مقام زن

 

خورشید گرم پرتومهر و فاست زن    کانون رازهستی ورمزبقاست زن

اعجاز آفرینش و مبنای خلقت است    اکسیر زندگانی و هم کیمیاست زن

زنمادراست آنکه نخستین معلمست     آموزگارحرف گپ نکته هاست زن

در کار زار تر بیت عنصر جوان     پیوندعصرحاضروآینده هاست زن

زن مظهراراده وافکارمردمیست      بنیا نگذار جامعه و رهنماست زن

چشم چراغ خانه وخورشیداجتماع     گرمی نورتابش خورشیدهاست زن

فهمخردخجسته شودزینفرشته خو       برچشم اهل دانش فن کیمیاست زن  

آنجاکه زن بدانش اندیشه ملهمست     فرهیخته ومبارزوروشنگراست زن

درانتخاب راه بمیدان جنگ صلح        برضدجنگ درپی صلح صفاست زن

در سنگر دفاع چو مدافع قهرمان     فولاد ناب و افسر کل  قواست زن

درپرتگاه ساحل گرداب وموجها      در کشتیء امید وفا نا خداست زن

در تنگنای حادثه  و رنج  بیکران     درمان دردمرهم زخم وداست زن

با اینهمه خجستگی و افتخار  زن      درداکه درکشاکش درماجراست زن

جایی بدیل مال ومتاع میشوداسیر     جایی شریک زندگیءخلقهاست زن

آنجاکه نیستدانش قانون علم وفن       محکوم بند ورنج والم سالهاست زن

وآنجاکه فقرجبرجهالت مسلطست       آماج تیروخنجر و سنگ جفاست زن

ظلمتچراهمیش به زن سایه افگند       جرمش چیبوداینکه بغم مبتلاست زن

راه نجات چیست بگو ناجی  بشر      تاکی باینمصیبت واین رنجهاست زن

   راه    نجات جنبش   آزادی   زن است

 پیروزی از شماست که حق با شماست زن

 

عبدالوکیل کوچی 

 

بامداد ـ فرهنگی ـ۱ / ۱۴ـ ۰۷۰۳