هشتم مارچ مانده گارترین روز در تاریخ بشریت

عبدالوکیل کوچی


هشتم مارچ سرِآغاز مبارزات متحدانه وتجلی جنبش آزادی خواهانه زنان میباشد که توسط کارگرزنان امریکا شروع شد تا قاره های اروپا ، آسیا ودیگرنقاط جهان را درنوردید. البته در رابطه به تاریخ جنبش زنان جهان وچگونگی انتخاب هشتم مارچ بنام « روز جهانی زن»  درامریکا ،اروپا ، آسیا وبخصوص المان واتحاد شوروی سابق ، در مقالات قبلی بنده مفصلاً به بحث گرفته شده است ودراین برگه مرور کوتاهی به روند زنده گی ومبارزات حق خواهانه زنان ستمدیده جهان و بخصوص کشور ما افغانستان خواهیم داشت.
اگر هشتم مارچ تکانه بزرگی برای رهایی وجنبش عظیم همبستگی زنان ستمدیده ومظلوم جهان محسوب میشود ، در واقع ، این یکی از پله های تاریخ مبارزات حق خواهی زنان از قید ستم ارتجاع واستبداد بوده که به نماد تاریخی جنبش زنان مبدل گردیده است .
اما زنان از آغاز پیدایش ، بخاطر رهایی از ستم در نقاط مختلف دنیا بصورت فردی و جمعی و در راه تامین حقوق وعدالت تا آزادی و برابری کامل حقوق زن و مرد تلاش مستمر و موثر ی را بخرچ داده اند.
در کشورعقب نگهداشته شده ما افغانستان ، زنان از گذشته های دور تا بدینسو در گرداب شرارت مرد سالاری، تعصبات وتبعیضات جنسیتی واستبداد  دینی گیرمانده اند.
زنان رنجدیده کشورما زیرفشار های گوناگون ،سنت ها ،رسوم و رواج های بی جا و کمرشکن نظام فرتوت فیودالی وارباب رعیتی ، درمیان هنجارها وناهنجاری های عقیدتی واستبداد مذهبی با

مرگ تدریجی دست و گریبان اند .

Bild könnte enthalten: 17 Personen, Personen, die stehen und Hochzeit
واضح است در جامعه ایی که فقر ، مرض ، بیکاری ، بیسوادی ، جهل ، زورگویی تعصب وتظلم حکمفرماست زنان درحالت بیسرنوشتی و اسارت بسر می برند .
بآنکه در مقاطع بی مانندی از تاریخ ، زنان کشورما بار اول در دوران نهضت امانی و به پیشآهنگی ملکه ثریا وشصت سال بعد آن جنبش عظیم زنان آزاده افغانستان در وجود سازمان دموکراتیک زنان افغانستان برهبری دکتورس اناهیتا راتب زاد پرچم مبارزه را بر ضد ارتجاع واستبداد بر افراشتند و به حقوق وآزادی های دموکراتیک نایل گردیدند ، ولی در اثر استبداد وحشیانه ارتجاع ، استبداد ، عوامل استعماری وعقبگرایان شریر طبقات حاکم ،نهضت زن در کشور بیرحمانه سرکوب ولگد مال گردید و استبداد وحشیانه عقبگرایان عصر حجر بر پیکر زنان کشور سایه افگند که در اثرآن جای زن درکنج زندان وسرنوشت آن بدست زن ستیزان افتاد.
افزون بر آن ، طوریکه معلوم است جنگ چهل ساله در افغانستان بیشترین قربانی از قشر زنان گرفته است. درطول این دوره جنگ صدها هزار زن وکودک جان های شیرین شان را از دست داده اند .هم اکنون هر سالی که میگذرد صدها زن وکودک در اثر فیرها ی دشمن وحملات انتحاری جان های خود را از دست میدهند .
در محلات زیر تسلط گروه های تروریستی و مذهبی صادر شده از خارج ، دشمنان انسانیت مکاتب دخترانه را به آتش کشیده زنان ودختران را از حق تحصیل ، تعلیم وکار محروم ساخته وکودکان صغیر بر خلاف احکام شرعی به ازدواج های اجباری مجبور ساخته میشوند ودر بسا نقاط دور دست کشور زنان ودختران را وحتا کودکان را بجای کار وتحصیل بیاد گیری استعمال اسلحه مجبور ساخته با حیل مغزشویی وتغیرات عقیدتی آماده جنگ ونابودی همنوعان شان میسازند .
دردا که وحشیان قرن بیست و یکم دربرخی نقاط  کشور زن را بحیث انسان درجه دوم مانند مطاع ناچیز مورد خرید وفروش قرار داده و بطور کل شرارت پیشه گان با برخورد خشونت آمیز تهدید ، تحقیر، توهین ، تبعیض وتعصبات جنسیتی وانواع خشونت زنده گی قشر زن را بخطر جدی روبرو ساخته اند .
چنانچه در اثر وحشت روز افزون دشمنان وطن ، هر سالی که میگذرد صدها زن ودختر مجبور به خودکشی میشوند . وصدهای دیگردر اثر مریضی جانهای خود را از دست میدهند . هزاران زن بی سرپرست ومسکین در اثر فقر وگرسنگی مجبور به گدایی وفروش فرزندان خود گردیده وصدها زن دیگر به کنج زندان ها به حالت بی سرنوشتی بسر برده ،عده کثیری از زنان ودختران مفقود الاثر ویا توسط قاچاقبران بخارج معامله میشوند .
به این ترتیب دشمنان سوگند خورده افغانستان بخاطر انتقام از شکست های تاریخی وننگین شان دراین کشور پلان کرده اند تا توسط گروه های وحشی و اجیران صادر شده از خارج نیمی از نفوس کشور را فلج سازند.
سوال اساسی درینجاست که کجاست نهاد ها ی مدافع زنان ،حقوق بشر ویا دولتی که از زنان منحیث خواهر وهمسر ومادر دفاع کند .
دولت بشکل نمایشی اداره ای را بنام زن آنهم معلوم نیست که هدف اصلی تاسیس آن اداره بنام زن چیست ولی اثری از رهایی این قشر قربانی وتامین حقوق زن ودفاع از زنان محروم ومظلوم کشوردیده نمیشود .دولت گاه گاهی محافلی را بنام هشتم مارچ از روی تظاهر بشکل نمایشی وسمبولیک در انظار مردم به نمایش میگذارد ولی این محافل به زنده گی زنان کشور تاثیری نداشته وضع همانطوری که بود ادامه دارد .
نهادهای حقوق بشر وسازمانهای مدافع نیز تا هنوز نتوانستند وضع را مهار بسازند وبرای اعاده حقوق زن کاری را در کشور انجام دهند. بلکه آنها نیز در همسویی با دولت وسایر زورمندان با سازشهای محافظه کارانه از کنار اوضاع با بی تفاوتی وکارهای غیر سازنده میگذرند .
در برخی نقاط کشورعلما وروحانیون محافظه کار و مفتخور نیز در سازش با زورمندان محلی و یا خوش خدمتی به گروه های عقب گرای ارتجاعی ، برخلاف احکام شرعی و کرامت انسانی دخت صغیر حتا کودکان را به عقد نکاح مجبور ساخته وبعوض قاتل شهید را محاکمه میکنند که ازبرکت همین مدعیان دین و تیکه داران مذهبی ، بازار عشرتسرای گروه های صادر شده اعراب در بسا گوشه و نقاط کشور گرم میشود .
ازاینجا معلوم میگردد که اجرات واقدامات نهادهای مسوول مانند بخش هایی از دولت ، برخی از نهادهای حقوق بشر وبخشی از ملایان مذهبی در راستای دفاع از حقوق زنان کاری را انجام داده نتوانسته اند . آنچه ادعای خدمت میکنند فقط نمایشی و تبلیغاتی بوده به بهبود وضع زنان کشوراثری ندارد .
در حال حاضر بخاطر اعاده حقوق زن این قشر محروم وزحمتکش، نخست از همه رسالت تاریخی زنان ومردان آزاده کشور است که بدورهم جمع شده با وحدت واتحاد سراسری ملی از جنبش آزادی خواهانه زن تا پای جان دفاع نمایند .همچنان زنان ستمدیده کشور بخاطر رهایی از چنگال ستم سالاران متعصب و زن ستیزان کینه جو ، قبل از همه به کسب سواد و دانش ، بیداری وآگاهی وتحصیل نیازمند اند تا با درک این حقیقت بتوانند به علم وخرد  رو آورده بهر قیمتی ممکن با پیگیری درس وتعلیم که نیاز مبرم زن ومرد کشور است آنگاه قادر خواهند شد تا در تشکل های اجتماعی  وسیاسی بسیج گردیده به نیروی بالقوه در جامعه مطرح شوند . زیراکه انسان بر پایه علم ودانش میتواند بهتر فکر کند ونظریات خود را با خرد وزان ترقی خواه درمیان بگذارد .

زنان رنجدیده کشور شما تنها نمی باشید آگاهان امور، مبارزین دادخواه و رهروان راه حق وعدالت وترقی با شماست .

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۳/ ۱۹ـ ۰۷۰۳

 استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

یادداشت : دیدگاه های ارایه شده اندیشه و نظر نویسنده را بازتاب می دهـد. دیدگاه های حزب آبادی افغانستان دراسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است .

 

 Copyright ©bamdaad 2019

 

پیام همایش اروپایی زنان افغانستان

به مناسبت هشتم مارچ روز همبستگی جهانی زنان

 

امسال زنان جهان برای ۱۰۸ مین بار ازهشتم مارچ ، روز همبستگی جهانی  زنان  بزرگداشت بعمل می آورند . و این در حالی است که بسترهای تشنج ، ادامه ای جنگ ها ، فقر ، بی عدالتی اجتماعی ، محرومیت و نابرابری جنسی ، عدم دسترسی به حقوق بشری و شهروندی از بشریت به ویژه زنان قربانی می گیرد.

مادران و زنان بیشماری در سوریه ، عراق ، یمن  و فلسطین و در بسا کشورهای افریقایی و امریکای لاتین درسوگ عزیزان خود نشسته اند و یا خود قربانی جنگ خشونت واستبداد نظام های  غیرعادلانه  ناشی از آن بوده اند. در حالی که درکشورهای پیشرفته صنعتی چون : المان ، انگلستان و برخی ازکشورهای جهان ، زنان قدرتمند ، با تدبیر و باخرد درانکشاف و توسعه جامعه پرداخته  و به نماینده گی ازمنافع ملی کشور خود رهبری این جوامع را در دست دارند.

 و اما درکشورما  افغانستان عزیز: مادران و خواهران ما با کمرشکسته ، مصایب جنگ ، انتحار ، انفجار ، عدم حکومت قانونی ، فساد ، سلاح سالاری و زورگویی ، حضور مافیایی مواد مخدر ، فقر ، بیسوادی و بیکاری را به دوش می کشند. خشونت ، ازدواج های اجباری ، سنگسار کردن ها ، محاکم صحرایی ، نکاح  دختران خورد سال ، خرید و فروش زنان ، محرومیت در خانواده و اجتماع ، حاکمیت فرهنگ  تفکر قبیله وی و مرد سالاری ، حقایق تلخ زنده گی زنان افغانستان را می سازند.

ما زنان مهاجر افغانستان که جنگ و افراطیت  ما را از بزرگترین ارزش ها یعنی وطن محروم  و درغربت و دشواری در ملک های بیگانه سرگردان ساخته است ، در این روزها با نگرانی ژرف شکل گیری اوضاع درافغانستان و روند صلح ، مذاکرات با طالبان را در ماسکو  و قطر دنبال کردیم به این فرایند رسیدیم که بدون اشتراک نماینده گان واقعی مردم و سهم فعال زنان وبقا وثقای دموکراسی و دادخواهی  هیچ مذاکراتی نمی تواند منجر به صلح واقعی شود.

 صلح زیبا و خواستنی است ! زنان کشور ما  بیش از هر کسی دیگری  ، به صلح پایدار ، عادلانه وهمه شمول  نیازمند هستند، مذاکرات  عقب در های بسته میان طالبان و امریکا ما را شدیدآ نگران ساخته است ، مردم و زنان افغانستان نباید  اجازه دهند ، تا منافع ملی و حد اقل حقوق ودستاورد های بخش آزادی  زنان  معامله و قربانی منافع بیگانه گان گردد.

می گویند : دروغگوی حافظه ندارد مگر ۱۸ سال قبل  خارجی ها با شعار مبارزه با تروریزم و دفاع از حقوق زنان نیامده بودند؟ 

 نباید حضور جامعه ای جهانی عامل ادامه جنگ و خونریزی و تباهی در کشور باشد . نگذارید تا سرنوشت   د ستاورد های حد اقل ملت و بخصوص زنان افغانستان در معرض معامله قرار گیرد، امروز زنان کشور ما هنوز حتا به دستآورد های سالهای هشتاد نرسیده اند. ما زنانی که بیداد، اپارتایت جنسی ، زن ستیزی وتراژیدی زمان یعنی حکومت طالبان را تجربه نموده ایم ، اجازه نمیدهیم  تا آن وحشت و بربریت  قرون وسطایی دوباره تکرار شود . از جامعه ای جهانی و بویژه امریکا تضمین با اعتبار و قابل باور مطالبه داریم و به این باور هستیم که تنها  با شرکت فعال زنان در همه  رده های روند صلح ، می توان  به صلح همه شمول  رسید . هر گونه توافق تنها  مردانه بدون سهم نصف  نفوس جامعه یعنی زنان تصمیم ناقص بوده نزد مردم و به خصوص زنان افغانستان مشروعیت ندارد، ما درحالی که باور داریم ، که تنها نظام ملی ، همه شمول ، مردم سالار و غیر ایدیولوژیک میتواند بدیل حکومت تک محوری افراطیون درکشور باشد نیز به این باور هستیم که   طالبان  نیز می توانند تا با گذاشتن سلاح  البته در این نظام سهم گیرند و از این روند استقبال می نمایم .

ما از اعلامیه  شبکه زنان در افغانستان ، مورخ ۱۱ دلو ۱۳۹۷ در مورد موقف زنان در برابر روند صلح پشتبانی قاطع می نمایم ، از همه زنان و مردان دادخواه و عدالت پسند می طلبیم تا با همدیگر پذیری  با یک صدا در صفوف فشرده و حرکت قوی به نیروی عظیم حرکت مدنی فشار بالای بازیگران روند صلح مبدل شده و از حقوق بشری زنان افغانستان به دفاع بر خیزند .

از همه زنان داد خواه و عدالت پسند  کشور خواهانیم تا  صرفنظر از همه گرایش ها و سلیقه ها فکری و بینشی  دراتحاد و همبستگی با هم دریک جنبش نیرومند  زنان متشکل شده و از بازگشت کشور به  سوی بربریت  و زن ستیزی جلوگیری نمایند.

ما زنان با تشکل در یک  جنبش نیرومند  که درآن به دگرپذیری و دگر اندیشی  اهمیت فوق العاده داده شود  به منظور تحقق حقوق حقه ای زنان ، در یک ساختار واحد نیاز مبرم داریم !

بیایید تا دیر نشده در یک اتحاد نیرومند و سازنده  به منظور دفاع و پاسداری از حقوق زنان در کشور عزیز ما افغانستان با هم  متحد و یک پارچه شویم.

فرخنده باد هشتم مارچ !

دکتور شفیقه رزمنده

رییس همایش اروپایی زنان افغانستان

 

 

بامداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۵/ ۱۹ـ ۰۶۰۳

 استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

 در حاشیه رخداد های منطقه :

ظرفیت‌های ترانزیتی توسعه بحران دیپلوماتیک ایران و پاکستان

 

صلاح‌الدین

به دنبال عملیات انتحاری جیش ‌العدل به سرویس پرسنل شیفت سپاه پاسداران در جاده خاش به زاهدان و به دنبال آن، اعلام مواضع تقابلی ایران در پاسخ به رفتارهای جیش ‌العدل نشانه‌ هایی از بروز بحران در روابط دیپلوماتیک  تهران- اسلام ‌آباد ظاهر شده است.
البته این اولین اقدام ایذایی جیش ‌العدل در رویارویی با ایران نیست. جیش ‌العدل تا اکنون بارها با مرزبانان ایران در ولایت سیستان و بلوچستان درگیر شده، مرزبانان را به گروگان گرفته یا به قتل رسانده است که آخرین آن مربوط به حادثه ربوده ‌شدن 12 نفر از نیرو‌های طرح امنیت و قطعه مرزی میرجاوه در میزان سال جاری می‌ شود. ایران معتقد است که پاکستان مجرای نفوذ گروه‌های مسلح نظیر جندالله و جیش‌ العدل است که تحت لوای دفاع از حقوق ملی و مذهبی قوم بلوچ  و اهل سنت در ولایت سیستان و بلوچستان‌ وارد خاک ایران می‌ شوند، دست به عملیات تروریستی می‌ زنند و سپس به پاکستان باز می ‌گردند.
البته اقدامات ایذایی جندالله و جیش ‌العدل همه عوامل بروز بحران دیپلوماتیک در روابط تهران-اسلام‌آباد نیست. مجموعه ‌ای از عوامل تنش‌ زا و تهدید آن هم بر مبنای حاکمیت ژیوپولیتیک در منطقه جنوب شرق آسیا، در بروز بحران دیپلوماتیک تهران- اسلام‌آباد نقش دارند.
در این ارتباط، تهدیدهای دولت‌محور از ناحیه ISI ، شیعه ‌ستیزی در قالب مسایل ایدیولوژیک، ناامنی مرزها، حمایت از طالبان در افغانستان و حمایت افراطی پاکستان از عربستان سعودی در بروز این بحران نقش دارند. در شرایط حاضر نیز سفر راهبردی محمد بن سلمان ولیعهد تازه‌ کار و به ظاهر تحول ‌خواه عربستان به اسلام‌ آباد برای دیدار با عمران‌ خان نخست ‌وزیر پاکستان آن هم با توجه به نوع و سطح استقبالی که از او شده است، می‌ رود که به سلسله عوامل موجده بحران در روابط  تهران-اسلام‌آباد اضافه کند. اما در این میان ظرفیت‌های تراتزیتی بنادر استراتیژیک چابهار و گوادر صبغه وقت خود را دارد و با توجه به مجموعه تحرکات راهبردی بازیگران این حوزه نظیر هند، چین، ایران و پاکستان که در منطقه جنوب شرقی آسیا در حال رقم‌ خوردن است، این ظرفیت‌ها در هم‌افزایی با سایرعوامل بحران ‌زا می‌ تواند سطح بحران را عمیق ‌تر و گسترده‌تر کند.
در این ارتباط، سهم تولید و توسعه بحران بنادر چابهار وگوادر در بحران دیپلوماتیک تهران- اسلام‌آباد ناشی از ظرفیت‌های ترانزیتی آن‌ها است. ضمن آنکه در طرح توسعه این بندرها از سوی بازیگران این حوزه، چند عامل سیاسی نیز نهفته است که بالقوه می ‌تواند سبب بروز پاره‌ای از رقابت‌ها و تنش‌ها در روابط این بازیگران از جمله تهران و اسلام ‌آباد شود.
آن گونه که پیداست چابهار حوزه نفوذ هند، ایران و افغانستان است و در مقابل گوادر بندری است در جنوب ایالت  بلوچستان پاکستان که در حوزه نفوذ چین  و پاکستان قرار دارد. به عبارت دیگر، اگر چابهار علت تحرکات ژیوپولیتیکی هند، ایران و افغانستان در جنوب شرق آسیا است، همین نقش را بند گوادر برای چین و پاکستان بازی می ‌کند. در این شرایط ، هند و چین در رقابتی شدید قصد دردست ‌گرفتن بازارهای افغانستان، آسیای مرکزی و روسیه و ایجاد روابط نزدیک‌ تر با این کشورها از طریق این بنادر را دارند.
در این میان مسایل متعدد اقتصادی، امنیتی و مسیرهای امن ترانزیتی  چین را ترغیب کرده است تا به توسعه بندر گوادر بپردازد. از سوی دیگر هند نیز به دلایل متعدد نظیر عمق روابط تجاری با واشنگتن و تلاش برای کاهش نقش و جایگاه‌یابی  چین در حوزه جنوب شرق آسیا، قصد توسعه بندر چابهار را دارد. همچنین بندر چابهار با قرارگرفتن در مسیرهای منتهی به سراسر آسیای جنوبی و جنوب خاوری و جنوب شرقی اروپا دارای موقعیتی ممتاز است که روزانه می‌تواند میلیون‌ها بشکه نفت و حجم کلانی از کالا و سرمایه را از این مسیر دریایی مبادله کند.
علاوه بر این، هند برای ورود به افغانستان و آسیای میانه به مسیر امن و مطمینی نیاز دارد. کما اینکه با انتخاب این مسیر بی‌ نیاز از پاکستان می ‌شود. به عبارت دیگر علاقه هند به توسعه چابهار از آنجا نشات می ‌گیرد که از این طریق این کشور می‌ تواند با دورزدن رقیب خود پاکستان، راهی ترانزیتی به آسیای میانه باز کند. به این ترتیب چابهار با اهمیت راهبردی خود می ‌تواند ضمن ترانزیت‌ کردن محصولات هند به آسیای مرکزی و روسیه، مسیر ترانزیتی هند به ایران و افغانستان را با دورزدن پاکستان هموار کند.
بنابراین و با توجه به اینکه درحال حاضر چین با کمک ‌کردن به پاکستان در حال عملیاتی‌ کردن طرح توسعه گوادر است و هند نیز قراراست در توسعه بندر چابهار به ایران کمک کند، این گونه به نظر می ‌رسد که رقابت راهبردی و ژیوپولیتیکی هند و چین در توسعه این بنادر می ‌تواند موجب افزایش و تزاید تنش در آینده روابط دیپلوماتیک تهران- پاکستان شود./ همدلی

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۱۹ـ ۲۴۰۲

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

 

 حمله نیروهای هوایی هند بر پایگاه های تروریستان در خاک پاکستان

 

نیکی هیلی در سخنانی گفت: پاکستان در حمایت از گروه های تروریستی سابقه ای طولانی دارد و آمریکا تا زمان تصحیح رفتار اسلام‌آباد نباید حتا یک دلار به این کشور کمک مالی انجام دهد.

 

روزنامه «هندوستان تایمز» روز سه شنبه به نقل از مقامات هندی اعلام کرد که  ۱۲ جت « میراژ ۲۰۰۰» قوای هوایی هند ساعت ۴ صبح امروزسه شنبه، سه پایگاه شبه نظامیان در مناطق « بالاکوت »  ، «  مظفرآباد »  و « چاکوتی»  در خاک پاکستان را بمباران کردند.

به گفته یک مقام نظامی هند، جنگنده های نیروی هوایی مجهز به بمب های لیزری بودند. پایگاه گروه تروریستی « جیش محمدی »  در منطقه بالاکوت بزرگ ترین پایگاه این گروه محسوب می شود.

شهر بالاکوت واقع درایالت خیبر پشتونخوا پاکستان در۵۰ کیلومتری خط واقعی کنترول در منطقه کشمیر قرار دارد.

این نخستین بار از سال ۱۹۷۱ ترسایی تا اکنون است که جنگنده های نیروی هوایی هند از خط واقعی کنترول عبور کرده و وارد حریم هوایی پاکستان شده اند.

درهمین حال مقامات هندی دسترسی به اینترنت را درمنطقه کشمیر مسدود کرده اند. تمام پایگاه های نیروی هوایی هند در ایالت های پنجاب و هریانا به حالت آماده باش درآمده اند.

اس . سرینیواسان ، قوماندان پایگاه نیروی هوایی هند در چندی گر گفت: ما برای بدترین شرایط آماده هستیم.

به گفته مقامات هندی، پاکستان برای مقابله با جنگنده های« میراژ ۲۰۰۰ » هند، جنگنده های اف ۱۶ خود را به منطقه اعزام کرده است، اما این جنگنده ها نتوانسته اند از بمباران اهداف مشخص شده جلوگیری کنند.

نارندرا مودی نخست وزیر هند صبح امروز یک جلسه فوری با مقامات دولتی و امنیتی هند برگزار کرده است.این حمله  قوای هوایی هند چند روز پس از وقوع حادثه تروریستی « پلواما » واقع در ایالت جامو و کشمیر هند اتفاق می افتد.

در حمله روز پنجشنبه ۲۵ دلو ۱۳۹۷ ، به نیروهای نظامی هند در منطقه « پلواما » در کشمیر، یک عامل وابسته به گروه تروریستی « جیش محمدی »  موتر خود را در کنار یک سرویس حامل نیروهای نظامی هند منفجر کرد. در این حمله بیش از ۴۰ نیروی نظامی هند کشته شدند.

گروه تروریستی « جیش محمدی »  مسوولیت این حمله را پذیرفته است و عامل این حمله انتحاری را « عادل احمد دار» معرفی کرده است.

در سال ۲۰۱۶ ترسایی  حمله شبه نظامیان به پایگاه نیروی هوایی هند در شهر « اوری» به کشته شدن ۱۹ سربازهندی منجر شد. این حمله دلیلی بود تا دولت نارندرا مودی نخست وزیر هند یک حمله محدود علیه پایگاه شبه نظامیان در خاک پاکستان ترتیب دهـد .

به گفته مقامات دفاعی هند در این حمله بیش از ۳۵ شبه نظامی و ۹ نیروی نظامی پاکستان کشته شده اند.

رویارویی نظامی پاکستان و هند، تنش ها میان این دو کشور همسایه را وارد مرحله جدیدی کرد. هند پس از حمله تروریستی اخیر در« پلواما ـ کشمیر »  پاکستان را به واکنش متقابل نظامی تهدید کرده بود.

در یک گزارش دیگر منابع ایرانی آمده است که نیکی هیلی ، نماینده پیشین امریکا در سازمان ملل متحد در حمایت از حمله نظامی هند از دونالد ترامپ خواست تا فشارهای بین‌المللی علیه پاکستان را بیشتر کند.

 

نیکی هیلی در سخنانی گفت:،پاکستان در حمایت از گروه های تروریستی سابقه ای طولانی دارد و آمریکا تا زمان تصحیح رفتار اسلام‌آباد نباید حتا یک دلار به این کشور کمک مالی انجام دهد.

وی درحمایت از اقدامات دولت ترامپ در اعمال محدودیت‌های مالی علیه دولت اسلام‌ آباد گفت، امریکا تا اکنون به حمایت‌های مالی خود در برابر پاکستان متعهد بوده است اما در مقابل اسلام‌  آباد تنها با مواضع امریکا در سازمان ملل مخالفت کرده است.

به گفته نیکی هیلی، امریکا در سال ۲۰۱۷ ترسایی یک میلیارد دلار به پاکستان کمک کرد که بیشتر آن به ارتش پاکستان تزریق شد.

نیکی هیلی که تا آخر سال گذشته به‌ عنوان نماینده امریکا در سازمان ملل متحد  مشغول به فعالیت بود مدعی شد، پاکستان برغم دریافت کمک‌های مالی امریکا به گروه‌های تروریستی در کشتار سربازان امریکا در افغانستان کمک کرده است.

 

 

بامداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۱۹ـ ۲۶۰۲

 

استفاده ازمطالب بامداد با ذکر ماخذ آزاد است.

 

 در دوراهـی انتـخاب

 

 

محمـد ولــی

از زمان اغاز دیپلوماسی خلیلزاد برای مذاکرات صلح تا اکنون در صفحات مجازی ، روزنامه ها، رادیوها وتلویزیون ها وابراز نظر کارشناسان چنین بر می آید که دو مکانیسم برای رسیدن به صلح وختم جنگ مطرح است :

۱- تشکیل اداره موقت ،
۲- مصالحه درچوکات قانون اساسی ودر محور دولت موجود.


صرفنظر از استعمال جملات معمول شده در مطبوعات مبنی بر صلح خواست افغانهاست با صراحت باید اذعان کرد، این خواست امروزی نه بلکه خواست ۴۰ ساله ملت میباشد که پیوسته به اثر موضعگیری های دول مصروف در امور افغانستان و وسایل و ابزار جنگی آنها سبوتاژ شده است .
جنگ ۱۸ ساله افغانستان که امریکا وناتو آنرا آغاز کرده و طالب مدعی مقابله با آن است بازی پیچیده وچند بعدی است که بازیگران آن نه با یک چهره بلکه با شمایل گوناگون آنرا پیش میبرند .
برای آغازگر اصلی این جنگ یعنی امریکا که روی اهداف استراتژیک اش افغانستان را تحت اشغال درآورده است هیچ تفاوت ندارد که چه کسی در راس قدرت قرار داشته باشد، پکول پوش جهادی ، دستار سیاه طالبی ویا مستخدمین نکتایی دار.
حالا افغان ها دردو راهه انتخاب قرار داده شده اند ونمی توانند بین خوب وبد انتخاب کنند بلکه مجبور اند بین بد وبدتر یکی را بپذیرند.
جریان مذاکرات صلح با طالبان هم بدو گروه تعلق داده شده است،  یکی جهادی در راس حامد کرزی ودیگر آنانی که نه درجهاد بودند ونه در جنگ های جهادی و میان تنظیمی ویرانگر.

هرسه دسته طالب ،مجاهد ونکتایی دار از یک گریبان یعنی مراجع سیاسی، استخباراتی  و نظامی امریکا سربدر کرده اند، لهذا رجحان یکی بر دیگری زیبنده نیست اما ناگزیر میباشد.
طرفداران تشکیل اداره موقت عمدتآ گروه های جهادی اند که می خواهند یکجا با طالبان دریک حکومت مشترک زمام امور را بدست گیرند وپروسه های بعدی از لویه جرگه تا قانون اساسی جدید،انتخابات وغیره همه را برطبق میل خویش اساسگذاری کنند ، اگر وزنه اینها درین شب وروز حساس و سرنوشت ساز گرانی یابد امریکا بی میل به طرح های آنها نمی باشد.
حسن این روند درچه است ؟

شاید طالبان حاضر شوند با یک حکومت موقت که درآن خود شرکت داشته باشند به آتش بس وختم جنگ تن در دهند، طالبان این را برای شان پیروزی تلقی کرده می گویند برضد آنچه ۱۸ سال جنگیدند موفق شدند ، نظام را ازمیان برداشتند وقانون اساسی را ملغی قرار دادند. باتشکیل حکومت موقت وپروسه های بعدی امید امکان به استقرار صلح بیشتر میگردد. این خوشنودی وامید شاید پیامد های ناگواری را به بار آورد وعیب آن این میباشد؛ هیچ ضمانتی وجود نخواهد داشت که با دست بلند پاکستان وعربستان سعودی کشورهای امریکا وانگلستان وسایر حامیان طالب بعد از تشکیل حاکمیت مشترک طالبی- جهادی خلاف طرح های اینها موضعگیری نمایند. اگر این تشکل جدید یک قانون اساسی نوع دیکتاتوری مذهبی وهابی را آماده ونافذ گردانند جریان دست آورد های ۱۸ سال به کجا خواهد انجامید؟ مطمین باشید که نقش عربستان سعودی وپاکستان وحمایه گران شان چون انگلیس وامریکا درین نوع حاکمیت بیرنگ بوده نمی تواند وبرای شان خالی از دلچسپی نمی باشد که پکول ودستار سیاه یک حکومت نوع سعودی وقطر را با تمام مظالم غیرانسانی آن درکشور برقرار سازند ومانند همین کشورها منافع امریکا  وانگلیس را در منطقه پاسداری نمایند، آنگاه همه فرصت ها از دست می رود وبا دره وشلاق وگردن زدن مردم را وادار به انقیاد می سازند ،دیگر هیچ کشوری مجال نخواهد داشت تا برعلیه چنین حالت به داد مردم برسد،ارامش قبرستان ها برقرار می گردد، سرمایه گذاری های عرب وضع اقتصادی را تغیر میدهد، حمایت سیاسی انگلیس ،امریکا و پاکستان اعتراضات  و انعکاسات جهانی علیه وضع جاری را خنثی می سازد آنگاه ملت میداند وجهنم برپاشده این گروه ها.
اما صلح در محور دولت وحفظ قانون اساسی چگونه میتواند باشد؟
اگر فشار امریکا بر پاکستان و طالبان فزونی یابد شاید انها به این پروسه تن در دهند ، در غیر آن طالب ها ممکن حاضر به مصالحه نشده بر خواسته ها وطرح های شان با همنوایی برخی گروه های جهادی و چند کشور منطقه پا فشاری کرده از آتش بس طفره بروند وجریان مذاکرات را به درازا بکشند تا جانب مقابل را مانند جنگ فرسایشی به دیپلوماسی فرسایشی درگیر سازند.
خوبی نسبی که دراین روند میتوان دید آنست که دستاوردهای نسبی ۱۸ ساله حفظ می شود، قوای مسلح بحال خود باقی می ماند، دولت زایل نمی شود،قانون اساسی محفوظ می ماند بعدها تعدیلات لازم میبیند ودریک کلمه خلا  قدرت و قانون به میان نمی آید. مردم خلای قدرت وقانون را درده سال حاکمیت جهادی وطالبی تجربه کرده اند ودیده اند که نه جان شان ونه مال ونه ناموس شان درامان نبود،ازتکرار چنان حالت مو به اندام شان راست میگردد.
دولت هرقدر فاسد و ناکار باشد از نبودش رجحان دارد، قانون هر قدر غیر دموکراتیک باشد از نبود آن بهتر است. در ده سال خلای دولت وقانون جهادی ها وطالبی ها هر پوسته امنیتی وهر پاچه بلند موکشال وکلشینکوف بردار فعال مایشا بود او میتوانست دستگیر کند ،تحقیق نماید ،شکنجه نماید ،تعین مجازات کند وجزا را عملی سازد، قوماندان وپوسته مربوطه اش هم پولیس بود ،هم څارنوال ،هم قاضی وهم قوه مجریه. ازین سبب تمایل عده ای از روشنفکران به ان است که حالت بد موجود را به حالت بدتر خلای قدرت وقانون ویا گذار افغانستان به سعودی شدن وسپردن آن به پاکستان رجحان دهند وگرنه گل انتخاب از گلستان اشغال هیچ مزیتی ندارد.
گیریم اگر مذاکرات صلح ونتایج آن به صوب منفی سیر کند مکلفیت نیک اندیشان اعم از چپ و راست ومیانه چه زن وچه مرد، جامعه مدنی، احزاب دمو کرات وخیراندیش وشخصیت های ترقی پسند درچه بوده میتواند ؟
با استقرار حاکمیت جهادی- طالبی بیشترین ضربه متوجه زنان و روشنفکران، جامعه مدنی ، احزاب وتشکلات غیرجهادی خواهد بود، آنها ازهمین حالا باید صدای شآنرا در صفحات مجازی ، رادیوها وتلویزیون ها بلند نگهدارند ومکرر بگویند که نباید دستاوردهای ۱۸ سال قربانی سیه دلی و سیه اندیشی گردد.
زنان در گردهمایی ها قطعنامه ها صادر کنند به سفارت خانه ها و دفتر یونیما  بسپارند، جوانان با در نظر داشت وضع امنیتی صدای اعتراض شانرا از تالار ها بلند کنند ، بحث های جدی را درمطبوعات راه اندازند واعتراضات شانرا به گوش جهانیان برسانند بر ناتو و امریکا از حمایت احتمالی عقبگرایی ابراز انزجار نمایند ، قطعنامه ها صادر کنند و فضای سیاسی ومطبوعاتی کشور را با اعتراضات شان گرم نگهدارند ونشان بدهند که سلطه عرب، پاکستان ، طالب ومجاهد را نمی پذیرند ، زنده گی نو ، تفکرنو وترقی می خواهند نه عقبگرد به گذشته !