نـوروز، هنگامه بیــداری زمیـن و امیـد انسان

داکتر نثاراحمد صدیقی
باز هم جهان به آستانه یکی از باشکوه ترین لحظه های گردش جاودانه خویش رسیده است. زمستان آهستهآهسته بار سفر می بندد و نسیم لطیف بهار پیام بیداری را در گوش خاک و آسمان زمزمه میکند. در چنین دمِ پرشکوهی از تپش طبیعت، ما به استقبال نوروز ۱۴۰۵ خورشیدی می رویم، جشنی که نه تنها آغاز سال نو، بلکه سرود جاودان زایش دوباره زندگی و نو شدن امیدهای انسان است
نوروز از کهن ترین یادگارهای فرهنگی تاریخ بشر به شمار می رود، جشنی که هزاران سال در حافظه تمدن ها و فرهنگ ها زنده مانده و نسل به نسل همچون چراغی فروزان راه زندگی مردمان این سرزمین ها را روشن کرده است. در روایتهای اسطورهای، این روز به جمشید نسبت داده شده است، روزی که آن را «روز نو » نامیدند تا نشانه آغاز روشنایی، شکوفایی و تازگی در جهان باشد.
در گستره خراسان تاریخی و به ویژه در سرزمین کهن بلخ در افغانستان، نوروز از دیرباز جایگاهی ارجمند داشته است. بلخ، این شهر باستانی که در طول تاریخ یکی از کانونهای درخشان فرهنگ، اندیشه و تمدن بوده ، همواره با آیین های نوروزی پیوندی عمیق داشته است. جشنهایی که هنوز در بلخ و مزارشریف با شور و شکوه برگزار می شود ، گواهی است بر زنده بودن این سنت دیرینه در دل فرهنگ مردم افغانستان امروز نوروز تنها جشن یک قوم یا یک سرزمین نیست ، بلکه میراثی مشترک برای میلیونها انسان در گوشه های گوناگون جهان است. از افغانستان و تاجیکستان تا ایران، آذربایجان و سرزمینهای آسیای میانه، مردمان بسیاری با زبانها، فرهنگها و باورهای گوناگون نخستین روز بهار را با شادی و امید گرامی می دارند. نوروز در حقیقت جشن همبستگی انسانهایی است که در دامان طبیعت زندگی میکنند و آرزوی صلح، دوستی و آیندهای روشن را در دل می پرورانند.
اهمیت جهانی نوروز چنان گسترده است که در سال ۲۰۱۰سازمان ملل با تصویب قطعنامهای در مجمع عمومی ، ۲۱مارچ را به عنوان «روز جهانی نوروز» به رسمیت شناخت ، این اقدام اعترافی رسمی به ارزش فرهنگی و انسانی این جشن کهن بود، جشنی که پیامآور صلح، همزیستی، دوستی میان ملتها و احترام به طبیعت است برای مردم افغانستان، نوروز همواره فراتر از یک جشن طبیعی بوده است. این روز زمان تازه شدن دلها، دیدار انسانها وزنده شدن امیدهاست. آیینهایی چون جشن گل سرخ در مزارشریف، برافراشتن «
جهنده» » در زیارت سخی، گردهماییهای مردمی، دید و بازدیدها و شادیهای دستهجمعی، همه نشان میدهد که نوروز در فرهنگ این سرزمین نه تنها جشن طبیعت، بلکه جشن زندگی و پیوند انسانی است.
همزمان با نوروز، در افغانستان « «جشن دهقان» یا « روزدهقان» نیز گرامی داشته میشود ، روزی برای بزرگداشت تلاش و زحمت کشاورزان این سرزمین که با دستهای پینه بستهه خود زمین را زنده نگه می دارند و چرخه زندگی را تداوم می بخشند. این سنت زیبا یادآور آن است که پیوند انسان با خاک و طبیعت ، بنیاد زندگی و آبادانی جامعه است.
اما پیام نوروز تنها در آیینها و جشنها خلاصه نمی شود. نوروز در حقیقت زبان روشن طبیعت است، زبانی که از دل شکوفهها، از خروش جویبارها، از سبزی دشتها و از آواز پرندگان سخن می گوید. طبیعت در هر بهار با صدایی آرام اما ژرف به انسان یادآوری می کند که قانون زندگی دگرگونی و نو شدن است .
درختی که در زمستان خشک و خاموش مینمود، در بهار دوباره جوانه میزند . زمین تیره ناگهان سبز و شکوفا میشود. برفها آب میشوند و جویبارها به خروش میآیند. پرندگان سرود زندگی را از نو آغاز میکنند و جهان رنگ تازهای به خود می گیرد. این همه به ما میآموزد که هیچ زمستانی جاودانه نیست و هیچ تاریکیای نمی تواند برای همیشه بر روشنایی چیره بماند.
در روزگاری که مردم افغانستان سالهای دشوار و پررنجی را پشت سر گذاشته اند و دلهای بسیاری از زخم های کهنه و تازه آکنده است، نوروز میتواند یادآور چراغ امیدی باشد که هرگز خاموش نمیشود. همانگونه که طبیعت در هر بهار از نو جان میگیرد، جامعهه انسانی نیز میتواند از دل دشواریها راهی به سوی روشنایی ، آگاهی، همدلی و زندگی شایستهتر بیابد. نوروز ما را به اندیشیدن فرا میخواند، به این حقیقت که جهان را میتوان با مهر، خرد و همبستگی انسانی زیباتر ساخت. آینده از آنِ کسانی است که امید را زنده نگه می دارند و با ایمان به انسان و زندگی، برای ساختن فردایی بهتر گام برمیدارند .
باشد که نوروز ۱۴۰۵ خورشیدی سرآغاز فصلی تازه از امید، آگاهی و همدلی برای مردم افغانستان و همهه مردمان این سرزمین باشد، فصلی که در آن انسانها با مهر و خرد به سوی آیندهای روشنتر گام بردارند و جهان را به جایگاهی شایسته تر برای زندگی تبدیل کنند
نوروز پیام جاودان طبیعت است،
پیام نو شدن، امید داشتن و از نو آغاز کردن
نوروزتان خجسته و بهارتان سرشار از روشنایی، امید و زندگی باد
بامـداد ـ فرهنگی و اجتماعی ـ ۱/ ۲۶ـ ۲۰۰۳
Copyright ©bamdaad 2026