پیام شورای اروپایی حزب  آبادی افغانستان بمناسبت یکصدوسومین سالگرد استرداد استقلال افغانستان

 

 

۲۸ اسد مطابق نزدهم اگست امسال برابر است با یکصدوسومین سالگرد استرداد استقلال افغانستان و این روز تاریخی تحت زعامت امان الله خان و با رشادت و پایمردی توده ای مردم در ۱۸ اگست ۱۹۱۹ رقم خورد.

یکصدوسه سال قبل از امروز،  شاه امان الله بعد از اعلام پادشاهی  تمام پیمان‌ های گذشته با دولت انگلیس را لغو کرد و استقلال افغانستان را رسما اعلام نمود.

از فراخوان شاه امان الله بخاطر کسب استقلال سیاسی و رهایی مردم از استبداد شاهی مطلقه ،  تمام اقشار و اقوام برادر از جان و دل حمایت کرده و در نتیجه مردم افغانستان تحت قیادت شاه امان اله مستقلانه و بدون کمک های خارجی استقلال سیاسی خود را در سال ۱۹۱۹ بدست آورد .

شاه امان الله بعد از بدست آوردن استقلال سیاسی ، دست به اصلاحات بنیادی در عرصه های سیاسی ، فرهنگی  ، اجتماعی ، اقتصادی زد و آرزو داشت تا یک جامعه قبیلوی عقب مانده را به یک جامعه مدرن و مترقی تبدیل نماید .  امان الله، در کل، بر پیشرفت سریع کشور، توسعه سیاسی و اجتماعی و حفظ استقلال کشور تاکید میکرد.هدف اصلاحات دوره‌ امانی، عصری‌ سازی دولت، اقتصاد و جامعه بود . او بنیاد زنده گی مدرن را گذاشت . دراین مرحله  شالوده شاهی مشروطه  بنیاد نهاده شد  و برای اولین بار قانون اساسی براساس تفکیک  سه قوه مقننه، مجريه و قضایيه  تصویب شد.

در این دوره بود که برای اولین بار اقدامات بنیادی غرض حضور زنان برداشته شد و برای زنان این فرصت مهیا گردید که آنها در عرصه های مختلف  زنده گی اجتماعی حضور یابند. انجمن نسوان بعنوان نهاد مدافع حقوق زنان و نخستین مکاتب برای دختران و زنان تاسیس گردید ؛ اولین گروه دختران و پسران برای کسب  تحصیلات به خارج فرستاده شدند؛ نشریهٔ‌ اختصاصی برای زنان پا به عرصه گذاشت ؛ در نخستین قانون اساسی و سایر قوانین موادی مبتنی بر رعایت حقوق زنان درج گردید‌.  د رهمین دوره  اسارت وغیابت زن به چالش گرفته شد و رفع حجاب زنان مطرح گردید.

 درهمین دوره  تابوی مکتب و شفاخانه و بانک و مالیه به چالش کشیده شد؛ برده گی لغو گردید ؛ فرق میان شهروندان مسلمان و هندوباوران و سکهای افغانستان به چالش کشیده شد ؛ خشونت زیر سوال قرار گرفت … و هر آنچه در این جامعه بد و زشت بود همه  به چالش کشیده شد.

امان الله بعنوان زعیم کشور درمقابل یک لشکر جهل ایستاد ؛عجولانه ایستاد ؛ بی وقت ایستاد ؛ تندروانه ایستاد؛ بی تدبیر ویا با تدبیرایستاد؛  بی برنامه ویا بابرنامه ایستاد ! …فرق نمی کند٬ مهم این است که ایستاد و تا آخرین روز ایستاد و یک قدم پس نرفت. نه مصلحت کرد. نه سازش کرد. نه معامله کرد.

 اگر هم صد سال به عقب برگردیم و خود را در افغانستان سال ۱۹۱۹ قرار بدهیم ؛  در افغانستانی که شاه امان الله می خواست زنده گی کنیم ؛ نه از حبیب الله سلف امان الله ، نه از حبیب الله خلف امان الله و نه از نادرشاه خلف حبیب الله چیزی دیده ایم که ارزش های خود را با آن ربط دهیم.

گرچه ایده هایی را که شاه امان الله در ذهن داشت هیچگاهی تا امروز که امروز است به تحقق نپیوست.

بعد از حصول استقلال، روزنه ای امیدی برای ترقی و انکشاف اجتماعی و اقتصادی کشور باز گردید که میتوانست کشور را به شاهراه ترقی سوق دهد . این انکشافات ترقیخواهانه بمثابه  یک تحول کیفی در سطح داخلی با پیامد های مثبت برای جنبش های آزادیخواهانه در منطقه تلقی می شد ولی چون استعمارگران نمی خواستند کنترول غیرمستقیم و مستقیم این ملک و منطقه  را از دست دهند توطئه کردند و مانع برنامه های آن شدند. این توطیه ها بعد از پنجاه سال با همان شعارهای کهنه در برابر نظام دموکراتیک در سالهای هشتاد با قوت بیشتر و تکنالوژی عصری و جنگ روانی بیشرمانه انجام یافت و به کمک همان نوکران خارجی و همان همفکران و هم عقیده های همان لشکر تاریک اندیش و عقبگرا ،  نظام چپ در افغانستان سقوط داده شد.
 این رویداد های ناگوار در افغانستان در صد سال اخیر نشان میدهد که مردم افغانستان با وجودیکه قربانی های فراوانی در راه استقلال کشور داده اند و با وجودی که استقلال سیاسی کسب کردند  ولی هیچگاهی استقلال اقتصادی بمثابه رکن مهم استقلال واقعی نصیب نگردیده  و همواره بطورغیرمریی در اسارت بیگانگان بوده اند. فقراقتصادی و فرهنگی و عدم رشد آگاهی سیاسی و عدم درک منافع ملی  همیشه برگ برنده ای بوده است که قدرتهای ذینفع از آن بعنوان ابزار به دام انداختن افراد با نفوذ مذهبی و قومی استفاده نموده اند.   

و اما تبجیل از دستاورد های دوره امانیه در حقیقت ارجگذاری خواهد بود به مبارزات خستگی ناپذیر مشروطه خواهان  ، تحول طلبان ، وطنپرستان واقعی ،  مبارزین و آزادی خواهان کشور که در راه آبادی ، پیشرفت و مساوت ، عدالت اجتماعی و ریشه کن کردن تبعیض و تعصب از هیچگونه خودگذری دریغ نکردند و حتا جانهای شیرین شانرا در آن راه قربانی نمودند.

به باور ما ، رشد و پیشرفت افغانستان و ایجاد ثبات و ساختن زیربنای اقتصادی، بدون داشتن دولت معاصر پاسخ‌ گو که بر اساس اراده‌ مردم انتخاب شده باشد دشوار است. غصب و انحصار قدرت توسط نیروهای عقبگر و تند رو مذهبی ازیکطرف و تلاش های تنظیم های جهادی و دزدان که طی بیشتر از بیست سال دارایی های عامه را غارت کردند و به یغما بردند و اینک برای بدست آوردن « غنایم » بیشتر و تقسیم قدرت گردهم آمده اند ، در برابر نیروهای ملی و دموکراتیک وظایف تاخیرناپذیر و مبرمی را برای ایجاد یک جبهه و ایتلاف وسیع ملی دموکراتیک مطرح مینماید .

به اعتقاد ما ، در شرایط کنونی نیروهای تاریک اندیش و عقبگرا در کشور عزیز ما ، حاکمیت مطلق خود را بالای مردم عذاب دیده ما تحمیل کرده و در شرایط فقدان قانون و قانونیت ، مردم ما از ابتدایی ترین حقوق انسانی محروم شده هرگونه حرکت و فعالیت ترقیخواهانه و روشنگرانه ممنوع و سرکوب میگردد ؛ اتحاد و همبستگی تمام نیروهای مترقی و دموکرات در سرخط وظایف تمام احزاب و نیروهای مترقی و چپ قرار میگیرد.

 ر این وضعیت حساس و پیچیده کشور و اوضاع متشنج بین المللی نیروهای دموکرات ، ترقیخواه و وطنپرست  باید تمام اختلافات سلیقوی و ناچیز شانرا کنار گذاشته و در یک جبهه وسیع متحد شوند و بعنوان یک اپوزیسیون قوی در برابر نیروهای متحجر و تاریک اندیش قرار گیرند و به مبارزه سیاسی خود در زیریک چتر واحد ایدامه دهند.

اتحاد نیروهای مترقی و دموکرات تبجیل از یکصدوسومین سالگرد استرداد استقلال کشور و ارجگذاری به مبارزین و آزادیخواهان دوره امانیه خواهد بود.

بیائید با اتحاد خود که وثیقه پیروزی ماست به شهدا ، مشروطه خواهان و مبارزین واقعی و صادق وطن ارج بگذاریم و روح شانرا شاد بسازیم !

گرامی باد یکصدوسومین  سالروزاسترداد استقلال افغانستان !

نیکمرغه دی وی دافغانستان د استقلال یوسلودریمه کلیزه !

داود رزمیار

رییس شورای اروپایی حزب آبادی افغانستان

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۳/ ۲۲ـ۱۷۰۸

Copyright ©bamdaad 2022

 

 

در منطقه چه میگذرد :

جنگ از افغانستان به تاجکستان صادر خواهد شد؟

 

سرگیی کاژمیاکین

با به قدرت رسیدن طالبان در کابل، روابط تاجیکستان و افغانستان رو به تیره گی گذاشته است. در دوشنبه، گفته می ‌شود همسایگان ما در حال افزایش قاچاق مواد مخدر و ایجاد رعب و وحشت هستند، ضمن اینکه اخباری از ایجاد یک واحد ویژه طالبان تاجیکی از طرف مقامات افغانستان خبر می دهند. به همین دلیل یک درگیری احتمالی در مرز، میتواند وضعیت بین دو کشور را بحرانی کند.

تسلط دوباره طالبان در افغانستان همسایگان خود را با انتخاب دشواری روبرو کرد. نه تنها نیروهایی که تحت تحریم های بین المللی بودند به قدرت رسیدند، بلکه از حمایت کشورهایی هم که مستقیماً همراه ایتلافی که با شبه نظامیان می جنگیدند برخوردار شدند. این امر در مورد جمهوری های آسیای مرکزی نیز صدق میکرد. پایگاه های نظامی امریکا در این کشورها وجود داشت و حتا پس از عقب نشینی آن‌ها از افغانستان، منطقه همچنان یک مسیر مهم تدارکاتی برای نیروهای خارجی (امریکا و متحدین) باقی ماند.

با این وجود، پس از حاکمیت طالبان در افغانستان، اکثر پایتخت های جمهوری ها، به سرعت واقعیت جدید را پذیرفتند. طی یک سال گذشته مقامات بلندپایه ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان و قرقیزستان تا سطح سرپرست وزارت امور خارجه از کابل دیدن کرده اند. روابط تجاری در حال ایجاد و اجرای پروژه های مشترک زیربنایی در حال گفت و گو می باشند.

در ارتباط با حاکمیت جدید در کابل، تاجکستان استثناست. رهبری این کشور از تماس با دولت افغانستان خودداری کرده و از دولت این کشور با عبارت های تندی یاد می کند. همانطور که پراودا قبلا نوشت، این امر به ویژه در جلسه سران جمهوری های آسیای مرکزی در «چولپون آتا ـ قرقیزستان »، کاملاً مشهود بود. امامعلی رحمان، رییس جمهور تاجیکستان، طالبان را به دلیل عدم تمایل آنها به ایجاد دولتی با مشارکت نیروهای مختلف قومی و سیاسی، سرزنش کرد. او افزود، بر عکس مقامات جدید، یک برنامه محافظه کاری سخت مذهبی را دنبال کرده و انواع محدودیت ها و ممنوعیت ها را علیه مردم اعمال می کنند.

در عین حال رحمان، اتهامات دیگری را نسبت به طالبان وارد می داند. مدیر آژانس کنترول مواد مخدر تاجیکستان از افزایش شدید فعالیت قاچاقچیان مواد مخدر افغانستان خبر داد. به گفته وی، از ماه اسد سال گذشته تا سرطان امسال بیش از ۳ تن مواد مخدر در مرزهای دو کشور کشف و ضبط شده است (تقریباً سه برابر یک سال قبل). نزدیکی شهرهای کابل و دوشنبه، نیز با حوادثی دیگر مانند بازگرداندن هزاران نسخه از قرآن به افغانستان که در آنجا منتشر شده است، خبرداد.

سلیمان داولوتزدا، رییس کمیته اموردینی، مسوول سنت ها، جشن ها و مراسم در دولت تاجیکستان، در پایان ماه جون گفت که بسته کتاب های مصادره شده به وزن ۱۳ تن بوده است. علاوه بر این، جمهوری از بدهی کابل، برای برق عرضه شده از تاجیکستان ابراز نارضایتی می کند. بر اساس توافقنامه ای که قبل از به قدرت رسیدن طالبان امضا شده بود، تاجیکستان قرار است در سال جاری ۱.۵ میلیارد کیلووات برق به کشور همسایه خود به مبلغ ۶۹ میلیون دلار بفروشد. این در حالی است که در شش ماه گذشته وجوهی به دوشنبه ارایه نشده است و بدهی انباشته شده به ده ها میلیون دلار می رسد.

طی ماه های گذشته، از آنسوی مرزها نواهای شومی شنیده می شود. چند ماه پیش، شماری از سیاستمداران از جمله گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان، تاجکستان را به حمایت از جبهه مقاومت ملی در حال مبارزه با کابل متهم کردند. به گفته آنها، این امر میتواند مقامات را مجبور کند تا «زیر بال» اپوزیسیون تاجکستان را بگیرند. حتا در اوایل ماه اگست تهدیدهای جدی تری نیز مطرح شد. رسانه های افغانستان به گفته های ملا محمد جان حمزه معاون فرمانده «اردوی عمری» در ولایت مرزی تخار، از سوی وی استناد کردند. رهبر نظامی در حضور مقامات دولتی گفت که اگر تاجیکستان از مداخله در امور داخلی همسایگان خود دست بر ندارد، نیروهای نظامی افغانستان می توانند این جمهوری را طی یک هفته تسخیر کنند.

در همین رابطه نشریات نزدیک به دولت افغانستان از ایجاد تحرک طالبان تاجیکستان (جنبش طالبان تاجکستان) خبر دادند. بر اساس گزارش ها، این نیروها شامل ستیزه جویان تاجیک می شود که در کنار طالبان می جنگند. هسته اصلی این گروه به احتمال زیاد، گروه « جماعت انصارالله »، خواهد بود. سال گذشته این واحد ۳۰۰ نفره نقش تعیین کننده ای در ایجاد قدرت جنبش در ولسوالی های ولایت بدخشان هم مرز با تاجیکستان ایفا کرد. از آن به بعد، گروه انصارالله در محل مستقر شده است و وظایف نیروهای مرزی را انجام می دهد. فرماندهی این گروه برعهده مهدی ارسلون (معروف به محمد شریپوف) اهل تاجیکستان است که به اتهام تروریزم در کشورش تحت تعقیب است.

اخیراً جماعت انصارالله با نصب برج دیده بانی در مرز، مورد توجه قرار گرفته است. آن‌ها مجهز به تجهیزات تقویت کننده صدا هستند که به گفته دوشنبه « سخنان توهین آمیز و تحریک کننده به زبان تاجکی» به کمک آن پخش می شود اما این‌ها همه ماجرا نیست. روی صخره پای برج، نام « مهدی ارسلون» با حروف درشت نوشته شده است که از آنسوی مرز به خوبی قابل مشاهده است.

در این زمینه واکنش مقامات افغانستان بسیار حیله گرانه بود. به درخواست یکی از رسانه ها برای اظهار نظر در مورد اقدامات جماعت انصارالله، رییس دفتر مطبوعاتی طالبان، ذبیح الله مجاهد گفت که کابل اجازه تهدید کشورهای همسایه را نمی دهد. وی در عین حال از مقامات تاجکستان خواست تا با حکومت افغانستان وارد گفت و گوی رسمی شده و ادعاهای خود را آشکارا اعلام کنند. مجاهد گفت: «اگر طرف تاجکی سوال یا نگرانی دارد، اجازه دهید رسماً با ما صحبت کند و انشاالله تهدیدها را برطرف خواهیم کرد» اما در دوشنبه به توصیه مجاهد، واکنشی نشان داده نشد.

فعل و انفعالات منطقه مجاور منطقه خودمختار گورنو- بدخشان تاجیکستان، می تواند به کانون درگیری ‌های نظامی تبدیل شود که برای مقامات این جمهوری به وضوح هشدار دهنده است. طی ماه های گذشته دوشنبه، تلاش کرده است تا افراد محلی را که بطور غیر رسمی در مقامات نفوذ کرده‌اند شناسایی کند. دستگیری ها ادامه دارد و در اوایل ماه اگست، محاکمه معترضان در منطقه نامبرده، در شهر دوشنبه آغاز شد. به گفته لوی څارنوالی، در این دوسیه نزدیک به ۸۰ نفر در انتظار محاکمه می باشند. از جمله این افراد مشاور ارشد سابق فرمانده نیروهای مرزی تاجکستان، تورن جنرال خلباش خلباشوف است. هر چند اقداماتی از این دست به محبوبیت مقامات تاجک نمی افزاید و زمینه مساعدی را جهت تلاش برای بی ثباتی کشور ایجاد می کند!

(راه توده)

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۲ـ۱۷۰۸

Copyright ©bamdaad 2022

 

روزنامه شرق  چاپ تهران در شماره امروز خود نوشت :

ایمن الظواهری، رهبر القاعده در مقر حکومت طالبان کشته شد

 

جراح چشم که در توهم زنده‌ کردن خلافت جهانی به سر می ‌برد، سرانجام کشته شد. حوالی صبح یکشنبه یک پهپاد امریکایی، ایمن الظواهری، رهبر شبکه تروریستی القاعده را که از سال ۲۰۱۱ ترسایی جانشین اسامه بن‌لادن شده بود، درخانه‌ ای چهار‌‌طبقه درمنطقه مرفه‌ نشین کابل به قتل رساند.

جو بایدن، رییس ‌جمهوری ایالات متحده، با گذشت دو روز از عملیات سیا، ضمن اعلام این خبر اطمینان داد این کشور اجازه نخواهد داد افغانستان تحت سلطه طالبان بار دیگر به پایگاهی برای حملات به سایر نقاط جهان تبدیل شود. از زمان حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بسیاری او را می ‌شناسند. الظواهری معمولا با عینکی بر چشم و لبخندی محو، در تصاویر در کنار اسامه بن‌لادن دیده می ‌شد. ایمن الظواهری در ۱۹ جون ۱۹۵۱ در قاهره، پایتخت مصر، به دنیا آمد. او در همان سنین پایین به یک شاخه‌ مذهبی افراطی از اسلام سنی پیوست که اعضای آن به دنبال سرنگونی دولت ‌های مصر و دیگر کشورهای عربی و برپایی حکومت اسلامی بودند. الظواهری در جوانی جراح‌ چشم بود و به صورت مرتب به کشورهای آسیای مرکزی و خاورمیانه سفر می ‌کرد. در پی ترور انور سادات، رییس ‌جمهوری وقت مصر، به دست بنیادگرایان در سال ۱۹۸۱، او به همراه صدها عضو دیگر از جهاد اسلامی مصر دستگیر شد. در جریان محاکمه دسته ‌جمعی، الظواهری به‌ عنوان سرکرده متهمان ظاهر و فیلمی از او منتشر شد که در دادگاه می ‌گوید: « ما مسلمانانی هستیم که به دین خود معتقدیم. ما در تلاش برای ایجاد یک دولت اسلامی و جامعه اسلامی هستیم ». اگرچه الظواهری از دست ‌داشتن در ترور سادات تبریه شد، اما به حمل غیرقانونی اسلحه مجرم شناخته و به مدت سه سال محکوم شد.

‌پس از آزادی از زندان، به عربستان و بلافاصله پس از آن، به پشاور در پاکستان و بعدها به افغانستان رفت، جایی که در دوران حضور شوروی به‌ عنوان پزشک در آن کشور مشغول به کار بود و یک شاخه از جهاد اسلامی مصر را در آنجا تاسیس کرد. در جریان همین سفرها بود که با اسامه بن‌‌لادن و سایر شبه نظامیان عرب که برای کمک به شکست سربازان شوروی در افغانستان گرد‌هم آمده بودند، ملاقات کرد. الظواهری پس از ظهور مجدد جهاد اسلامی مصر در سال 1۱۹۹۳، رهبری آن را بر عهده گرفت و یکی از افراد کلیدی پشت مجموعه حملات این گروه علیه وزرای دولت مصر، از‌جمله عاطف صدقی، نخست ‌وزیر بود. زمانی که بن‌لادن القاعده را تاسیس کرد، الظواهری هم همراه او حضور داشت و گروه شبه ‌نظامی خود را در این سازمان جدید ادغام کرد.  فعالیت‌ های زیرزمینی او و گروهش، مهارت ‌های رزمی‌ و تجربه کار چریکی را به القاعده تزریق کرد و به این سازمان اجازه داد تا سلول‌های متمرکزی از اعضایش را سازماندهی کند و به اهدافی در سراسر جهان حمله ببرد.

نام ایمن الظواهری در فهرست ۱۰ رهبر خطرناک جهان قرار داشت. بر اساس گزارش‌ها، الظواهری در سال ۱۹۷۴ با عزا احمد ازدواج کرد. او از این پیوند چهار دختر و یک پسر داشت. گفته می ‌شود همسر، پسر و یک دختر ایمن الظواهری در یکی از حملات هوایی امریکا در سال ۲۰۰۱ کشته شدند.‌‌ پس از سال ‌ها سازماندهی بی‌ سروصدای مهاجمان انتحاری، تامین بودجه و برنامه ‌ریزی برای حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، الظواهری و مقامات ارشد القاعده اطمینان داشتند این سازمان قادر است از عملیات تعقیب بین‌المللی جان به در ببرد. پس از ۱۱ سپتامبر و در حالی که اسامه بن‌لادن تحت تعقیب قرار داشت، ایمن الظواهری رهبری القاعده را در منطقه مرزی میان افغانستان و پاکستان بازسازی کرد و مدیریت شاخه‌ های آن در عراق، یمن و شماری دیگر از کشورهای آسیایی را بر عهده گرفت. القاعده در ۲۰ سال گذشته حملات بی‌امانی را علیه دشمنان دور و نزدیک خود انجام داد و به اهدافی در بالی، مومباسا، ریاض، جاکارتا، استانبول، مادرید، لندن و دیگر شهرها حمله برد. با‌ این‌ حال، حمله تروریستی به لندن در سال ۲۰۰۵ ترسایی که منجر به کشته‌ شدن ۵۲ نفر شد، یکی از آخرین حملات ویرانگر القاعده در غرب بود، چرا‌ که از آن پس حملات ضد تروریستی موشکی و پهپادی توسط غرب، شبه‌ نظامیان بسیاری را که وابسته به القاعده بودند از بین برد و بخش‌هایی از شبکه این سازمان را تخریب کرد.

شناسایی و عملیات سیا

ایمن الظواهری، رهبر القاعده که امریکا برای سر او ۲۵ میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود، ظاهرا با حضور طالبان در قدرت به اندازه‌ای احساس امنیت کرده که حاضر شده بود به خانه ‌ای در کابل و در قلب پایتخت افغانستان نقل مکان کند. منابعی در کابل می ‌گویند خانه ‌ای که به آن حمله شد، در منطقه‌ ای در وزیر اکبر خان و در نزدیکی خانه سراج ‌الدین حقانی، وزیر امور داخله طالبان، قرار داشت. به گفته آنان، این خانه پیش از فرار اشرف غنی و سقوط نظام پیشین افغانستان، متعلق به فضل محمود فضلی، رییس دفتر اشرف غنی، بود و پس از آن در اختیار دستیار سراج ‌الدین حقانی قرار گرفت. حوالی ۶ صبح یکشنبه، الظواهری طبق عادت خود به بالکن این خانه آمد. بنا بر اطلاعات سازمان اطلاعات مرکزی امریکا، او این کار را اغلب انجام می ‌داد. او در بالکن خانه ‌اش ایستاده بود که یک هواپیمای بدون سرنشین امریکایی دو موشک هلفایر را به سمت اش شلیک کرد. مکان دقیق ایمن الظواهری برای‌ سال ‌ها مشخص نبود، با این حال مقامات امریکایی در اوایل سال جاری ترسایی مطلع شده بودند که همسر او و سایر اعضای خانواده‌اش به ‌تازگی به خانه ‌ای امن در کابل نقل مکان کرده‌اند. از آن پس بود که سازمان ‌های اطلاعاتی امریکا به تعقیب نزدیک او پرداختند و ماه‌ های زیادی را صرف تایید هویت او کردند.

با این حال این مقام می ‌گوید که ظواهری را چندین نوبت و آن‌ هم برای مدت طولانی در بالکن خانه مذکور دیده و شناسایی کرده‌اند. مقام‌ های امریکایی می ‌گویند که این خانه را به صورت دقیق مطالعه و بررسی کردند تا بدون تهدید برای بقیه ساکنان و در شرایطی که خطر جان ‌باختن غیرنظامیان را به حداقل برسانند، بتوانند او را به قتل برسانند. مقام‌ های دفاعی و اطلاعاتی این طرح را در جون نهایی کردند و در اول جولای با استفاده از مدل دقیق اقامتگاه در کاخ سفید به جو بایدن ارایه دادند، الگویی مشابه عملیاتی که علیه بن‌لادن اجرایی شد. این مقام می ‌گوید که بایدن سوالات مفصلی درمورد ساختار، مسایل آب ‌و‌هوایی و خطر برای غیرنظامیان پرسید و سرانجام روز ۲۵ جولای و در‌حالی ‌که بایدن همچنان به ویروس کرونا مبتلا بود، تصمیم نهایی خود را در این زمینه اتخاذ کرد.‌این اتفاق مانند جلسه توجیهی روز ۲۸ اپریل ۲۰۱۱ که در آن باراک اوباما با تشکیل جلسه‌ ای با حضور معاونان، وزرا و مسوولان ارشد امنیتی در‌خصوص عملیات علیه بن‌لادن تصمیم گرفته بود، صورت گرفت. در آن زمان بایدن که معاون رییس ‌جمهوری بود نسبت به نتیجه‌ بخش ‌بودن این عملیات ابراز تردید کرده بود. او بعدها یادآور شد که خطرات اشتباه در آن عملیات زیاد بود، چرا‌که بن‌لادن به وضوح شناسایی نشده بود و ممکن بود به روابط امریکا و پاکستان ضربه بزند.‌این در حالی است که در‌خصوص ظواهری شرایط متفاوت بود. آن ‌طور که مقام ‌های امنیتی و اطلاعاتی امریکا گزارش داده‌اند، او به صورت کامل شناسایی شده بود و از سوی دیگر روابط طالبان با امریکا شباهتی به روابط امریکا و پاکستان ندارد. در پایان بحث روز ۲۵ جولای بایدن همان ‌طور که اوباما ۱۱ سال پیش انجام داده بود، از همه شرکت ‌کنندگان در این جلسه نظر پرسید. این مقام آگاه گفته است که همه حاضران اکیدا انجام این عملیات را توصیه کردند و در نهایت بایدن مجوز انجام آن ‌را صادر کرد.‌به نظر می ‌رسد این موشک‌ها از نوع هلفایرهای معمولی نبوده‌اند، چرا‌که تصاویر منتشر‌شده از ساختمان نشان می‌دهد که تنها چند پنجره در یک طبقه منفجر شده‌اند و به بقیه ساختمان آسیب چندانی نرسیده است. این در حالی است که این ‌گونه موشک ‌ها با مواد منفجره قوی که دارند، می ‌توانستند ساختمان را به صورت کامل ویران کنند. آن‌ طور که مقام آگاه امریکایی می ‌گوید، موشک استفاده‌ شده در این عملیات «جینسو پرنده» بوده که پیش ‌تر برای هدف قرار‌دادن بیش از نیمی از رهبران گروه‌های جهادی از سوی امریکا مورد استفاده قرار گرفته است. این اقدام از این نظر صورت گرفته تا نیروهای امریکایی از به حداقل رساندن آسیب به افراد غیرنظامی اطمینان حاصل کنند. مقام آگاه امریکایی بدون ارایه جزییات تاکید کرده که در این عملیات تنها الظواهری کشته شده و به دیگر اعضای خانواده او در آن ساختمان آسیبی وارد نشده است.‌مقامات رسمی امریکا می‌ گویند بدون ‌شک طالبان از حضور الظواهری در خاک افغانستان خبر داشته‌ اند. به گفته یک مقام ارشد اطلاعاتی ایالات متحده، خانه‌ ای که الظواهری با خانواده‌اش در آن زنده گی می ‌کرد، متعلق به یکی از دستیاران ارشد سراج ‌الدین حقانی، رهبر ارشد طالبان، بود. هم ‌زمان باید این نکته را به یاد داشت که این دولت طالبان بود که رهبران القاعده را در اواسط دهه ۹۰ ترسایی پذیرفت و به آنها اجازه داد حملات ۱۱ سپتامبر را در آنجا طراحی کنند. با این حال ممکن است یکی از اعضای طالبان، اطلاعات مربوط به حضور الظواهری و خانواده ‌اش را به ایالات متحده فروخته باشد.

سرنوشت القاعده و گزینه جانشینی

سرنوشت القاعده به این بستگی خواهد داشت که چه کسی جایگزین الظواهری شود. پس از چندین دهه حملات مستمر ایالات متحده امریکا و کشورهای غربی، افراد بسیاری باقی نمانده‌اند که واجد شرایط رهبری این سازمان باشند. کارشناسان گروه‌های افراطی می ‌گویند در میان این افراد، «سیف العدل» مصری از نامزدهای مهم برای جانشینی به شمار می ‌رود. مقامات غربی می ‌گویند با توجه به تجربه و جایگاه قابل احترام العدل درون سازمان القاعده، او پتانسیل بالایی برای جانشینی الظواهری دارد. با ‌این ‌حال، القاعده به‌ طور کلی با یک بحران جانشینی و آینده‌ای متزلزل روبه ‌روست، چرا‌که در فضای پس از ۱۱ سپتامبر، گروه‌‌های رقیب افراطی دیگری به وجود آمدند که در افغانستان حضوری فعال دارند. چارلز لیستر، کارشناس در زمینه شبکه‌ های افراطی، می ‌گوید امروزه ماهیت درگیری‌ها در سراسر خاورمیانه، افریقا و جنوب آسیا بیشتر به نفع سازمان‌ های جهادی متمرکز محلی است تا سازمان‌های متمرکز در سطح جهانی نظیر القاعده. سیف العدل که ظاهرا جدی ‌ترین گزینه جانشینی الظواهری محسوب می ‌شود، با نام اصلی «محمد صلاح ‌الدین زیدان»، سرهنگ پیاده‌ نظام سابق نیروی زمینی ارتش مصر و استاد سابق تخریب و مواد منفجره دانشکده افسری قاهره و یکی از اعضای بلندپایه القاعده است. او از سوی ایالات متحده متهم به دست ‌داشتن در بمب‌گذاری ۱۹۹۸ سفارت ایالات متحده است. از او به‌عنوان مهم ‌ترین و اولین گزینه برای جانشینی ایمن الظواهری برای رهبری القاعده یاد می‌ شود. بر اساس کیفرخواست، سیف العدل یکی از اعضای شورای القاعده و یکی از اعضای کمیته نظامی آن است. او به اعضای القاعده و جهاد اسلامی مصر در افغانستان، پاکستان، سودان و قبایل سومالیایی ضد سازمان ملل متحد، آموزش نظامی و اطلاعاتی ارایه کرده ‌است.

طالبان تحت فشار

آنتونی بلینکن، وزیر خارجه ایالات متحده امریکا، ساعاتی پس از سخنرانی جو بایدن که در آن مرگ ایمن‌ الظواهری در پی حمله هوایی نیروهای امریکایی در کابل را تایید کرد، با انتشار بیانیه‌ ای گفت طالبان با پناه ‌دادن به رهبر القاعده در کابل، به مردم افغانستان و جامعه جهانی خیانت کرده‌اند. بلینکن گفت: « طالبان با میزبانی ‌کردن و پناه‌ دادن به رهبر القاعده در کابل، توافق دوحه را کاملا نقض کرده‌اند. آنان به جهانیان اطمینان داده بودند که اجازه نمی ‌دهند تروریست‌ ها از خاک افغانستان برای تهدید امنیت کشورهای دیگر استفاده کنند». وزیر خارجه ایالات متحده تصریح کرد کشورش به حمایت از مردم افغانستان و دفاع و تقویت ارزش ‌های حقوق بشر در این کشور ادامه می ‌دهد. بلینکن گفت: « پس از مرگ الظواهری، جهان جای امن ‌تری است و ایالات متحده به اقدام‌ قاطعانه علیه کسانی که کشور، مردم، یا متحدان و شرکای ما را تهدید می ‌کنند، ادامه خواهد داد».

وزیر خارجه امریکا با اشاره به خروج امریکا از افغانستان گفت: « بایدن همان ‌طور که در آغار روند خروج به مردم امریکا قول داد که در حفاظت از منابع امریکا تردید نخواهد کرد، با کشتن الظواهری در کابل این تعهد را ثابت کرد. ما با عملیاتی که عدالت را در مورد ایمن‌ الظواهری اجرا کرد، به این تعهد عمل کردیم و در مواجهه با هرگونه تهدید در آینده نیز به این کار ادامه خواهیم داد.»

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، دو‌شنبه ‌شب‌ با انتشار اطلاعیه ‌ای اعلام کرد نیروهای امریکایی صبح یکشنبه به خانه ‌ای در ناحیه شیرپور کابل حمله کردند. مجاهد این حمله را محکوم کرد و گفت امریکا توافق دوحه را نقض کرده است. طالبان پس از سخنرانی جو بایدن و تایید مرگ الظواهری در کابل، هیچ واکنشی نشان نداده‌اند.‌لیندسی گراهام، سناتور امریکایی، در توییتر نوشت: « الظواهری ممکن است در افغانستان کشته شده باشد، اما القاعده از بین نرفته است. برخلاف آنچه رییس ‌جمهوری بایدن می‌ گوید، توانایی ما برای مبارزه با تهدیدهای تروریستی فزاینده در افغانستان در حاشیه است. اردوگاه ‌های آموزشی القاعده در افغانستان مانند قبل از ۱۱ سپتامبر در حال ظهوراند».

این سناتور امریکایی هشدار داد که خروج فاجعه ‌بار دولت بایدن از افغانستان، باعث شد این کشور به پناهگاه امن تروریزم تبدیل شود و اتحاد طالبان و القاعده را تقویت کرد. او تاکید کرد حمله هوایی نیروهای امریکایی به محل زنده گی الظواهری در کابل نمی ‌تواند تمام خطری که امریکا را از سمت افغانستان تهدید می ‌کند، دفع کند.

 

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۲ـ۰۳۰۸

Copyright ©bamdaad 2022

 

ایمن الظواهری چگونه درکابل ترورشد؟

 

اسد الله کشتمند

ترورخبرسازالظواهری درکابل دربالکن محل اقامتش درمحله اعیان نشین و مزدحم شهرنوکابل توجه همه را درخودِ خبرغرق و معطوف ساخته است ولی آنچه واقعا ًمیتوان دحیرت انگیز باشد، شرایطی است که درآن الظواهری به هلاکت رسیده است زیرا این تروردرشرایط عادی و ازلحاظ امکانات شناخته شده میتواند بغرنج ترازآن باشد که ظاهراً به نظرمیرسد. ظاهراً موضوع روشن وساده و کوتاه است: الظواهری رهبرنامدار القاعده به وسیله هواپیماهای  بی سرنشین امریکایی به قتل رسید. همین! خوب این فرد سرشناس وموردپیگرد طولانی که زمان مصرف و خدمت اش مدتها قبل به پایان رسیده بود با چه پیش زمینه ای به قتل رسید؟ برای چنین تروری پیش زمینه های لازم یکی حداقل شناسایی دقیق شرایط  روزمره زنده گی فرد مورد نظرو دیگرآماده ساختن وسایل این تروراست. درموردبخش اول میشود گفت که بغرنجی ای درکارنیست؛ امریکا تاهنوزامکانات فراوان اطلاعاتی دراختیار دارد وحتا اگر پیوند بسیارمحکم  پنهانی رهبری « قطری» طالبان و امریکا را هم نادیده بگیریم، سی آی ای درطول بیست سال اشغال مستقیم افغانستان پایگاه های بسیارنیرومند و موثراطلاعاتی را درکشورما ایجاد نموده است. تا اینجا که نمیشود شکی را مطرح ساخت به علاوه اینکه بالاترین مقامات تصمیم گیرنده امریکایی ها مدتها قبل ازبیرون شدن نهایی نیروهای شان اعلام کرده بودند که درصورت این بیرون شدن یک پایگاه نیرومند سی آی ای متشکل ازچندین صد نفردرافغانستان باقی خواهد ماند. بناً میشود گفت که مقامات تصمیم گیرنده امریکایی به ساده گی میتوانند درباره بسی مسایل بغرنج به شمول شیوه های زنده گی پنهانی اهداف خود اطلاعات موثررا دراختیارداشته باشند ولی می ماند نحوه اجرای پلانهای چنین ترورهایی که آگنده ازبغرنجی و ناگفته های فراوانی است؛ درشرایط کنونی آیا میشودعلیرغم اطلاع داشتن دقیق ازتمام حرکات روزمره الظواهری، زمینه های تروروی ازپایگاه های درفاصله های دورراممکن دانست؟ این که معما نیست؛ درون ها پروازمی کنند ودرنتیجه به وسیله رادارها کشف میشوند وبه مشکل برمیخورند، به ویژه اگرفاصله های پروازطولانی باشد. دروضع کنونی منطقه ما پایگاه های شناخته شده امریکایی ازکابل درفاصله های زیادی قرارگرفته اند.شبکه های درهم تنیده این پایگاه ها درآنسوی ایران؛ درمنطقه خلیج فارس ودورتراز آن ، بعد ازعراق، درسوریه (به طورغیرقانونی)، ترکیه و...قراردارند. هواپیمای بی سرنشینی که الظواهری رابه قتل رسانید، ظاهراً از روی منطق نمیتوانسته است، ازفاصله های دورباعبورازسرزمین های همسایه های افغانستان که همه درتخاصم صریح ویا خفته با امریکا قراردارند، بگذرد. حرکت این هواپیما ازپاکستان با درنظرداشت روابط کنونی باامریکا اصولاًمطرح بحث نیست. چنانچه قبل ازبیرون رفتن نیروهای امریکایی ازافغانستان درسال گذشته جک سالیوان مشاورامنیت ملی امریکا درمذاکراتی که باجانب پاکستانی داشت و مساله ایجاد پایگاه عملیاتی درون های امریکایی برای مبارزه با تروریزم دراین مذاکرات مطرح شده بود با جواب منفی طرف پاکستانی مواجه شده بود. معما اینجاست که این هواپیما ازکجا وارد عمل شده است؟  تااکنون چندان توجهی به این امربسیارمهم ازجانب تحلیل گران ماصورت نگرفته است. تنهاعده ای برای آسان ساختن کارپاکستان را به همکاری متهم کرده اند وعده ای هم باذکر نامهایی ازپایگاه های پاکستانی این استدلال خود را توجیه کرده اند ولی هیچکسی به این امربااهمیت توجه نداشته است که ازلحاظ عینی امریکا و پاکستان دراوضاع افغانستان ازبیشترازبیست سال تا اکنون درتضاد منافع قراردارند. این بحثی است که درچندین نوشته بالنسبه طولانی دلایل آنرا تذکرداده ام  که دراینجا تکرارآن را لازم نمی بینم. در ورای شرایط  وامکانات فنی، دراینجا تنها سوال عمده اینست که ازدیدگاه سیاسی آیا پاکستان میتواند درکشته شدن الظواهری منفعتی داشته باشد؟ به نظرمن نه! سالها قبل هنگامی که مطرح میشد که دونوع طالب و دونوع استفاده ازطالب وجود دارد؛ یعنی طالب وابسته به امریکا وطالب های پاکستانی، عده ای این طرح راخیال پردازی و نوعی توسل به تیوری توطیه می نامیدند. یک سال حاکمیت طالبان نشان داد که چه قدر این تضاد منافع بین امریکا و پاکستان و درنتیجه گروه های طالبان وابسته به هریک جدی است. ازورای همین حادثه اخیردیده میشود که درترور الظواهری بازنده اصلی گروه حقانی و پاکستان است. ازقرارمعلوم سراج الدین حقانی که حامی و میزبان الظواهری بود بعد ازترور وی ازترس امریکایی ه ابه زادگاه ومیان عشیره خود پناه برده است. امروزدیگر برکسی پوشیده نیست که طالب های طرفدارپاکستان درنبردی خونین برعلیه طالبهای وابسته به امریکا ولی درکادرقدرتی مشترک، درگیراند.

درچنین وضعی چگونه میتوان ادعا داشت که درونهای امریکایی به کمک پاکستان وارد افغانستان شده وعمل کرده اند؟ 

اگربپذیریم که پاکستان نه منفعتی دراین ترورداشته ونه امریکا امید همکاری پاکستان دراین زمینه را داشته است، پس باید دید این درون ها ازکجا سرزده و درقلب کابل با راحتی تمام الظواهری را به هلاکت رسانیده اند؟ اینجاست که میدان برای حدسیات گوناگون مبتنی برمنطق حدوث حوادث بازمیشود.؛ مثلاً امریکا درتغییرحکومت ونشاندن طالبان براریکه قدرت دست بازداشته و بخشی ازامکانات قبلی خود را درتفاهم کامل باطالبان نگهداشته اند. بیهوده نخواهد بود یادآوری شود که درقرارداد دوحه طالبان خواهان بسته شدن پنج تا ازنه پایگاه شناخته شده امریکایی شدند، هیچکس نمیداند سرنوشت بقیه پایگاه ها چه شد زیرا بیرون شدن امریکایی ها بدون هیچ کنترول بین المللی تنها وتنها به اراده خود آنها صورت گرفت، آن سان که بدون اجازه هیچ کسی وهیچ مقام ومرجع بین المللی ای افغانستان را اشغال کردند. مزید برآن تعداد پایگاه های امریکا درافغانستان راهیچکسی نمیدانست و ازاینجاست که راه برای حدسیات گوناگون بازمیشود. مثلاً امروزبرکسی پوشیده نیست که قدرت به طورسنجیده شده وطبق برنامه ای درازمدت به طالبان انتقال داده شد، مگر خطا خواهد بود اگر سنجیده شود که امریکایی ها بخشی ازامکانات خود را نگهداشته اند؟ ازیاد نبریم که فضای افغانستان ازهمان بدو اشغال کشور در سال۲۰۰۱ تا اکنون دراختیارامریکایی ها قراردارد. دراین زمینه امریکا با استفاده ازامکانات عظیم خود بعد ازبیرون شدن نیروهایش ازافغانستان یک سال قبل به شیوه های مختلف کنترول فضای افغانستان راهمچنان ازطریق ترکیه زیرنام مدیریت فرودگاه های افغانستان درآغاز واکنون به وسیله امارات (که اعمال کننده فنی این کنترول شرکتهای اسراییلی است) دراختیارداشته است. پس محتملاً فرآیند روشن شدن محل پروازاین درونها درآینده اسراربا اهمیتی را برملا خواهد ساخت.

بسیارمهم است درنظرداشته باشیم که ازدید استراتیژیک و درازمدت امریکایی ها درافغانستان برای صرفاً حضور، حضورنداشتند ودرفکر تبدیل افغانستان به یکی ازنقاط اتکایی بعدی خود هم  بودند. ساده لوحی محض خواهد بود اگر ادعاشود که امریکایی ها بدون داشتن برنامه های درازمدت و استفاده استراتیژیک ازافغانستان آنرا به بهانه واهی مبارزه با تروریزم اشغال کردند وبعد ازمدتی بده بستان ها و بکش بکش های گوناگون آنجا را ترک کردند و به عقب خود نگاهی هم نیانداختند. نه چنین نیست! بالاترین مقامات سیاسی ونظامی ایالات متحده امریکا بارها با اطمینان گفته اند که هرگاه  ضرورت باشد، آنها برخواهند گشت. ترورالظواهری هم نمونه کوچکی ازاین بازگشت نیست؟

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۲ـ۰۴۰۸

Copyright ©bamdaad 2022

 

 

حکومت همه شمول دو تعبیر، دو برداشت

 

محمد ولی

امریکا و غرب حکومت همه شمول را به معنای برگشتاندن مفسدین دست پرورده ۲۰ ساله اش میداند که میتوان آنرا مفسد شمول نامید . دراین گروه از جهادی تا سیکولار و برگشته غرب شامل است وجه مشترک همه شان در فساد و دزدی نهفته است وگرنه از لحاظ فکری هردو از هم دور و دارای مصادیق متضاد اند که باحفظ دوری های فکری در قوس فساد دو سر یک معامله میباشند ولو به هر قوم وقبیله ای که وابستگی اتنیکی داشته باشند .

طالبان میگویند از همه اقوام کشور در تحریک شان نمایندگی میشود وانها در حاکمیت شریک اند لهذا حکومت سرپرست همه شول است ، میتوان این حکومت را طالب شمول گفت .

حل و فصل این دو برداشت متفاوت و جدا ازهم همان قصه زلف یار است که تا حشر میتوان ازآن سخن گفت ولی بی نتیجه.

حکومتی که بر معیار شایستگی ، درجه تحصیل ، تعهد و تخصص تشکیل نشود اکر مفسد شمول باشد یا طالب شمول نمیتواند از لحاظ ماهیت کاری و اجراییه وی منعکس کننده منافع اقوام و ملیت های کشور باشد لهذا همه شمول بودن مکانیکی حلال مشکل جاری در کشور نمیباشد .

ترکیب قومی ، ملیتی ، سمتی ، جنسیتی و سهمگیری سیاسی در حکومت وقتی میتواند معقول و مفید باشد که ماهیت ترکیبی آن همه شمول باشد .

طالبان میگویند ترکیب سیاسی در حکومت سرپرست ضرور نیست زیرا در جهان هر حزبی که حاکم میشود ( همیشه امریکا را بحیث نمونه یاد میکنند ) ترکیب حکومت را همان حزب تشکیل میدهد . قابل یادآوریست که احزاب سیاسی در کشورهای دیگر بر بنیاد انتخابات بقدرت میرسند و متکی به ارای مردم حاکمیت یگانه را در سطح مقامات میسازند یعنی دولت منتخب پست های کلیدی و سیاسی را تعلق به اعضایش میدهـد .دراین صورت حزب یا احزاب بازنده به آماده گی مجدد غرض رسیدن به قدرت میپردازند ازینرو تناقض میان ایشان به جنجال های قومی و ملیتی نمیرسد چون میدانند چگونه کار نمایند تا به قدرت برسند و این امیدواری وجود میداشته باشد. مجموعه این پروسه ها جامعه را درتب و تاب تحرکات سیاسی مسالمت امیز مصروف میدارد.

در افغانستان فعالیت احزاب سیاسی در حال انجماد درآورده شده است زیرا قانون اساسی وجود ندارد و تطبیق قانون احزاب در حالت التوا درآورده شده است . سقوط جمهوریت و به قدرت رسیدن طالبان طی یک عملیه نظامی که از ولسوالی ها و ولایات شروع و تا کابل رسید صورت گرفته است هنوز ارای مردم دراین مورد معلوم نیست گرچه طالبان پیروزی شانرا بِرگه ارای مردم میگویند ولی پروسیجر انتخابی و سنجش ارای مردم را نمیشود تابع یک عملیه نظامی دانست وآنرا تعبیر به ارای مردم نمود ارای که هنوز ابراز نشده است .

حکومت همه شمول را امریکا وسیله نفاق ها و تفرقه اندازی ها ساخته بود قدرت را بصورت پنجاه پنجاه تقسیم نموده بود و هریک از طرفین قدرت را بحیث وسیله دست خود حمایت میکرد و نمی گذاشت هیچ یک از طرفین مستقل عمل کنند ازاین جهت آن اصطلاح با همه ناکاره گی هایش دیگر نزد مردم چندان چسپ ندارد .

طوریکه بارها گفته ام باز نظرم را تکرار میکنم که یک حکومت ممثل وحدت ملی افغانها میتواند راه را برای جمع شدن مردم بدور حاکمیت هموار سازد زیرا در شرایط افغانستان که طی چهل سال حکومت ها از طرق نظامی یا مداخله خارجی ها شکل داده شده است اتحاد و همبستگی اقوام و ملیت های پیرو مذاهب جد اگانه با ترکیب جنسیتی آن عمقی نبوده مکانیکی و شکنند بوده است .ضرورت است تا مردم به پروسه های دموکراتیک عادت یابد و در قبال آن منافع خود را دریابد و اعتبار نماید .

در پروسه های نظامی یک امر طبیعی وجود دارد که برنده گان قدرت حاضر نمیشوند تا آنچه را با خون و زحمت بدست آورده اند دیگران را سهیم سازند این حالت برای آینده ازآن جهت مفید نیست که برنده گان قدرت اگر قانون بسازند یا انتخابات کنند به باخت خود حاضر نمیشوند اما اگر در وحله آغاز حکومت سازی قانونیت در نظر گرفته شده احزاب سیاسی ، شخصیتهای ملی موثر و جریانات مذهبی معتدل در یک مسیر واحد برای آینده سازی حرکت کنند میتوان گفت ملت آماده استفاده معقول از رای خود برای تعین حاکمان بعدی میباشند .

این پروسه در افغانستان زمانی بخوبی میتواند عملی گردد که سهم مفسدین زیر هر فشاری که باشد در آن وجود نداشته باشد و نیز هر گروهی که خواهان حضور درقدرت از راه اِعمال فشار نظامی یا پروسه های جنگی باشد مردود دانسته شوند زیرا ترکیب قدرت سیاسی بر بنیاد اتحادهای نظامی و جنگی نتیجه آن کودتاها و با یک بی رعایتی ساده در اجرای امور به جنگ ها و اغتشاشات می انجامد و کشور در تاب تکرارهای چهل ساله در می غلطد .

 

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۲ـ۲۸۰۷

Copyright ©bamdaad 2022