دپوهاند مجاور احمد زیار دوه شعرونه:

ویـلاړ
يوگوربت يم، د ويلاړ له دنگو غرونو را الوتی
نه د چا د دانې ښکار او، نه د چا په دام کې نښتی
د تاريخ نياوتون مې للي، سپيناوی په هسکه غاړه
نه مې سترگې چاته ټيټې، نه د چا پشوته پرېوتی
څه د وخت ټگي برگي او، څه زما رښتينولې وه
که پر دا دومره سپين نمرو، ديوتايانو يم تېروتی
د توپان مرغه په شان کښم، خپله لار په غر څپو کې
نن سبا که يم په بوښته، د ناخوالو کې کښېوتی
په تورتم کې ما بلينده، بله ساتلې د سره شعر
د ازمون له سرې بټی، لکه پولاد مخسور راوتی
ویلاړ= عزم، اراده،هوډ،تصمیم
( ډاکتر مجاوراحمد زیار )
پيوستون
که دا تورې گزمې گرځي راگرځي
نن سبا د بېلتانه
د دې ارت و بيرت پراته نړيوال کلي
په رڼا رڼا کوڅو کې...
خو سپېڅلې پاکه مينه مو
گواهيلي
چې که نن وي يا سبا،
دا کوڅې به د خوساوو
تورو پلونو
له بويونو نور پاکېړي ...
او شړلی پيوستون به
خپل سپېڅلي چاپېريال ته
راستنېږي تل لپاره!
(ډاکتر مجاوراحمد زیار )
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۲۵ـ ۱۷۰۵
Copyright ©bamdaad 2025
جنگ را بكُشيد!
شعار دارد يكى انقلابى دوران
كه جنگ را بكُشيد!
كه جنگ را بكُشيد!
همين نداست بلند از ستيغ روشن كوه
كه شيشه ها بهم آيد و سنگ را بكُشيد
كه جنگ را بكُشيد
كه جنگ را بكُشيد
كُشيد گرگ ستم باره را كه خونخوار است
ستمگريست كه كبك و كلنگ را بكُشيد
كه جنگ را بكُشيد
كه جنگ را بكُشيد
دوى كجاست جهان زيست ميكند با هم
شويد با همى و عار و ننگ را بكُشيد
كه جنگ را بكُشيد
كه جنگ را بكُشيد
سپيد و سرخ و سياه اختراع چشم بدست
خيال بافى و تميز و رنگ را بكُشيد
كه جنگ را بكُشيد
كه جنگ را بكُشيد
رموز فلسفه حق و خلق دريابيد
يكى شويد و در آیينه زنگ را بكُشيد
( استاد ضيا قاريزاده )
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۲۵ـ ۰۵۰۵
Copyright ©bamdaad 2025

ابوالقاسم لاهوتی
سر و رویی نتراشیده و رخساری زرد
زرد و باریک، چو نِی
سفره یی کرده حمایل، بر سرِ دوش
ژنده یی در تن وی
کهنه یی پیچیده به پا، چونکه ندارد پاپوش
در سرِ جاده ری
چند قزاق سوار از پیش، آلوده به گرد
دست ها، بسته ز پس
که رَوَد اینهمه راه؟
مگر آن مرد قوی همّتِ صاحب مسلک
که شناسد ره و چاه
خسته بُد
گرسنه بُد
لیک نمی خواست کمک
نِه ز ملک ، نی زِ اله
بجز از فعله و دهقان ، نه به فکر دیّار
از سواران مسلح ، یکی آمد به سخن
که دلش سوخت به او
– آخر ای شخص گنهکار ،چنین گفت به وی :
گنهت چیست ؟ بگو!
بندی از لفظ بر آشفت به وی
گفت: ای مرد نکو
گنه ام اینکه من از عایله رنجبرم
زاده رنجم و پرورده دستِ زحمت
نسلم از کارگران
حرف من اینکه : چرا کوشش و زحمت از ماست
حاصل اش از دگران ؟
این جهان یکسره از فعله و دهقان بر پاست
نه که از مفت خوران!
غیر از این ، من ز گناهِ دگری بی خبرم
دگری گفت که:
گویند تو « آشوب کنی » ، ضدِ قانون و وطن
دشمن شاهی و بیدینی و دهری مذهب
جنگجو ، فتنه فکن
پرده از کار برانداز و مپیچان مطلب !
راست گوی به من!
تو مگر عاشق حبس و کتک و تبعیدی ؟
تند تر می دوی از من، اگر آگاه شوی
دادش اینگونه جواب:
دین وقانون و وطن ، آلت اشراف بُوَد
رنجبر ، لُخت و کباب
سگِ خان ، با جُلِ مخمل
بگو انصاف بود؟
خانه جهل خراب!
حیله است این سخنان
کاش که می فهمیدی
این عبارات مُطلا ، همه موهومات است
بندِ راهِ فقرا
چیست قانون کنونی، خبرت هست از این ؟
حکم محکومی ما
بهر آزاد شدن ، در همه روی زمین
از چنین ظلم و شقا
چاره رنجبران، وحدت و تشکیلات است !
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۲/ ۲۵ـ ۳۰۰۴
Copyright ©bamdaad 2025
درود

درود بر دستان پینه بسته
درود بر تو
که از سپیدهی خاکستری بیدار می شوی
با نانی خشک، چاییِ بی شکر
و چشم هایی
که خستهاند از وعده و خیانت
تو که هر صبح
کنار دیوار ترک خوردهی بازار
می نشینی با امیدی
کمرشکن
به انتظار دستی که تو را
نه با نام
که با نان صدا بزند
ای کارگرِ بی کار
تو را کسی نمی بیند
جز خدا
و فرزندت
که چشم به دستان تهیات دوخته است
چه شکوهمند است پینه های دستت
وقتی بر پیشانیِ شرم می کشند
و چه جانسوز است نگاهت
وقتی می گویی:
«امروز هم نشد… شاید فردا.»
و فردا
فقط تکرارِ همان دیروز است
درود بر تو
کودکِ نان آور
که دستهای کوچکت
به اندازهی تمام بزرگان
سنگینی می کشند
تو که با سطل زباله
با دست مالهای چرک
با بارهایی که قدت را خم کردهاند
معنای کودکی را
زیر چرخ دستی جا
گذاشتهای
نه تختهی مکتب را دیدی
نه خنده های زنگ تفریح را…
تو بازی نکردی
تو فقط بزرگ شدی
بی آن که کسی بداند
سرمای زمستان را
با پایی برهنه
گرمی تابستان را
زیر آفتاب بی رحم
بدون سایه
تحمل کردهای
برای لقمهای
که هرگز کافی نبوده
روز جهانی کارگر
برای ما
فقط یک نام است
بی نشان
بی صدا
بی نان
اما تو
با تمام بی کسیات
با تمام دردهای بی دارو
با تمام زخمهایی که بانداژ نمی شوند
قهرمانِ خاموشی
تو زندهای
و ایستاده
و مقاوم
تا جهان بداند
که شکوه انسان
در کاخ نیست
در دستان توست
(هاجره امین )
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۵ـ ۰۵۰۵
Copyright ©bamdaad 2025

پیام حزب آبادی افغانستان به مناسبت اول ماه می ، روز جهانی کارگر
مورخ ۱۱- ۲-۱۴۰۴
کارگران و زحمتکشان عزیز افغانستان!
اول ماه می ( ۱۱ ثور) برابرست به «روزجهانی کارگر» که ازسال۱۸۸۹ میلادی بدینسو درسراسرجهان توسط طبقه دورانسارکارگر، زحمتکشان ، نیروهای ترقیخواه و صلح دوست با براه انداختن گردهمایی ها ، مارش های شکوهمند خیابانی ، تقدیر ازجانباخته گان راه آزادی و ترقی اجتماعی تجلیل به عمل میآید.
کارگران افغانستان درمبارزه برضد ستم واستثمار و بخاطر بدست آوردن حقوق صنفی و سیاسی خود و سایر لایه های زحمتکش جامعه تجارب تاریخی و افتخارات جاویدانی را کمایی نمودند که تاریخ و نسل های آینده هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد.
با اوج جنبش دموکراتیک و ضداستبدادی در کشور« روزجهانی کارگر» اولین بار در سال ۱۳۴۷خورشیدی به ابتکار ح د خ ا و سهمگیری کارگران آگاه کارخانه جات جنگلک کابل تجلیل گردید.از اینروزبه بعد کارگران دلیر و با شهامت افغانستان با تشکیل سازمانهای صنفی خود پرچم مبارزه صنفی و سیاسی را برافراشته نگهداشته وهمگام با میلیونها کارگر جهان به اشکال مختلف از این روزهمبستگی جهانی کارگران جهان تجلیل و گرامیداشت به عمل آورده اند. طبقه کارگر افغانستان در چند دهه گذشته توانست در سازماندهی و بسیج زحمتکشان ، گسترش شبکه های صنفی ، پیریزی قوانین مدنی کار و کارگر و سایر تصمیم گیری های سیاسی و صنفی نقش مهمی را ایفا نماید.
با درد و دریغ که امروز در افغانستان در شرایطی از« روزجهانی کارگر» تجلیل به عمل می آید که کارگران افغانستان مانند سایر زحمتکشان کشور با مشکلات و چالش های بی شماری چون بیکاری گسترده ، محدودیت کار زنان ، افزایش کارکودکان ، نبود امنیت شغلی ، شرایط کاری دشوار و به تعلیق قراردادن نهادهای کارگری چون اتحادیه ملی کارگران ، اتحادیه های صنفی افغانستان ، گسترش فقر ساختاری ، دستمزدهای ناچیز، عدم پرداخت حقوق بازنشستگی کارگران و ده ها مشکل دیگر اجتماعی و اقتصادی روبرو هستند. چنانچه مزد یک کارگرعادی در افغانستان حدود دوصد الی سه صد افغانی یعنی معادل چیزی کم سه الی پنج دالردر روزمیباشد.
زحمتکشان کشور امکانات برگزاری محافل و گردهمایی های قانونی را نداشته ، نمیتوانند آزاد وعلنی ازاین روز با اهمیت تاریخی چنان که میخواهند تجلیل به عمل آوردند. کارگران افغانستان ازحق بیمه وتقاعد محروم شده ،هروقت که اداره مربوطه خواسته باشد آنها را بدون حمایت قانون ازکار برکنار می نمایند. دراین شرایط که بیکاری وفقر گسترده درکشور وجود دارد صدها کارگر فنی وکارآزموده بیکار، و جای آنها را کارگران غیرفنی اشغال نموده اند.ازجمعیت بیش از سی وپنج میلیون افغانستان ،چیزی بیشتر از ۱۵میلیون نفر واجد شرایط کارهستند. براساس آمارهای نشر شده از سوی موسسات بین المللی با به قدرت رسیدن گروه طالبان نرخ بیکاری در افغانستان به دوبرابر رسیده است.
کارگران مبارز و پرتلاش کشور ،
حزب آبادی افغانستان با تکیه برسنن پرافتخار نهضت های دادخواهی کشور، پیوسته ازحقوق و منافع زحمتکشان کشورجانبداری نموده ، افتخار دارد که امروز هم با امکانات دست داشته ازخواستهای برحق کارگران و لایه های زحمتکش کشور برای زنده گی درپناه قانون ،عدالت ، صلح ، امنیت و آزادی حمایت مینماید.
ما درحالیکه « روز جهانی کارگر» را به همه کارگران و زحمتکشان کشور و جهان تبریک و تهنیت میگوییم ، باور داریم که خواست ها و مبارزات برحق کارگران وهمه نیروهای ملی و ترقیخواه کشور زمینه برای روی کارآمدن یک نظام دموکراتیک ، مردمی و دادخواه ، و بهبود وضعیت معیشتی کارگران افغانستان را فراهم میسازد.
اول ماه می ، روز جهانی کارگر بر کارگران جهان خجسته باد !
پیروزباد کارگران و زحمت کشان افغانستان!
حزب آبادی افغانستان
بامداد ـ سیاسی ـ ۵/ ۲۵ـ ۳۰۰۴
Copyright ©bamdaad 2025