نقش احزاب درگسترش دموکراسی و فراهم سازی زمینه های بهتر همزیستگاه مدنی

 

 نوشته : داکتر حمیدالله مفید

 حزب مهمترین نماد دموکراسی واساسی ترین ساختار همزیستگاهی هست ، ایجاد یک جامعه مدرن شهروندی به فراگیر شدن حزب های سیاسی پیوند ناگسستنی دارد.

‫ادموند برک اندیشمند فرزانه  نمونه ای فرازی را قلم کشیده ودر مورد شناسایی یا تعریف حزب می گوید:

‫« حزب گروهی  از افراد جامعه اند ، که با یکدیگر متحد شده و بر مبنای اصول خاصی  که مورد قبول همه آنهاست  برای حفظ وتوسعه منافع ملی  می کوشند»(۱)

‫جمیز مدسین درتعریف یا  شناسایی حزب سیاسی چنین میپندارد:

‫« گروهی از افراد جامعه را حزب می خوانند  ، که چه در مقام اکثریت باشند  وچه در مقام اقلیت ، بر اساس منافع ویا هدفهای مشترک  خود که به منافع وهدفهای سایر افراد  ونیز منافع وهدفهای دایمی وکلی  جامعه در تضاد است ، بایکدیگر طرح اتحاد ریخته  اند»(۲)

‫برخی از اندیشمندان بجای شناسایی یا تعریف حزب  به برشمردن ویژه گی های حزب بسنده کرده اند واز میان لاپالومبارا  چنین میندیشد:

‫« گروهی که از دوام سازمانی  برخوردار هستند  ودارایی سازمان علنی  ودر سطح ملی و محلی باشد ودر این سازمان  تصمیم آگاهانه رهبران ملی ومحلی مبنی بر کسب ونگهداری قدرت تصمیم گیری ، چه به تنهایی وچه در یک ایتلاف  وجود داشته وسازمان نسبت به کسب آرآ یا پشتبانی مردم عنایت بورزد»(۳)  

‫پایداری شیرازه یک جامعه سیاسی  به سطح مشارکت سیاسی  یا  نهادهای سیاسی احزاب وسازمان ها ی آن جامعه بستگی دارد. در کل ثبات سیاسی ، انسجام  و امنیت ملی ، رشد فرهنگ همزیستی ودگر پذیری ، تامین وگسترش دموکراسی به نقش حزبهای سیاسی در جامعه مربوط است.

‫پیشبود اساسی نهادینه سازی دموکراسی در وجود حزب های سیاسی بازتاب می یابد.

‫کانت دانشمند پرآوازه آلمانی در نوشتار مشهور خود « روشنگری چیست؟ »  یکی  نمونه  فراخور  در باره روشنگری وایجاد یک همزیستگاه آزاد وهمگانی را به ایجاد حزب های سیاسی مربوط ومنوط می داند.

‫نیچه فرزانه آگاه به گونه ژرف نکته های را در باره ایجاد یک همزیستگاه  مدرن به تشکل وکارکرد های احزاب سیاسی وابسته می داند.

‫هانتینگتون زنده گی سیاسی در همزیستگاه ها یا جامعه های غربی را در وجود حزب های سیاسی بسنده پنداشته  می نگارد:« هر کشوری که بخواهد گام در راه توسعه وپیشرفت بگذارد ، ناگزیر از پذیرش حزب ها خواهد بود»(۴)

‫دیود اپتر دانشمند دیگری به این باور است که :«حزب های سیاسی در جریان نوسازی همه جامعه های معاصر چنان نیروی مهمی را تشکیل می دهند که الگوی ویژه نوسازی هرکشور به گونه کل حزب های آن کشور تعیین می کند»(۵)

‫کارکرد های یک حزب سیاسی :

‫  یک حزب سیاسی به منظور بایسته گی وشایسته گی خود وهمچنان جهت شناسایی خود در همزیستگاه به انجام  کارکرد های زیرین مکلف می باشد:

‫ نخست :شکل دادن به افکارعمومی  حزب با طرح یک برنامه  وخط مش سیاسی مشخص  که بر پیرایه دیدگاه همگانی استوار باشد ، شخصیتهای مشخص سیاسی را به دور آن گرد می آورد و رابطه پسندیده ومعقولی را میان مردم  و رهبری بر قرار می سازد ، در واقع  بدون وجود حزب، مردم از حق حاکمیت باز می مانند.

‫دوم: معرفی نامزد های انتخاباتی : معرفی نامزد های انتخاباتی از دیگر کارکرد های حزب های سیاسی  می باشد ، این ویژه گی  با بخش  نخستین پیوند تنگاتنگ دارد در واقع حزب های سیاسی با شناسایی ومعرفی کاندیدان روند انتخابات را نظم وسر وسامان می دهند

‫به گفتاورد « کنگ مرتین »   اگر کاندیدان از جانب حزب های سیاسی معرفی وشناسایی نشوند ، انتخابات بی سر وسامان  شده ودر آنها اشخاص به گونه ای انفرادی خود را کاندید کنند ، در این حالت ، مسایل تباری ، عدم شفافیت وتقلب هویدا می گردد ودموکراسی پایمال می شود.

‫همچنان  در حالتی که نامزدان  از طرق انفرادی در انتخابات مطرح گردند، رابطه ها بر ضابطه ها حاکم شده واز اصول دموکراسی تخطی می شود.

‫سوم: سازمان دادن  به انتخاب شونده گان  واعمال نفوذ برآنها . همه حزب های که در کارانتخابات کاندید داده اند ، به منظور تحقق هدف های خود در پارلمان ودر جامعه  به کار های رسانه یی دست می زنند ودر فرایند ، مردم از دیدگاه های آنها آگه می شوند.

‫در یک خامه جناب پرنونادری اندیشمند توانا که در سایت آریای به نشررسیده است : دیدگاه شادروان محمد هاشم میوندوال صدراعظم دهه ای پنجاه چنین بازتاب شده است :«هنگامی که شاه (اعلحضرت محمد ظاهرشاه) از توشیح قانون احزاب خود داری کردند چنین گفته بود : دموکراسی بدون احزاب سیاسی  به گادی  بدون اسپ می ماند».

‫برخی نویسنده گان واندیشمندان به این باوراند ، که میان حزب های سیاسی  ودموکراسی پیوند تنگاتنگ ودیرینه وجود دارد. به باور این گروه  ماکس وبر (اندیشمند جامعه شناس آلمانی )  « حزب جدید رافرزند دموکراسی می داند».

‫وجود تعدد وفعالیت آزادانه  ومسولانه حزب های سیاسی یک اصول پذیرفته شده  همه ی همزیستگاه بشری  در جهان کنونی می باشد « در واقع بدون حزب های سیاسی  دموکراسی  نماینده گی دولت نو غیر ممکن خواهد بود ، دموکراسی بدون حزب ها مانند قایق  بی پارو  یا کشتی  بی ناخدا است »(۶)

‫یک نکته قابل نگرش اینست  که از دیدگاه برخی  نویسنده گان  نیرومندی دموکراسی  با نیرومندی حزب ها  وکم توانایی دموکراسی با کم توانایی حزب ها پیوند مستقیم دارند.

‫ساختار حزب های سیاسی و بن مایه های ساختاری آنها از مسایلی است ، که در این خامه نمی گنجد ، تنها یک گفتاورد نگرش انگیز محمود دولت آبادی در این مورد نوشتنی پنداشته می شود:

‫« طبیعی است حزبی که اندیشه وبصیرت از دل ودرون خودش بیرون نروید ، حزبی که پنهان  وآشکارا  کارگزار سیاست  بیگانه باشد ، از مناسبات  و روابط  درونی اش انتظاری جز رابطه برده گی –اربابی  نباید  داشت. »(۷)

‫تا ایدون دانسته شد که دموکراسی ، آزادی های مدنی و رشد اقتصادی واجتماعی و تامین امنیت  به رشد وتکامل حزب های سیاسی پیوند ناگسستنی دارند. حالا به این مهم که برخی ازسیاست اندیشان  ما به این باورند ، که درافغانستان ساختار سیاسی حزب ها بر بنیاد تبارها واقوام  پی ریزی شده اند وبجای منافع  مضار آنها افزون است  پرداخته می شود.

‫تشکل حزب های سیاسی به گونه طبیعی یا گیتایی آن در اغلب کشور های جهان بر بنیاد منطقه ها ، زبان ها  وتبار ها پی گذاری شده اند:

‫اندوخته ها وتجارب همزیستگاهی بشری بیانگر آنست که  نه تنها درافغانستان بلکه در اغلب کشور های جهان حزب های سیاسی بر بنیاد منطقه ، تبار ، زبان واندیشه پی نهاده شده اند واین به هیچروی نقص دموکراسی وعدالت اجتماعی نیست ، برای رسیدن به این مآمول چند نمونه آورده می شود:

‫نخست : در کشور های اروپایی:   کشور آلمان  که  نوع رژیم آن فدرالی هست عالیترین وپیشینه ترین کشور دموکراسی در جهان شمرده می شود ، فرایند حزب های سیاسی افزون از مسایل اندیشه وی ، که وجه متمایز حزب های سیاسی را می سازد حزب ها  بر بنیاد منطقه ، کلتور، زبان ومناسبات خونی نیز پی ریزی شده اند : در جمهوری فدرالی آلمان  نزدیک به ۲۳ حزب وسازمان سیاسی وجود دارد که عمده ترین آنها  ۱- حزب « اس – پی – دی » یا حزب سوسیال دموکرات آلمان بطورعنعنوی در شمال وبخش های غرب کشور طی سالیان متمادی اکثریت را به دست می آورد . ۲- حزب  « سی – دی – یو) یا حزب دموکرات مسیحی به گونه ی عنعنوی در بخش های جنوب ، مرکز وجنوب شرق رهبری سیاسی را به گونه ی متداوم در اختیار دارد. ۳-حزب (سومین حزب سیاسی «سی –اس –یو) یا اتحادیه  سوسیال های مسیحی  است  به گونه ی عنعنوی در آیالت بایرن وجنوب اکثریت را بدست دار. ۴- حزب چپ ها یا (دی لینکی) به گونه ی عنعنوی در آلمان شرق وقسمت های خاوری آلمان  زیاد ترین رای خود را بدست می اورد. این وضع نمایانگر آنست ؛ که حتا در پیشرفته ترین کشور دموکراسی جهان حزب ها در مناطق مختلف ایجاد شده اند و رای های خود را از آنجا ها می گیرند.

‫دوم : در کشور همسایه ما پاکستان: در این کشور نیز به گونه عنعنوی حزب های سیاسی بر بنیاد تبار ها ومنطقه ها پی ریزی شده اند  که در کل  هفت حزب عمده سیاسی در این کشور فعال هستند ،عمده ترین آنها؛ به گونه نمونه : حزب پیپلز پارتی پاکستان بطورعنعنوی در میان مردم سندی ها اکثریت را بدست می آورد ،حزب مسلم لیگ اسلامی نواز شریف به گونه ی عنعنوی از مناطق پنجاب اکثریت ارآی خود را  بدست می آورد ، حزب نیشنل عوامی پارتی که یک حزب تباری پشتونخواه است به گونه ای عنعنوی در مناطق خیبر اجنسی، ایالت پشتونخواه ودر یک بخش بلوچستان که پشتونها زنده گی می کنند ، آرآی خود را بدست می اورد. جنبش عدالت عمران خان که در سال ۱۹۹۶ پیگذاری شد عمدتآ در پنجاب به گونه ای عنعنوی رآی خود را بدست می آورد. جنبش متحد قومی که جایگاه فعالیت و رآی آن سند است واغلب سندی ها در ساختار آن متشکل می باشند. جمعیت العلمای  اسلام  که اغلب در میان پشتونها وبلوچها فعالیت می کند.  ومحاذ متحد دینی ، نیز که جایگاه فعالیتش  مناطق پشتون نشین ها وبلوچها می باشد. دیده می شود ، که نزدیک به همه حزب ها در پاکستان بر بنیاد تبار، منطقه و زبان فعالیت می نمایند چنانی که پیداست در این کشور هیچ پرابلمی در مورد حزب ها بر بنیاد تبارها ومناطق وجود ندارد. 

‫در کشور تازه به دموکراسی رسیده  تونس :

‫تونس از جمله نخستین کشور های اسلامی عربی است ، که در آن حزب های سیاسی بسیار نیرومند شهروندی وجود دارد و موجودیت اتحادیه های نیرومند صنفی به ویژه در مناطق اپاختری یا  شمالی ومرکزی عامل اساسی ایجاد دموکراسی در آنکشور می باشد.

‫ در این کشور نزدیک به هشت تشکل نیرومند سیاسی مانند :۱- : سازمان دموکرات های سوسیالیستی( ام دی اس) که عمدتآ در شمال ومرکز کشورهواخواه وهموندان دارد. ۲- :حزب واحد خلقی(پی یو پی) که اغلب هواخواه ها وهموندان آن  را ازتبار های دراجی می سازد ودر منطق های مرکزی وجنوبی تشکیلات گسترده دارد.۳- : حزب دموکراسی وپیشرفت ( پی دی پی ) که اغلب از مردم تونس خاوری  وعربهای ناسونالیست متشکل شده اند. ‫۴-: حزب آزادی اجتماعی (پی اس ال) ،۵-: اتحادیه دموکرات های واحد(یو دی یو ) ۶-: جنبش جدید(ام ای) ۷- :  ساختار یا سازمان دموکراسی برای کار وآزادی ( اف  دی  تی  ال) ۸- :حزب سبز پیشرفت ( پی فی پی)  که اغلب در مناطق باختری ، خاوری ، اپاختری و شمالی  پایگاه وجایگاه دارند .هواخواهان وهموندان آنها بر بنیاد مناطق وتبار ها  ایجاد شده اند  .افزون بر اینها در کشور تونس نزدیک به۱۱۲ حزب ، سازمان واتحادیه  سیاسی  که از میان ۸۲ سازمان یا حزب با اندیشه های دادخواهی وچپ وباقی همه سازمانهای میانه رو واسلامی هستند فعالیت می کنند.  تنها حزب های سوسیالیستی که در اغلب منطقه ها هموند دارند ، سایر حزب ها روی نهاد های منطقوی وتباری پی نهاده شده اند.

‫به همین سه نمونه بسنده می شود.

‫وایدون ساختار حزب ها وسازمانها در افغانستان:

‫در افغانستان تشکل حزب های سیاسی  پس از جنبش مشروطه خواهی در حقیقت از دهه ی چهل خورشیدی آغاز می شود ، ویش زلمیان ، حزب دموکراتیک خلق افغانستان ، شعله جاوید ، ستم ملی ، نهضت جوانان افغانستان ، گروه کار ، سازا ، سفزا ، افغان ملت ، وملی غورزنگ از سازمانهای بودند که طی دهه چهل وپنجاه خورشیدی بر بنیاد قانون اساسی سال ۱۳۴۴خورشیدی   فعال گریده بودند ، با آنکه محمد ظاهر شاه پادشاه آنزمان قانون احزاب را توشیح یا دستینه نکرد، مگر با آنهم این حزب ها یکی پی دیگری ایجاد گردیدند،

‫پس از کودتای سردار محمد داوود خان صرف یک حزب ملی غورزنگ خودش اجازه فعالیت یافت وبس .پس از حادثه ثور سال۱۳۵۷خورشیدی در آغازین تنها یک حزب دموکراتیک خلق افغانستان اجازه فعالیت داشت وبس مگر پس از جدی سال ۱۳۵۸ خورشیدی حزب های دیگری چه در داخل وجه در بیرون از کشور ایجاد گردیدند.

‫پس از حاکمیت طالبان نیز تنها حزب طالبان کرام اجازه ی فعالیت داشتند و بس پس از سقوط طالبان . وایجاد دولت عبوری قانون احزاب سیاسی تصویب شد واز آن زمان تا کنون   نزدیک به ۵۱ حزب سیاسی در داخل کشور ایجاد شده اند که عمده آنها قرار ذیل می باشند: ۱- حزب حرکت اسلامی افغانستان عمدتآ هزاره ها وشیعیه ها ۲- حزب جمعیت اسلامی افغانستان عمدتآ تاجک ها در شمال وغرب افغانستان ، ۳- جنبش ملی اسلامی افغانستان اغلب هموندان آن  را ازبک ها وترکمن ها تشکیل می دهند.۴- حزب اسلامی افغانستان که اغلب هموندان آن را پشتونها در مناطق مختلف کشور می سازند.۵- کنگره ملی افغانستان  اغلب هموندان آن را باشنده گان بدخشان ، تخار وبغلان  می سازند.۶-حزب مردم افغانستان ، یک حزب فرا ملیتی وفرا تباری می باشد وهموندان آن را اغلب اعضای حزب وطن می سازند. ۷-حزب متحد ملی افغانستان ، که نیز یک حزب فرا تباری وفرا قومی می باشد . ودیگر حزب ها که در داخل کشور فعالیت می نمایند.

‫ با آنکه در قانون اساسی افغانستان ودر قانون احزاب ایجاد حزب های سیاسی پذیرفته شده اند ، مگر با ارایه این مطلب که گویا ،  چون حزب های سیاسی بر بنیاد تباری وزبانی پی افگنده شده اند ،  از اینرو به منظور جلوگیری از تشنجات تباری وزبانی ، پارلمان و رییس جمهور بر بنیاد ساختار کاندیدتورایی حزب های سیاسی نی ، بلکه بر بنیاد کاندیتوری های مستقل  پیشکش می شوند. تمام پل های دموکراسی را ویران می کند. بادریغ این دیدگاه که از همان دوره نخست ریاست جمهوری جناب حامد کرزی تا اکنون عملی می شود ، موجب آن شده تا دموکراسی مانند اسپ گادی بدون اسپ در حرکت بیفتد. این مساله نه تنها دموکراسی را خدشه پذیر ساخته است ، بلکه عامل اساسی ، دموکراسی زدایی ، بی امنیتی ، پیشکشی کاندیدان بر بنیاد تبار ها و قوم ها ، منطقه  یی وزبانی  نیز شده است.

‫ایدون زمان آن فرارسیده است ، تا به خاطر تحقق دموکراسی  انتخابات با به دیده نگریستن  ارایه کاندید ها بر بنیاد حزب های سیاسی پیشکش شوند واز تعدد سردرگم  کاندیدان واز دموکراسی زدایی نیز جلوگیری  به عمل آورده شود.

‫ بدون شک وتردید، عامل اساسی رشوت ، فساد اداری ، بیروکراسی ، عقب مانده گی ودشواری های مالیاتی از همین  رعایت نکردن ، دموکراسی وجلوگیری از حزبی شدن انتخابات می باشد. با تغییر در سیستم موجود وتآمین انتخابات بر بنیاد حزب های سیاسی ، نه تنها ضوابط  بر روابط غلبه خواهد کرد ، انتخابات نیز در فضای باز وفراخ دموکراسی وعدالت اجتماعی  بر گزار خواهد شد.

‫ به امید روزی که درافغانستان دموکراسی واقعی بر بنیاد یک پارلمانتاریزم علمی وانتخابات از طریق حزب ها وسازمانهای سیاسی   به جلایش بنشیند.

‫شهر هامبورگ اول ماه فبروری سال ۲۰۱۴  

 

‫رویکرد ها

‫۱- محمدی نژاد  حسن ، احزاب سیاسی ، تهران  انتشارات امیر کبیر ، چاپ نخست ۱۳۵۵ رویه ۳۴۲

‫۲- همان کتاب وهمان رویه

3-Lapalambara ,The Orginis  and Development of Political  Parties  ,London 1969. P-6

‫ ۴- نقیب زاده احمد عملکرد ونقش احزاب سیاسی در جوامع امروزی ُ اطلاعات سیاسی ، اقتصادی . سال سوم شماره ۱۳۶۸ رویه ۱۱

5- Apter, David, Politics of Modernization , Univercity  of Chicago  Press,1965 ,P 1750

‫۶- روزنامه ارمان ملی سه شنبه سوم دلو، سال ۱۳۹۱

‫ ۷- نون نوشتن دولت ابادی محمود چاپ پیام ، سال ۱۳۷۸ 

 بامداد ـ دیدگاه ـ۱۴/۱ـ ۰۳۰۲

نتایج گفت و گوهای ژنیو۲قناعت بخش نبود

وزیر خارجه سوریه میگوید : ما یک بیانیه سیاسی ارایه دادیم که در آن برتمامیت ارضی و حاکمیت سوریه و آزاد سازی تمامی اراضی اشغال شده تاکید شده بود؛ ما از سوریه دموکرات صحبت کردیم که در آن به تنوع فکری احترام گذاشته می‌شود و مداخله مستقیم یا غیرمستقیم بیگانگان مردود باشد. اما متاسفانه طرف دیگر این طرح مقدماتی را نپذیرفت.

 

به گزارش از پایگاه خبری سوریه نیوز، ولید المعلم  وزیر خارجه سوریه در کنفرانس خبری گفت: بعد از یک هفته مذاکره در ژنیو نتایج ملموسی از این مذاکرات بدست نیامد و دلیل این امر در وهله نخست به عدم جدیت هیات مخالفان مربوط می‌شود. ما زمانی که به ژنیو آمدیم نسبت به هر مساله‌ای روی باز نشان داده و موافقت کردیم که در خصوص هر موضوعی بحث و مذاکره کنیم. اما به نظر میرسد که طرف دیگر به خوبی معاهده ژنیو ۱ را مطالعه نکرده و تنها در خصوص یک بند آن تمام برنامه‌ ریزی‌های خود را انجام داده بود.

وزیر خارجه سوریه خاطرنشان کرد: علت دومی که باعث شد مذاکرات به نتایج ملموسی نیانجامد دخالت‌های امریکا بود چرا که واشنگتن یک فضای پرتنشی را در خصوص ژنیو۲ ایجاد کرد

وی تصریح کرد: ما تلاش کردیم تا از طریق محکوم کردن تروریزم یک زمینه مشترکی را ایجاد کنیم. اما طرف مقابل این امر را نپذیرفت. ما همچنین یک بیانیه سیاسی ارایه دادیم که در آن برتمامیت ارضی سوریه و حاکمیت آن  و آزاد سازی تمامی اراضی اشغال شده در سوریه تاکید شده بود و ما از سوریه دموکرات صحبت کردیم که در آن به تنوع فکری احترام گذاشته می‌شود و مداخله مستقیم یا غیرمستقیم بیگانگان مردود باشد. اما متاسفانه طرف دیگر این طرح مقدماتی را نپذیرفت.

ولید المعلم گفت: بشار اسد، رییس جمهوری سوریه و دولت، تصم هایی را پیرامون مشارکت در دور بعدی مذاکرات اتخاذ خواهند کرد و باید از بزرگترین قشر مخالفان و جامعه مدنی در سوریه برای شرکت در مذاکرات دعوت شود تا این مذاکرات بهتر و سازنده‌ تر شود.

این مقام سوری تصریح کرد: بندهای معاهده ژنیو ۱ در سایه عدم حضور سوری‌ها تدوین شد و امریکایی‌ها و روسی‌ها اختلافاتی پیرامون تفسیر آن دارند. هر کس این معاهده را مطالعه کند در می‌یابد که در آن بر لزوم تحقق آرامش و ثبات در سوریه تاکید شده است تا راه در مقابل حل و فصل سیاسی بحران باز شود. اما متاسفانه نه امریکا و نه حامیانش فضای مثبتی را ایجاد نکردند که به پیشرفت مذاکرات یاری رساند.

وزیر خارجه سوریه خاطرنشان کرد: در معاهده ژنیو ۱ به کناره‌ گیری بشار اسد اشاره‌ای نشده است. هیچ کس نمی‌تواند به نیابت از مردم سوریه تعیین کند که مسوولان این کشورچه کسانی باشند و سرنوشت سوریه را مردم این کشور تعیین می‌کنند.

ولید المعلم در ادامه افزود: بیش از یک ساختار برای حکومت انتقالی وجود دارد و سوال ما این است که چه کسی نماینده مخالفان در دولت آتی خواهد بود؟

وی در مورد تصمیم واشنگتن برای مسلح کردن مخالفان سوریه گفت که ، امریکا تصمیم خود را برای حمایت مالی و تسلیحاتی از مخالفان اتخاذ کرد. حال آنکه آنها می‌دانند هیچ مخالف میانه ‌روی در سوریه وجود ندارد. بلکه تنها گروه‌های تروریستی تندور در سوریه هستند. و در باره اوضاع انسانی در حمص افزودکه : تلاش‌هایی برای خارج کردن غیرنظامیان از حمص صورت گرفت اما این تلاش‌ها شکست خورد. یکی از رهبران گروه‌های مسلح نیز می‌خواست به همراه غیرنظامیان از طریق ایجاد گذرگاه امن از حمص خارج شود. ما آماده خارج کردن غیرنظامیان از حمص هستیم و هر یک از افراد مسلح بخواهد که خود و سلاحش را تحویل نظام دهد حل و فصل شامل وی نیز می‌شود.

ولید المعلم گفت: قبل از آغاز مذاکرات با اخضر ابراهیمی فرستاده مشترک سازمان ملل و اتحادیه عرب به سوریه دیدار کردم و به وی گفتم که دشوار است به همراه گروهی که نماینده جریان کوچکی در سوریه هستند بتوان آینده سوریه را تعیین کرد چرا که مخالفان ملی نیز در داخل کشور وجود دارند اما از آنها برای شرکت در ژنیو دعوت نشده است و ما اصرار داریم که گسترده‌ترین قشر ممکن از سوی مردم ما در مذاکرات حضور داشته باشد و تمام تلاش خود را می‌کنیم تا این مذاکرات در سوریه برگزار شود چرا که مذاکرات سازنده در زیر آسمان وطن ما صورت می‌گیرد.

وی با بیان اینکه هیات دولت سوریه به کشور بازمی‌گردد تا جزییات ژنیو را به اطلاع مردم و مقامات سوریه برساند عنوان داشت که مردم سوریه از آگاهی برخوردار هستند و حمایت و پشتیبانی همه جانبه خود را از هیات اعزامی دولت اعلام کرده‌اند. بشار اسد نیز از گزارش ما در باره  رخدادها در ژنیو آگاه خواهد شد و ما به همراه اعضای دولت در این مورد بحث و مذاکره خواهیم کرد تا تصمیمی را به صورت دسته جمعی اتخاذ کنیم.

ولید المعلم در پاسخ به این سوال که آیا روسیه فشارهایی را بر سوریه در زمینه تشکیل دولت انتقالی اعمال می‌کند یا خیر گفت: مساله دولت انتقالی در معاهده ژنیو ۱ مطرح شد و این مساله بند هشتم این معاهده است نه بند یکم و ما هیچگاه  نگفته‌ایم که در مورد این بند صحبت نمی‌کنیم. ما کشوری هستیم که دارای قانون اساسی، رهبر و دولت است و به همین دلیل آماده بحث و مذاکره پیرامون این مساله هستیم. اما در وهله نخست باید برای ما ماهیت طرف دیگر مشخص شود و بدانیم که آیا طرف مقابل سوری است یا خیر. درمورد روسیه نیز باید بگویم هماهنگی میان سوریه و روسیه وجود دارد و دیدارهایی نیز پس از مذاکرات انجام شده اما به هیچ وجه اعمال فشاری از طرف روسیه بر هیات اعزامی دولت سوریه صورت نمی‌گیرد بلکه هماهنگی میان دو طرف وجود دارد و سوریه به نظر طرف دیگر احترام می‌گذارد اما نهایتاً تصمیم را خود سوری‌ها می‌گیرند.

وزیر امور خارجه سوریه در باره  پس گرفتن دعوت از ایران برای مشارکت در ژنیو ۲ یاد آور شد که: این اقدام اشتباه بسیار بزرگی بود چرا که آ‌نها با پس گرفتن دعوت خود به شکل عمدی تلاش کردند تا نقش مهم و کارآمد ایران در منطقه را نادیده بگیرند.

وی در باره ادعاهای ایتلاف مخالفان سوریه در مورد جنگ داخلی در این یاد آور شد که متاسفانه اخیراً دریافتیم که چه فاصله طولانی میان این ادعاها و آنچه که در سوریه رخ می‌دهد وجود دارد. طبیعی است که هر کس در هتل پنج ستاره و در خارج از کشور سکونت داشته باشد از واقعیت در کشورجدا خواهد بود. ما از آنها می‌خواهیم تا به حومه حلب یا حمص بیایند و ببینند در آنجا چه رخ می‌دهد.

وی  در ادامه افزود که دولت سوریه هیچگاه در کمک رسانی به سوری‌های نیازمند، تاخیر و تعلل نورزید چرا که ‌آنها شهروندان و برادران ما هستند. دولت سوریه طرحی به ارزش ۴۰ میلیارد لیره دارد و کمیته ‌ای برای امداد رسانی به این افراد تشکیل شده است و وزیر بهداشت نیز در خصوص واکسین فلج اطفال و تامین دوا  درهمکاری با سازمان یونیسف دست به فعالیت‌هایی می‌زنند.

وی در پاسخ به سوالی در مورد اینکه آیا ایتلاف مخالفان سوریه تعهداتی برای جلوگیری از ورود تروریست‌ها از ترکیه و عربستان به خاک سوریه داده‌ یا خیر؟ گفت که آنها می‌گویند که با افراد مسلح در حمص تماس گرفته‌اند اما ما غافلگیر شدیم زمانی که دیدیم که یکی از رهبران گروه‌های مسلح ایتلاف مخالفان را تهدید می‌کند و از آنها بیزاری می‌جوید به همین دلیل کلمه تعهد برای ایتلاف مخالفان بسیار بزرگ است.

در باره اسنادی که دولت سوریه پیرامون حمایت برخی از کشورهای عربی و منطقه‌ای از تروریست‌ها به سازمان ملل ارایه داده افزود: ما بیش از ۴۵۰ سند مستند به سازمان ملل ارایه دادیم و بشار الجعفری، نماینده سوریه در سازمان ملل نیز تقریبا به صورت روزانه نامه‌ای به شورای امنیت و دبیرکل سازمان ملل ارایه می‌دهد اما متاسفانه شورای امنیت همچنان شاهد سیاست‌های دوگانه است. ...ما نمی‌توانیم این سیاست‌های دوگانه را بپذیریم چرا که امریکا از عراق برای مقابله با گروه « دولت اسلامی عراق و شام » حمایت می‌کنند و ما از این مساله خرسند هستیم اما همین کشورها از فعالیت‌های « جبهه النصره » در سوریه برای کشتن سوری‌های بی‌گناه حمایت می‌کنند.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که دلیل عدم موافقت هیات مخالفان با بیانیه‌ دمشق در خصوص محکوم کردن تروریسم عدم محکومیت حزب‌الله لبنان بوده تصریح کرد: در این بیانیه که برای محکوم کردن تروریسم صورت گرفت هیچ اسامی وجود ندارد. ما تروریسم را مطلقا محکوم می‌کنیم. اما حزب‌الله گروهی از جوانان مقاوم است که از کشور خودشان دفاع می‌کنند. ما شاهد حملات تروریستی در ضاحیه جنوبی بیروت بودیم که از سوی تروریست‌های سوریه به لبنان صورت گرفت و به همین دلیل ادعاهای هیات ایتلاف مخالفان سوریه عذر بدتراز گناهست.

  بامداد ـ دیدگاه ـ۱۴/۱ـ ۰۲۰۲

نقش شفافیت  در اعتماد سازی نهاد های مدنی و سیاسی   

نوشته : علی رستمی

نهاد های مدنی وسیاسی  جزو ارکانهای اصلی در فراشد تکامل و رشد جامعه درعرصه های تامین  وتحقق حقوق شهروندی واجتماعی میباشند. اگر در روند عملی شدن اهداف وخواستهای این نهادها حساسیت پاک برخاسته از صداقت ، وفاداری باشد.« شفافیت »  عمل میان اعضای جامعه وحلقات وسازمانهای اجتماعی وسیاسی  بازتاب  کرده وزمینه ساز اعتمادسازی میان هموندان وهمسوگرایان وسایر اعضای جامعه میشود.

شفافیت: فلسفه وجودی وهدف اعلام شده یا اعلام نشده ای سازمانهای غیر دولتی ، و شفاف سازی جامعه است.(۱)

واژه.« شفافیت » [ ترانس پارنس ویا ترانس پاریتس] از ترکیب دوکلمه لاتین یعنی :ترانس وپاریر، تشکیل شده است که « ترانس » بمعنی میان،ازمیان واز،و« پاریر» بمعنای درخشیدن، تابیدن ونشان دادن است ودرکل.« شفافیت » دراصل به معنی  « خودرا نشان دادن»است.

شفافیت را نمی توان مفهومی مطلق ویا ایستا فکر کرد ،بلکه نسبی بوده براساس همین موضوع به گونه ای در جوامع بشری مربوط میشود. در جوامع بشری بنابر اختلافات منافع افرادوگروهای اجتماعی  متداومأ مقاومت وجود داردوهمین مقاومت است که درجه ای شفافیت انها را تعین می کند .

بر بنیاد انچه گفته امدیم شفافیت درعرصه های سیاسی اقتصادی واجتماعی از الویتهای مبرم  سازمانها ونهادهای مدنی وسیاسی میباشد. یکی از رویکردهای شفاف بودن در عرصه های گوناگون ، اطلاع رسانی است؛ اطلاع رسانی زمینه ساز دسترسی مردم به مسایل عمده واساسی اجتماعی است؛ اگاهی شهروندان از چگونکی  رویکردهای سازمانهای مدنی ،سبب اعتماد سازی  میان مردم و رهبران نهادهای مدنی وسیاسی میگردد،اعتماد یکی از جمله ارزشهای عمده درمناسبات انسانی بوده که باعث تقویت ارزشها میشود.

همچنان اعتماد اصل زرین وبنیاد زندگی اقتصادی، سیاسی واجتماعی  جوامع بشری را تشکیل میدهد. بدون اعتماد هیچگونه مناسبات انسانی نمی تواند که دوامدار وپایدار باقی بماند. عدم اعتماد باعث بحران وجدایی وازبین بردن  روند پیکار رزمی برای خوشبختی انسانهای جامعه وفاصله میان اقشار مختلفی اجتماع واز سوی دیگر  باعث تشت فکری وجدایی وپراگنده کی تشکیلاتی نهاد های سیاسی ومدنی خواهد گردید.

طوریکه در مناسبا ت جوامع مختلف درجماعتها وطایفهای قومی واتنیکی اعتمادمیان: شاگرد ومعلم، رعایا به خان وملک، جمعتهای دینی  به پاپ یا کشیش ها یا خلیفه ها یا روحانیون ، فرزندان به والدین ورهبران واعضای صفوف احزاب سیاسی وغیره وجود داشته است. اعتماد یک امر ذهنی است افراد وگروها بخواهند ویا نخواهند به گونه های استوار است. با فروپاشی جهان کهنه سنتی وارزشهای نوین عقلانی اعتمادهای موروثی دچار متلاشی شده وپدیده اعتماد از یک هنجاریک جانبه به امرمتقابل اجتماعی تبدیل گردید. علمای جامعه شناسی درمورد اعتماد وعدم اعتماد چنین گفته اند: «  هنگامی که یک طرف به مسوولیتهای وتعهد خود عمل نکند. به زبان ساده تر، هنگامی که یک فرد یا یک نهادسیاسی، اجتماعی یا اقتصادی دروغ بگوید. انسان ها به طور کلی بین خطاء یعنی اطلاعات اشتباه که سهوأعرضه میشود ودروغ تفاوت قایل هستند و خطاها، معمولأبخشیده میشود ولی دروغ بخشیده نمی شود. علت این واکنش هم طبیعی است، زیرا درخطا سهل انگاری ولی در دروغ، تعمد نهفته است. دراین جاست که بحران ، پدید میاید. شاید بتوان گفت که همه ای بحرانها ، بحران این اعتماداند.»(۲)

 اصل اعتماد سازی بر دوحوزه استوار است ،یکی فردی ودیگری اجتماعی ؛ در حوزه فردی ارتباط انسانها تنها به مرز خرد وعقل محدود نمی شود بلکه حوزه های عاطفی واحساسی را نیز در برمیگرد ، در حوزه اجتماعی ،روابط عقلانی براصل استدلال و گفتمان ازاداست .

چنانچه امروز ما شاهد بی اعتمادی میان مردم واسکان رهبری دولت در جمهوری اسلامی افغانستان میباشیم که نسبت عدم امضای پیمان امنیتی میان امریکا و دولت افغانستان ناهنجار های شدیدی بی اعتمادی  وبحران عمیق را سبب شده  است. عدم  امضای این پیمان باعث شده تا اگاهان سیاسی ونخبه گان ومردم عادی کشور نظریات خودر را پیرامون ان ابراز دارند. دراین نظر خواهی اکثریت مردم کشور تأکید بر امضای ان داشته و اسرار دارند که پیمان  در ثبات سیاسی کشور دراینده تاثیر گذاربوده وجلواقدامات تروریستی را در کشور که ازطریق سازمانهای استخباراتی منطقه سازماندهی میشود،میکرد،گرچه این نظریات عمددأتاکنون از طریق تلویزیونها ورادیوهای خصوصی پخش میشود ،مکر بانهم سبب  خشم رهبری دولت را بوجود اورده است. دولت برای جلوگیر ی ازاشکار شدن، اختلاف میان مردم ودولت به ارگانهای قضایی فرمان داده است که تا انعده رسانه های فرهنگی که ، اگاهانه ویا غیر اگاهانه در جهت پخش وتکثیر تبلیغات  خلاف رویکرد سیاسی ،اقدام مینمایند ،ممانعت نموده وعاملین انرا مورد پیکرد واستنطاق  قرار دهند. این عملکرد خلاف روحیه وارزشهای دموکراسی ونهادهای جامعه مدنی در جهان بوده که  صدمه بزرگی را بر« دموکراسی وارداتی ونیم بندجهان غرب» که در کشورما  در نطفه قرار دارد ،وارد خواهد کرد. کارل مارکس  میگفت که:«  درجامعه ای استوار به فردگرایی مالکانه گرایش به سوی برابری اجتماعی ناگزیر درنخستین مراحل به معنای گسترش ازادی ها نخواهدبود .»(۳)

این کنش دولت یکبار دیگرعدم حقانیت ،صداقت وشفافیت رهبری دولتی در قبال سرنوشت زحمتکشان کشور را وانمود میسازد. در کشوری که  مناسبات سیاسی،اقتصادی واجتماعی مطابق قانونمدی های جامعه ، در بستر تاریخ رشد نکرده باشد دستاوردهای ان شکننده وتاثیر پذیراز حوادث زمانی  خواهدبود. اگر نظربه گفته "آبراهام لینکلن" : دموکراسی یعنی جکومت مردم بالای مردم وبرای مردم است"در افغانستان جود داشته باشد هیچ نو ع چالشهای حل ناشدنی باقی نمی ماند اگرباقی  بماندبه زودترین فرضت،برمبنای  فیصله و تصمیم گیری اکثریت  اعضای جامعه انرا حل مینماید. همچنان جان استوارت میل دانشمند انگلیسی قرن نزدهم  عقیده براینست:« یک دموکراسی بخردانه ان نیست که مردم در ان خود حکومت کنند، بل باید به انان تضمین وجود حکومتی خوب هم داده شود. » (۴)

 متاسفانه درکشور ما همچو تضمین وجود نداشته تنهاسکان رهبری دولت براصل اقتدارگرایی با پشتوانه «  زَر و زور» تحت نام دموکراسی وارداتی تشکیل شده است.  عدم رشد وتکامل مناسبات تولیدی جامعه مدرن برمبنای قانونمدی تاریخی درکشوردال براین است که نیروهای اقتدا رگرا،عمال خویشرا به اشکال مختلف از طریق عرف وعادات سنتی جامعه کهنه تأمین واز ان به نفع  خود استفاده می نمایند .

انتخاب حاکم در راس حکومت توسط شهروندان نمایانگر اراده وخواست انها برای اجرای ارزوهای ارمانشهری خود دروجود حاکمین بوده که در شکل و نوع حکومت دموکراتیک که یکی از اصلهای دوران  جامعه مدرن است ، بازتاب میابد.

 صداقت براساس شفافیت  در امور بنیادی زمینه هموندی وهمسویی وحدت نظرو عمل را رشد وتسریع نموده و چالشهای پیچیده وبغرنج که در فراشد اعتماد سازی بمیان میاید  انرا حل مینماید. شفافیت درامر اطلاع رسانی واجرات وتصامیم گیری قبلی واینده در خطوط اهداف دور ونزدیک چه بشکل ابزاری و چه هدفمند در نهادهای سیاسی واجتماعی ازجمله دولتها واحزاب سیاسی باهموندان ورعیتها میتواند که عمله اعتماد سازی را رشد داده وحدت وهماهنگی را بوجود بیاورد. ودر غیر ان فضای بی اعتمادی ،ناهنجاری ها ،چالشها وگریز ازهمکاری های رفقانه تشتت فکری واداری وتشکیلاتی را در یک نظام هدفمند مدنی وسیاسی کار ساز خواهد گردید.  شفافیت باعث جلوگیری بحران فکری وسازمانی و رشد وتکامل بیروکراسی  در نهادهای مدنی وسیاسی میشود.

منابع:

(۱ و۲ ) شکل گیری جامعه مدنی درتیوری وعمل اثر: ب. بی نیاز(داریوش)

(۳ و۴ ) مارکس وسیاست مدرن: اثراز بابک احمدی


 بامدادـ دیدگاه ـ۱۴/۲ـ ۲۹۰۱

 

نفرین به کسانیکه گلوی ترا میفشارند!

 

مـاریا دارو

 

 با اظهارسپاس وحمایت از فراخوان آقای سلیمان کبیرنوری زیرعنوان« زنان، مادران و دختران وطنم، به پا خیزید! »

 

خطاب  به زنان افتخار آفرین  کشور!

 

هرگاه  تو نبودی جهانی هستی وجود نداشت…این تویی که  تسلسل بشریت را بوجود آوردی و این  تویی که از شیره  وجودت از خون رگهایت طفلی را تغذیه  و بدنیا میآوری  و او را بارور میسازی  و آن نهالی پروده  دامان  توست که علیه  آزادی ها و حقوق حقه تو دستور خفه شدنت را صادر مینماید.

آری ای  زن !

ای زیبایی جهان؛  و ای  درخشش  صفا و محبت ! بتو میگویم  که  حق  گرفته میشود. اگر  قامتت را راست  نسازی،  و برای  گرفتن حقوقت مبارزه  نکنی، دلیل بی تفاوتی ها برانست  که طرف ستمگران را انتخاب  نموده ای.

 آیا میدانی چه  کسانی  برستم و اذیت  تو حکمران  است؟

   همان کوردلان که  نه سویه  ونه سواد دارند و نه از قوانین  حقوقی و مدنی  جامعه آگاهی  . مگر بنابر جبر زمان  بالایت  حکم میرانند.

 صبر و حوصله مندی  و عاطفه  شما باعث بسته شدن بال های تان میگردد. بیا و به  پرواز  آ ! 

 سرزمین ما دارای  تاریخ  پر افتخار زنان بوده و میباشد. در همه عرصه های  زندگی  زنان  تکمیل  کننده  مردان  بوده اند. هرگاه  زن نبود عقل  خام  چطور پخته  میشد ؟... بلی  همین  زنان  اند که بخاطر ترحم  و لطافت  قلب  شان از خود گذری  مینماید که  کور دلان مغز بسته آنها را  به  متاع  ترجیع  میدهند.

 زنان کشور مان طی  چندین  دهه  جنگ،  بزرگترین  آسیب را دیده  و در کنار مردان  آتش  جنگ تحمیلی  را حس و لمس  کرده اند  و بیشترین  غم  ومصیبت  را با از دست  دادن جگر گوشه ها و پدران و شوهران  وهمه و همه ایشان  متحمل گردیده  اند.       

نظر به  شرایط  فعلی  جهان  که  افغانستان  تمثیل و تمرین  دموکراسی را در زیرچترحمایت  قوای بین المللی  مینماید، اما هنوزهم نتواسته است که حقوق  حقه  زنان سراسر کشور را اعاده  نماید.

قانون منع  خشونت  در تمام  کشورهای  جهانی  شدیداٌ از حمایت  و پیشتبانی  مردم  برخوردار است.  اما در کشور ما با آنکه  ازطرف دولت  توشیح  گردیده  است، اما عملی و نهادینه  نمیگردد. زیرا یک عده  کوردلان متعصب  و زن  ستیز بر ضد ارزشها و  خلاقیت  معیارهای  قبول  شده  انسانی  عمل  مینمایند.

  هرگاه  بازیگر زنده گی  خویش  نباشید، بازیچه  دیگران  خواهید شد. پس بهتر است که  بازیگر زنده گی خویش باشیم و بخاطر حفظ  کرامت انسانی و بخاطر احترام  بمقام  والای انسان  و بخاطر اعاده حیثیت مقام  زن  به  پا خیزیم و نگذاریم تا سرنوشت  زنان وطن ما دست خوش بازیگران زن ستیزمتحجر قرون میانه گردد. نگذاریم  تا بیشتر صدیقه ها و آمنه  ها  و ملالی ها، صفیه ها، شکیبا ها و ناهید ها جان های شیرین  شان را از دست بدهند.

 این  دولت  بی ماهیت و دست  نشانده  حدود پنجاه  کشور که به  دهل هرکشور تمام  کابینه آن میرقصد و روی  کدام صلاحیت به سرنوشت میلونها زن آن سرزمین  بازی  میکنند.

 زنان با شهامت  کشور !  شما  قوی تر از آن اید که  تصور میکنید. اگر تو، من  شوی  ومن  تو شوم  همه  گی  ما میشویم ...ما اگر دست  همبسته گی  باهم  بدهیم  زنجیر اسارت را کسی  بدستان ما بسته  نمیتواند.... این  حقیقت  تلخ را باید گفت  که  قانون  اساسی  را این  کوردلان  به  مسخره  گرفته اند و جز درج  جملات زیبا بنام  حقوق زن در مواد قانون  ویا تجلیل های تجملی و مسخره و اهدای چادر بنام تحفه از طرف  رییس جمهور کشور درد من و درد تو  و درد  مارا  دوا کرده  نمیتواند.

  پس به پا خیزید وبا مشت  کوبنده  به دهان  کوردلان  متعصب  بکوبیم و خونهای نخشکیده  شهیدان گلگون کفن راه آزادی  و دموکراسی را به  فراموشی نه  گذاریم.

 کور دلان  زن  ستیز به زخم های  مادران  داغدیده  وطن  نمک پاشی  مینمایند . برماست که صدای  خویش  را هرچه رسا تر بگوش  جنایت  کار برسانیم!

چنانچه  شاعر با احساس  وطن ما نذیر ظفر میگوید:

دراین  میهن  جفا را تازه  کردند        غم  و درد و بلا را تازه  کردند

بریدند و شکستند و ربودند              جفای  نا روا را تازه  کردند

به چشمان یتیمان  پریشان              سرشک  دیده هارا  تازه  کردند

گذشتند از پکول  و از قدیفه             به مود نو  قـــبا را تازه کردند

به فکر قصر  وشیادی  فتادند           در هرکوچه بنا را تازه  کردند

نخواندن مکتب و کرسی گرفتند         به هرمنصب  خطا را تازه  کردند

به  قتل یکدیگر خنجر  کشیدند           تمام عقـده  هارا تازه  کردند 

این  شعر قیافه  تمام کابینه  حامد کرزی  را به نمایش گذاشته  است و پس  برمن  تو و بر آن مادر عذا دار، به آن  بیوه یتیم دار ، به  آن  زن جوانی که بخاطر کسب علم و دانش  برویش  تیزاب  پاشیده  میشود و به آن  جوانانیکه  حق  انتخاب  شریک  زنده گی ی ایشان را ملا بدست  دارد و  امر حتمی  است  که بخاطر اعاده  حیثیت  و وقار زنان  و بخاطر جلوگیری از حق  تلفی ها قدعلم نماییم.

 همانطوریکه  زنجیر تسلسل  بشریت را از شیره  وجود خویش  بوجود آورده ایم. باخون خو یش بخاطر دفاع  از حقوق  حقه خویش  چون  زنجیر باهم  پیوست شویم  ونگذاریم  که زنجیر همبسته گی و یکصدایی ما از هم بپاشد و زن  ستیزان  سوگند خورده  اهداف  شوم  شان را  هویت  قانونی  ببخشند و دست  و پای  مان را بسته  و زنجیر پیچ  سازند.

خواهران هموطنم!

 بیایید از شعار های کلیشه یی و از تجلیل های  نمایشی  روز مادر و هشت مارچ و محو خشونت زنان  که هیچگونه جنبه عملی  ندارد، انرا درعمل  پیاده  و در کارزار زنده گی خویش  تحقق  بخشیم. این  دیوهای  آدم  نما را به  زباله دان تاریخ  بسپاریم. دیگر منتظرآن نباشیم که بنام زن رنجور و زن  قفس  نشین،  زن  بی چاره  ومظلوم  درج  اخبار و زبان زد رسانه های  جمعی  باشیم ، چرا  زنان  حماسه آفرین  قرن بیست ویک  جهان  نباشیم. تا از کارهای انقلابی ما جرقه ها از ندای جمعی ما صدای همبسته گی  بر خیزد و تا باشد که زن ستیزان رابسوزاند و آن های  که  ترا آتش  زده  و تیزاب  پاشیده  و ضد انسانیت  اعمال  خشونت  شان را عملی  کرده  اند با صفیر گلوله های  وحدت و همبسته گی نابود سازیم.

 آنانیکه بیچاره تراند و مارا مظلوم و رنجور و بیچاره  میخوانند ... ما بیچاره  نیستم که  فریب حرفها و شعارهای  میان  تهی را بخوریم.سرشک از رویم  پاک کردن چه سود - علاجی  کن  که از دیده  خون  نیاید.

زنان غیور و افتخار آفرین!

 شما خود سرشک را از روی  تان  پاک  کنید. این  شما اید که  نیم  نفوس جامعه را تشکیل  میدهید و نیم  دیگر را به دامان  تان تربیت  میدارید . پس  چرا انتظار دارید که  این  دشمنان  کینه توز بخاطر تصاحب  قدرت  با استفاده از نام  خدا و دین  مقدس  و سرانجام از نام جهاد وطن را به زندان و مرگ  تدریجی  مبدل ساختند و مادران ، خواهران و همسران  را بنام  مظلوم  و ضعیفه و سیاه سر و بیچاره،  پر و بال  بسته  اند و میخواهند تطبیق  اعمال  وحشیانه  و آدم کشی و سنگسار را قانونیت  بخشند.

 بیدار شوید و با شهامت و هم صدایی مشت کوبنده به دهان این  گروه بی  نام ونشانیکه  ملت  ما را به گروگان  گرفته  اند حواله  نمایید!

 بامداد ـ دیدگاه ـ۱۴/۱ـ ۰۱۰۲

 

 

جنگی که امریکا قادر به خاتمه آن نیست



برگزارنده: ح. خلیلی

افغانستان سال ۲۰۱۴ شاهد اتفاقات زیادی خواهد بود. نیروهای امریکایی قصد دارند تا پایان سال از این کشور خارج شوند، اما هیچ نشانه‌ای از صلح پایدار در این کشور به چشم نمی‌خورد. شاید هنری کیسینجر راست می‌گفت.

او چهار سال پیش گفته بود: امریکا هم اکنون نمی تواند از افغانستان خارج شود، اما نمی تواند برای همیشه بر راهکار عدم عقب نشینی از این کشور نیزتکیه کند.به عقیده او، مهمترین موضوع در افغانستان چگونگی انجام جنگ نبود، بلکه چگونگی پایان این جنگ است که اهمیت بیشتری دارد.

کیسینجر واقعیت و ماهیت افغانستان را بخوبی درک کرده بود. از دیدگاه او، هر برنامه ای برای خروج و عقب نشینی از افغانستان باید بر مبنای این واقعیت تاریخی باشد که قدرت دولت این کشور تنها محدود به کابل و حومه آن است و دیگر بخش های کشور توسط جنگ سالاران و افراد بانفوذی اداره می شود که براساس قومیت با یکدیگر در ارتباط هستند. همین واقعیت ها و خصوصیات باعث شده این کشور به ندرت دولت مرکزی و قدرتمند داشته باشد.

راهکار قدیمی امریکا در مقابله با شبه نظامی گری به منظور ایجاد دولتی مرکزی درافغانستان و افزایش اختیارات آن در سراسر کشور، همان موضوعی بود که کیسینجر به آن اشاره کرد. راهکاری که او بخوبی می دانست درافغانستان عملی نخواهد بود، زیرا افغانستان کشور بزرگیست، تنوع قومی گسترده ای دارد و مردم نیز به میزان بسیار زیادی مسلح هستند.

انتظار از حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان برای ایجاد دولت مرکزی و مدرن در مدت زمانی محدود، تا حدود زیادی غیرمنطقی بوده است. با توجه به این که ساختار این جامعه براساس سنت های قبیله وی و قرابت های شخصی شکل گرفته است، چنین تقاضایی از او درعرض تنها چند ماه یا چند سال در واقع فراتر از حد توانایی های اوست. از سوی دیگر آن طور که به نظر می رسد واشنگتن راهکار سیاسی و صلح آمیزی برای پایان این جنگ در اختیار ندارد. جنگی که حال مشخص شده از ابتدا اقدامی اشتباه بوده است.

این جنگ گرچه طالبان را از قدرت به زیرکشید، اما هرگز موفق به شکست دادن آنها نشد. نیروهای امریکایی پس از ۱۲ سال در بن بستی گیر کرده اند که اجازه نمی دهد به صورت کامل از افغانستان خارج شوند.

آن طور که اعلام شده، تعداد مشخصی از نیروهای امریکایی به عنوان نیروهای آموزش دهنده در این کشور باقی خواهند ماند. آنان که با تاریخ افغانستان آشنا هستند، می دانند که حضور نیروهای خارجی در خاک این کشور چه معنایی دارد.

تاکنون هیچ اشغال نظامی در افغانستان برای مدتی نامحدود، به نتیجه نرسیده است. حضور امریکا در این شرایط تنها باعث پیچیده ترشدن وضع افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ می شود. حضور این نیروها به جای آن که مانع سقوط دولت و جنگ داخلی شود، انگیزه ای برای نیروهای طالبان به منظور ادامه مبارزه ایجاد می کند.

طرح ولایت الانباردرعراق به هیچ وجه درافغانستان عملی نیست. هر راهکاری برای مقابله با طالبان که باعث درگیری بیشتر افغان ها شود، در واقع فرآیند صلح را کاملا از بین برده و این کشور را وارد جنگ داخلی تمام عیار می کند. این اشتباهی خطرناک است که منافع افغانستان و پاکستان را به خطر می اندازد. مردم این دو کشور مدت هاست از درگیری های افغانستان رنج می برند و حال به دنبال صلح هستند. آنها بخوبی می دانند که صلح بادوام در افغانستان تنها از راه آشتی میان تمام قوم های افغان به دست می آید. این موضوع نیز مهم است که فرآیند صلح باید واقعیت جمعیتی و قومی افغانستان را مدنظر داشته باشد؛ این به این معناست که دولت افغانستان، گروه های مختلف و بخصوص طالبان باید در این فرآیند حضور داشته باشند.

در میان کشورهای خارجی، امریکا به عنوان قدرت اشغالگرو پاکستان به عنوان یک همسایه نیرومند اهمیت فراوانی دارند. اهمیت دیگر پاکستان از این جهت است که این کشور چند سال است به عنوان مکان امن پناهجویان افغان شناخته می شود و می تواند در فرآیند صلح و ثبات در افغانستان پس از سال ۲۰۱۴، نقش کلیدی را ایفا کند. ادامه درگیری ها می تواند خسارت ها و صدمات فراوانی برای پاکستان نیز به وجود آورد. بنابراین، کاملا به نفع پاکستان است که افغانستان باثبات و آرام در همسایه گی اش وجود داشته باشد؛ البته باید به این موضوع هم اشاره کرد که پاکستان تنها می تواند گروه های سیاسی را تشویق به مذاکره کند و نمی تواند نتیجه نهایی آن را رقم بزند.

در حقیقت این خود افغان ها هستند که در مورد موضوعات داخلی تصمیم نهایی را می گیرند. دولت افغانستان باید در عملکرد خود بازنگری کرده، فساد اداری را کاهش دهد و با برقراری نظم و قانون، حمایت مردم را به دست آورد.فرآیند این آشتی و صلح باید در فضایی از اعتماد و اطمینان متقابل انجام شود. تحقق این موضوع در صورتی تضمین می شود که کل این فرآیند تحت نظارت سازمان ملل و با کمک کشورهای اثرگذار و همسایه انجام شود.

همزمان با تلاش های دولت برای پیشبرد این فرآیند، سازمان ملل باید کشورهای همسایه را دراین جریان وارد کرده تا با ایجاد امنیت منطقه ای و همکاری اقتصادی، شرایط را پس از صلح آماده کنند. جامعه بین الملل باید اقداماتی انجام دهد که طی دوره انتقالی، توانمندی نیروهای نظامی در مقابله با شبه نظامی گری تقویت شود.

توافق صلح باید شامل تضمین های بین المللی برمبنای منشور سازمان ملل باشد تا استقلال، تمامیت ارضی و یکپارچه گی افغانستان تامین شود. این توافق همچنین باید شرایطی را فراهم کند تا کشورهای همسایه و منطقه ای از یک سوهمکاری مشترکی با افغانستان داشته و از سوی دیگر درامور داخلی این کشور دخالت نکنند. در کنار تمام این موارد نباید فراموش کرد که تاکید بر توسعه اقتصادی و اجتماعی دو عامل مهم در ثبات افغانستان به حساب می آید.

 (اکسپرس تریبیون )

 بامدادـ دیدگاه ـ۱۴/۱ـ ۲۵۰۱