارد.

رخدادهای اخیرشمال که ازانگیزه گرفتاری فرمانده قیصاری این پیکارجوی ضد طالب وکشتار بیرحمانه وبیسابقه نگهبانان آن که توسط قصابان حرفه وی رژیم صورت گرفت،عقده های دیرپا ، خوابیده و کوفته جامعه را به سیل و طوفان مبدل ساخت و زمین لرزه بزرگ سیاسی را بربدنه دولت برانگیخت. این رخدادها، ظرفیت، کارایی و ریشه های عمیق جنبش ملی و پیوند آنرا با جامعه به نمایش گذاشته، همه سرمایه گذاری های غرب و رژیم را برای انهدام و ریشه کنی جنبش ملی درفقدان جنرال دوستم، به باد داد. حادثه فاریاب اوج آزمون استقرار پروژه طولانی اردوگاه تروریزم در فاریاب بود،که با واکنش بزرگ وغیره قابل پیشبینی جبهه ضد تروریستی مواجه گردید.جنبش ملی از پوتنسال یی سخن گفت که فقدان آن در وجود اپوزسیون ومخالفین رژیم،دایم آرمان ها و آرزوها را برمی تابید.

ضرورت تغییرات ساختاری و برنامه یی در جنبش ملی

هرگاه قرار باشد،از یک دریچه امید نسبت به نجات افغانستان نگاه،شود بدون شک در وضع کنونی همان پنجره امید را می توان در ستون نیرومند « جنبش ملی »  با کرکتر ضد طالبی وتروریستی اش بازیابی کرد.

هواداران جنبش همین اکنون با امکانات معین  وسازوبرگ سیاسی- اجتماعی ونظامی درخط مقدم جبهه ضد طالب وداعش قهرمانانه ایستاده است،و شجاعانه از قلمرو افغانستان دفاع میکند. سطح آرایش سیاسی در جریان تظاهرات در اکثر ولایات کشور وتا گستره حوزه جنوب غرب وکابل پایتخت افغانستان نشان داد،که جنبش باقابلیت راه اندازی رستاخیز بزرگ ملی، در قالب ساختاری و برنامه یی موجود نمی گنجد.

جنبش ملی باید با تیزس های جدید وگزینش شعارهای نو،به مهد ومرکز پرجاذبه نیروهای ملی ووطنپرست مبدل شده،از خطوط ارتجاعی و همراهی نیروهای فوندمنتالیستی پرهیز نموده ،جوهر وطنپرستانه خویش را مستدام به نمایش گذاشته، و روحیه اتحاد و همبسته گی ملی را در خط مقابل منازعات قومی رشد و گسترش دهد. جنبش نیازمند است تا اهداف راهبردی و وسایل سازمانی وساختاری بزرگی را باید برنامه ریزی نموده وبستر تهداب گذاری یک نهاد بزرگ مرکزی و سراسری را با ترکیب همه اقوام وملیت های کشور پی ریزی نموده وجبهه فراگیر وبزرگ ضد تروریزم را درین چارچوب پی ریزی نموده و اهداف بزرگ و راهبردی را در سرلوح مبارزات خود قرار دهد.

چنین گزینه زمانی ممکن است که جنبش قابلیت وتوانایی های سیاسی واجتماعی خود را در داخل جامعه برآورد نموده،از تاریخ وشکست های تاریخی درس عبرت گرفته ،به پلورالیزم سیاسی درون سازمانی وبیرون ازآن تمکین نموده ،از سازشهای مقطعی وفریبکارانه دوری نماید.

هرگاه جنبش ملی قادرگردید تا توانای های بزرگ سیاسی ، نظامی واجتماعی خود را محاسبه نمود،به اعماق ریشه های گسست ناپذیر خود در داخل جامعه پی برد،اهرم های فشار را از بنادرگرفته تا شاهرک های اقتصادی،خطوط مواصلاتی ،اتصلات برق و قدرت بسیج همگانی ونقاط کلیدی واستراتیژیک را دریافت،ضرورنیست تا برای برگشت جنرال دوستم و رهایی فرمانده قیصاری ،به پیشگاه دولت روبه زوال قصیده بخواند.جنبش باید آهنگ سیاسی دولت وحامیان بین المللی آنرا تفسیر و ترجمه نماید.جنبش باید درک نماید مردم افغانستان درهرکجای که باشند از فرزندان راستین ومدافعین واقعی وطن جانبازانه به دفاع برخاسته و به طرز ایثار گرانه چون سیل خروشان در برابر اردوگاه تروریزم ومدافعین بین المللی آن براه افتاده حماسه می آفرینند.

جنبش باید بداند که در برابر سیل خروشان مردم که حال براه افتیده است،هیچ نیروی قابلیت ایستاده گی ندارد.جنبش باید پهنای بزرگ وگستره وسیع را از کرانه ها تا کرانه ها،از شمال تا جنوب ،تا حوزه غرب و شرق افغانستان را پوشش داده ودر جهت هماهنگی همه مبارزین میهن دوست که در خط مقابل اردوگاه تروریزم ایستاده اند اقدام نماید.نباید این جنبش نوپا و رستاخیز ملی ومردمی در پایی تاج ‌گذاری‌ها واقتدار موقت رهبران جنبش فنا شده ولاجرم در راستای اهداف وپلان های طویل المدت برنامه های استقرار پروژه های تروریستی در قلمرو شمال  به تلی از خاک و خاکستر مبدل گردد.سخاوت تاریخ همیشه گی نیست،باید ازین فرصت های وقفه یی و این موج خروشان برای دگرگونی های بزرگ وبنیادین سیاسی واجتماعی سود برد وضمانت محکمی را برای بقای جنبش ملی ومردمی تدارک جست.

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۱۸ـ ۲۱۰۷

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018