اتحاد بـزرگ در بـرابـر فاشیـزم !

 

 

ساویتسکایا راسیا

در ۲۳ ماه می، در مسکو، در آستانه سومین مجمع بین‌المللی ضدفاشیستی، کنفرانس علمی و کاربردی بین‌المللی « فیدل کاسترو، چه گوارا و هوگو چاوز - نمادهای روند انقلابی جهانی» برگزار شد. این گردهمایی توسط فراکسیون حزب کمونیست فدراسیون روسیه در دومای دولتی، جنبش سراسری «دانشمندان روسی دارای سمتگیری سوسیالیستی»  و کمیته اجتماعی روسیه « برای آزادی نیکولاس مادورو» سازماندهی شده بود.این رویداد توسط دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه و رییس شورای مرکزی اتحادیه کارگران سوسیالیست روسیه ، ای. ن. ماکاروف، افتتاح و اداره شد. پس از خوش آمد گویی به شرکت ‌کنندگان، وی مهمانان برجسته میزگرد را معرفی کرد: معاونان روسای کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه، د. گ. نوویکوف و ل. ای. کلاشینکف، عضو هییت رییسه کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه، ک. ک. تایسایف، مشاور رییس کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه، ل. گ. بارانووا- گونچنکو، و همچنین نمایندگان کشورهای امریکای لاتین:

سفیر فوق‌العاده و تام‌الاختیار جمهوری کوبا، انریکه اورتا گونزالس، سفیر فوق‌العاده و تام‌الاختیار جمهوری بولیواری ونزویلا، خسوس رافایل سالازار ولاسکز، و ماروین اکتاویو سیلوا مارسیا، دبیر اول سفارت جمهوری نیکاراگوا. د. گ. نوویکوف سخنرانی افتتاحیه را برای حاضران ایراد کرد. گزارش اصلی توسط آی. ان. ماکاروف ارایه شد.

شرکت‌ کنندگان دیگری نیز در این کنفرانس سخنرانی کردند. این افراد شامل نمایندگان حزب کمونیست و سازمان‌های میهن‌ پرست ملی، پژوهشگران داخلی و بین ‌المللی و چهره‌های عمومی و سیاسی بودند. این گردهمایی با سخنرانی

د. گ. نوویکوف، معاون رییس کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه، معاون اول رییس کمیته امور بین‌المللی دومای دولتی و دارای مدرک دکترا در تاریخ، آغاز شد: ما امروز یک کنفرانس علمی و عملی تمام‌عیار داریم. موضوع آن « فیدل کاسترو، ارنستو چه‌گوارا و هوگو چاوز - نمادهای فرآیند انقلاب جهانی » است. حاضران در اینجا در یک رویداد مهم شرکت خواهند کرد. ما در حال برگزاری سومین مجمع بین‌المللی ضد فاشیزم  هستیم. ما پیش از این دو مجمع برگزار کرده‌ایم: یکی در مینسک، پایتخت بلاروس، و دومی اینجا در مسکو. موضوع مبارزه ضد فاشیستی و همبستگی در این مبارزه نه تنها همچنان مهم است، بلکه در حال تشدید شدن است. شاید آرزو میکردیم که اوضاع طور دیگری می بود، اما می بینیم که امپریالیزم لجام‌ گسیخته شده است، می بینیم که چگونه جنگ‌های جدیدی را به راه می اندازد و چگونه از ارتجاعی ‌ترین گرایش‌ها، از جمله فاشیزم ، پشتیبانی می ‌کند.

دیری نخواهد پایید که، می ‌توان گفت که تنها چند روز دیگر با یک روز تاریخی بسیار مهم، غم ‌انگیز و قابل توجه روبرو خواهیم شد ـ ۸۵ سال از آغاز جنگ کبیر میهنی مردم شوروی علیه المان نازی میگذرد. و در این شرایط، اهمیت سومین مجمع بین‌المللی ضدفاشیستی ما حتا بیشتر می ‌شود. ما شاهد تعمیق بحران سرمایه‌ داری هستیم، به این معنا که غارتگری امپریالیست هر روز نیرومند‌تر می ‌شود. ما نخستین کسانی نخواهیم بود که در مورد این موضوع سخن میرانیم. قانونمندی این پدیده بیش از ۱۰۰ سال پیش مشخص و شناسایی شده بود. و. ای. لنین در اثر برجسته خود، «امپریالیسم، بالاترین مرحله سرمایه ‌داری»، به روشنی و شیوا و قابل فهم در این مورد سخن گفته است. علم، علم است زیرا نتیجه ‌گیری‌های آن در طول زمان تأیید می ‌شوند. نتیجه‌ گیری‌های لنین تأیید شده‌اند. امپریالیزم بسیار خطرناک است. با فروپاشی و خزیدن به درون بحران‌های عمیق ‌تر، خطرناک‌ تر می ‌شود. مردم شوروی و تمام بشریت برای رهایی از نازیزم هیتلری و نظامی ‌گری جاپان بهای سنگینی پرداختند. وظیفه مقدس ما این است که همیشه قهرمانان مبارزه ضد فاشیستی را به یاد داشته باشیم. اینها سربازان و افسران ارتش سرخ، سربازان نیروهای متفقین، مبارزان ارتش آزادیبخش خلق چین، نمایندگان مقاومت فرانسه و ایتالیا، اعضای گروه زیرزمینی ضدفاشیستی آلمان، پارتیزان‌های یوگوسلاویا و کوریایی و میهن ‌دوستان پولندی و چکسلواکی هستند.

دلاوری های سخت و دشوار جنگ کبیر میهنی و جنگ جهانی دوم، اتحاد بزرگ نظامی را علیه بربریت فاشیستی تشکیل داد. این اتحاد، اتحاد مبارزان علیه استبداد، اتحاد کمونیست‌ها، میهن ‌پرستان و دموکرات‌های واقعی بود. این اتحاد بزرگی از مدافعان صلح جهانی، مخالفان ظلم و ستم و حامیان عدالت اجتماعی بود. درک این نکته مهم است که چرا آن اتحاد بزرگ ضد فاشیستی ممکن شد. این اتحاد به این دلیل پدیدار شد که تا آن زمان، کارگران از کشورها و خلق‌های مختلف، تجربیات عظیمی در مبارزه برای آزادی و عدالت اندوخته بودند. پرولتریای اروپایی که پرچم سرخ مارکسیزم را برافراشته بودند، تجربیات گسترده‌ای در مبارزه اندوختند. کارگران و دهقانان روسیه، به رهبری لنین، که علیرغم شکست در نخستین انقلاب روسیه ۱۹۰۵-۱۹۰۷، انقلاب سوسیالیستی کبیر اکتوبر پیروزمند را به ثمر رساندند، تجربیات گسترده‌ای کسب کردند. خلق‌های آسیا که پیش از این وارد نبرد با استعمار شده بودند، تجربه خود را در مبارزه برای استقلال ملی افزایش دادند و در مبارزه در راه آزادی - رهایی اجتماعی و ملی - تجربه کسب کردند. ما قهرمانان مبارزه با فاشیزم ، قهرمانان قلعه برست را به یاد می‌آوریم... نام‌های نیکولای گاستلو، الکساندر ماتروسوف، موسی جلیل و بسیاری دیگر که الهام‌ بخش ما هستند. میراث مردم شوروی، ارزش‌های سوسیالیزم شوروی و پیروزی میهن ‌دوستی شوروی چنان قدرتمند بود که ما توانستیم بسیاری از تبلیغات ضد شوروی و ضد کمونیستی را از بین ببریم.

امروز، اینجا در روسیه، ما هنوز به بزرگترین پیروزی خود - پیروزی برای بازگرداندن کشورمان به مسیر سوسیالیسم - دست نیافته‌ایم. به همین دلیل است که برنامه عمل خود را برنامه پیروزی می ‌نامیم. ما در واقع هنوز به بزرگترین پیروزی خود نرسیده ایم. اما ما به چیزی دست یافته ‌ایم، شاید حتا چیزهای زیادی. ما به این دست یافتیم که روز پیروزی بر نازیزم، ۹ می، به تعطیلات ملی اصلی تبدیل شود. ما به این دست یافتیم که رژه‌های روز پیروزی، علیرغم تلاش‌هایی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی برای لغو آنها صورت گرفت، در این روز به میدان سرخ بازگردند. ما به این دست یافتیم که روسیه اکنون چین، ویتنام، کوریای شمالی، کوبا، نیکاراگوا و سایر کشورهایی را که هوادار سوسیالیزم بودند، متحدان اصلی خود بداند. ما به این دست یافتیم که پنج حزب حاضر در دومای دولتی به اتفاق آرا به قطعنامه ‌ای رأی دهند که خواستار پایان دادن به محاصره جنایتکارانه کوبا توسط ایالات متحده امریکا و حذف کوبا از فهرست کشورهای غیررسمی وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا بود. ما حزب کمونیست را حفظ کردیم. امروز، حزب کمونیست فدراسیون روسیه تأثیرگذارترین نیروی مخالف در کشور ما است.

روشن است که امپریالیست‌ها هرگز به سادگی تسلیم نخواهند شد و هرگز سیر نخواهند شد. برای غرب کافی نبود که میهن عزیزمان - اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی - را تکه تکه کند. پس از آن، آنها به هیچ وجه آرام نگرفتند و دست نکشیدند. با کمک فعال آنها بود که ضدانقلاب بورژوازی کشور ما را از نظر اقتصادی و جاهای دیگر ویران و به شدت تضعیف کرد. آنها بودند که از تروریزم در قفقاز حمایت کردند، آنها بودند که جمهوری‌های شوروی سابق - لیتوانیا، لتونیا و استونیا - را به بلوک متجاوز ناتو کشاندند و اکنون آنها در حال کشاندن اوکرایین به فاشیزم  هستند. این امپریالیست‌ها بودند که کودتایی را در بلاروس برنامه‌ ریزی کردند و تلاش کردند رییس جمهور الکساندر لوکاشنکو را سرنگون کنند... من مطمینم که امروز در این کنفرانس که به فیدل کاسترو، چه گوارا و هوگو چاوز اختصاص داده شده است، ایده‌های مهم بسیاری، از جمله ایده‌هایی در مورد اهمیت آگاهی تاریخی، مطرح خواهد شد. آگاهی تاریخی به مردم کمک می ‌کند تا با هرگونه تهدید، تحریم و باج ‌گیری مقابله کنند. ما در روسیه می ‌دانیم تحریم‌ها چیستند؛ کشور ما بیش از یک بار با آنها روبرو شده است. پس از انقلاب سوسیالیستی اکتوبر کبیر، دولت لنین با مداخلات خارجی، همدستان داخلی و تحریم‌ های غربی دست و پنجه نرم کرد. وقتی از اعمال قهرمانانه نبرد علیه فاشیزم  نازی سخن می رانیم، همیشه نمونه بزرگ استقامت در لنینگراد در طول محاصره را به یاد می‌آوریم. گرسنگی وحشتناک ‌ترین سلاح برای ساکنان آن بود، وحشتناک ‌تر از گلوله‌های توپخانه، حملات هوایی و بمب‌ها. یکی از بزرگترین شهرهای جهان در آن زمان خود را در سطح یک اردوگاه کار اجباری گسترده یافت. کل شهر در سطح آشویتس و مایدانک بود. چند گرم نان به معنای زندگی یا مرگ بود. اگر این را به خاطر بسپاریم، آنگاه همه هزاران تحریمی که غرب امروز بر ما تحمیل کرده است، ترسی ایجاد نخواهد کرد.

ما کاملاً درک می ‌کنیم که بن ‌بست فعلی روسیه با مقامات ایالات متحده امریکا و اتحادیه اروپا از روز سخنرانی رییس جمهور روسیه، پوتین، در کنفرانس امنیتی مونشن در سال ۲۰۰۷ ترسایی آغاز شد. اما چه چیز خاص و ویژه‌ای در مورد آنچه پوتین در مونشن گفت وجود داشت؟ او به سادگی گفت که روسیه به توسعه مستقل نیاز دارد، مسکو برای این حاکمیت تلاش خواهد کرد و روس ‌ها از جهانی چندقطبی پشتیبانی می ‌کنند. آیا این طبیعی نیست، آیا این عادی نیست، آیا این نوعی روش عجیب برای طرح این پرسش نیست؟ و با این حال، همین برای غرب کافی بود تا پوتین را یکی از دشمنان اصلی خود و در کنار او، کل مردم روسیه بداند. امپریالیست ‌های غربی باید بدانند که دشمنی آنها نمی ‌تواند مردم روسیه را بترساند. روسیه دوستان زیادی در امریکا، آسیا، افریقا و اروپا دارد. آقایان امپریالیست، ما با تحریم‌ها و تهدیدهای شما کنار خواهیم آمد. اما شما، آقای ترامپ، و همه کسانی که او را تحسین می ‌کنند، باید در نظر بگیرید که آیا می ‌توانید با اعلام این همه تحریم و شروع این همه جنگ، با این وضعیت کنار بیایید. آیا می‌ توانید با تبدیل کردن کل ملت‌ ها به دشمنان خود، با این وضعیت کنار بیایید؟ آیا می‌ توانید با نقش استعمارگران کنار بیایید، آیا پس از آنکه این ملت ‌ها یک بار در تاریخ خود از ستم استعماری رهایی یافته ‌اند و برای آزادی خود بسیار ارزش قایل هستند، با نقش استعمارگران کنار خواهید آمد؟

آقایان امپریالیست، شما واقعاً باید با دقت فکر کنید که آیا می ‌توانید با ملت‌هایی با چنین تجربه گسترده‌ای کنار بیایید. این تجربه توسط نسل ‌هایی از مبارزان برای جهانی عادلانه ایجاد شده است. ولادیمیر لنین و جوزف استالین، ارنست تلمان و گیورگی دیمیتروف، مایو تسه ‌تونگ و هوشی مین، فیدل کاسترو و ارنستو چه ‌گوارا را در نظر بگیرید...

ما به ساعت‌ها و کنفرانس‌های بسیار بیشتری نیاز داریم تا نام همه قهرمانان خود را فهرست کنیم. قهرمانان، متفکران، رهبران شما کجا هستند؟ چنین قهرمانان شما کجا هستند، امپریالیست ‌ها کجا هستند؟ قهرمانان شما چه کسانی هستند؟ هری ترومن، که بمب‌ه ا را بر روی شهرهای جاپان انداخت؟

رونالد ریگان، که به شوخی می ‌گفت که دستور بمباران اتحاد جماهیر شوروی را داده است؟

مارگریت تاچر، که اصلاحات ضداجتماعی انجام داد؟

شاید قهرمانان شما جو بایدن یا دونالد ترامپ باشند؟ می ‌دانید، اگر اینها قهرمان هستند، پس قهرمانی اصلاً وجود ندارد... اما ما با اطمینان می ‌دانیم که قهرمانی وجود دارد. در لحظات خاصی از تاریخ، به جوهره کل یک ملت تبدیل می ‌شود. بدون قهرمانان، نه کمون پاریس، نه انقلاب سوسیالیستی اکتوبر بزرگ، نه پیروزی بر فاشیزم  در ماه می یا بر نظامی ‌گری جاپان در سپتامبر ۱۹۴۵ وجود نمی‌ داشت. بدون قهرمانان، نه انقلاب کوبا و نه جنبش انقلابی کاملی در امریکای لاتین وجود نمی‌ داشت. بدون قهرمانان، امروزه بیشتر بشریت توسط مستعمرات غربی سرکوب می ‌شد. قهرمانان واقعی همیشه در کنار عدالت ایستاده‌اند. با پیروی از اکتشافات علمی بزرگ مارکس، انگلس و لنین، ما به خوبی می ‌دانیم که تجسم عدالت، سوسیالیزم است. « اگر از هر بی‌ عدالتی لرزه ای از خشم بر اندامت افتاد، پس رفیق من هستی» - این عبارتی از ارنستو چه گوارا است. این به معنای ادامه‌ ایده‌های مارتی و کل جنبش انقلابی بزرگ بود. این سخنان چه گوارا مهم‌ ترین اصل برای هر یک از ماست. از این رو، ما امروز می ‌گوییم:

زنده باد دوستی و برادری خلق‌ها،

ـ زنده باد استقلال ملی،

ـ زنده باد عدالت اجتماعی و سوسیالیسم!

زندگی انقلابیون واقعی رو به آینده است. آنها نمی ‌میرند. آنها در قلب‌ها و دستاوردهای پیروانشان زنده می‌مانند.

زنده باد فیدل، زنده باد چه، زنده باد چاوز!

 

 

بامـداد ـ دیدگاه ـ ۱/ ۲۶ـ ۰۶۰۶                    

Copyright ©bamdaad 2026