دیدگاه «چتر ترقی‌ خواهان افغانستان » پیرامون «موافقتنامه همکاری نظامی ـ فنی روسیه و افغانستان»

 

چندی پیش، موافقتنامه همکاری نظامی ـ فنی میان روسیه و افغانستان، با حضور ملا یعقوب مجاهد و سرگی شویگو در مسکو به امضا رسید. این سند، روابط دو کشور را به‌ گونه‌ای رسمی از مرحله نظری به مرحله عملی وارد ساخت.

فارغ از واکنش‌های موافق و مخالف، این نوشتار می ‌کوشد به‌ گونه‌ای فشرده، دیدگاه «چتر ترقی‌خواهان افغانستان» را از چارچوب ادراکی جدید بازتاب دهد.

ازمنظر ژیوپولیتیک :

افغانستان در قلب جغرافیای سیاسی منطقه قرار دارد، جایگاهی که می‌توان آن را هارتلند منطقه، یا دقیق‌تر، هارتلند حوزه شانگهای دانست. بدین معنا که تعاملات اقتصادی، ترانزیت کالا، مناسبات سیاسی و فرهنگی در گرو ثبات این کشور است.

در مقابل، بی ‌ثباتی و بحران‌ های مدیریت ‌شده نیز می ‌تواند از این گلوگاه ژیوپولیتیکی به کشورهای منطقه صادر شود، موضوعی که در راهبردهای غرب، به ‌ویژه در پنج دهه اخیر، نمود آشکاری داشته است.

پس از خروج شتاب ‌زده ناتو از افغانستان، سیاست مدیریت بحران از راه دور همچنان بخشی از رویکرد غرب در قبال افغانستان را تشکیل می‌ دهد. حملات پاکستان به افغانستان و تشدید آن تا سطح تقابل نظامی نیز ازهمین منظر قابل تحلیل است. هشدارهای معنادار روسیه و چین و نگرانی‌های ایران نیز در همین چارچوب قابل درک است.

همچنین، تلاش‌ های شطرنج‌ گونه غرب برای سازمان ‌دهی و انسجام مخالفان مسلح طالبان از جغرافیای منطقه، به ‌ویژه پاکستان، با هدف ایجاد بحران امنیتی در افغانستان، همچنان ادامه دارد. بی ‌تردید کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای نیز این تحرکات را با دقت و نگرانی دنبال می‌ کنند، هرچند این گروه‌ها توانایی ایجاد بدیل سیاسی را ندارند و بیشتر به‌ عنوان ابزار فشار مورد استفاده قرار می ‌گیرند.

در همین راستا، ولادیمیر پوتین از کشورهای آسیای میانه خواسته است تا گروه‌های مخالف طالبان را از قلمرو خود خارج کنند. گزارش‌ها نیز حاکی از آنست که دولت تاجیکستان شماری از این افراد را از آن کشور اخراج کرده است.

حرکت تدریجی روسیه به‌ سوی افغانستان، به‌ عنوان گلوگاهی حیاتی که هم تهدیدها و هم فرصت‌ها را در خود نهفته دارد، از شناسایی رسمی حکومت موجود گرفته تا امضای موافقتنامه همکاری نظامی ـ فنی و نیز تلاش برای عضویت کامل افغانستان در سازمان همکاری شانگهای، در راستای کاهش همین تهدیدها قابل فهم است.

نکته مهم آن است که افغانستان، که طی بیش از دو قرن گذشته به‌عنوان یک گذرگاه استراتیژیک و «عارضه جغرافیایی» شناخته می‌شد، اکنون به یک عامل فعال و اهرم موثر در معادلات منطقه‌ای تبدیل شده است. از همین رو، توجه و گرایش روزافزون روسیه به افغانستان، ریشه در همین تحولات ژیوپولیتیکی دارد.

اما موافقتنامه همکاری نظامی ـ فنی

هرچند جزییات این توافق، نوع تسلیحات و سامانه‌ های مورد توافق هنوز به ‌صورت رسمی منتشر نشده است، اما با توجه به سیاست خارجی چندجانبه روسیه در قبال کشورهای منطقه، از جمله پاکستان، می ‌توان چنین برداشت کرد که این همکاری، در مفهوم عام، الزاماً شامل سامانه‌های پیشرفته دفاعی و تهاجمی که برتری راهبردی به سود افغانستان ایجاد کند، نخواهد بود، بلکه بیشتر گامی در جهت بازدارندگی و مدیریت بحران‌های امنیتی است، همان بحران‌هایی که مخالفان مسلح، با حمایت و سازمان ‌دهی غرب، در پی ایجاد آن هستند. (در این زمینه می ‌توان به مصاحبه اخیر رییس خدمات امنیت داخلی روسیه با تلویزیون افغانستان اینترنشنال مراجعه کرد.)

دیدگاه چتر ترقی‌ خواهان

چتر ترقی ‌خواهان، نه به‌ عنوان یک مجموعه منفعل، بلکه به‌ مثابه طیفی پویا، بر این باور است که حاکمان کنونی افغانستان باید از این فرصت برای ایجاد یک اردوی ملی حرفه‌ای، متناسب با تهدیدهای موجود، با بهره‌ گیری از کادرهای مسلکی، متخصص و متعهد استفاده کنند و در این مسیر گام‌ های استوار و قاطع بردارند.

اردوی ملی، مهم‌ ترین ابزار دفاع از تمامیت ارضی، استقلال ملی و ثبات کشور است، نهادی که افغانستان از زمان فروپاشی آن، نزدیک به چهار دهه است که از نبودش رنج می ‌برد.

همچنین، برای حضور معنادار در روند توسعه منطقه‌ای، لازم است تعریف منافع مشترک افغانستان با کشورهای منطقه بازخوانی و بازتعریف شود.

ما بر این باوریم که حاکمان کشور باید در تعیین اولویت‌ها، نیازهای اساسی مردم را در مرکز توجه قرار دهند و میان الزامات امنیتی، نیازهای اقتصادی و فرهنگی جامعه و مصلحت عمومی، تعادل برقرار سازند.

توجه به آزادی‌های مدنی، کاهش بیکاری و فقر، و فراهم‌ سازی زمینه مشارکت سیاسی، نه به‌ عنوان اقداماتی مقطعی یا تشریفاتی، بلکه به ‌مثابه عناصر به‌هم‌ پیوسته یک راهبرد ملی، ضرورتی تاریخی است.

این روند، هم ضامن بقای نظام سیاسی و هم زمینه‌ ساز بازگشت به خیر عمومی خواهد بود و نشانه‌ای از سلامت خرد سیاسی به شمار می ‌رود، زیرا پایداری هر معماری سیاسی، در نهایت، بر پایه مولفه‌های اجتماعی استوار است.

 

بامـداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۶ـ ۰۳۰۸                     

Copyright ©bamdaad 2026