کشورهای آسیای میانه امنیت و ثبات میخواهند

محمد ولی
در سخنرانی های شان در هشتادویکمین اجلاس اسامبله عمومی سازمان ملل متحد امنیت و ثبات در افغانستان را ضرورت گفته بر حفظ آن تاکید کردند ، آنها وانمود ساختند که این امنیت و ثبات بر اقتصاد و امنیت کشورهای شان اثرگذار است . این واقعیت است زیرا پروژه های کاسا یکهزار ، تاپی و طرح عبور خط ریل از افغانستان به جنوب آسیا ( طرح روسها ) که بر اقتصاد افغانستان و آسیای میانه اثرگذار است ضرورت امنیت و ثبات در افغانستان را ثابت میسازد ، دراین میانه نماینده پاکستان که درنفس آن ثبات و امنیت و پیشرفت افغانستان جا ندارد نیز از امنیت و ثبات در کشور ما نام برد . این گفته نماینده پاکستان نیرنگ و فریبی بیش نیست و شاهد آن حوادث پنج دهه اخیر در کشور است .
سوال درینجاست که ثبات و امنیت در افغانستان چگونه برهم زده شده است و حالا چه تلاش های برای برهم زدن آن جریان دارد ؟
جهان وهمسایه ها می بینند و می دانند که در امتداد ۵۰ سال اخیر این ثبات و امنیت از مسیر پاکستان در افغانستان برهم زده شده است ، ابزار این برهم زنی تروریزم و دستیبازی استخبارات پاکستان در ایجاد شورش در افغانستان است . کشورهای آسیای میانه دراین عرصه بی دخل اند زیرا منافع شانرا در پیشگیری چنین سیاست نمی بینند و به امریکا و انگلیس که حامیان پاکستان اند مجال نمی دهند تا پروژه بی امن سازی را در افغانستان پیش ببرند .
تروریزم پدیده جهانی است ، پاکستان آنرا در سطح منطقه عملی میسازد ، برای تعقیب سیاست ( عمق استراتیژی ) تروریزم ، ایجاد موانع تجارتی ، اقتصادی و توسعه شورش گری برای به تعویق اندازی یا ممانعت از تحقق پروژه های زیربنایی بخصوص «دهلیز واخان » وسایل دست داشته استخبارات و اردوی پاکستان دراین مسیر است . از این جهت ایجاب می کند تا کشورهای آسیای میانه در بیان و تقبیح اعمال تخریبی پاکستان علیه افغانستان که به ضرر آنها نیز می باشد خاموش نباشند، حد اقل عکس العمل انتقادی درمورد ابراز نمایند ، اجلاس عمومی ملل متحد بهترین زمان برای بیان حقایق بود اما آنها صرف از ضرورت امن و ثبات نام بردند نه ذکر عوامل آن ، چون منافع کشورهای آسیای میانه با افغانستان در تقابل نبوده همسو می باشد بار سنگین امن و ثبات را باهم مشترک سازند و در تقبیح هرگونه اقدام بی ثبات سازی عکس العمل مناسب و حمایوی نشان بدهند .
سوال دیگر دوم در کشور چین است زیرا به یقین می داند که تلاش بی ثبات سازی شمال شرق افغانستان توسط پاکستان سنگ اندازی در مورد پروژه دهلیز واخان است . پروژه ایکه شاید منافع چین بیشتر از افغانستان در آن نهفته باشد .
افغانستان سخت به انزوا رفته است طوریکه حتا تعامل کنندگان و دارندگان نمایندگی های دیپلوماتیک در پایتختهای همدیگرهیچگونه ایما و اشاره در تقبیح کشتار اطفال و کهنسالان و بمباردمان پوهنتون و شفاخانه افغانستان توسط پاکستان تبارز نمی دهند.
داشتن تعامل و بعضآ مناسبات دپلوماتیک کافی نیست ، مهم آنست که جانب افغانی مانند پاکستان درکسب حمایت تعامل گران دستاوردی داشته باشد ، دیپلوماسی میله آهنین انعطاف ناپذیر نیست ، هنر است ، مهارت می طلبد ، زیرکی و سرعت عمل در رساندن حقایق بدیگران را ایجاب می نماید. پاکستانی ها دراین عرصه فعال و توانمند اند . افغانستان در هیچ مجمع بین المللی و منطقوی نمایندگی نمی شود ، این عرصه جولانگاه وسیع برای لجام گسیختگی پاکستان است تا ناحق را حق جلوه داده بار ملامتی ها حتا تروریزم را بردوش افغانها بگذارد . بدون عبور ازین موقف برای افغانستان مشکل است تا حمایت دیپلوماتیک همسایه ها و فراهمسایه ها را جلب نماید . تا چه وقت این سرزمین پهنه پروژه های منفعتی همسایه ها باشد بدون آنکه در نفس سیاست شان جانبداری از حقایق در مورد مردم ما جا داشته باشد؟
وزیر خارجه تاجکستان از ایجاد یک افغانستان با امن و ثبات نام گرفت ! یعنی چه ؟
چند حمله هوایی پاکستان و تحرکات محدود و ناکام چند فرستاده شده پاکستان به افغانستان این کشور را بی امن و بی ثبات ساخته است که او از ایجاد افغانستانی نام می برد که در ان امن ثبات باشد ؟
این همه ناشی از ضعف موقف منطقوی و جهانی افغانستان است که باید به آن عطف توجه بعمل آید.
مرور ۵۰ سال واژه جنگ را در ذهن طفل و کهنسال افغانستان منفور ساخته است باید دیپلوماسی ، مناسبات نیک ، جلب حمایت همسایگان و جهان ، گسترش مناسبات در همه عرصه ها با انعطافیت لازم جانشین جنگ گردد تا دست پاکستان از این سرزمین کوتاه شده ، افغانستان به موقف لازم متطقوی و جهانی اش نایل اید .
بامـداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۲۶ـ ۲۸۰۹
Copyright ©bamdaad 2026