بازی تهدید و فرصت در زمین افغانها

 

احمد شاهین

در سپهر استراتیژیک دنیا ، سه قدرت حضور دارند که جهان چند قطبی دراین بودش قابل رویت است .امریکا ،روسیه وچین .

به ملاحظه گزاره ای یاد شده در پارانومیک (گستره‌ ای وسیع) منطقه، افغانستان برای فدراسیون روسیه دریچه فرصت ها و تهدید هاست .

 برخاسته ازاین دریافته غرب وناتو از زمان پساشوروی ،در تلاش اند که روسیه را از طریق نفوذ به شرق بویژه از طریق گلوگاه افغانستان  مهار کنند ، لذاجنگ جاری سایه ها در زمین افغانها از رویکردهای یاد شده قابل تبیین است .

برای روسیه افغانستان  در استراتیژی منطقه یی آن نیزاز اهمیت کلیدی برخوردار است.این کشور برای جلوگیری از ایجاد تنش مدیریت شده توسط غرب و به موازات آن بهره برداری از تعامل با حاکمان امروزین افغانستان ،در پی آنست تا از تنش و بحران در کشور ما جلو گیری نموده ، تهدید ها را کاهش و در نهایت به فرصت تبدیل نماید، تا باشد  که ثبات پایدار را در راستای فراهم سازی بسترهای ژوپولیتیک برای فرآیند توسعه  چند جانبه منطقه یی بوجود آورد .

فرصت ها :

افغانستان پهلوی بزرگ فدراسیون روسیه است و از این گزاره  روسیه نگاه جیواستراتیژی وژیواکونومیک به افغانستان  بعنوان فرصت ها دارد .دراین زمینه روسیه تلاش دارد تا در منظومه ای امنیتی منطقه ای افغانستان  را وارد کند و با استفاده از ابزارهای نرم و اهرم های امنیتی به بازدارندگی وبی اثری استراتیژی غرب  دراین  ساحت دست یابد.بی تردید که بازدارندگی بدون انسجام سیاسی ناشدنی و بی معناست.

روسیه باید برای ثبات و پیشرفت استراتیژیک در افغانستان  چشم انداز توسعه سیاسی-اقتصادی  را نشانه بگیرد.امروزه بیش از هر زمان دیگری شاهد در هم تنیده گی سیاست واقتصاد استیم، چون این دو پدیداره موتور رشد همگرایی و صلح استند ، بویژه در شرایطی که کشور ما به میدان رقابت جغرافیای سیاسی قدرت ها تبدیل شده است.

پلاتفورم شانگهای یکی از ابزارهای اثربخش ساختاریست که در جهت دست یابی به ثبات و توسعه درافغانستان و ادغام آن در روند توسعه ای منطقه یی ازاهمیت کلیدی برخوردار است.

افغانستان  به نظم درون زا نیار دارد، نه ساختاری که دراتاق های فکر دیگران طراحی و تحمیل شود. (تجربه ای دولت سازی زیر سایه ای ناتو ودیگران در افغانستان  درستی این دیدگاه را به اثبات رسانیده است ).

کنون غرب از ابزارهای نرم متعارف چون مذهبی و قومی بعنوان سلاح ژیوپولیتیک ،در کشورما بهره می‌ گیرد، تا بحران آفریند و روسیه و چین را در باتلاق آن گیر نماید، و در نتیجه افق های توسعه ای پایدارمنطقه یی را به تعویق اندازد.

لذا لازم است تا بازیگران حوزه شانگهای در جهت بازدارنده گی غرب با پوتنسیال خود عمل کنند وهمچنان میان امنیت جمعی( امضای توافقنامه بین چند کشورکه مبتنی بر آن تجاوز به هر یک تجاوز به سایر اعضا تعریف می شود. پیمان امنیت جمعی  و ناتو نمودهای آنند. ) وامنیت منطقه یی (به وضعیتی اشاره دارد که همکاری و همآهنگی میان چند کشور یک منطقه  در راستای ثبات و امنیت را در برمی گیرد. سازمان شانگهای نمونه آنست ) پیوند متناسب اگر نگویم ارگانیک ایجاد نمایند.

کشور ما بایستی درلایه بندی درهم تنیده ای میکانیزم  ثبات، به امنیت منطقه ای  بپیوندد، بدین معنا که به روند ایجاد پیوند های سازمان یافته میان کشورهای این جغرافیا  وارد شود .

عضویت کامل آن در سازمان همکاری های شانگهای یکی از گزینه های بی بدیل دراین راستا میباشد.

نکته اینکه قدرت های منطقه  یی باید به افغانستان بعنوان ساحت فرصت بنگرد و راهکارهای را مهندسی نماید تا کاملتر باشد وحداکثر بازیگران این گستره‌ را درعملیاتی آن هم راستا سازند تا زمینه ای عبور ازتهدیدها فراهم آید.

 

 بامـداد ـ سیاسی ـ ۱/ ۲۵ـ ‍ ۲۹۱۱      

 Copyright ©bamdaad 2025