به بهانه ای هشتم مارچ روز جهانی زن

سال ۲۰۱۳ ترسایی

 

نسرین مفید

 

نمی دانم؟ شاید من آوردگاه  وبزنگاه  پارینه نگاران یا تاریخ نگاران شده باشم ، یا شاید ، دستان پتیاره یی اهریمن،« گاه» مرا از اریکه پاسداری ام به پردگاه کشانیده است ، من نمی دانم کی هستم؟ ونمی دانم چی هستم؟

به یاد دارم ، هنگامی همبودگاه انسانی پدیدار می شد ، این من بودم  که با بانوسالاری و زنسالاری ، نیک را از بد وبد را از نیک جدا می کردم ، آنگاه من بودم ، که به گوش مردها ( آه للو) می خواندم واین من بودم ، که می خاستم ومی گفتم و ودستور می دادم ،می ساختم ومی سوختاندم ، اما نمی دانم ، چرا با برده سازی وبرده داری مرا از پایگاه وجایگاهم  به دور افگندند، در این خُته، دراین آریانای کهن ، این من بودم که نخستین سروده ها را به نام  ریگویدا سرودم ، اری ! من بودم که به نام ،« بانو شاهدخت بیگم گوشا »، ریگویدا را آذین بخشیدم ، این من بودم که سروده هایم زیر نام« بانو لوپا مودرا» ، به نام « بانو اپالا» به نام بانو«اندایی» به نام بانو«ساسی» بانو« سارا پرانچی»  وبه نام «ویشوآرارا» نخستین سروده های ریگویدا را رقم زدم . آری ! این من بودم، که نخستین برگه های زرین آندیشیدن را به دستان خود ساختم  وپرداختم. آری! من نخستین نویسنده وارایشگر گهنامه ها هستم.

هنگامی که زردشت سپنتما دین بهی را به من پیشکش کرد این من بودم ، به او باور کردم ونخستین یاوروباورمند او شدم، این من بودم که گشتاسپ را به دین بهی آوردم  واین دین را در کوی وبرزن کشانیدم ، وبه دوش خردمندان تا دورترین بخش جهان رسانیدم .

اری ! این من بودم که با نام «میترا» به خدایی نشستم ،وفرمانم از بام پارینه ها تا شام پارینه ها  اجرا می شد. اری این من بودم که با فرمانم « فرادگاه» مزدک را ساز وسرود بخشیدم . این من بودم که سیاووش را سرگردان گهنامه ها ساختم واین او بود که خونش را در راه رسیدن به من ریختاند .

آری ! این من بودم ، زیر نام« کتایون» مادر اسفندیار ، اشک ریختم ، این من بودم به نام«رودابه» درخت استوره ای چون رستم را شاخ وبرگ دادم  و او با زور و شیره ای جان من جهان پهلوان شد .

  این من بودم که مرگ سهراب را با دیده های باز دیدم ،آری تهمینه زنی که ، توانست تا  اسطوره ها را شکیبایی وپایداری بدهد، من مرگ هزار ها فرزندم را دیده ام ، شیون  ومویه ریختم ، مگر کسی به داد من نرسید.

منم ، من، فرنگیس وارسته از گرایش جاه وجلال ، زنی از خود گذر و وفادار ، آری این فرنگیس من بودم ،

من گاهی رابعه  دختر کعب شده ام ، که برادر نامردم مرا به خاطر عشق ودوستی در گرمابه داغ وگرم سوختاند، او نمی دانست ، که من نماد عشقم ، وعشق نماد انسانیت، بدون عشق نمیتوان زنده گی کرد ، اگر می شد ، چرا زاری های جامی با این خروش می درخشد :

سرچشمه ای عشق شد سرشتم ،

جز عشق مباد سرنوشتم

یارب به خدایی خدایت

وانگه به کمال پادشاهیت

از چشمه ای عشق ده مرا نور

واین سرمه زچشم من مکن دور.

این من بودم که در وجود مولانا عشق را پدیدار ساختم

اونیز نی نامه اش را با عشق آغازید.

من گاهی مهستی گنجوی شده ام ، سروده سرای نگارگری ، که با اندیشه های نفیس وتخیل های پیراسته ، تار های ظریف روان انسان را بنوا در آورد  وهستی خویش را با پایداری ، کم مانند ، وروان سر شار از عشق ودوستی مهرورزی وبزرگمنشی در راه رهایی زن ، که دوست داشتن وشایسته زنده گی کردن است ، به یادگار گذاشت.

کسی نمیداند ویا اگر می داند ، خود را در کوچه ای حسن چپ می زند ، که من ستاره ام ، مادر ابوعلی سینا ، بلخی دانشمند ماندگار همه سده ها  وزمانه ها که فرزندی چون بوعلی را در دامن پُر مهرخود بزرگ منشی ودانشمندی آموختم،

گاهی من گوهر خاتون شده ام زنی که نخستین الفبای عشق را از دامن خود به مولاناجلال الدین محمد بلخی آموختاند ،

کسی نمی داند ، که همین من ، دیوان مولانا را ماندگار ساخت ، آری من فاطمه خاتون، عروس مولانا  که در رسانش آثار گرانبهای مولانا به نوه ام آثار آن را به گیتی ماندگار ساختم.

گاهی من مادری صبور شده ام که مرگ پسر خود حسنک را دیدم وآه از جیگر نکشیدم : این ندای من تا هنوز در دهلیز پارینه های جهان پژواک دارد: این سخن من است :

«بزرگا مرد! که این (حسنک) پسرم بود ، که پادشاهی چون محمود (سلطان محمد غزنوی) این جهان بدو داد  وپادشاهی چون مسعود(سلطان مسعود غزنوی) آن جهان...»

گاهی من حاذقه ومحجوبه هروی شده ام ، گاهی پژواک سروده هایم از گلوی مخفی بدخشی ،عایشه درانی ، مستوره غوری ، نازو انا ، وملالی  در دهلیز تاریخ بشری پژواک افگنده است ، این منم که به خاطر حقم با پیکار دلیرانه با قلم وسروده هایم با بی خردان جنگیده ام ،

این من بودم ،که به نام علیا جناب ،  کشورم را با برگردانی کتاب(الفاروق) نعمان شنبلی  با جهان نوین آشنا ساختم ، این من بودم که در وجود امیر حبیب الله خان جرقه های نخستین آثار تمدن نوین را در کشورم رونما ساختم.همین من بودم که امیر حبیب الله زنباره را وادار ساختم تا برای نخستین بار فرمان « لغو محرومیت زنان ودختران را از ارث ومنع ازدواج اجباری  زن بیوه با اقوام شوهر فوت شده اش  ورعایت قانون حد نصاب مذهبی برای داشتن همسر که چهار زن بود« پر از ننگ وشرم» به دستینه» رسانیدم .

هان! این من بودم ملکه ثریا  بانوی نخست در پادشاهی امیر امان الله خان که بدون روسری وچادری در نشستهای دولتی ومهمانی ها پدیدار گردیدم ، وزنان را چون مردان در همبودگاه(جامعه) بشناختاندم.

من در وجود مادر محمود طرزی در هفته نامه سراج الاخبار به منظور روشن شدن بانوان همگینه ای «ارشاد النسوان » را  براه انداختم ، که نخستین گامهای روشنگری در همبودگاه من بود.

به پشتکار و همیاری من نخستین بار در تابستان سال ۱۹۲۸ ترسایی انجمن «حمایت نسوان» که در گام نخست ۱۲ وکیل بانو  پویه ور وقامت افزا  در آن هستی یافت پی گذاری شد ، واین نخستین آموزشگاه بانوان در کشور من پنداشته می شود .

با گسترش آموزشگاه ها دخترانه وپیشرفت جنبش بانوان  این من بودم که خواستار رفع حجاب  ودور افگن چادری شدم در جشن آزادی کشور در سال ۱۹۵۹ بانوی نخست ،شهبانو حمیرا  وزنان وزیران خارجه ودفاع به خواست من بدون حجاب پدیدار شدند.

پس از سالیان ۱۹۶۵  موج خروشنده ای ندای بانوان  را  من سازماندهی نمودم وبرای نخستین بار بانو معصومه وردک وبانو کبرا نورزایی در کابینه راه یافتند.  در همین زمان بنا بر ندا وخواست من بانوی گرانبها اناهیتا راتب زاد ، رقیه حبیب ، خدیجه احراری ومعصومه عصمتی در پارلمان ومجلس نماینده گان راه یافتند.

هان این من بودم که در سالهای رهایی کشور از زیر مرگبار کشتار به سوی دموکراسی ره گشایدم ، من بودم که در سالهای  دهه ای هشتاد زن را در کارگاه وبارگاه انسانی بردم ومانند مرد از همه حقهای مساوی بهره ور ساختم. این من بودم که فرامانروایان را وادار ساختم تا با فرمانهای انسانی زن را با مرد همسو و همسنگ پندارند.

بنگرید ، چه ساده وچه بی سنجش ، دست ودامن مرا ازهمبودگاهم جدا ساختند ، هنگامی که دجالان دینی زیر نام طالب وملا پالهنگ (افسار)جهادگرایی وفساد گرای را به دست گرفتند ، مرا دوباره در خانه وکاشانه ام زندانی ساختند ، هر روا ونا روا را در پای من شکستند،  مرا نماد شرعیت وبربریت ساختند ،

حالا هنوز هم با نام من زیر نام دموکراسی وآزادی  بازی ودجالگرایی می شود.

امروز هنوز هم با آنکه جامعه(همبودگاه) جهانی دوچشمه پاس می دهند خشن ترین ناروا ها را بر من روامی دارند ، لت وکوب ، ازوداجهای اجباری ، و هر آنچه بد ورد است بالای من می اندازند. من سخنهای نا گفته زیاد دارم ، مگر امروز که هشت مارچ روز جهانی بانوان است من دردهایم را خاموشانه در گلویم پنهان می کنم ، ویکبار دیگر فرارسی هشت مارچ روز جهانی بانوان را به همه بانوان گرانمایه واز آن میان به سرور بانوان مبارز رفیق اناهیتا راتب زاد ، به بانوانی که در دهه ای دموکراسی دلیرانه به پاسداری از حقهای زنان برخاسته اند از ته ای دل شادباش می گویم واین ندا نامه را که پی ریخته ام به آنها پیشکش می دارم.

 بادرود نسرین مفید

شهر هامبورگ هشتم مارچ سال ۲۰۱۳ ترسایی   

 

« دولت افغانستان چطورمیتواند یک خانم فهمیده را زندانی منزل کند »

 

 


گزارشگر : وحیده زلمی

با نام ماگه رحمانی نویسنده آفریده گار کتاب « پرده نشینان سخنگوی » بانوی پیشگام آشنایی کامل داشتم. وقتی اگهی یافتم  که درانگلستان زنده گی میکند، خواستم به دیدارش رفته ، به پرسش هایی که سال ها در ذهن داشتم پاسخ دریافته و معلومات بیشتر ازاندوخته ها و کارکردهایش حاصل نمایم .

خانم ماگه ، دختر جناب احمد جان رحمانی فرزند عبدالرحمن مستشار وزارت امورخارخه و ازجوانان تجدد پسند دوره امانی ،عضوجنبش مشروط خواهان دوم بود. به همین دلیل مدت ۱۴ سال را درزندان های نادرشاه و خاندان وی سپری نمود. احمد جان رحمانی دراواخر سال ۱۹۲۱ ترسایی بخاطر فراگیری دانش به اتحاد جماهیرشوروی فرستاده شد.وی درآنجا زبان روسی را فراگرفته و با جوان روسی بنام ایرینا ازدواج کرد. ثمره این ازدواج ماگه یگانه فرزند شان متولد سال ۱۹۲۴ ترسایی میباشد. هنوز سه ماه ازتولد ماگه نگذشته بود که با پدر و مادر به افغانستان برگشت. وی در سالهای بعدی درموسسات مختلف فرهنگی و آموزشی کار کرده و زنده گی پراز فراز و فرودی را پشت سر گذشتاند.

ماگه ۴ سال کارمند دفترسازمان ملل متحد در کابل بود. درآنجا با رابرت بروس انگلیسی آشنا شده و با وی در سال ۱۹۶۱ درهند ازدواج کرد. شوهرش در روزعروسی شان بدین اسلام مشرف شد. چون شوهراش کارمند سازمان ملل متحد بود با وی درغزه، دمشق، قبرس و فرانسه زنده گی نموده مدت ۲۲سال میشود که در انگلستان در شهر پیتر باور اقامت دارد.

 

Read more...

 

دمارچ اتمه له ویاړه ډکه ورځ

 

 


دمارچ اتمه ځانګړی او له ویاړه ډک تاریخ لری .هـرڅومره چه په دی هکله او په هره ژبه او دهـرچا لخوا چی په دی له ویاړه ډ کی اوتاریخی ورځی په اړوند ولیکل شی،  زما په ګمان بیا هم کم دی او لا نورو لیکلو ته اړتیا لیدل کیږی. دا ځکه چی دبشریت په تاریخ کی په دی پرتمینی ورځ یوی مور، یوی لور، یوی خوراو یوی میرمنی د انسانانو دبرابرۍ او ټولنیزعدالت لپاره غږ پورته کړی ، مرګ ته یی دانګلی او خپل روا حقونه لکه دکار حق، دنارینه سره دمزد برابر حق، درخصتی او ټولنیزی هوساینی حق یی تر لاسه کړی او جنسیتی توپیر یی له منځه وړی دی. هوهمدا وجه ده چه دهـرلیکوال په لیکنه کی د دی ورځی په هکله یو هدف، یوه هیله، او یومعنی شته چی هغه مبارزه ده. دآزادی ، دموکراسی، هوسا ینی او دټولنیز عدالت لپاره دانسانانو مبازه. په نړیواله کچه د ښځو دانسانی کرامت دپیژندلولپاره مبارزه. هغه څه چی نن دبشری حقونو، دښځو دمدنی اقتصادی اوسیاسی حقونو په نامه یادیږی، د انسانانو دمبارزی منطقی پایله ده. دلته اړین بولم چی د مارچ آتمه چی دښځو دنړیوال تاریخ سریزه ده، څه ناڅه رڼا پری واچول شی د ۱۸۵۷ عیسوی کال دامریکی دنیویارک په ښارکی دنساجۍ اواوبدلو د فابریکی دقهرمانوزیار ایستونکو ښځو د مبارزی روڼ تاریخ او یاددی. دا ورځ که له یوی خوا د یوه تریخ او دردونکی ناورین اود پانګوالۍ ظلم اوستم را یا دوی، خو له بلی خوا دا ورځ د سرښندنی او انقلابی مبارزی د ثبوت ورځ هم ده. د وحشی پانګوال په مقابل کی، دا ورځ دهمغی له ویاړه ډکی مبارزی ثبوت او محصول دی کوم چه مونږ ته په میراث را پاته دی ، کوم  چه دامریکا د نیویارک په ښارکی د نساجی د یوی فابریکی قهرمانو کارګرو ښځو د خپلو حقوقو دپاره غږ پورته کړ خو په مقابل کی کرغیړنواو دمظلوم په وینو مستوو سرمایدارانو دهغو د زخمی کیدو اوبندی کیدو سبب وګرزیدل، او دا ښکاره حقیقت دی چه حق نه ورکول کیږی بلکه حق په زوراخستل کیږی که دځانه دتیریدو په قیمت هم وی. د هغو ویا ړلو مبارزو ښځو غږ غلی نه شو،  که د وی دغارتګرو له خوا ژوبلی شولی  اوونیولی شوی خو دخپلو غوښتنونه په شاه نه شوی بلکه خپلی برحقی مبارزی ته یی دوام ورکړه په ۱۹۰۷ کال یو ځل بیا له همغی فا بریکی دهغو تلپاتودهیلو غږ د نړی د نورو زیارا یستونکو ښځوغوږو ته ورسیدل او یوه لویه مظاهره د لس ساعته کار په مقابل کی پیل او د سرمایی لیونیانو فولادی دیوالونه یی په لړزی را وستل بیا هم دکارګرانو بندی کیدل او زخمی کیدل ددو په برخه شوه چه په دی مظاهره کی نارینه کارګرو هم شایسته ونډه لرله او له دی وروسته بیا ۱۹۰۸کال کی یوه لویه مظاهره وشوه د همدغی مبارزی له برکته ۱۹۰۸ کال کی دامریکا سوسیالست ګوند دا ورځ  دښځو دمبارزی ورځ په نوم وپیژندله اویوه لویه مظاره دتیکسال اربید په کوڅو کی چیری چه دټوټو اوبد لو کارخانه وه او په فابریکه کی هم مظاهره شروع شوه داچه ددی مظاهری شعار مشخص وه له نورو فابریکو کارګران هم راغلل ولی دفابریکی او دسرمایی لیونیانو دا لوی قوت نشو زغملی دپولیسو په همکاری دفابریکی دروازی وتړلی په وهلواو ټکولو او په بندی کولو شروع وکړه دا لاڅه چه دوژلو امر یی ورکړ په مرمیو چلولو او ډزو یی هم شروع وکړه په زرهاوو ښځی او نارینه دعدالت غوښتنی په ګناه په مرمیو زخمی کړی او فابریکی اور واخیست د ۱۴۹ کارګرانو دسوزیدو له امله په تړلو کوټو کی خپل خوږ ژوند له لاسه ورکړ اود بل ناورین سبب شو چه واقعآ ترقی غوښتونکو اوعدالت غوښتونکو دپاره دردونکی ورځ ده خو دبلی خوا دی ورځی د یوالی او پیوستون دپاره تړلی دروازی را خلاصی کړی اوجهان ټکان وخوړ او دبورژوازی او سرمایداری توره کرغیړنه او ناولی څیره نوره هم  نړی ته بربنډه شوه چه وروسته دهمغی ریښتنی مبارزی د ژوندی ساتلو په خاطر ۱۹۱۰ کال کی المانی انقلابی مبارزی دښځو دحقوقونه ددفاع فعالی مبارزی میرمن کلارا زتکین په کار او تلاش د دنمارک په کوپنهاګن ښار کی دسوسیالستوښخو دوهم سوسیالستی کنفراس ته چه ددنیا له ۱۷ هیواودو سوسیالستو ښځو دخپلو سوسیالست ګوندونو په نمایندګی ګډون ګړی وه اود ۱۸۵۷ کال دنیویارک د مظاهره کونکو دښځو سره دملاتړ په خاطر دوهم ښځینه نړیوال سوسیالست کنفرانس ته پیشنهاد وکړ چه دا ورځ د ی دښځودنړیوال پیوستون ورځ وبلل شی او دهغوی د برحقی داعی نه دی ملاتړ وشی د محترمی انقلابی زتګین  پیشنهاد د کنفرانس دګډونکونکو ښځو له خوا چه د۱۰۰ نمایندګانو په شاوخوا په کی ګډون درلود دټولو له خوا  قبول او دا ورځ دښځو سره دنړیوال پیوستون دورځی په نوم وپیژندل شوه اودښځو اونارینو دتساوی حقوقو لاغوښتونکی شوه په ۱۹۱۱ کال دا ورځ بیا نوره هم جهانی څیره پیدا کړه چه په د نمارک ،المان ،اتریش ،سویس او امریکا ته وغزیدله  او په میلونو خلکو دښځو نه دملاتړ په خاطر مظاهری وکړی او د سرمایی لیونیانوغوږوته یی ددوی د یوالی  او شهامت غږ ورساوه او پانګوال په لړزه راغلل چه وروسته له دی دا غږ په ۱۹۱۷کال کی روسی ته هم  ورسید، چه دښځو داعیه بیا په ۱۹۷۵ کال کی دملل متحد له خوا د ښځو نړیږال کال وګنل شوه  اوپه ۱۹۷۷کال کی دیونسکو له خوا دمارچ اتمه دښځو نړیواله ورځ په رسمی توګه  پس له یوه قرن درد، کړاواو اوږدی مبارزی اعلان کړه دا ورځ په حقه سره دهغو ویاړلو مبارزو ګارګرو ښځو دشجاعت نښه ده کوم چه د ازادی، برابری او سولی دپاره وهلو، ټکولو بندیکولو، وینو تویلو او قربانی منلو ته دبرحقی مبارزی له لاری حاضر او ودانګل محصول دی کوم چه په ۱۸۵۷ کال په ۱۹۰۷ کال او ۱۹۰۸کال کی  سرښند نه او قربانی ته حاضری شوی وی، اوس دا بیا یو درد ده چه زما په فکر اوزړه او ضمیر کی پیداشوی او ځای یی نیولی چه ولی زمونږ ویاړلی دپرونی لوی جنبش غړو او مبارزو ښځو چه ۱۹۱۹عیسوی کال را په دی خوا په مختلفو کلونو کی ویاړلی کارنامی یی درلودی، ولی نه یوکیږی او ولی بیا هم جدا ، جدا  دا ورځ څو کسه  دلته او څو کسه هلته لما نځی په داسی حال کی چه ضرورت او مصلیحت هم دا ده چه باید یو ځای په یو جنبش کی سره را ټول شو تر ځو یو ځای یی شانداره تجلیل کړو، دمارچ اتمه یوه عا دی ورځ نه ده اوعا دی ورځ ګڼل لویه ګناه او ساده ګی ده. او له بلی خوا ددی لاری قربانیانو ته که ددنیا په هرکنج کی یی خوږ ژوند له لاسه ورکړی کاملآ بی احترامی هم ده، داورځ دزانګو ( ګهواره ) دزنګونکو ورځ ده، دا دهغی زانګو دخاوندی ورخ ده چه بشریت یی په خپلو مبارکو لاسو په زانګو( ګهواره ) کی زنګولی  که شاه ده او که ګدا ،او په اللو ، للو ویلو یی غلی او ارام کړی اوبیایی ویده کړی دی، اوبیا په همدغی زانګو ( ګهواره ) کی یی د وطندوستی ، میړانی او غیرت درس خپل زوی او لورته ورکړی . هر لحظه ، هر ثانیه، هر ساعت ، هره ورځ،هره میاشت او هر کا ل ځمکه او اسمان، ونی، تیګی ، غرونه اوسیندونه ، زه اوته دا شهادت ورکوو. چه دزانګو صاحبان د قوی ملاتړ او احترام مستحقی دی چه د مرد سالارانو په مقابل کی ورسره یو ځای مبارزه وکړای شی، او ددی ورځی یوالی او ملاتړ ساده په لاس نه ده را غلی بلکه دا دکلونو، کلونو دبرحقی مبارزی ښکاره ثبوت دی، زه په دی عقیده یم چه ددی ورځی لمانځل نباید نمایشی اوځان ځانی وی، خودخواهی او یا ځان پیژنده په نورو وی؟ اوپه ډلو، ډلو کی وی؟ بلکه دا ورځ یو لوی انقلابی عمل او مبارزی ته ضرورت لری اودا انقلابی عمل بیا یقینآ یوالی کی امکان لری، او بیا دا دښخو یوالی او مبارزه ده چه دښخو جنبش منځ ته راوړی، او دی کار ته رسیدل توان او قربانی غواړی په خبرو او لافو وهلو هیڅ څه نه کیږی انقلابی او عملی کار په کار ده، او دا هغه وخت امکان لری چه وړو خبرو، ګیلی او ګذاری پریږدو او زه یم ( منم  ) سره مخه ښه وشی د زه (منم ) څخه مونږ او د ته ( تو ) څخه تاسو ( شما) کلمی ته لاره اواره کړو او دا ډول کړنه بیا بی له شکه دجنبش زیږنده ده او دجنبش غږ په یوالی کی خوندور وی چه مونږ یی دیوالی شاهدان هم یوچه تراسمانه یی غږهم په یوالی کی رسیده او رسیدلی وه، بیا په کامل یقین دا ویلای شم چه هیڅوګ دنړی په مخ کی نشته چه دتاسو د مشترک پاڅون مخه ونیسی ؟ کوم چه جنت یی همیشه تر خپو لاندی ده او هغه فقط تاسی یاستی،هغوی به په اللو باندی نه وی ویده شوی، هغوی به کاڼه وی چه دغیرت درس یی په زانګو کی دمور او خور له خولی به نه اورید لی ،هغوی به وړانده وی چه دتاسود زانګو زنګول یی هیرکړی وی، او دغفلت په خوب به لا تر اوسه ویده وی چه دتاسو د برحق پاڅون مخه ونیسی ، ټول پوهیږوچه تاسو داسارت د څو پا تو ځنځیرونواو زولنومیده کول غواړی ،او دا بیا د تاسوبرحقه حق او غوښتنه هم ده چه داسارت پاتی څو ځنځیرونه او زولنی باید وشلوی ، زه په داسی حال کی چه دا دبشریت په تاریخ کی دعادلانه او له ویاړه ډکی مبارزی ویاړلی ورځ ته داګاه انسان په توګه عمیق احترام لرم او ددی څو کرښوله لاری هغو قهرمانوته چه قربانی یی ورکړی او دی لاره کی مبارزه کړی او کوی ټولو ته خپل سرداحترام په توګه ټیټوم اوتاسو بی له شکه ددا ډول احترام وړ یاستی، ددغی ورځی هری مبارزی خور، موراو لورکی ته چه په دغه شریفانه لاره کی مبارزه کړی، کوی اوحتی که مبارزه هم نه کوی، اوچا چه ځان قریان کړی ، او څوک چه قربانی ته سترګی په لار دی اوکه څوګ که له قربانی سره اشنا هم نه دی، دا ورځ دتاسو ټولو ورځ ده زه یی دنړی او ګران افغانستان سرلوړو اوداسارت نه د خلا صونکو ځنځیرشکنو او زولنو شکنو ورځ بولم .او دا نوم دتاسو د نوم ،شان  ، شوکت او مبارزی سره مناسب نوم دی  او تړاو لری، ټولو زانګو( ګهواره ) زنګونکو او د نن ورځی مبارزو ښځو ته په یو لوی جنبش کی دعادلانه مبارزی يوالی غواړم، اوهم موتوانمندی په دی لوی او عظیم جنبش کی غواړم، ترڅوهغه پاتی داسارت څو ځنځیرونه او زولنی کوم چه دتاسو دحقوقواو دترقی مخه نیسی اودتاسو دلوړ مقام دشان او شوکت سره په ټکر کی دی ډیر ژریی د تاسو په خپلو مبارکو لاسونو په زورشلول غواړم، تا سویوډیرلوی ا و عظیم قوت یاستی دا قوت باید درک کړی،زه باور لرم او تاسو هم زما په شان عقیده لری او دا به لویه ساده لو حی هم وی؟ چه تا سی څوګ مظلومی بولی ، نه ګرانو داسی نه ده تاسی مظلومی نه یاستی، تاسی دبشریت مور یی، تاسو دطبیعت بقا یاستی ، مونږد وطندوستی او انسانیت درس دتاسو له خولی دلمړی ځل دپاره په زانګو کی فقط له تاسو اوریدلی ، تاسوته دتاسو دهیلو بری غواړم. دجهان ټولو میندو ، خویندو او لورکیوته دا له ویاړه اوله غروره ډکه ورځ یو ځل بیا د زړه له کومی مبارک وایم، متحد  او یو موټی اوسی ،هیر نه کړی بری په یو والی کی ده ستاسو دهیلو او امیدونو کامیابی غواړم. ستاسو هیلی بی له شکه برحقی هیلی دی او شریفانه هیلی هم دی ،ستا سو مبارزه هم عادلانه ده او هم ضرورت دی، دتاسو په خوښی کی بی له شکه هیر نه کړی زمونږ خوښی پرتی دی، سرلوړی مونصیب شه دجهان درنو با عزته او غیرتمندو ښځو.برابری سوله او ازادی مو په هر ځای کی چه یاست سیاسی او شخصی ژوند کی په برخه شه تر څو وکولای شی اینده نسل دوطندوستی په روحیه لوی کړی.                                                  
ابراهام لینکلن څومره ښه او معقول ویلی چی  ټول تر یوه وخته غولیږی،ځینی دهمیشه دپاره هم غولولی شی، مګرټول دهمیشه دپاره نه غولیږی. 

 

ز.شیرزاد                                                    

محفل با شکوه به پیشواز هشتم مارچ روز جهانی زن درکشورهالند

 

 

 

به ابتکار شورای سراسری زنان افغان درهالند وهمیاری همایش اروپایی زنان افغان بتاریخ دوم مارچ سالجاری محفل باشکوه درالمپوس کالج شهرآرنهم کشور هالند دایر گردید که در آن  170 تن اشتراک ورزیده بودند.

درین محفل  محترمه جمیله زمان انوری رییسه همایش اروپایی ،محترم ولی محمد شاهپور ریس اتحادیه انجمنهادرهالند،.محترم فرید نظری ریس انجمن آرنهم ،تعدادی ازفعالین سیاسی واجتماعی ،محترمه ذلیخا پوپل ،  محترمه صالحه وهاب  ،محترمه عزیزه عنایت  ،محترمه یاسمین زیارمل،  محترمه قریش نورزی، محترمه فخریه ستارزاده ،  محترمه نفیسه اسحاق زی ، محترمه حمیده همزاد وتعدادزیادی ازخانمها ی منوراشتراک داشتند.

 

پروگرام محفل شامل سه بخش بود:

بخش اول سیمیناردرموردخشونت خانواده گی وطروق جلوگیری ازجوادث ناگوارآن بودکه محترمه فروزان حسینی ودوتن ازخانمهاهالندی که درعرصه کارمینماینددرموردصحبت ومعلومات ارائه داشتند وخانمهای حاضر نیز هرکدام نظریات شانرا باهم شریک نمودند. بایدگفت این بخش پروگرام ازساعت سه الی چهارونیم عص دوام کرد   30  تن ازخانمها اشتراک نموده بودند. (گرداننده گی بخش دری رامحترمه یاسمین همسنگر سکرترمسوول شورا وبخش هالندی رامحترمه نیلوفر زیارمل یکی از فعالین شورا به عهده داشتند.)

بخش دوم  بیانات ومعرفی دختران وزنان جوان:

خانم سهیلا زحمت مسوول شورای زنان درهالند تشریف آوری حاضرین را درین محفل باشکوه خیرمقدم گفته واضافه نمود:روزجهانی زن دربسیاری ازکشور های دنیا گرامیداشته میشود که زنان جهان بدون درتوجه به گرایشات مختلف فکری،عقیدتی ،ملیتی ،نژادی، زبانی وسیاسی بیادآوری موفقیتها ودستاورد های شان می پردازند،درحقیقت این روزمجالی است برای نگاه کردن به گذشته درمسیر تلاش ها ، منازعه ها و فعالیت های پیشین ، وبیشتربراینگریستن درراستای حرکت های پیشروبرای بازکردن راه درجهت شگوفائی استعدادهاوفرصت هایی که درانتظار نسل آینده زنان است.

درکشورعزیزمان هشتم مارچ روزجهانی زن برای اولین بار توسط سازمان دیموکراتیک زنان افغانستان که محترمه داکتر اناهیتا راتبزاد چهره برجسته ،شجاع وترقیخواه میهن م وسایر زنان مبارزوترقیخواه میهن تجلیل گردیده است که با افتخار یادورمیشویم.

ازکاروفعالیت شورای زنان درهالند بصورت مختصر یادورشویم:

ازبدوتاسس تاکنون جهت بسیج زنان بدورشورای مطابق پلان پیوسته نشستهای تبادل وتجارب، سیمینارها، محافل (روزجهانی زن ،روزمادر ، قدردانی اززنان بی سرپرست، معرفی دختران شایسته ، تشویق زنان به کار های رضاکارانه ) کارمشترک بانهاد های هالندی ،ملتوکلتور ونهادهای افغانی (اتحادیه انجمن افغانهادرهالند وانجمن افغانها درشهر آرنهم رامیتوان نام برد. درضمن ازهمکاری ومشوره های مفید محترم صدیق وفا (معاون  اسبق اتحادیه انجمنهای افغانهادرهالند ازنام هیات رهبری شورا باقدردانی ومسرت یادآوری شد،محترم وفا متقابلا ازهیت رهبری شورای زنان ابرازتشکرینموده وموفقیت های بیشتر برایشان آرزونمود.

بعدا محترمه نورتن اوزیمیر به نمایندگی ازشاروالی شهر آرنهم هشتم مارچ راتبریک گفت به نوبت محترمه جمیله زمان انوری رییسه همایش اروپایی زنان افغان  پیام همایش  را قرایت نمود،محترمه سعیده طلوع معاون شورای زنان پیام سفارت کبرای جمهوری اسلامی افغانستان را قرایت نمود، محترمه ناهید صدیق علومی سکرترمسوول اتحادیه انجمن افغانها درهالند پیام اتحادیه رابه خوانش گرفت.  ثانیا دختران شایسته که ازشهرهای مختلف انتخاب گردیده بودند به حاضرین معرفی گردیدند. اسمای دختران وزنان جوان شایسته و  فعالین شورا قرارذیل میباشد:

محترمه سحر شاکر ومحترمه حمیده ازشهر روتردام ،محترمه تورکان عمری ازشهر اتریخت ،محترمه هوسی ومحترمه هیلی احمدی ازشهر تلبرخ ،محترمه سحرسعیدازامستردام ،محترمه نیلوفر ازشهرزندام ، محترمه سودابه وفاازشهر دوتیخیم  محترمه ملاحت همزاد ازشهر هارلیم ، فروزان حسینی از نیمیخن ،  محترمه نیلوفر زیارمل از دنهاگ ،محترمه مکیز نظری ،محترمه حصنیه غیاثی مقبل ،محترمه اورانوس ستارزاده ،محترمه رمزیه ،محترمه لیلا اسحاقزی ،محترمه وجیهه مقبل ،محترمه لیلی نادر  ومحترمه سونیا زحمت ازشهر آرنهم ،محترمه مرسل همسنگروالهه همسنگر ازشهر همرس کرک، محترمه لینا طلوع ،محترمه نیلاب وهوسی توده ئی ومحترمه لیمه توده ئی از شهر ایندوفن ،محترمه رویا از شهر گروننگین انتخاب شدندوتحایفی که ازطرف شورایزنان تهیه شده بودبرایشان توسط اعضای هیت رهبری مسوولین سازمانهای اجتماعی توزیع گردید.

قسمت سوم پروگرام  مخصوص خانمها بود با اجرای کنسرت جالب وگرم توسط هنرمند خوش آواز محترم احمد پرویزاجرا شد که موردعلاقه شترک کننده قرارگرفت.  

محفل حوالی ساعت  45 : 11  بپایان زسید.

 

آگهی

شعبه کار با زنان شورای کشوری المان حزب مردم افغانستان

 

 

به منظوراستقبال شایسته وبایسته از هشتم مارچ روز جهانی زن، قراراست تا گفتمانی از طریق شبکه پال روز جمعه هشتم مارچ  سال ۲۰۱۳ ترسایی به ساعت هشت شام به راه افتد. از اینرو از همه خامه سرایان، قلم بدستان، سروده سراین واندیشمندان عزیز تقاضا می کنیم تا در این گفتمان باز وآزاد اشتراک فرمایند وبا خوانش گذارده های شان به زیبای این نشست بیفزایند.

 بادرود

 

  شعبه کار با زنان شورای کشوری المان حزب مردم افغانستان

 

 نشانی اتاق:

Room:Afg  Zanan e Afghan

Categorie: Social   Isues and Politics

Subcategorie: Human Right