مارکس: پراتیک انقلابی

عمر محسن زاده

( بخش چهارم )

در آموزش مارکس « پراتیک » مقوله اساسی برای تیوری و به ویژه تیوری شناخت است .درک وحدت تیوری و عمل بمثابه اصل عمده جهانبینی انقلابی برای مارکس دارای ارزش بنیادی بود. از آنجایی که پراتیک مبدا، ملاک وهدف شناخت و بدینترتیب منشا تیوری است برای مارکس ضروربود تا صحت تیوری های خود را در پراتیک اجتماعی و به خصوص پراتیک سیاسی و انقلابی آزمایش نماید واز این جویبارخروشان اندیشه های خود را سیراب کند .همچنان اثرگذاری برعلم وعمل آن خواست دیرینه مارکس بود که او درراه انجام اش برای دگرسازی طبیعت و جامعه لحظه ای درنگ نکرد.از این رو مارکس پس از پایان دوره تحصیل به کار درمیان جریانات اپوزیسیون از لیبرال تا دموکرات های رادیکال المان آغاز نمود و به زودی رهبری ارگان نشراتی آنها « روزنامه راین » را به عهده گرفت. او درمدت کار پانزده ماهه خود در این روزنامه به امر روشنگری توجه فراوان نمود و از موضع اپوزیسیون فعال رژیم مطلقه پروس را مورد انتقاد قرارداد .نخستین دیدار کارل مارکس با فریدریش انگلس که خود با زنده گی پُرمشقت کارگر آشنا بود دردفترهمین روزنامه صورت گرفت. حکومت پروس « روزنامه راین » را متوقف ساخت و مارکس مجبوربه ترک المان گردید.او در همین سال به فرانسه رفت و با ارنولد روژ سالنامه های المانی ـ فرانسوی را به نشر رسانید. روژهوادار فلسفه هگل و دموکراسی بورژوایی بود ولی مارکس با توجه به اقتصاد سیاسی و انتقاد بر سوسیالیست های فرانسوی پیوسته از مواضع خودی دفاع مینمود. مارکس در پاریس همچنان با هیات تحریرجریده هفته وار « به پیش » همکاری داشت و به زودی به آن رنگ و رُخ انقلابی بخشید. رژیم پروس سالنامه ها را درسرحد ضبط می نمود واز راه سیاسی برحکومت فرانسه فشار می آورد تا مارکس را از آن کشوراخراج نماید.مارکس در ماه فبروری سال ۱۸۴۵ ترسایی وادار به ترک پاریس شد و به بروکسل رفت . مارکس و انگلس در تابستان همین سال به انگلستان سفر نمودند و با جناح انقلابی « چارتیست » ها رابطه نزدیک برقرارنمو دند. آن دو بمنظورتامین وحدت فکری و اتحاد سازمانی نیروهای انقلابی و کارگران المان با زحمتکشان سایر کشورهای اروپایی « کمیته خبرنگاری کمونیستی» را اساس گذاشتند و آرزو داشتند تا بر شالوده سازمانی آن حزب سیاسی پرولتری بوجود آید. آنها در سال ۱۸۴۷ ترسایی عضویت

« اتحادیه سوسیالیستی دادگران» را حاصل نمودند و درهمین سال نام آنرا به « اتحادیه کمونیست ها « تغیر دادند .در سال بعدی اندو « مانیفست » این اتحادیه را نوشتند .در این سال انقلابات اروپایی ( ۱۸۴۸ترسایی ) مارکس به مطالعه اوضاع سیاسی و اجتماعی پرداخت و با درستی تشخیص داد که شرایط برای انقلاب پرولتری آماده نیست .او د جمع روشنفکران مخالفت خود را با قیام ضد بورژوایی اعلام نمود و خواستار آن شد تا از بورژوازی دربرابر سلطنت مطلقه حمایت صورت گیرد .ضعف و جُبن بورژوازی باعث شکست انقلاب د آن سال گردید .مارکس با استنتاج درس های آموزنده از این شکست ، پرورش نسل های انقلابی را از وظیفه مبرم نهضت دانست. همزمان با توجه به رویداد های اروپا ، مارکس به کارگران و زحمتکشان امریکا نیزنظرداشت و در مدت یک دهه (  ۱۸۵۲ تا ۱۸۶۲ ترسایی ) با کارعظیم ژورنالیستیکی خود در

« نیویارک دیلی تریبیون » در پخش اندیشه های مترقی و بیداری طبقه کارگرکوشید. مارکس درسال ۱۸۵۰ ترسایی پیشنهاد نمود تا دفاترمرکزی اتحادیه کمونیست ها به کُلن المان اتقال یابد و دو شاخه آن در لندن باقی بماند.

زمانی که قیام پولند درجنوری سال ۱۸۶۳ ترسایی شکل گرفت مارکس با فعالین آن در تماس گردید و اتحادیه کارگران المانی را به پشتیبانی آن ترغیب نمود .

مارکس « انجمن بین المللی کارگر»، یا « انترناسیونال اول » را در سال ۱۸۶۴ ترسایی در لندن اساسگذاری کرد و تا زمان انحلال آن رهبری آنرا نیز به عهده داشت . او اساسنامه ، برنامه و بیانیه های اساسی انجمن را نوشت و زمینه های ارتباط کمونیست های المانی، اعضای سندیکا های انگلیسی ، انارشیست های سویسی، پرودونیست های فرانسوی و دیگران را با هم فراهم نمود .بیانیه های مارکس در شورای عمومی این انجمن اسناد تاریخی اند که تا اکنون دارای ارزش علمی میباشند .درنتیجه شکست کمون پاریس فشاربرانترناسیونال اول فزونی یافت و کنگره لاهه انترناسیونال در سال ۱۸۷۲ ترسایی تصمیم گرفت تا مرکز آنرا به ایالات متحده انتقال دهد .انترناسیونال اول چهار سال بعد از آن درجریان کنفرانس فلادلفیا منحل شد. مارکس در کشورش المان برای ایجاد یک حزب انقلابی سوسیالیستی سخت تلاش نمود ، اندیشه و اصول سازمانی آنرا در مقالات متعدد از طریق « هفته نامه دموکراتیک » و روزنامه « دولت مردم » به نشر رسانید . او با و یلهلم لیبکنشت ( پدرانقلابی معروف المان کارل لیبکنشت) که یکی از اساسگذاران « حزب سوسیال دموکراتیک کارگران المان» بود همکاری نزدیک داشت . جنبش کارگری المان نخست در « اتحادیه عمومی کارگران المان» سازمان یافته بود. این اتحادیه به تدریج درتحت تاثیر اندیشه های فردیناند لاسال قرارگرفت. او که از شاگردان مارکس بود با نظریات التقاطی خود ، به ویژه گرایش به دولت پروس و مفکوره رسیدن به سوسیالیسم از طریق کوپراتیف ها در مقابل دید گاه های علمی مارکس قرارگرفت و اصل انترناسونالیزم را نا دیده انگاشت. تقابل این دو دید جنبش سوسیال دموکراسی را بدو شاخه هواداران لاسال ( اتحادیه عمومی کارگران المان ) و گروه ایزناخ ( حزب سوسیال دموکراتیک کارگران المان ) تقسیم نمود. تدویر کنگره مشترک این دو در « گوتا » و تاسیس حزب سوسیالیست کارگران المان که از آن بعد ها حزب سوسیال دموکرات المان ( امروزهم بدین نام مسما ست ) به وجودآمد یکی از پیروزی های بزرگ جنبش کارگری به شمار می آید .مارکس با نوشتن « نقد برنامه گوتا » بر طرح گروه لاسال تاخت و خطوط فکری و سازمانی این نخستین حزب کارگری جهان را مشخص نمود .مارکس همچنان به نهضت های انقلابی و رهایی بخش درسراسرجهان توجه داشت .

نارود نیک های روس درسال ۱۸۸۱ ترسایی نامه ای به مارکس فرستادند و نظر او را در مورد اینکه آیا جامعه کمونی میتواند بدون گذارازسرمایه داری به مراحل تکامل یافته تر رُشد اجتماعی برسد پرسیدند. نامه مارکس به خانم ویرا ساسولیچ در رابطه با ابشین های روسی بیانگر دقت خاص وی به مناسبات رُشد نیافته اقتصادی ـ اجتماعی است .

کارل مارکس پس از انحلال « انترناسیونال اول » باز هم با شخصیت های برجسته اروپایی و امریکایی جنبش کارگری درتماس باقی ماند و آرمان طبقه کارگروهمه زحمتکشان را تا آخرین لحظات زنده گی در سر پرورانید و درعمل تطبیق نمود .

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۱۸ـ ۱۱۰۷

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018

 

پیشنهادات (بصیر دهزاد ) پیرامون طرح اساسنامه حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان

 

به کمیسیون محترم تدارک اسناد کنگره

چند پیشنهاد مقدماتی:

 

1. اصطلاح  « رییس حزب »  در صورت قابل استفاده در اسناد حزبی است که این پست در کنگره و یا کنفرانس حزبی مستقیم از جانب اعضای این جلسات انتخاب گردد. در صورت که رییس از جانب  شورای مرکزی انتخاب گردد، در آن صورت باید اصطلاح  رییس شورای مرکز در اسناد بکار برده شود.

انتخاب رییس حزب مستقیماٌ از جانب کنگره ویا کنفرانس حزبی مفاد ذیل را دارا میباشد:

- دموکراسی حزبی بدون پیش زمینه های تقلب و نفوذ افراد و گروه های درون حزبی ، رعایت میگردد.

- رییس از اوتوریته بهتر برخوردار میگردد.

- درصورت تعمیق دموکراسی و کارایی و سازماندهی بیروی اجراییه، نقش یک رییس حزب کمتر موضوع دعوا و مشاجره میباشد.

- سلب صلاحیت و یا سبکدوشی رییس در کنفرانس های حزبی ، انچه در پیشنهادات فوق تذکر داده شده است، ساده تر است. زیرا اکثریت دو ثلث آرا هیچگاهی دموکراسی حزبی را نمیتواند تمثیل نماید.

2. برای انتخاب معاونین و مسوولین کمیسیون های تشکیلات، تبلیغ  باید کمیسیون از جانب بیروی اجراییه تعین گردد تا این کمیسیون ، قبل از انتخاب ، توانایی کاری کاندیدان را برررسی نماید. هر کاندید باید خودش تقاضا نامه کانداتوری خویش را تحریری به این کمیسیون بسپارد. در تقاضا نامه باید، آماده گی ، تجربه، قدرت ابتکار و سازماندهی کاندید توضیح داده شود.

3. انتخاب شورای مرکزی  ( پندیده  و با لیست دور و دراز و خیلی ها مشکل بر انگیز) اضافی به نظر میرسد.  و آن در صورت که کنفرانس های حزبی جای آنرا پر نماید. شورای مرکزی یکی از پر آشوب برانگیز ترین بخش حزبی است که اعضای آن تنها بعد از تدویر کنگره ممکن یکبار و یا نهایتاً دو بار جلسه نماید، فقط یک  موقف بخشیده شده است . در حالیکه انتخاب یک بیروی اجراییه قوی به مراتب کارا تر و با مسوولیت تر است.

بیروی اجراییه میتواند در ترکیب خویش علاوه بر تعداد معین انتخاب شده ، رییسان شورا های ولایتی و شهر کابل را شامل سازد. مسوول کمیسیون ها نیز باید شامل ترکیب بیروی اجراییه یاشند.

4. کنفرانس های حربی باید تعین کننده پالیسی های مقطعی ، انتخاب کانید ها برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، پارلمان  و شورا های ولایتی و همچنان مسایل وحدت ها و ایتلاف ها را مورد تایید و یا رد قرار دهد.

5- در این سند دار الانشای حزب در صدر هرم ساختمان حزبی با تمام صلاحیت های است که صلاحیت های بیروی اجراییه را کاملاٌ تحت سایه قرار داده است. این شیوه کار از نظر من در تقابل با دموکراس حزبی و محتوی خود همین سند است. در واقعیت امر دارالانشاٌ اصلاٌ نباید مرجع تصمیم گیری باشد بلکه یک مرجع اجرایی است. 

6- مساله مالی و کلیه مصارف و عواید باید تحت صلاحیت  کمسیون مربوط بیروی اجراییه باشد و اندازه صلاحیت مصارف  از شخص رییس تا ارگانهای پایینی در طرزالعمل جداگانه تنظیم گردند. بطور مثال هیچ شخصی نباید خارج از مواد طرزالعمل صلاحیت داشته باشد که شفاهی هدایت مصرف بیون سند را صادر نماید.

نام های پیشنهادی:

-         سازمان استقلال و ترقی ملی افغانستان

-         نهضت عدالت و روشنگری افغانستان

-         حزب اراده ملی افغانستان

-         نهضت وفاق و ترقی ملی افغانستان

-         حزب انکشاف و ترقی هماهنگ افغانستان

-         حزب پیشگامان ترقی ملی افغانستان

-         نهضت ترقی و تجدد افغانستان

 

پیشنهادات در متن اساسنامه

 برنگ سرخ: قابل حذف

به رنگ آبی تکمیلات و پیشنهادات

بسم الله الرحمن الرحیم

فصل اول

اصول عام عمومی   

ماده اول
مبنی :
این اساسنامه در پرتو احکام جز (۱) فقره (۲) ماده (۳۵) قانون اساسی، در روشنائی برنامه حزب ملی ترقی مردم افغانستان بخاطر تنظیم حیات درون حزبی و به مقصد تعریف حقوق، وظایف وصلاحیت های اعضا و ارگان های حزبی وضع گردید.
حزب ملی ترقی مردم افغانستان که منبعد در این سند بنام  حزب " یاد میشود ، سازمان سیاسی مستقل است و به جنبش ملی مترقی و دموکراتیک وطن ما تعلق دارد. پایه اجتماعی حزب را اقشار وسیع مردم اعم از روشن فکران، متخصصان استادان ودانش آموزان و کارکنان دولتی و خصوصی، اقشار میانه حال روستائی و دهقانان، کارگران، پیشه وران، کوچیان، مالداران ، متشبسین خصوصی ، تجارملی ،علما و روحانیون وطن دوست و ترقی پسند تشکیل میدهند.حزب ملی ترقی مرم افغانستان سازمان مستقل ، سیاسی و ممثل اتحاد داوطلبانه افغان ها است که بینش ودیدگاه های مشترک شان را درقبال اهداف مرامی واصول سازمانی که دربرنامه واساسنامه آن انعکاس یافته است، تشکیل میدهد. 

ماده دوم 
اصول:ـ
زنده گی بنیاد/ اساس تشکیلاتی و سازمانی حزب بر اصول زیرین استوار است :

۱ ـ دموکراسی گسترده درون حزبی مبتنی بر این اصل که: همه ارگان های رهبری حزب از پائین تا بالا انتخابی اند، این انتخابات بر مبنای میکانیزم نامزدی آزاد اعضا و رای گیری علنی، سری، آزاد و مستقیم صورت میگیرند.
۲ ـ  وحدت مرامی. بنا بر این اصل که: حزب ملی ترقی مردم افغانستان، حزب برنامه محور است. اعضای آن مکلف اند سیاست ها و تصامیم حزب خود را الی تصمیم جمعی مبنی بر تغیر آنها ( اضافی بنظر میخورد)، اجرا کنند. عضویت در حزب امر فردی است، رهبری حزب امر جمعی است و مسئولیت در اجرا یا عدم اجرای وظایف امر فردی است. حزب توزیع صلاحیت و عدم تمرکز مسئولیت ها را تشویق میکند.

ماده سوم 
نصاب جلسات و تصمیم گیری:
۱ ـ جلسات ارگان های حزبی با حضور اکثریت اعضا رسمیت می یابد و تصامیم به اکثریت آرای اعضای حاضر در جلسات اتخاذ میشود. مگر اینکه در این اساسنامه طور دیگری تصریح شده باشد ( با این مجرا های مشکل بر انگیر باید وداع نمود).
۲ ـ  اقلیت مخالف بطور جمعی وهر عضو بصورت انفرادی حق دارند طرح پیشنهادی خود را بمنظور تغیر یا تعدیل تصامیم اتخاذ شده در جلسات، به ارگان بالائی ارایه کنند.
۳ ـ هیچکس هیچ فردی ویا گروه نمیتواند مانع اجرا ی فیصله های جمعی گردد. فیصله های که مطابق احکام این اساسنامه اتخاذ میگردند، مرعی الاجرا میباشد.

ماده چهارم
تساوی رای:
۱ ـ  اعضای ارگان های حزبی وسایرساختارهای حزب بشمول روسا هنگام بحث روی مسایل مطروحه در جلسه و در اتخاذ تصامیم دارای حقوق مساوی و یکسان و دارای حق یک رای میباشند.
۲ ـ ریاست جلسات ارگان های رهبری کننده، توسط رییس و در صورت غیابت رییس، یکی از معاونین رییس پیشبرده میشوند.

فصل دوم
شرایط عضویت، حقوق
و مکلفیت های اعضأ

ماده پنجم
شرایط عضویت:
عضویت در حزب داوطبانه میباشد. هر تبعه افغانستان و اشخاص که از پدر و مادر افغان بدنیا آمده باشد و سن قانونی ( هجده سالگی ) را تکمیل و عضو کدام حزب سیاسی دیگر نباشد، برنامه و اساسنامه حزب را قبول نموده، حق العضویت بپردازد و در یکی از گروپ های حزبی فعالانه شرکت ورزد واز جانب محاکم به نسبت تخطی حرمان ازحقوق مدنی و جرایم شدید جنائی محکوم به مجازات نگردیده باشد عضویت حزب را کسب کرده میتواند.
آنعده افرادیکه علاقمند وبا حزب دوستی دارند درگروپ علاقمندان حزب درجنب گروپ های حزبی تنظیم گردند.

سازمانهای حزبی میتوانند در جنب خویش گروپ های علاقمندان را تشکیل داده طبق طرزالعمل جداگانه روابط و فعالیت های آنان را با حزب تنظیم نمایند. 

ماده ششم
پذیرش به حزب:
۱ ـ  پذیریش به عضویت حزب بطور انفرادی از طریق گروپ های حزبی و تصویب نهائی شورا های حزبی ولسوالی، ناحیوی، شهری ( بدون ناحیه ) و ولایتی ( بدون شورای شهری) به اکثریت آرای حاضرین جلسه صورت میگیرد.
۲ ـ پذیرش جمعی به عضویت حزب از صلاحیت دارالانشا و وحدت با احزاب سیاسی از صلاحیت بیروی اجراییه میباشد. استعفا و ترک عضویت حزب عین پروسه پذیرش به عضویت حزب را طی می نماید.

پروسه های وحدت بعد از نهائی شدن مزاکرات باید در کنفرانس های حزبی مورد تصویب اعضای کنفرانس قرار گیرد. بیروی اجرائیه تدارک مزاکرات و خطوط مورد موافقت را میتواند نهائی و به کنفرانس حزبی ارائه بدارد

ماده هفتم
تساوی حقوق و مسئولیت های اعضای حزب:
همه اعضای حزب صرف نظر از موقف حزبی خویش در برابر اساسنامه حزب دارای حقوق و مکلفیت های مساوی میباشند.

ماده هشتم
حقوق اعضا:
اعضای حزب دارای حقوق ذیل میباشند:


اعضای حزب دارای حقوق ذیل می باشند:
۱ـ ارایه پیشنهاد و ابراز نظر شفاهی و تحریری درمورد مسایل مطروحه سازمانی در جلسات و مطبوعات حزبی تا قبل از اتخاذ تصمیم در زمینه.
۲ـ کاندید نمودن خود و یا دیگران به مقامات حزبی.

هر شخص باید خود را با ارائه داشتن  کارائی ، ابتکار ، سازمادهی وتوانائی تباذل نظر کاندید نماید. کاندید نمودن یک شخص توسط شخص دیگر  هیچ گونه اساس خوب نداشته است و ما تجارب تلخی را از آنهای داشته ایم  که توسط دیگران پیشکش شده اند. مثال واضیح آن کنفرانس های شورای اروپائی بوده اند که در واقعیت هیچ رفیق خود خودش را کاندید نمیکرد و همه از جانب دیگران کاندید  میگردیدند و زمانی تعداد اعضای شورای اروپائی از 30 به قریب به 90  نفر رسید. باید به این شیوه وداع نمود که یک رفیق خود خموش بنشیند و دیگران وی را کاندید نماید. هر شخصی باید با مسئولیت ،شجاعت و ارائه دلایل قوی که رآی اکثریت را بدست بیاورد، خود را معرفی و پیشکش نماید. نباید فراموش کرد که این شیوه کاملن کهنه شده است. علاوتاٌ ثابت شده است که این شیوه کار مصلحت های نا کارا را تحمیل نموده که آسیب های آن به مراتب عمیق تر بوده اند.

۳ـ ابراز آزاد رای به نامزدان مورد نظر خویش به مقامات حزبی.
۴ـ دفاع از حقوق خویش در تمام جلسات و ارگان های حزبی به شمول کنگره درصورت اتلاف حقوق اش.
۵  ـ انتقاد سازنده و مثمر از کار و فعالیت اعضا و ارگان های حزبی.
۶  ـ مستفید شدن از حمایت حزب در امور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی.
۷ ـ نامزد شدن با حمایت حزب به کرسی های انتخابی در سطح کشور.
۸ ـ حق آگاهی یافتن از فعالیت ها و تصامیم ارگان های بالاتر حزبی، حق مطلع شدن از اجراات در رابطه به پیشنهادات و نظریات خود.
۹ـ حق کاندید و نتخاب شدن به تمام اورگانهای که در این  سند تسجیل یافته اند.حیث رییس حزب صرف برای دو دوره. 

ماده نهم
وظایف اعضا:
اعضای حزب دارای وظایف آتی میباشند:
۱ ـ رعایت و عملی نمودن و احترام به اساسات دین مقدس اسلام، احترام به سایر ادیان و مذاهب ، احکام قانون اساسی، قانون احزاب سیاسی وسایر قوانین نافذه کشور ، احترام به رسوم و عنعنات پسندیده مردم در زنده گی روزمره.
۲ ـ فعالیت متداوم و خستگی ناپذیر جهت نیل به اهداف مندرج برنامه و رعایت مطالبات اساسنامه حزب. 
۳ ـ  تبلیغ و توضیح اهداف و سیاست حزب در میان اقشار مختلف مردم و نهاد های اجتماعی، صنفی و فرهنگی.
۴ ـ  جلب و جذب افراد به صفوف حزب بمنظور تقویت تشکیلاتی و سازمانی، گسترش ساحه تأثیر نفوذ، توسعه و تحکیم پایه های اجتماعی حزب.
۵ ـ  پرداخت بموقع حق العضویت و اعانه بخاطر تقویت بنیه مالی حزب. ، مساعد ساختن زمینه تشویق سایر اعضا و هوا خواهان حزب در این مورد ( اضافی است).
۶ ـ  ارتقای سطح فهم و دانش سیاسی و مسلکی خویش از طریق مطالعه کتب و آثار علمی سیاسی   و با استفاده از سیستم های انترنتی .

۷ ـ مقدم شمردن و ترجیح دادن منافع ملی بر منافع شخصی و آشتی ناپذیر بودن با ، هر گونه تمائلات گروهی، قومی، سمتی، مذهبی، لسانی و نژادی و مبارزه علیه کلیه مظاهرفریکسیونی و تمایلات انشعاب طلبی و سایر انحرافات.
۸ ـ  اطاعت از دساتیر و فیصله های جمعی شورا ها و ارگان های حزبی.

۹ ـ مبارزه اتخاذ موقف اصولی و نقادانه به منظوررفع در برابر کمبودی ها و نواقص در کار اعضا و ارگان های حزبی.
۱۰ ـ اجتناب از هر گونه ابراز نظر که خلاف منافع ملی، پالیسی حزب ووحدت حزبی باشد.

 

فصل سوم
ساختار تشکیلاتی ، ارگانهای عالی حزب

ماده دهم
ساختار تشکیلاتی:

ساختار تشکیلاتی حزب قرار آتی است:

۱ ـ کنگره ،
۲ ـ  شورای مرکزی ،
۳ ـ کنفرانس های  سرتاسری ،
۴ ـ بیروی اجراییه ،
۵ ـ  دارالانشا ،
۶ ـ  شورای های محلی  ناحیه وی ، شهری ، ولسوالی و ولایتی،
۷  ـ  واحد اولیه.

 

وظایف وصلاحیت های ارگانهای عالی حزب

ماده یازده هم 
کنگره:

کنگره عالیترین ارگان رهبری کننده حزب است که هر سه پنج سال یک مرتبه به اشتراک حد اقل دو ثلث اکثریت نماینده گان منتخب کنفرانس های حزبی دایر میشود و تصامیم آن بر اساس اکثریت آرای اعضای حاضر اتخاذ میگردد. کنگره فوق العاده بر اساس تصمیم دو ثلث اعضای شورای مرکزی /هیات اجرائیه دعوت میگردد.
اعضای کنگره ازطریق انتخابات آزاد، علنی، سری و مستقیم در کنفرانس های ولایتی حزبی ، معادل آن وشهرکابل انتخاب میشوند. تعداد و نورم نماینده گی برای کنگره و طرزالعمل تدویر انتخابات در کنفرانس های انتخاباتی حزبی ازطرف بیروی اجراییه تصویب میگردد.
اعضای شورای مرکزی ازطریق کنفرانس های ولایتی، معادل آن وشهرکابل خارج نورم نماینده گی به کنگره انتخاب میگردند.( بی ارتباط با این ماده)

ماده دوازده هم 
وظایف و صلاحیت های کنگره:

کنگره دارای وظایف و صلاحیت های ذیل میباشد:
۱ ـ  تصویب برنامه و اساسنامه حزب.
۲ ـ استماع گزارش کار و فعالیت شورای مرکزی واتخاذ تصمیم در زمینه.
۳ ـ  تعیین تعداد و انتخاب اعضای شورای مرکزی به اکثریت آرای اعضای حاضر درکنگره.
۴ ـ تصویب و تغیر نام ، بیرق و نشان حزب.
۵ ـ  تعین جهات عمده سیاست جاری حزب .

 طرح پیشنهادی:

کنگره دارای وظایف و صلاحیت های ذیل میباشد:
۱  ـ تصویب مرامنامه و اساسنامه حزب.
۲ – انتخاب اولین رئیس حزب الی تدویر اولین کنفرانس  سراسری حزب.
۳ ـ  تعیین تعداد و انتخاب اولین شورای مرکزی به اکثریت آرای اعضای حاضر درکنگره.
۴ ـ  تصویب و تغیر نام ، بیرق و نشان حزب.

 ماده .....: کنفرانس های حزبی

کنفرانس های حزبی دارای وظایف ذیل میباشند:

کنفرانس های حزبی عالیترین اورگان حزب بعد از کنگره میباشد .

 

صلاحیت های کنفرانس قرار ذیل اند:

1 ـ  بررسی شکایات، انتقادات و پیشنهادات اعضا و ارگان های حزبی.

2ـ  استماع گزارش کار و فعالیت شورای مرکزی / یا بیروی اجرائیه  و اتخاذ تصامیم در زمینه.،

3- تعدیل در مواد اساسنامه و برنامه حزب و یا تصویب ضمایم  در هر دو سند،

4- انتخاب رئیس حزب ، عزل و انتخاب اعضای جدید شورای مرکزی حزب به عوض اعضای سبکدوش شده،

5- تعین پالیسی عملی  و سیاست جاری حزب درارتباط با پروسه های سیاسی،

6- تعین خطوط عمومی برناموی ( سیاسی، اجتماعی ، اقتصادی ، کلتوری و فرهنگی) برای دوره های انتخاباتی ریاست جمهوری، پارلمانی و شورای های اورگاهنهای قدرت و اداره دولتی.

7- پیشکش و انتخاب لست کاندیدها  برای ریاست جمهوری، اطاقهای پارلمان و شورا های ولایتی .

8-  بحث و تبادل نظر و اتخاذ تصمیم در مورد شرکت حزب در ائتلاف ها، پروسه های وحدت تشکیلاتی و سائر موافقتنامه ها،

کنفرانس های حزبی حد اقل در هر دو سال یکبار دائر میگردد. تدویر و دعوت کنفرانس های مرتبط به فقرات  5،6 ، 7 و 8.

موضوع و تعداد دعوت شده کنفرانس های حزبی از صلاحیت شورای مرکزی / بیروی اجرائیه میباشد.

ماده سیزد هم 
شورای مرکزی:

شورای مرکزی عالیترین ارگان حزب در فاصله میان دو کنگره بوده و هر سال یکبار جلسه می کند. جلسه فوق العاده شورای مرکزی به تصویب بیروی اجراییه یا پیشنهاد دو ثلث اعضای شورای مرکزی دعوت میگردد.
نصاب جلسات شورای مرکزی با حضور اکثریت اعضا تکمیل و تصامیم آن بر اساس اکثریت آرای اعضای حاضر اتخاذ میگردد.

ماده چهاردهم
وظایف و صلاحیت های شورای مرکزی:

شورای مرکزی دارای وظایف و صلاحیت های ذیل میباشد:
۱ ـ استماع گزارش کار وفعالیت بیروی اجراییه و اتخاذ تصمیم در زمینه.
۲ ـ تعیین تعداد و انتخاب اعضای بیروی اجراییه، رییس و معاونین حزب از میان اعضای شورای مرکزی به اکثریت آرای اعضای حاضر در جلسه.
۳ ـ  اتخاذ تدابیر بخاطر تحقق فیصله های کنگره .
۴ ـ  ارتقای برجسته ترین کادرها و فعالین حزب به عضویت شورای مرکزی، در صورتیکه تعداد آنها از ٪ ۲۰ اعضای شورای مرکزی منتخب کنگره تجاوز نه نماید. سبکدوشی آن عده اعضای شورای مرکزی که در جریان کار شایستگی و لیاقت کاری لازم را از خود تبارز نداده، به فیصله اکثریت آرای اعضای حاضر در جلسه.
۵ ـ  ارایه گزارش کار و فعالیت شورای مرکزی به کنگره حزب .
۶ ـ درصورت ضرورت وارد نمودن ۲۰الی ٪۳۰ تعدیلات دربرنامه واساسنامه حزب.

ماده پانزدهم
بیروی اجراییه:

بیروی اجراییه ارگان عالی رهبری کننده حزب در بین دو جلسه شورای مرکزی  کنفرانس های سراسری حزبی بوده و در حالات عادی در هر سه یکماه یک مرتبه جلسه مینماید. نصاب جلسات بیروی اجراییه با حضور اکثریت اعضاء تکمیل و تصمامیم آن بر اساس اکثریت آرای اعضای حاضر اتخاذ میگردد. جلسه فوق العاده بر اساس فیصله دارالانشاء یا تقاضای اکثریت اعضای بیروی اجراییه دایر میگردد.

ماده شانزدهم
وظایف و صلاحیت های بیروی اجراییه:

بیروی اجراییه دارای وظایف و صلاحیت های ذیل می باشد:
۱ ـ  استماع گزارش کار وفعالیت د ارالانشاء و اتخاذ تصمیم در زمینه.
۲ ـ تعین تعداد و انتخاب اعضای دارالانشاء از بین اعضای شورای مرکزی اعضای هیاٌت اجرائیه .
۳ ـ تصویب طرزالعمل تدویر کنفرانس ها و انتخابات حزبی.
۴ ـ  معرفی نامزد حزبی و یا حمایت از نامزد دیگری در انتخابات ریاست جمهوری.
۵ ـ  تعیین موقف حزب در رابطه به انتخابات و سایر مسایل اهم ملی و بین المللی.
۶ ـ  درصورت وحدت با احزاب سیاسی دیگر توسعه شورای مرکزی وبیروی اجراییه الی %۲0 فیصد.
۷ ـ  تعمیل سایر صلاحیت ها جهت تحقق اهداف حزب و مصوبات کنگره و شورای مرکزی به استثنای صلاحیت های خاص شورای مرکزی.
۸ ـ ارایه گزارش کار وفعالیت بیروی اجراییه به جلسه شورای مرکزی.

فقرات 4و5و6 شامل صلاحیت های کنفرانس میگردند.

ماده هفدهم 
دارالانشا:

۱ ـ  دارالانشا متشکل از رییس ، معاونین و اعضا میباشد.تعداد باید قید گردد
۲ ـ  دارالانشا ارگان رهبری کننده دایماً فعال حزب بوده که امور یومیه حزب را رهبری میکند و از طریق شعبات مرکزی و محلی، شوراهای حزبی را د ر جهت تحقق اهداف مندرج برنامه و مطالبات اساسنامه حزب رهبری می نماید.
۳ ـ  دارالانشاء در هر (۱۵) روز و در صورت ضرورت بیشتر از آن جلسه می نماید.
۴ ـ تمام فیصله های دارالانشا به اکثریت آرای اعضای حاضر جلسه صورت میگیرد.

ماده هژدهم 
وظایف و صلاحیت های دارالانشا::

د ارالانشا  دارای وظایف و صلاحیت های ذیل می باشد:
۱.  ـ چگونگی تطبیق درست و به موقع تصامیم و فیصله های حزبی.
۲ ـ  رهبری اجراات شعبات، کمیسیون ها و شورا های حزبی در جهت کار سیاسی، تبلیغاتی و فرهنگی.
۳ ـ  رهبری کار شورا های حزبی در رابطه به پذیرش به صفوف حزب.
۴ ـ  تنظیم امور پرداخت حق العضویت و جمع آوری اعانه و تقویت بنیه مالی حزب.
۵ ـ  تامین روابط با سایر احزاب، سازمان ها ی سیاسی و نهاد های جامعه مدنی و ارگان های حکومتی به منظور تامین شرایط مساعد کار برای سازمان های حزبی جهت عملی نمودن اهداف حزب و  ارائه گزارش به بیروی اجرائیه
۶ ـ  تامین روابط حسنه ومتقابلاً مفید با نهاد های بین المللی به منظور معرفی حزب در سطح جهانی.
۷ ـ  استماع گزارشات کار و فعالیت شعبات و کمیسیون های مرکزی و شوراهای محلی حزب.
۸ ـ  صدور مصوبات و رهنمود ها جهت رفع نواقص کار.
۹ ـ  معرفی کادر ها به مقامات حزبی و ارگان های دولتی.
۱۰ـ  رهبری شعبات و کمیسیون های مرکزی توسط برخی اعضای د ارالانشا .
۱۱ ـ  ایجاد و الغای شعبات و کمیسیون های مرکزی و محلی حزب بر اساس پیشنهاد شعبه تشکیلات وتصویب دارلانشا.
۱۲ ـ  تصویب لوایح وظیفه وی شعبات و کمیسیون های حزبی.
۱۳ ـ عین مسوولین و اعضای شعبات و کمیسیون های مرکزی حزب. ( واضح نیست)
۱۴ ـ تقرر کادر ها به پست های حرفوی حزبی و معرفی نامزدان به ارگان های دولتی.
۱۵ ـ  تعمیل سایر صلاحیت ها غرض تحقق اهداف برنامه یی حزب به استثنای صلاحیت های اختصاصی  بیروی اجراییه. (گنگ است)
۱۶ ـ ارایه گزارش کار و فعالیت د ارالانشا  به بیروی اجراییه حزب.

ماده نزدهم
رییس حزب:

رییس حزب دارای وظایف آتی می باشد:
۱ ـ  ریاست اجلاس کنگره ، شورای مرکزی، بیروی اجراییه و دارالانشا،
۲ ـ نماینده گی از رهبری حزب دراجلاس ملی ، بین المللی ،مقامات حکومتی، احزاب سیاسی، جامعه مدنی سازمانهای بین المللی، ملل متحدوغیره در همآهنگی و آگاهی قبلی دارالانشاء،بیروی اجرائیه
۳ ـ  سازماندهی وتآمین همآهنگی در کار ارگانهای رهبری کننده حزب،
۴ ـ رهبری کلی امور شعبات مرکزی حزب،
۵ ـ رهبری مستقیم امور مالی حزب.

بخش مالی باید بر اساس یک طرز العمل جداگانه تنظیم گردد و صلاحیت های مالی مسئولین در آن قید گردد. صلاحیت بررسی مالی باید از صلاحیت شورای اجرائیه باشد.
۶ ـ  اعلان موقف حزب در رابطه به مسایل اهم ملی، طبق فیصله بیروی اجرائیوی حزب.

فصل چهارم
شوراهای محلی

ماده بیستم
شورای ولایتی ، معادل آن وشهرکابل:
الف:
شوراهای ولایتی نظربه تصویب دارالانشای بیروی اجرائیه حزب ایجاد میشود.
ب:
شوراهای ولایتی که درکنفرانس های حزبی ولایتی انتخاب میگردد ،نظربه کمیت اعضای حزب از۳ الی ۴0تن اعتبار میداشته باشد.درصورت ضروت شورای مربوط میتواند %۲0 ازبهترین اعضای حزب توسعه داده شود.درصورتیکه اعضای شورای ولایتی از ۱۵ نفر تجاوز نمود بیروی های اجراییه شورای ولایتی انتخاب گردد.( این ماده کنگ است و ایجاب وضاحت بیشتر مینماید)

مکلفیت های شورای های ولایتی معادل آن وشهرکابل موظف اند :

۱ ـ تحقق مصوبات دارالانشا وبیروی اجراییه حزب .
۲ ـ  رهبری سازمانهای تحت امرش مربوطه اش درراستای تحقق فیصله های حزب .
۳ ـ  اتخاد تدابیرغرض جذب به صفوف حزب وتبلیغ اهداف حزب دربین مردم .
۴ ـ  ایجاد شوراهای حزبی ولسوالی ، شهری (بدون شهرکابل )، نواحی .
۵ ـ اتخاذ تدابیر غرض تدویر به موقع جلسات حزبی نوبتی و فو ق العاده و و تدویرجلسات سازمان های مادون وکنترول ازجمع آوری حق العضویت واعانه حزب.
۶ ـ  ارایه گزارش به دارالانشای بیروی اجرائیه حزب .
۷ ـ  شوراهای ولایتی ، معادل آن وشهرکابل که بیروی اجراییه نداشته باشند درهر ۱۵ روزجلسات خویش را دایر مینمایند. شوراهای ولایتی که دارای بیروی اجراییه اند درهر سه ماه یکبار وبیروهای اجراییه شان درهر ۱۵ روز یکبار تدویر جلسه نمایند. (این جزوه میتواند شامل یک طرز العمل گردد. حتمی نیست  که در اساسنامه تسجیل یابد)
درصورت ضرورت جلسات فوق العاده دایرشده میتواند.
۸ ـ شوراهای ولایتی، معادل‌ آن وشهرکابل مستقیمأ تحت رهبری دارالانشای بیروی اجرائیه  حزب کاروفعالیت خود را تنظیم نموده شعبات ضروری را ایجاد، سیستم منظم اطلاعات وگزارشدهی را تنظیم نمایند. این شورا ها در اجرای وظایف جاری و روزانه به دار الانشاٌ گزارشده میباشند.
۹ ـ  شوراهای ولایتی ، معادل آن وشهرکابل منحیث از نام سازمان سیاسی خویش نماینده حزب درمحل درانتخابات شورای ملی ، شورای ولایتی، شورای ولسوالی وشاروالی ها نقش فعال را ایفا وکاندیدان حزبی حمایت از کاندیدان غیر حزبی را آماده وبه دارالانشا جهت تائید معرفی دارند.
۱۰ ـ شوراهای ولایتی ، معادل آن وشهرکابل نظربه ضروت تشکیلاتی درساحه تحت فعالیت اش ، شوراهای ولسوالی ، شهری ونواحی را طی مصوبات ایجاد مینماید.
۱۱ ـ شوراهای کشوری معادل شوراهای ولایتی میباشند.

 توجه گردد به پیشنهاد کمیسیون در سطح کمیسیون انسجام و هم آهنگی شورای اروپائی و همچنان به مقاله اینجانب پیرامون یک میکانیز ساختاار شئورای اروپائی در سایت بامداد.

ماده بیست ویکم:
شوراهای شهری(بدون کابل)، نواحی وولسوالی :

۱ ـ شوراهای شهری ، نواحی وولسوالی نظربه ضرورت طبق مصوبات شورای ولایتی مربوط ایجاد میگردد.
۲ ـ شوراهای نواحی طبق پیشنهاد شورای شهر ومنظوری شورای ولایتی ایجاد شده میتواند.
۳ ـ  وظایف شورای های شهری، نواحی وولسوالی مانند شورای ولایتی درساحه مسئولیت شان بوده، شوراهای نواحی به شورای شهری ، شوراهای شهری وولسوالی به شورای ولایتی گزارشده میباشند.
۴ ـ رهبری شوراهای شهری ، نواحی وولسوالی درکنفرانس های مربوط انتخاب ودارای منشی ومعاون میباشند. 
۵ ـ  درصورت کمیت اعضا میتوان بیروهای اجراییه را ایجاد کرد که تعداد آن مطابق کمیت اعضای حزب تعین میگردد که نباید از ۱۵ تن اضافه گردد.

ماده بیست و دوم:
گروپ های حزبی، سازمان اولیه :

۱ ـ گروپ های حزبی ، حلقه اتصال و ارتباط حزب با مردم بوده و بر اساس محل زیست یا محل کار با تعداد (۳ الی ۱۵) عضو ایجاد میگردد. درصورت ازدیاد اعضا در یک محل چند گروپ حزبی تشکیل شده میتواند.
۲ ـ گروپ های حزبی ، دارای منشی و معاون میباشد که از جانب اعضا با رای گیری آزاد و مستقیم انتخاب میشوند. گروپ های حزبی در ساحه فعالیت خویش طبق دساتیر مقامات حزبی و مندرجات اساسنامه کار مینماید.
۳ ـ اعضای گروپ های حزبی ، اهداف حزب را در میان مردم و کلکتیف مربوطه توضیح و تبلیغ نموده، جلب وجذب بهترین ها را به صفوف حزب مورد توجه دایمی قرار میدهند. 
۴ ـ  گروپ های حزبی روابط و مناسبات نزدیک و دوستانه را با شخصیت های ملی و فرهنگی، تجاری و قومی ایجاد و تقویت می بخشد.
۵ ـ  در صورتیکه در یک محل بیش ازسه گروپ حزبی وجود داشته باشند، سازمان اولیه متشکل از منشی ها و معاونین گروپ های حزبی مربوطه ایجاد میگردد.واین سازمان دارای منشی ومعاون میباشدکه از طریق رای گیر علنی انتخاب میگردد. 
۶ ـ  سازمانهای اولیه دارای کمیته رهبری بوده ، امور گروپ های حزبی ( درصورت ضرورت سازمانهای شعبوی ) رهبری مینماید. 
۷ ـ  پذیرش به حزب ، جمع آوری حق العضویت واعانه ، تدویر جلسات گروپی ، ارتقای آموزش اعضای حزب ، تامین ارتباط با مردم درساحه مربوطه ، تبلیغ اهداف حزب ، تحقق مصوبات مقامات مافوق با تهیه پلان های تدابیری، ایجاد گروپهای علاقه مندان وغیره. ازوظایف سازمان اولیه است.
۸ ـ  سازمان اولیه به شوراهای ناحیه ، شهربدون ناحیه و ولسوالی گزارش ده می باشد.  

فصل پنجم
احکام متفرقه

ماده بیست و سوم:
امور مالی:

حزب از جهت مالی متکی است بر :
۱ ـ  حق العضویت اعضاء که نورم و طرز پرداخت آن توسط طرزالعمل جداگانه تنظیم میگردد،
۲ ـ  اعانه و کمک های مالی اعضا ، علاقه مندان وهوا داران مطابق به احکام قانون احزاب .
۳ ـ عواید نشرات و مطبوعات،
۴ ـ  عواید تشبثات اقتصادی.

ماده بیست وچهارم
تشبثات اقتصادی:

حزب همزمان با فعالیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میتواند به ایجاد موسسات خدمات غیر انتفاعی رضاکارانه و انتفاعی تولیدی، تجارتی، تعلیمی ،فرهنگی بخاطر تقویه بنیه مالی  خرب مبادرت ورزد.

ماده بیست و پنجم
حزب و انتخابات:

حزب به مثابه سازمان فعال سیاسی در تمام رویداد پروسه های سیاسی کشور منجمله انتخابات نقش اساسی وفعال گرفته ، کاندیدان مستحق را معرفی ویا با سایر نیروهای ملی ،دموکراتیک وهمسو از کاندید مشخص پشتیبانی مینماید. حزب متواند برنامه های مشترک انتخاباتی را در یک میکانیزم با احزاب و سازمانهای مماثل طرح و عملی نماید.

۱ ـ  هرعضو حزب حق دارد با حمایت حزب بحیث نامزد در انتخابات ریاست جمهوری، ولسی جرگه، شورا های ولایتی، شورا های ولسوالی، شورا های قریه، مجالس شاروالی و شاروال ها شرکت نماید.
۲ ـ  اعضای حزب در انتخابات تعهد، تحصیل، تجربه، تخصص، لیاقت و شایستگی نامزدان را درنظر گرفته از آنها حمایت می نماید.
۳ ـ  نامزد حزب برای انتخابات ریاست جمهوری از جانب بیروی اجراییه ، نامزدان حزب برای انتخابات ولسی جرگه ازجانب دارالانشا در مشوره با شورا های ولایتی ، معادل آن وشورای شهر کابل و برای انتخابات سایر مقامات و نهاد های انتخابی از جانب شورا های حزبی مربوط معرفی میشوند. 

مشی انتخاباتی، پیشکش نمودن کاندید های  مساعد برای پست های فوق الذکر باید در کنفرانس های سراسری حزبی مورد تصویب قرار گیرند.


ماده بیست و ششم

بیرق، نشان، مهر و ارگان نشراتی

حزب دارای بیرق، نشان، مهر و ارگان نشراتی مشخص خود میباشد. اتخاذ تصمیم در مورد ارگان نشراتی و ممیزات مهر، صلاحیت دارالانشا حزب است.

ماده بیست و هفتم
حزب و جامعه مدنی:

حزب بمنظور ،رعایت و احترام بر ارزش های حقوق بشری و جامعه مدنی،  تاٌمین حقوق و ایجاد زمینهای قانونی برای پرورش سالم جوانان، نقش سیاسی و اجتماعی زنان و سایر اقشار جامعه و آماده نمودن آنها برای پاسداری از حقوق قانونی شان به ایجاد شورا ها و اتحادیه های مربوطه را مساعدت می نماید. حزب استقلال سازمانی ساختار های متعلق به جامعه مدنی را رعایت احترام مینماید، آنها را در امور مربوطه یاری و کمک میرساند.(اضافی است)

ماده بیست وهشتم
مکافات ومجازات:

الف - اعضای حزب در صورت تبارز ابتکار ، لیاقت و شایستگی در اجرای وظایف حزبی و مبارزه صادقانه، برجسته در جهت تحقق مندرجات مرامنامه و اساسنامه حزب، بر اساس پیشنهاد شوراهای مربوطه، شعبات مرکزی و تائید ارگان های رهبری حزب مورد تقدیر قرار میگیرند.
نوع و سطح  تقدیر توسط طرزالعمل جداگانه از جانب دارالانشا بیروی اجرائیه حزب تعیین و مشخص میگردد.
ب- اعضای حزب نسبت عدم رعایت مطالبات اساسنامه و تخلف از اصول، موازین و دساتیر حزبی ذیلاً تأدیب و مجازات میشوند:
-  توصیه.
-  اخطار.
-  اخراج ازعضویت حزب.
چگونگی تأدیب و مجازات اعضای حزب توسط طرزالعمل جداگانه از جانب بیروی اجرائیه حزب تنظیم و مشخص میگردد.
اخراج اعضای شورای مرکزی از عضویت حزب صلاحیت دارالانشا بیروی اجرائیه میباشد ودرمورد مجازات سایر اعضای حزب طرزالعمل جداگانه ترتیب میگردد.

ماده بیست ونهم 
دفاتر حزبی:

مقر شورای مرکزی حزب در شهر کابل بوده، دفاتر و نماینده گی های حزبی در واحد های اداری و محلات به پیشنهاد شوراهای ولایتی، معادل آن وشهرکابل ، تشکیلات مرکزی ومنظوری دارالانشا ایجاد میگردند.

ماده سی ام
انحلال حزب:

در صورت بروز اوضاع نا مساعد که تداوم کار حزب در جهت تحقق اهداف برنامه آن نا ممکن گردد، موضوع تعلیق قسمی یا کلی فعالیت ها، ختم کار یا انحلال حزب در جلسه فوق العاده شورای مرکزی بیروی اجرائیه تحت غور و بررسی قرار گرفته، تصمیم نهایی در زمینه به دو ثلث آرای اعضای حاضر در جلسه اتخاذ و موضوع طی اعلامیه رسمی به آگاهی اعضای حزب، سایر هموطنان و وزارت عدلیه رسانیده می شود.

با درود های رفیقانه

بصیر دهزاد

 

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۲/ ۱۸ـ ۱۱۰۷

 

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

Copyright ©bamdaad 2018

 

چرا با پیشنهادها و خواست های سازمان اروپایی با بی تفاوتی برخورد شد؟

 

« طرح اساسنامه » حزب که کمیسیون تدارک کنگره آماده، و برای نشر و نظرخواهی فرستاده بود را خواندم.

با درد و دریغ  دراین طرح بازهم با سازمانهای برون مرزی حزب برخورد سطحی و ناسنجیده شده صورت گرفته است. رفقای رهبری حزب ؛ و بیشتر ازهمه مسوولین بخش تشکیلات حزب از سالهای زیاد بدینسو دیدگاه و خواست مشترک رفقای اروپا را می دانند.

درهمه ایی این سالها رفقای سازمان اروپا دو خواست ساده ، روشن و قابل فهم  داشته و دارند:

۱ ـ پذیرش این واقعیت که سازمانهای برون مرزی حزب ، از جمله  سازمان اروپایی حزب تفاوت های بی شمار با شورای های ولایتی داخل کشور داشته و شرایط مبارزه و فعالیت آن با سازمانها داخل کشور« کاملاً » متفاوت می باشد ؛ و

۲ ـ  این سازمانها دراساسنامه حزب مشروعیت یافته و به مسوولیت ها و وظالیف آن صراحت داده شود.

من  برای اگاهی رفقای کمیسیون باردیگر« بسته پیشنهادهای رفقای اروپا » که درسایت بامداد زیر عنوان « دموکراسی درعمل » به نشر رسیده است را به کمیسیون محترم طرح اسناد حزبی فرستاده ، و اینک نظریات خود منحیث عضو شورای انسجام وهماهنگی امور حزبی در اروپا ، نماینده منتخب کنگره و عضو شورای مرکزی حزب را باردیگر برایتان گسیل می دارم .امید با آن برخورد مسوولانه شده ، از جاروجنجال های بعدی درجریان کارکنگره و بعد از آن جلوگیری گردد.

بادریغ ما درسالهای که گذشت ، ماه ها و سال ها را صرف همین بگوها و مگوها با مرکز در باره تثبیت جایگاه سازمان اروپایی نموده ، و بدینگونه نیرو و وقتی را که برای سایرامورحزبی باید صرف می نمودیم  در راه روشن شدن جایگاه و موقف سازمان اروپایی بکار بردیم.

امید رفقا به همین گذشته های نه چندان دور و اندوخته های ناخوشایند آن توجه جدی نموده ، موقف سازمان اروپایی را در اساسنامه حزب روشن و مشخص سازند.

بادورد

دکتراسد محسن زاده

 

 پیشنهادهای چند در باره اساسنامه حزب

( این پیشنهاد ها پیشتر دو بار به مرکز فرستاده شده است )

رفقای گرانقدر کمیته تدارک تدویر کنگره حزب ،

با بازخوانی اسناسنامه موجود حزب باردیگر دریافتم که اصول و موازین  پذیرفته شده درحزب ما منحیث یک حزب پیشتاز امروزین  بربنیاد دموکراسی گسترده ، ساختارها و اصول مدرن مدیریتی استوارمی باشد.

با اختصارمی خواهم چند پیشنهادی برای بهبود و اثرمندی همین اصول؛ که خانه سازمانی ما برآن بنا شده است را درمیان بگذارم. امید این پیشنهاد ها درتدوین اساسنامه جدید حزب درنظرگرفته شوند.

پیشنهاد اول:  اساسنامه حزب فشرده ترتدوین ؛ و اصول دموکراسی درون سازمانی، انتخابی بودن همه ارگان ها و مسوولین ، رهبری و مدیریت دسته جمعی در آن حفظ گردد.

پیشنهاد دوم : حزب به « حزب مردم افغانستان » و یا « حزب زحمتکشان افغانستان » مسما گردد.

دلیل : در باره پایه اجتماعی حزب آمده است که پایه اجتماعی حزب را اقشار وسیع مردم اعم از کارگران ، دهقانان ، پیشه وران ، روشنفکران ، کارمندان و.. تشکیل می دهد.علاوتا ً لایه های زحمتکش اکثریت باشنده گان کشور را تشکیل داده ؛ و آینده و سرنوشت دموکراسی و اعتلای میهن با سطح اگاهی ، سازمان پذیری و مبارزه  در راه دفاع ازمنافع ، خواست ها و بهبود شرایط زنده گی آنها پیوند خورده است ، پس باید نام حزب نیز با  پایه اجتماعی آن گره خورده و این دو با آن همخوان باشند.

پیشنهاد سوم : درفش و یا پرچم حزب به رنگ آبی بوده؛ و نشان حزب ساده ، با نام و اصول مرامی حزب مطابقت داشته باشد.

دلیل : در مرحله کنونی مبارزه اجتماعی حزب و مردم ما ، مبارزه در راه صلح یکی از بنیادی ترین خواست های و نیازمردم و جامعه می باشد. با دریغ حزب ما تا حال نتوانسته است در این میدان کدام تلاش اثرگزاری را سازمان بدهد. رنگ آبی ( آسمان آبی ) سمبول مبارزه در راه صلح ، خلع سلاح و ضدیت با جنگ و نظامی گیری می باشد. با تکیه بر واقعیت های امروزی افغانستان و جهان ، مبارزه به خاطر صلح ، دموکراسی واقعی ، تامین امنیت و عدالت گزینش همین رنگ با خواست ها و اماج های حزب ما همخوان می باشد. اینکه درفش یا پرچم حزب در آینده به چه رنگی داشته باشد، آنرا شرایط مبارزه فردای ما تعین مینماید.

پیشنهاد چهارم : برای سازماندهی، مسوولیت و شیوه رهبری سازمان های برون مرزی حزب در اساسنامه حزب صراحت داده شده؛ و دربخش (شورای های محلی ) اساسنامه حزب ماده جدیدی با  متن زیراضافه گردد:

ماده ... سازمانهای برون مرزی حزب :

« سازمانهای برون مرزی حزب که در شرایط کاملاً متفاوت ازداخل کشور؛ درراه تحقق اصول کلی حزب ، اندیشه های ترقی خواهی و انترناسیونالیزم کارمی کنند؛ فعالیت شانرا براصول زیر تنظیم می نمایند:

ـ شورای های اعضا و هواداران حزب درکشورها و مناطقی که دارای منافع و ساختارهای سیاسی ـ اقتصادی همگون می باشند، ایجاد گردند.

ـ سازماندهی و پیشبرد فعالیت های این شوراها درمطابقت با اصول سازمانی ـ مرامی حزب ؛ و بادرنظر داشت قوانین جاری کشورهایی که درآن فعالیت می نمایند تدوین گردد.  

ـ برنامه های کاری وساختارهای سازمانی شوراهای برون مرزی درمطابقت به نیازهای خود آنها ، و درهمخوانی با منافع حزب توسط این شورا ها تنظیم گردد.

ـ شورا های برون مرزی درصورت نیاز، پس ازموافقت دارلانشای حزب به ایجاد ارگان های نشراتی شان می پردازند.

ـ شوراهای برون مرزی حزب ازفعالیت شان دربرابردارلانشای حزب جوابده می باشند. »

دلیل : 

شورا های برون مرزی حزب  از سالهای زیادی بدینسو؛ منحیث زبان گویای حزب و آرمانهای شریفانه انساندوستی و ترقی خواهی دربین جامعه رو به افزایش مهاجر افغان فعالیت می نمایند. شرایط متفاوت حقوقی ، سیاسی و اجتماعی نسبت به افغانستان ، شیوه ها وامکانات دیگر مبارزه سیاسی ـ سازمانی را در پیش روی رفقا قرار داده است. بناً رفقای برون ازکشور بیش تر از رفقای داخل ، برشرایط و امکانات کاری دربرون از کشور وارد بوده ، می توانند با ایمانداری ، پشت کار و پیشبرد برنامه های دقیق و سازنده ، نقش و اثرمندی درجلب و جذب افراد تازه به حزب ، گسترش فعالیت های فرهنگی ، اجتماعی و آموزشی، نماینده گی شایسته ازحزب درمیان احزاب و سازمانها دادخواه و ترقی پسند جهان ، انتقال اندوخته ها و تجارب احزاب و سازمان های اجتماعی جهان به حزب، کارهای سودمندی را به نفع حزب و وطن انجام دهند. علاوتاً شماری ازاعضای حزب با داشتن اندوخته های چندین دهه در رده های سازمان های سیاسی برون مرز دارای تجارب بزرگ می باشند که با به کارگیری آن می توان زمینه رشد واستحکام مزید سازمان های برون مرزی حزب را فراهم نمود.     

پیشنهاد پنجم: ماده جداگانه درباره  نشرات حزب دراساسنامه حزب افزون گردد.

« حزب دارای ارگان های نشراتی است که انعکاس دهنده اهداف مرامی، اندیشه ها ، خواست ها وسیاست های حزب؛ وشرایط زنده گی مردم می باشد. رسانه های حزب در راه بلند بردن سطح اگاهی اعضای حزب و توده های مردم  تلاش مینمایند.فعالیت این رسانه ها توسط ارگان های مربوط رهبری و از پیش برده می شود.» 

دلیل : شرایط موجود مبارزه سیاسی و نقش رسانه ها در تبلیغ و اشاعه اندیشه و دیدگاه های حزب و اثرگزاری آنها برجنبش حکم می نماید؛  تا حزب دارای رسانه های مرکزی و محلی بوده و در مطابقت با خواست ها و منافع حزب فعالیت ؛ و مطالبات مردم را انعکاس داده و در راه برآورده شدن آن به بسیج مردم بپردازند.

پیشنهاد ششم : ماده جداگانه در مورد ایجاد سازمانهای اجتماعی ـ فنی زیر رهبری حزب  در نظر گرفته شود.

« برای پیشبرد کار سیاسی ـ تبلیغی و بسیج گروه های مختلف صنفی  و اجتماعی؛  حزب برای ایجاد سازمان های اجتماعی چون : زنان ، جوانان ، مهاجران ، روشنفکران خلاق ، کارگران و کارمندان ، حفظ محیط ریست ، پیشه وران ، کوپراتیف ها ، متقاعدین ، معیوبین و معلولین  و ....تلاش می نماید. این سازمان ها در راه پیوند حزب با نهادهای جامعه مدنی و سازمان های صنفی دیگر تلاش مینمایند.»

دلیل :

تجربه جنبش های ترقی خواهی کشور و جهان نشان می دهد که بیش تر احزاب سیاسی اثرگذار؛ خود دارای سازمان های اجتماعی مربوطه می باشند . درصورت تحقق دموکراسی واقعی و ایجاد نهادهای  مدافع منافع گروه های صنفی و اجتماعی این سازمان ها با دیدگاه وخواست های خود، درنهادهای عمومی چون سندیکا ها و یا اتحادیه های کارگری؛ اتحادیه های جوانان و دانش آموزان و... با نام  و خواست های خود حضور یافته ؛ و می توانند تکیه گاه مهمی برای گسترش پایگاه توده ایی حزب باشند.

با احترامات فایقه ، اسد محسن زاده

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۲/ ۱۸ـ ۰۳۰۷

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018

 

واگذاری مناطق به بهانه امنیت ویا برجام افغانی

 

عبدالوکیل کوچی  

 

هرروزیکه میگذرد و تاریخ را ورق میزنیم نیات استعماری انگریزی با ایجاد غده سرطانی در منطقه یا کشوری بنام پاکستان در جنوب آسیا برملا میشود .رژیم های کرنیلی ودست نشانده پاکستان از همان آغاز تشکیل نامنحوس این مملکت بدلیل ناباوری وهراس از موجودیت ودوام آینده شان بحیث یک کشور که نیمی از سرزمین هند و نیمی از خاک افغانستان تشکیل وتحمیل شده است با هردوکشورهمسایه دشمنی پایان ناپذیر داشته و بخصوص با صدور تروریزم وتحمیل جنگ های نیابتی درمسیر پالیسی جیواستراتیژیک حامیا ن بین المللی خود درافغانستان اهداف مشابه را دنبال میکنند .

 در راستای جنگ نیابتی و مداخلات مستدام پاکستان ، گزینش طالبان بحیث طرف سیاسی وجانب دخیل درقضایای افغانستان و توافق واگذاری مناطقی در جنوب و شرق افغانستان بنام مناطق امن برای طالبان درنطر گرفته شده است .

گفته میشود که توافق وتفاهم دولت افغانستان با پاکستان و طالبان با پا درمیانی ایالات متحده امریکا با ظاهر صلح آمیز اهدافی را دنبال میکند که بعنوان صلح وامنیت رویدست گرفته می شود. اما ازنظر برخی تحلیل گران سیاسی پیامد نا گوار آن برای مردم افغانستان تحمل ناپذیربوده وسلامت کشور را زیر سوال خواهد برد . زیراکه این موضوع تکرار تجاربی است که مشابه به آن در زمان داکتر نجیب الله شهید با واگذاری ولایت کاپیسا در سال ... بعنوان حسن نیت به حزب اسلامی گلبدین حکمتیار،  کشورما  شدید ترین ضربه اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی را متحمل گردید که در نتیجه آن توافق یکجانبه ، فابریکه نساجی گلبهار بمثابه بزرگترین دستگاه عصر خود در شرق دنیا اولاً تاراج وپس از آن بدست حزب اسلامی ، بدست مدعیان اسلام منهدم گردید وسامان آلات وماشینری آن توسط مدعیان اسلام در بازارهای پشاور لیلام شد وبرخی از کارگران این فابریکه شهید ویا زخمی گردید و یکصد هزار نفر از نفوس کشور لقمه نان ودرآمد شغلی خود را از دست دادند .

این توافقات برغم تفاوت ذاتی « درابعاد سیاسی ونظامی آن » با برجام ایران قابل مقایسه نبوده ولی با توجه به برخی وجوهات ، نقا ط مشابه را میتوان در هردو توافق مشاهده کرد. چنانچه  بموجب توافقات برجام بین ایران وشش قدرت بزرگ در سال ... این کشور پس از رفع تحریم ها وبرگشتاندن دارایی های ارزی خود از خارج به  گسترش تجارت ، دسترسی به بازار جهانی، نقش موثردربازار نفت ، رشد  اقتصادی ، ساخت وسازصنایع نظامی پیشرفته تا حضورنظامی درکشورهای منطقه یعنی عراق ، سوریه لبنان  ونفوذ سرسام آور درفلسطین، یمن و افغانستان به پیشرفت های چشمگیری نایل گردید واما مهمترین تفاوت عمده این دو توافقات ، اینست که برای ایران در ازای توقف فعالیت های هسته یی ، رفع تحریم ها و برای طالبان در ازای توقف جنگ وتعرض ، واگذاری زمین میباشد .

برای کشور ما در چشم انداز توافقات واگذاری مناطق امن برای طالبان در حالیکه در ترکیب آن طالبان پاکستانی نیز شامل میباشند ، طوریکه معلوم است درین معامله  بجز استحکام پایه های تجاوز وعمال استخباراتی پاکستان ، گسترش نفوذ عناصر غارت گر پاکستانی ، تسلط متجاوزین و تروریستان در مناطق یاد شده ، انهدام  زیر ساختارهای تولیدی ، تخریب سیاسی کشور،وارد کردن ضربات اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی ، ترویج روز افزون مواد مخدره ، تاراج معادن ، مسدود شدن مکاتب ومدارس ،شستشوی مغزی کودکان ونوجوانان ، آموزش جبری موارد استعمال اسلحه ومواد انفجاری وتحکیم حکمرانی گروه های دوران حجر بر سرنوشت مردم ، وتبدیل شدن مناطق کشور به جولانگاه تروریزم با پیامد کشنده وجانکاه آن چیز دیگری نخواهد بود .

بنقل ازمنابع خبری منتشره درسایت همایون تحت عنوان « پاکستان مناطقی را زیر نام مناطق امن در افغانستان بدست می آورد» می خوانیم: « بحث واگذاری مناطق برای طالبان از سالها قبل مطرح بوده است اما بنظر میرسد که حالا از جانب امریکایی ها پذیرفته شده است وآقای غنی بعنوان مجری این به عمل کردن آن اقدام کرده است .در عین حال واگذاری برخی مناطق برای طالبان به معنای واگذاری بخش هایی از کشور برای پاکستان نیز است وپاکستان ازین برنامه سود سرشار می برد.» در بخش دیگری از همین مقاله آمده است: « از جانب دیگر درمناطقی که برای طالبان واگذار میشود هم طالبان افغانی وهم طالبان پاکستانی ودیگر گروه های جنگجو میتوانند حضور بهم رسانند ». ودر ادامه بخش بعدی « این برنامه ممکن است تا سرحد انتقال قدرت برای طالبان هم منجرشود.» همچنان بنقل از روزنامه ویسا درهمین سایت زیر عنوان «تفویض صلاحیت  های شش ولایت کشور به دو افسر استخبارات پاکستان » آمده است که «در نتیجه مذاکرات اخیر افغانستان ، پاکستان وایالات متحده امریکا تمام جوانب به توافق رسیده اند که شش ولایت افغانستان که اکثریت شان در جنوب افغانستان قرار دارند بعنوان ساحه امن برای طالبان در نظر گرفته شود .»

بنا بر آن معلوم است که داستان حضور مستدام عناصر وعوامل خارجی در نقاط مهم کشوربا توجه به رویکردهای کشنده استخباراتی ونظامی پاکستان در واقع مکمل ومتمم نیروهای طلبان داخلی وخارجی بخاطر تاراج معادن و دسترسی بر منابع طبیعی افغانستان میباشد که از دیر زمانی در هلمند ، شرق ننگرهار و بسا نقاط دیگر کشور چنین هدفی را دنبال میکنند .

راه حل جامع واساسی مساله ، قوای سه گانه کشور را به دریافت راه حل های واقعی و تصامیم مشترک ، جامع وهمه جانبه باتوجه به نظریات و دیدگاه های مردم افغانستان ومنافع علیای کشور ملزم میسازد تا با خرد جمعی و گسترده،  تصامیم وفیصله جمعی آنها راه حل بدست آید.  زیرا مسایل سرزمین به هرعنوانی که باشد شامل تصامیم کلیه ساکنان کشور بوده و توافق یکجانبه را نفی میکند .

توجه به مسایل بزرگ وسرنوشت ساز کشور مستلزم مشارکت وسیع مردم در توافقات جمعی وجمع آمد ملی میباشد که با خردورزی ومسوولیت پذیری و تصامیم مشترک روی سرنوشت مردم ازاستقلال ، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی حراست میشود .

لذا تاریخ این دین وطنی واین وظیفه بزرگ ملی را بدوش روشنفکران چیز فهم وطنپرست ،مومنین پاکنهاد ، مردمان وطندوست ،شخصیت های مستقل وطنخواه ،احزاب سیاسی ترقی خواه ودموکراتیک ، سازمانها وگروه های مسوول ومتعهد به آزادی ،صلح ودموکراسی ،وعدالت خواه گذاشته است تا بار مسولیت وطن را در چنین شرایط هولناک وحساس تاریخ با امانت داری ،استواری ، اتحاد وحدت ویکپارچگی کامل بدوش کشیده وبسرمنزل مقصود برسانند . بقول معروف تاریخ آنانی را هرگز نخواهد بخشید که در چنین شرایط حساس وسرنوشت ساز کشور فرصت ها وریزرف ها را از دست داده شاهد بربادی وطن خود باشند .

البته این یک حقیقت است که صلح وامنیت خواست همیشه گی مردمان آزاده افغانستان بوده و همواره می خواهند که صلح وامنیت پژواک جاودانه فضای کشور ما باشد  و اما صلح عادلانه وپایداروهمه جانبه ، نه صلحی که در پیامد آن کشور را خط کشی کرده و مردم را به دو سوی خط بکشاند که یکی از طرف ها بخاطر تحکیم سلطه واقتدار ، دیگری بخاطر آزادی، عدالت و رهایی بجنگند ومطابق به نقشه شوم و پلان خصمانه تجاوزگران که می خواهند مردم سال ها مصروف جنگ باشند وخارجی های تجاوزکار ثروت های طبیعی کشور ما را تا آخرین ذره آن غارت وچپاول کنند . اما نمی دانند که غارت کردن ثروت های این کشورهزینه سنگین داشته و روزی متجاوزین غارتگر را به زانو خواهد نشاند .

در اخیر باید گفت دشمنان افغانستان باید بدانند که با توجه بتاریخ پنجهزار ساله کشور ما هیچ دشمن مکار ولو قدرتمند جهان و مجهز با سلاح کشتارجمعی وپیشرفته هرگز نتوانسته در برابر مردمان قهرمان افغانستان همیشه ایستاده گی کنند زیرا که این کشور افغانستان، این بیشه شیران ،  زمانی مقتدر ترین کشور جهان را که آفتاب در ساحه تسلط آن غروب نمی کرد سه بار درس عبرت داده وسه بار از آمدن بکشور ما پشیمان ساخته است وآنها نخواهند فراموش کرده باشند که در میدان های معرکه با مردم این سرزمین کوهستانی سربفلک کشیده واین جایگاه شیران ودلاوران آزاده بود که از روی نعش قوای بزمین افتاده خود با سرآسیمه گی وهراسان فرار کرده زخمی ها وکشته شده گان خود را بی دفاع گذاشته بودند . این درس عبرت تاریخ است زیراکه با اتکاه به گروه های زرخرید نمی توان روح آزادی ملتی را درهم شکست. چونکه افغانستان نظر به ساخت جغرافیایی در شجاعت ومناعت خود با دیگر کشورها قابل مقایسه نبوده و تا یک نفرهموطن زنده باشد افغانستان آزاد وسربلند زنده است یعنی که در ازا قربانی ها ی ولو سنگین واضح است که از خاک افغانستان ، آب افغانستان وکوه های سربفلک کشیده وبیدار افغانستان ملیون ها میلیون قهرمان وطنپرست میروید ودشمن را از تجاوز پشیمان کرده و باردیگر پرچم آزاده گی را بر فراز کوهای شمشاد و هندوکش بیدار ، بابا وفیروز کوه ، سپین غر وپامیر برافراشته خواهند کرد.

               ستاره ی بکشند آفتاب میروید        فروغ هستیُ ما بی حساب میروید .

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۲/ ۱۸ـ ۰۳۶۰۷

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018

برخی پیشنهادات برای «کمیته تدارک تدویر کنگره حزب»  پیرامون طرح اساسنامه



نسیم سحر

به باور من ، طرح اساسنامه برخی کمبودی ها و خلا ها دارد که باید برطرف گردد:
۱ـ دو کمیسیون مهم که استقلال نسبی داشته و در اساسنامه اکثریت احزاب اروپایی بشمول احزاب چپ موجود میباشد و دررشد دموکراسی درون حزبی و ارتقای سطح بازپرسی و مسوولیت نقش ایفا مینمایند در طرح اساسنامه گنجانیده نشده است .

این دو کمیسیون عبارتند از : « کمیسیون تدارک انتخابات » و « کمیسیون تفتیش » اند که در کنگره در کنار شورای مرکزی انتخاب میگردند (این کمیسیون ها درتمام سطوح رهبری میتوانند ایجاد گردند).
من پیرامون این دو کمیسیون حدود هشت سال قبل هم یک مقاله مفصل نوشته بودم وهم در یکی از اولین جلسات سازمان نهضت آن زمان در کشور هالند پیشنهاد نموده بودم .
۲ ـ تصویب اساسنامه وبرنامه از صلاحیت کنگره بوده که تغییرات وتعدیلات نیز باید از صلاحیت کنگره باشد و بند ششم ماده چهادهم ، ( ۶ ـ درصورت ضرورت وارد نمودن ۲۰الی ٪۳۰ تعدیلات دربرنامه واساسنامه حزب.) این صلاحیت به شورای مرکزی داده شده که درحقیقت واگذاری برخی صلاحیت های کنگره به شورای مرکزی میباشد .
۳ ـ برطبق ماده پانزدهم و بند پنجم طرح اساسنامه ، رییس حزب «  رهبری مستقیم امور مالی حزب » را داشته که درحقیقت رییس حزب مسوول مالی (صندوقدار) نیز میگردد، درحالیکه این وظیفه کمیسیون تفتیش حزب میباشد که باید ایجاد گردد.
۴  ـ بر طبق ماده هشتم بند نهم درجمله حقوق اعضای حزب آمده که « ۹ ـ انتخاب شدن بحیث رییس حزب صرف برای دو دوره.» اگر این بند در ماده مربوط رییس حزب ( ماده پانزدهم ) آورده شود بهتر خواهد بود.
۵ ـ من هم طرفدار برخی رفقا در مورد نام حزب که باید کوتاه ، ساده وبامفهوم باشد ، یعنی « حزب مردم افغانستان » میباشم .
۶ ـ در متن طرح اساسنامه افتاده گی های تایپی و تخنیکی فراوان وجود دارد و امیدوارم با بازخوانی مجدد تصحیح شود . درصورت نیاز به این غلطی های تایپی اشاره خواهم نمود.

 

بامداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۱۸ـ ۰۳۰۷

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

Copyright ©bamdaad 2018