ارتش آمریکا ازمزارع خشخاش درافغانستان پاسبانی مینماید!  

    

محمد عارف عرفان

 

 این نبشتۀ تکاندهنده که تحت عنوان فوق وبرپایۀ رویکرد های مرتبط ، به نگارش درآمده است، بخشی ازاهداف و اسرارناگفته و نهفتۀ ایالات متحدۀ آمریکا را درخصوص تجاوز واشغال افغانستان بیان میدارد،علاوه برشمارش ده ها اهداف راهبردی دیگردرخصوص این تجاوز که تحت حمایت بیکرانه از"جهاد" و"دموکراسی"وتاسیس پروژۀ طالبان درافغانستان  صورت گرفت ،یک شاخۀ خونچکان آن درتجارت زراندوزانه ومرگبار مواد مخدردرافغانستان ،ریشه جسته است .البته تجارتی که نه تنها ،طی سه ونیم دهه ماشین غولپیکرجنگی ونظامی غرب وشرکاء را درافغانستان به گردش کشانید وخسارات هنگفت وتلفات عظیم انسانی وویرانی یک سرزمین را بجا گذاشت ،بل به تجارت مرگ وخون وپردرآمد مالی وپولی برای کشورگشایان واربابان زروزورنیزمبدل شده است.آنچه که مردم ستمدیدۀ افغانستان درین کربلای خونین وهمیشگی  بدست می آورند،جزرنج ومصیبت ویرانی وتباهی وهلاکت چیزی نیست اما آنچه که مهاجمین وتجاوزکاران استعمارجوحاصل میدارند،عبارت ازانباشت های بزرگترین ثروت ها وسرمایه هایست که از چشمه زارخون آمیز وکوره زار آتش درافغانستان تحت پارادوکس های رنگارنگ ودریک بازی شیطانی وهیله گرانه حاصل می گردد.

 طی سه ونیم دهه ،سه سناریو درسه پرده ویک سوژه تحت نام "جهاد"،"طالب" و"دموکراسی"به نمایش گذاشته شده وکلی ترین دست آورد آن عبارت است از درهم شکستن چرخ تاریخ ،وعقب کشیدن افغانستان ازجادۀ تمدن ،برگشت "جاهلیت "استمراربربریت ،ویرانی یک سرزمین،تباهی یک ملت،امحای کامل زیربناهای اقتصادی وتاراج گستردۀموسسات ، سرمایه ها وزمین های ملی ولاجرم استقراریک نظام کاملآ فاسد وچپاولگر که بوسیلۀ یک "ربات" ایده آل وپروگرام شدۀ غربی رهبری میگردد است.

 حال دریک ترفند نوین،با پدیداری آسمان مملوازگردوغبار،هیولای سال (2014) سایۀ هراسناک، وسوسه انگیزومحیط سازخویش را برروح وروان مردم گسترانده است.به اعتقاد این قلم،بربنیاد آزمون های تاریخی وشناخت سرشت برنامه سازان مجرب وکارآزموده این داستان ،هیچ تحولی اتفاقی خارج از برنامه های تدوین شدۀ استراتیژیک به ثمر نخواهد نشست ،آنچه که بال گسترخواهدشد،"تداوم سناریوی "قتل ماهی دراکواریوم "خواهد بود. افغانستان ماهی طلایی ایست که بخاطر وجود جواهرات درشکمش،همه عقابان بلند پروازو صیادان جهان را بدنبال خود کشانیده است،وحال دربحربیکران تقدیروسرنوشت شنا مینماید.امادیریست که مقدراتش ازدست صاحبانش رهیده است . (ب)

 سکتورمخدر،لوکوموتیف اقتصادی آمریکا:

 بر اساس یافته های "واشنگتن بلاگ"که تحت عنوان "جنگ مخدر"نگارش یافته است اذعان میدارد:" این بکلی اسبات یافته است که ارتش آمریکا در برخی از اوقات در اقصی نقاط جهان عملیات نظامی را بخاطر حمایت از مواد مخدر براه می اندازد(*1). نه تنها این بل بانک های بزرگ آمریکا زمینه ساز تعاملات "پولشوئی"برای کارتل های مواد مخدرنیز میباشند.چنانچه بر قول رییس شعبۀ "جنائی ومواد مخدر " ملل متحد،" انتونیا ماریا کوستا" ،موجودیت همین پولهای قاچاقچیان مواد مخدردر سال 2008 بود که بانک ها را دربحران مالی جهانی(درآمریکا-ب) به چرخش کشانیده و نجات داد. گفتنیست که برقول همین منبع ،مبلغ (352$)بلیون دالراساسآ درآمد پروسس های پولشوئی وجنایتکارانه بودکه بوسیلۀ موسسات مالی انباشته شد.بعد ازپنجمین سال بحران مالی درآمریکا، هنوز بانک های بزرگ آمریکا چنین معاملات را(معاملات پولشوئی-م ) انجام میدهند.

منابع ارتش آمریکا صریحآ اعتراف نمودند که ازامنیت مزارع خشخاش درافغانستان حفاظت مینمایند.

برقول ویکی پدیا :بعد ازاشغال افغانستان بوسیلۀ آمریکا درسال 2011، تولید تریاک در افغانستان افزایش یافته است.

حقیقتآ بر بنیاد سروی جدید  سال 2013 ملل متحد، که در روز چهارشنبه(12نوامبر 2013) انتشار یافت ،تولیدات تریاک درافغانستان طی 12 سال ، تحت اشغال نظامی ناتو-آمریکا ،پیوسته ومتداومآ درحال افزایش بوده است. برطبق این گزارش،محصولات خشخاش طی سال 2013،حدود (36 )فیصد در کشور تحت اشغال آمریکا افزایش یافته که درحقیقت  رقم (5500) تن ،یعنی 50 فیصد افزایش را نسبت به سال 2012،به نمایش میگذارد که برقول نماینده ملل متحد درافغانستان :" چنین انکشافی هرگزدرتاریخ افغانستان دیده نشده است."

نیروهای نظامی ایالات متحدۀ آمریکا ،اجازه داده است تا کشت خشخاش در افغانستان تداوم یافته ،تا گویاعطش زارعین ومامورین دولتی را درین خصوص تسکین بخشیده تا درتجارت مواد مخدر درگیرشوند. درغیرآن ممکن اینها برعلیه حکومت کرزی درکابل روگردانند(!.).

اما حقیقت اینجاست که تمویل دوطرف ازطریق صنعت تریاک وهیروئین ،که هردوعنصربه حیث  محصولات" جنگی"نقش افزا بوده است ،خود،اصلی ترین منبع تداوم این مناقشه میباشد.

فوتوهای که ازطریق اطلاعات عامه حاصل شده است ،بوضاحت نشان میدهد که نیروهای آمریکای وسربازان آموزش دیدۀ افغانستان ازکشت خشخاش درافغانستان پاسبانی مینمایند"

تجارت هلال طلایی :

 گفتنیست که دریک مقالۀ مشابه درین خصوص که تحت عنوان تجارت "هلال طلائی " مواد مخدردرافغانستان بوسیلۀ پروفیسور(میشل چیسودوفسکی) استاد دانشگاه "اوتاوا "ایالت متحدۀ آمریکا ،به رشتۀ تحریر درآمده است چنین میخوانیم (*2):"راه اندازی جنگ پنهان آمریکا تحت بهانۀ حمایت مجاهدین و"مبارزین آزادی " (القاعده )،از سوی سازمان استخباراتی ایالات متحدۀ آمریکا به منظورتقویت بنیۀ مالی نبرد آنهاعلیۀ اتحاد شوروی، منتج به نخستین سنگ بنای" هلال طلائی" تولید مواد مخدردرافغانستان شد".

برقول این نویسنده ،گشایش "جنگ تریاک" علیه دولت افغانستان واتحاد شوروی سابق ،که بوسیله سازمان" سیا"حمایت میگردید، به یک رویکرد پرمنفعت" چندین بلیون" دالری طی جریان سالهای نبرد درافغانستان مبدل گردید. البته این نخستین سنگ بنای جنگ مخفی آمریکاعلیه افغانستان درسالهای هشتاد محسوب میگردد.

امروزتولیدات مواد مخدرافغانستان ، تحت اشغال آمریکا –ناتو،درتعاملات نقدی درمارکیت های غربی،سالانه بالغ بربیش ازدوصد (200$) بلیون دالر میرسد".

جلوه های آفرینش تریاک درخرقۀ جهاد:

به همانگونه که ایالات متحدۀ آمریکا وغرب درکسوت زرین اسلام برای تطهیر(!)دین مقدس اسلام به افغانستان داخل شدند،به همینگونه "تریاک"به حیث لوکوموتیف جنگ وجنایت ، همپا وهمصدا درمقدم "مجاهدین " وحامیان بین المللی شان،درلباس سبزجهاد ،دشت ودمن افغانستان را تحت پوشش درآورد وپیام ناهنجارخون را بهمراه داشت.اسف انگیزاست که ازمیان مدرن ترین سلاحهای که برای پاسبانی مزارع خشخاش درافغانستان بکاررفته است،موثرترین وکارآمد ترین سلاح ،"سلاح دین"بوده است که بزرگترین وبلند ترین قله های آرزوها را برای تاجران آن تا کنون فتح نموده است.

 نمیدانم،آنان مهندسان که تخریب شهرکابل را "بخاطرتطهیرونمازی ساختن "آن درآغازین مراحل استقرارنظام اسلامی درافغانستان آغازنموده وحدود(65)هزار تابوت خونین  شهریان کابل را درپای تهداب آن پیریزی نمودند،حال با سکوت معنی دار،چگونه وبه روایت کدام آیات واحادیث پیغمبری ،با این تاجران مرگ کنار آمده ودردشت های بیکرانه وسبزدرزیرسایۀ بوتۀ "کوکنار" با نیایش دربرابرایزدمنان ،نمازهای پنجگانه را ادامینمایند؟

  بنابراظهارات( Alfred w McCoy)پروفیسورتاریخ در یونیورسیتی (Wisconsin Madison) (3*)"زمانی که(آی اس آی),هوادارخویش(حکمتیار) را به حیث رهبرعمومی مقاومت درجنگ علیه شوروی پیشنهاد نمود واشنگتن با چنین الترنتیف اظهارموافقت کرد.هکذا درجریان 10سال بعد،سازمان” سیا"حدود دوبلیون دالربرای مجاهدین افغان ازطریق" آی اس آی" تدارک نمود.

 زمانی که عملیات سیا در ماه می 1990 دچاراشکالات گردید , واشنگتن پست در سرمقاله خویش منتشرساخت که حکمتیارعملیات شبکه لابراتوارهیروئین را درداخل پاکستان تحت حفاظت" آی اس آی" به پیش میبرد .

هرچنداین ساحات,  دراواسط سالهای(1970) قابلیت تولید اندک هیروئین رابه خود اختصاص نموده بود ,اما جنگ مخفی سیا به حیث "کتلیست "ساحه مرزی" افغانستان – پاکستان " رابه منطقه بزرگ هیروین جهانی مبدل نمود, طوریکه جنگ جویان مجاهدین ساحات عمده را درداخل افغانستان در اوایل سالهای (1980) تصرف نمود,ایشان جمع آوری تکس " انقلابی " خشخاش را از طریق دهاقین هوادارخویش آغازنمودند.

میان سالهای 1981- 1990 تولیدتریاک افغانستان به مقدارده برابررشد نمود واز مقدار«250» تُن به(2000) تن ارتقایافت. قابل یادهانیست که در زمان استقرارامارت طالبان درافغانستان ،آمار محصولات تریاک حدود (185 )تن را احتوا نموده که این رقم بطرز شگفت انگیز آن درنخستین سال تجاوزآمریکا درافغانستان ،به مقدار (3400)تن ودرسال 2007 به مقدار(8200)،ارتقا یافت.

برپایۀ اظهارات تحلیلگران ملل متحد که درسال 2007 ابرازگردید،میزان تقاضای مارکیت های جهان سالانه (5000)تن هیروئین میباشد ،که درصورت اشباع مارکیت های جهانی،کسری  درقیمت هیروئین واقع شده ،هکذا برای ابقای تناسب میان عرضه وتقاضا گاهگاهی ،معامله گران مربوط ،برنامۀ محدود سازی آنرا با امحای بخش معین ساحوی تنظیم مینمایند".

نگاشتنیست که با راه اندازی تجارات مخدر درافغانستان  که سالانه هزاران تن را احتوا میدارد،سازمان دهندگان این پروژه بزرگ با صدورقاچاق ( 12000)تن موادترکیبی کمیاوی،درداخل افغانستان که برای پروسس هیروئین بکاراست،ازمفاد مضاعف سود میجویند.

علاوه برپیامد ناگوارجوانب متعدد این بازی "مرگ"، یکی از حزن آمیز ترین ومأ یوس انگیزترین رویکردی که درین کارزار بزرگ چندین بلیون دالری دربیرون ازمرزها میبینیم،برعکس درداخل کشور،عبارت از لگد مال شدن حقوق زارعین وزمینداران خشخاش است که درین مرداب سرکش شنا نموده و درزیر پاشنه های مرگبار"کارتل "های جهانی، پیوسته تحت ستم مضاعف جان میکنند، برقول( Alfred w McCoy)پروفیسور تاریخ دریونیورسیتی( Wisconsin Madison)،"از مجموع سرمایه های بزرگ چندین بلیون دالری درحوزۀ موادمخدر،فقط حدود (500$)میلیون دالر سالانه به کیسۀ زارعین ودهاقین افغانستان واریزمیگردد. "

اسفناکترازآن،که درجولانگاه این تجارت"مرگ"سالانه ملیون ها انسان درسیارۀ ما بخاطرارضای مهارناپذیروبی پایان اربابان بیرحم وسلطه جوی جهان سرمایه،رُخ برنقاب خاک میکشند.

با خوانش این نبشته ،وبا تماشای فوتوها وویدوها درذیل ،حال این پرسش درذهن خوانندۀعزیز مطرح خواهدشدکه ،حکمرانان افغانستان که اکنون درآستانۀ عقد قرارداد امنیتی با سران قصرسفید ویا بازیگران اصلی تجارت مواد مخدردرافغانستان ،لحظه شماری مینمایند ،بایدبه این پرسش پاسخ گویند که آیا امضای این موافقتنامه امنیتی با ایالات متحدۀ آمریکا بخاطر تامین امنیت مزارع خشخاش در افغانستان انعقاد خواهد یافت ویا برای تحقق کدام برنامۀ دیگر؟؟

 

خوانندۀ گران ارج ،توخود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل !

 برای مشاهدۀ ویدیو ها وفوتوها لطفآ اینجا را کلیک نمائیند:

 

 

منابع :

 

 (*1)گلوبال ریسرچ -واشنگتن بلاگ،مورخ 13/11/2013،تحت عنوان جنگ مخدر

 

(*2)گلوبال ریسرچ -21 اکتوبر 2013،تحت عنوان جنگ در افغانستان بخاطر معدن وگاز طبیعی اش می ارزد!

(*3)آسیا تایمز،مورخ اول اپریل 2010،جنگ تریاک در افغانستان

 

 

سیاسی ـ بامداد۱۳/۲ـ ۱۹۱۱

 

ادوارد سنودن برای افشای بیشتر جاسوسی های امریکا خواهان کمک به المان شد

 

 

 

شبکه تلویزیونی سی.ان.ان و فرانس ۲۴ روز شنبه با پوشش این خبر، گزارش دادند که ادوارد سنودن تمایل دارد تا دولت و پارلمان المان را درباره جاسوسی های صورت گرفته NSA از این کشور که آنگلا میرکل صدراعظم این کشور را نیز شامل شده است، کمک نماید.

بنابراین گزارش، هانس کریستیان اشتروبله Ströbele عضو پارلمان المان از حزب سبز ها ،پس از دیدار با ادوارد سنودن در روز جمعه نامه ای را در برابر خبرنگاران برملا ساخت که این پیمانکار سابق آژانس امنیت ملی امریکا در آن خواسته است تا به کمیته تحقیق پارلمان المان در زمینه جاسوسی های NSA  کمک کند.
اشتروبله که روز پنجشنبه گذشته در مسکو با ادوارد سنودن دیدار داشت پس از انتشار این نامه به خبرنگاران گفت، ادوارد سنودن توانایی تفسیر و تحلیل مدارک رمزگذاری شده را دارد.
اشتروبله افزود: ادوارد سنودن می تواند بعنوان تنها فردی که در NSA بوده درمورد این مدارک و جاسوسی های صورت گرفته به ما توضیح دهد.
این نماینده پارلمان المان گفت: ادوارد سنودن همچنین خواسته است نه تنها در برابر پارلمان المان شهادت دهد بلکه بیش از آن خواسته است تا در واشنگتن و در برابر نمایندگان کانگرس امریکا قرار گرفته و شهادت دهد و روشن سازد که افشاگری و اقدامات وی بر ضد امریکا و امریکایی ها نبوده، بلکه بر ضد نهادهای امریکایی بوده است، تا بدین صورت به اقدام های تعقیب آمیز واشنگتن علیه خود پایان دهد. این گزارش حاکی است، ادوارد سنودن مایل است بدون از دست دادن پناهنده گی خود به اروپا سفر کند.
اشتروبله درباره احتمال و چگونگی سفر ادوارد سنودن به المان گفت که می تواند این سفر در قالب اعطای پناهنده گی و یا شهروندی صورت گیرد.

سی.ان.ان گزارش داد، ادوارد سنودن که در ماه اگست گذشته از دولت روسیه پناهنده گی موقت دریافت کرده است از سوی امریکا متهم به جاسوسی و تحت تعقیب قرار دارد.
این درحالی است که وکلای روسی سنودن به وی توصیه کرده اند تا خاک روسیه را ترک نکرده و به این سفر نرود.
گفتنی است افشای جاسوسی ها امریکا و شنود مکالمات تلیفونی میلیون ها نفر در سراسر جهان بنابر مدارک سنودن روابط بین الملل واشنگتن با همپیمان های غربی خود را دچار تنش کرده است.

نشرات اشپیگل ـ المان، لوموندـ فرانسه و ال موندو ـ اسپانیا طی هفته گذشته و بنابر اسناد ادوارد سنودن، خبر از میلیون ها شنود مکالمات تلیفونی شهروندان و مقامات کشورهای خود، چاپ و منتشر ساخته اند.

سه شنبه هفته گذشته روسای سازمان های اطلاعاتی و جاسوسی امریکا در کمیته اطلاعاتی کانگرس این کشور اقدام های صورت گرفته را پذیرفته و از آن دفاع کردند.جیمز کلپر رییس « اداره اطلاعات ملی امریکا  » در این جلسه پذیرفت که نهادهای جاسوسی این کشور از متحدان اروپایی خود که شامل رهبران آنها نیز می شود جاسوسی کرده است. کلپر همچنین افزود: جاسوسی از رهبران متحد امریکا چندان مهم نبوده است تا به کانگرس گزارش داده شود.
جاسوسی امریکا از متحدان غربی خود منجر به فراخواندن سفیر امریکا در کشورهای فرانسه، المان و اسپانیا به وزارت خارجه این کشورها شد.

 

National Security Agency (NSA)-

سیاسی ـ بامداد۱۳/۱ـ ۰۲۱۱

«از آنجا که اسلام سیاسی فاقد ریشه های تاریخی و یا پایه های استوار می باشد، امروز اهمیت خود را در منطقه خاور میانه از دست داده و به مسیری تبدیل شده که آینده ای ندارد.»

اسلام سیاسی آینده ای ندارد

 

اسلام سیاسی یک پروژه امریکایی است که در راستای بازسازی و ایجاد تغییرات عمده در خاور میانه طراحی شده است. این دیدگاه  « اِرِن اِردِم » روزنامه نگار معروف ترک و پایه گذار گروه «مسلمانان انقلابی» که کتاب هایی نیز تحت عنوان «نشانه­های انقلاب» و «مقدسین شیطان صفت» منتشر کرده است میباشد.

تحلیل گر ترک از روزنامه «آیدینلیک ارن اردم » مسایل مربوط به اسلام سیاسی را از منابع دست اول نگاه نمی کند. این روزنامه نگار معروف ترک ده ها کتاب درباره چگونگی پیدایش اسلام سیاسی و شگوفایی و از دست رفتن قدرت این اسلام در دوره کنونی نوشته است.

چگونگی پیدایش اسلام سیاسی به ایالات متحده امریکا مربوط می شود. دولتمردان امریکایی متوجه شده بودند که با یک فشار بر نخبگان منطقه نمی توانند به اهداف خود دست پیدا کنند، و مسلما جمعیت بیشماری حاضر نیست فلسفه غرب را با آغوش باز بپذیرد. به همین خاطر، در امریکا اقدام به تدوین یک ایدیولوژی مشخص برای کشورهای منطقه کردند. این ایدیولوژی باید به صورتی تنظیم می شد که در کشورهای منطقه ریشه داشته باشد و از طرفی با منافع غرب نیز هماهنگ باشد. ارن اردم می گوید: « ...اسلام سیاسی از همان زمان که پا گرفت، یکی از عناصر اصلی پروژه امریکا در برنامه دگرگونی و بازسازی خاورمیانه بود. افراد مختلفی با طرز فکرهای متفاوت دراین منطقه حضور دارند که می توانند هر یک به نوعی بازتابی از اسلام سیاسی باشند. این افراد از نظر ایدیولوژیکی «نیمه لیبرال، نیمه محافظه کار» هستند. »

اسلام سیاسی بر پایه فلسفه غرب شکل گرفته است. بر خلاف جمع گرایی سنتی شرق، این فلسفه فردمحوری اروپایی را ترویج می دهد. ارن در ادامه می گوید: « همین عامل نقش مهمی درشکل گیری اختلاف نظر میان اسلام سیاسی و فرهنگ منطقه داشت. در اصل، اسلام سیاسی، آن نظریه ای نیست که می توانست باعث تحکیم کشورها در منطقه شود. جهت گیری اسلام سیاسی، فعالیت به نفع منافع سرمایه داری می باشد.»

از آنجا که اسلام سیاسی فاقد ریشه های تاریخی و یا پایه های استوار می باشد، امروز اهمیت خود را در منطقه خاور میانه از دست داده و به مسیری تبدیل شده که آینده ای ندارد. اردن با تاکید بر این موضوع می گوید:

« با وجود اینکه امپریالیسم روی اسلام سیاسی شرط بسته بود، اما ظاهرا، بچه آن مرده به دنیا آمد، زیرا با اصول دینی و نوع جهانبینی حاکم در خاور میانه مغایرت دارد».

پس از «بهار عربی»، امریکایی ها و متحدینشان روند بازسازی تمام منطقه خاورمیانه را تسریع کردند. اما به دلیل مقاومتی که سوریه در مقابل ایالات متحده از خود نشان داد و پس از آن مقاومت های مصر، دولتمردان امریکا مبجور به بازنگری در تاکتیک خود شدند. ارن اردن معتقد است که « اکنون امریکا برای تداوم حضور خود در منطقه، از روش کنار زدن اسلام سیاسی استفاده می کند. ظاهر امریکا مجبورشده این بیماری را که خود مسببش بوده، ریشه کن کند».

شکست اسلام سیاسی را «اولیور روی» استاد تیوری سیاسی از دانشگاه «اروپا» در فلوریدا سال ۱۹۹۴ پیشگویی کرده بود. به گفته الیور روی، این ایدیولوژی که سال های ۷۰ تا ۸۰ قرن گذشته به عنوان ایدیولوژی وزنه مقابل برای اندیشه های چپی در خاور میانه بنا نهاده شد، امروز در مسیر سقوط و انحطاط قرار گرفته است.

 

ص. ر

سیاسی ـ بامداد۱ /۱۳ـ ۲۰۱۰

جهاد، ابزاری برای کسب ثروت افریقا

 

در افریقا تعداد طرفداران اسلام رادیکال ، رو به رشد است. وجود گروهک های تندرو، تبدیل به معضل جدی در غرب شده اند. نفوذ آنها بتدریج به سوی شرق و جنوب گسترش می یابد .شورشیان نایجری از گروه « بوکو حرام » سال هاست که در حال مبارزه با دولت هستند. اسلام گرایان مرتبط با القاعده، در بهار ۲۰۱۲، شمال کشور مالی را به تصرف خود در آوردند. می توان از اقدام تروریستی ماه سپتامبر کنیا نام برد، وقتی که گروهک «  الشباب» مستقر در سومالی، مرکز خرید نایروبی را به تسخیر خود درآورده و بیش از ده ها تن از مردم بی گناه را کشتند .

لیونید فیتونی، معاون موسسه افریقای آکادیمی علوم روسیه پیش بینی می کند که افراط گرایی در قاره ی افریقا، باز هم گسترش خواهد یافت : « هم اکنون قاره افریقا، در بی ثباتی قرار دارد. اگر بخواهم نام مناطق درگیر را بشمارم، می توان به منطقه ی جنوب صحرای افریقا اشاره کرد. آنجا در حال شکل گیری سیاست جنگ طلب اسلامی است. دومین منطقه بی ثبات، شاخ افریقا یا کشورهای سومالی و اتیوپیا است. سوم، منطقه ی افریقای مرکزی است یعنی شرق و جنوب شرقی کنگو. ضمنا امکان بروز جنگ داخلی برای تغییر رژیم در آنگولا نیز وجود دارد ».

کارشناسان رشد افراط گرایی اسلامی را به چند دلیل عنوان می کنند. اول نماهنگ انقلاب های چندی پیش عربی که در لوای پرچم مردم سالاری، نماینده گان جنبش های رادیکالی را وارد صحنه کرد. کارشناسان اتفاقات رخ داده در مالی را مستقیما با سرنگونی رژیم قذافی در لیبیا، مرتبط می دانند. عامل دوم، صدور اسلام افراطی است. پاول سوتنیکوف، کارشناس بنیاد چشم انداز تاریخ، چنین تصوری دارد :« به نظر من آنقدر که صدور اسلام رادیکال از سوی کشورهای خلیج فارس در این رویدادها تاثیر گذار بوده، انقلاب های عربی، از نفوذ کمتری برخوردار بودند. هدف اسلام افراطی، ممانعت از ایجاد دولت های مردم سالار اسلامی است. برای تعدادی از حکومت ها، وجود مردم سالاری، ریسک بزرگی است، لذا آنها با صدور اسلام رادیکال امیدوارند تا روند مردم سالاری در جوامع اسلامی را متوقف کنند. »

به نظر تعدادی از کارشناسان، سومین عامل بی ثباتی و گسترش جنبش های افراطی، مبارزه برای منابع ثروت قاره سیاه است. سال های متمادی، تصور می شد که توسعه ی منابع طبیعی بسیاری از کشورهای افریقایی همچون موزامبیک، مقرون به صرفه نیست. اما با پیشرفت فناوری، حتا آن دسته از کشورهایی که پنداشته می شد، فاقد منابع ارزشمند اند، فعالانه مشغول به امور اکتشافی هستند. ایالات متحده، اتحادیه ی اروپا، جاپان ، چین، برازیل و هند، همه مدعیِ در اختیار گرفتن بخشی از ثروت افریقا هستند. بازی گران خارجی برای مبارزه بر سر گرفتن بخشی از این ثروت ها، حساب ویژه ای را بر روی قدرت های سیاسی و گروه های ذینفعی که قادرند از منافع آنها دفاع کنند، باز کرده اند. به نظر کارشناسان، جذب گروه های رادیکال اسلامی، می تواند عامل فشاری از جانب بعضی از بازی گران خارجی بر روی دولت های افریقایی باشد .


ص . ر

 

سیاسی ـ بامداد۱۳/۲ـ ۰۱۱۱

شهردارجزیره لمپدوزا به انریکو لتا صدراعظم ایتالیا گفت :

با من به شمارش مرده ها بیا!


نوشته: دکتراسد محسن زاده

 

لامپدوزا این خشکه تنها و بیکس ، کوچک و دورافتاده از روم  و بروکسل دردریای مدیترانه نه بخاطر زیبایی آن بل بخاطر زشتی های که همه روزه در دورو برش رخ میدهد سخت زبانزد جهانیان شده است. روم بخاطر روکرد « سیل پناهجویان » به لامپدوزا خود را چون این جزیره ناامید  و تنها احساس کرده برسیاستمداران و تصمیم گیرنده گان بروکسل خرده میگیرد که آنها را دربرابراین « سیل! » و توفان به حال خود رها کرده  و به یاری و داد آنها دراین روزگار درمانده گی اقتصادی  و اجتماعی  نمی شتابند. اروپا هم چونان با خود و گرفتاری های خود سردچاراست که گوشی به درخواست های روم ندارند. آنها با مسایل بزرگتری چون « گرفتاری ها » در لیبیا، مالی ، سوریه و... سخت دست و گریبان اند و برای همبسته گی با یاران رومی و یاری به آنهایکه با پذیرش قربانی های بیشمارخود را تا کرانه های « جزیره مرگ و امید » رسانیده اند، ندارند.

در هفته ایکه گذشت ( پنج شنبه ۳ اکتوبر) لامپدوزا بار دیگرشاهد تراژیدی وغم جانکاه انسانی بود.سرنشینان « پایدان کشال » کشتی پناه جویان افریقایی با شادمانی به امید رسیدن به« بهشت اروپا » نزدیک سواحل جزیره مرگ و امید شد. کسانی با دیدن خشکه فریاد خوشی سردادند و خود را با یک پا در سرزمین ارمانی یافتند. درهشت صد متری آنها لامپدوزا به چشم میخورد.درمیان شادی و امید قایق ازحرکت باز ایستاد و توان حرکت به پیش را از دست داد. تیلفون های همراه از کار افتادند و شعله های آتش  مانند صاعقه آسمانی برکشتی و ساکنین آن نازل شد. شعله های آتش زبانه کشید و با شتاب و عطش بی پایان  بر تمام کشتی دامن گسترد. کسانی از جمله جمع زنان باردار و کودکان از ترس مرگ و سوختن با آنکه شنا نمیدانستند، به دریا و تقدیر پناه بردند و از توفان های خشمگین و بی رحم شمال مدد خواستند. کسانی شهادت میدهند که: سه کشتی ماهیگیری آنها را دیده و با بی تفاوتی از کنار شان رد شدند.دیری نگذشت که آبهای مدیترانه سخاوتمندانه آنهایی را که ساعتی پیش ترخود را بیشتر از هرزمان دیگری به هدف نزدیک تر میدانستند و شادی و هیجان سرتا پای شانرا فرا گرفته بود را بی جان و ناتوان با  قلب آگنده از ترس وناامیدی به مهمانی خود میبرد. امداد گران هم درپیمودن راه شتابی نداشتند. برای ۵۰۰ متر چهل و پنج دقیقه وقت لازم داشتند. وقتی آنها    در رسیدند دیگر « مرده های همه جا به چشم میخورد».

 قایق« مهاجرآور» بابهره ازبهشت ایجاد شده برای جنایت و زراندوزی درشهرمصراته لیبیا، بیش از ۵۱۸ انسانی که از جنگ و غارت به جان آمده بودند و تخم مراد شان درسرزمین مادری دیگرسبزنمیشد، را بردامن خود پناه داد و برایشان زنده گانی بهتر، آینده و آسوده گی را وعده میداد. مسافران داشته هایشان را بدامن قاچاقبران ریختند و در عوض قباله بهزیستن را از آن خود کردند. به گزارش رسانه ها از شمار ۵۱۸ تن سرنشین قایق ،آب تن بی جان صد و نود وچار پناهجو را تسلیم نیروهای امدادگرکرد. صد و پنجاه و پنج تن دیگرزنده به « بهشت اروپا» درلامپدوزا پانهادند. پیدا نیست که صد و شصت وهشت تن دیگر د رکجا مهمان دریا اند.

سازمانها پاسداری ازحقوق بشر دراروپا میگویند که سالیانه خشم شمال درمدیترانه بیش از یک هزار تن را به گام  مرگ سپرده و آرزوی شانرا به خاک یکسان میسازد. تنها در ۱۵ سال گذشته بیش از ۱۶۰۰۰ تن طعمه خشم توفان های « شمال » شدند و جان شان را قربانی رسیدن به « بهشت اروپا» کردند. به گفته پرو اسیول ( المان )  تنها درسال ۲۰۰۷ ترسایی بیش از۲۰۰۰ آواره افریقایی جان ، این گرانبها ترین هدیه خدایی را به پای اروپا ریختند.

 برسم عرف ورواج  روزگار، پس از آشکار شدن هر رخداد بزرگترسیاستمداران ایتالوی و اروپایی با قربانیان وخانواده های در داغ نشته شان همدردی وغم شریکی شانرا اعلام وبدین مناسبت عزای عمومی را برپاکردند.درهفته ای که گذشت آقای آلفانسو وزیر داخله ایتالیا  این تراژدی را « تراژدی تمام اروپا » خواند.سازمان ملل متحد نیز به سرنوشت درد بارمردمان بحران و جنگ زده درشمال افریقا و خاورمیانه اشاره کرده، نوشت که درنه ماه گذشته بیش از« ۳۰ هزار »  پناهجو از راه دریا به ایتالیا و اروپا هجوم آورده اند.  بیشتر این « پناهجویان غیر قانونی » را سوری ها، ایرتیری ها و سومالی ها تشکیل میدهند. رییس پارلمان ایتالیا خانم لایورا بالدرینی گفت: « اجازه دهید تلاش های ما متحد شوند. تنها همکاری قوی ازجانب همه وهشدارها ، می تواند کمک به جلوگیری از تکرار تراژدی شود. ما باید مبارزه خود را با قاچاقچیان انسان ، که بهره برداری از ناامیدی مضاعف سود می برند متمرکز کنیم.»  پیام اروپا نمی تواند روشنتر از این باشد : مبارزه با قاچاقچیان انسان ! نیازی نیست تا کسی در باره ریشه و دلیل فرار مردمان از سرزمین مادری حرفی به زبان بیآورد و پیوندی میان مهاجرت ها و منافع راهبردی اروپا را طرح نماید.

به مردم میگویند که جنگ های فراوانی که دراین قاره و جا های دیگری ازجهان جریان دارد با اروپا ، منافع راهبردی و فروش و آزمایش جنگ افزارها ارتباط و پیوندی ندارند تا بر آن منحیث دلیلی برای کوچ و مهاجرت درنگ کرد.همینگونه به باور این مردمان کره گیرشدن یا گلوبالیزاسیون ، مبارزه برای دسترسی به مواد خام ارزان و مفت از یکسو وبازارهای گران فروش کالاهای تولیدی دراین کشورها و ربودن آینده میلیون ها انسان از سوی دیگر، هیچ یک با اروپا ربطی نداشته و نمی تواند دلیلی برای فرار انسانها و رو کرد آنها به کشورهای پیشرفته صنعتی باشد. چنین پنداشته میشود که تنها موجودیت جامعه های تنگ زیست و واپس مانده افریقایی و آسیایی دلیل روکرد مردمان آن به اروپای فراخ زیست است و بس . یعنی این همه مردمان نه از سرناگزیری ، بل ازسرشوق به اروپا روکرده، میخواهند تا از نظام اجتماعی ، آزادی و دموکراسی آن بهره سو نمایند.

وقتی قایق امیدوار« جنوب » برخلاف اراده و خواست باد های تند شمال و موج های خورد کننده  آن خود را تا ساحل لامپدوزا رسانید و از تقدیر بد آتش گرفت ، ماهیگران ایتالیایی میخواستند تا ده ها پناه جو را از کام آتش و خشم توفان مدیترانه نجات دهند ، ولی آنها  اجازه  این کاررا نداشتند.کسانی ازاین جمع دهن بازنموده  گفت که درگذشته آنها را بجرم  کمک و یاری با « غیر قانونی ها » جریمه کرده و حتا قایق هایشان را « ضبط » نمودند. و اگر این مانع نمی بود آنها جان صد ها تن از قربانیان را نجات میدادند.قایق آمده ازمصراته نخستن و آخرین قایق ازشمار کشتی های « کاروان فقر » نبوده و بدون دودلی میتوان گفت که این کاروان با قبول مرگ وباختن جان بیشتر راهش را ادامه خواهد داد. نه سیم خاردار ، نه قایق های گشتی و نه  هواپیما و دیده بانی مرزی ، هیچ یک نمی تواند جلو این کاروان را بازدارد. واما برخورد خشن و نفرت انگیز اداره پناهجویی ایتالیا درمورد زنده های « کشتی مصراته » سخت درخورتوجه و درنگ است : همین ۱۵۵ تنی که از خشم بادها  و موج های توفنده  شمال  در لامپدوزا جان به سلامت برده اند ، توسط دادستانی با تهدید جریمه و پرداخت فی نفرحدود ۵۰۰۰ ایرو به جرم « مهاجرت غیر قانونی »**  به ایتالیا رو برو شدند.

سیاستمداران غرب بارها گفته و درعمل نیز نشان داده اند که مایل نیستند تا پناهجویان را در برابر باستیل اروپا ببینند.برای همین هم بخاطر « محافظت » و « حراست » از این باستیل لشکر« فرونتکس * » و اقدامات بیشمارامنیتی از جمله کار برد ابزارهای پیشرفته تخنیکی ،گشت و گزارهای دیده بانی، برپا کردن کردن پوسته های امنیتی و کنترولی ... برای بازداشت و برگردانیدن تازه واردان را ایجاد ؛و سالیانه میلیون ها ایرو را برای گسترش پهنه این دستگاه به مصرف میرسانند.بودیجه همین سازمان  فرونتکس که مسوولیت کنترول مرزهای اروپا را به گردن دارد در سال ۲۰۰۵ ترسایی شش میلیون و دوصد هزار ایرو بود . این بودیجه در سال ۲۰۱۱ به ۸۸ میلیون ایرو افزایش یافت .همین دستگاه که وظیفه اش حفاظت و نگهداری مرزهای اروپا ، ازجمله بازداشتن پناهجویان  در راه رسیدن به باستیل اروپا میباشد، در حال حاضر دارای ۲۰ فروند هواپیما ، ۲۵ بال هلیکوپتر و ۱۰۰ قایق  محافظتی میباشد.  در مدیترانه غربی و مرزهای جنوبی در سالی که گذشت ارتش فرونتکس توسعه و گسترش چشمگیری نموده با قایق های مدرن و ابزار کارا تر الکترونیکی برای شناسایی و برگشت پناهجویان مجهز شده است.گروه های گشت و گزار این سازمان در آب و خشکه کسانی را که عزم رسیدن به اروپا را دارند ، شناسایی و هرچه زود تر آنها را از همان راهی که آمده بودند، برمیگردانند.  در باره اقدامات خشن فرونتکس سازمانهای حقوق بشر دراروپا از جمله مرکز اروپایی برای حقوق انسانی و شهروندی  (ECCHR) اقدامات « نظامی دفع پناهجویان » از سوی فرونتکس را مورد نکوهش قرارداده آنرا در ضدیت و ناسازگاری با قوانین پذیرفته شده بین المللی میداند. این « اقدامات نظامی دفع پناهجویان » بیشتر بیرون از حوزه صلاحیت  اتحادیه اروپا ، یعنی در آبهای بین المللی  بیرون از ساحه ۱۲ میل بکار بسته میشود. برخلاف حقوق انسانی و پناهنده گی، پناهجویان درآب های بین المللی مورد پیگرد قرارگرفته و مجبوربه برگشت میشوند.

چهار سال پیشتردر۵ اکتوبر۲۰۰۹ رسانه های بین المللی ، سازمان پرواسیول ، سازمان عفوه بین المللی و سازمان خدمات کلیسایی المان چشمدید سرنشینان یک قایق سنیگالی را چنین گزارش کردند :« ما سه روز راه پیوده بودیم که ما را کشتی پولیس توقف داد. آنها برای ما آب نداده و ما را تهدید کردند که اگر برنگردیم ؛ قایق ما را سرنگون می سازند. با آنکه تشنه بودیم و جسد هایی را هم در قایق باخود داشتیم ؛ ما را مجبوربه برگشت به سنیگال کردند***.»  از چنین برخورد هایی درمدیترانه شرقی ، یعنی مرزمیان ترکیه ویونان نیز پیوسته گزارش داده میشود.چونان که درنتیجه عملیات فرونتکس زیرنام « پوزیدن » قایق پلاستیکی پناهجویان در دریای اوروس و یا میریچ  در مرز ترکیه ـ یونان مورد حمله  محافظین فرونتکس قرارگرفت. در عملیات « هیرا ۲۰۰۸ » که توسط فرونتکس راه اندازی شده بود، به تعداد۵۹۶۹ پناه جوی افریقایی درآب های بین المللی دستگیرو مجبور به برگشت به افریقا شده اند.

پزویدن، هیرا ، ناوتیلیوس ، امازون و هیرمس**** بالترتیب نام های مستعار برای عملیات های فرونتکس درمدیترانه شرقی ، جزایرقناری ها و کناره های غربی افریقا ، مدیترانه ( بین شمال افریقا وجزیره مالتا ) ، میدان های هوایی بین المللی  ( برای بازداشت پناهجویان ازامریکایی لاتین) و جزایرلامپدوزا درایتالیا میباشد.

چنانکه روشن است اروپا به ثروت و داشته های افریقا میل بیشتری نسبت به پناه جویان آن دارد.اگر منافع سودجویانه و غارتگرانه شان بخواهد آنها با صرف میلیارد ها ایرو ، لشکر، آرگاه و بارگاه  آنها به  سوی افریقا به حرکت می افتند و از کشته شدن و کشتن هراسی ندارند.همین مالی و لبیا و ... نمونه های تازه برخورد  شمال نیرومند با جنوب ناتوان است.وقتی آنها در راه  منافع سودجویانه شان اجیران جنگی ، گروه های تروریستی و ضد مردم  را ایجاد  و حاکمیت ملی بسا از کشورهای افریقا را مورد سوال قرار می دهند ، اثرات این تلاش ها زنده گی میلیون ها شهروند افریقا را خرابتر و نامطمین ترمیگردانند.چپاول وغارت دارایی و ثروت های عظیم افریقا امرتازه ایی نیست . تنها کشتی های غول پیکر ماهیگیری مربوط به انحصارات غذا در اروپا سالیانه میلیونها ماهیگیر و دهقان افریقا را به ارتش بیکاران و گدایان می کشاند. شرکت های انحصاری اروپاهمه روزه بیشتر ازگذشته برمنابع غذایی ، آب و زمین درافریقا مسلط شده آینده میلیونها انسان را می رباید.این خیل بیکاران و بی روزگان با پیوستن به ارتش بیکاران  چاره ای  جز فرار و یا مبارزه برای یافتن زنده گی بهتر ندارند. کسانی که سازمان یافته واز درجه بلندتر اگاهی برخوردارند ، راه مبارزه و مقاومت را بر گزیده و شجاعانه در برابر ستم و غارت میرزمند و کسانی هم فرار را بر مبارزه و مقاومت ترجیع داده کوچ را  « یگانه » چاره میدانند.

 

    Agence européenne pour la gestion de la coopération opérationnelle aux frontières extérieures

European Agency for the Management of Operational Cooperation at the External Borders of the Member States of the European Union

** به قول از روزنامه کوریر، ۶  اکتوبر ۲۰۱۳

و آژانس خبررسانی ANSA ایتالیا

*** به نقل از روزنامه های ماینس و دی سایت المان

****  PoseidonHera, Nautilus, AmazonHermes, RABIT Operation, Eurocup 12