برای نظم نوین نمیتوان به حمایت امپریالیزم امید داشت!

 

 

گفتگو با کمال اوکویان

کمال اوکویان صدرحزب کمونیست ترکیه در باره مسایل جاری سیاسی مربوط به ونزویلا و ایران و حمایت اکرم امام اوغلو، از مسوولین «حزب جمهوری خواه خلق» ترکیه از ماچادو* رهبر اپوزیسیون راستگرای طرفدار امریکا در ونزویلا تاکید می کند. او با اشاره به رضا پهلوی، پسر شاه سرنگون شده ایران، غرب گرایی در اپوزیسیون ایران و ترکیه و گرایش های متمایل به اتحادیه اروپا می گوید: « مبارزان راه  برابری و کسانی که برای جهانی بهتر مبارزه می کنند، باید شیوه مبارزاتی خود را از شیوه و سیاست های مداخله جویانه امپریالیستی جدا کنند.»، « مبارزه برای استقلال و برابری حق همه ملت هاست، این مبارزه امری ملی و وظیفه مردم هر کشور است. دخالت های امپریالیستی در امور مبارزاتی ملت ها، نشانه تجاوزگری و چشمداشت به دارایی های آن ملت است. مثلا اخیرا طرفداران شاه در خیابان ها تظاهرات کردند، اما با حمایت چه کسی؟ کاملا مشخص است، با حمایت مالی و سیاسی امپریالیست ها بویژه امپریالیزم امریکا».

در اینجا خطاب ما به نیروهای مترقی و انقلابی دو کشور ایران و ترکیه است.آیا هنوز برای «مبارزان بینش انقلابی» روشن نیست کسانی که برای نظمی بهتر مبارزه می کنند باید خود را از سیاست های قدرت های امپریالیستی جدا کنند!؟

هرکس که این کار را انجام ندهد، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، در صف خدمت به امپریالیست ها عمل می کند. این تصور که چون «رژیم ایران زن ستیز است، رژیم ایران آزادی ها را ممنوع می کند، پس بپذیریم و طوری عمل کنیم تا امریکا حمله کند!؟» این طرز فکر تصوری به غایت اشتباه است. عده ای که ادعای انقلابیگری دارند در بعضی از رسانه ها می نویسند: بیایید از فرصت های ایجاد شده توسط امریکا استفاده کنیم و یا مستقیما پول بگیریم؛ اسلحه بخریم و آزادی مان را به دست بیاوریم.»!

 چنین آزادی هرگز وجود نخواهد داشت، فراموش کرده اید که امپریالیزم هیچ سابقه ای در آوردن آزادی و عدالت در هیچ جای جهان ندارد؟، «اگر انقلابی باشی، به تجاوز و سیاستهای امپریالیستی کمک نمی کنی.» وظیفه انقلابیون کشوری که تحت اشغال یا مداخله است، اتخاذ موضع ضد امپریالیستی است. «آیا کشوری در منطقه و در طول تاریخ وجود دارد که این نوع مداخلات و تجاوزها را مستقیم یا غیرمستقیم تجربه نکرده باشد؟ مثلا ترکیه. ما هم در طول تاریخ از کودتاها و قتل عام ها رنج بردیم. ما از قتل پیشروها، انقلابیون و میهن پرستان رنج بردیم.»

اگر در کشوری زندگی می کنید و می خواهید آن کشور را زیباتر و بهتر کنید، اگر انقلابی هستید، یکی از وظایف شما این است که نگرش خود را به چارچوب مواضع ضد امپریالیستی گره بزنید و دنباله رو آن جریانات سیاسی نباشید که به نوعی به تجاوز امپریالیستی کمک می کند. امپریالیست ها با راه اندازی «انقلاب رنگی» همیشه می کوشند تا روی موج نارضایتی بحق مردم، اهداف سیاسیِ تجاوزکارانه خود را پیاده کنند. نیروهای انقلابی مراقب باشند تا دچار «رمانتیسم انقلابیِ» ساده لوحانه نشوند.

آنچه اکنون درایران و ونزویلا می بینیم شرم آور است. به خصوص وضعیت «ماچادو»، وقتی از هزاران کیلومتر دورتر به عنوان یک انسان به آن نگاه می کنم، احساس شرمندگی می کنم. چطور ممکن است کسی این قدر چاپلوس و بیگانه پرست باشد!؟ او می گوید: «همه ثروت های ونزویلا را به روی انحصارهای چند ملیتی باز خواهم کرد، به امریکا و سرمایه گذاران خوش آمد می گویم.» این همه ژاژخایی و مزخرف گویی نشانه چیست!؟

«از دهه ۱۹۸۰ شاهد یک روند ضدانقلابی بسیار قوی هستیم» بعد ها در ترکیه بعضی ها مدعی شدند که دیگر دوران ایدیولوژی به پایان رسیده است این حرف عکس برگردان همان ادعای « پایان تاریخ » فوکویا بود که البته بعدا خودش هم آنرا مردود شمرد. سوال این است: «آیا آنچه اکنون در امریکا رخ می دهد، آنچه در قاره امریکا رخ می دهد، جنگ ایدیولوژیک نیست؟» حتا بیایید به دهه ۷۰ برگردیم. کودتا امریکایی علیه رییس جمهور قانونی شیلی ،آلینده  نیز بخشی از این روند راستگرا بود. این فرایند متاسفانه همچنان ادامه دارد، اما «ایدیولوژی انقلابی» نیز بخاطر همین سیاستهای تحمیلی و استعماری جدید همچنان زنده و پویا عمل می کند. پروسه مبارزاتی «ایدیولوژی انقلابی» چرا تمام نمی شود، چرا به پایان نمی رسد؟ چون ظلم و بی عدالتی ها در جهان ادامه دارند، در امریکای لاتین یک سنت ضدامریکایی بسیار ریشه دار وجود دارد. البته، مبارزه تاریخی با استعمار اسپانیا بسیار مهم است، اما وقتی به واقعیت قرن بیستم نگاه می کنیم، می بینیم انباشت نفرت از سیاستهای تجاوزکارانه امریکایی بسیار گسترده است.

تجاوز اخیر امریکا به ونزویلا البته بسیار خطرناک است. اما به بیداری و جهت گیری انقلابی در امریکای لاتین دامن خواهد زد، چون در امریکای لاتین زمینه مبارزاتی بسیار جدی علیه تجاوزات و استعمار تاریخی وجود دارد، انباشت نفرت علیه استعمارگران وجود دارد، به دلایل تاریخی مردم منطقه همیشه در حال مبارزه هستند. این موضوع برای همه کشورهای امریکای لاتین صدق می کند. علیه رادیکالیزم دولت ترامپ و امپریالیزم امریکا، نیروهای زحمتکش تحرک انقلابی بیشتری خواهند داشت. نشانه هایی از این موضوع نیز از هم اکنون وجود دارد. بسیاری از جنبش های سیاسی در منطقه که پیش تر خواستار آشتی بودند، پس از آخرین حمله امریکا به ونزویلا، بحث هایی را در رابطه با لزومِ اتخاذ روش های مبارزاتی جدید آغاز کرده اند. این ها پدیده ها تازه ای هستند و نشانه بیداری ملتهای منطقه امریکای لاتین علیه امپریالیزم. وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی ایالات متحده اسفبار است. بحران و فاسد به تمام سطوح جامعه سرایت کرده است. بی خانمانی از یک سو، بحران انرژی از سوی دیگر، خشونت پولیس از سوی دیگر، انواع حق کشی و بی عدالتی ها از سوی دیگر. رییس جمهور امریکا علنا و رسما می گوید: «من قانون را به رسمیت نمی شناسم، محدودیت هایم توسط اخلاقم تعیین می شود». فکر نمی کنم بشریت این را بپذیرد. به ویژه در امریکای لاتین. به همین دلیل است که در دوره پیش رو، سال ۲۰۲۶ سال درگیری های بسیار عمیق خواهد بود.»

در باره ایران سوال می کنید، معتقدم : کسانی که صدای خود را علیه فقر در ایران بلند می کنند باید در برابر امپریالیزم نیز موضع بگیرند .

« بیایید خیلی واضح صحبت کنیم. در شرایط فعلی در ایران در دنیای ایده آل من، نظم اجتماعی مناسبی وجود ندارد. در ایران فقر وجود دارد. این موضوعی نیست که فقط با تجاوز امریکا قابل توضیح باشد. افراد فقیر وجود دارند، افراد بسیار ثروتمند، الیگارش ها هم وجود دارند، یک نظام تثبیت شده وجود دارد، اما متاسفانه موتور تغییر در ایران بر پایه «جنبش کارگری» نیست که این نابرابری و بی عدالتی را هدف قرار دهد. بله، گاهی اوقات تظاهرات گسترده ای در ایران رخ می دهد. اما موتور محرکه این تظاهرات آن «نیروی محرکه ای» نیست که ابتکار عمل انقلابی رادر اختیار داشته باشد.نیروهای انقلابی باید با دقت به این موضوع توجه داشته باشند. ایران در مسیر یک دو راهی است: مداخله خارجی، تهدید اسراییل و امریکا. با توجه به غلبه فرهنگی غرب، برخی به جاسوس تبدیل شده اند، برخی دچار لیبرالیزم طبقه متوسط اند؛ کسانی هستند که رویای « انقلاب رنگی غربی» مانند بعضی از ما ها در ترکیه را دارند. این یک معضل بسیار خطرناک است، اما نیروهای استقلال طلب، ملی و مترقی باید بدانند که اگر می خواهند صدای خود را علیه فقر در ایران بلند کنند، ابتدا باید ارتباط فکری ـ فرهنگی خود را با امپریالیزم قطع کنند، دچار تلقین ایدیولوژیک غرب نشوند و در برابر تجاوز امپریالیستی موضع بگیرند و در عین حال بخشی از مبارزه بحق مردم باشند. البته برای نیروهای انقلابی اتخاذ سیاست های صحیح انقلابی «همزمان دو شیوه» آسان نیست، هیچ مبارزه آسانی در دنیا وجود ندارد. آنها باید مراقب باشند تا آلت دست سیاست های امریکا و اسراییل نشوند»،«هیچ شرمی آزار دهنده از خدمت به امپریالیزم نیست.» اگر من یک شهروند ایرانی بودم که در ایران زندگی می کند، به شیوه مبارزه ام عمیقا فکر می کردم. چگونه می توانم برای جلوگیری از تهدیدهای امریکا و اسراییل علیه کشورم، کشوری که در آن زندگی می کنم، کمک کنم، روش مبارزه با فقر همزمان با مبارزه علیه دخالت های امپریالیستی در میهنم کدام است؟ چگونه می توانم افشاگری کنم که سیاست های به غایت اشتباه این سیستم، کشور را فقیر می کند و کشور را در موقعیتی دشوار قرار می دهد اما این افشاگری و مبارزه من به نفع اجنبی تمام نشود؟ چگونه باید در مسیر مبارزه تبدیل به یک خاین و نوکر امپریالیزم امریکا و اسراییل نشوم؟ هیچ اشتباهی بزرگ تر از افتادن در دام سیاست های امپریالیستی نیست. هیچ شرمی بزرگتراز خیانت به میهن و نوکری برای امپریالیزم نیست.آلت دست سیاست های امپریالیستی شدن واقع شرم آور است. از طرفی « ایران تهدید می شود و از طرفی مردم بحق، معترض هستند دیالکتیک علمی مبارزه را فراموش نکنیم.اولویتها را درنظر بگیریم به ویژه در صورت مداخله مستقیم خارجی، وقتی در شرایطی روبرو هستیم که از پشت صحنه سیاست های امپریالیستی برنامه اشغال مستقیم و غیرمستقیم کشور، تجزیه و غارت منابع حیاتی کشور در تهدید است، وظیفه وجدانی ما کدام است؟ وظیفه واضح است. هدف اصلی دفع دشمن اصلی یعنی مداخله گر خارجی است. جلوگیری از خطر تجزیه میهن است، این وظیفه برای انقلابیون ونزویلا نیز شامل می شود که کشورشان در آرامش و بطور «غیر مستقیم» به اشغال دولت ترامپ در آمده است و امپریالیزم امریکا تمام دارایی های کشور ثروتمند ونزویلا را بدون خونریزی و هرج و مرج در اختیار گرفته است. و اما در رابطه با ترکیه « لیبرال های مدعی اصلاح طلبی، کسانی که می خواهند توازن سیاسی در ترکیه را تغییر دهند، می کوشند تا حمایت امریکا یا دیگر غربی ها را جلب کنند. ما برنامه شما را می شناسیم، شما حامی ناتو هستید. همین اکرم امام اوغلو، از زندان، دستاموز امپریالیستها برای ونزویلا ماچادو» ، را ستود. این عشوه گری های حزب جمهوری خواه خلق واقعا شرم آور است.»

 

بامـداد ـ سیاسی ـ ۲/ ۲۶ـ ‍ ۲۱۰۲            

Copyright ©bamdaad 2026