سخنرانی الیانور مارکس در نخستین روز جهانی کارگر*

الیانور مارکس
ما نیامدهایم که برای احزاب سیاسی کاری یا فعالیتی انجام دهیم، بلکه به این جا آمدهایم تا طبقهٔ کارگر از خود دفاع کند و حقوق خود را مطالبه نماید. می توانم به یادآورم زمانی را که ما بیش از ده یا دوازده نفر نبودیم و برای مطالبه قانون هشت ساعت کار به هاید پارک آمدیم، اما آن ده یا دوازده نفر به صدها نفر افزایش یافت و صدها نفر به هزاران نفر بدل گشت، تا جایی که امروز این تظاهرات باشکوه را، که سراسر پارک را دربر گرفته است، در برابر خود داریم.

ما رو درروی تجمع دیگری ایستادهایم، اما من خوشحالم که می بینم تودههای عظیمی از مردم در طرف ما هستند. آنانی که از میان ما با نگرانی به اعتصاب کارگران بارانداز و به ویژه کارگران کارخانه گاز نگریسته اند، مردان، زنان و کودکانی را دیدهاند که پیرامون ما را فرا گرفته اند. اعتصابات به میزان کافی تشدید شده و ما مصمم شدهایم که هشت ساعت کار در روز را از طریق تصویب قانونی آن تضمین کنیم؛ زیرا اگر چنین نکنیم، در نخستین فرصت این دستاورد و امتیاز را از ما پس خواهند گرفت و آنگاه، اگر پیروز نشویم، تنها خود را باید مقصر بدانیم.
امروز بعد از ظهر، در این پارک، مردی حضور دارد که آقای گلدستون روزگاری او را به زندان افکند ( مایکل داویت ) اما آقای گلدستون امروز بهترین روابط را با او دارد. شما فکر می کنید دلیل این تغییر چیست؟ چرا حزب لیبرال به گونه ای ناگهانی به یک حکومت ملی تغییر یافته است؟ پاسخ بسیار ساده است: زیرا مردم ایرلند هشتاد عضو به مجلس عوام فرستادهاند تا از محافظه کاران دفاع کنند. به همین ترتیب، ما نیز باید این لیبرالها و رادیکالها را، اگر با برنامه ما مخالفت کردند، بیرون بیندازیم.
امروز من نه تنها به عنوان یک فعال اتحادیه صنفی، بلکه به عنوان یک سوسیالیست سخن می گویم. سوسیالیستها معتقدند که نخستین و مهم ترین گامی که باید برداشته شود، مطالبه هشت ساعت کار در روز است؛ اما هدف و آرمان ما رسیدن به دورانی است که در آن هیچ طبقه ای برای تامین و حمایت دو طبقه دیگر وجود نداشته باشد. آشکار است که در آن دوران، بیکاری نیز وجود نخواهد داشت.
اما این پایان کار نیست، بلکه آغاز مبارزه است. تنها کافی نیست که برای مطالبه هشت ساعت کار در روز به این جا بیاییم و تظاهراتی برگزار کنیم. ما نباید همچون مسیحیانی باشیم که شش روز هفته را به گناه می گذرانند و در روز هفتم به کلیسا می روند. ما باید به گونه ای روزمره و دایمی از هدف و آرمان خود سخن بگوییم و مردان، و به ویژه زنانی را که می بینیم، برای پیوستن به مبارزه مشترک مان آماده سازیم.
« برخیزید، چونان شیری که از خواب نیمروز سر برمی گیرد
در شماری شکست ناپذیر
زنجیرهایتان را همچون شبنم بر زمین بریزید
چرا که در هنگامه خواب بر شما فرو افکنده شدهاند ،
ما بیشمارانیم، آنان ناچیزاناند. »
*هاید پارک لندن، چهارم می ۱۸۹۰
منبع: الیانور مارکس ( Eleanor Marx )، جلد دوم
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۴/ ۲۶ـ ۳۰۰۴
Copyright ©bamdaad 2026